سايت من
آخرين عناوين
مطالب سايت
درباره سايت

    آمار و امکانات سايت

سايت من

پیوندها، پیوندهای روزانه، موضوعات، نویسندگان و ...

 
 

پیوندهای روزانه

   آخرين نوشته ها، آرشيو و برچسب ها

 

پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر

کليه حقوق اين سايت محفوظ است

   درباره سايت

خونی که در رگ ماست ××× هدیه به رهبر ماست.

جهت سلامتی امام زمان(عج) همین الان یک صلوات بفرست!بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات باعرض سلام این پایگاه خبری تحلیلی وابسته به هیچ گروه سیاسی نمی باشدوفقط پیرو خط ومش ولایت فقیه ورهبری است وتمام نظرات شما چه خوب وچه بد بجز نظرات که شخصی می باشند ودر این پایگاه خبری تحلیلی به نمایش گذاشته خواهد شدلینک کانال تلگرام پایگاه https://telegram.me/Fadaianleaderباآرزوی موفقیت محمدامین سرکهکی

کليه حقوق اين سايت محفوظ است

  •  

  •  

  •  

  مطالب سايت

 

پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر

 

ماییم و نوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی

 

 

☫رهبرم سیدعلی☫

 

 

 

ما از خُم پرجوش ولایت مستیم ........... عهدی ازلی با ره مولا بستیم
بنگر که وظیفه چیست در این هنگامه ........... ما افسر جنگ نرم آقا هستیم...

 

هنوز برای شهید شدن فرصت هست، دل را باید پاک کرد. امام خامنه ای

 

 

کمپین نخریدن خودرو و بازی استراتژی‌ها در مدل چینی

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:در یادداشت ذیل به صورت اجمالی به بررسی ((کمپین نخریدن خودرو صفر)) خواهیم پرداخت و به عنوان یک استراتژیست، درس‌هایی را که از این حرکت می‌توان گرفت و روند حرکت دولت و کمپین را به عنوان دو عضو اصلی این بازی استراتژیکی در مدل و تئوری‌های استراتژیک چینی بررسی می‌کنیم.

 

چرایی تشکیل «کمپین‌های تحریم» خودرو ایرانی:

روشن است که جدی‌ترین حامی تولیدکننده داخلی، خودِ تولیدکننده داخلی است! یعنی تا وقتی خودِ تولیدکننده به معنای حقیقی کلمه برای خود دل نسوزاند، حمایت‌های دیگران از او به آن ثمره‌ای که همه انتظارش را می‌کشند نخواهد رسید. تولیدکننده داخلی خیلی بیش از اینکه از کمپینی مثل «تحریمِ فلان محصولِ داخلی» هراس داشته باشد باید نگران زمینه‌هایی باشد که شکل یافتن چنین کمپین‌هایی را ممکن کرده است.

رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه‌ای تصریحاً از دولت جمهوری اسلامی خواستند خرید کالای خارجی را بر خود حرام کند. اما این اقدامِ دولت زمانی به بهترین ثمره‌ی خود خواهد رسید که تولیدکننده‌ی ایرانی نیز در اقدامی متقابل «تولید غیر بهره‌ور» یعنی «تولید به هر قیمت و با هر کیفیت» را بر خود حرام کند.[۱]

تشکیل چنین کمینی سبب شده تا خودروسازان داخلی در کنار مسائل و مشکلاتی نظیر کمبود منابع مالی، حراست از بازار و مدیریت ورود خودروهای چینی و مسائل مربوط به صنعت قطعه‌سازی، با پدیده جدید شبکه‌های اجتماعی مواجه شوند و برای رفع آسیب‌های چنین گروه‌هایی تاکتیک جدیدی را به‌کارگیرند.

حال سؤال اینجاست که ریشه شکل‌گیری چنین کمپین‌هایی در شبکه‌های اجتماعی علیه صنعت خودرو چیست؟ کارشناسان بر این باورند که عملکرد نامناسب دو خودروساز بزرگ کشور در سال‌های گذشته سبب شده تا نوعی بدبینی در بین مردم به وجود آید و آن‌ها خود را همیشه مدعی و طلبکار از این صنعت بدانند. علت اصلی ایجاد این کمپین اعتراض به قیمت‌های گزاف خودروهای داخلی در عین کیفیت و ایمنی بسیار پایین، تحویل طولانی‌مدت خودرو، خدمات پس از فروش ضعیف، از رده خارج بودن پلتفرم‌های این محصولات و انحصاری بودن بازار خودروی کشور بوده است.[۲]

با توجه به این‌که این جنبش توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد و طیف وسیعی از صاحب‌نظران اعم از روزنامه نگاران اقتصادی، صنعتگران و دولتمردان به این کارزار واکنش نشان دادند می‌توان نتیجه گرفت که این کمپین در نیل به هدف اولیه‌ی خود توفیق داشته اما آیا توانست به اهداف خود مبنی بر کاهش قابل توجه قیمت خودرو، و افزایش کیفیت خودروهای تولیدی برسد یا خیر؟

در ابتدای تشکیل این کمپین، نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت؛ کسانی که قصد کرده‌اند تا بهبود کیفیت و کاهش قیمت، خودروی داخلی نخرند را «خائن» نامید. سپس روزنامه مرتبطشان، آن‌ها را «مگس» خواند و پس‌ازآن نوبت مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت و معاون سازمان توسعه تجارت ایران شد که با ادبیاتی زشت و سخیف، به این حرکت بتازد و از تمثیل‌هایی مانند انگل درون حلزون و دستی در آستین مرموز، در توصیف این حرکت خودجوش و واقعاً مردمی استفاده کند.[۳]

در جای دیگری نیز وزیر صنعت، معدن و تجارت در خصوص راه‌اندازی «کمپین خودروی داخلی نخریم»، گفت: این یک خیانت است که کمپینی علیه تولید داخلی راه بیندازیم، چرا که این موضوع یک بی‌انصافی علیه خودروسازان داخلی بوده است.[۴]

این مواضع در حالی است که در سرتاسر جهان کمپین‌های تحریم کالا و اعتراضی تشکیل شده و عموماً تا نیل به اهداف خود پیش رفته و شرکت‌ها و افراد مورد اعتراض واقع شده مجبور به عذرخواهی، تصحیح روند کاری و یا استعفا می‌شوند.

کمپین لوازم آرایشی سالم (CSC) در آمریکا، خواستار بایکوت محصولات این شرکت توسط مردم آمریکا شده بود. شرکت نستله در سال ۲۰۱۰ میلادی تحت فشار شدید صلح سبز (Greenpeace) قرار داشت و ناچار پذیرفت که از قطع درختان برای استفاده در زنجیره تأمین روغن پالم خودداری کند. این نتیجه پس از تنها ۸ هفته کمپین بایکوت محصولات نستله رخ داد. این‌ها تنها نمونه‌های اخیر از موفقیت کمپین‌های بایکوت محصولات است. این فهرست بسیار طولانی است اما نکته‌ای که در آن جلب نظر می‌کند، این است که تمام کمپین‌های موفق در کشورهای توسعه‌یافته دارای اقتصاد مبتنی بر بازار اتفاق افتاده‌اند.

. کمپین نیچرواچ (Naturewatch) بایکوت شرکت چندملیتی فرانسوی اورآل را به دلیل استفاده از حیوانات در تولید لوازم‌آرایشی و بهداشتی آغاز کرد. بایکوت شرکت موتورولا نیز به دلایل سیاسی و به‌دلیل مبادلات تجاری این شرکت با وزارت دفاع رژیم صهیونیستی انجام شد. این بایکوت به دعوت کمپین نیویورک برای بایکوت رژیم صهیونیستی York Campaignfor the Boycott of Israel) (New انجام شد. دعوت به بایکوت محصولات شرکت نستله به دلایلی متفاوت توسط سازمان مردم‌نهاد بیبی میلک اکشن (Baby Milk Action) انجام شد.[۵]

در دسامبر سال ۲۰۰۰، کمپین علیه گروه خودروسازی میتسوبیشی و وسایل برقی میتسوبیشی به دلایل زیست‌محیطی شکل گرفت. این دو شرکت مجبور شدند تا تغییراتی اساسی در خرید کاغذ و چوب اعمال کنند. حتی میتسوبیشی اعلام کرد که به دنبال راه‌هایی برای مدیریت بهتر منابع زیست‌محیطی خود است.[۶]

در این میان تولید ایران‌خودرو و سایپا در شهریور ۱۳۹۴ به کمتر از نصف شهریور پارسال کاهش یافت. تولید روزانه ایران‌خودرو در مهرماه ۱۳۹۴ به حدود ۹۱۰ دستگاه رسید که این رقم نشان از رکود جدی بازار خودرو دارد (تولید روزانه ایران‌خودرو در اردیبهشت‌ماه ۹۴ حدود ۲۴۰۰ دستگاه بود).

و سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان ناچار دستور نعمت زاده به خودروسازان برای تحول و بهبود کیفیت صادر شد.[۷] اما آیا این اقدام تضمین قطعی در بهبود کیفیت و کاهش قیمت خودرو خواهد بود یا نوعی سیاست کاهش فشار توسط دولت بود که در جهت ارائه وعده و وعید سعی در راضی کردن اعتراضات مردمی داشت؟

 

تقابل استراتژی‌ها در مدل استراتژی چینی:

چینی‌ها ۳۶ سناریو از جنگ‌های باستانی چین را بیان می‌کنند که در افسانه‌های تاریخی دوران دولت‌های جنگجو و دوره سه پادشاهی نفوذ داشته‌اند. آن‌ها، بیشتر از اینکه متون نوشته شده باشند، سینه‌به‌سینه نقل شده‌اند و بسیاری از نویسنده‌ها سعی در مقایسه این عبارت‌های گوناگون در تاریخ نقلی چین گرده‌اند. چینی‌ها می‌گویند:«تنها ۳۶ استراتژی در زیر سقف آسمان وجود دارد.» به این معنی که تمام استراتژی‌های نبردهای مدرن و باستانی، نوعی از این ۳۶ استراتژی اصلی هستند.[۸]

نخست، ۲ استراتژی از این مجموعه را بیان می‌کنیم و سپس به چگونگی استفاده دولت از این استراتژی در نبرد خودرو می‌پردازیم:

استراتژی ۲: جابلقا را محاصره کن تا جابلسا را نجات دهی.
هنگامی‌که دشمن بسیار قوی است و مستقیم حمله می‌کند، به جایی که برایش مهم است حمله ببر. بدان که وی نمی‌تواند در همه‌چیز برتر باشد. در جایی، شکافی در زره وجود دارد، در عوض می‌توان به یک نقطه‌ضعف حمله کرد.

استراتژی ۱۵: ببر را فریب ده تا کنامش را ترک کند.
هرگز به دشمنی که به خاطر موقعیّتش برتری دارد، مستقیم حمله نکن. در عوض، او را تطمیع کن تا محلش را ترک کند. بدین ترتیب او را از منبع قدرتش جداکن.

دولت در این کشاکش تحریم خودرو با تسهیلات ۲۵ میلیون تومانی وام خرید خودرو با سود ۱۶ درصد توانست این کمپین را شکست دهد. با اعلام وزارت صنعت و معدن در همان روز نخست ثبت‌نام ۱۲ هزار خودرو به فروش رسید تا پایانی باشد بر کمپین تحریم خودروی صفر.

 با توجه به استراتژی شماره ۲ (جابلقا را محاصره کن تا جابلسا را نجات دهی) کمپین تحریم چون پشتوانه مردمی داشت قوی بود و به شکل مستقیم نخریدن خودرو تا تأمین خواسته‌هایش را هدف قرار داده بود. ازآن‌رو دولت با شناسایی نقطه‌ضعف زندگی اجتماعی مردم تحت قالب ((وام)) و دانستن این موضوع که زندگی بسیاری از مردم با وام می‌چرخد و تعداد بسیار بالایی از مردم از وام‌های بانکی استفاده می‌کنند توانست با ارائه‌ی تسهیلات وام و نه با پایین آوردن قیمت بر این کمپین فائق بیاید و در همان روز آمار بالایی در جهت تقاضا برای خرید خودرو داشته باشداین در حالی بود که کاهش معقول قیمت خودرو یکی از اهداف این کمپین ذکر شده بود.

با تلفیق استراتژی ۲ با ۱۵ (ببر را فریب ده تا کنامش را ترک کند) دولت دید که کمپین در موقعیت برتری نسبت به دولت قرار دارد (چون مردم با قدرت پول و نخریدن خودرو دست برتر را داشتند و محصولات صنعت که تولید شده بود به فروش نمی‌رفت) و با حمله مستقیم اولیه که توسط مسئولین دولتی تحت قالب اعتراض و توهین انجام شد نمی‌تواند کمپین را مجبور به عقب‌نشینی کند پس در عوض تصمیم گرفت مردم را با پروژه‌ی تسهیلات ۲۵ میلیون تومانی وام خرید خودرو با سود ۱۶ درصد تطمیع کند.

در نهایت بازی استراتژی به نفع دولت رقم خورد و صنعت خودروسازی توانست با امتیاز کم و حداقلی در این رقابت که البته دست پایین را در آن داشت، پیروز شود.

از سویی دیگر می‌توان انتظار داشت اگر اعتراضات و مقاومت در خصوص این حربه استراتژیکی نیز ادامه میافت و کمپین می‌توانست با پیروزی در این رقابت اهداف خود را محقق کند؛ کمپین‌های دیگری نیز در اعتراض به افزایش قیمت‌های ناگهانی و کیفیت‌های نامرغوب دیگر مثل کمپین نخریدن کالای چینی تشکیل شود و به نتیجه برسد. اما متأسفانه حرکتی که شروع خوبی داشت نتوانست پایان خوبی نیز داشته باشد. خالی از لطف نیست که بار دیگر این جمله را که ((روشن است که جدی‌ترین حامی تولیدکننده داخلی، خودِ تولیدکننده داخلی است)) مرور کنیم.

رمزگشایی از رهبری در کسب و کار: چه چیزی واقعاً رهبران بزرگ را متمایز می‌سازد؟

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:این روزها بر کسی پوشیده نیست که شیوه رهبری، سرمنشأ عملکرد و کارایی شرکت­ ها است. از آنجایی که مفهوم رهبری، کلیدی‌ترین موضوع در حوزه منابع انسانی است، در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد از مدیران کسب و کار قصد دارند روی توسعه مهارت‌های رهبری خود سرمایه گذاری بیشتری انجام دهند. البته باید کاملاً هم به آن‌ها حق داد؛ پژوهش موسسه مکنزی نشان می‌دهد که رهبری خوب، عضو جدایی ناپذیر سلامت سازمانی است. مساله سلامت سازمانی موضوعی است که در تصمیم گیری سهامداران شرکت بسیار تاثیرگذار است.

با این همه، پرسش بزرگی که هنوز بدون پاسخ مانده، این است که کدام دسته از رفتارهای نقش رهبری باید مورد توجه سازمان‌ها قرار بگیرد. آیا مفهوم رهبری آن چنان در قید و بند شرایط و عوامل گرفتار است که تعاریف استاندارد و روش‌های مدوّن، در آن کاربردی ندارند؟ آیا لازم است شرکت‌ها، تلاش خود را بر موضوعاتی مانند الگوسازی سازمانی، تصمیم گیری سریع، تعریف چشم‌انداز و تربیت رهبران، متمرکز کنند؟ آیا باید بر شناخت ویژگی‌های مثبت رهبری نظیر ارتباطات صمیمی و اثربخش تمرکز داشته باشند؟ اما نه در دانشکده‌های مدیریت و نه در حوزه اجرایی پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها بیان نشده است. از این رو برنامه‌های توسعه مهارت‌های رهبری شرکت ، گستره بی انتهایی از موضوعات را در بر می‌گیرند. شاید به دلیل همین گستردگی موضوعات و پراکندگی بیش از حد آن‌هاست که تنها ۴۳ درصد از مدیران کسب و کار از اثربخشی سرمایه گذاری خود در این زمینه مطمئن هستند.

در هر صورت، نتایج آخرین پژوهش‌ها حاکی از این است که تعداد انگشت‌شماری از رفتارهای نقش رهبری، با موفقیت آن در سازمان، ارتباط نزدیک و معنادار دارند. این موضوع در مورد مدیران اجرایی شرکت‌ها بیش تر صادق است.

تنها ۴۳ درصد از مدیران کسب و کار از اثربخشی سرمایه گذاری خود در زمینه برنامه‌های توسعه مهارت‌های رهبری اطمینان دارند.

با تکیه بر تجربه و جستجو در مطالب علمی مرتبط با رهبری می‌توان فهرستی شامل ۲۰ ویژگی بارز نقش رهبری را پدید آورد. موسسه مکنزی این فهرست را بین ۱۸۹ هزار نفر در ۸۱ سازمان توزیع کرد تا مشخص شود که در عمل، این ویژگی‌ها چقدر در سازمان‌ها پیاده سازی می‌شوند. نتایج این پژوهش نشان داد در شرکت‌هایی با تیم رهبری سطح بالا، تنها ۴ ویژگی از ۲۰ ویژگی مطرح شده به طور بارز وجود دارند؛ در حقیقت، ۸۹ درصد تفاوت کارایی نقش رهبری در شرکت های قوی و ضعیف، ناشی از همین ۴ ویژگی است.۲۰ ویژگی رهبری سازمان

رهبران مسائل را به شیوه‌ای مؤثر حل می‌کنند

بی‌شک رهبر، نقشی انکار ناپذیر در فرآیند تصمیم‌گیری بازی می‌کند. در این فرآیند، اطلاعات جمع آوری می‌شوند و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. در آخرین گام قبل از تصمیم گیری، باید با کمک این اطلاعات، مسئله به شیوه‌ای مؤثر حل شود و راه‌کارهای پیشنهادی تعیین شوند. در بررسی فرآیند تصمیم‌گیری، نقش کلیدی مهارت حل مسئله به خوبی مشخص می‌شود. پس لازم است رهبران از قدرت حل مسئله بالایی برخوردار باشند تا بتوانند به راه‌کارهای مناسب‌تری دست پیدا کنند. با وجود اهمیت بالای این مهارت و کاربرد گسترده آن در تصمیم‌گیری‌های کلان (موضوعاتی مانند ترکیب و ادغام) و هم در مسائل روزانه (حل و فصل مشاجرات تیم‌ها)، دست‌یابی به آن بسیار مشکل است.

 

رهبران در فعالیت‌ها، نتیجه گرا هستند

نقش رهبری نباید تنها در توسعه و تدوین چشم انداز و اهداف خلاصه شود؛ بلکه باید تا رسیدن به اهداف مورد نظر، پیگیری‌های لازم انجام شود. رهبرانی که به شدت نتیجه گرا هستند، بر اهمیت اثربخشی و بهره وری تاکید بیشتری دارند و کارهایی با ارزش بالا را در اولویت اجرا قرار می‌دهند.

 

رهبران در جستجوی نگاهی متفاوت هستند

این ویژگی در مدیرانی بارز است که بر روندهای مؤثر بر سازمان نظارت کامل دارند، تغییرات محیطی را شناسایی می‌کنند، کارمندان خود را تشویق می‌کنند که ایده‌هایی برای بهبود عملکرد در شرایط جدید مطرح کنند. این رهبران به صراحت بین مسائل مهم و غیر ضروری تفاوت قائل شده و به دغدغه‌های ذی نفعان شرکت توجه کافی دارند. رهبرانی که این ویژگی را به خوبی در خود پرورش داده‌اند، معمولاً بر اساس تحلیل‌های منطقی تصمیم گیری کرده و تعصبات شخصی را در فرآیند تصمیم گیری دخالت نمی‌دهند.

 

رهبران از زیردستان خود حمایت می‌کنند

رهبران حامی کارکنان خود هستند و می‌توانند احساس آن‌ها را به خوبی درک کنند. آن‌ها با انتقال حس صمیمیت واقعی به اطرافیان خود، اعتماد آن‌ها را جلب کرده و در مواجهه با چالش‌ها، الهام بخش و مایه دلگرمی دیگران هستند. رهبران با هدف ارتقای اثربخشی سازمان، در کارهای گروهی مشارکت می‌کنند و دلواپسی‌های احتمالی در مورد تهدیدات خارجی را از بین می‌برند. آن‌ها اجازه نمی‌دهند انرژی کارکنان شرکت در مشاجرات داخلی هدر برود.

۸۹ درصد تفاوت کارایی نقش رهبری در شرکت های قوی و ضعیف، ناشی از همین ۴ ویژگی است.

بحث در مورد اینکه “چه چیزی رهبران بزرگ را از سایرین متمایز می‌کند؟” پایان ناپذیر است. تجربه نشان می‌دهد در شرایط مختلف، باید شیوه‌های متفاوتی از رهبری اتخاذ شوند. چهار ویژگی اصلی رفتار رهبری که به آن‌ها اشاره شد می‌توانند در مورد مدیران اجرایی و در اغلب شرکت‌های دنیا به کار گرفته شوند. به نظر می‌رسد برای سازمان‌هایی که قصد دارند روی تربیت رهبران آینده خود سرمایه گذاری کنند، تقویت این چهار حوزه، نقطه شروع مناسبی باشد.

 

منبع: McKinsey

بیانیه حضرت آیت الله وحیدخراسانی(( دامه ظله)) به مناسبت پیاده روی بزرگ اربعین

پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر
مسافران اربعین مطالعه کنید 
نکته ها و سفارشات مهم آیةالله العظمی وحید خراسانی مد ظله العالی به زائرین


بسم الله الرحمن الرحیم

زوار قبر سیدالشهداء علیه السلام اگر بدانند کجا می روند و به زیارت چه کسی مشرف می شوند ، سر از پا در این سفر نمی شناسند.

جایی که می روند، به بیان کسی که کلام او به منزلۀ کلام خداست - چون حجت بالغه الهیه است - و مقصد آنان در این سفر عرش خداست.

و آنچه برای ایشان در این مقصد منتهای مطلب است، آن است که آنان زوار خدایند. قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ علیه السلام ؟ قَالَ : كَانَ كَمَنْ‏ زَارَ اللَّهَ‏ فِي‏ عَرْشِهِ‏ . قَالَ: قُلْتُ: مَا لِمَنْ زَارَ أَحَداً مِنْكُمْ [ أَحَدَكُمْ‏ ]؟ قَالَ : كَمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ‏ صلی الله علیه وآله.

حدیث صحیح که عقل را مبهوت می کند ، این است : عن ابن محبوب ، عن اسحاق بن عمار، قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: لیس نبيّ في السموات والأرض إلا ویسألون الله تبارک وتعالی أن یؤذن لهم في زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل ففوج یعرج.

هیچ پیغمبری نیست، یعنی از آن آدمی که شد صفی الله و مسجود تمام ملائکة الله، و آن نوحی که نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت کرد و شد نجی الله ، و آن ابراهیمی که خدا او را مبتلا کرد به کلمات و بعد از تمام آن کلمات از نبوت و رسالت و خلت گذشت و به مقام امامت رسید ، و آن موسایی که خدا درباره او فرمود : ونادیناه من جانب الطور الأیمن وقربناه نجیا، و شد کلیم الله ، و آن عیسایی که از دم روح القدس به وجود آمد و شد کلمة الله و روح الله، همه اینان مسألتشان از خداوند تبارک وتعالی این است که به آنان اذن دهد که به زیارت قبر حسین بن علی علیهما السلام مشرف شوند.

آیا در آن بقعه چه غوغا است که مطاف تمام انبیا و اولوا العزم از فرستادگان خداست. فوجی از آسمان به زمین نازل و فوجی از زمین به آسمان صاعد، و آن فوج ، مرکب از ملائکه مقربین و انبیا و مرسلین است، و تا قیامت امر بر این منوال است.

خوشا به حال کسانی که قدر این نعمت را بدانند و بعد از این سفر که از هر گناهی پاکیزه می شوند ، مراقب باشند که خود را آلوده نکنند، و خدا و امام زمان علیه السلام را هرگز فراموش ننمایند.

و هر ماهی یک ختم قرآن بکنند و به روح رسول خدا صلی الله علیه وآله تا امام زمان علیه السلام نثار کنند و همه قرآنی را که در دوره ی سال برای چهارده معصوم قرائت کردند ، به حضرت ولی عصر صاحب العصر والزمان علیه السلام هدیه کنند، که این عمل آنان را با امام زمان علیه السلام محشور خواهد کرد و کسی که با او باشد با تمام انبیا و اوصیا است.

سزاور است کسانی که از ایران مشرف می شوند ، به نیابت امام هشتم علی بن موسی الرضا علیهما السلام بروند، و کسانی که از بلاد دیگر به آن حرم شرفیاب می شوند، به نیابت سائر معصومین علیهم السلام مشرف شوند، و در این سفر پر برکت چون نائب آن مقام رفیع هستند، نظر عنایت حضرت سید الشهدا علیه السلام به آن نائبان به رعایت منوب عنه آنان موجب سعادت دنیا و عقبی است.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
 
 

آخرین اخبار از سقوط جنگنده روس+عکس

به گزارش پایگاه فدائیان رهبربه نقل ازخبرگزاری بسیج، رسانه‌های ترکیه ساعتی قبل از سرنگونی یک فروند جنگنده روسی در نزدیکی مرز این کشور با سوریه در شمال شرق لاذقیه خبر دادند. 


بنابر گزارش‌ها، جنگنده‌های ترکیه یک فروند سوخو- 24 روسی در با ادعای نقض حریم هوایی این کشور هدف قرار دادند. مقامات ترکیه مدعی هستند جنگنده‌های اف-16 ترکیه بیش از 10بار به این جنگنده هشدار نقض حریم هوایی داده‌اند اما توجهی به این هشدارها نشده است. این درحالی است که وزارت دفاع روسیه قویا این موضوع را رد کرده و تأکید دارد که این جنگنده در داخل مرزهای سوریه در حال عملیات بوده است و محل سقوط نیز این مسأله را تأیید می‌کند.

به گزارش بی‌بی‌سی، برخی از گزارش‌ها از آن حکایت دارد که یکی از خلبانان به اسارت شورشیان ترکمان درآمده اما منابع مستقل این گزارش‌ها را تایید نمی‌کنند. برخی از گزارش‌ها هم حاکی است که بقایای هواپیما در محل اسکان گروهی از پناهجویان ترکمان فرو افتاده است. ترکمان‌ها از حملات هوایی روسیه و از جنگ با نیروهای بشار اسد فرار کرده‌اند. ترکیه قبلا هم در باره سرنوشت ترکمان‌های سوریه که به لحاظ قومیتی به ترکیه نزدیک هستند، اظهار نگرانی کرده بود.

وزارت دفاع روسیه می گوید که هواپیمای سرنگون شده از روی زمین مورد هدف قرار گرفته است و نه به وسیله جنگنده‌های ترکیه.

یکی از خلبانان روسی کشته شده است/ جلسه اضطراری شورای امنیت روسیه/ لغو سفر لاوروف به آنکارا
محل سقوط جنگنده روسیه

با این حال، شبکه الجزیره خبر داده است که وزارت دفاع ترکیه تصاویری را منتشر کرده که نشان می‌دهد هواپیمای روسی حریم هوایی این کشور را نقض کرده است. 

الجزیره: هر دو خلبان روس کشته شده‌اند/ پوتین شورای امنیت روسیه را فراخواند/ لغو سفر لاوروف به آنکارا + تصاویر و فیلم

نقشه ای که ارتش ترکیه منتشر کرده و می گوید که مسیر حرکت هواپیمای سرنگون شده روسی (خط قرمز رنگ) را نشان می دهد که به حریم هوایی ترکیه وارد شده است.BBC 

رسانه‌های ترکیه بلافاصله خبر دادند که دو خلبان این هواپیما پیش از سقوط با چترهای نجات بیرون پریده‌اند. با انتشار خبر سقوط این جنگنده، گروه‌های مسلح و تروریست‌های مستقر در این منطقه برای یافتن خلبانان این جنگنده وارد به محل حادثه رفته و دقایقی بعد تصاویری از پیدا کردن یکی از خلبانان را منتشر کردند. در مورد سرنوشت این خلبانان اخبار ضدونقیض و تصاویر مختلفی منتشر شده است. تروریست‌ها از اسارت هر دو خلبان خبر می‌دهند. در عین حال گروه‌های دیگری از مسلحین از کشته شدن یکی از آنان و اسارت دیگری خبر داده‌اند. شبکه الجزیره هم کشته‌شدن هر دو خلبان را تأیید کرده است.

یکی از خلبانان روسی کشته شده است/ جلسه اضطراری شورای امنیت روسیه/ لغو سفر لاوروف به آنکارا + تصاویر و فیلم
تصویر یکی از خلبانان روسی که ترورست‌ها می‌گویند کشته شده است

بالگردهای ارتش روسیه برای یافتن خلبانان در منطقه سقوط به پرواز درآمده و عملیات جستجو را آغاز کردند. 

این جنگنده در ارتفاعات ترکمن در لاذقیه سقوط کرده است. منطقه‌ای که در روزهای گذشته از سوی ارتش سوریه و با پشتیبانی هوایی روسیه برای آزادسازی مورد حمله قرار گرفته بود.

ویکتور زابولوتسکی، رییس «فدراسیون هوانوردان آماتور»، به شبکه روسیه 24 گفته است که این هواپیما به احتمال قوی با موشک‌های زمین به هوای دوش‌پرتاب، سرنگون شده است. ویکتور بارانتس، خبرنگار نظامی کومسومولسکایا پراودا، از روزنامه‌های طرفدار کرملین، هم همین نظر را دارد. اما ایگور کوروتچنکو، کارشناس نظامی به روسیه 24 گفت هواپیما در ارتفاع 6000 متری پرواز می‌کرده و برد این نوع موشک‌ها در این حد نیست.
 
آنکارا پیش از این نیز نسبت به ورود جنگنده‌های روسیه به حریم هوایی این کشور معترض شده بود و مدعی نقض حریم هوایی‌اش از سوی روسیه شده بود. روسیه هیچگاه این ادعاها را نپذیرفته است. 

وزارت دفاع روسیه هم تصویری ماهواره‌ای ازم حل پرواز جنگنده سرنگون شده منتشر کرده است که ثابت می‌کند این جنگنده داخل مرزهای سوریه بوده است.

الجزیره: هر دو خلبان روس کشته شده‌اند/ پوتین شورای امنیت روسیه را فراخواند/ لغو سفر لاوروف به آنکارا + تصاویر و فیلم
نقشه‌ای که وزارت دفاع روسیه منتشر کرده است

در پی سقوط جنگنده روسیه، ولادیمیر پوتین، شورای امنیت روسیه را به نشست فوق‌العاده فراخواند. سرگئی لاوروف وزیر خارجه این کشور هم سفر از پیش برنامه‌ریزی‌شده خود به آنکارا را لغو کرده است.
شبکه العربیه از سقوط یک بالگرد روسیه در ارتفاعات «جبل اکراد» در لاذقیه خبر داده است که تاکنون این خبر تأیید نشده است. 


واکنش‌ها به سقوط جنگنده روسی


به گزارش خبرگزاری اینترفکس، دیمیتری پسکف، سخنگوی کرملین گفت که هنوز زود است که در باره تیره شدن روابط روسیه و ترکیه بر سر سرنگون شدن هواپیمای روسیه سخن گفت. او همچنین حاضر به تأیید این شایعه نشد که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه قصد داشته دستور برگزاری نشست فوق‌العاده شورای امنیت روسیه را صادر کند. آقای پسکف البته گفت که آقای پوتین احتمالا موضوع را امروز در شهر سوچی در دیدار با ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن مطرح خواهد کرد.

احمد داوداوغلو، نخست‌وزیر ترکیه به وزارت امور خارجه این کشور دستور داده است که با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، سازمان ملل و کشورهای مرتبط تماس بگیرد و مشورت کند. همزمان یک سخنگوی ناتو هم گفته‌ است که این سازمان با مقامات ترکیه در تماس است، اما فعلا بنا ندارد در این مورد اظهارنظری کند.
 
منبع: مشرق

نقیض‌گویی اصلاح‌طلب جدید بی‌بی‌سی درباره نفوذی‌ها

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر:علی مطهری می‌گوید درباره نقد فرهنگی دشمن نگران شده است.
وی ضمن سخنانی در دانشگاه علم و صنعت با عنوان «نفوذ، از توهم تا واقعیت» گفت: بحث نفوذ همواره وجود داشته است ولی رهبر انقلاب به خاطر مسئله برجام گفتند که مراقب باشید از طریق این مسئله دشمنان نفوذ نکنند و این یک نوع هشدار بود تا مراقبت بیشتری صورت بگیرد.
مطهری خاطر نشان کرد:  می‌توان گفت تا حدودی در بحث فرهنگی نفوذ صورت گرفته است. الان وقتی زندگی خودمان را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تا چه حدی سبک زندگی غربی رواج پیدا کرده و متاسفانه گزارش‌های مایوس‌کننده‌ای در رابطه با نفوذ فرهنگ دشمن وجود دارد.
وی در عین حال گفت: نفوذ نباید به عنوان یک ابزار در دست برخی‌ها برای بیرون کردن رقبا از صحنه قرار گیرند.
وی افزود: در گذشته نیز حدود 30 الی 40 نفر از خبرنگاران را بازداشت کرده است و ما از وزارت اطلاعات خواستیم در این خصوص توضیح دهد و البته از توضیحاتی که دادند قانع نشدیم. در توضیحاتی که ارائه شد نهایت این بود که یک خبرنگار با یک خبرنگار بی‌بی‌سی صحبت کرده است. مگر یک خبرنگار چه چیزی از اسرار نظام دارد که بخواهد به دشمنان بگوید. البته بعداً معلوم شد هدف از این کار این بود که در رسانه یک رعبی ایجاد کنند و الان من بدبینم که نکند دوباره چنین جریانی باشد.
این نماینده مجلس افزود: امروز برخی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران نگران این هستند که نکند ما را دستگیر کنند و این خیلی بد است.
مطهری توضیح نداده که اولا در قبال نفوذ فرهنگی دشمن و کوتاهی مسئولان وزارت ارشاد که صراحتا می‌گویند ما دل آرامیم نه دلواپس، چه اقدامی انجام داده و چه قدر بازخواست کرده است؟ ثانیا چرا آقای مطهری به ارتباط برخی از مدعیان روزنامه‌نگاری با شبکه دولتی انگلیس که زیر نظر وزارت خارجه MI6  فعالیت می‌کند حساس نیست و از این امر قبح‌زدایی می‌کند؟ آیا به همین دلیل نیست که بی‌بی‌سی به وی لقب اصلاح‌طلب جدید می‌دهد و آیا فرار ده‌ها خبرنگار از کشور و استخدام‌ رسمی در BBC  و VOA  در خدمت اهداف مطبوعاتی و فرهنگی جبهه استکبار سند نفوذ و خیانت نیست؟
ثالثا نفوذی مهره دشمن است و نه رقیب  انتخاباتی و آقای مطهری همان‌گونه که نقش‌آفرینی جبهه استکبار (مثلث آمریکا و انگلیس و اسرائیل) در فتنه و آشوب 88 را به رقابت‌های انتخاباتی و دعواهای حیدری-نعمتی، احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی و موسوی ‌فرو می‌کاست، اکنون نیز سپر بلای جریان نفوذی می‌شود که اذعان می‌کند واقعیت دارد.

 منبع:کیهان

نادیده گرفتن خطوط قرمز در اجرای مشروط برجام

پایگاه فدائیان رهبر:«سریال نادیده گرفته شدن خطوط قرمز در اجرای برجام ادامه دارد.»
به گزارش رجانیوز، پس از آغاز اجرای تعهدات ایران و برچیدن سانتریفیوژهای تأسیسات هسته‌ای نطنز و فردو و آغاز کار بازطراحی راکتور اراک پیش از مختومه اعلام شدن پرونده PMD، علی‌اکبر صالحی یکی دیگر از اقدامات دولت در نادیده گرفتن خطوط قرمز نظام در زمینه اجرای برجام را اعلام کرد و گفت: ایران قصد دارد 9 تن اورانیوم غنی‌شده خود را با 140 تن اورانیوم طبیعی مبادله کند.
اظهار خوشحالی علی‌اکبر صالحی درباره مبادله 9 تن اورانیوم غنی شده با 140 تن اورانیوم طبیعی صراحتا دو شرط رهبر معظم انقلاب درباره اجرای برجام را نادیده می‌گیرد.
رهبر معظم انقلاب در نامه تاریخی خود درباره اجرای برجام، علاوه بر شروط 9گانه مجلس و 10گانه شورای امنیت ملی، خود بر 9 مساله مهم در اجرای برجام تاکید کردند. شرط سوم مورد اشاره در نامه رهبر انقلاب به مختومه شدن موضوعات حال و گذشته (PMD) باز می‌گردد. ایشان تاکید کردند در صورتی که موضوع PMD  توسط آژانس مختومه اعلام شد باید اقدامات مربوط به آب سنگین اراک و مبادله اورانیوم غنی شده با کیک زرد اجرایی شود.
در نامه رهبر معظم انقلاب آمده است: «ثالثا: اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس، پایان پرونده موضوعات حال و گذشته (PMD) را اعلام نماید. رابعا: اقدام در مورد نوسازی کارخانه اراک با حفظ هویت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد. خامسا: معامله اورانیوم غنی شده موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد  مطمئن دراین‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور، باید بتدریج و در دفعات متعدد باشد.»
در واقع خط قرمز رهبر انقلاب درباره مبادله اورانیوم بر دو نکته اصلی تاکید دارد: اول) مبادله اورانیوم باید پس از مختومه شدن موضوع PMD انجام شود. دو) در ازای اورانیوم غنی شده باید کیک زرد دریافت شود.
اما اظهارات علی‌اکبر صالحی بیانگر آن است که دولت هر دو شرط مذکور را نادیده گرفته است بنابراین تا به امروز، اقدامات سلسله‌ای دولت در نادیده گرفتن خطوط قرمز اجرای برجام به 5 مورد رسیده است: 1) آغاز شدن اقدامات ایران علی‌رغم عدم تعهد کتبی دولت آمریکا مبنی بر لغو تحریم‌ها 2) آغاز برچیدن سانتریفیوژهای نطنز و فردو پیش از بسته شدن موضوع PMD 3) متعهد شدن ایران به اجرای بازطراحی راکتور اراک و آغاز مرحله بازطراحی راکتور پیش از بسته شدن موضوع PMD  4) قصد ایران برای آغاز فرایند مبادله اورانیوم پیش از بسته شدن موضوع PMD  5) قصد ایران برای مبادله اورانیوم غنی شده با اورانیوم طبیعی به جای مبادله با کیک زرد.

داعش بزرگ‌ترین خدمت‌ها را به اسرائیل می‌کند

پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر«گروه تروریستی داعش با ویران کردن کشورهای منطقه در حال ارائه بزرگترین خدمت به رژیم صهیونیستی است».
روسیا الیوم در تحلیلی به قلم سامر الیاس نوشت: عملیات داعش و دیگر گروه‌های تروریستی به نفع اسرائیل است، و اسرائیل از قدرت گرفتن گروه‌های افراطی سود بسیاری برده است. این رژیم در حالی که تلاش می‌کند چهره‌خارجی خود را بهبود بخشد؛ در سیاستهای داخلی خود افراطی‌گری را در پیش گرفته است.
به گزارش العالم، این تحلیل خاطر نشان می‌کند: قرار گرفتن جنایتهای داعش و تلاشهای بین‌المللی برای مقابله با این گروه تروریستی در عناوین اصلی خبرها، باعث بی‌توجهی رسانه‌ها به مسئله فلسطین شده است. کابینه بنیامین نتانیاهو از فرصت مشغول شدن دنیا به جنایتهای داعش استفاده کرده، و در حال سرپوش گذاشتن بر جنایتهای روزانه خود علیه فلسطینی‌ها در کرانه باختری و غزه و داخل خط سبز است، و با تصویب قوانین نژادپرستانه در حال شدت بخشیدن به نقض حقوق فلسطینی‌ها است.
نتانیاهو همچنین با تکرار  اظهارات گذشته خود در واشنگتن برای در پیش گرفتن اقدامات یکجانبه در اراضی فلسطین،  اشغال بخشهایی از کرانه باختری را بعید نمی‌داند، به صورتی که در کنفرانسی در قدس گفته است: «گامهایی یکجانبه وجود دارد... منتظر باشید تا آنها را ببینید.»
روسیا الیوم افزود:  اسرائیل با ادعای تلاش برای مقابله با خطرات امنیتی به دلیل گسترش داعش و گروه‌های افراطی دیگر، میلیاردها دلار به عنوان کمک دریافت کرده است. علاوه بر این، ویران شدن زیرساختها در مناطق گسترده‌ای از سوریه، در راستای تحقق رویای افراطی‌های یهودی مانند «آویگدور لیبرمن» وزیر خارجه سابق این رژیم برای بازگرداندن سوریه به قرون وسطی، آن هم بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای است. تاریخ سرانجام حقیقت «داعش» و «القاعده»  و موسسان گروه‌های تروریستی را فاش خواهد کرد؛  ولی اکنون این مسئله آشکار است که ایجاد گروه‌هایی مانند داعش و القاعده به نفع اسرائیل است، و حجم خدمات اینگونه گروه‌های تروریستی به اسرائیل و اهداف این رژیم قابل تصور نیست.

برنامه «مجمع ایثارگران انقلاب» به کام ضد انقلاب برانداز

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:برخی فعالان فتنه و آشوب 88 درصدد راه‌اندازی گروهکی با عنوان پوششی هستند. این طیف درخواست راه‌اندازی گروهی موسوم به «مجمع ایثارگران انقلاب اسلامی» هستند.
جواد امام از بازداشتی‌های فتنه 88 در مصاحبه با ایلنا گفت: متأسفانه هنوز مجمع ایثارگران اصلاح‌طلب موفق به اخذ مجوز از کمیسیون ماده 10 احزاب نشده و علیرغم این که از موعد سپری شدن پروسه استعلام‌های دریافت مجوز فعالیت مجمع ایثارگران گذشته و این مسئله در دستور کار کمیسیون ماده 10 احزاب قرار گرفته و چند نوبتی هم در جلسات کمیسیون بررسی شده است، اما هنوز مجوز صادر نشده است.
عضو سازمان منحله مجاهدین (انقلاب)  افزود: مادامی که مجوزی برای فعالیت مجمع ایثارگران اصلاح‌طلب صادر نشود، علی‌القاعده نمی‌توانیم به عنوان یک تشکل سیاسی فعالیت کنیم و وارد رقابت‌های انتخاباتی شویم.
وی گفت: ایثارگران اصلاح‌طلب دو تشکل را برای فعالیت‌های خود پیش‌بینی کرده‌اند. یک تشکل به صورت حزب سیاسی و تحت عنوان مجمع ایثارگران اصلاح‌طلب در نظر گرفته شده که در حال طی کردن مراحل قانونی برای فعالیت سیاسی  است و یک هیئت مذهبی ایثارگران نیز راه‌اندازی شده که فعالیت‌های مذهبی خود را پی گرفته است.
مدیر بنیاد باران خاتمی همچنین گفته است: اکثر دوستانی که امروز تحت عنوان مجمع ایثارگران اصلاح‌طلب به دنبال فعالیت سیاسی و حزبی هستند، کسانی‌اند که به دلیل شرایط خاص کشور و به این دلیل که مفهوم ایثارگری توسط یک نگاه و یک رویکرد خاص در حال مصادره است، احساس تکلیف  کرده و قصد دارند همان‌گونه که در دوران هشت سال دفاع مقدس حضوری تاثیرگذار داشتند، امروز هم برای بهبود شرایط کشور وارد صحنه شوند.
امام ادامه داد: مجمع ایثارگران به دنبال این است تفکری که حاضر است خود را برای کشور هزینه کند را اعتلا بخشیده و شرایط را برای دستیابی به آرمان‌های امام مهیا کند.
یادآور می‌شود عملکرد مدعیان دروغین اصلاح‌طلبی در طول 2 دهه اخیر عملا در نقطه مقابل اصول کلی امام و انقلاب و مفهوم ایثارگری و رزمندگی قرار داشته چنان که پیاده نظام این طیف در کف خیابان یا روزنامه‌های وابسته،  تعابیر و شعارهایی نظیر «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد»، «اصل نظام نشانه است»، «انقلاب به پایان رسیده و باید ختم آن را گرفت»،  «جنگ و جهاد خشونت‌طلبی است»، «خمینی به موزه تاریخ می‌رود» و... را تکرار کرده‌اند؛ برخی از عناصر این طیف نیز از وزیر ارشاد (زینت کابینه) و معاون فرهنگی این وزارت گرفته تا برخی نمایندگان مجلس ششم و دست‌اندرکاران نشریات زنجیره‌ای پس از علنی شدن وطن‌فروشی و خیانت از کشور گریخته و ضمن پناهندگی در غرب، هویت واقعی مدعیان اصلاح‌طلبی را آشکار کرده‌اند. گروهک سازمان مجاهدین (انقلاب) نیز با طی کردن روند قهقرایی به جایی رسید که عضو مفلوک آن (آقاجری) تا مرز اهانت به مرجعیت و ائمه معصومین(ع) در دوره اصلاحات پیش رفت.
بدین ترتیب مسخره و مضحک به نظر می‌رسد که چنین جماعتی مدعی ایثارگری و دفاع از انقلاب باشند مگر اینکه با عنایت به سوابق آنها تصور کنیم دنبال تشکیل مسجد ضرار هستند.
 این نکته نیز گفتنی است که خبرگزاری ایلنا مدتی است می‌کوشد به بهانه‌های مختلف از جمله مصاحبه اخیر با جواد امام، به ترویج خاتمی و باز کردن پای وی به پشت صحنه انتخابات بپردازد  حال آن که خاتمی شریک خیانت مدعیان تقلب و بانیان آشوبگری است و جرم بزرگ‌تر او این است که با وجود اذعان به دروغ بودن تقلب در محافل خصوصی شهامت نداشته  همین اعتراف به خیانت شرکای سیاسی‌اش را به شکل علنی به مردم بگوید و اعلام کند جریان متبوع وی ظلم و جنایت بزرگی در حق نظام - که متهم به خیانت در امانت مردم شده- و کشور و مردم مرتکب شده‌اند.

 

منبع:کیهان

ائتلاف ایران و روسیه می‌تواند روابط بین‌الملل را دگرگون کند

پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر:یک اندیشکده آمریکایی در گزارشی نوشت اگر آمریکا غفلت کند، شکل‌گیری ائتلاف عملگرایانه و مؤثر میان ایران و روسیه ممکن است روابط بین‌المللی را دگرگون کند.
اندیشکده بروکینگز در تحلیلی که به قلم سرگئی الکساشنکو منتشر شده می‌نویسد: ایران، روسیه و آمریکا 3 بازیگر اصلی در سوریه هستند که می‌توان احتمال ائتلاف 2 به 2 آنها را تصور کرد. در این میان ائتلاف روسیه- ایران محتمل‌ترین ائتلاف میان این سه بازیگر است که علت اصلی آن تحمل دیپلماتیک اندک آمریکا در برابر بازیگران دیگر است.
این تحلیل اضافه می‌کند البته هیچ مقام روسی یا ایرانی مدعی نشده است که یک مشارکت رسمی میان کشورهای آنها وجود دارد. اما بدون توجه به این مسئله، دو کشور مشترکات زیادی دارند که آنها را با هم متحد کند. روابط اقتصادی روسیه- ایران به عنوان دو کشور همسایه نزدیکتر از روابط اقتصادی کشورهای دور افتاده‌تر است. آنچه این مناسبات اقتصادی را بیشتر تقویت می‌کند داشتن بازاری است که محصولات دو کشور آن را تکمیل می‌کند: روسیه بسیاری از انواع محصولات را که ایران وارد می‌کند یا به زودی وارد خواهد کرد، مانند مواد مرتبط با هوانوردی و فناوری تولید برق (از جمله نیروگاههای هسته‌ای) تولید می‌کند.
تحلیلگر بروکینگز معتقد است: هر دو کشور از مفهوم «حوزه نفوذ» به عنوان مبنایی برای سیاست خارجی خود استفاده می‌کنند، و هر دو می‌خواهند نفوذ آمریکا را به ترتیب در سطح جهانی و در منطقه کاهش دهند. هم روسیه و هم ایران بشار اسد رئیس جمهور سوریه را شریکی مهم می‌دانند و می‌خواهند او در آینده حاکم یک سوریه یکپارچه باشد.
این تحلیل تصریح می‌کند: رژیم ایران به مدت نزدیک به 40 سال توانایی چشمگیر خود را برای حفظ ثبات و نظم داخلی در میان اوضاع و شرایط نامطلوب محیط بیرونی نشان داده است. افزون بر آن، ایران 26 سال پیش روند جانشینی رهبری را به خوبی مدیریت کرد. این در حالی است که این یک چالش همیشگی برای بسیاری از کشورهای منطقه بوده است و کمتر کشوری سابقه موفقی در این زمینه دارد.
بروکینگز در ادامه نوشت: از دید روسیه، ایران می‌تواند متحدی مهم در برقراری ثبات درازمدت در کشورهایی مانند سوریه، عراق و لبنان باشد.
در حالی که روسیه و ایران مناسبات و روابط خود را تقویت می‌کنند، آمریکا نیاز دارد که منافع خود را در سوریه (و منطقه بزرگتر خاورمیانه) شناسایی کند و براساس آن به یک سیاست دراز مدت برسد. اگر آمریکا نتواند این کار را بکند، ممکن است به زودی با تحول بسیار نامطلوبی مواجه شود. شکل‌گیری یک ائتلاف عملگرایانه و سودمند دوجانبه میان روسیه و ایران روابط بین‌الملل را تکان خواهد داد. کسانی می‌گویند چنین ائتلافی نمی‌تواند پایدار باشد؛ من مخالفم. اما حتی اگر استدلال او را بپذیریم، این کار نیاز آمریکا را برای یافتن یک رویکرد جامع‌تر برای مواجهه با اوضاع خاورمیانه کم نمی‌کند. 

کشورهای همسو در جهان اسلام جبهه مقاومت تشکیل دهند

به گزارش فدائیان رهبربه نقل ازپایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار فواد معصوم رئیس‌جمهور عراق و هیئت همراه، عمق روابط دو کشور و دو ملت ایران و عراق را ریشه‌دار و تاریخی و فراتر از روابط کشورهای همسایه و در یک منطقه دانستند و با تأکید بر لزوم صیانت از وحدت ملی در عراق گفتند: ملت عراق، ملتی بزرگ و صاحب تاریخ کهنی است که از ظرفیت بسیار مهم جوانان قدرتمند و هوشیار برخوردار است و باید از این ظرفیت در جهت رساندن عراق به جایگاه شایسته‌ خود استفاده شود.
ایشان با اشاره به ارتباط برادرانه، صمیمی و محبت‌آمیز دو ملت ایران و عراق با وجود ۸ سال جنگ تحمیلی از سوی صدام با تحریک بیگانگان، آن را پدیده‌ای عجیب خواندند و افزودند: راه‌پیمایی مراسم روز اربعین یک نمونه از این ارتباط دوستانه است به‌گونه‌ای که مردم عراق در پذیرایی از زائران ایرانی، از انفاق و محبت و ارادت چیزی کم نمی‌گذارند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: مسئولان دو کشور ایران و عراق، باید از این فضا و فرصت برای منافع دو کشور بیشترین استفاده را بکنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اظهار خرسندی از پیشروی‌های اخیر در عراق و غلبه‌ نسبتاً خوب بر فتنه‌ داعش، بر لزوم مراقبت از وحدت کنونی در عراق تأکید کردند و افزودند: در ساختار تشکیلاتی حکومت عراق، رئیس‌جمهور از جایگاه خاصی برخوردار است و می‌تواند در کم کردن اختلافات و افزایش وحدت، نقش‌آفرینی مؤثری کند.
ایشان با اشاره به تلاش برخی طرف‌های خارجی برای ایجاد اختلاف در عراق، خاطرنشان کردند: مردم عراق اعم از شیعه و سنی و کُرد و عرب، قرن‌ها است که بدون هیچ مشکلی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند اما متأسفانه برخی کشورهای منطقه و همچنین بیگانگان به‌دنبال بزرگنمایی اختلاف‌ها هستند که باید در مقابل آن ایستاد و از هرگونه بهانه‌ای که زمینه‌ساز بروز اختلافات می‌شود پرهیز کرد.
رهبر انقلاب اسلامی بروز اختلافات و کشیده شدن آن به صحنه‌ عمومی عراق را زمینه‌ساز اظهارات مداخله‌جویانه‌ بیگانگان دانستند و گفتند: نباید فضا به‌گونه‌ای شود که آمریکایی‌ها به خود جرئت دهند تا به‌صورت علنی صحبت از تجزیه‌ عراق بکنند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: چرا باید کشوری همچون عراق که کشوری بزرگ، ثروتمند و صاحب تاریخ هزار ساله است، تجزیه و به مناطق کوچک‌تر تقسیم شود، تا همواره در معرض اختلاف و نزاع قرار گیرد.
ایشان افزودند: قطعاً مسئولان عراقی، روابط خارجی با کشورهای دیگر از جمله آمریکا را براساس مصالح و منافع مردم این کشور تنظیم خواهند کرد اما نباید به آمریکایی‌ها اجازه داد که عراق را همچون ملک شخصی خود تصور کنند و هر صحبتی را بیان و هر اقدامی را انجام دهند.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه عراق امروز به‌واسطه‌ ملت بزرگ خود و همچنین جوانان توانمند و هوشیار، با عراق گذشته کاملاً متفاوت است، گفتند: جوانان عراق اکنون بیدار شده‌اند و به قدرت و توانایی خود پی برده‌اند و چنین جوانانی قطعاً زیر بار سلطه‌ آمریکا نخواهند رفت.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیروهای داوطلب مردمی عراق در جنگ با داعش را مظهر بارزِ بیداری و قدرت جوانان عراقی خواندند و تأکید کردند: باید از ظرفیت و توانایی‌های جوانان عراق برای رساندن این کشور به جایگاه شایسته‌ خود بیش از پیش استفاده شود.
ایشان با تأکید بر آمادگی همه‌جانبه‌ جمهوری اسلامی ایران برای انتقال تجربیات و توانایی‌های علمی، فناوری، دفاعی و خدماتی خود به عراق، افزودند: باید تلاش شود تا سطح همکاری‌های اقتصادی دو کشور ارتقاء بیشتری یابد.
در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز حضور داشت آقای فؤاد معصوم رئیس‌جمهور عراق با ابراز خرسندی فراوان از دیدار با رهبر انقلاب اسلامی، به جایگاه و نفوذ کلام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در میان مردم و مسئولان عراق به‌عنوان یک مجتهد و مرجع تقلید بزرگ، اشاره کرد و گفت: توصیه‌های جنابعالی درخصوص حفظ وحدت و پرهیز از اختلاف در عراق، قطعاً تأثیرگذار خواهد بود.
رئیس‌جمهور عراق از کمک‌های جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه در شرایط بسیار سخت حمله‌ داعش تشکر و قدردانی کرد و با اشاره به مشترکات تاریخی، دینی و فرهنگی دو ملت ایران و عراق، گفت: ما خواستار گسترش بیش از پیش روابط دو کشور و استفاده از تجربیات و توانایی‌های ایران در زمینه‌های مختلف هستیم.
فؤاد معصوم وضعیت عمومی عراق و انسجام و هماهنگی درونی را نسبت به گذشته بهتر ارزیابی کرد و افزود: در مقابله با داعش نیز توفیقات زیادی به‌دست آمده و هماهنگی ارتش، نیروهای داوطلب و پیشمرگان کُرد زمینه‌ساز ضربات سنگینی به داعش شده است.
کشورهای دلسوز برای مقابله با تروریست‌ها 
تفاهم کنند 
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین پیش از ظهر دیروز  (سه‌شنبه) در دیدار عبدالمالک سلال نخست‌وزیر الجزایر و هیئت همراه، با اشاره به نزدیکی دیدگاه‌های سیاسی جمهوری اسلامی ایران و الجزایر در بسیاری از مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی گفتند: علاوه بر نزدیکی دیدگاه‌های سیاسی، همواره ملت ایران دیدگاه مثبتی به کشور و مردم الجزایر داشته است و این موضوع هم به دلیل مجاهدت‌های مردم الجزایر بر ضد استعمار، در دوران انقلاب الجزایر است.
ایشان ارتباط معنوی و قلبی میان ملت‌ها را زمینه‌ بسیار مناسبی برای گسترش همکاری‌ها به‌ویژه در عرصه‌ اقتصادی دانستند و افزودند: سطح همکاری‌های ایران و الجزایر بسیار پایین است و امیدواریم با این سفر و با تشکیل کمیسیون مشترک، در آینده‌ نزدیک و همچنین با سفر آقای جهانگیری به الجزایر، روابط اقتصادی دو کشور گسترش روزافزون بیابد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان نخست‌وزیر الجزایر درخصوص پدیده‌ داعش و لزوم مقابله‌ جدی کشورهای منطقه با تروریست‌هایی که چهره‌ اسلام را تخریب کرده‌اند، گفتند: موضوع داعش و تروریست‌هایی که با نام اسلام در سراسر منطقه پراکنده شده‌اند، یک موضوع عادی و طبیعی نیست بلکه این تروریست‌ها به‌وجود آورده شده‌اند و مورد حمایت هستند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با اظهار تأسف از حمایت برخی کشورهای اسلامی منطقه از تروریست‌های داعش و همچنین با اشاره به حمایت آمریکا و دشمنان اسلام از این تروریست‌ها تأکید کردند: کشورهای اسلامی که دلسوز هستند و با یکدیگر تفاهم بیشتری دارند، می‌توانند با گفت‌وگو و همکاری، به راه‌حل عملی برای مقابله با تروریست‌ها برسند.
ایشان با یادآوری جبهه‌ مقاومت متشکل از الجزایر، ایران، سوریه و چند کشور دیگر که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شده بود، افزودند: برخی کشورهایی که دنباله‌رو آمریکا هستند، مانع از ادامه‌ فعالیت آن مجموعه شدند اما به نظر می‌رسد اکنون زمینه‌ تشکیل چنین مجموعه‌ای متشکل از کشورهای اسلامی که دارای دیدگاه‌های مشترک هستند وجود دارد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: اگر چنین مجموعه‌ای تشکیل شود، این کشورهای اسلامی می‌توانند در مسائل مهم دنیای اسلام تأثیرگذار باشند و برای مشکلات منطقه و با مبارزه با تروریست‌ها، اقدامات عملی انجام دهند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در پایان اظهار امیدواری کردند: آقای بوتفلیقه رئیس‌جمهور الجزایر هرچه زودتر سلامتی خود را باز یابد.
عبدالمالک سلال نخست‌وزیر الجزایر در این دیدار، نشست کشورهای صادرکننده‌ گاز در تهران را نشست موفقی خواند و با اشاره به گفت‌وگوهای خود با مقامات کشورمان، گفت: دیدگاه‌های ایران و الجزایر در مسائل سیاسی به‌ویژه موضوع مبارزه با داعش و تروریست‌ها در منطقه بسیار به یکدیگر نزدیک است و امیدواریم با توجه به مذاکرات تهران، سطح روابط اقتصادی نیز از شرایط کنونی خارج شود و به سطح قابل قبولی برسد.
مورالس: ما شما را پدر انقلابهای مستقل می‌دانیم
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار «اوو مورالس» رئیس‌جمهوری بولیوی با تجلیل از ایستادگی جذاب و قهرمانانه بولیوی و برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین در مقابل زورگویی‌های جبهه استکبار، سیاست خطرناک آمریکا در دنیا و منطقه آمریکای جنوبی را تغییر هویت جوانان خواندند و تأکید کردند: باید با تقویت اراده‌ها و افزایش ارتباطات و همکاریها، در مقابل این سیاست سلطه‌جویانه ایستادگی کرد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ایستادگی در مقابل افزون‌خواهی‌های آمریکای مستکبر را امتیازی مهم و حتی با اهمیت‌تر از ملی شدن صنعت نفت برای بولیوی و مورالس برشمردند و گفتند: ایران اولین کشوری در دنیا بود که با نهضت مردمی و مستقل امام خمینی(ره) به‌طور کامل از سیطره آمریکا بیرون آمد و در مقابل معارضه‌های دو امپراتوری شرق و غرب و انواع فشارهای نظامی، امنیتی و اقتصادی آنان ایستادگی کرد.
رهبر انقلاب تأکید کردند: بر همین مبنا، جمهوری اسلامی ایران از هر کس در هر جای دنیا که در مقابل زورگویی و سلطه ایستادگی کند، حمایت می‌کند.
ایشان با اشاره به امکانات و استعدادهای فراوان بولیوی خاطرنشان کردند: این ظرفیتها و همچنین روابط بین دو کشور و زمینه‌های متعدد همکاری می‌تواند در خدمت منافع ملتها و ایستادگی در مقابل زورگویان قرار بگیرد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای پیشرفتهای اقتصادی بولیوی با هدف تأمین استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی را لازم و ارزشمند دانستند و گفتند: علاوه بر این پیشرفتهای سخت‌افزاری باید به پیشرفتهای نرم‌افزاری نیز توجه کرد.
رهبر انقلاب، سیاست آمریکا در دنیا و همچنین در منطقه آمریکای لاتین را تغییر هویت بومیان و جوانان با استفاده از شیوه‌های جدید ارتباطی خواندند و خاطرنشان کردند: اگر آمریکایی‌ها در این سیاست خود موفق شوند و بتوانند فکر جوانان را به «فکر آمریکایی» تبدیل کنند، آنگاه بدون نیاز به کودتای نظامی و اقدامات سخت، بر کشورها مسلط خواهند شد.
ایشان، تقویت هویت بومی و شناساندن ارزشها به جوانان را راه مقابله با این سیاست آمریکا برشمردند و تأکید کردند: با تکیه به خداوند متعال و با تقویت اراده‌ها می‌توان در این نبرد پیروز شد.
در این دیدار «اوو مورالس» رئیس‌ جمهوری بولیوی نیز با اظهار خرسندی از دیدار رهبر انقلاب اسلامی، گفت: ما جنابعالی را پدر و راهنمای همه انقلابهای مستقل و به‌ویژه انقلابهای منطقه آمریکای لاتین می‌دانیم و از سخنان ارزنده، الهام بخش و امیدآفرین شما درسهای فراوانی آموخته‌ایم.
مورالس دخالتهای آمریکا را مشکل‌ساز خواند و گفت: در ابتدای پذیرش مسئولیتم در پاسخ به هشدار آمریکاییها در خصوص رابطه با ایران، تأکید کردم که ما کشوری مستقل هستیم و برای ارتباط با دیگران از کسی اجازه نمی‌گیریم.
رئیس‌ جمهوری بولیوی با تاکید بر اینکه به آمریکاییها باج نداده و نخواهیم داد، افزود: با ملی کردن صنعت نفت بولیوی، استقلال و حاکمیت خود را تثبیت کردیم و به سالها تجاوز غرب پایان دادیم.
مورالس حجم پیشرفتها و خدمات در دوران استقلال بولیوی را چندین برابر دوران وابستگی به غرب دانست و با تأکید بر ضرورت دستیابی به استقلال اقتصادی در سایه استقلال سیاسی، گفت: امروز تولید ناخالص ملی بولیوی به بیش از 36میلیارد دلار افزایش یافته که در مقایسه با دوران وابستگی، این میزان 4 برابر شده است.
رئیس‌ جمهوری بولیوی به تجربیات و توانمندی‌های فراوان ایران در بخشهای گوناگون علمی و فناوری اشاره کرد و افزود: ایران و بولیوی دو متحد تاریخی، فرهنگی و مردمی هستند و امیدوارم روابط دوجانبه در زمینه‌های مختلف گسترش یابد.
مورالس گفت: بولیوی همواره مواضع جمهوری اسلامی را ستایش می‌کند و اطمینان داریم که ایران با ثبات به راه خود ادامه خواهد داد.
رئیس‌ جمهوری بولیوی افزود: بولیوی نیز در سایه گسترش همکاریها و روابط با کشورهای انقلابی و مقاوم مانند ایران، دارای اقتدار، استقامت و ثبات است.

تاوان حرف‌های قشنگ از جیب مردم!

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:روز گذشته سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران از نهایی شدن لایحه بودجه سال 95 و تقدیم آن در آینده نزدیک به مجلس شورای اسلامی خبر داد. او توجه به توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردم را، مهم‌ترین محورهای سند مالی سال آینده کشور دانست و آن را «حاصل خرد جمعی‌» معرفی کرد.
طبیعتا مژده بهبود معیشت و توسعه اقتصادی کشور، به خصوص هنگامی که ادعا می‌شود سند بودجه براساس خرد جمعی تهیه شده، مردم را خوشحال می‌کند و این انتظار را پدید می‌آورد که سال آینده، سالی پر رونق و پویا در عرصه اقتصاد بوده و مردم شرایط بهتری را تجربه کنند. اما‌ کاش سخنگوی دولت، این حرفها را نمی‌زد و وعده تازه‌ای به مردم نمی‌داد! ای کاش با بهره‌گیری از خرد جمعی  به این نتیجه می‌رسید که باید به جای حرف زدن، کار کارستانی کرد تا مردم در عمل  فواید آن را لمس کنند که گفته‌اند: «مشک آن است که خود ببوید،  نه آنکه عطار بگوید»این آرزو و درخواست  از دولتمردان محترم، نه به دلایل سیاسی بلکه صرفا به خاطر فراموش نشدن خاطرات تلخ باقی مانده از وعده‌های گذشته آنهاست. به خاطر تصمیمات غیرکارشناسی و بر خلاف بدیهیات علمی و حتی بعضا برخلاف بدیهیات عقلی دولت در بیش از دو سال گذشته است که هزینه همه آنها به بدترین شکلی از جیب مردم پرداخت شد. و گرنه کسی با سخنرانی و شعاردادن دولتمردان مشکلی ندارد! اما  مشکل اینجاست که متاسفانه برخی از دولتمردان، دچار فراموشی در همه موضوعات شده و انتظار دارند مردم هم همه چیز را فراموش کنند! از وعده‌های رنگارنگ انتخاباتی تا دیگر حرفها را!  
جناب نوبخت هم سخنگوی دولت است و هم رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، همان سازمانی که با کلی هیاهو احیاء شد تا خرد جمعی را به کار بگیرد و مانع تصمیمات غیرکارشناسی شود. وی در دی و بهمن 93  درباره بودجه سال 94 سخنانی گفته که به نظر می‌رسد به کلی آنها را فراموش کرده و گرنه سخنان اخیر را به زبان نمی‌آورد! سال 93 و در فصل بودجه‌نویسی، روند کاهش و یا سقوط قیمت نفت به شدت جریان داشت و همه کارشناسان از سقوط بیشتر بهای نفت سخن می‌گفتند اما دولت بودجه را با نفت 72 دلاری به مجلس برد و موجب حیرت همگان شد! اصرار کارشناسان فایده‌ای نداشت و سخنگوی دولت در برابر اصرار برخی نمایندگان دلسوز برای واقعی کردن قیمت نفت و پرهیز از بودجه‌نویسی براساس توهم، گفته بود: «اگر قرار باشد از هم‌اکنون کسری‌های احتمالی را در نظر گرفته و براساس بودجه دستگاه‌ها را کم کنیم موجب می‌شود تا همه معترض شده و استرس بی‌جهتی ایجاد شود (!) که واقعا نیازی به انجام چنین کاری نیست، بنابراین در سال آینده اگر هرگونه عدم تحققی اتفاق بیفتد ما با دستگاه‌ها به‌طور مشارکتی مشکل را حل کرده و منابع را براساس اولویت تخصیص می‌دهیم.» که باید گفت اگر این مشرب بودجه‌نویسی، صحیح  و منطقی است‌، چطور است اصلا بودجه‌ای ننویسیم و هر مقدار که درآمد داشتیم خرج کنیم!؟ همان زمان ایشان گفته بود: « اگر قیمت نفت به پایین‌ترین رقم یعنی بشکه‌ای 34 تا 35 دلار برسد، درآمد حاصل از فروش نفت 35 میلیارد دلار می‌شود که باز هم اوضاع به راحتی قابل کنترل است(!) زیرا ما از ابتدا کاملا حواس‌مان در مورد تخصیص‌هایی که بر روی اعتبارات جاری و عمرانی داده‌ایم، بوده است و آن مقدار که در خزانه می‌آید را تخصیص داده‌ایم»! برای راستی‌آزمایی این ادعا، تنها 7 ماه زمان لازم بود. نوبخت در مرداد سال جاری از کاهش قیمت نفت که باعث کاهش درآمد‌های دولت شده بود شکایت کرد و با این ادعا که سال 94 سخت‌ترین سال بودجه‌ای کشور در سالیان اخیر بوده و علت این سختی، تداوم تحریم‌ها و کاهش قیمت نفت است، عنوان کرد:«سطح صادرات نفت ما همچنان در وضع تحریم بیش از یک میلیون بشکه در روز نیست. ضمن آن که قیمت نفت هم کاهش پیدا کرده و درآمد نفتی دولت را کمتر کرده است.»! برای هرکس که سخنان این دو مقطع زمانی را با هم مقایسه کند، برای تدبیر دولت تدبیر و امید تأسف می‌خورد! اکنون همان حرف‌ها باز هم بر زبان ایشان جاری شده است! سال قبل كاهش تورم، ايجاد اشتغال، و تأمين مسكن جزو اهداف بودجه سال 94 برشمرده شده بود. اکنون براساس آمار رسمی، بیکاری رشد داشته، رکود گریبان اقتصاد را گرفته و مسکن هم که...! حالا باز هم باید به وعده «توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردم» که برای بودجه سال 95 مطرح می‌شود دل خوش و آن را باور کرد!؟ اسفند سال 93  سخنگوی دولت در توصیف بودجه 94 اعلام کرده بود: «حتی یک ریال و یا یک سنت از پیش‌بینی‌های بودجه سال 94 ارتباطی به نتایج مذاکرات ایران و گروه 1+5 ندارد. تمام منابع تعیین شده در بودجه سال بعد از محل‌های شناخته شده است و به گونه‌ای عمل کرده‌ایم که هیچ یک از درآمدها و هزینه‌های خود را وابسته به نتیجه مذاکرات نکرده و هیچ ارتباطی با آن ندارد اما برای هر نتیجه‌ای که به دست آید برنامه‌ای را در نظر گرفته‌ایم.» اما در شهریور 94 یعنی تنها شش ماه بعد، وقتی غلط بودن همه محاسبات و ادعاها معلوم شد، همه چیز را فراموش کرد و مدعی شد: «دولت لایحه بودجه 1394 را بر مبنای منابع 224 هزار میلیارد تومانی به مجلس ارائه کرد اما واقعیت این است که به علت شرایط تحریم امسال حداکثر 184 هزار میلیارد تومان از منابع بودجه محقق خواهد شد.»! یعنی کم آوردن 40 هزار میلیارد تومان ناقابل، در اثر یک اشتباه کوچک! اگر بخواهیم موارد متعدد از بی‌برنامگی و نقض سخنان پیشین برخی دولتمردان در عرصه اقتصاد را بیان کنیم، کار به درازا می‌کشد و جز ملال چیزی حاصل نمی‌شود. نگاهی به فهرست این تصمیمات و اظهارات متناقضی همچون وعده عدم افزایش قیمت بنزین در سال 94 و آزاد‌سازی آن در سه ماه بعد، تعطیلی و نابودی طرح موثر و مفید یکصد میلیارد تومانی کارت سوخت و.... گویای آن است که متاسفانه بر خلاف ادعاهای پیشین، نه تنها خرد جمعی در کار نیست بلکه انگار تصمیم بر تعطیل مبانی تصمیم منطقی و کارگشاست! اما چرا چنین است!؟ چرا برخی از  دولتمردان اهمیتی به این همه تصمیم نادرست نمی‌دهند؟ پاسخ روشن است، چون هزینه این خطاها از جیب مردم پرداخت می‌شود. وقتی در قانون بودجه، قیمت نفت 72 دلار پیش‌بینی و امروز نفت اوپک حدود 38 دلار فروخته می‌شود، این کسری بودجه چگونه تامین جبران می‌شود؟ دولت کدام راهکار منطقی را برای جبران آن در نظر دارد؟ برخی از مهم‌ترین راه‌هایی که اکنون اعمال می‌شوند،  عبارتند از؛
الف: افزایش نرخ ارز. در آغاز کار دولت یازدهم، هر دلار در بازار آزاد، حدود 2900 تومان خرید و فروش می‌شدولی امروز این عدد از 3600 تومان هم عبور کرده و کسی نیست جلوی این رشد صعودی را بگیرد! امروز رسانه‌های حامی دولت و برخی نمایندگان مجلس صدایشان در نمی‌آید که ارزش دارایی‌های مردم روز به روز کاهش پیدا می‌کند! دلار باید گران شود تا کسری بودجه جبران شود!
ب: در آغاز دولت یازدهم، کل نقدینگی کشور، حدود 400 هزار میلیارد تومان بود اما تنها پس از دوسال، این عدد به حدود 870 هزار میلیارد تومان رسیده است! یعنی تنها در دو سال بیش از همه گذشته کشور، خلق پول شده است! این تاوان تصمیمات نادرست گروه تصمیم‌ساز مستقر در دولت است که از جیب مردم برداشته می‌شود.
ج: تعطیل برنامه‌ها و پروژه‌هایی که براساس اشتباه محاسباتی و عدم تمکین به نظر کارشناسان، وعده اجرای آنها به مردم داده شده است. این یکی از ساده‌ترین کار‌های دولت است که با عدم تخصیص و تزریق بودجه به برنامه‌های مذکور، خیلی ساده و بی‌تفاوت لبخندزنان از کنار امید مردم می‌گذرند و آنها را با انتظاری که خودشان پدید آورده‌اند و با نیازهایی برآورده نشده، تنها می‌گذارند! البته ترکش این محرومیت‌ها معمولا به بیرون از پایتخت اصابت می‌کند و محرومانی که صدایشان به گوش نمی‌رسد، نخستین قربانیان این روش دولت می‌شوند و گرنه بازسازی فلان ساختمان مجلل دولتی، فلان سالن و مجموعه رفاهی و ...با هزینه‌های چند ده و چند صد میلیاردی - که در مصوبات همین امسال دولت است- هرگز تعطیل نشده و نمی‌شود! سرانه مدارس به صفر می‌رسد و مدیران در برابر مردمی قرار داده می‌شوند که نمی‌دانند بالاخره باید شهریه بدهند یا ندهند؟ نمی‌دانند هزینه مدارس را دولت تامین می‌کند یا آنها باید دست به جیب بشوند!؟ و...
اینها بخش اندکی از نتایج تصمیمات غیراصولی و غیرکارشناسی دولتی بود که با شعار‌هایی دل‌نشین و پرطمطراق روی کار آمد.اما کاش کار به همین جا ختم می‌شد! موضوع وقتی نگران‌کننده‌تر می‌شود که دولت با این نوع تصمیم‌گیری‌ها، مردم را به نقطه‌ای برساند که دیگر هیچ حرفی را از آنها نپذیرند و این باور در آنها پدید بیاید که دولت، آنها را به حال خود رها کرده و سرگرم منازعات سیاسی و یارکشی برای انتخابات مجلس و حتی ریاست جمهوری آینده است و آنچه اهمیتی ندارد، رکود،  مسکن، ازدواج، اشتغال و .. است!
کاش سخنگوی محترم دولت، یکبار هم که شده سخنان خود درباره بودجه 94 را مرور می‌کرد و با عبرت گرفتن از آن، بار دیگر به مردم وعده نمی‌داد.

دلبری یک مهره سیاسی از بی‌بی‌سی و روزنامه هتاک

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:روزنامه بهار در تحلیلی نوشت چهره‌هایی مانند مطهری با وجود سوابق اصولگرایی باید در بهارستان بمانند. این روزنامه همچنین از قول زیباکلام تصریح کرد: علی مطهری از هر اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلب‌تر است. همچنین افراطیونی نظیر محمد کیانوش راد (عضو فراکسیون مشارکت در مجلس ششم) و مرتضی حاجی گفته‌اند «نمایندگان مجربی مانند مطهری باید در مجلس باشند» و «من به مطهری رأی می‌دهم».


اشتیاق این روزنامه زنجیره‌ای به امثال علی مطهری از آن جهت جالب توجه است که روزنامه مذکور پیش از این چندبار به خاطر ارتکاب جرایم مختلف توقیف شده که آخرین نوبت آن به علت زیرسؤال بردن ولایت امیرمومنان علی علیه‌السلام بوده است.
اولین بار شبکه دولتی انگلیس (بی‌بی‌سی) با اشاره به برخی معارضه‌طلبی‌های مطهری با برخی نهادهای عالی نظیر شورای نگهبان، به وی لقب «اصلاح‌طلب جدید» را داد.

برخی افراطیون بارها تصریح کردند اضافه شدن «شبه اصولگرایان بریده از اصولگرایی» به اصلاح‌طلبان چیزی به این طیف اضافه نمی‌کند بلکه آنها باید در همان جبهه خود بمانند و نقش خود را به درستی ایفا کنند!
علی مطهری اخیراً نیز در ماجرای اعتراض مطبوعات به سرکوب سیاسی و مضیقه مالی علیه منتقدان، به سمت دولت غش کرد و حاضر به حمایت از منتقدانی که از سوی دولت با انواع ناسزاها و تهمت‌ها  نواخته می‌شوند، نشد. گفته می‌شد مدعیان فراکسیون دولتی اعتدال در مجلس مذاکراتی را با وی برای ایجاد فراکسیون حامیان دولت انجام داده‌اند اما خود دولت صلاح ندانسته، که به این ترتیب حامیان دولت در مجلس انگشت‌نما شده و وکیل‌الدوله لقب بگیرند. مطهری در دوره دولت قبل مدعی شعار «صدای ملت، منتقد دولت» بود.

اعتراض روزنامه‌نگار هلندی به تقلید اصلاح‌طلبان از رسانه‌های غرب

معیارهای دوگانه روزنامه‌های اصلاح‌طلب در برجسته کردن عملیات تروریستی پاریس و به حاشیه انداختن عملیات مشابه در لبنان،‌ با اظهار تعجب و نگرانی یک تحلیلگر اروپایی روبرو شد.

به گزارش پایگاه فدائیان رهبربه نقل ازشرق جوسف کالب (دانشجوی دکترا در دانشگاه آکسفورد که یک سال برای روزنامه فاینسیل تریبون کارکرد و تزش را درباره سیاست‌های اقتصادی در ایران می‌نویسد) در این زمینه خاطرنشان کرد: یکی از عواملی که مرا به سمت ایران جذب کرد جایگاه استثنایی این کشور در سیستم روابط بین‌المللی است... رسانه‌های ایران مجبورند از اطلاعات آسوشیتدپرس و رویترز استفاده کنند. رسانه‌های ایران همیشه تلاش داشته‌اند که به اخبار جهان منصفانه بپردازند. وقتی که روزنامه‌های غرب درباره اتفاقی که مثلا در زیمبابوه می‌افتد، حتی یک جمله هم نمی‌نویسند، احتمال دارد که روزنامه‌های ایران به آن اشاره کنند.

... تأسف‌بار بود که روزنامه‌های اصلاح‌طلب که به نظر اینجانب اغلب نظرات متعادل‌تری از روزنامه‌های محافظه‌کار ارائه می‌کنند، فقط به طور جزئی حمله تروریستی‌ای را که چند روزپیش در بیروت انجام شد، پوشش دادند. نه «شرق» و نه اعتماد که هر دو از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین روزنامه‌های اصلاح‌طلب هستند، این خبر را در صفحه اول چاپ نکرده بودند. روزنامه ایران فقط در حاشیه صفحه اول و بسیار کوتاه به این رخداد هولناک اشاره کرد. 
اما وقتی از آن طرف یک سری حملات تروریستی باعث کشته‌شدن بیش از 120 نفر در شهر پاریس می‌شود، هر دو این روزنامه‌ها این خبر را با حروف بزرگ  و همراه یک عکس روی  صفحه اول زدند. به نظر می‌آید که در این موقع شبیه رسانه‌های غربی عمل کرده‌اند. این به آن معنا نیست که خبر پاریس اهمیت نداشته باشد. برعکس؛ هر دو این اتفاق‌ها به همان اندازه مهم هستند و باید پوشش داده شوند. حتی مهم‌تر از این، تحلیل تطبیقی از این دو اتفاق است. ما باید بدانیم رابطه این دو با هم چیست و این رابطه برای آینده چه عواقبی خواهد داشت؟
 امیدوار هستم که روزنامه‌های اصلاح طلب ایران در آینده از این نوع نابرابری‌ها جلوگیری کنند...

یادآور می‌شود آقای روحانی رئیس‌جمهور بلافاصله به انفجار تروریستی فرانسه واکنش نشان داد و به رئیس‌جمهور فرانسه در این باره تسلیت گفت. این امر با اعتراض برخی رسانه‌ها مواجه شد و چند ساعت بعد آقای روحانی به دولت و ملت لبنان به خاطر فاجعه تروریستی 2 روز قبل تسلیت گفتند!

ثروتمندترین شیعۀ تاریخ چگونه حذف شد؟+تصاویر

15 سال پیش در چنین روزی (نیمه نوامبر 2000 م)، مردی از صحنۀ روزگار حذف شد که 60 میلیارد دلار "درآمد سالانه" را نادیده گرفته بود تا پیرو مکتب اهل بیت (علیهم السلام) شود

  

ثروتمندترین شیعۀ تاریخ چگونه حذف شد؟+تصاویر
به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:ادواردو آنیلی در 9 ژوئن 1954 در نیویورک متولد شد. وی پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت. پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و سپس به ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان به تشیع گروید.

سناتور جیوانی آنیلی، پدر "ادواردو" یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل‌سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو و آیوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکت‌های طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ "لاستامپا" و "کوریره دلاسرا"، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود.

علاوه بر این‌ها، چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و هلیکوپترسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها می‌باشند. میزان ثروت و نفوذ خانواده آنیلی به‌حدی است که رسانه‌های ایتالیا از آن‌ها به‌عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می‌برند. کارشناسان اقتصادی درآمد سالانه خانواده آنیلی را بالغ بر 60میلیارد دلار تخمین می‌زنند که حدود 3 برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران است.

ثروتمندترین شیعۀ تاریخ چگونه حذف شد؟ +تصاویر
ادورادو و اسلام

ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف "پرینستون” نیویورک بود. خودش هم متولد نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما این‎‎ها او را قانع نکرده بود. در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را می‎خواند و احساس می‎کند این نمی‎تواند کلام بشر باشد.

ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می گوید: در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتابها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن را برداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم.

ادواردو بعد از این قضیه به یک مرکز اسلامی در نیویورک مراجعه می‌کند و درخواستش مبنی بر این‌که می‌خواهد مسلمان شود را مطرح می‌کند. آن‌ها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب می‌کنند. محمد اسحاق عبداللهی که از دوستان مسلمان آنیلی است نیز در مورد او می‌گوید: «ادواردو خیلی شب‌ها بیدار می‌ماند و با نور شمع تا صبح قرآن را مطالعه می‌کرد.» این گفته که ادواردو در اثر معاشرت با مسلمانان به این دین گرویده، یک ادعای بی‌ثبات است، چون با موقعیت مالی و سیاسی که پدر ادواردو داشت، هیچ‌کس به خود اجازه نمی‌داد که چنین مسائلی را با او در میان بگذارد و او را به دین جدید دعوت کند. وی پس از ملاقات و گفتگو با دکتر قدیری ابیانه شیعه شده و نام مهدی را برای خود برگزیده بود.

ادواردو با اینکه به دلیل موقعیت مالی و سیاسی خانوده اش با بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی جهان ملاقات کرده بود، اما در ملاقات با حضرت امام (ره) به شدت شیفته سادگی، عظمت و معنویت ایشان شده بود. این ارتباط عملاً مسیر زندگی ادواردو را عوض کرد.

ایگورمن خبرنگار روزنامه لاستامپا ایتالیا می گوید: وقتی ادواردو از ملاقاتش با حضرت امام و تحت تاثیر قرار گرفتنش صحبت می کرد، من احساس کردم که امام او را سحر کرده است.ادواردو همچنین یک ماه قبل از شهادتش قصد داشت به ایران بیاید، ولی والدین او برای ممانعت از این سفر، گذرنامه اش را پنهان کرده بودند.

ثروتمندترین شیعۀ تاریخ چگونه حذف شد؟ +تصاویر
ادواردو در کنار حسین عبداللهی

فشارهای وارده بر ادواردو

حسین عبداللهی از صمیمی‌ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده‌اش را غیرقابل باور توصیف می‌کند. او می‌گوید: "ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به‌صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به‌گونه‌ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت." حسین می‌گوید: "یک‌روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران‌ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند."

دکتر قدیری ابیانه ذکر می کند که برای خانواده آنیلی خیلی سخت بود که در کشور ایتالیا که مرکز مسیحیت کاتولیک است، بگویند که پسر سناتور آنیلی به اسلام رو آورده است. بنابراین ادواردو را به‌شدت تحت فشار قرار دادند تا از اسلام دست بردارد. تحریم و تهدیدش کردند که از ارث محروم خواهد شد و حتی از ارث محرومش کردند، ولی او دست از اسلام بر نداشت و این خود به‌تنهایی می‌تواند احتمال خودکشی او را منتفی کند، چون او که برای حفظ دینش حاضر به گذشت از میلیاردها دلار ثروت شده بود، چگونه ممکن بود با این اعتقاد راسخ به اسلام، دست به خودکشی بزند که در اسلام حرام است؟

ثروتمندترین شیعۀ تاریخ چگونه حذف شد؟ +تصاویر
 
خودکشی یا شهادت؟!

ادوارد، جانشین بزرگترین سرمایه‌دار ایتالیا و فرزند آنیلی‌ها، از بسیاری از اسرار کشورش و سازمان‌های مافیایی و صهیونیستی آگاه بود و اکنون با مسلمان شدن و طرفداریش از انقلاب اسلامی بسیار خطرناک می‌نمود؛ به ویژه آنکه علیه سلمان رشدی در ایتالیا فعالیت می‌کرد، جنایت صهیونیست‌ها را در فلسطین اشغالی محکوم می‌نمود و برای این کارها حتی با نخست وزیر و رییس جمهور ایتالیا هم تماس تلفنی می‌گرفت. وی خود نیز نگران سوء‌قصد از سوی صهیونیست‌ها بود و به رایزن مطبوعاتی ایران در ایتالیا گفته بود که آن‌ها سرانجام او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند کشت و آن را به خودکشی، حادثه نابهنگام و یا بیماری نسبت خواهند داد.

* از موارد مشکوکی که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ‌گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبدشکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملاً به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد.

* پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچ وجه بازتاب داده نمی شد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده‌های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می شود، به نحوی که نخست‌وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت‌ها و زندگی وی جمع‌آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد.

* چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود. لوکا نیز یکی از نجیب‌زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به "سلطان شراب ایتالیا" معروف بود و خانوده‌اش از سرشناس‌ترین خانواده‌های این کشور به حساب می‌آمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر می رسد تاکتیک "خودکشی‌سازی" یکی از تاکتیک ‌های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نبودند در جهالت باقی بمانند.

* دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه رسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه‌ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس‌ها و کفش ادواردو، خودکشی را تأیید نمی‌کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود.

ثروتمندترین شیعۀ تاریخ چگونه حذف شد؟ +تصاویر
ادواردو (مهدی) آنیلی در نمازجمعه تهران
منبع:افکار خبر

پسر مهاجراني بازداشت شد

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:با حکم بازپرس دادسرای ویژه مفاسد اقتصادی محمد محسن مهاجرانی فرزند عطاءالله مهاجرانی وزیر اسبق فرهنگ به سبب مشاركت در پرونده موسوم به دکل گمشده نفتی 87 میلیون دلاری دستگير شده است. 

پ.ن: یعنی میخوام ببینم این روزنامه های زنجیری تجزیه طلب یک کلمه از این موضوع صحبت میکنند یا نه؟
یادتونه یه سری اسناد ویکی لیکس منتشر کرد مبنی بر اینکه پسر همین مهاجرانی رو عربستان هزینه بورسیه شو پرداخت کرده بود؟ حالا مشخص شده طرف دکل دزد هم بوده!اینم لینک خبر پرداخت هزینه بورسیه پسر مهاجرانی
 
نشست مشترک اصلاح طلبان (فتنه گران) جنوب شرق تهران در شهرستان قرچک 

نشست مشترک اصلاح طلبان جنوب شرق استان تهران قرار است روز پنجشنبه ۲۸ آبان ماه از ساعت ۱۴ الی ۱۷ در قرچک با حضور موسوی لاری نایب رئیس شورای عالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح طلبان و وزیر کشور محمد خاتمی (باغی انقلاب) در تالار بختیاری قرچک واقع در خیابان اصلی نرسیده به خیابان محمدآباد برگزار شود.

گفتنی است، سایت خبری «اسوه نیوز» صبح امروز با انتشار خبری از امت حزب الله خواست با تجمع در مقابل تالار بختیاری حضور فتنه گران را محکوم کنند، در این خبر آمده است: تجمع امت حزب الله قرچک در محکومیت حضور فتنه گران در این شهرستان روز پنجشنبه برگزار می شود.
لطفا اطلاع رسانی کنید.
 
روحانی :
من کاری میکنم که دولت دستسش به سمت مردم دراز کنه نه ملت بزرگ ایران به سوی دولت
این حرف روحانی تقربیا درست از آب در اومده وعملی شده
دستشو دراز کرد وکل پولای مردم بیچا ره رو از چنگشون خارج کرد
 
خاطره جالب سعید جلیلی از دیدار با نخست وزیر ژاپن

نخست وزیر ژاپن به من گفت بعد از 60 سال که بمباران هسته ای شدیم تا الان داریم اعتماد سازی می کنیم تا آمریکایی ها از این جزایری که در آن حضور دارند، بیرون بروند. 

شعار انتخاباتی حزب ما هم این بود، ولی الان که می بینم موفق نمی شوم، می خواهم استعفا دهم. او مثال می‌زد که آمریکایی‌ها هر جا رفتند دیگر آنجا مانده‌اند.
 
توصیف دقیق "کلید تدبیر" 

عبدالکریم سروش:"در اینجا با کلیدی سروکار داریم که مانند "باد هوا" به همه "قفل"ها می خورد، اما هیچ قفلی را "باز" نمی کند."

منبع:تضاد دیالکتیکی،انتشارات حکمت چاپ اول،ص ۱۶۶
 
 یک سوال از علی مطهری:

چطور مطهری ضاربان خود را نمی‌بخشد؛ اما سران فتنه را شایسته بخشش می‌داند؟

مطهری چگونه برای بخشش ضاربان خود که اذعان دارد در حمله به او عامل اصلی نبوده اند و حتی آسیب خاصی هم به او وارد نکرده اند، شرط و شروط دارد اما برای بخشش سران فتنه که خسارات سنگین مادی و معنوی به کشور وارد کرده اند، چنین مشتاق است؟
 

دین سخت،دین آسان

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:در دوره اصلاحات آمریکایی، جامعه شناسان این جریان با بررسی سوابق دینی مردم به این نتیجه رسیدند که اگر مردم ایران را بین دینداری و بی دینی مخیّر کنند، مردم ایران، دینداری را انتخاب می کنند و هزینه هم برای آن می دهند اما همین مردم اگر بین دین سخت و دین آسان مخیّر شوند، دین آسان را انتخاب می کنند.

برای همین در دوره اصلاحات با ابزار رسانه ای که داشتند، دوگانه دین سخت و دین آسان را راه انداختند و اینطور به مردم القا کردند که برخی از نهادها مثل سپاه و بسیج، برخی از چهره ها مثل حسین#شریعتمدار، برخی از رسانه ها مثل کیهان، برخی از علما مثل آیت الله#مصباح، اینها متولیان دین سخت هستند و در مقابل برخی از چهره ها، رسانه ها و روحانیون آنها مثل سعید حجاریان، روزنامه صبح امروز و شخصیت هایی مثل خاتمی و صانعی شدند مصادیق چهره ها و مراجع دین آسان!

به مردم القا کردند که اگر می خواهید گرفتار دین سخت نشوید باید به بغل متولیان دین آسان پناه ببرید و با راه اندازی #قتل های_زنجیره ای، کوی دانشگاه و ترور سعید حجاریان که خودشان پشت صحنه آن و طراح آن بودند این جنگ روانی گرفت تا روزی که از سیما،#کنفرانس_برلین پخش شد و مردم فهمیدند که بین دین سخت و آسان مخیّر نشده اند بلکه این دو راهی، بین دین داری و بی دینی است! از همان روز، اصلاحات آمریکایی فرو پاشید و از همان روز کینه علی لاریجانی را به دل دارند و اگر هم امروز لاریجانی را تحویل می گیرند چون صدای امروز لاریجانی را علیه سیمای دیروز لاریجانی لازم دارند و الا اینها با همه این خوش خدمتی های آقای لاریجانی به جریان اصلاحات، روزی نیش خودشان را به او خواهند زد.

و اما امروز در دوره #اعتدال دوگانه دیگری شکل داده اند. امروز مردم را مخیّر کرده اند بین دو راهی باقی ماندن تحریم ها یا معیشت و رفاه و اینطور القا می کنند که اگر می خواهید تحریم نباشید، اگر می خواهید رفاه تان تامین شود، باید در برابر دشمن دیرینه این انقلاب کوتاه بیایید در حالی که این دوگانه هم کاذب است و قطعا با کوتاه آمدن در برابر غرب، رفاه و امنیت و معاش ما تامین نمی شود. این طور نیست که اگر ما زیر بار ذلت برویم، معیشت ما تضمین شود بلکه تنها راه حل این موضوع، اقتصاد درون زا و اقتصاد مقاومتی است.

اما همانطور که دردوره اصلاحات، «کنفرانس برلین» لُنگ آن دوگانه کاذب را کنار زد و زشتی آن معلوم شد، در دوره اعتدال نیز «برجام» لُنگ این دوگانه کاذب را کنار خواهد زد.

ردپای نفوذ در سیاه‌بازی جاسوس- خبرنگار آمریکایی

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:هشدار بهنگام رهبر انقلاب و به هم زدن نقشه نفوذ، با واکنش قابل تأمل محافل آمریکایی روبه‌رو شده است. این محافل سعی کرده‌اند ضربه وارده به نقشه آمریکا را، نشانه دعوای داخلی در ایران معرفی کنند.


روزنامه نیویورک تایمز به قلم توماس اردبرینک (جاسوس خبرنگارنما و مقیم تهران) و ریک گلدستون نوشت: توافق هسته‌ای ایران که منافع و سودجویی‌های بسیاری از صاحبان قدرت درون دستگاه حاکمه ایران را به مخاطره افکنده؛ بر تنش‌های موجود میان رئیس‌جمهور با طیف محافظه‌کار صاحب قدرت در کشور دامن زده و آن را به حالت خصومت درآورده است.
این روزنامه می‌افزاید: همزمان احساسات تند ضدآمریکایی با شور و حرارتی وصف‌ناپذیر در سطح جامعه مطرح و تبلیغ می‌شود و موج بازداشتها هم در این زمینه به تثبیت این مواضع کمک شایانی می‌کند.
نیویورک تایمز افزود: به رغم آن که آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر عالی ایران این توافق را تصویب کرده است، تندروها نوک تیز حملات مستقیم انتقادی خود را متوجه روحانی و یارانش کرده‌اند.
 مصداق آن موج بازداشت خبرنگاران ایرانی و دست کم یک تبعه ایرانی - آمریکایی است که متهم به همکاری با قدرتهای غربی است و شاید جرمی سنگین‌تر علیه او در نظر گرفته شده باشد.
نیویورک تایمز سپس تصریح می‌کند: اما در بسیاری از موارد این آیت‌الله خامنه‌ای است که سوخت اشتعال این واکنش‌ها را تامین می‌کند. ر هبر عالی ایران اگرچه توافق را تصدیق کرد؛ اما نسبت به آنچه که وی آن را «رویای آمریکا برای نفوذ به لایه‌های فرهنگ؛ اقتصاد و سیاست ایران» می‌نامد؛ هشدار داد. او تلاش برای خوب جلوه دادن ]بزک[ آمریکا در سطوح رسمی کشور را به شدت تقبیح می‌کند.این روزنامه در ادامه نوشت: اکنون با توافق هسته‌ای افق‌های گشایش‌های اقتصادی و تجاری ایران گشوده شده و نویدبخش آینده‌ای پررونق برای ایران است.
گری سیک از اعضای اسبق شورای امنیت ملی آمریکا ابراز امیدواری می‌کند توافق هسته‌ای موجب شکسته‌ شدن وجهه انقلابی رژیم ایران باشد در حالی که احساسات ضدآمریکایی از اصول بنیادین انقلاب است.
مانور نیویورک‌تایمز روی گشایش اقتصادی پس از توافق «در حالی است که دولتمردان آمریکایی بارها تصریح کرده‌اند ساختار رژیم تحریم‌ها را علیه ایران حفظ خواهند کرد.
شناسایی برخی اعضای شبکه نفوذ موجب نگرانی در محافل ذی مدخل آمریکایی شده است اما همین محافل سعی می‌کنند نگرانی خود را، نگرانی داخلی جا بزنند و آن را علیه دولت و رئیس‌جمهور مصادره‌ کنند حال آن که رهبر معظم انقلاب کم سابقه‌ترین حمایت‌ها را از دولت به جا آوردند که بدون آن قطعا پیشبرد مذاکرات و توافق امکان‌پذیر نبود.
ارد برینک جاسوس آمریکایی از سال 2002 در تهران حضور دارد و با یک عکاس ازدواج کرده است. مجله تایم اخیرا عکس تهیه شده توسط همسر ارد برینک را در صفحه اول خود قرار داد و آرزوهای «تغییر ایران در 2025» را تبدیل به تیتر اول خود کرد

 

*حافظ در چه شیرازی حافظ شد?*

پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر:
28 آبان 1367: سخنرانی و افتتاح کنگره بین المللی بزرگداشت حافظ در شیراز 

رهبرانقلاب: « زمان [حافظ ]از لحاظ زمان سیاسی، یکی از بدترین زمانهای ایران است و من واقعا در تاریخ یادم نمی‌آیدزمانی را و منطقه‌ای را که به قدر #شیراز در زمان #حافظ دستخوش تحولات گوناگون سیاسی، همراه باخرابیها و ویرانیها شده باشد .اگر مبدا این دوران پادشاهیهای زمان حافظ را، زمان شاه شیخ‌ابواسحاق‌اینجو بدانیم -که زمان شروع سلطنت او فکر می‌کنم، هفتصدوچهل‌وخورده‌ای است که دوران جوانی حافظ است، چون حافظ سال ولادتش معلوم نیست؛ هفتصدوبیست، هفتصدوهیجده،هفتصدوبیست‌ودو، روشن نیست که کی است، لکن حدودا می‌شود فهمید که در همان حول و حوش هفتصدوبیست است -حافظ جوان بیست‌وچند ساله‌ای بوده که این پادشاه به مسند حکومت می‌رسد و بعداز او حالا در زمان خود همین پادشاه جوان و خوش‌ذوق و مورد علاقه‌ی حافظ احتمالا و عیاش و زیبا وشاعر و ادیب، همین پادشاه با این خصوصیات هم جنگهای فراوانی را می‌کرده با امیرمبارزالدین درکرمان و با دیگران، یعنی خود این آدم هم نمی‌نشسته که حالا در شیراز به کار حکومت خودش بپردازد .جنگهای متعددی داشتند تا بالاخره منجر می‌شود به غلبه‌ی آل مظفر ...شاید حدود چهل سال تقریباچهل‌وچند سال خانواده‌ی آل مظفر اینها حکومت داشتند که وفات حافظ هم به احتمال زیاد هفتصدونودودواست ...ببینید در طول چهل سال، چقدر جنگ، چقدر خونریزی، چقدر همدیگرکشی و خویشاوندکشی وبیگانه‌کشی !یک چنین وضعیتی در شیراز وجود داشته و دائما مردم شیراز زیر فشار ارعاب این دیکتاتورهای زبان‌نفهم مغرور قرار داشتند ...یک چنین وضعیت آشفته‌ای بر شیراز حکومت می‌کرده وحافظ حدود شاید چهل سال، چهل‌وپنج سال از عمر خودش را، در دوران این خانواده گذرانده.» بیانات در آیین گشایش کنگره جهانی حافظ، ۱۳۶۷/۰۸/۲۸

آیا نقد امام المسلمین، اسم رمز است؟

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:

خط نفوذ و جریان تغییر ( سهل اندیشان نفوذ پذیر ) در این انگاره بودند تا از طریق پرونده هسته ای، پروژه ی تغییر رفتار جمهوری اسلامی از درون را کلید زده و سپس با بازگشایی پرونده های دیگری ( سوریه و... ) پروژه ی تغییر را به تعامل راهبردی و رابطه با آمریکا پیوند بزنند.

 

در این راستا خط نفوذ و جریان تغییر، خود را در مقابل سد عظیمی می بینند که عدم عبور از آن، پروژه ی تغییر را دچار"ایستایی و میرایی" می کند. از این رو آنان می کوشند با سه فرآیند زیر، عملا از سد عظیم ولایت و رهبری عبور نموده و مسیر پروژه ی تغییر را هموار سازند:
 بهره گیری از فرصت انتخابات مجلس خبرگان
قداست شکنی نسبت به جایگاه ولایت و رهبری
 تشکیل یک اپوزیسیون از افراد تایید صلاحیت نشده در انتخابات مجلس خبرگان

در رصد و تفرس از خط نفوذ و جریان تغییر، می توان کلید خوردن هر سه فرآیند را در اقدامات آنان مشاهده نمود. در این ارتباط «نقد امام المسلمین» در واقع اسم رمز فرآیند قداست شکنی نسبت به رهبر انقلاب و جایگاه ولایت است که برای دو فرآیند دیگر نیز کاربرد خواهد داشت.

 با عنایت به تجربه ی فتنه ی ۸۸ و اقدامات فتنه گران، می توان گام های زیر را برای فرآیند قداست شکنی از رهبری پیش بینی نمود.
تضعیف ولایت و رهبری
تخریب ولایت و رهبری
تلاش برای تحدید رهبری 
به نظر می رسد از سه گام فوق، گام اول و دوم تا انتخابات مجلس خبرگان عملیاتی گردد.

خیز شیطانی برخی از اصلاح طلبان به حریم ولايت?

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:

امیدوارم مجلس خبرگان بر پاشنه سابق نچرخد

موسوی لاری در گفتگو با تدبیر 24 در مورد انتخابات آتی مجلس خبرگان گفت:

اگر نگاه به خبرگان واقع بینانه باشد و راه برای صاحبان اندیشه‌ها باز باشد ما قطعا انتخایات و مجلس خبرگان بهتری نسبت به این دوره خواهیم داشت. 

وزیر دولت اصلاحات افزود: البته این موضوع بسته به متولیان امر دارد و اگر این موضوع را باز بگذارند تا افراد و شخصیت های روحانی و چهره های علمی و حوزوی بتوانند وارد فضای انتخابات شوند قاعدتا خبرگانی متناسب با شأن جمهوری اسلامی خواهیم داشت و اگر راه ها بسته شود و افراد خاصی بیایند باز هم در روی همین پاشنه ای می چرخد که الان دارد می چرخد.

تحلیل 

 متهم کردن خبرگان کنونی از سوی وزیر کشور دولت اصلاحات ، محل تأمل جدی است.

 این گونه موضع گیری ها از سوي افراد نشان دار اصلاحات با هدف ایجاد فشار به شورای نگهبان (بمنظور تایید صلاحيت روحانیون رادیکال ) و تاثیر گذاری بر افکار عمومی صورت می پذیرد.

اصحاب فتنه (از جمله شخص موسوی لاري) در مجلس ششم قویا به دنبال محدود کردن اختیارات رهبری از طریق لایحه ی افزایش اختیارات رئیس جمهور بودند.

 آقای لاری در انتخابات مربوط به مجلس هفتم با هدف بر هم زدن نظم عمومی و ایجاد فشار به رهبری ، اعلام داشت که باید انتخابات مجلس هفتم به تعویق بیفتد و از برگزاری آن استنکاف ورزید که با قاطعیت ستودنی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مواجه شد

حضرت امام خامنه ای در پاسخ به عملیات روانی لاری فتنه گر اعلام فرمود انتخابات بدون حتی یک روز تاخیر و دز رأس زمان مقرر برگزار شود.

آقای لاری فتنه گر از حامیان اصلی تحصن غیر قانونی و محرمانه ي نمایندگان مجلس ششم بود و به صورت پنهانی در جهت استعفا و تحصن و هم نوايي سایر مسئولین و وزرای قوه ی مجریه با تحصن کنندگان عمل می کرد.

قائله و فتنه ی کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ماه ۷۸ در دولت فتنه در دوران وزارت کشور آقای لاری رخ داده و قرائن و شواهدی وجود داشت که نشان می داد که اراذل و اوباش و افراد تحریک شده و سازمان داده شده با تحریک لاری و تاج زاده به سمت بیت رهبری حرکت داده شدند که اگر هوشیاری مسئولین امنیتی و انتظامی و اطلاعاتی نبود معلوم نبود که با حرکت اغتشاش گران به سمت پاستور و بیت رهبری چه حوادث ناگوار و غیر قابل پیش بینی نظام را تهدید می کرد.

 مواضع لاری فتنه گر به خوبی نشان می دهد که فتنه گران سبزپوش اموی با حمایت حامیان خود در دولت بنفش برای انتخابات خبرگان رهبری برنامه ریزی کرده و از مدتها پیش وارد میدان پروژه ی آیت الله سازی شده اند.
 
سید حسن نصرالله: «آنچه به شما می گویم: ما به زمان (وعده داده شده) نزدیک می شویم. به این زمان که فرصتی الهی در تاریخ است. به دگرگونی هایی نزدیک می شویم که در قرن بیستم به وجود آمده اند و نیز تحولاتی که در ابتدای قرن بیست و یکم آغاز شده اند.
آنچه تاکید می گردد این است که ما به سرعت در جهت نیل به این استحقاق، طی مسیر می نماییم.
ای برادران و خواهران، همانا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مسیح (علیه السلام) هر دو قطعاً در آینده ایی که در حال طلوع است خواهند آمد.
ما ملتهای مستضعف و ستم دیده در آخرالزمان هستیم و به یقین می دانیم که سرانجام این عیار (حق و باطل) و پایان این جنگ، دارای نتایج و پایان روشنی است.
امید، صبر، یقین و انتظار، چیزهایی هستند که داشتن آن ها بر ما واجب است. »(175)
اللهم عجل لولیک الفرج

مشاورانی که دوستی آنها دوستی خاله خرسه است

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:در پی خوش خدمتی‌های مدیر یک سایت اجاره‌ای به کارگزاران نامبرده به عنوان مشاور فرهنگی و رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی معرفی شد.

«مصطفی-ف» مدیر سایت «ا» از گردانندگان روزنامه تعطیل شده «1» می‌باشد، روزنامه‌ای که نام مدیر آن در پرونده مفاسد اقتصادی شهرام جزایری به میان آمد. سایت مورد اشاره معمولا به عقده‌گشایی علیه منتقدان هاشمی و دولت می‌پردازد که آخرین آن عقده‌گشایی علیه آیت‌الله مصباح یزدی در نشریه طلوع صبح بود.
در پی صدور حکم مشاور هاشمی برای نامبرده، داریوش سجادی که فرد یاد شده را می‌شناسد، ضمن هشدار به هاشمی نوشت: آبان ماه سال گذشته بود که طی مجادله‌ای که ایشان با بنده بر سر مقتدایشان (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) به راه انداختند این بشارت را به ایشان دادم که صرف نظر از انتقادات به هاشمی نکته مهم آنست که سفره نعمت در آن اردو است و امروز با خبر انتصاب آن جوان به سمت مزبور بار دیگر ثابت شد خاکساری جواب می‌دهد و خوشبختانه جوان مزبور نیز «عاقبت بخیر» شد! اما جای یک تذکر به «استوانه انقلاب» باقی است و آن اینکه بر معمر صاحب تجربه‌ای مانند «هاشمی» فرض است تا پس از سالها استخوان خرد کردن در دنیای سیاست لااقل در توزیع اشرفی و اعطای صله و تخصیص مسند به چاکران و جان‌نثاران،‌ دوری از شانیت را نیز برای آن خوش اقبالان در کسب نظر لطف و تفقد لحاظ فرمایند.
سجادی می‌افزاید: مرداد 94 ذیل دو مرقومه (نادان دوست و خاکسارنامه) تبعات چنین دوستان نادانی را خدمت «آیت‌الله» گوشزد کردم. اما ظاهرا ایشان در سنت بنده نوازی و اعطای صله اخیر خود توجهی به شایستگی‌ها و بایستگی‌های مشارالیه نداشته که همین امر می‌تواند در آینده برای آیت‌الله هزینه افزا باشد. مشارالیه در حالی مفتخر به خلعت مشاورت رسانه‌ای معظم‌له شده‌اند که همین چند ماه پیش در دفاع از «آیت‌الله» از ناحیه ناآشنایی‌اش با لوازم و لواحق دنیای رسانه با بولد کردن آن بخش از اظهارات «آیت‌الله» بر روی جلد هفته نامه «طلوع صبح» مبنی بر «دیروز در کوچه روستایشان می‌گشتند؛ امروز انقلابی شده‌اند» ناخواسته اسباب تخفیف هاشمی و دادن گزک به مخالفان ایشان شدند! 
طبعا اگر فرضا هفته‌نامه 9دی که مخالفت با «آیت‌الله» را طلایه‌داری می‌کند آن جمله را تیتر می‌زد چنین امری حرفه‌ای‌گری و تبحر و تقید و آشنایی با الزامات جهان رسانه و روزنامه‌نگاری معنا می‌شد. اما وقتی آن «عزیز السطان ثانی» از موضع جان‌نثاری و آستان‌بوسی جمله مزبور را در «طلوع صبح» که اشتهار به «هاشمی‌نامه» دارد؛ تیتر می‌کند. بدون آنکه متوجه شد این تیتر برای «آیت‌الله» بازخورد منفی نزد مخاطب دارد. چنین امری یعنی اشتباهی بر خوردن مشارالیه در خانواده مطبوعات! یعنی ناآشنایی و نابلدی و بی‌اطلاعی از مختصات ژورنالیسم!
وی خاطر نشان کرد: سالوسی و آستان‌بوسی نیز برای خود آدابی دارد. لاقیدی بدان آداب بمثابه «دوستی خاله خرسه» خواسته یا ناخواسته اسباب خسران خسروان خواهد شد.
یادآور می‌شود چند ماه پیش عبدالحسین هراتی مشاور ارشد هاشمی بازداشت شد. وی که در برخی دیدارهای هاشمی با هیئت‌های اروپایی حاضر بود، پس از فتنه 88 از کشور گریخته و به طور مرتب به حضرت امام خمینی(ره)- در دفاع از نهضت آزادی و آقای منتظری - اهانت کرده اما پس از انتخابات سال 92 به کشور بازگشته بود.

سخنی با رییس جمهور وطنم ایران

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر:
سلام جناب آقای روحانی 
امروز اگر امریکا و هم پیمانانش با وجود بلوفهای زیاد جرات تجاوز به خاک ایران عزیز را ندارند حاصل دیپلماسی لبخند و ذلت جنابعالی نیست.
امروز اگر داعش به خاک فرانسه حمله میکنه و غرب رو تهدید میکنه ولی جرات تهدید جمهوری اسلامی رو نداره حاصل لبخندهای ظریف نیست.
امروز اگر عربستان سعودی از آن همه شهید فاجعه منا فقط شهدای ایران رو پس داد حاصل دیپلماسی ذلت بار شما و هم فکران شما در قبال عربستان نیست.
امروز اگر با وجود نا امنی در کل خاورمیانه اما ایران در اوج امنیت قرار داره حاصل سخنرانیهای محتاطانه جنابعالی در قبال غرب نیست.
جناب رییس جمهور ترس ایالات متحده و هم پیمانانش و سگ دست آموزش اسراییل از تجاوز به جمهوری اسلامی ایران از شما و هم فکران شما نیست بلکه ترسشان از رهبریست که با یک اشاره میتواند تمام منافع غرب را در منطقه نابود کند .
ترسشان از سید علی شجاع است که وقتی صحبت از برخورد سخت و خشن کرد تمام ابهت سعودی رو به چالش کشید.
ترسشان از آن عزیزیست که امثال سلیمانیها و سردار جعفری و تمام یگانهای مسلح و مقتدر ایران گوش به فرمانش هستند تا دشمن متجاوز رو درسی تاریخی و غیر قابل جبران بدهند.
ترسشان از رهبریست که وقتی شنید امریکاییها صحبت از گزینه نظامی کردن برآشفت و با صدای بلند فرمودند:غلط کردن که میگویند.
ترسشان از رهبریست که کل مردم ایران مطیعش هستند.
ترسشان از آن پاک مردیست که حتی یک نقطه خاکستری در زندگی اش نیست.
بله جناب آقای رییس جمهور به جای دم زدن از نقد امام امت کمی امریکا رو نقد کنید، کمی اسراییل را نقد کنید،کمی عربستان رو نقد کنید.
جناب رییس جمهور این ملت چه آنهایی که به شما رای دادن و چه آنهایی که رای ندادند هرگز اهانت به رهبر عزیزمان را تحمل نمیکنند پس مراقب باش پایت را بیش از گلیمت دراز نکنی.....والسلام

برخورد گزینشی مدعیان اعتدال با مفاسد اقتصادی

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:به نوشته الف، دولتمردان و کسانی چون آقای هاشمی از فسادهای گسترده در دولت قبل می‌گویند و مردم را با آب و تاب نسبت به خیانت‌هایی که بیت‌المال صورت گرفته آگاه می‌کنند.

استنادشان هم به زندان رفتن معاون اول دولت قبل است، کاری هم ندارند... به این که پرونده به مسئول بودنش در دولت ربط دارد یا نه، چنان اعلام برائت می‌کنند انگار همین آدم در دولت‌های قبل هیچ سمتی نداشته...
 اما از کنار پرونده نفتی- اسمش را نبر- به راحتی می‌گذرند و به شما هم اجازه نمی‌دهند بپرسی چرا؟!

نویسنده می‌افزاید: ... براساس منطق آقایان جرم یک یا چند عضو یک دولت نشانه فساد آن است. پس تکلیف دولت‌های اصلاحات و سازندگی که از دلشان پرونده نفتی- اسمش را نبر- بیرون می‌آید چه می‌شود؟!

یا جرم خیانت در بیت‌المال مهدی هاشمی که در دادگاه ثابت و مجرم شناخته شد، اما با دعای پدر و تأییدات وی راهی زندان شد! چطور می‌شود دادگاهی که مهدی هاشمی را مجرم شناخته سیاسی بوده...اما دادگاهی که معاون اول دولت قبل را محاکمه کرده صالحه بوده؟! یعنی دزدی و خیانت در بیت‌المال بد است، اما استثناء دارد؟!

انتسابات فامیلی یکی از نقدهای وارد و پرحاشیه دولت قبل بود. جناب روحانی ضمن گلایه در این مورد می‌گوید «در اینجا پسرخاله و پسرعمه نداریم»، یعنی انتظار می‌رود که دولت یازدهم عاری از انتسابات فامیلی باشد. انگار که کسی خبر ندارد این دولت هیچ کدام از اعضای خانواده... را در دولت بکار نگرفته است. گویی فرزندان جناب هاشمی بر اساس صلاحیت در دانشگاه آزاد مشغول به فعالیت هستند! نتیجه می‌گیریم انتساب فامیلی خوب است. مگر اینکه در خط سیاسی ما نباشد!

یکی از محورهای مورد نقد رئیس دولت یازدهم تورم بالای 40 درصد در دولت قبل بود. ... براساس نظرسنجی‌ها و اصول ابتدایی اقتصادی، اقتصاد پویای تورمی شرافت دارد به اقتصاد راکد دچار رکود. جناب هاشمی هم در حالی به تورم بالای 40 اعتراض می‌کند که در کارنامه دولت سازندگی تورم 49 درصد به چشم می‌خورد!

11 سپتامبر کوچک در پاریس

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:وقایع زنجیره ای و ترروریستی در پاریس به یک بحران امنیتی برای فرانسه و و فراتر از این کشور تبدیل شد.

در ورای وقایع تروریستی فرانسه، به نظر می رسد جریانی هدفمند و هوشمند به دنبال مدیریت ادراک و برداشت برای کشورها و افکار عمومی جهانی است. از این رو تبیین چرایی و چیستی وقایع زنجیره ای و تروریستی فرانسه، اهمیتی دوچندان می یابد. در این راستا ۳نگاه را میتوان متصور بود:

نگاه اول؛ غافلگیری اطلاعاتی در فرانسه: در نگاه اول، وقایع زنجیره ای و تروریستی در پاریس، بخشی از غافلگیری اطلاعاتی سرویس های اطلاعاتی در غرب بوده است. با توجه به پیشرفت های نرم افزاری سرویس های اطلاعاتی غرب و تمرکز اطلاعاتی با توجه به حوادثی که در گذشته در فرانسه اتفاق افتاده این نگاه نمی تواند چندان مورد وثوق باشد.

نگاه دوم؛ اقدام انفعالی و متقابل تروریست ها: همان طور که جریان تروریستی داعش سعی دارد در جریان مدیریت ادراک و برداشت، این خط را القا کند که اقدامات تروریستی در پاریس در امتداد پاسخ متقابل این جریان در ساقط کردن هواپیمای روسی در سینا بوده و بعد از این هم در روسیه حمام خون به راه خواهد افتاد؛ در ارزیابی این نگاه نمی توان ردی بر این نگاه اعلام کرد اما می شود گفت این موضصوع همه ی ماجرا و چیستی و چرایی آن نیست.

نگاه سوم؛ یازده سپتامبر کوچک: در نگاه سوم به نظر می رسد سرویس هاس اطلاعاتی غرب با محوریت آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل سعود با پیاده سازی یک مدل کوچک از یازده سپتامبر به دنبال ریل گذاری جدید جهت ترتیبات امنیتی نوینی در منطقه هستند. به ویژه این که کارامدی ائتلاف چهارگانه علیه تروریست های تکفیری دست آموز از یک سو و شکست ائتلاف استیجاری در یمن از سوی دیگر توازن راهبردی در منطقه را بر هم زده و ترتیبات جدید امنیتی را در منطقه پیاده می سازد که برآیند آن می تواند منجر به استقرار نظم جدیدی در منطقه شود و همان طور که روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال پیش از این گفته بود؛ سوریه کلید تغییر نظم جدید منطقه است. 
در این راستا امپراطوری رسانه ای نظام سلطه در پی مشابهت سازی و این همانی بین این حادثه با حادثه یازده سپتامبر است. 
در این خصوص روزنامه نيويورك تايمز نوشت: حمله پاريس دومين حمله مرگبار تروريستي به غرب پس از حادثه ١١ سپتامبر ٢٠٠١ بود.
به نظر می رسد این یازده سپتامبر کوچک با هدف ریل گذاری برای اهداف زیر به وقوع پیوسته است:
فرصت سازی برای تصحیح اشتباه محاسباتی آمریکا در تغییر ثقل استراتژیک از غرب آسیا به شرق آسیا
تقویت تکیه گاه های آمریکا در منطقه (رژیم صهیونیستی، عربستان و ترکیه) که برای پر کردن خلأ قدرت در منطقه به جای آمریکا ناکارامد بوده اند.
مهار و مقابله با ایران، مقاومت و روسیه که به سرعت در حال پر کردن خلأ قدرت در منطقه هستند.
مهار انتفاضه سوم که تهدید بسیار جدی و مهم برای رژیم صهیونیستی شده است خصوصا با توجه به این که در این انتفاضه، سلاح گرم در حال جایگزین شدن به جای سلاح سرد است.
امکان ائتلاف سازی به ظاهر مشروع و کم هزینه به رهبری آمریکا جهت بازگشت به منطقه
به هم زدن روال بازی یک طرفه در مذاکرات وین و ایجاد بازی جدید در پازل آمریکا پیرامون موضوع سوریه و مسائل منطقه ای

جمع بندی: بنا بر بررسی هایی که به آن ها اشاره شد؛ به نظر می رسد یازده سپتامبر کوچک بسترسازی مهمی است که از طریق جنگ شناختی و توسل به اسلام هراسی و اسلام ستیزی، علاوه بر این که ائتلاف سازی با محوریت آمریکا را سهل الوصول و امکان پذیر می سازد؛ بار دیگر می تواند نقش مدیریت و رهبری آمریکا را احیا کند.

نکته: اگر چه حادثه تروریستی در فرانسه تلخ و کشته شدن انسان ها تلخ تر است؛ در این راستا ابراز تسلیت و هم دردی با حادثه دیدگان لازم است؛ اما به نظر می رسد که انفجار تروریستی در لبنان و شهادت مردم عزیز این کشور نیز شایسته ارسال پیام تسلیت از سوی رئیس جمهور بود.

اکنون این سؤال به ذهن متبادر می گردد که برخورد دوگانه نسبت به دو حادثه تروریستی آیا در امتداد همان روحیه کدخداپذیری است؟

پی نوشت: در اثنای تدوین این تحلیل، با خبر شدیم که رئیس جمهور پیام تسلیتی برای انفجار ضاحیه نیز صادر کردند. این موضوع سؤال یاد شده در نکته بالا را جدی تر می کند. چرا که در این خصوص شاهد این روند بودیم:
وقوع حادثه تروریستی ضاحیه (شامگاه پنج شنبه)
عدم ارسال پیام تسلیت رئیس جمهور
وقوع حادثه تروریستی فرانسه (شامگاه جمعه)
ارسال فوری پیام تسلیت رئیس جمهور برای حادثه دوم(فرانسه) در صبح شنبه
ارسال با تأخیر پیام تسلیت رئیس جمهور برای حادثه اول (لبنان) در ظهر شنبه

شکست پیشاپیش وین 2 به خاطر موضع غیرمنطقی آمریکا و انگلیس

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:در حالی که نشست وین 2 درباره سوریه امروز برگزار می‌شود، ناظران پیشاپیش از شکست این نشست به جز مواضع آمریکا و برخی کشورهای غربی خبر می‌دهند.


فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان ضمن سخنانی در بنیاد کوربر آلمان تصریح کرد درباره نتیجه نشست وین خوش‌بین نیستم و کمترین دلیلی برای این خوش‌بینی وجود ندارد.
جان کری وزیر خارجه آمریکا مدعی شد: از نظر ما دستور کار کنفرانس وین، انتقال قدرت در سوریه است. همزمان ‌هاموند وزیر خارجه انگلیس خواستار کنار گذاشتن بشار اسد از روندگذار در سوریه شد.

جان کری با وجود پافشاری بر کناره‌گیری بشار اسد خواستار انعطاف طرف‌های مذاکره شده است! وی مدعی برگزاری انتخابات آزاد در سوریه شد و این در حالی است که بشار اسد در انتخاباتی آزاد و با نظارت بین‌المللی روی کار آمد. اما با جنگ نیابتی آمریکا و متحدانش روبرو است. بنابراین طبیعی است که در صورت برگزاری هر انتخابات دیگری، آمریکایی‌ها به انتخاب مردم سوریه احترام نخواهند گذاشت.
کری همچنین گفت: صلح با بودن بشار اسد عملی نمی‌شود.
اما در مقابل لاوروف وزیر خارجه روسیه تاکید کرد پافشاری برای برکناری بشاراسد ساده‌انگارانه است و نباید مذاکرات بر کناره‌گیری بشاراسد متمرکز شود.
وی افزود: مذاکرات باید بر این امر متمرکز باشد که چه کسی می‌تواند نماینده اپوزیسیون سوریه باشد و چه کسی از گروه‌های افراطی است.
جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید نیز گفته است: فعالیت‌های روسیه در سوریه فقط برای تقویت نظام اسد است.
روزنامه لبنانی السفیر در گزارشی اعلام کرد؛ آمریکا و برخی کشورها قصد دارند مذاکرات درباره سوریه را به نقطه آغاز برگردانند و به یک ضد حمله دیپلماتیک علیه روسیه و ایران دست بزنند.
کشاندن مذاکرات وین‌2 در بن‌بست با مطالبات بی‌اعتبار در حالی است که آمریکا و دیگر متحدانشان، جنگ سوریه را اساسا برای زدن محور مقاومت و برکناری بشاراسد به راه انداختند اما پس از 4 سال ناکام مانده‌اند. آنها در حقیقت می‌خواهند شکست میدانی را از طریق فریبکاری در کریدورهای سیاسی جبران کنند.
رهبر معظم انقلاب تاکید کرده‌اند که پایان دادن به خشونت‌ها، احترام به انتخاب مردم سوریه و تصمیم نگرفتن بیگانگان به جای مردم سوریه به تنها راه حل بحران سوریه است. ایشان همچنین تصریح کرده‌اند که جمهوری اسلامی مذاکرات جداگانه‌ای با آمریکایی‌ها در این زمینه نخواهد داشت.
بنابر برخی گزارش‌ها احتمالا از ایران یکی از معاونان وزارت خارجه در نشست وین شرکت می‌کند. علت عدم شرکت ظریف، مشغله‌ کاری وی عنوان شده است.

احتمال قوت گرفتن لغو سفر روحانی به کشور فرانسه

 

پایگاه فدائیان رهبر:تبلیغات دولت تدبیر و امید در آستانه سفر به کشورهای ایتالیا و فرانسه و احتمال قوت گرفتن لغو سفر روحانی به کشور فرانسه با انفجارههای خونین صورت پذیرفته امشب در چند نقطه پاریس !!!!!!!

در آستانه سفر رئیس جمهور ایران جناب روحانی به فرانسه تیراندازی در مرکز پاریس و چند نقطه دیگر ، دست کم 30 کشته و هفت زخمی بر جای گذاشت. 
احتمال لغو سفر رئیس جمهور ایران به کشور فرانسه قوت گرفته است .

این تیر اندازی همزمان با بازی فرانسه و آلمان در پاریس روی داده است .
ماموران امنیتی فرانسوا اولاند، رئيس جمهور فرانسه را از ورزشگاه محل برگزاري بازي تيم ملي اين كشور فوری خارج و فراری دادند. 
در این تیراندازی ها دست‌کم 30 نفر کشته شده اند.
تروریست ها همچنین چند نفر را در تالار كنسرت شهر پاریس گروگان گرفته اند. 
تعداد افرادی که در سالن کنسرت پاریس به گروگان گرفته شده اند طبق آخرین خبرها حدود ۶۰ نفر ذکر شده است
شاهدی عینی در تلویزیونی فرانسوی گفت فریاد الله اکبر را از سوی یکی از مهاجمین شنیده است.
افزایش تعداد کشته ها به بیش از 30 نفر/ 11 نفر در یک رستوران و 15 نفر هم در سالن باتکالان پاریس کشته شده اند. 

شنیده ها حاکی از لغو سفر روحانی به پاریس دارد. 

سالن کنسرت در محاصره نیروهای پلیس فرانسه قرار گرفته است .
تلویزیون فرانس 24 شمار گروگانها نزدیک 100 نفر اعلام کرد.
سردبير بين الملل فرانس ٢٤ به نقل از پليس مى گويد دو انفجار نزديك استاديوم، انتحارى بوده اند.
 
پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر
٣نکته مهم پیرامون حملات تروریستی در فرانسه:

مطابق مشی قبلی رسانه های دنیا ،خصوصا فرانسه ، داعشی ها که تا قبل این حملات "پیکارجو" خوانده میشدند،پس از وقوع حملات دیشب، پس از حس طعم توحش این گروه به ناگاه"تروریست" خطاب قرار گرفتند!

تمام رسانه های دنیا بسیج شدند تا اخبار لحظه به لحظه این حمله را گزارش کنند ولی کشته شدن ٢۰۰ روزانه نفر در یمن، سوریه، عراق، فلسطین و... هیچ جذابیتی برای این رسانه ها نداشته و بعضا مورد بایکوت خبری قرار می گیرد.

فرانسه بتازگی بزرگترین ناو جنگی خود؛ یعنی ناو هواپیمابر شارل دوگل را برای حضور در ائتلاف غربی برضد داعش به منطقه خاورمیانه اعزام کرده. با توجه به اینکه مهاجمان این حمله را "۱۱ سپتامبر فرانسه" نامیدند، بعید نیست این حمله یک توجیه برای حمله گسترده به سوریه و اشغال نظامی آن باشد.
 

حدیثی که اوباما به آن عمل کرد

پایگاه فدائیان رهبر:
 امام حسین علیه السلام میفرماید:
کسی که از فکر و نظر باز ماند و حیله ها و نقشه هایش به بن بست رسید، رفاقت و همراهی کلید کار گشای اوست.
پرداختن بیشتر به کلام امام 
البته نه نقد کردن به قول رئیس جمهور محترم بلکه باز کردن مطلب
حضرت در این بیان به فکر و اندیشه و به مکر و حیله، توجه میکنند و به این نکته میپردازند که بن بست اندیشه و حیله بن بست انسان نیست.
تو آنجا که با فکر و مشورت نتوانستی راه بیابی ومشکل خود را فتح کنی و حتی با مکر و حیله ها هم نتوانستی به درون قلعه سنگی راهی بیابیمیتوانی با رفاقت و همراهی و با نرمش و تحمل ،در دل سنگ راه باز کنیو فتوحات داشته باشی سرداران بزرگ اینگونه قلعه های سنگی را از درون گشودند و با همراهی ، کلید درهای بسته را به دست آورند.
 واما درد دل
کاش میشد دکتر روحانی هم بجای نقد امام به فرامین امام عمل میکردن مث عمو اوباما که این همه زیبا به حدیث امام حسین علیه السلام عمل کرد و ...
منبع:بحار الانوار ،جلد 75، صفحه128
 

سیل سیاسی در حسینیه سیدالشهدا لارستان جان یک نفر راگرفت.

به گزارش خبرنگار پایگاه فدائیان رهبر:
☆خلاصه ای بسیارکوتاه از سخنرانی دکترحسن عباسی در حسینیه سیدالشهدا لارستان درموردب.ز

●دکترحسن عباسی←بعضی هافکرمی کنندمدام بابک زنجانی،بابک زنجانی کنندمردم برنامه هایشان را فراموش می کنند،بعضی ها فکر می کنندکه مدام به مردم لولو نشان دهندمردم برنامه های دولت را فراموش می کنند،بعضی هافکر می کنندکه میتوانندبابک زنجانی راچماق کنند وبه سرمردم بکوبند.

●دکترحسن عباسی←بابک زنجانی محصول سیستم اقتصادی شماست،بابک زنجانی پدیده ای نیست که بخواهدازدل نیروی های انقلابی بیرون بیاید،ازدل نیروی انقلابی حسن تهرانی مقدم بیرون می آید؛ازدل نیروی انقلابی احمدی روشن وشهریاری بیرون می آید؛ازدل نیروی انقلابی حسین همدانی بیرون می آیدازدل نیروی انقلابی زالویی به نام بابک زنجانی بیرون نمی آید.

●دکترحسن عباسی←این جریاناتی که سعی میکنندبابک زنجانی را به دل انقلاب بچسبانندبدانندبابک زنجانی محصول اقتصادلیبرالیسم است که ازدل دانشگاه های این کشور بیرون آمد ومحصول بانک وبورسی هست که هیچ نیروی انقلابی آن راتاییدنمیکند،بدانیدکه هرچه قدربیشتر به این گند بپردازیدعکس این که بابک زنجانی درکجاهاجایزه ویژه دریافت می کرده بیشترمنتشرخواهم کرد.

●دکترحسن عباسی←بابک زنجانی درمجمع تشخیص مصلحت نظام چه سر وسری داشته که جایزه ویژه بگیردشاید بابک زنجانی نقشه راهی هست برای امروز آن را بتوانیدعلم کنید.هی میگویندهشت سال گذشته هشت سال غارت بوده است.چرا؟چون فقط یک بابک زنجانی داشته است.بابک زنجانی محصول اقتصاد لیبرالی شماست وبابک زنجانی ربطی به تفکرانقلابی ندارد.

●دکترحسن عباسی←هیچ انسان انقلابی امروز خانه600میلیاردی نداردکه بابک زنجانی دارد،آن هایی که تفکر بابک زنجانی را رواج داده اندآنهایی کسانی هستندکه درشمال تهران درکاخ ها زندگی میکنند.بابک زنجانی هیچ ربطی به جریانات خالص انقلابی نداردچون هیچ نیروی انقلابی ماشین یک میلیاردتومنی سوارنیست.

•●دکترحسن عباسی←حالا این آقای وزیرنفت به جای این که پاسخگوی افتضاح کرنست خودش باشدصبح تاشب مدام ازبابک زنجانی می گوید.آقای زنگنه افتضاح کرسنت رو جمع کن و به بزرگتر ازخودت بگو افتضاح180هزار میلیاردتومنی بورس تهران راحل کند وبدانیدبابک زنجانی لولویی نیست که بتوان باآن نیروی های انقلابی راکنارگذاشت؛گفتم که بدانیداین گونه نیست که این ناکارآمدی راکه درمذاکرات داشتید وهیچ آبی هم برای انقلاب نداشته بابابک زنجانی درست شود.

●دکترحسن عباسی←مردم به دنبال این بودندکه بداننددرطی100روز دراقتصادشان چه اتفاقی می افتد،قراربودکلیدی بیندازید ورابطه ای بازکنید واقتصاد راحل کنید،دلار3750تومن یعنی نه تنها ازتورم خارج نشده ایدبلکه ازرکودهم عبورنکرده اید.

●دکترحسن عباسی←این رامیگویم که همگان بدانندلیبرالی که تفکرکند میتواندپای آمریکای خبیث وکثیف رابه این کشوربازکندوخواب رابطه باآمریکا را ببیند من میگویم که این آرزو را به گور خواهدبرد؛ان شاالله.
 

نقد رهبری حربه ی کهنه ی فتنه گران

قسمت اول:
به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:مسئله ی نقد رهبری یکی از مغالطه هایی است که با اهداف حزبی و جناحی و به منظور تأثیر گذاری بر افکار عمومی و جلب آرای مردم به نفع یک حزب خاص هر از چند گاه و به خصوص در مقاطع انتخابات در دستور کار برخی احزاب سیاسی(که منافع حزبی را بر منافع ملی ترجیح می دهند) قرار می گیرد.

رئیس جمهور کشورمان در مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات (که در تمام سخنانش از موضع عصبانیت ، هیچ یک از منتقدین را بی نصیب نگذاشته و مورد حمله قرار داد) ضمن حمله به قوای کشوری و لشگری ، به ساحت ولایت فقیه نیز تعرض نموده و به روزنامه ها توصیه کرد در کنار نقد از دولت به نقد امام مسلمین هم بپردازند.!!!

بعد از این تعرض مغالطه ای روحاني (که از یک روحانی کار کشته و خطیب مثل رئیس جمهور بسیار بسیار بعید بود که چنین مغالطه ی ناشیانه ای را مرتکب شود) ، این موضوع در قالب يک پروژه ی تکراری و قدیمی ، طی روزهای گذشته دستمایه سخنرانان همسو با اصلاح طلبان بویژه اصلاح طلبان تندرو و رادیکال قرار گرفته و فصل جدیدی از پروژه های قبح شکنی و هنجار شکنی و تعرض به ولایت فقیه کلید زده شد

خط شکنان این پروژه ی انگلیسی ، آقایان کواکبیان و زیباکلام بودند که در دو پایتخت جغرافیایی و معنوی کشور (تهران و قم) به تعرض به ساحت ولایت فقیه پرداختند.

در یکی از این جلسات که در دانشگاه تهران برگزار شد ، یکی از مهره های اینتلیجنس سرویس ضمن توهین آشکار به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ، از وی به عنوان ولی فقیه غیر پاسخگو در مقابل قانون یاد کرد.

آقای کواکبیان در دانشگاه صنعتی قم گفت: 

مجلس خبرگان بايد مقبوليت فعلى ولى فقيه را بررسى کند و اموال وى را نظارت کند

و صادق زيبا كلام نيز در همايش "ماهيت انقلاب اسلامي" در دانشكده علوم پزشكي دانشگاه تهران در سخنانی گستاخانه گفت:
بين ولايت فقيه امروز 
و سال58 يك اقيانوس فاصله است. ولايت فقيه اول انقلاب پاسخگوی عملكرد خود بود بود اما ولايت فقيه امروز با قانون اساسي هيچ ارتباطي ندارد.

پروژه ی نقد رهبری که با موضع گیری ناشیانه ی رئیس جمهور مجدداً شروع شده ، جلوه و نمای دیگری از همان پروژه ی OLL است که هم اینک آقای زیباکلام بار اصلی آن را تا وا داشتن نهادهای امنیتی و مسئول به دستگیری اش به دوش می کشد.

قرائن و شواهد حاکی از آن است که جریان فتنه که در دولت بنفش جایگاه مستحکمی برای خود دست و پا کرده ، با استفاده از فرصت هایی که دولت در اختیارشان گذاشته مأموریت دارند پروژه هایی نظیر:

 'پروژه ی آلوده سازی مسئولان" ، 

"پروژه ی هنجار شکنی از مقدسات انقلاب" ،

"پروژه ی قداست زدایی از ولایت فقیه" ،

"پروژه ی نامه های سرگشاده به رهبری" ،

"پروژه ی کشته سازي" ، 

"پروژه ی تعطیلی روزنامه ها و رسانه های زنجیری یا زنجيره اي"

"پروژه دستگیری روزنامه نگاران و برخی روشنفکران نظیر زیباکلام" 

و... 

را تا مقطع انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی و خبرگان رهبری(اسفند ماه سال جاری ) با شدت تمام دنبال کنند .

هم اینک در سطح جامعه شایعه ای به صورت گسترده و به نقل از محافل داخلی اصلاح طلبان پخش شده که سران فتنه ی آمریکایی انگلی صهیونیستی سبز اموی به افرادی نظیر زیباکلام گفته اند که بر شدت اهانت های خود به رهبری انقلاب و زیر سؤال بردن ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی بیفزایند تا جایی که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نظام مجبور به دستگیری وی شوند. فتنه گران سبز اموی بر این باورند که با تلفیقی از پروژه های بالا ، اگر نظام اقدام به دستگیری هتاکاني نظیر زیباکلام نکند ، هنجار شکنی ها بیشتر و بیشتر شده و نظام سیاسی در مقابل عملیات روانی صورت گرفته و حجم اهانت ها مجبور به تسلیم و یا امتیاز دهی خواهد شد و فضای جامعه تحت تاثیر موج عملیات روانی فتنه گران به سمت دوقطبی سازی و تقابل پیش رفته و زمینه برای خوش رقصی آنان برای شیطان بزرگ فراهم خواهد شد 
و چنانچه نظام به بستن روزنامه ها و دستگیری برخی افراد ، نظیر پادوهای نفوذی در مطبوعات نماید مطلوب آنان حاصل شده و بهترین فضا و جو روانی برای ایجاد فضای پرتنش دوقطبی و اختلاف افکنی بین صفوف متحد مردم فراهم خواهد شد و نظام در هر دو فرض و حالت در موضع انفعالی قرار خواهد گرفت.

سخنان کواکبیان و زیباکلام ، تنها نمونه ای از تحرک سنگین فتنه گران اموی است که با هدف تأثیر گذاری بر باورهای مردم و افکار عمومی صورت گرفته تا در انتخابات خبرگان رهبری در اسفند ماه سال جاری ، مردم به نامزدهایی رای دهند که به زعم فتنه گران قدرت و شهامت جسارت کردن به ولایت فقیه با پوشش انتقاد از رهبری را داشته باشند.

برخی از سیاسیون از سخنان رئیس جمهور در خصوص نقد رهبری به عنوان حمایت علنی از فتنه گران و پروژه ی OLL یاد می کنند و بر این عقیده اند که سخنان رئیس جمهور ، به هتاکان و گردانندگان پروژه آمریکایی OLL امید حمایت دولت از آنان را داده و از این پس شاهد گستاخی بیشتر تندروهای جبهه ی اصلاحات و افرادی نظیر زیباکلام خواهیم بود.
پژوهشکده عمار بصیر
 

«نقشه های آندلسی: از برنامه بلند مدت دشمن برای تغییر «باورهای» ملت مسلمان ایران

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:نشریه آمریکایی تایم در پرونده‌ ویژه شماره اخیر خود با عنوان «ایران 2025: چگونه دهه‌ی آینده تغییر را ایجاد خواهد کرد؟» مانند رویه همیشگی رسانه‌های غربی، تلاش کرد تا «آرزوها» و «رؤیاهای» خود از ایران را به خورد مخاطبین دهد. مهم‌ترین مسئله‌ای که تایم تلاش می‌کند تا به آن دست یابد این است که روزی روزگاری فرا می‌رسد که ایران دیگر کشوری «دینی و انقلابی» نباشد. تایم این گزاره را از قول یک «جوان ایرانی» که نه اسمش و نه هویتش معلوم است، بیان می‌کند. آن‌جا که از او می‌پرسد: ایرانیان دوست دارند ایران 10- 15 سال بعد چگونه باشد؟ و او جواب می‌دهد که «آن‌ها دوست دارند ایدئولوژیک نباشند.» این البته اولین باری نیست که نشریات آمریکایی و غربی چنین تیترها و مطالبی منتشر می‌کنند. چند ماه پیش، نشریه‌ی اکونومیست نیز پرونده‌ای را درباره‌ی ایران منتشر کرده بود با عنوان «انقلاب تمام شد» و استدلال کرده بود که جامعه‌ی ایران در حال دور شدن از فضای دینی و انقلابی است. 


 از آندلس تا مسکو
تهاجم فرهنگی «مثل خودِ کار فرهنگی، اقدامِ آرام و بی سر و صدایی است.» (71/5/21) مثل آن دزدی که از او پرسیدند چه می‌کنی؟ گفت دهل می‌زنم. گفتند پس صدایش کو؟ گفت فردا صدایش در می‌آید. درست مثل کاری که در «آندلس» شد. (71/5/21) روزگاری مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانیا تا جنوب فرانسه، کشوری اسلامی به‌وجود آوردند. این کشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن آندلسىِ قرون اوّلیه‌ی اسلام شکوفا گردید. (81/12/6) غربی‌ها که این منطقه را تهدیدی برای خود می‌دیدند، برنامه‌ی فرهنگی بلندمدتی ریختند و به مرور، «نظام باورهای» مسلمانان آندلس را تغییر دادند.
شبیه چنین کاری در شوروی سابق هم اتفاق افتاد. در زمان گورباچف، «سیل تبلیغات غربی و فرهنگ غربی و نمادهای غربی - سمبل‌های لباس و «مک‌دونالد» و از این چیزهایی که در واقع جزو سمبل‌های امریکایی است - در شوروی راه پیدا کرد» (79/4/19) و «تایم» و «نیوزویک» هم با خوشحالی، خبر آن را پوشش دادند که بالاخره آمریکا توانست با نمادهای فرهنگی خود شوروی را تسخیر کند. چند سال پس از ورود نمادهای فرهنگی آمریکا به شوروی، دیگر نه گورباچفی وجود داشت و نه شوروی. «اتحاد جماهیر شوروی» هم به کشورهایی کوچک، ضعیف و کم‌اهمیت تبدیل شد.

جنگ باورها
در میدان نبرد، مهم‌ترین موضوع، شناخت «جبهه» و «نقشه» دشمن است. همان‌طور که در جنگ نظامی، «هر طرفی که بدون شناسایی و دیده‌بانی و بدون دانستن وضعیت دشمن، چشمش را ببندد، سرش را پایین بیندازد و جلو برود، شکست خواهد خورد.» (69/2/12) در جنگ نرم هم اگر این دو عنصر شناسایی نشود، جنگ مغلوبه خواهد شد. هدف جنگ نرم امروز آن‌چنان‌که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کرده‌اند «تغییر باورها» است.آمریکاییها که دیده‌اند توان از بین بردن انقلاب اسلامی را ندارند، امروز تغییر رویه داده‌اند. آن‌ها امروز اعلام می‌کنند با «جمهوری اسلامی» مشکلی ندارند؛ «در چارچوب اهداف جنگ نرمِ دشمن، باقی ماندن نام «جمهوری اسلامی» و حتی حضور یک معمم در رأس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمین‌کننده‌ی اهدافشان باشد.» (94/7/20)

کما اینکه با بسیاری از جمهوری‌های اسلامی و کشورهای اسلامی ارتباط حسنه دارند. مشکل آن‌ها با محتوای جمهوری اسلامی ایران است. «مردم ما باورهای اعتقادی درخصوص دین، خانواده، مسئله‌ی زن و مرد و استقلال دارند و طرف مقابل تلاش دارد این باورها را دست‌کاری کند و یا تغییر دهد. مردم ما نسبت به رژیم فاسد و مستبد گذشته باورهایی دارند که در جنگ نرم تلاش بر این است تا این گذشته زشت و پلید و سیاه به گذشته‌ای درخشان و زیبا تغییر یابد.» (94/7/20) بنابراین «هدف اصلی و نهایی جنگ نرم طراحی‌شده، انحلال درونی و استحاله‌ی داخلی جمهوری اسلامی از طریق تغییر باورها و سست کردن ایمان مردم و به‌ویژه جوانان است.» (94/7/20) 
باراک اوباما بعد از مذاکرات وین به صراحت اعلام کرده بود: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد.» مارک گلن، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی نیز در مصاحبه‌ای به تلاش آمریکایی‌ها برای نفوذ فرهنگی در ایران و تغییر فکر، اندیشه و باور جوانان ایرانی پرداخت و گفت: «داستان اسب تراوا را به یاد بیاورید، آمریکایی‌ها دقیقا قصد دارند این مسئله را در قبال شما اجرا کنند. آن‌ها می‌خواهند نسخه ایرانی فرهنگ مد نظر خود را در جوانان شما ایجاد کنند» 

ایران آندلس نیست
واقعیت این است که ایران اسلامی، نه آندلس است و نه شوروی و نه حتی کشورهای کوچکی که غرب موفق به انقلاب‌ و استحاله در آن‌ها شد. ایران و نظام فرهنگی اجتماعی آن، خصوصیاتی دارد و تا هنگامی که این ویژگی‌ها را در خود حفظ کند، چنین طرح‌هایی در آن به سرانجام نخواهد رسید. 
 
چرا که «اوّلا متّکی است به مردم - این انقلاب، انقلابِ مردم است- ثانیا متّکی است به باورهای دینی.» (94/8/12) اما اگر دشمن، به همین دو اصل حمله کرد چه؟ اگر دشمن درصدد غیر مردمی کردن آن بر آمد و باورهای دینی را مورد حمله قرار داد چه؟ چه کسی می‌تواند از این دو اصل محافظت کند؟

 در مقابل این تهاجم، باید هم «کار» کرد و هم «ابتکار» داشت. این دو، لازم و ملزوم یکدیگرند. این کار و مأموریت بر عهده «نیروی مؤمن و انقلابی» است. بهترین طرح‌های فرهنگی اگر به دست عناصر غیر مؤمن و غیر انقلابی انجام شوند، نه تنها به نتیجه‌ی مطلوب نخواهند رسید، بلکه ممکن است حتی نتیجه معکوس هم بدهند. «کسی که خودش آلوده و گرفتار است که نمی‌تواند از فضیلتها دفاع کند! این جوان بااخلاص می‌تواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزشهای اسلامی می‌تواند دفاع کند.» (71/4/22) «در مقابل تهاجم، عناصرِ مؤمنِ خودی می‏توانند بایستند.» (71/5/21)


مِحراب انسان مدرن

 مقدمه

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:هرچند مشهور است که مِحراب محل حرب با نفس، خیال و شیطان جهت توجه به خداوند و تمرکز در بندگی است[۱] اما با تدقیق بر تعاریف معتبرِ منقول ولی مغفول، از قِبَل ریشه‌شناسی[۲] واژه مِحراب می‌توان رویکردی را استنباط نمود که در جهت نیل به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و سبک زندگی مهدوی در تمدن سازی نوین اسلامی در حوزه شهرسازی، معماری و مبلمان خانگی[۳] ضروری به نظر می‌رسد.

 

درآمدی بر ریشه‌شناسی واژه مِحراب

در محاوره گذشتگان وقتی مهمانی به مجلسی نزول می‌یافت میزبان جهت تکریم مهمان وی را به بالاترین و بهترین نقطه مجلس دعوت می‌نمود. در ادبیات عرب صدر مجلس که بهترین شرایط محیطی را می‌داشت را اصطلاحاً مِحراب می‌نامیدند.[۴] از این منظر معادل واژه مِحراب در ادبیات فارسی واژه‌ای بنام شاه‌نشین می‌باشد.[۵] این نقاط برجسته دارای شرافت بوده و در جهت تکریم بزرگان تعبیه می‌شده است.

با تأسی از آیات قرآن کریم که در توصیف حکومت و حاکمیت حضرت سلیمان آمده است[۶] می‌توان این‌گونه استنباط نمود که حضرت سلیمان در جهت اشاعه توحید و تثبیت حاکمیت خود در حوزه شهرسازی بر مَحاریب شهری نگاهی استراتژیک داشته‌اند. از این منظر مَحاریب شهری ابنیه شریفی بوده‌اند که به‌صورت برجسته در نقاطی کانونی ساخته می‌شده‌اند و شهروندان را نسبت به خود متوجه و متعطف می‌نمودند. ‌[۷]

تعریف مِحراب از منظر استراتژیک

در نگاهی استراتژیک با تأسی از رویکرد محیط‌مدار[۸] و ترجمان منقول در کتب لغت برای مفهوم مِحراب تعریف زیر را ارائه می‌دهیم.

مِحراب نقطه‌ای از محیط است که شریف‌ترین مکان، برجسته‌ترین موقعیت و کانونی‌ترین وضعیت را داراست. شرافت مکان در تکریم فرد، فعل یا عنصر دارای کرامت و شرافت، برجستگی موقعیت در جلب‌توجه و کانونی بودن وضعیت در عطف محیط به آن نقش دارد.

به‌بیان‌دیگر مِحراب نقطه‌ای شریف، شاخص و کانونی است که در جهت تکریم فرد، فعل یا عنصر صاحب کرامت و شرافت تعبیه‌شده است و مجموعه را نسبت به آن معطوف و متوجه می‌کند.

تبیین مصادیق مِحراب

کاربردها و کارکردهای مِحراب در شهرسازی[۹]، معماری[۱۰] و طراحی داخلی[۱۱] مصادیقی دارد که جهت تفهیم جایگاه آن به‌اختصار توصیف می‌شود.

مِحراب و مَحاریب در شهرسازی: هر نقطه‌ای که محل توجه و تعطف شهروندان و مسافرین یک شهر باشد را به مِحراب نسبت می‌دهیم.

میادین اصلی شهرها که محل نصب نمادها، تمثال‌ها و المان‌های منحصر شهری است از مصادیق مَحاریب در شهرسازی محسوب می‌شود که از گذشته تاکنون کاربرد داشته است. میدان آزادی در تهران یکی از مصادیق عینی آن محسوب می‌شود.

برخی سازه‌های منحصر نیز محل توجه و معرف شهرها محسوب می‌شود. همچون برج میلاد در تهران، ۳۳ پل و میدان امام در اصفهان و دروازه قرآن در شیراز را می‌توان از مصادیق آن دانست.

حرم‌ها در شهرهای مذهبی نیز محل عطف و توجه و تکریم محسوب می‌شود. همچون حرم امام رضا علیه‌السلام در مشهد و حرم حضرت معصومه سلام‌الله علیها در قم.

مِحراب در معماری: فضاهای ویژه در معماری که در جهت توجه مجموعه و تکریم عنصر، فرد یا فعلی طراحی می‌شود نیز به مِحراب نسبت داده می‌شود.

مِحراب در مساجد نقطه‌ای است که در جهت توجه نمازگزاران به قبله و امام جماعت و در جهت تکریم نماز و امام جماعت طراحی می‌شود.

مِحراب در تالارهای همایش و نمایش نیز فضایی از محیط است که اعضای مجموعه را متوجه صحنه و سخنران می‌نماید.

مِحراب در مجالس: صدر مجلس که محل توجه و تکریم بزرگ، مدیر و یا سخنران جلسه می‌باشد.

مِحراب در طراحی داخلی: طراحی و چیدمان اشیای موجود در یک فضا و ایجاد عطف برای نقطه و فضایی خاص.

رسانه مِحراب انسان مدرن

در معماری مدرن با برچیده شدن فضاهای اندرونی، نشیمن و بیرونی و گسیختگی برخی حدود و حریم‌ها، فضای اندرونی و بیرونی باهم تلفیق‌شده است. فضای اندرونی که روزگاری محل خلوت و امنیت خانواده و مَحارم بود و فضای بیرونی که محل پذیرایی و استقبال از مهمانان و مدعوین و مراجعین بود اکنون به محیط‌های جدیدی بدل شده‌اند که دیگر حدود و حریم‌های مبتنی بر اصول و ارزش‌های جامعه را در خود ندارد.

فضای بیرونی را می‌توان محل اجلاس و نشست و برخواست اَرحام و مهمانان و فضای اندرونی را محل سکینت، مودت و رحمت[۱۲] مَحارم و خانواده دانست. لذا فضای بیرونی محل هم‌نشینی اَرحام و مهمانان و فضای اندرونی محل هم‌نشینی مَحارم بوده است. بسته به‌ضرورت، هر دو فضا دارای محلی برای تکریم بزرگ خانواده، اقوام و مهمانان بوده است.

اما امروزه با مدرنیزاسیون سبک زندگی[۱۳] و از میان برداشته شدن حدود و تلفیق حریم‌ها مِحراب انسان مدرن نیز تعریفی متفاوت پیداکرده و نقش و جایگاه خود را به عناصر ثانوی تفویض نموده است.

ابتدابه‌ساکن محل آرامش و دوستی و مهربانی خانواده که در فضای اندرونی تعریف می‌شده است با فضای بیرونی که محل احترام و اکرام ارباب‌رجوع بوده است تلفیق‌شده فلذا نقش هر یک تحلیل و تذلیل یافته و دیگر نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای هر دو محیط را تأمین نماید؛ یعنی نه مَحارم دیگر در این محیطِ تلفیقی به آرامش و دوستی و مهربانی می‌رسند و نه ارباب‌رجوع احترام و اکرام می‌شود.

در معماری، طراحی و مبلمان داخلی و خانگیِ انسان مدرن، بهترین مکان و موقعیت فضای خانه به عنصری به نام تلویزیون اختصاص‌یافته است و سیستم نشیمن مَحارم و اجلاس ارباب‌رجوع در وضعیتی حول محور این عنصر رسانه‌ای چیدمان می‌شود.

اگرچه درگذشته کرسی محور نشیمن مَحارم بود و اعضای خانواده را رودررو حول خود جمع کرده و آن‌ها را به هم‌نشینی، مصاحبت و معاشرت وادار می‌نمود اما امروزه مبلمان خانگی خانواده را حول محورِ هم‌نشینی بی‌شعور و مطلقاً متکلم الوحده متجمع می‌کند. در این سیستم جدید خانواده و مَحارم دیگر فرصت و حوصله‌ای برای هم‌نشینی و مصاحبت و به‌تبع انس و الفت با یکدیگر را ندارند و همگی به‌تنهایی خود را به کانون تلویزیون متوجه نموده‌اند. صله اَرحام نیز در این مناسبات جدید به محلی برای تماشای تلویزیون برای اَرحام و اقوام و خویشان بدل گشته است و از این حیث جایگاه صله‌رحم نیز تحت شعاع این نظام رسانه‌ای تذلیل و تضعیف گشته است.

سجده به‌عنوان نمونه‌ای عالی و متعالی محلِ خضوع، خشوع، توجه و خاکساری است، طبق قاعده مرکز پیرامون در این سیستم مبلمان خانگی، ارحام و مَحارم بر قبله‌ی تلویزیون سجده می‌کنند و تمام فؤاد خویش را درگیر ارتباط و مصاحبت و هم‌نشینی با این عنصر رسانه‌ای می‌کنند. دراین‌ارتباط یک‌طرفه زبان ازکارافتاده و به‌تبع قوه تعقل و تفکر کارایی خود را از دست می‌دهد و مخاطب از طریق قوه تخیل با این هم‌نشین بی‌خرد ارتباط برقرار کرده و مسحور آن می‌شود. نتیجه آنکه در این سبک زندگی قوه تخیل انسان مدرن روزبه‌روز پروارتر می‌شود.

استحمار و استحماق از دستاوردهای این نظام رسانه‌ای است که قدرت استبصار و اعتبار را از مخاطبین خود سلب نموده و از مردمان آن موجوداتی احساسی، بی‌خرد، بی‌حوصله، مضطرب و عصبی ساخته است.

در شهرسازی انسان مدرن نیز رسانه[۱۴] محل توجه و تکریم است و شهرها را مملو از مَحاریبی ساخته است که آدمی را به سمت تغافل و تخایل سوق می‌دهد.

 

تبیین مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام

مشهور است که اهل‌بیت علیهم‌السلام هر یک در منزل خود فضایی ویژه را به دعا و ثنا و نماز و عبادت اختصاص می‌دادند و به آن مِحراب می‌گفتند. مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام محل توجه و تذکر اعضای خانواده می‌بود که در جهت تکریم طاعت و بندگی تعبیه می‌شده است. در این حالت اعضای خانواده نگاهشان معطوف به بندگی و خاکساری به درگاه الهی بوده است و آن‌ها را همواره در حالت ذکر و تذکر قرار می‌داده است.

مقایسه مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام با مِحراب انسان مدرن

مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام طاعت و بندگی محل تکریم است

مِحراب انسان مدرن امور لهوی و لغوی محل تکریم است

مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام کانون توجه به تذکر الهی است

مِحراب انسان مدرن کانون توجه به تغفل نفسانی و شیطانی است

مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام انسان را به مقام تذکر تعالی می‌دهد

مِحراب انسان مدرن آدمی را به جایگاه تخیل تسافل می‌دهد

رویکرد مِحراب‌مدار

درروند تمدن سازی نوین اسلامی در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت جایگاه و نقش رویکرد مِحراب‌مدار در سبک زندگی، معماری و شهرسازی نمود می‌یابد که تبیین و تنظیم و تدقیق و تعمیم آن ضروری است. در این مسیر با تأسی از مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام و آسیب‌شناسی از مِحراب انسان مدرن به الگویی می‌رسیم که در تمدن سازی نوین اسلامی نقش‌آفرینی می‌کند.

در تبیین این مناسبات مِحراب و مَحاریب شهری و خانگی باید محل توجه و عبودیت و محل تکریم ارزش‌های عبادی قرار بگیرد. مِحراب و مَحاریب باید محل عطف انسان مهدوی در جهت طاعت و ذکر الهی باشد.

به همین نسبت تنظیم مناسبات مِحراب‌مدار باید طوری باشد که ابزار و اشیای تغافل بخش که انسان را از ذکر الهی به خیال شیطانی می‌کشاند منزه شود و این ابزارها نقش و جایگاه ابزاری خود را پیدا نمایند. مثلاً نقش رسانه به‌مثابه یک ابزار تبیین شود تا درنتیجه جایگاه خود را در سبکِ زندگیِ مدیریت‌شده‌ی مهدوی پیدا نماید، از کانون و مِحراب خانگی و شهری خارج‌شده و جایگاه و اثرگذاری آن محدود شود.

در مرحله بعدی باید با تدقیق این مناسبات در امور تخصصی همچون معماری و شهرسازی اصول و مبانی آن تثبیت تا درنهایت بتوان نقش و کارکرد آن را به‌طور عملی و نظری تعمیم بخشید.


پی‌نوشت

[۱] «و آن مِحراب ُ المسجد قیل: سمّی بذلک لأنه موضع محاربه الشیطان و الهوی، و قیل: سمّی بذلک لکون حق ّ الإنسان فیه أن یکون حریبا من أشغال الدنیا و من توزّع الخواطر»، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ناشر: دار الشامیه، محل نشر: بیروت-لبنان، صفحه ۲۲۵، لینک دسترسی

[۲] Etymology

[۳] منظور از مبلمان خانگی در این نوشتار هرگونه بهره‌مندی و چیدمان اثاثیه می‌باشد

[۴] «و قیل: الأصل فیه أن ّ محراب البیت صدر المجلس، ثم اتّخذت المساجد فسمّی صدره به، و قیل: بل المحراب أصله فی المسجد، و هو اسم خص ّ به صدر المجلس، فسمّی صدر البیت محرابا تشبیها به محراب المسجد، و کأن ّ هذا أصح»، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ناشر: دار الشامیه، محل نشر: بیروت-لبنان، صفحه ۲۲۵، لینک دسترسی

[۵] «شاه‌نشین. [ن ِ] (آ مرکب) پیشگاه. صدر. هر قسمت برتر از قسمت‌های دیگر تالار یا اتاق که تخصیص به بزرگان داشته باشد و آن جایی است چون محراب که در قسمت صدر اتاق سازند چنانکه در حمام نیز باشد. قسمت پیش تالار که زمین آن بلندتر از زمین قسمت‌های دیگر است و صدر همان است. (از فرهنگ نظام)»، دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، لینک دسترسی

[۶] «یعْمَلُونَ لَهُ مَا یشَاءُ مِن مَّحَارِیبَ وَتَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِیاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکرًا ۚ وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِی الشَّکورُ»، سوره سبأ، آیه: ۱۳، لینک دسترسی

[۷] انصاری، محمدعلی، بیان، انتشارات مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور، محل نشر: تهران، تفسیر آیه ۱۳ سوره مبارکه سبأ، جلسه چهارم، لینک دسترسی

[۸] رویکرد محیط‌مدار، انتشارات اندیشکده یقین، محل نشر: تهران، ۱۳۹۲، لینک دسترسی

[۹] Urbanization

[۱۰] Architecture

[۱۱] Interior Design

[۱۲] «وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَٰلِک لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یتَفَکرُونَ»، سوره الروم، آیه: ۲۱، لینک دسترسی

[۱۳] Modernization of lifestyle

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

[۱۴] Medium

نقدی بر بسته اقتصادی دولت

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:مطالعه بسته اقتصادی دولت و پیامدهای نگران‌کننده ناشی از سیاست‌های انبساطی آن، نگارنده را بر آن داشت تا بخشی از این پیامدها را مختصراً تبیین کرده و جزئیات این بسته را تشریح نماید.

 

مطابق بند ۳.۱ بسته پیشنهادی، دولت قصد دارد با این بسته اقتصادی هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم تقاضا را تحریک کرده و موجب خروج اقتصاد کشور از رکود شود.

دولت برای تحریک مستقیم تقاضا به دنبال این است که به ازای هر یک ریال هزینه، چند ریال منابع از بخش خصوصی را جذب کند.

جیمز ریکاردز در کتاب مشهور جنگ‌های ارزی، ضمن معرفی این فرآیند به عنوان اصلی‌ترین مشخصه اقتصاد کینزی (مکتب اقتصادی دولت یازدهم)، آن را شدیداً مورد نقد قرار می‌دهد. بد نیست کمی راجع به جزئیات این فرآیند و نتایج آن دقیق شویم:

تئوری کینزی‌ها (Keynsian)، بر این فرض استوار است که یک دلار هزینه کردن دولت، هزینه کردن بیشتری را توسط بخش خصوصی سبب خواهد شد و منتج به خروجی بیش از یک دلار می‌شود.

این دقیقاً همان چیزی است که تیم اقتصادی دولت یازدهم به دنبال آن است؛ اما اشکال کار کجاست؟

مشکل تئوری پرداخت‌های دولت به منظور تقویت تقاضای کل این است که دولت‌ها ابتدابه‌ساکن، پولی از خود ندارند و مجبور هستند یا پول چاپ کنند یا در قالب مالیات، پول جمع کنند و یا از شهروندان یا خارجی‌ها پول قرض کنند. نکته نگران‌کننده اینجاست که هر یک از این اقدامات باعث ایجاد تورم خواهند شد؛ نگرانی وقتی بیشتر خواهد شد که بدانیم تیم اقتصادی دولت یازدهم در بسته اقتصادی خود در قالب سیاست انبساطی، دست به همه این اقدامات به صورت موازی و همزمان خواهد زد.

از طرفی دولت یازدهم سیاست تسهیل پولی را اتخاذ کرده و قصد دارد با تزریق پول در بازار بین بانکی، به قول خودش تنگناهای مالی بانک‌ها را رفع کند؛ اولاً که در شرایطی که بانک‌ها به جای تزریق پول به بخش تولید، خود مشغول بنگاه‌داری و سرمایه‌گذاری هستند، تزریق مجدد پول به خزانه آن‌ها به جای اتخاذ سیاست‌هایی که به کم شدن دارایی آن‌ها و افزایش نقدینگی‌شان برای حمایت از تولید، منجر شود، بی‌فایده به نظر می‌رسد و بانک‌ها همان راه قبلی را خواهد پیمود؛ ثانیاً عرضه این منابع مالی که رقم تقریبی آن ۷۵۰۰ میلیارد تومان می‌باشد، در شرایطی که درآمدهای نفتی در ماه‌های اخیر به شدت کاهش‌یافته و بار سنگین یارانه‌ها بر دوش دولت سنگینی می‌کند، راهی جز استقراض از بانک مرکزی و در نتیجه افزایش پایه پولی (پول پر قدرت) یعنی چاپ پول ندارد. این در حالی است که دولت یازدهم با افزایش بیش از ۳۶ هزار میلیارد تومان پایه پولی در ۲۸ ماه گذشته، پایه پولی را ۳۶% افزایش داده است؛ این همان چیزی است که از آن با عنوان ربای دولتی یاد می‌شود.

از طرف دیگر دولت قصد دارد به منظور افزایش توان بانک‌ها در وام‌ده‌ی و در نتیجه افزایش تقاضا، نرخ سپرده قانونی را از ۱۳% به ۱۰% کاهش دهد.

برای اینکه تأثیر این سیاست‌ها را بر نقدینگی و در نتیجه بر تورم بیشتر درک کنید به فرمول نقدینگی دقت کنید:

میزان نقدینگی، از حاصل‌ضرب پایه پولی در ضریب فزاینده به دست می‌آید. ضریب فزاینده نیز حاصل تقسیم عدد یک بر نرخ سپرده قانونی است؛ بنابراین نقدینگی برابر است با حاصل تقسیم پایه پولی بر نرخ سپرده قانونی بانک‌ها؛ در نتیجه هرچه پایه پولی بیشتر و نرخ سپرده قانونی کمتر شود، نقدینگی و در نتیجه تورم بیشتر می‌شود؛ این دقیقاً پیامد نگران‌کننده بسته اقتصادی دولت است.

البته دولت موظف شده است برای کنترل آثار تورمی سیاست‌های جدید، نرخ تورم ماهانه را رصد کند و درصورتی‌که این نرخ ماهانه یک درصد یا بیشتر شود، در سیاست‌های خود تجدیدنظر کند. این در حالی است که معمولاً رشد نقدینگی دارای آثار فوری بر اقتصاد نیست و اثرات تورمی آن ماه‌ها بعد ظاهر شود. مطالعات اقتصادسنجی نشان می‌دهد، بیش از یک سال طول می‌کشد که آثار فقط نصف رشد نقدینگی نمایان شود. به‌این‌ترتیب بازگرداندن آب‌رفته به جوی کار دشوار و احتمال قریب به یقین غیرممکن خواهد بود.

بنابراین رشد اقتصادی که دولت به دنبال آن است، با آثار تورمی‌ای که سیاست‌ها به دنبال دارد خنثی می‌شود و در واقع رشد اقتصادی حقیقی در طول زمان دست نخورده باقی می‌ماند.

اما این همه ماجرا نیست. حتی همین رشد اقتصادی ظاهری هم که دولت انتظار دارد در صورتی حاصل می‌شود که واقعاً هزینه کرد هر ریال، برای دولت بیش از یک ریال عایدی داشته باشد. اما جیمز ریکاردز در کتاب جنگ‌های ارزی توضیح می‌دهد که با توجه به تجربیات دولت اوباما، این سیاست موفق آمیز نخواهد بود. او توضیح می‌دهد، در سال ۲۰۰۹ تیم اقتصادی اوباما برنامه محرک اقتصادی‌ای را برای خروج از رکود سال ۲۰۰۷ اتخاذ نمود و انتظار داشت هر دلار هزینه کرد دولت ۱.۵۴ دلار درآمد نصیب دولت آمریکا کند. اما پژوهشگران اقتصادی اثبات کردند که این نسبت به جای ۱.۵۴، در انتهای سال ۲۰۰۹، ۰.۶۷، در انتهای سال ۲۰۱۰، ۰.۴۸ و در سال ۲۰۱۱، ۰.۴ است.

علاوه بر این پژوهش‌های دیگری انجام شد و همه آن‌ها به این نتیجه رسیدند که نسبت مذکور در اقتصاد کنیزی، کمتر از یک است و برنامه‌های محرک اقتصادی، در حقیقت خروجی بخش خصوصی را نابود می‌کنند.

نکته آخر اینکه درحالی‌که بزرگان نوبل گرفته اقتصاد جهان اذعان دارند اقتصاد مدرن سقوط کرده و به دنبال نظریات جدیدی هستند و حتی از Islamic Finance به عنوان راه برون‌رفت از بحران اقتصادی کنونی جهان یاد می‌کنند، دولتمردان فعلی کشور ما همانند دولت‌های قبلی، به دنبال پیاده‌سازی تئوری‌های اقتصادی لیبرال منسوخ هستند. تئوری اقتصاددانانی همچون جان مینارد کینز که معتقد است: «ربا و طمع باید خدایان ما باشند».

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

جایگاه فرار در تمدن غرب

تبیین تمایز دو مؤلفه «فرار» و «هجرت» در فرایند جامعه‌سازی / فرار در ذات تمدن‌سازی است

 

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:مقوله‌ی فرار با تمدن‌سازی عجین است. این گزاره‌ای استراتژیک بود که استاد عباسی در نقد و تحلیل سریال «فرار از زندان» به تبیین آن پرداخته بود. سپس ایشان مفهوم «هجرت» را در مقابل «فرار» قرار داده و آن را مؤلفه‌ی اساسی جامعه‌سازی در چارچوب اسلام ارزیابی کرد. اما مسئله این است که چگونه فرار به تمدن‌سازی می‌انجامد؟ یا از آن سو، چرا تمدن‌سازی به فرار می‌رسد؟ هجرت چه نسبتی با فرار دارد که می‌تواند در مقابل آن تعریف شود؟ و مسائل دیگر از این دست، ابهاماتی بودند که ما را به مرکز بررسی‌های دکترینال رساند تا با یکی از دانشجویان ایشان و عضو هیئت علمی این مرکز، حسام الدین حائری زاده، به گفت‌وگو بنشینیم.

 پایگاه فدائیان رهبر:

اگر موافق باشید در ابتدا اندکی در مورد سابقۀ پرداختن به موضوع فرار در هنر مدرن صحبت کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم. فرار یکی از موضوعاتی است که در غرب خیلی به آن پرداخته شده است. در حوزۀ ادبیات از قدیم‌الایام، رمان‌ها و نمایش‌نامه‌هایی با دست‌مایه قراردادن موضوع فرار نوشته شده‌اند. همچنین تئاترها، فیلم‌ها و سریال‌های زیادی نیز بر اساس‌ این موضوع ‌ساخته شده‌اند. از ابتدای هالیوود هم بوده است. در سال ۱۹۱۴، دیوید گریفیث به‌عنوان بزرگ‌ترین فیلم‌ساز هالیوود در آن سال‌ها، فیلمی را با عنوان The Escape به معنای فرار ساخته است که فیلمی سیاه و سفید و صامت است. از آن موقع به این موضوع فکر می‌کردند تا همین حالا که فیلم‌ها و سریال‌های اخیر را ساخته‌اند. در حوزه‌ی موسیقی هم آهنگ‌های مختلفی ساخته شده‌اند که تِمِ فرار دارند. در اشعار بعضی از شعرای نوی ایرانی هم این موضوع را داریم که ابتهاج و اخوان ثالث و شاملو از نمونه‌های آن هستند. پس در حوزه‌های مختلف ادبیات، تئاتر، فیلم، سریال و به طور کلی هنر خیلی به موضوع فرار پرداخته شده که این نشأت‌گرفته از یک تفکر مبنایی است.

چرا فرار در فرهنگ غربی این‌قدر مقولۀ مهمی محسوب می‌شود؟

وقتی می‌گوییم فرار، بلافاصله این سؤال مطرح می‌شود که «فرار از چه؟» یعنی بلافاصله به ذهن متبادر می‌شود که فرار «از» یک چیزی صورت می‌گیرد. مهم نیست فرار به چه سمت و سویی، بلکه مهم این است که در وهله‌ی نخست «از» چیزی باید فرار کرد. به عبارت دیگر، وضعیت موجود، شرایط نامطلوب و غیرقابل تحملی هست که باید از آن فرار کرد… این چیز نامطلوب چیست؟ ماکس‌وبر جامعه‌شناس آلمانی، تعبیری را در کتاب «اخلاق پروتستانتیسم و روحیۀ سرمایه‌داری» دارد؛ در آنجا بحث می‌کند که این روحیه‌ی سرمایه‌داری در ابتدا چگونه شکل گرفته و از کجا منشعب شده است. او ضمن تأکید بر نقش پروتستانتیسم مسیحی در شکل دادن به روحیۀ سرمایه‌گرایانه، به این نتیجه می‌رسد که ادامۀ این فرایند در جامعه‌سازی غرب، می‌تواند منجر به ایجاد «قفس آهنین»[۱] برای بشر شود. به بیان دیگر، افزوده شدن مستمر تعداد سیستم‌های جامعه و پیچیده‌تر شدن هر چه بیشتر آن، زندان سیستمی ایجاد می‌کند. وقتی برای هر چیزی یک سیستم تعریف می‌شود و بر هر سیستم هم قوانین خاصی حکم‌فرماست، این‌ها درهم تنیده شده و آن‌چنان پیچیده می‌شوند که به زندان سیستم تعبیر می‌شود؛ مانند حصاری که دور آدم پیچیده می‌شود و انسان نتواند از آن حصار بیرون بزند. این سیستم‌سازی مفرط حاصل بروکراتیزه‌شدن[۲] هرچه‌بیشتر جوامع در فرایند مدرنیزاسیون و جامعه‌سازی غرب است. هر چند بوروکراسی و سیستم جهت تسهیل امور است، اما خود می‌تواند به مانعی برای آزادی و توسعه نیز تبدیل شود. تمدنی که غرب می‌سازد، به‌تعبیر ماکس وبر آیندۀ قفس آهنین را در پی خود دارد. در این زمینه، غربی‌ها مفهومی دارند به نام بیماری‌های تمدن[۳]؛ بیماری‌هایی که ناشی از تمدن‌گرایی بشر است! البته این بیماری‌های تمدن را خیلی تکنیکی دیده‌اند؛ مانند سرطان، سکته، گرفتگی رگ‌ها و عروق، چاقی، بیماری‌های مزمن و… که خیلی از این‌ها هم بیماری‌های جسمی هستند. البته بیماری‌های روانی مانند افسردگی و استرس را نیز می‌شود به این فهرست اضافه کرد. اما دامنه‌ی این بیماری‌های تمدن فراتر از ابعاد جسمی و روحی در افراد، در سطح اجتماعی و کلیت جامعه نیز مطرح است که طرح دائمی مقوله‌ی فرار نوعی واکنش به این مسئله بوده است.

و حالا مبحث فرار از این «قفس آهنین» موضوعیت پیدا می‌کند.

بله، وقتی چیزی به نام «قفس آهنین» مطرح می‌شود، مشخص است که بلافاصله نخستین اقدامی که به نظر می‌آید، فرار از این قفس آهنین باشد. بعضی‌ها آمدند و گفتند نگاه وبر مشکلاتی داشته و انتقاداتی به او وارد شد؛ اما فارغ از نقدهای وارد شده که بعضاً درست هم هستند، اما واقعیت موجود جوامع این را نشان می‌دهد که خیلی‌ها به فرار تمایل دارند که دو علت دارد: اولاً سیستم‌های حاکم بر جامعه به فرد فشار می‌آورند و او می‌خواهد این سیستم‌ها را کنار بزند. این حالت، حالت «سلبیِ» فرار است؛ ثانیاً فرد، شرایط و جامعۀ بهتری را پیش روی خود می‌بیند و می‌خواهد به آنجا برسد، به‌همین‌ دلیل از شرایط نامطلوب به شرایط مطلوب فرار می‌کند که این حالت، «ایجابی» است. پس تمایل به ‌فرار دو شاخه دارد: «شاخه منفی یا سلبی» و «شاخه مثبت یا ایجابی». در شاخه منفی می‌گویند تمایل به فرار در فرد وجود دارد چون از شرایط خود راضی نیست، فارغ از این‌که آیا بعد از فرار به شرایط واقعاً بهتری می‌رسد یا خیر؛ مثلاً خانواده به او فشار می‌آورد و می‌خواهد از فشار خانواده خارج شود. در شاخه مثبت یا ایجابی نیز می‌گویند فرد شرایط بهتری را مدنظر دارد در نتیجه به سوی آن متمایل می‌شود و نوعی زدگی و دل‌سردی از شرایط موجود احساس می‌کند. در این‌جا نیز اگر امکان گذار آرام به شرایط مطلوب فراهم نباشد، فرد دست به فرار می‌زند. در ضرب‌المثل‌های خودمان داریم که «نو که اومد به بازار، کهنه میشه دل‌آزار» مصداق این نوع از فرار است.

البته نوع دیگری از فرار را داریم با نام «فرار بازتابی» یا «فرار واکنشی»؛ مثلاً خانه‌ای آتش می‌گیرد و شخص باید به سرعت فرار کند. این، اصطلاحاً بازتاب یا واکنشی لحظه‌ای است. ما به این نوع فرار کار نداریم. فراری که مدنظر ماست، فراری است که نوعی طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی در آن وجود دارد و در نظام‌های اجتماعی رقم می‌خورد و ما می‌خواهیم نگاهی جامعه‌شناختی به آن داشته باشیم. غربی‌ها این مقوله را تا حد یک ایدئولوژی تحت عنوان اسکپیسم Escapism رسانده‌اند که برای ایشان هر دو حالت سلبی و ایجابی تقریباً ممدوح است.

پس می‌توان تئوری فرار را به‌گونه‌ای مکمل تمدن‌سازی جامعۀ غرب دانست؟

غربی‌ها تمدن و سیویلایزیشن را از دورۀ کشاورزی می‌دانند و قبل از آن را قائل نیستند که تمدن بوده است. چرا که وقتی اقتصاد و معیشت آن دوران به کشاورزی وابسته شد، انسان‌ها از شکارچی به کشاورز تبدیل شدند و به اصطلاح یک‌جانشین شدند. به این ترتیب، جامعه شکل‌یافته‌تر و نقش‌ها معین‌تر و در هم‌تنیده‌تر گردید، نیازمندی‌های افراد به یکدیگر بیشتر شده و قید و بندها نیز بیشتر شدند. این وضعیت پس از حدود سه هزار سال، در جامعۀ صنعتی قرن هفدهم به بعد بسیار تشدید شد. در این نوع جامعه، پس از جامعه کشاورزی، همان‌طور که سیستم‌ها پیچیده‌تر می‌شدند، قید و بندها نیز بیشتر می‌شدند. اساساً تمدن برای فرد چارچوب تعریف می‌کند و می‌گوید که در چارچوب این سیستم باید این کار را بکنی یا نکنی. مثلاً در سیستم راهنمایی و رانندگی به شما می‌گویند باید این حد سرعت را رعایت کنی و در پیاده‌رو نروی و کمربند ببندی و از حد سرعت مجاز تجاوز نکنی و محدودیت‌هایی از این دست. در این چهارچوب، دائماً تمدن به موازات این‌که امکاناتی به بشر برای زندگی بهتر می‌دهد، از سوی دیگر، محدودیت‌ها و رویه‌های خاصی نیز بر او تحمیل می‌کند. گریزی از وضع قوانین و محدودیت‌ها نیست، بالاخره برای ایجاد نظم لازم است. اما برای انسانی که به تعبیر قرآن دوست دارد که جلویش باز باشد و هر کاری خواست بکند «بَلْ یُریدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَه‏»، فرار ناگزیر می‌شود. فرار از این‌گونه محدودیت‌ها، شاخۀ «سلبیِ» فرار است. در اینجا لیبرالیسم می‌آید و می‌گوید که حدود را بردارید و آزادی بدهید: «هرکه می‌خواهی باش و هرطور می‌خواهی عمل کن.» تمایل لیبرالیسم این است که حدومرز را بردارد؛ اما دچار پارادوکسی ذاتی است که اگر می‌خواهد تمدن را رقم بزند مجبور است حدومرز و سیستم تعریف کند. از این جهت، غرب فرارِ به اصطلاح اجتماعی را منطقی، توجیه‌پذیر، و ناگزیر می‌داند و برای آن قلم‌فرسایی، داستان‌سرایی، فیلم‌سازی، و بازی‌سازی می‌کند.

تا چه حد می‌توان از این محدودیت‌ها فرار کرد؟ اساساً اگر هم فرار مقدور باشد، انسان مدرن به کجا می‌گریزد؟

غرب راه چاره‌ی بسیار جالبی برای این امر پیدا کرده است. پیش‌فرض این است که مردم به بیرون از مدرنیته نباید فرار کنند، هر نسخه‌ای پیچیده می‌شود باید درون‌تمدنی باشد؛ راه چاره «فضای مجازی» است. علاوه بر فرار سلبی که حدومرزها نفی می‌شوند و توضیحات آن داده شد، در فرار «ایجابی»، فرد به‌سمت واقعیتی جایگزین می‌رود در حال حاضر عمدتاً در چارچوب «فضای مجازی» متبلور شده است. چرا که فرار از محیط فیزیکی به محیط فیزیکی باز هم نفی تمام حدود نیست. نهایتاً انسان می‌تواند در رادیکال‌ترین نوع فرار، خودکشی کند تا خود را از همه قیود خلاص کند. بشر باید راهی پیدا می‌کرد که از حدود فیزیک فرار کند. تاکنون بهترین راهی که برای این منظور پیدا کرده، شقوق مختلف هنر و به ویژه سینما، بازی‌های کامپیوتری و امروزه پدیده‌ی جدیدی به نام «زندگی دوم» یا Second Life است. در زندگی دوم، فرض بر این است که زندگی در جهان نخست تحت عنوان Prime Universe با هر محدودیتی مواجه است، می‌تواند در فضای بی‌کران جهان موازی یا Parallel Universe مرتفع شود. در آنجا به‌لحاظ مادی، زمین وجود ندارد اما به‌لحاظ ذهنی زمین دیگر خیالی وجود دارد که بدین‌صورت می‌شود از محدودیت‌های فیزیکی طبیعت، رها شده و چیزی را در فضای سایبر رقم زد که خود فرد می‌خواهد. اوج لیبرالیسم مبتنی بر ایدئولوژی فرارگرایی و اسکپیسم، جایی رقم می‌خورد که به آن زندگی دوم گفته می‌شود. در سریال «فرار از زندان» مایکل که شخصیت اصلی ماجرا بود، این نقش را داشت که از زندان بیرون بیاید و دوباره به زندان برگردد و بقیه را نجات بدهد. این، یک مدل فرار است که فراری فیزیکی است. اما در زندگی دوم، فرد نیاز به کسی ندارد که او را فراری دهد، بلکه کافی است تنها به اینترنت کانکت شود و ذهن خود را در فضای سایبر جولان دهد. در فضای سایبر، شما اوج فرار را می‌بینید. اهمیت فرار در تمدن‌سازی غرب از این جهت است. فرار، تمدن‌ساز است و چرخ تمدن غرب با فرار می‌گردد. تمدن، حصر سیستمی ایجاد می‌کند اما فرد می‌تواند در فضای سایبر برود و خودش را رها کند. فرد در خیابان نمی‌تواند با هر سرعتی برود اما در بازی کامپیوتری‌ این میل را ارضاء می‌کند. بازی‌باز در بازی‌هایی مانند GTA هرکار دلش بخواهد انجام می‌دهد اما در واقعیت زندگی خیر. این‌ها جزئی از تمدن غرب هستند و اگر این‌ها را از تمدن غرب بگیرند آدم‌ها به جان همدیگر می‌افتند. در این تمدن، نیاز به خشونت، میل به سکس، سرعت، هیجان و کارهای عجیب و پرهیجان و غیرمعقول و جسورانه، به‌جای این‌که در اجتماعات عادی بروز پیدا کنند، در واقعیت مجازی پیاده می‌شوند.

در دوران گذشته که بحث فضای مجازی و زندگی دوم مطرح نبود این فرار از واقعیت چگونه صورت می‌گرفت؟

یکی از راه‌های آن موسیقی بود. وقتی فرد خسته است و می‌خواهد بیشتر از حدود عادی شاد شود، یا حتی غمناک بشود و از واقعیت ملموس فاصله بگیرد، موسیقی به کمک او می‌آید. البته موسیقی صرفاً یک حس را درگیر می‌کند. بقیۀ هنرها هم چنین کارکردی دارند. وقتی فرد به یک گالری می‌رود،‌ یا یک تئاتر را تماشا می‌کند، رها از همه‌چیز، خود را به دست کسانی‌ می‌سپارد که آن نقاشی یا تئاتر را عرضه کرده‌اند. اساساً خاصیت درام این است که هنرمند با کمک‌گرفتن از آن، فضایی تخیلی را برای فرد رقم بزند تا از واقعیت موجود او را جدا کرده و به سمت فضای ذهنی ببرد. اینجا دوگانگی واقعیت و تخیل را شاهد هستیم؛ فرار از واقعیت به تخیل. امروزه، فضای مجازی و بازی‌های کامپیوتری همان کارکرد سنتی سینما و تئاتر و رمان و موسیقی و هنرهایی از این دست را برعهده دارند.

آیا ما مقولۀ فرار را در اسلام هم داریم؟

برای بررسی این مسئله باید به چارچوب قرآن توجه کرد. در قرآن کریم، «فرار» و مشتقاتش یازده بار آمده است. البته فرار مفهومی مرکزی و اساسی و تعیین‌کننده و جامعه‌سازانه در چارچوب قرآن کریم نیست. یکی از پرکاربردترین کارکردهای مفهوم فرار در کتاب الهی، به وضعیتی برمی‌گردد که «ترس» از شرایط خاصی به وجود آمده باشد و راهی جز گریز وجود نداشته باشد. مانند فرار حضرت موسی(ع) از فرعونیان به جهت این که کسی از ایشان را کشته بود، یا فرار اصحاب کهف از قوم خود و پناه بردن به غار. اینها «فرار ممدوح» هستند. در حالتی دیگر، قرآن کریم فرار را تقبیح کرده و از آن منع کرده؛ که آن هم فرار از میدان جنگ و جهاد است. این نوع فرار، ناشی از ترس از مرگ و «فرار مذموم» است. در آیۀ ۱۳ سورۀ مبارکۀ احزاب، فرار مسلمانان از جنگ و جهاد به شدت نفی شده است. زیرا در شرایطی که از مرگ نمی‌شود فرار کرد و بالاخره گریبان فرد را خواهد گرفت، فرار از میدان جهاد حرام است، چون بالاخره مرگ گریبان‌گیر خواهد شد و چه معقول، که مرگ در راه خدا و نصرت دین او باشد. پس در چهارچوب قرآن‌کریم، فرار به دو دسته مذموم و ممدوح تقسیم شده است.

 

کمی بیشتر در مورد ممدوح یا مذموم بودن فرار توضیح می‌دهید؟

بله، در چهارچوب قرآن کریم، فرار در اکثر موارد مربوط به فرار انسان‌ها از مرگ و قیامت ذکر شده که مذموم و حتی ناممکن ذکر شده است؛ بالاخره انسان در هر شرایط و جایگاهی باشد، مرگ حتماً او را درک خواهد کرد. فرار از مرگ مذموم است. علاوه بر این نوع فرار در دنیا که مذموم است، نوعی فرار هم در آخرت داریم که آن مذموم و هم‌چنین ناممکن است؛ در آیۀ ۱۰ سورۀ قیامت می‌فرماید: «یَقُولُ الإنسانُ یَومَئِذٍ أینَ المَفَرّ» انسان در صحنۀ قیامت می‌گوید خدایا به کجا فرار کنم؟ در ۳۴ سورۀ عبس داریم: «یَومَ یَفِرّ المَرءُ مِن أخیِهِ وَ اُمّهِ وَ أبیِهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیِهِ» روزی که انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندش فرار می‌کند. برای انسان غیرمؤمن، قیامت، «دارالفرار» است. آنجا همه دارند از همدیگر فرار می‌کنند. اما راه به جایی نمی‌برند. در مقابل، برای انسان مؤمن، آخرت محل فرار نیست، بلکه «دارالقرار» است. چرا که دنیا برای او محل فرار بوده است، اما در جهت الهی، آنجا که در سورۀ مبارکۀ ذاریات آیۀ ۵۰ می‌فرماید «ففرّوا الی الله» یعنی به سوی خدا فرار کنید. اینجا جهت فرار را مشخص کرده است. به عبارت دیگر، خداوند در منطق قرآن کریم، به انسان توصیه می‌کند که در همین دنیا، از دنیا، به سوی خدا فرار کند به جای آن‎که در قیامت در گیجی و حیرت به دنبال فرار از دست خدا و جزای اعمال خودش باشد. حال آن‌که در فرار مذموم در دنیا، از دنیا، به دنیا فرار می‌کنند، که اکنون در قالب استفاده از ظرفیت فضای مجازی بروز یافته که قطعاً نسخه‌ای مقطعی و گذرا خواهد بود و روزی بشر از این پدیده هم مجبور است فرار کند.

آیا تمدن اسلامی هم در ذات خود الزام فرار را دارد؟

مؤلفه‌ای که در اسلام عمیق‌تر از فرار مطرح شده، مفهوم «هجرت» است. هجرت از ریشۀ هجر بوده و مشتقات آن ۳۱ بار در قرآن کریم آمده و یک مفهوم مرکزی و استراتژیک است. یکی از مهم‌ترین کاربردهای آن در سه‌گانه‌ی «ایمان»، «هجرت» و «جهاد» است: «الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ(التوبه، ۲۰)» قرآن‌کریم به کسی می‌گوید «فائز» که ایمان و هجرت و جهاد را با هم رقم زده است. هجرت در نسبت با ایمان و جهاد تعریف می‌شود و پلی بین ایمان و جهاد است و ظرفیتی بسیار بیشتر از فرار دارد. ایمان، جهت را مشخص می‌کند و هجرت، مسیر و حرکت را، و جهاد، مبارزه در حین حرکت در مسیر و مقابله با ناملایمات و موانع است. انسان ابتدا ایمان می‌آورد و جهت الهی را می‌پذیرد و مأمن حق را پیدا می‌کند. بعد، باید از دنیا دل کنده و حرکت کند، که هجرت می‌شود. حال، وقتی حرکت را آغاز کرد، موانع هم پیدا می‌شوند و او باید مبارزه کند که در این صورت گام جهاد را محقق کرده است. ترکیب سه‌گانه‌ی این سه واژه چند بار در قرآن کریم تکرار شده است. جامعه‌ای که نمی‌خواهد به بیماری‌های تمدن گرفتار شود و ناگزیر به فرار نرسد، راهی جز هجرت ندارد. این جامعه را «جامعۀ هجری» می‌گویند. جامعه‌ای که افراد آن، «مهاجر» یا بالاتر از آن «هاجر» هستند. این جامعه هیچ‌گاه به اسارت سیستمی درنمی‌آید.

اما هجرت که به معنای ترک کردن و گذشتن است، پس چگونه می‌توان با این ظرفیتِ مفهومی، بین انسان‌ها رابطه برقرار کرد و جامعه‌سازی انجام داد؟

کسی‌که فرار می‌کند به‌دنبال فرار از ناملایمات و دست‌یابی به آرامش در همین دنیاست؛ اما کسی‌که هجرت می‌کند آرامش را صرفاً در این دنیا نمی‌بیند و در جست‌وجوی آرامش اخروی است. حضرت رسول اکرم(ص) در کنزالاعمال می‌فرمایند: دنیا زندان مؤمن و مایۀ رنج و عذاب اوست و وقتی از دنیا رفت، تازه از آن زندان و آن رنج و عذاب رهایی می‌یابد. در حدیث دیگر نیز آمده: «الدُنیا سِجنُ المُؤمِنِ وَ جَنّهُ الکافِرِ» یعنی دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است. کافر می‌خواهد همین‌جا یک بهشت زمینی رقم بزند و وقتی می‌بیند محدودیت فیزیکی و مادی این اجازه را به او نمی‌دهد، به سمت فضای مجازی و تخیل خودش می‌رود. اما مؤمن هیچ‌وقت به این شرایط و به این آینده دچار نمی‌شود. هجرت این ظرفیت را دارد که در مقابل جامعۀ مدنی، جامعۀ هجری را ایجاد کند. جامعۀ مدنی یعنی آن جامعه‌ای که متمدن است و در آن سیستم‌های سکولار و دنیوی تعریف شده‌اند تا دنیاسازی صورت بگیرد. سیستم‌های جامعۀ مدنی انسان‌ها را به دل‌دادگی هر چه بیشتر به دنیا فرامی‌خوانند و از این طریق تلاش می‌کنند بین افراد مردم تفاهم و یک‌پارچگی ایجاد کنند، حال آن‌که در جامعۀ هجری باید از چیزهایی که دوست داریم، دل بکنیم و در مقابل، با دل‌دادگی و اتصال همۀ افراد مردم به یک حقیقت واحد یعنی «الله» وحدت و انسجام به وجود آید. قرآن‌کریم می‌فرماید: «لَن تَنالُوا البِرّ حَتّی تُنفِقُوا مِمّا تُحِبّونَ»، برای این آیه «لن» می‌آورد به معنای «هرگز». در این تلقی، انسان «هیچ‌وقت» به مقام ابرار نمی‌رسد مگر آن‌که از آن‌چه دوست دارد، بگذرد و «انفاق» کند. حضرت ابراهیم(ع) آن‌جایی که حاضر می‌شود از اسماعیل(ع) بگذرد، می‌تواند به مقام ابرار برسد. آنجایی که خداوند فتنه‌ای قرار می‌دهد و من باید از آبرو، مال، زندگی، موقعیت، اعتبار و منزلت اجتماعی و این چیزها بگذرم، آن‌جایی که من از محبوب‌هایم می‌گذرم، می‌توانم به مقام ابرار برسم. تمدن غرب به‌جای این‌که به سمتی برود که فرد از چیزهایی که دوست دارد، بگذرد تا به تعالی روحانی برسد؛ نه‌تنها سعی می‌کند دوست‌داشتنی‌هایش را حفظ کند؛ بلکه از دوست‌نداشتنی‌های خود هم سعی می‌کند فرار کند. هجرت یعنی از آن چیزهایی که چهارچوب ایمانی حکم می‌کند کوچ کردن و گذشتن. «الدُنیا مَزرِعَهُ الآخِرَهِ». بذرهایی که در زمین این دنیا کاشته می‌شوند، همان انفاق‌هایی هستند که انجام می‌شوند تا در قیامت کِشت شوند. انسان مؤمن از آن چیزهایی که دوست دارد یکی‌یکی می‌گذرد و بذر می‌کارد. او در شبانه‌روز دائماً در موقعیت‌هایی این‌چنین قرار می‌گیرد. مثلاً با دوست خود صحبت می‌کند و در مقابل حرف نابه‌جای او سکوت می‌کند و از خود می‌گذرد، همین‌جا اقدام مثبتی در راستای هجرت انجام داده‌ است. وقتی صدقه می‌دهد، از مال خود گذشته است. علمی را یاد گرفته و «بی‌مزد» و «منّت» به شخص دیگری یاد می‌دهد. سوار بر ماشین است و تک‌سرنشین، حاضر می‌شود از خلوت خود بگذرد و در راه مردم را سوار کند و کار خیر کند. اینها نمونه‌های انفاق از «مما تحبون» هستند. به این ترتیب، مؤمن، نه‌تنها به فرار نمی‌رسد، بلکه بالاتر از آن، هجرت از دنیا می‌کند و اسباب تعالی خود را رقم می‌زند. دراین راه، البته جهاد موضوعیت پیدا می‌کند. شیطان و نفس امّاره بیکار نمی‌نشینند. در مقابل هجرتِ مؤمن، به مقابله و معارضه برمی‌خیزند و انسان مهاجر باید ایستادگی و مقاومت کند. باید با نفس خود مجاهده کند، با شیطان بیرونی نیز همین‌طور. خلاصه این‌که به این ترتیب، «هجرت» در سه‌گانه‌ی «ایمان و هجرت و جهاد»، می‌تواند به صورت کاملاً عملیاتی جامعه‌سازی کنند و با ایجاد ترابط و تعاون گسترده بین افراد انسانی، جامعۀ هجری را ایجاد نماید.


 پی‌نوشت:

[۱] Iron Cage

[۲] Bureaucratization

[۳] Disease of Civilization/منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

مرثیه‌ای برای یک سبک زندگی

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:هر ملتی به گونه‌ای خاص می‌اندیشد و به همان‌گونه که می‌اندیشد زندگی می‌کند. در واقع می‌توان این‌گونه پنداشت که انسان، «معرفتی» دارد. آن معرفت، «جهان‌بینی» او را شکل می‌دهد و انسان با آن جهان‌بینی نسبت به چیزهای اطرافش می‌اندیشد، عمل می‌کند و در نهایت «سبک زندگی» را به وجود می‌آورد. همچنین در ابتدای تاریخ، زمانی که گروهی از انسان‌ها به واسطه‌ی نقاط مشترکشان گرد هم آمدند و اجتماع را پدید آوردند، آن اجتماع مبتنی بر فکری بنا شد که از معرفت یکایک آن مردم سرچشمه می‌گرفت. شیوه‌ی فکر کردن هر ملت پیامدهای مهمی در سرنوشت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی نظامی آن دارد. در واقع جایگاه بین‌المللی ملت‌ها را طرز تفکر آن‌ها تعیین می‌کند، نه آن‌طور که موعظه می‌کنند و یا ثروت‌های طبیعی دارند. شکل‌گیری یک سبک زندگی در جامعه به معنای این است که هرچیزی اعم از: فکر کردن، آداب و رسوم، تحصیل، معاش،‌ کار کردن، جنگیدن، ورزش کردن و … در چهارچوب آن سبک زندگی قرار دارند. ژاپنی‌ها از جمله مردمانی هستند که توانسته‌اند به سبک زندگی منطبق بر معرفت ثنویتی خود رسیده و علاوه بر آن،‌ ساختارهایی را درونش شکل دهند که حتی در دورانی که دیگر «روح ژاپنی» از بین رفته باشد، همچنان بتواند برخی از آداب و ارزش‌های روح ژاپنی را در خود حفظ کنند. برخی از ساختارهای شکل گرفته در سبک زندگی ژاپنی این قابلیت را دارد که به دیگر سرزمین‌ها منتقل شده و همان آداب و ارزش‌ها را در آن جوامع ترویج کند. در این یادداشت به یکی از این ساختارها می‌پردازیم: ورزشِ کاراته.

 

 

مقدمه‌ای بر ورزش

ریشه‌ی «sport» از کلمه‌ای فرانسوی به نام «desport» گرفته شده است. این کلمه به هرچیزی اطلاق می‌شود که برای انسان جالب و سرگرم‌کننده باشد، اما امروزه به هرگونه فعالیت فیزیکی گفته می‌شود که افراد برای سرگرمی یا بهبود تناسب‌اندام خود به آن مشغول می‌شوند. به طورکلی می‌توان بازی‌هایی که اساس آن بر فعالیت بدنی است را ورزش نامید. برخی کشورها، ورزش‌های مخصوص به خود را دارند. روستانشینان هر منطقه‌ای هم‌بازی‌های سنتی خود را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال می‌دهند.

اگر ورزش را مساوی با انجام حرکاتی که باعث ورزیدگی بدن می‌شود فرض کنیم، می‌توان نتیجه گرفت از همان دوره‌ای که بشر برای معاش خود به شکار وابسته بود و نیاز داشت که پیش از شکار خود را برای آن آماده کند، ورزش وجود داشته است. همین‌طور به دلیل بروز جنگ‌ها. این نیاز که هر قوم و قبیله‌ای باید نیرویی دفاعی تشکیل دهند؛ بالطبع این افراد باید پیش از جنگ‌ها آموزش و تمرین می‌دیدند. حتی برخی از ابزارهایی که در فعالیت مورد نظر باید از آن‌ها استفاده می‌کردند را در قالبی دیگر ساخته و حین ورزش از آن استفاده می‌کردند. در این بین بازی‌ها و مسابقاتی به وجود آمدند که همگی برآمده از روش زندگی مردم و یا حوادث و اتفاقاتی بود که در دنیای اطراف به وقوع پیوسته بودند. بدین ترتیب اگر آن ورزش یا مسابقه برگرفته از حادثه‌ای تاریخی باشد، به منزله‌ی یادآوری دوباره‌ی آن حادثه است و در غیر این صورت برداشتی از سبک زندگی مردم یک قبیله یا کشور است که کارکردش حفظ فرهنگ مورد نظر می‌باشد. ازاین‌رو فلسفه‌ی هر ورزش را باید در فرهنگ و تاریخ محل ظهور آن ورزش جستجو کرد. بنابراین می‌توان ریشه‌ی هر ورزش یا رقابتی را در مورد خاصی جستجو کرد.

برای مثال می‌توان به رشته‌ی «دو ماراتون» اشاره کرد. با جستجوی ریشه‌ی این ورزش در تاریخ به حادثه‌ای می‌رسیم که با عنوان «نبرد ماراتون» شناخته می‌شود. جایی که حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، سپاه ایران در جنگی که در دشت ماراتون با یونانی‌ها داشت شکست خورد. سپس یکی از سربازان یونانی برای رساندن خبر پیروزی به دیگر یونانیان مسافت ۴۲ کیلومتری بین دشت ماراتون تا آتن را دوید. بدین ترتیب با هر بار برگزاری مسابقه‌ی دو ماراتون، حادثه‌ی شکست ایرانیان توسط سپاه یونان یادآوری می‌شود.

ورزش زورخانه‌ای هم می‌تواند ریشه در حوادث تاریخی داشته باشد. زورخانه به عنوان نهادی مردمی، با خاستگاهی سیاسی و با رویکردی ملی و مذهبی پس از حمله‌ی مغول ظهور کرد و به نشو و نما پرداخت. ورزش‌های رزمی میل زدن (نماد حمل گرز)، کباده کشیدن (نماد کمان کشیدن)، ضرب زدن (نماد طبالی در میدان جنگ) و … را شامل می‌شود.

اما برخی دیگر از ورزش‌ها وجود آن‌که ریشه‌ی تاریخی اصلی و شکل‌دهنده‌ی آن‌ها مشخص نیست، اما می‌توان شرایط فرهنگی و معرفتی که ورزش‌ها از آن تأثیر گرفته‌اند را شناخت. معرفت، «جهان‌بینی» آنان را شکل می‌داد و مردم منطبق بر یک جهان‌بینی زندگی می‌کردند و بدین ترتیب در طول زمان، فرهنگ و سبک زندگی آن‌ها شکل گرفت.

اما هر ورزشی، اخلاق خاص خود را دارد و آن را انتقال می‌دهد. به عبارت دیگر ورزشکار را با مفاهیم زنده‌ای که درون خود جای داده تربیت می‌کند و در راستای اهداف مورد نظر خود رشد می‌دهد. حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه این اتفاق می‌افتد. البته عنصر بسیار مهم در انجام هر ورزشی، معلم و مربی آن است، اما ریشه و اصل ورزش، خود جایگاه ویژه‌ای دارد.

ورزش‌های رزمی ژاپن

در رابطه با تاریخ ورزش‌های رزمی شرقی این واقعیت وجود دارد که پدیدآورندگانش، مردم عادی و یا حکمرانان نبودند، بلکه معبدنشینان بودند. به عقیده‌ی بسیاری از مورخین مبدأ ورزش‌های رزمی شرقی، چین و معبد شائولین است. به ویژه از قرن ششم که «بودیدارما» پای خود را در آن معبد گذاشت و به همراه آموزه‌های معرفتی و اخلاقی،‌ آموزش و تمرین برخی حرکات بدنی و رزمی را در دستور کار قرار داد. با گذشت سال‌ها این حرکات پیشرفته‌تر شدند و ورزش اصالت بیشتری پیدا کرد و این ورزش چینی به دیگر کشورهای شرق آسیا منتقل شد و هرکجا رفت، دست‌خوش تغییراتی شد.

از قرن هشتم ژاپنی‌ها به شمشیر روی آوردند. طی قرن‌های ۱۲ تا ۱۴ میلادی، رویدادهای مهمی در ژاپن پدیدار گشت. از جمله ورود ذن‌بودیسم به این کشور، ظهور سامورایی‌ها، ورود بوکس چینی به ژاپن و مرسوم شدن مبارزه با دست خالی. ژاپن شاهد پیشرفت موارد مذکور بود تا اینکه در اوایل قرن ۱۷ به فئودالیسم سراسری رسید. البته عمر فئودالیسم در ژاپن با آغاز اصلاحات «مِی‌جی» در سال ۱۸۶۸ به پایان رسید. «کُریو» یا ورزش‌های رزمی سنتی ژاپنی در این دوره شکل گرفته و سازمان یافتند. ورزش‌هایی که امروزه آن‌ها را به عنوان ریشه‌ی ورزش‌های رزمی مدرن ژاپن یا «بودو» می‌شناسند.

می‌جی

می‌جی

با روی کار آمدن می‌جی، اراده‌ی حکومت معطوف به پایه‌گذاری دموکراسی در حکومت ژاپن شد. مشاوران می‌جی که بخشی از آن‌ها خود در گذشته سامورایی بودند عقیده داشتند که برای عقب نماندن از دیگر کشورها و پیشرفت در زمینه‌های گوناگون باید نوع حکومت، به دموکراسی نزدیک‌تر شود. بدین ترتیب نظام ملوک الطوایفی ژاپن از بین رفت و دوره‌ی اصلاحات می‌جی شروع شد. ازآنجایی‌که عامل انگیزش این اصلاحات معطوف به کشورهای غربی بود و ژاپنی‌ها خود را عقب‌مانده‌تر از آن‌ها می‌پنداشتند، همواره پیشرفت جوامع غربی برای ژاپنی‌ها الگو قرار گرفت و سعی کردند وارد همان مسیری شوند که دیگران از آن استفاده کرده بودند. اینجا بود که نگرانی‌های جدی برای روشن‌ضمیران ژاپنی شکل گرفت. آن‌ها نگران بودند که نکند با این اصلاحات، فرهنگ و رسم‌های پدران و گذشتگانشان به فراموشی سپرده شود و نسل‌های بعد دیگر بویی از «بوشیدو» یا روح ژاپنی، طریقت جنگجویی، فرهنگ سامورایی و روح سلحشوری، از خود گذشتگی و مواردی از این دست نبرده باشند. بنابراین به موازات انجام اصلاحات اساسی در ژاپن، آن‌ها برای حفظ میراث سنتی ژاپن دست به فعالیت‌های مختلفی زدند که از پررنگ‌ترین آن‌ها می‌توان به جمع‌آوری و نگارش کتاب «بوشیدو» در سال ۱۸۹۹ توسط «اینازو نیتوبه» و معرفی «کاراته‌ی مدرن» توسط «گیچین فوناکوشی» به ژاپن اشاره کرد.

کاراته، عصاره‌ی سبک زندگی ژاپن

معنای لفظی کاراته «هنر مبارزه با دست‌های خالی» است. تاریخ بسیار طولانی ورزش کاراته و شکل‌گیری سبک‌های مختلف از دل آن در سده‌های اخیر،‌ خود بحث بسیار طولانی دارد که در این مقال نمی‌گنجد. در ادامه منظور از کاراته، به‌طور مشخص «شوتوکان کاراته»، به عنوان نماد کاملی از کاراته است که توسط شخص فوناکوشی پدید آمد و پایه‌ی کاراته‌ی مدرن شد.

کاراته از سال ۱۹۳۶، به واسطه‌ی تلاش‌های فوناکوشی در دانشگاه‌های ژاپن پایه‌گذاری شد. اگرچه امروزه در بین ورزش‌های رزمی، علاقه‌ی اصلی ژاپنی‌ها به «کِندو» و «جودو» است، اما فعال‌ترین ورزش رزمی در دانشگاه‌های ژاپن، کاراته است و به طور مرتب هرسال مسابقات سراسری بین دانشگاه‌های آن برگزار می‌شود. ارزش کار فوناکوشی به این بود که کاراته را در سطحی معرفی کرد که علاوه بر سلامت جسم، سلامت روح و تربیت اخلاقی هنرجویان را نیز مدنظر داشت. به‌طور خلاصه شش کاربرد اصلی کاراته عبارت‌اند از: ۱-دفاع شخصی، ۲-تناسب اندام و سلامت جسم، ۳-افزایش اعتماد به نفس، ۴-هماهنگی فکر و عمل، ۵-تمرکز و ۶-نظم.

کاراته و تربیت جسمی

تکنیک‌های کاراته طوری طراحی شده‌اند که اگر به عنوان ورزش پایه در نظر گرفته شوند، هنرجویان این رشته از آناتومی بدنی سالمی برخوردار می‌شوند. نحوه‌ی گام برداشتن‌ها، خواستگاه عضو ضربه زننده‌ی بدن، نحوه‌ی بازگشت آن در کنار بدن، هماهنگی حرکات دست و پا، تقویت اندام جهت انجام برخی تکنیک‌ها،‌ تنها برخی از نکاتی هستند که کاراته را از نظر تأمین سلامت جسمی از دیگر ورزش‌های رزمی متمایز می‌سازد.

کاراته و تربیت روحی و اخلاق

همان‌طور که اشاره شد در ذات ورزش‌های رزمی شرقی، چیزی فراتر از کارکرد تربیت جسمانی آن وجود دارد و این ورزش‌ها همواره حامل معرفت به خصوصی هستند. مبنای معرفتی همه‌ی این ورزش‌ها، «معرفت ثنویتی» است که مبنای جهان‌بینی شرقی‌ها قرار گرفت. البته در شکل‌گیری یک سبک زندگی تنها معرفت دخالت ندارد، بلکه مواردی همچون محیط زندگی نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. برای مثال دو مفهوم «قناعت» و «خانواده» برای ژاپنی‌ها بسیار با اهمیت می‌باشند. شاید یکی از دلایل این موضوع شرایط محیطی جزایر ژاپن باشد. چراکه مردم آن مدام با بلایای طبیعی همچون زلزله، سونامی،‌ سیل، فوران آتشفشان‌های اطراف ژاپن و مواردی از این دست روبرو هستند و در طول زمان اهمیت بقای نسل و خانواده و قناعتی که موجب می‌شود مال کسی خورده نشود و به او آسیب نرسد را فهم کرده‌اند.

گیچین فوناکوشی

گیچین فوناکوشی

گیچین فوناکوشی، ۲۰ اصل کاراته را برای تقویت روحی و ذهنی هنرجویانش تدوین نمود و همواره بر این نکته تأکید داشت که سیر تکامل یک فرد در کاراته تنها با تمرکز بر بخش تکنیکی آن تحقق پیدا نمی‌کند. بنابراین باید به جنبه‌های روحی کاراته نیز همواره توجه کرد. فوناکوشی سعی داشت تا کاراته را از ورزشی صرفاً جنگی و مبارزه‌ای به چیزی تغییر دهد تا به عنوان یک منش و سبک زندگی محسوب شود. همچنان که روح بر بدن ارجحیت دارد طرز تفکر و نگرش فرد نیز اهمیت بیشتری نسبت به وضع و حالت ظاهری وی دارد. در نتیجه اصول حاضر نه فقط در تمرینات کاراته، بلکه در زندگی روزمره نیز قابل استفاده هستند. ۲۰ اصل کاراته عبارت‌اند از:

  • به یاد داشته باشید که «کاراته‌دو» با احترام (رِی) آغاز می‌شود و با احترام نیز پایان می‌یابد.
  • کاراته حمله نیست.
  • کاراته در جانب عدالت قرار می‌گیرد.
  • ابتدا خود و سپس دیگران را بشناسید.
  • ذهن ماورای تکنیک است.
  • ذهن باید آزاد باشد.
  • بی‌احتیاطی سرچشمه‌ی مصیبت‌هاست.
  • کاراته فراتر از دوجو (محل تمرین) است.
  • کاراته هنری برای تمام دوران زندگی است.
  • طریق کاراته را در تمامی کارها بکار گیرید. زیبایی کاراته در همین اصل نهفته است.
  • کاراته همچون آب جوشانی است، که اگر حرارت نبیند رو به سردی می‌گراید.
  • به جای تفکر بر بردن، به بهترین عملکرد خود فکر کنید.
  • تصمیمات خود را بر اساس توانایی حریف اتخاذ کنید.
  • نتیجه نبرد، به نحوه‌ی استفاده‌ی فرد از نقاط قوت و ضعف بستگی دارد.
  • دست و پای حریف را همانند یک شمشیر در نظر بگیرید.
  • وقتی از خانه خارج می‌شوید با یک میلیون دشمن مواجه می‌شوید.
  • قرار گرفتن در کامائه مخصوص مبتدی‌هاست. بعد از این مرحله فرد در شی‌ذن‌تای قرار می‌گیرد.
  • کاتا را به دقت اجرا کنید، نبرد واقعی امر دیگری است.
  • به کارگیری نیرو یا عدم اعمال نیرو، ریلکس بودن یا انقباض عضلات و اجرای تکنیک به شکل برق‌آسا یا نرم و روان را فراموش نکنید.
  • در طریق خود همواره متفکر، کوشا و راهگشا باشید.
بیست اصل کاراته

بیست اصل کاراته

نکات مذکور تنها بخشی از منطق و فلسفه‌ی کاراته را تشکیل می‌دهند. نکته‌ی حائز اهمیت این است که بسیاری از المان‌های سبک زندگی (سنتی) ژاپنی به شکل حیرت‌انگیزی در ورزش کاراته جای‌گزاری شده‌اند. مثلاً برخلاف غرب در ژاپن، افراد به هنگام ورود به منزل، کفش‌های خود را در می‌آوردند. در کاراته هم هنرجویان پیش از ورود به دوجو کفش و جوراب‌های خود را درمی‌آورند. مثال دیگر بحث «احترام» است. تعالیم کنفسیوس بارورترین سرچشمه‌های بوشیدو و به‌ طور کلی ورزش‌های رزمی بوده‌اند. تعالیم پنج‌گانه‌ی کنفسیوس در مورد ارتباطات اخلاقی مابین خادم و مخدوم، پدر و پسر، شوهر و همسر، برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر و بین دو دوست، از دیگر مواردی است که در کاراته نمود دارد. همین‌طور درجه‌بندی بر اساس توانایی و صلاحیت. مثال‌های بی‌شماری در این زمینه وجود دارد که ثابت می‌کند بسیاری از آداب کاراته همان سبک زندگی اصیل ژاپنی هستند که به امید حفظ آن‌ها، دلواپسان ژاپنی آن را در قالب ورزش به جامعه‌ی خود ارائه کردند.

روحِ مدرنِ ژاپنی

با تحولات اساسی ژاپن و دنباله‌روی‌اش از نظام سرمایه‌گرایی،‌ علاوه بر ساختارهای سیاسی و اقتصادی، ساختارهای فرهنگی ژاپن هم دست‌خوش تغییرات شد. اگرچه عده‌ای تمام تلاش خود را کردند تا این اتفاق نیفتد، اما سرانجام «فرهنگ و سنت گذشته در ابعاد آموزشی و فرهنگی نهادینه نشد و خود را با تحولات تکنولوژی و علوم هماهنگ نکرد، بنابراین رابطه‌اش با نسل جدید قطع شد». گرچه آن‌ها نمی‌دانستند که این خودِ «علم» و «تکنولوژی» است که عامل نابودی چنین فرهنگ‌هایی می‌شود. چراکه علم و تکنولوژی مدرن تنها در جامعه‌ای پیشرفت می‌کند که آن جامعه ارزش‌های جامعه‌ای که تکنولوژی در آن متولد شده را جایگزین ارزش‌ها، فرهنگ و سبک زندگی خود کند. تفرد به عنوان ماحصل تکنولوژی چیزی جز از راه به در کردن فرهنگی که اصالت را به زندگی، تلاش و کمک به یکدیگر می‌داد با خود به همراه نیاورد. به طور کلی همواره در ژاپن، از پرورش روحیه‌ی انحصارگرایی یا فردگرایی، نگرش سطحی به مسائل، عدم برنامه‌ریزی در امور و رقابت شخصی نابجا برای کسب تفوق بر دیگران، پرهیز به عمل می‌آمد و بیشتر، زمینه‌هایی در اجتماع پرورش داده می‌شد که ابتدا موفقیت در امور اجتماعی را تأمین نموده و در نهایت رفاه فرد فرد جامعه را رقم زند.

جوانانی که در دوران اخیر در ژاپن رشد می‌کنند به علت اینکه مشقات و سختی‌هایی را که جوانان در دوران جنگ و یا بلافاصله بعد از جنگ متحمل شده‌اند را لمس نکرده، طرز برخورد کاملاً متفاوتی با زندگی و جامعه در مقایسه با نسل‌های پیشین دارند. جوانان امروزی به علت برخورداری از ثمرات پیشرفت اقتصادی و تنعم این کشور، نسبت به زندگی خوشبین هستند و ترجیح می‌دهند که با روند زمانه پیش بروند و توقع دارند که جامعه حمایت کامل از آنان را به عمل آورد. از این حیث نسل جدید و امروزی ژاپن دچار مشکلات بسیار جدی هستند. امروزه شاهد افزایش جوانان بی‌انگیزه در شرایط افزایش نرخ بیکاری در ژاپن هستیم. یکی دیگر از علت‌هایی که باعث شده جوانان امروزی ژاپن، ژاپنی بزرگ نشوند نحوه‌ی تربیت و آموزش آن‌هاست. چه آموزش رسمی توسط آموزش و پرورش و چه آموزش غیر رسمی که توسط تلویزیون و «انیمه» ها صورت می‌گیرد. با بررسی کلی محتوای انیمه‌های امروزی ژاپن که بیش از ۷۰ درصد از کودکان ژاپنی با آن‌ها بزرگ می‌شود، فاصله گرفتن از فرهنگ اصیل ژاپنی و حاملان آن نظیر ورزش‌های بومی رزمی این کشور به‌طور گسترده‌ای به چشم می‌خورد.

امروزه ژاپن پیرترین کشور جهان است. یکی از علت‌های آن رواج خانواده‌های هسته‌ای همانند کشورهای آمریکای شمالی است- سرنوشتی که هر کشوری با دنباله‌روی از آن کشورها گریبان‌گیرش می‌شود. از طرفی آمار نسل جدید بسیار پایین می‌آید، آن هم به دلایلی چون ازدواج دیرهنگام، شاغل بودن زن‌ها، محل زندگی کوچک و هزینه‌های بالای تحصیل برای کودکان.

جالب است بدانید که حتی امروزه ورزشِ یکم یا پرطرفدارترین ورزش در ژاپن، بیسبال است!

منتشر شده در ماهنامه فرهنگی حلقه وصل، شماره سی‌ام، مهر ۹۴/بازنشرتوسط محمدامین سرکهکی

دولت بنفش وپروژه ی شجره خبیثه نقد امام مسلمین

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:بعد از جسارت رئیس منفی ترین دولت تاریخ ايران (روحانی) به مقام شامخ ولایت امر و بیان ضرورت نقد امام مسلمین ، این پروژه طی روزهای گذشته توسط افراد نشان دار و هدایت شده و تندرو جبهه ی اصلاحات در سطح کشور کلید زده شد.

خط شکنان این پروژه ی انگلیسی ، آقایان کواکبیان و زیباکلام بودند که در دو پایتخت جغرافیایی و معنوی کشور (تهران و قم) به تعرض به ساحت ولایت فقیه پرداختند.

در یکی از این جلسات که در دانشگاه تهران برگزار شد ، یکی از مهره های اینتلیجنس سرویس ضمن توهین آشکار به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ، از وی به عنوان ولی فقیه غیر پاسخگو در مقابل قانون یاد کرد.
آقای زیباکلام در حال حاضر بار اصلی پروژه ی آمریکایی OLL را با هدف هنجار شکنی از مقدسات انقلاب اسلامی تا مرز دستگیری اش به دوش می کشد.
قرائن و شواهد حاکی از آن است که جریان فتنه که در دولت بنفش جایگاه مستحکمی برای خود دست و پا کرده ، با استفاده از فرصت هایی که دولت بنفش در اختیارشان گذاشته مأموریت دارند پروژه هایی نظیر:
پروژه ی آلوده سازی مسئولان" ، 
پروژه ی هنجار شکنی از مقدسات انقلاب" ،
پروژه ی قداست زدایی از ولایت فقیه" ،
پروژه ی نامه های سرگشاده به رهبری" ،
پروژه ی کشته سازي" ، 
پروژه ی تعطیلی روزنامه ها و رسانه های زنجیری یا زنجيره اي"
پروژه دستگیری روزنامه نگاران و برخی روشنفکران نظیر زیباکلام" 
و... 
را تا مقطع انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی و خبرگان رهبری(اسفند ماه سال جاری ) با شدت تمام دنبال کنند .
هم اینک در سطح جامعه شایعه ای به صورت گسترده و به نقل از محافل داخلی اصلاح طلبان پخش شده که سران فتنه ی آمریکایی انگلیسی صهیونیستی سبز اموی به افرادی نظیر زیباکلام گفته اند که بر شدت اهانت های خود به رهبری انقلاب و زیر سؤال بردن ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی بیفزایند تا جایی که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نظام مجبور به دستگیری وی شوند. فتنه گران سبز اموی بر این باورند که با تلفیقی از پروژه های بالا ، اگر نظام اقدام به دستگیری هتاکاني نظیر زیباکلام نکند ، هنجار شکنی ها بیشتر و بیشتر شده و نظام سیاسی در مقابل عملیات روانی صورت گرفته و حجم اهانت ها مجبور به تسلیم و یا امتیاز دهی خواهد شد و فضای جامعه تحت تاثیر موج عملیات روانی فتنه گران به سمت دوقطبی سازی و تقابل پیش رفته و زمینه برای خوش رقصی آنان برای شیطان بزرگ فراهم خواهد شد 
و چنانچه نظام به بستن روزنامه ها و دستگیری افراد نظیر پادوهای نفوذی در مطبوعات نماید مطلوب آنان حاصل شده و بهترین فضا و جو روانی برای ایجاد فضای پرتنش دوقطبی و اختلاف افکنی بین صفوف متحد مردم فراهم خواهد شد و نظام در هر دو فرض و حالت در موضع انفعالی قرار خواهد گرفت.

سخنان کواکبیان و زیباکلام که در زیر فقط اشاره می شود تنها نمونه ای از تحرک سنگین فتنه گران اموی است که با هدف تأثیر گذاری بر باورهای مردم و افکار عمومی صورت گرفته تا در انتخابات خبرگان رهبری در اسفند ماه سال جاری مردم به نامزدهایی رای دهند که به زعم فتنه گران قدرت و شهامت جسارت به ولایت فقیه با پوشش انتقاد از رهبری را داشته باشند.
بدیهی است چنانچه فتنه گران سبز اموی تحت حمایت برخی از دولتمردان ، موفق به تاثیر گذاری بر افکار عمومی جامعه شده و مجلس خبرگان بعدی با تفکرات رادیکال و نزدیک به اردوگاه اصلاح طلبان تشکیل شود زمینه برای پیگیری پروژه های خاص داخلی مجلس خبرگان رهبری نظیر :
"پروژه ی شورایی کردن رهبري"
"پروژه ی انتخاب رهبری با رای مستقیم مردم"
"پروژه ی مدت دار کردن رهبری (مثلاً ۱۰ ساله)"
و...
فراهم خواهد شد.

در بین مردم شایعه ای پخش شده که سخنان رئیس جمهور مبنی بر ضرورت انتقاد از رهبری نشان می دهد که رئیس جمهور (به عکس آنچه که از ولایت پذیری به زبان جاری می کند) به صورت عملی به عنوان لیدر و حامی طرح های تفرقه افکنانه ی فتنه جویان عمل کرده است.
ما امید واريم رئیس جمهور کشورمان در اولین فرصت با تصحیح مواضع غلط قبلی خود بخشی از آثار منفی حاصل از مواضع انتقاد از رهبری را جبران نماید که اگر چه امکان رفع همه ی آثار منفی بوجود آمده وجود نخواهد داشت لیکن با موضع گیری جبرانی رئیس جمهور لااقل جلوی تحرکات بعدی فتنه گران گرفته شده و شخص رئیس جمهور محترم نیز از موضع اتهام مبرا خواهد شد.

 کواکبیان دیروز در دانشگاه صنعتی قم: 
مجلس خبرگان بايد مقبوليت فعلى ولى فقيه را بررسى کند و اموال وى را نظارت کند
 صادق زيبا كلام در همايش "ماهيت انقلاب اسلامي" در دانشكده علوم پزشكي دانشگاه تهران:
بين ولايت فقيه امروز 
و سال58 يك اقيانوس فاصله است. ولايت فقيه اول انقلاب پاسخگو عملكرد خود بود اما ولايت فقيه امروز با قانون اساسي هیچ ارتباطی ندارد.
محمدامین سرکهکی

رفسنجانی: مخالف گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی بودم

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:هاشمی رفسنجانی در مجموعه مصاحبه های صادق زیباکلام با وی درخصوص نظر خود پیرامون گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای اولین بار اظهار داشت: شاید خیلی ها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده یی مطرح شد، رسیدیم من مخالفت کردم.

رفسنجانی در کتاب جدیدی که شامل مجموعه مصاحبه های زیباکلام با وی می باشد، با بیان اینکه همواره طرف تعادل و تساهل بوده است، افزود: حالا اگر یادم باشد مثال های زیادی می توانم برای شما بیاورم که نشان می دهد من همواره مخالف دیدگاه ها و نظرات رادیکال تند و افراطی بودم. در همه موارد و عملاً پیرامون همه مسائل. به عنوان مثال بحث هایی که در مجلس خبرگان بر سر بندهای مختلف قانون و حتی اصل ولایت فقیه داشتیم کاملاً مبین خط و جهت تفکر سیاسی من است.
وی ادامه می دهد: شاید خیلی ها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده یی مطرح شد، رسیدیم من مخالفت کردم. البته الان کسانی هستند که خیلی منتقدانه و حتی مخالف با ولایت فقیه برخورد می کنند اما در سال های 59-58 و در مجلس خبرگان درست عکس امروزشان حرف می زنند. خوشبختانه متن همه مذاکرات به طور کامل وجود دارد. آقای آذری قمی وقتی این اواخر مخالف شده بود، در جلسه گفته بود که آقای هاشمی در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان گفته است- تعبیری را از من نقل کرد و من یادم نبود- اینکه شما می گویید ولی فقیه نمی شود، ناصرالدین شاه می شود. در بحث ها این گونه بودم. یا مثلاً وقتی بحث رهبری مطرح بود، می دانید که قبلاً در قانون اساسی ما هم شورای رهبری و هم رهبری تکی داشتیم. وقتی که می خواستیم اصلاح کنیم عده یی گفتند که شورای رهبری نه و فقط رهبری. هم من مخالفت کردم و هم آقای خامنه ای مخالفت کردند. من و ایشان در جهت مخالف صحبت کردیم ولی خوب به رغم مخالفت ما با حذف شورای رهبری، پیشنهاد حذف رأی آورد.
مخالفت هاشمی با گنجاندن ولایت فقیه در حالی به صورت رسمی و برای نخستین بار از سوی او بیان می شود که مشهور است اعضاء نهضت آزادی نیز از موافقان این دیدگاه بوده اند. با این حال، چنانچه این مسئله از سوی فرد دیگری غیر از هاشمی پس از گذشت 3 دهه مطرح می شد، جنجال هایی زیادی برانگیخته می شد و وی به سرعت با ضدیت با امام متهم می شد.

هاشمی در بخش دیگری از این کتاب می گوید: همیشه مخالف برخوردهای تند با نهضت آزادی ها بودم؛ چه در گذشته و چه امروز. در حالی که همین هایی که الان جزء اصلاح طلب ها هستند به امام نامه نوشتند و از ایشان حکم محکومیت نهضت آزادی را خواستند و گرفتند. مگر نبود؟ در مجلس اول (1363-1358) که نهضتی ها در مجلس بودند برای من دفاع از مهندس بازرگان و دوستان شان مشکل بود. دائماً مشکل داشتیم، بچه ها تند و داغ بودند. همین آقای بهزاد نبوی و گروهش آن موقع پدر اینها را در می آوردند.
وی می افزاید: خیلی از کسانی که امروزه دوم خردادی شده اند، آن روزها از فرط تندروی وضعیتی را برای ملی - مذهبی درآورده بودند که برای آنها آمدن در مجلس هم سخت بود زیرا کسانی در اطراف در ورودی مجلس علیه آنان دیگران را تحریک می کردند... شما یک بار مذاکرات مجلس را بخوانید و ببینید وقتی من تنش زدایی را در سیاست خارجی مطرح کردم، اصلاح طلب های امروز در مجلس چه گفتند. یک بار روزنامه سلام را با این دید بخوانید... همین آقای عباس عبدی که مظهر حرکت اینها است، ببینید چه چیزهایی از سیاست خارجی و تنش زدایی نوشتند و حالا خودشان دارند، اینگونه عمل می کنند.

هاشمی درباره شباهت سحابی و کیانوری از رهبران حزب توده نیز می افزاید: آقای سحابی مثال خوبی است. از ایشان بپرسید که مصادره کارخانه های بزرگ و اینها را چه کسی بعد از انقلاب در شورای انقلاب (که ایشان عضو شورای انقلاب و رئیس سازمان برنامه و بودجه بودند و در مجلس هم حضور داشتند) مطرح کرد؟ یا اینکه کلمه لیبرالیسم به عنوان یک ضدارزش مختص آقای پیمان است و آن را به آقایان نهضت آزادی لقب داده بود و آقای دکتر سحابی هم حرف زشتی به ایشان می گفت که فلان فلان شده این لقب را به ما داد.

وی در این مجموعه گفتگوها همچنین خاطرنشان می کند: حتی آقای خاتمی یک بار به من گفتند من که از اصلاحات چیزی نگفتم، کلمه اصلاحات را بعداً دیگران درست کردند. حرف های من همان ها بود که قبلاً آنها را با شما در میان گذاشته بودم.

پیش از این، صادق زیباکلام درباره این کتاب و گفتگوهای خود با رفسنجانی گفته بود: بخش عمده‌ی سوالات و انتقادات مربوط به موضع خودم بوده است و باید بگویم در این چهار- پنج سال هرچقدر بیشتر با آقای هاشمی صحبت کردم به این قضیه پی‌بردم که ایشان آدم لیبرال و متساهلی است.

ما سه تا را کجا می‌برید؟ آقای دوربینی اصلاح‌طلبان طاقت نیاورد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر:
صادق زیباکلام خودش را مصداق هشدار رحیم‌ پورازغدی درباره نفوذی‌ها جا زد و گفت بله، آمریکا و انگلیس به من پول زیادی می‌دهند.
زیباکلام در پاسخ به خبرآنلاین درباره سخنان رحیم‌ پورازغدی که گفته بود آمریکا در نهادها آدم دارد، گفت حرف‌های ازغدی درست است و او برای آمریکا کار می‌کند، اما نمی‌داند که ازغدی از کجا خبردار شده است!
وی گفت: آقای ازغدی کاملا درست گفته‌اند و آمریکایی‌ها در همه جای مملکت آدم دارند. مثلا آدم آمریکایی‌ها در دانشگاه تهران من هستم و تلاش می‌کنم که جاهای دیگر هم آدمشان من باشم! به عنوان مثال در خبرآنلاین هم من باشم و یا در روزنامه شرق و...
-(به جز شما کسی را ندارند؟) من چون خوب انجام وظیفه می‌کنم جای چند نفر کار می‌کنم! البته خسته شدم، اما آمریکایی‌ها می‌گویند بمانم!
- (به نظر شما آقای رحیم‌ پور از کجا به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا در همه نهادها آدم دارد؟) ایشان هوش زیادی دارند و زیاد مطالعه می‌کنند. چون آمریکاشناسی تخصص می‌خواهد. من البته نمی‌دانم چطور متوجه شد که من برای آمریکا کار می‌کنم. من فکر می‌کردم خیلی زرنگم و هیچ ردی از خودم به جا نگذاشته‌ام اما آقای رحیم پورازغدی ما را لو دادند!
 (خوب پول می‌دهند؟) بله پول زیادی به ما می‌دهند. قرار است همه عوامل آمریکا یکی یکی به بهانه‌های مختلف از کشور خارج شویم، چرا که اگر همه با هم برویم متوجه می‌شوند. در آنجا آمریکایی‌ها دستورالعمل جدید به ما می‌دهند که چطور کار کنیم که آقای رحیم پور متوجه نشوند.
(انگلیس هم در ایران آدم دارد؟) من به طور تمام وقت برای آمریکا کار می‌کنم و به طور پاره‌وقت برای ملکه انگلیس.
اینکه آقای زیباکلام اصرار داشته خود را مصداق هشدار جدی و کارشناسی استاد رحیم پورازغدی جا بزند و خود را تحویل بگیرد حکایت همان کسی است که بی‌خودی خودش را میان دو سارق دستگیر شده انداخته بود و مدام به پلیس می‌گفت: ما 3 تا را کجا می‌برید؟!
مچنین می‌گویند کسی دربه‌در و کوچه ‌به ‌کوچه دنبال شیطان می‌رفت و مدام می‌پرسید «این زنجیر برای کیه؟ با این طناب می‌خواهی دست و پای چه کسی را ببندی؟ و...»  آخرسر پرسید کدام زنجیر و طناب برای فریب و اغوا کردن من است. شیطان پاسخ داد تو که طناب نمی‌خواهی و همه‌جوره رفیق و همراهی.
حالا حکایت آقای زیباکلام است که اصرار دارد سری در میان سرها- ولو جاسوس‌ها و مزدبگیرهای آمریکا و انگلیس- در بیاورد؛ حال آن که پیش از این از عقده‌های ناکام خود گفته و اینکه متاسفانه اسم من به جای دیوید اسمیت و آلفرد جانسون، صادق زیباکلام است وگرنه در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا من را حلوا حلوا می‌کردند.
تلاش زیباکلام برای لوث کردن ماجرای نفوذ و جاسوسی در حالی است که اسناد لانه جاسوسی آمریکا نشان می‌دهد آمریکایی‌ها هم در ایران مزدور استخدام می‌کردند و هم بیگاری می‌کشیدند و هم آبرو و حیثیت آنها را در وقت مقتضی به حراج می‌گذاشتند.

با تمدید وضعیت اضطراری رابطه با ایران :اوباما تحریم‌های ایران را برای یک سال دیگر تمدید کرد

به گزارش پایگاه فدائیان رهبر:رئیس‌جمهور آمریکا با تمدید وضعیت اضطراری رابطه با ایران، تحریم‌های ایران را برای یکسال دیگر تمدید کرد.

«باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، وضعیت اضطراری رابطه با ایران را برای یک سال دیگر تمدید کرد. 
اوباما در نامه‌ای به رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و رئیس مجلس سنا با اشاره به اینکه «رابطه با ایران هنوز عادی نشده» تاکید کرد: :«ضروری است که وضعیت اضطرار ملی اعلام شده در فرمان اجرایی شماره 12170، در رابطه با ایران تمدید شود.»
فرمان اجرایی شماره 12170 را جیمی کارتر، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا در نوامبر سال 1979 و در پی اشغال لانه جاسوسی آمریکا در ایران صادر کرد. این فرمان تمامی دارایی‌های دولت ایران در آمریکا را مسدود می‌کند.
کارتر در بیانیه فرمان اجرایی 12170 نوشته بود: «من، جیمی کارتر، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به این نتیجه رسیده‌ام که اوضاع ایران تهدیدی خارق‌العاده و غیرعادی علیه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده شکل داده و در نتیجه برای رویارویی با این تهدید، وضعیت اضطراری ملی اعلام می‌کنم».

به گزارش تسنیم، در این فرمان آمده است: «بدین‌وسیله دستور می‌دهم تمام دارایی‌ها و منافع تحت مالکیت دولت ایران، تشکیلات وابسته و مجموعه‌های تحت کنترل آن و همین طور بانک مرکزی ایران که در قلمروی قضایی ایالات متحده قرار دارد یا در اختیار افراد تحت حوزه قضایی ایالات متحده هستند یا قرار می‌گیرند، مسدود شود.»
وجود وضعیت اضطراری در روابط با ایران، زیربنای تحریم‌هایی است که به بهانه‌های مختلف از سوی واشنگتن علیه ایران وضع شده است.
اعلام دوباره وضعیت اضطراری در روابط با ایران در حالی صورت می‌گیرد که ایران و گروه موسوم به 1+5 امسال به توافقی در زمینه مسئله هسته‌ای دست یافتند.
 هدف از مذاکرات هسته‌ای
 تغییر رژیم ایران است
«لیندسی گراهام» نماینده جمهوریخواه مجلس سنای آمریکا و نامزد انتخابات ریاست جمهوری این کشور در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» گفت: هدف از مذاکرات هسته‌ای،‌ تغییر رژیم ایران است.
گراهام مدعی شد: من نمی‌خواهم به ایران حمله کنم اما بزرگترین بازنده این تبادل (برجام) مردم ایران هستند.
 تحریم های تروریسم
 و حقوق بشر باقی می‌ماند
به گزارش فارس، «دنیس مک دانف» رئیس دفتر رئیس‌جمهور آمریکا گفت: ما بر اجرای توافق هسته‌ای متمرکز شده‌ایم. ایران اقداماتش را آغاز کرده‌ است.
وی افزود: تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تائید نکند که ایران تعهداتش را اجرایی کرده، تحریم‌ها به قوت خود باقی می‌مانند.
رئیس دفتر رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه گفت: ما تحریم‌های مربوط به تروریسم و موضوعات حقوق بشر علیه ایران را حفظ می‌کنیم.
 آمریکا برای همیشه
 در کنار اسرائیل خواهد ماند
«هری رید» رهبر دموکرات‌های سنا با ادعای اینکه «توافق هسته‌ای ایران مانع دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای شد» تصریح کرد: آمریکا برای همیشه در کنار اسرائیل خواهد ماند.
به گزارش خبرگزاری ها، «رضا نجفی» سفیر و نماینده دائم ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حاشیه نشست مشترک سفرای ایران در خارج از کشور با مسئولان سازمان انرژی اتمی گفت: پیش‌بینی می‌شود گزارش آژانس درباره PMD اوایل آذرماه منتشر شود.
نجفی افزود: همان‌طور که در نامه رهبر معظم انقلاب ذکر شده، یکی از شروط اجرای اقدامات کشورمان به ویژه درباره رآکتور اراک و تبادل سوخت، بسته شدن پرونده PMD است.
از سوی دیگر، «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید در کنفرانس خبری گفت: سرعت اجرای توافق هسته‌ای به تصمیمات و نحوه تکمیل تعهدات ایران بستگی دارد.
ارنست افزود: ایران تا زمانی که گام‌ها را برنداشته باشد، شاهد کاهش تحریم نخواهد بود. اگر تأخیری به وجود بیاید، تنها تأثیر آن تأخیر در کاهش تحریم‌ها خواهد بود.
در همین حال، واشنگتن‌تایمز مدعی شد: توقف برچیدن سانتریفیوژ‌ها نقض برجام است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی اعلام کرد: «لوران فابیوس» وزیر خارجه فرانسه از دولتمردان آمریکا خواست تضمینی بدهند که اگر بنا شد تحریم‌های ایران مجدداً اعمال شود، شرکت‌های فرانسوی را به خاطر همکاری با ایران، جریمه نمی‌کند.

رفتن یا نرفتن به حج؟

در پی اتفاقات اخیر عربستان و اوضاع منطقه، در مورد سفر حج چه تصمیمی باید گرفت؟

مقدمه

پایگاه فدائیان رهبر:مدت‌ها بود که مسئله‌ی تأمین مالی سعودی‌ها به واسطه‌ی سفر حجاج، ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده بود. این اشتغال ذهنی نتایجی را به بار آورده بود، مثل نرفتن به حج، برای جلوگیری از تزریق پول به سعودی‌ها. استدلال پس این قضیه هم چنین بود که چون دولت سعودی جریانات تکفیری منطقه را تأمین مالی می‌کند، با تحریم حج، اقدامات سعودی‌ها را می‌توان مختل نمود. این مباحث کم و بیش از گوشه و کنار محافل مختلف به گوش می‌رسید تا اینکه داستان اسفناک تعرض به دو جوان ایرانی توسط مأموران امنیتی فرودگاه جده پیش آمد و آتش تحریم حج را مشتعل‌تر کرد. با فاصله زمانی نه چندان زیاد از این واقعه، فاجعه‌ی جنایتکارانه‌ی منا دیگر این شعله را به سر حد نهایی خود رساند و دیگر سخن از به کلی تعطیل کردن حج در اکثر محافل شنیده می‌شد. بماند که این وسط عده‌ای هوشمندانه بر این موج‌سوار شدند و اصل موضوع حج را تخریب کردند و آن را تخطئه نمودند.

اما از بین تمام این ماجراها، همچنان سؤال جدی ایجاد شد و به درستی مورد تأمل واقع نشد؛ و آن اینکه برآیند تحریم حج، با توجه به اوضاع فعلی، به مصلحت هست یا خیر؟

فلسفه حج

پیش از تلاش برای پاسخ به این سؤال، به عنوان پیش‌نیاز، بایستی راجع به اصل سفر حج و دلایلی که ما را به انجام این فرع دینی راغب می‌کند بپردازیم. اگر فلسفه‌ی حج مشخص گردد، بعد از آن می‌توان راجع به دستاوردهای آن سفر آگاهی پیدا کرد. ثمرات حاصل از انجام سفر حج را در کفه‌ای گذاشت و مضرات ناشی از آن در شرایط فعلی را نیز در کفه‌ای دیگر؛ برآیند این توزین می‌تواند ما را در تصمیم‌گیری پیرامون تحریم حج مدد رساند.

پیرامون تبیین فلسفه‌ی حج، مباحث و مقالات بسیاری وجود دارد. دراین‌بین ناب‌ترین تبیین را می‌توان در دل پیام تاریخی حضرت امام(ره) به مناسبت سالگرد حج خونین ۶۶ یافت. از قضا شرایط زمانی نگارش آن پیام هم بسیار شبیه اوضاع امروز ماست. حضرت امام (ره) در خلال این پیام ابتدا همت بر زدودن دلایل غیر اصیل سفر حج می‌گمارند و با نفی یک سری باورهای خطای عوامانه، زمینه را برای بیان فلسفه‌ی اصیل حج هموار می‌سازند. ایشان چنین فرموده‌اند:

«بزرگ‌ترین درد جوامع اسلامی این است که هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکرده‌اند؛ و حج باآن‌همه راز و عظمتی که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بی‌حاصل و بی‌ثمر باقی‌مانده است. یکی از وظایف بزرگ مسلمانان پی بردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا برای همیشه باید بخشی از امکانات مادی و معنوی خود را برای برپایی آن صرف کنند. چیزی که تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره‌خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است که حج یک عبادت دسته‌جمعی و یک سفر زیارتی – سیاحتی است. به حج چه که چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه کرد و با چه کیفیت در مقابل جهان سرمایه‌داری و کمونیسم ایستاد! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه که باید برای فشارهای روحی و جسمی مسلمانان چاره‌اندیشی نمود! به حج چه که مسلمانان باید به عنوان یک نیروی بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایی کنند! به حج چه که مسلمانان را علیه حکومت‌های وابسته بشوراند. بلکه حج همان سفر تفریحی برای دیدار از قبله و مدینه است و بس!»

حضرت امام (ره) پس‌ازاین نفی‌ها، روی به دعوت پیرامون فهم و تبیین فلسفه‌ی اصیل حج می‌آورند:

«محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهای صحیح و واقعی از فلسفه حج همه بافته‌ها و تافته‌های خرافاتی علمای درباری را به دریا بریزند.»

با مرور ادامه‌ی پیام امام (ره) به مناسبت سالگرد حج خونین ۶۶، می‌توان دریافت که نظر ایشان، استفاده از ظرفیت عظیم و با برکت حج برای گفتمان سازی پیرامون تحقق تمدن اسلامی است. یعنی این اجتماع بزرگ مسلمین، بستری شود برای اینکه در گام نخست چاره‌جویی برای رفع موانع این حرکت تمدنی صورت پذیرد، آنگاه با در پیش گرفتن مشی مبارزه با استکبار، زمینه برای تحقق تمدن جهانی اسلام که سراسر در تضاد با مشی استکباری است، فراهم گردد. در این راستا، حضرت امام (ره) در پیامشان فرموده‌اند:

«ازآنجاکه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبت‌هایی را که حاکمان کشورشان بر آن‌ها تحمیل کرده‌اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهی مصائب و دردهایشان را با کمال آزادی بیان کنند تا سایر مسلمانان برای رهایی آنان چاره‌ای بیندیشند. لذا ما بر این مطلب پافشاری و اصرار می‌کنیم که مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهی، خود را از تمامی قیدوبندهای ظالمان آزاد ببینند و در یک مانور بزرگ از چیزی که از آن متنفرند اعلام برائت کنند و از هر وسیله‌ای برای رهایی خود استفاده نمایند.»

در نفی‌هایی هم که ایشان راجع به نگاه غیر اصیل به حج فرموده بودند، نفی پذیرش سلطه‌ی قدرت‌های استکباری و نفی مبارزه گریزی مشهود بود که این، خود نشان از داشتن افق دیدی پیرامون تمدن سازی نوین است.

لذا این نگاه رایجی که امروزه به حج سایه افکنده، که از حج یک سفر سیاحتی-زیارتی شخصی برای حجاج به بار آورده است و کمتر حاجی را به این وادی ترغیب نموده که در بستر این سفر، به ارتباط‌گیری با برادران ایمانی غیر هم‌وطنش هم بپردازد، نوعی عقیم کردن حج از فلسفه‌ی اصیلش را به ارمغان آورده. بحث این نوشتار پیرامون چگونگی تحقق تمدن اسلامی در بستر حج نیست؛ بلکه مراد از این عبارت اخیر، این است که حتی صورت مسئله‌ی فلسفه حج هم از ذهن حجاج رخت بربسته است، چه رسد به به‌کارگیری حداقلی‌ترین لوازم این کار که همانا ارتباط‌گیری و هم‌کلامی با سایر برادران ایمانی است.

با این توضیحات، مهم‌ترین ضرر حاصل از تحریم حج، از دست دادن این بستر عظیم و مبارک برای شروع گفتمان سازی تمدن سازی اسلامی است که مشابه آن را تقریباً در هیچ موقعیت دیگری نمی‌توان محقق نمود.

 

بررسی ادله موافق تحریم حج

اما آن کفه که به تحریم حج دامن می‌زند، بحث تزریق منابع مالی به جیب سعودی‌ها از قِبَل سفر حجاج است. در این راستا اگر بخواهیم سخنی دقیق برانیم، بایستی سهم درآمد سفرهای زیارتی به عربستان را در GDP[۱] (تولید ناخالص ملی) بررسی کنیم. در این زمینه آمارهای مختلفی بیان شده است. اگر عبارت «percent of pilgrimage in saudi GDP» را در اینترنت جستجو بفرمایید، عمدتاً به عددی بین ۲ تا ۳ درصد خواهید رسید. یعنی سهم درآمد سفرهای زیارتی در تولید ناخالص ملی عربستان سعودی در این حدود است. ازآنجاکه هنوز کار بسیار دقیقی بر روی میزان درآمدهای حج برای سعودی نشده است، با سخت‌گیری بیشتر، بسیاری از مقالات در این زمینه را بررسی کردیم. ماحصل این بررسی، در بالاترین حد، به عدد ۷% رسیدیم[۲]. لذا این عدد را مبنای ادامه‌ی بررسی می‌گذاریم. در متن همین مقاله‌ای که ۷% را به بیان کرده است، و ذیل سرفصلی به نام «مشارکت در اقتصاد ملی[۳]» آمده است که

«اهمیت برپایی عمره در اقتصاد را با این فهم این گزاره می‌توان دریافت که درآمد عمره که در حاشیه‌ی حج (تمتع) است، بیش از خود حج می‌باشد. چرا که هر سال اگر ۶۰۰۰۰۰۰ زائر در عربستان داشته باشیم، فقط ۲۳۰۰۰۰۰ حج تمتع می‌گزارند.»

لذا با احتساب این نسبت در آن ۷% تولید ناخالص ملی عربستان، پی می‌بریم که تعطیل کردن حج تمتع (که یکی از فروع دین است) اصلاً توجیه اقتصادی مؤثری ندارد. اما به حداقل رساندن عمره، با توجه به تحلیل اقتصادی فوق، و مهم‌تر از آن با توجه به اولویت و ضرورت نداشتن آن در شرایط فعلی، تصمیمی منطقی‌تر می‌باشد.

تا اینجا، تمام توجه ما در بررسی ادله‌ی موافق و مخالف تحریم حج، ناظر به شرایط درونی‌مان بود. یعنی در بحث تبیین فلسفه‌ی اصیل حج (به عنوان مهم‌ترین مسئله در موافقت با محکم ادامه دادن حج تمتع) و نیز تحلیل اقتصادی مبتنی بر سهم عمره در تولید ناخالص ملی عربستان (به عنوان مهم‌ترین مسئله در مخالفت با ادامه دادن عمره در شرایط فعلی) نگاه ما به اصل ماجرا بود و به جوانب این تصمیم و بازخوردهای فراملی ماجرا توجه چندانی صورت نپذیرفت. لذا با یک نگاه کلان‌تر، مهم‌ترین اثر فرا ملی این تصمیم را می‌توان در زمین جنگ عربستان و یمن یافت و به تحلیل آن پرداخت.

اثرات فرا ملی تحریم حج

پیش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است از عواملی سخن گفت که توجه نکردن به آن‌ها، تصمیمات (حتی صحیح) ما را به نتایجی غیر مطابق با هدف تصمیم‌مان می‌رساند. در این مورد خاص، توجه نکردن به سه مقوله‌ی عملیات روانی دشمن، عدم تبیین اهدافمان به دیگران در قالب پارادایم فکری خودشان، و نهایتاً کار رسانه‌ای ضعیفمان، موجب شده است که بازخورد بیرونی تحریم حج، مایه‌ی سوءبرداشت شود. گاه این‌سو برداشت عامدانه است که هیچ. اما گاه غیر عامدانه است و ماحصل بی‌توجهی ما به سه مقوله‌ی مذکور. برای روشن‌تر شدن نسبت به این فضا، یادداشتی تحت عنوان «بایکوت سفرهای زیارتی [به عربستان] توسط ایران، تهدیداتی فراتر از درآمد توریستی عربستان دارد[۴]» که در سایت «بینش مخاطرات جهانی[۵]» را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

عباراتی که نویسنده در این مقاله برای تحلیل دلایل بایکوت کردن سفر حج توسط ایران آورده است، نشان می‌دهد که این تصمیم در دید نویسنده، با پارادایم غالب بر جامعه‌ی تحت سیطره‌ی هژمونیک بررسی شده است.

در بخشی از این مقاله آمده است:

«نگرانی پیرامون امنیت شیعیان حین سفر زیارتی به عربستان به خوبی با نگرانی گسترده‌تر شیعیان پیرامون اقدامات سعودی، چه در یمن و چه در کمک‌های مالی به بخشی از اهل تسنن محافظه‌کار، گره خورده است»

لذا هر تصمیمی پیرامون تعلیق یا عدم تعلیق حج، جنبه‌هایی فراتر از اصل اتفاقات عربستان پیدا می‌کند و بایستی این جنبه‌ها را هم در اتخاذ موضع، دخیل کرد و فقط صرف حوادث عربستان را ندید.

همچنین وقتی این نویسنده در توصیف جایگاه ایران، عبارت «نقش خود خوانده‌اش به عنوان محافظ شیعیان[۶]» را بکار می‌برد و در معرفی حوثی‌ها در جنگ یمن، عبارت «شورشی (طغیانگر)[۷]» را استفاده می‌کند، نشان می‌دهد هضم در عملیات روانی است و با پارادایم فکری جبهه‌ی دشمن ما دارد این تصمیم را برای جهانیان تحلیل می‌کند. لذا مقصد این تصمیم ما به جای آنکه به مراد ما برسد، به مراد جریان دشمن مصادره خواهد شد.

اما در رابطه با نوع تصمیم ما برای لغو سفر عمره، یک ملاحظه‌ی بسیار مهم وجود دارد و آن اینکه هرگونه حمله‌ی گسترده و قوی به منافع سعودی به معنای تلافی ایران القا خواهد شد. به‌عنوان‌مثال حملات حوثی‌ها به تجاوزات سعودی به عنوان عملیات نیابتی ایران تلقی خواهد شد و آن وقت عملیات روانی دشمن چنین خواهد بود که حوثی‌ها نیروهای نیابتی ایران هستند که دارند برای نفوذ ایران در یمن پیکار می‌کنند و اصل تجاوز عربستان به حاشیه خواهد رفت. این مثالی بود در این زمینه، و بسیاری مثال‌های دیگر که می‌تواند در قالب اثرات فراملی تصمیم ما (که عمدتاً از دید ما خارج است) بروز داده شود.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

  • تعطیلی سفر عمره با توجه به شرایط فعلی و تحلیل اقتصادی صورت پذیرفته، امری منطقی است.
  • تعطیلی حج تمتع، نه تنها تحلیل موجه اقتصادی ندارد، بلکه ما را از اجتماع جهانی مسلمین و پتانسیل‌های آن محروم می‌کند.
  • عدم توجه به جنبه‌های فراملی تعطیلی حج، منجر به فشار به گروه‌های مقاومت در منطقه خواهد شد و اقدامات متقابل آنان در برابر منافع سعودی را عملیات نیابتی ایران جلوه خواهد داد.

پیشنهادات

  • برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت برای آموزش دیپلماسی مردمی به حجاج تمتع، جهت ارتباط‌گیری آنان با برادران ایمانی خود.
  • تبیین جایگاه اجتماع تمتع در پازل تمدن سازی اسلامی
  • یافتن فصل مشترک زبانی برای انتقال اهدافمان از تحریم عمره، به جهانیان
  • مانور دادن بر روی تغییر مدیریت حج، به جای تمرکز صرف بر تعلیق این سفر

پی‌نوشت:

ایده‌ی این تحلیل، سخنرانی ۲۷ آبان ۹۴ استاد حسن عباسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه امام حسین (علیه‌السلام)، با موضوع «رهایی قبلتین» بوده است.

[۱] Gross domestic product

[۲] Contribution of Hajj and Umrah Pilgrimage (Religious Tourism) in Saudi Arabian Economy/

Link: Contribution_of_Hajj_and_Umrah_Pilgrimage_Religious_Tourism_in_Saudi_Arabian_Economy

[۳] Contribution in National Economy

[۴] Iran’s pilgrimage boycott threatens more than Saudi tourism revenues

Link: http://globalriskinsights.com/2015/04/irans-pilgrimage-boycott-threatens-more-than-saudi-tourism-revenues/

[۵] Global risk insights

Link: http://globalriskinsights.com/

[۶] self-proclaimed role as Shi’a protector

[۷] rebel

هولوکاست ایرانی، پیامد نفوذ

چندی بود که خبر بازگشایی سفارت بریتانیا در ایران پس از اتفاقات آذرماه سال ۹۰ که منجر به بسته شدن این سفارت‌خانه شده بود، قوت گرفته بود که در نهایت در شهریورماه امسال این سفارت‌خانه مجدداً بازگشایی شد.

پایگاه فدائیان رهبر:سفارت‌خانه‌ای که در فتنه‌ی سال ۸۸ نقش فعالی از خود نشان داده بود و از ابتدا دارای دو مشکل اساسی بود. اول به خاطر موضوع اسناد کم اعتبار مالکیت انگلستان بر زمین‌های باغ قلهک که سفارت‌خانه در آن قرار دارد و دوم وجود عناصر پلید و خبیث بریتانیایی که در طول بیش از سه صده همیشه ناجوانمردی‌های بی‌شماری را علیه مردم مظلوم ایران روا داشته‌اند. در این راستا بنا داریم در این نوشته به یکی از این اتفاقات تلخی که این کشور خبیث بر مردمان ایران‌زمین رقم‌زده است، با ارائه‌ی اسناد و مدارک مستدل، بپردازم.

در بین بی‌شمار بدطینتی‌ها و موذی‌گری‌های امپراتوری بریتانیا شاید به جرئت بتوان گفت که بزرگ‌ترین جنایت این کشور در قبال ایران و حتی در قبال سایر مستعمرات خود در طول یک‌صد سال اخیر، موضوع هولوکاستی است که در ایران رقم زده است.

در ماجرای هولوکاست ایرانی تعداد بسیار کثیری از هم‌وطنان عزیزمان جانشان را به طرز وحشتناکی از دست دادند اما این موضوع برای دهه‌ها در کنجی پنهان نگاه داشته شد به‌طوری‌که امروز نیز رسانه‌ها آن‌طور که باید در این رابطه به روشنگری و اطلاع‌رسانی نمی‌پردازند.

ماجرا از سال ۱۹۱۴ و ۸ روز پس از تاج‌گذاری احمدشاه قاجار شروع می‌شود زمانی که آغاز جنگ جهانی اول بود. درحالی‌که ایران به‌هیچ‌عنوان در جنگ دخالتی نداشت و اعلام بی‌طرفی نیز کرده بود، نیروهای بریتانیا از جنوب و غرب – نیروهای شوروی از شمال و عثمانی از شمال غرب ایران را به محاصره و اشغال خود درآوردند. این اشغال با فروپاشی روسیه تزاری و وقوع انقلاب بلشویکی در فوریه سال ۱۹۱۷ از طرف روس‌ها و سپس خروج عثمانی‌ها به اتمام می‌رسد و آن‌ها خاک ایران را ترک می‌کنند. دراین‌بین اما بریتانیا به بهانه‌ی اینکه ایران ممکن است به آلمان کمک کند به تمام ایران نفوذ کرده و این کشور را به اشغال فیزیکی و سراسری خود درمی‌آورد. نیروهای بریتانیایی در سال‌های نفوذ و اشغال ایران، تمام محصولات کشاورزی ایرانیان را به قیمتی بالا خریداری کردند و اگر کشاورزی به تقاضای فروش محصولاتش به نیروهای انگلیسی پاسخ منفی می‌داد آن‌ها وی را با تهدید و ارعاب وادار به فروش محصولاتش می‌کردند و بدین ترتیب آذوقه‌ای برای مصرف مردم باقی نماند و مردم به شدت دچار کمبود آذوقه شدند. به درخواست دولت ایران و برای جبران کمبود آذوقه جمعیت ۲۰ میلیون نفری ایران، قرار شد که محموله‌های آذوقه از کشورهای دیگر مانند هند و آمریکا وارد ایران شوند اما بریتانیا مانع از این کار شد و اجازه نداد حتی یک گونی گندم وارد کشور شود! [۱]
همچنین به دلیل عدم رعایت بهداشت نیروهای بریتانیایی و عدم وجود مکان‌هایی مناسب جهت بهداشت فردی و کمبود امکانات و آشوب و شروع قحطی در کشور، بیماری وبا و آنفولانزا نیز در ایران شیوع یافت.[۲]
در پی این اتفاقات قحطی بی‌سابقه‌ای سراسر کشور را درنوردید و قیمت محصولات کشاورزی جهشی ۱۰۰ برابری پیدا کرد به‌گونه‌ای که قیمت هر خروار گندم از ۴ تومان به ۴۰۰ تومان و جو از ۲ تومان به ۲۰۰ تومان افزایش یافت و تقریباً فقط به جز طبقه‌ی بسیار مرفه جامعه، دیگرِ افراد و خانواده‌ها قادر به خریدن و تهیه حداقل مایحتاج روزانه‌ی خود نیز نبودند.

شاید برای بازگویی شرایط آن دوران بهتر باشد که چند جمله از شاهدان عینی آن واقعه بیان شود تا بدین ترتیب عمق فاجعه بیش‌ازپیش نمایان گردد.

کرنل داناهو (افسر ارشد نیروهای بریتانیا در غرب ایران) در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:

«اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده‌اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده‌اند و یا ریشه‌هایی که از مزارع در آورده‌اند به چشم می‌خورد؛ با این علف‌ها می‌خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. درجایی دیگر، پابرهنه‌ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست‌وپا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می‌شد می‌خزید و درحالی‌که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می‌کرد»[۳]

 

در ۱۴ فوریه ۱۹۱۸، دکتر ساموئل جردن، رئیس کالج آمریکا در تلگرافی چنین می‌نویسد:

«تنها در تهران ۴۰ هزار بینوا وجود دارد. مردم، مردار حیوانات را می‌خورند. زنان نوزادان خود را سر راه می‌گذارند.»[۴]

جعفر شهری نویسنده و شاهد این قحطی بزرگ می‌نویسد:

«در همین قحطی نیز بود که نیمی از جمعیت پایتخت از گرسنگی تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و کنار کوچه و بازار هیزم‌وار بر روی هم انباشته شده، کفن‌ودفن آن‌ها میسر نمی‌گردید و قیمت گندم از خرواری ۴ تومان به ۴۰۰ تومان و جو از من ۲ تومان به ۲۰۰ تومان رسیده، هنوز دارندگان و محتکران آن‌ها حاضر به فروش نمی‌شدند»

میرزا خلیل خان ثقفی (پزشک دربار) در خاطرات خود از اوضاع حاکم بر تهران می‌گوید که نشان‌دهنده‌ی عمق فاجعه در پایتخت است:

«از یکی از گذرگاه‌های تهران عبور می‌کردم. به بازارچه‌ای رسیدم که در آنجا دکان دمپخت‌پزی بود. رو به روی آن دکان، دو نفر زن پشت به دیوار ایستاده بودند. یکی از آن‌ها پیرزنی بود صغیرالجثه و دیگری زنی جوان و بلندقامت. پیرزن که صورتش باز بود و کاسه گلینی در دست داشت، گریه‌کنان گفت: ای آقا، به من و این دختر بدبختم رحم کنید؛ یک چارک از این دمپخت خریده و به ما بدهید، مدتی است که هیچ‌کدام غذا نخورده‌ایم و نزدیک است از گرسنگی هلاک شویم.
گفتم: قیمت یک چارک دمپخت چقدر است تا هرقدر پولش شد، بدهم خودتان بخرید. گفتند: نه آقا، شما بخرید و به ما بدهید چون ما زن هستیم، فروشنده ممکن است دمپخت را کم کشیده و ما متضرر شویم. یک چارک دمپخت خریده و در کاسه آن‌ها ریختم. همان‌جا مشغول خوردن شدند و به طوری سریع این کار را انجام دادند که من هنوز فکر خود را درباره وضع آن‌ها تمام نکرده بودم، دیدم که دمپخت را تمام کردند. گفتم: اگر سیر نشده‌اید یک چارک دیگر برایتان بخرم، گفتند: آری بخرید و مرحمت کنید، خداوند به شما اجر خیر بدهد و سایه‌تان را از سر اهل‌وعیالتان کم نکند.
قحطی بزرگ در ایران مردم را به مردارخواری وا‌داشته بود. از آنجا گذشتم و رسیدم به گذرِ تقی‌خان. در گذر تقی‌خان یک دکان شیربرنج فروشی بود. در روی بساط یک مجموعه بزرگ شیر برنج بود که تقریباً ثلثی از آن فروخته شد و یک کاسه شیره با بشقاب‌های خالی و چند عدد قاشق نیز در روی بساط گذاشته بودند. من از وسط کوچه رو به بالا حرکت می‌کردم و نزدیک بود به دکان برسم که ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختری افتاد که در کنار دیواری ایستاده و چشم به من دوخته بود.
دفعتاً نگاهش از سوی من برگشت و به بساط شیربرنج فروشی افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بیشتر نداشت. لباس‌ها و چادرش پاره‌پاره بود و چشمان و ابروانش سیاه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد که تقریباً به رنگ کاه درآمده بود بسیار زیبا بود.
همین که نگاهش به شیربرنج افتاد لرزشی بسیار شدید در تمام اندامش پدیدار گشت و دست‌های خود را به حال التماس به جانب من و دکان شیربرنج فروشی که هر دو در یک امتداد قرار گرفته بودیم دراز کرد و خواست اشاره‌کنان چیزی بگوید اما قوت و طاقتش تمام شد و درحالی‌که صدای نامفهومی شبیه به ناله از سینه‌اش بیرون آمده، به روی زمین افتاد و ضعف کرد.
من فوراً به صاحب دکان دستور دادم که یک بشقاب شیربرنج که رویش شیره هم ریخته بود آورده و چند قاشقی به آن دختر خوراندیم. پس‌ازاینکه اندکی حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت: دیگر نمی‌خورم، باقی این شیربرنج را بدهید ببرم برای مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگی نمیرد»

پس از فاجعه‌ی عظیمی که دولت فخیمه‌ی بریتانیا در ایران رقم زد، در سرشماری که در سال ۱۹۲۱ از مردم ایران انجام شد جمعیت کشور از حدود ۲۰ میلیون نفر به حدود ۱۰.۵ میلیون نفر کاهش پیدا کرده بود و این موضوع حاکی از قتل‌عام شدن نزدیک به ۹.۵ میلیون نفر ایرانی توسط دولت انگلستان بود. همچنین جمعیت تهران که در سال ۱۹۱۴ میلادی چیزی در حدود ۵۰۰ هزار نفر برآورد شده بود در سال ۱۹۲۱ به ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر کاهش یافته بود.[۵]


چیزی در حدود ۴۰ سال به طول انجامید تا جمعیت ایران دوباره به ۲۰ میلیون نفر افزایش پیدا کند.
بریتانیایی که در گذشته‌های نه چندان دور مسبب اصلی بزرگ‌ترین هولوکاست تاریخ در دنیا بود امروز دوباره سفارتش در پایتخت کشوری باز می‌شود که قربانی این بزرگ‌ترین هولوکاست تاریخ است، بریتانیایی که بر اساس آخرین برآوردهای اندیشکده‌های ایرانی[۶]نزدیک به ۱۴ تریلیون دلار (معادل بودجه‌ی ۱۱ سال دولت ایالات‌متحده) به ایران خسارت زده است.

از قدیم گفتند آزموده را آزمودن خطاست. حال برخی اساتید محترم لیبرالیست غرب‌زده می‌توانند این فاجعه‌ی عظیم را در زیر لوای آن اسم‌های «ایسم‌دار» بررسی و تحلیل کنند اما فراموش نکنند که سیاست‌های غرب، خاصه انگلستان، هیچ‌گاه در راستای منافع ملی کشورهای منطقه و بخصوص دول شیعه و اللخصوص ایران تعریف نشده و نمی‌شود.

فاجعه‌ی عظیم هولوکاست ایرانی در یک‌صدسال قبل نمونه‌ای از نفوذ دشمن و پیامدهای آن را پیش روی متفکرین و مردم ایران قرار می‌دهد.

کشورهای استعمارگر امروزه نیز در پی نفوذ و اشغال کشورهای ضعیف‌تر می‌باشند اما نوع اقدام آن‌ها از موضع قدرت سخت (Hard power) عمدتاً تبدیل به استفاده از قدرت نیمه‌سخت (Semi hard power) و قدرت نرم (Soft power) شده است.

اینکه چرا این کشورها همیشه در پی اشغال هستند را در دکترین سیاست خارجی این کشورها می‌توان جستجو کرد دراین‌بین شاید سخنان مالتوس (اقتصاددان و جامعه‌شناس انگلیسی) نمونه‌ی خوبی برای بیان آن باشد:

 «…هر ۲۵ تا ۵۰ سال جمعیت بریتانیا دو برابر خواهد شد اما سرزمین‌های این کشور دو برابر نمی‌شوند و این منجر به درگیری بین افراد و مردم این کشور خواهد شد. پس یا باید جمعیت زیاد نشود و یا باید سرزمین‌های بریتانیا را گسترش داد …»

وی به صراحت بر طبل استعمارگرایی و سیاست امپریالیستی انگلستان می‌کوبد و آن را تنها راه نجات مردم و کشورش در جهت تأمین نیازهای عمومی مردم و جلوگیری از درگیری‌های قومی در آن کشور می‌داند.

سیسیل رودز از سیاستمداران معروف این کشور نیز در کتاب «تاریخی برای سرمایه‌داری» خود، می‌نویسد:
«دیروز در سخنرانی شرکت داشتم با حرارت حرف می‌زدند و مضمون تمام حرف‌ها، تلاش برای نان بود و آنگاه بیش‌ازپیش پی به اهمیت امپریالیسم بردم ایده‌ای که به آن دست یافتم راه‌حلی برای مشکلات اجتماعی بود ما دولتمردان استعماری برای اینکه ۴۰ میلیون سکنه‌ی پادشاهی متحده‌ی بریتانیا را از یک جنگ داخلی خونین نجات دهیم سرزمین‌های جدیدی را باید به دست آوریم تا مشکل اضافه‌ی جمعیت حل شود و بازارهای جدیدی برای کالاهای تولید شده در کارخانه‌هایمان فراهم کنیم همان‌طور که همیشه گفتم امپراتوری راه‌حلی برای مسئله‌ی نان است اگر می‌خواهیم جنگ داخلی نداشته باشیم باید امپریالیست شویم.»[۷]

جالب اینکه تا همین سه دهه قبل نام آقای رودز بر روی کشور زیمباوه (یکی از مستعمرات بریتانیا) بود و جهانیان آن کشور را به اسم رودزیا می‌شناختند!

البته کارنامه‌ی این کشور امپریالیستی سیاه‌تر از این مطلب می‌باشد به گونه‌ای که شاید یکی از امروزی‌ترین نمونه‌های اثرات اقدامات این کشور در منطقه را، وجود گروه‌های تکفیری مانند داعش- بوکوحرام و القائده دانست که بعد از گذشت ۲۵۰ سال از حمایت‌های این کشور از افرادی چون محمد بن عبدالوهاب و شستشوی مغزی آن‌ها[۸]، اکنون فرزندان و رهروان آن فرد دست‌آموز تفکرات لندن‌نشینان، چندین کشور منطقه از شمال آفریقا تا عمق خاک آسیا و تا مرز چین را دچار تنش و درگیری کرده‌اند و این تنش‌ها امروز تا قلب اروپا نیز کشیده شده است.

فاجعه‌ی هولوکاست ایرانی به قدری بزرگ و تکان‌دهنده بود که دولت انگلستان پس از یک‌صد سال هنوز اقدام به آزادسازی اسناد طبقه‌بندی‌شده درباره‌ی این حادثه نکرده است و مدتی پیش اعلام کرد که تا سال ۲۰۵۳ نیز این اسناد از طبقه‌بندی اسناد محرمانه خارج نخواهند شد.[۹]

این نکته لازم به ذکر است که کشورها عمدتاً بعد از ۳۰ – ۵۰ و یا ۶۰ سال اسناد طبقه‌بندی‌شده و فوق محرمانه را آزادسازی می‌کنند. در اینجاست که انسان حیران می‌شود که انگلیسی‌ها چه چیزی را در این اسناد از مردم ایران و جهان پنهان کرده‌اند و چرا تا این اندازه از افشای این اسناد واهمه دارند؟ دشمن یک قرن پیش با استفاده از قدرتمندترین ابزار خود که همانا دکترین «قدرت سخت» بود به ایران نفوذ کرد و آن فاجعه‌ی عظیم را به راه انداخت به ‌گونه‌ای که خودش هم بعد از گذشت بیش از یک‌صده، هنوز جرئت افشای حتی بخشی از اسناد آن فاجعه را ندارد.

امروز اما قدرت اول کشورهای سلطه‌گر تنها نیروی نظامی نیست بلکه استفاده از قدرت نیمه سخت و قدرت نرم است که به دلایل متعدد برای آن‌ها به‌صرفه‌تر، آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر است.

شاید اهمیت این مطلب را در سخنان آقای کالین پاول (وزیر امور خارجه‌ی اسبق آمریکا) به خوبی بتوان دریافت:

«من نمی‌توانم داشته‌ای با ارزش‌تر از دوستی با رهبران آتی دنیا که در اینجا (آمریکا) تحصیل کرده‌اند برای کشور خودمان نام ببرم.»[۱۰]

البته اجرای این استراتژی بین سال‌های ۵۸ تا ۸۸ میلادی توسط آمریکا در شوروی انجام شد و ۵۰ هزار نخبه‌ی روسی در قالب تبادل دانشجو از آمریکا دیدن کردند که بعدها همین نخبگان از عناصر اصلی حکومت شوروی شده و سپس موجبات فروپاشی آن را فراهم آورند.

خیلی طبیعی است که آمریکا و بریتانیا و برخی دول هم‌پیمان آن‌ها، بجای استفاده از قدرت سخت که پرهزینه و دارای تبعات غیرقابل‌پیش‌بینی است، از قدرت هوشمند (تلفیق قدرت سخت و قدرت نرم) برای به زانو درآوردن کشورهای هدف استفاده کنند. بدین ترتیب این کشورها با بازگشایی سفارت‌خانه‌هایشان در کشورهای هدف مانند کوبا- ایران و … طبق استراتژی که بیان شد، شروع به نفوذ در بین نخبگان جامعه می‌کنند و بعد از چند سال به گفته‌ی آقای فریدمن، می‌نشینند و از هزاران کیلومتر دورتر و بدون کمترین هزینه‌ی نظامی و تلفات نیروی انسانی، شاهد فروپاشی نظام‌های مخالف خواهند شد.

استراتژی قدرت هوشمند (smart power) شاید بهترین و کم‌هزینه‌ترین روش در بین سایر روش‌ها باشد به گونه‌ای که آمریکا با هزینه‌ی سالانه حدود یک میلیارد دلار در طی چند سال اخیر توانسته تا حدی در این عرصه موفق عمل کند (انحراف انقلاب‌های منطقه‌ای) این در حالی است که بودجه‌ی نظامی این کشور ۴۵۰ تا ۵۰۰ برابر این میزان است و در سال‌های اخیر نیز ناکارآمدی استفاده از این دکترین (قدرت نظامی) بخصوص در کشورهای منطقه بر همگان مشهود بوده است.

اما آنچه که مهم است این است که نفوذ چه از طریق قدرت سخت کشورهای استعمارگر و یا چه از طریق قدرت نرم و بازگشایی سفارت‌خانه و بورسیه کردن تعدادی نخبه و تربیت آن‌ها با افکار لیبرالی و الحادی غربی و اعزام آن‌ها به عنوان پیاده‌نظامان نیابتی آمریکا و غرب به داخل کشور، و چه اگر این نفوذ از طریق رسانه‌ها و پخش برنامه‌های ماهواره‌ای در بین توده‌های غیر نخبه‌ی کشور صورت گیرد، درهرصورت یک نتیجه خواهد داشت و آن بروز «هولوکاست ایرانی» است.

با همین استراتژی «روباه پیر» در قلب پایتخت ایران اسلامی سفارت‌خانه‌اش را مجدداً راه‌اندازی می‌کند و به خبرنگاران نیز اجازه‌ی فیلم‌برداری و مصاحبه نمی‌دهد و در کمال پررویی از ایران مطالبه‌ی خسارت نیز می‌کند.

یقیناً این کشور برای رضای دل مردم ایران به بازگشایی این سفارت‌خانه اقدام نکرده است و به خوبی به توصیه آقای توماس فریدمن (ژورنالیست – سیاست‌مدار و ستون‌نویس روزنامه‌ی واشینگتن پست) گوش داده است. وی چندی قبل بهترین راه برای نفوذ و نابودی انقلاب ایران را بازگشایی سفارت‌خانه و یا حتی کنسولگری آمریکا (یا انگلستان) در ایران و جذب ۵۰ هزار نخبه‌ی ایرانی و اعطای بورس تحصیلی به آن‌ها، بیان کرده بود تا به گفته‌ی وی با بازگشت این نخبگان غرب‌زده به ایران و گرفتن سمت‌های دولتی و حکومتی، به مرور موجبات فروپاشی نظام حاکم و برقراری نظامی همسو با سیاست‌های آمریکا و بریتانیا را فراهم آورند.

البته قدم اول و سخت کار برای نفوذ، بازگشایی چنین سفارت‌خانه‌ای بود که این مهم در شهریورماه ۹۴ اتفاق افتاد.

شاید اگر از هر ایرانی سؤال شود که کشوری که در طول صده‌های اخیر بیشترین ضرر را به ایران رسانده است کدام کشور است، مردم هوشمند ایران حتی بدون داشتن اطلاع از هولوکاست ایرانی، جواب خواهند داد: «انگلستان»

«الی ویزل» این نظریه‌پرداز هولوکاست یهودیان و بزرگ‌ترین دروغگوی قرن، در جمله‌ای تأمل‌برانگیز و عمیق، می‌گوید:

«هولوکاست، راز تمام رازهاست»


پی‌نوشت:

[۱] کتاب قحطی بزرگ- نوشته‌ی محمدقلی مجد- ترجمه محمد کریمی- صفحه ۲۴ الی ۲۶ و ۱۳۱

[۲] همان- صفحه ۷۸

[۳] همان- صفحه ۵۳

[۴] همان-صفحه ۴۵

[۵] همان- صفحه ۵۰

[۶] اندیشکده‌ی یقین

[۷] کتاب تاریخی برای سرمایه‌داری- سال ۱۸۹۵- صفحه‌ی ۱۳۸

[۸] کتاب خاطرات مستر همفر- جاسوس اداره‌ی مستعمرات بریتانیا در قرن هجدهم

[۹] فصلنامه‌ی تاریخ معاصر ایران- شماره‌ی ۲۵- بهار ۱۳۸۲- صفحات ۱۸۹ و ۱۹۰

[۱۰] مقاله‌ی قدرت نرم و آموزش عالی- نوشته‌ی جوزف نای- دانشگاه هاروارد – لینک

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

جنایت سعودی، فتنه‌ی یهودی

آیا این جنایت و کشته شدن بیش از ۴۰۰ ایرانی و ۷ هزار مسلمان در مکان حرام و زمان حرام، تنها باید به ماهوی این جنایت مورد بررسی قرار بگیرد و یا این اتفاق لایه‌های پنهان دیگری را نیز دربر می‌گیرد؟

 

فدائیان رهبر:در چند روز اخیر و بعد از وقوع حادثه‌ی عظیم منا، عده‌ای در داخل به تحریک رسانه‌های مغرض خارجی و برخی فعالان معلوم‌الحال شبکه‌های مجازی، دچار جو زدگی کم‌نظیری شده و به سرعت موضوع هزینه‌های سفر زیارتی واجب حج را به میان آوردند به گونه‌ای که تنها چند دقیقه پس از گزارش این حادثه، فضای شبکه‌های مجازی پر شد از سؤالاتی که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

سؤالی که عمدتاً گروه‌های لیبرالی و به اصطلاح آزاداندیش بیشتر از آن حمایت کردند در این قالب گنجانده شده بود:

«آیا بهتر نیست به‌جای سفر به مکه و چرخیدن به دور خانه‌ای سنگی! مبلغ آن سفر را به یتیمان و نیازمندان کمک کنیم؟»

سؤالی که متأسفانه نظر برخی از مذهبیون و دلسوزان را به خود جلب کرد البته به شرح زیر در شبکه‌های مجازی مطرح و منتشر شد:

«در زمانی که عربستان در حال حمله به مردم بی‌دفاع یمن است بهتر نیست که هزینه‌ی این سفرها را برای کمک به این مردم مظلوم اختصاص داد؟»

جالب اینکه این عده برای مستند کردن حرف خود به این ضرب‌المثل قدیمی و اشتباه ایرانی رجوع کرده و آن را مطرح می‌نمودند:

«چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است»

طبعی است که دشمن برای تمام طیف‌های اجتماعی در داخل کشور برنامه‌ی مخصوص به خود را دارد و آن‌ها را پیاده می‌کند.

اما بنده در این مقاله به بررسی و واکاوی هزینه‌ی سفرهای ایرانیان به خارج از کشور پرداخته و مقایسه‌ای مبسوط در این زمینه انجام خواهم داد تا به یک وجه از ابعاد گوناگون حادثه‌ی منا پرداخته شود و موجبات روشنگری در بین مردم ایجاد شود. در انتهای مقاله نیز به اختصار به بیان برخی از اهداف دشمن قسم‌خورده‌ی اسلام در رابطه با پروژه‌ی تهدید و تحدید مراسم و مناسک حج خواهم کرد که می‌تواند برای استراتژیست‌ها و فعالان متعهد کشور سرفصل‌های جدیدی جهت تولید محتوا در فضای مجازی ایجاد کند، ان‌شاءالله.

اما سؤال اصلی این است که آیا هزینه‌ی سفرهای حج آن‌قدر زیاد است که امروزه در فضای مجازی و کوچه و بازار جسته‌وگریخته و بعضاً متکثر، با فتاوای مختلف برخی عوام برخورد می‌کنیم که راه‌کارهایی ارائه می‌دهند و بجای سفر به حج، کمک به ایتام و نیازمندان را به مردم پیشنهاد می‌دهند؟ و یا اینکه این جنایت آل سعود، فتنه‌ای یهودی را در عقبه‌ی نظام فکری و عملی حکام سعودی به دنبال دارد و قرار است این اقدام پیش‌قراول اقدامات آتی جریان ماسونی- صهیونی بین‌المللی در منطقه قرار گیرد؟

برای بررسی هزینه‌ی سفرهای ایرانیان به خارج از کشور بهتر است از کشور دوست و همسایه «ترکیه» شروع کنیم.

سالانه تعداد شش میلیون سفر از ایران به این کشور صورت می‌گیرد که به طور میانگین هزینه‌ی هر نفر- سفر در حالتی متوسط و رو به پایین تا سه میلیون و پانصد هزار تومان می‌رسد که با یک حساب سرانگشتی این میزان مبلغ در سال تا بیست‌ویک هزار میلیارد تومان بالغ می‌شود.

مردم ایران به طور متوسط سالانه دویست و هشتاد هزار سفر به کشور امارات عربی متحده صورت می‌دهند که بر اساس برآوردها هزینه‌ی هر سفر در کمترین میزان به دو میلیون و پانصد هزار تومان خواهد رسید که این مقدار صرف هزینه، در یک سال بالغ بر هفت‌صد میلیارد تومان می‌شود.

 سفرهای ایرانیان به کشور تایلند در سال به تعداد هشتاد هزار سفر نیز می‌رسد که با احتساب هر مسافرت برای هر نفر چهار میلیون تومان، چیزی در حدود سیصد و بیست میلیارد تومان از سرمایه‌های ملی کشور جهت عمدتاً تفریح و عیش و نوش‌های مفسده انگیز، به باد فنا می‌رود.

همچنین سالانه هفتاد و پنج هزار سفر از ایران به سرزمین دانشگاه‌های نوظهور «مالزی» انجام می‌شود که با احتساب هر سفر حداقل چهار میلیون تومان، این مقدار در سال به سیصد میلیارد تومان بالغ می‌شود.

بنده با جستاری در تعداد و رقم‌های سرسام‌آور این سفرها، از تحقیق در میزان هزینه‌ی سفرهای ایرانیان به سایر قاره‌ها و کشورهای دیگر دنیا مانند اروپا- چین و آمریکا، کناره‌گیری کردم.

اما دراین‌بین یکی از مهم‌ترین سفرهای مردم مسلمان ایران، سفر به خانه‌ی خدا می‌باشد که آرزوی هر مسلمانی است تا سعادت این سفر شامل حال ایشان نیز بشود.

ایرانیان مسلمان سالانه هشت‌صد هزار سفر عمره به خانه‌ی خدا انجام می‌دهند که به طور میانگین هزینه‌ی هر نفر – سفر بالغ‌بر دو میلیون و پانصد هزار تومان است که این میزان در یک سال به دو هزار میلیارد تومان نیز می‌رسد.

البته لازم به ذکر است که پس از اتفاقات ششم فروردین‌ماه امسال و هتک حرمت دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده، سفرهای عمره از ایران به کشور عربستان لغو شده است.

اما با توجه به اینکه دشمن پس از بروز اتفاقات اخیر در مناسک حج واجب، به وسیله‌ی طرح سؤال و ایجاد شبه از طریق رسانه‌ها و به بهانه‌های واهی مانند مبالغ و هزینه این مسافرت‌ها، تحریم حج را در دستور کار خود قرار داده است ما نیز بر آن شدیم تا به بررسی هزینه‌ی این سفرها بپردازیم.

هرساله در ماه ذی‌الحجه از ایران تعداد شصت و چهار هزار نفر به سرزمین وحی سفر می‌کنند که هر حاجی به طور میانگین یازده میلیون تومان در این مسیر هزینه می‌کند. این مبلغ در نهایت در هر سال به حدود هفت‌صد میلیارد تومان می‌رسد.

با یک حساب ساده در اعداد به‌دست‌آمده متوجه خواهیم شد هزینه‌هایی که ایرانیان برای مسافرت‌های خارجی خود در طول یک سال می‌پردازند بالغ بر بیست و سه هزار میلیارد تومان می‌شود که این هزینه‌ها منهای سفرهای ایرانیان به سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی است. از این مبلغ هنگفت و شگرف، تنها حدود هفت‌صد میلیارد تومان مربوط به سفرهای مردم مسلمان ایران برای زیارت و انجام مناسک حج واجب است و بیش از بیست و دو هزار میلیارد تومان را سفرهای ایرانیان به کشورهای ترکیه (آنتالیا)- تایلند (پاتایا) و … به خود اختصاص می‌دهد که این مقدار چیزی بیش از سی برابر مبلغ ریالی سفر به حج واجب است.

حال باید این سؤال پرسیده شود که چه دست‌هایی در پس پرده‌ی حوادث منطقه و دنیا قرار گرفته تا مردم دنیا با وجود تمام پیشرفت‌های تکنولوژیکی و رسانه‌ای قرن بیست و یکم، در جهلی بی‌سابقه نسبت به مسائل اطراف خود قرار بگیرند و جاهل مآبانه و بدون دانش و صرفاً بر اساس شنیده‌ها اقدام به صدور فتوا در مسائل اصولی دین کنند؟

چیزی که مشخص است این است که جریان مخوف کابالیستی امروز بیش از هر زمان دیگر متوجه ظهور و بروز اتفاقاتی نو در منطقه و دنیا شده است و تا جای ممکن تلاش می‌کند تا زمین بازی را بخصوص در منطقه‌ی غرب آسیا برای جلوگیری از تحقق وعده‌ی حتمی الهی برهم زند که این موضوع هوشیاری بیش‌ازپیش مردم و مسئولین را می‌طلبد.

اگر بخواهم به اختصار برخی از اهداف این جریان را که از پس بروز این حادثه دنبال می‌کنند، بیان کنم به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

  1. ایجاد تفرقه در منطقه‌ی خاورمیانه
  2. تقابل ایران به عنوان قدرت منطقه‌ای در مقابل عربستان یکی از کشورهای قدرتمند عربی
  3. تقابل بین عرب و عجم و دمیدن در عقده‌های پان ناسیونالیستی
  4. ایجاد ناامنی بیشتر در منطقه و نفوذ تدریجی آمریکا به بهانه‌ی کنترل اوضاع در منطقه (استراتژی DDR)
  5. تضعیف ایرانبا بازکردن پای این کشور به جنگی جدید در منطقه
  6. مشغول کردن دولت و نظام جمهوری اسلامی به موضوع عربستان و غفلت از مسئله‌ی مهم فلسطین
  7. تضعیف ایران در درگیری احتمالی با عربستان و قدرت گرفتن مجدد داعش
  8. نفوذ در اذهان عناصر مذهبی و تغییر نگرش آن‌ها از هدف آرمانی انقلاب اسلامی (و رمز ظهور منجی (عج)) آزادسازی قدس شریف و انحراف آن به آزادسازی بقیع از دست وهابیون.

جریان کابالیستی از دیرباز در پی فروپاشی در مناسک حج بوده است و این اتفاق تازه‌ای نیست لکن عرصه‌ی امروز پیچیده‌تر از سایر زمان‌ها است و یافتن حق و حقیقت و تطبیق آن با واقعیت موجود یکی از کارهایی است که استراتژیست‌های امروز ایران‌زمین و افسران جنگ نرم در حوزه‌های اجتماعی – فرهنگی – سیاسی و حتی اقتصادی، باید به آن بپردازند.

شاید بتوان مهم‌ترین هدف این جریان از این اتفاق را، بحث گمراه کردن و ایجاد اشتباه محاسباتی در بین مردم ایران و مسلمانان جهان اسلام دانست. دشمن با مهیا کردن سازوکار بروز چنین اتفاقاتی در سرزمین عربستان و عمدتاً شهرهای مقدس مکه و مدینه، سعی در ایجاد تغییر در نگرش مردم منطقه به مقوله‌ی مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و موضوع قدس شریف، و تبدیل آن به مقابله با حکام آل سعود و آزادسازی بقیع است و متأسفانه در این راستا نیز تا حدی موفق شده‌اند به گونه‌ای که در بین جوانان مذهبی نیز جسته‌وگریخته صحبت از آزادی بقیع از دست وهابیون و سپس آزادسازی قدس از دست یهودیان مطرح می‌شود که این دقیقاً هدف راهبردی و استراتژی غرب در مواجه با ایدئولوژی‌های مردم مسلمان منطقه (مبارزه با اسرائیل) جهت بالا بردن امنیت این رژیم است.

 البته مردم و نظام اسلامی ایران اقدامات دولت عربستان را به‌هیچ‌وجه قبول ندارد و همان‌طور که امام (ره) نیز فرمودند:

«اگر از صدام بگذریم، اگر مسئله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت‌های امریکا بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت…»[۱]

«ان‌شاءالله اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد»[۲]

اما نباید از یاد برد که تمام هدف ایدئولوژیکی غرب و طرح‌ریزی‌های دکترین آن‌ها مبتنی بر حفظ و حراست از رژیم منحوس صهیونیستی است پس ما نیز باید تمام هدفمان مبارزه با این غده‌ی سرطانی باشد و هر اقدامی که منجر به تولید زاویه بیشتر نسبت به موضوع فلسطین و قدس می‌شود را باید منکوب و سرکوب کرد.

امروز دشمن مخفی‌تر از قبل در پشت برخی دولت‌ها و رسانه‌ها در راستای سیاست‌های ضد آخرالزمانی خود به فعالیت می‌پردازد که باید برای رصد دشمن، مبانی دکترینولوژی آن‌ها را به خوبی شناخت و طرح‌ریزی مناسبی صورت داد.


پی‌نوشت:

[۱] صحیفه نور- جلد ۲۰- صفحه ۱۴۳

[۲] صحیفه نور- جلد ۲۱ -صفحه ۷۵ و ۷۶

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

نبرد روی پله اول

پایگاه فدائیان رهبر:پس از تصویب برجام و ورود توافق به مرحله اجرایی، مهم‌ترین سوال پیش رو این است؛ استراتژی و نقشه راه دشمن برای دوران پسا‌برجام چیست؟ خلاصه راهبرد پسابرجام دشمن برای دوران جدید را می‌توان در سه کلمه یا بهتر است بگوییم مرحله خلاصه کرد؛ ناامیدی، پشیمانی، تسلیم.
گرچه این راهبرد علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران پیش از این نیز دنبال شده اما با توجه به سیر رخدادهای اخیر، به نظر می‌رسد در این مرحله با صورت‌بندی جدید و شدتی مضاعف ظاهر خواهد شد. دشمن سعی دارد از پذیرش توافق هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی ابزاری برای ناامیدی نسبت به آینده انقلاب بسازد. جامعه هدف این ابزار مخرب، کلیت جامعه و بخصوص نیروهای انقلابی است. گزاره القایی دشمن این است؛ قدرت‌های جهانی ابزار و اهرم‌هایی - مانند تحریم- در دست دارند که به وسیله آن می‌توانند خواسته‌های خود را به طرف مقابل تحمیل کرده و قضایا را آنگونه که می‌خواهند فیصله دهند. پس ایستادگی مقابل آنها بی فایده است.
این گزاره به زبان‌های مختلف و از طریق کانال‌های متنوع دائماً پمپاژ می‌شود و برخی افراد و جریانات داخلی با ژست‌های به ظاهر آکادمیک و علمی برای جا انداختن آن، تئوری‌پردازی هم می‌کنند. چاشنی القا و گسترش ناامیدی، ایجاد رعب و وحشت است. بزرگنمایی اهرم‌ها و توان خود - اعم از نظامی و اقتصادی و...- و در مقابل کوچک شمردن توان کشور در عرصه‌های گوناگون از جمله تاکتیک‌های این مرحله است. دشمن در این گام، ضعف‌ها، نقص‌ها و کاستی‌ها را بزرگ جلوه می‌دهد و دستاوردها و پیشرفت‌ها را به انحای مختلف نادیده گرفته، زیر سوال برده و کوچک می‌شمارد. امیدواری مردم به خصوص نسل جوان نسبت به وضعیت کشور از چنان اهمیتی برخوردار است که رهبر معظم انقلاب چهارشنبه هفته گذشته در دیدار با جمعی از جوانان نخبه فرمودند: «کسانی که در این شرایط به‌دنبال دلسرد کردن نسل جوان از حال و آینده هستند، مرتکب خیانت به کشور و ناموس ملی می‌شوند.» و در پایان و جمع‌بندی بیانات خود نیز بر «خوش بینی مستدل نسبت به آینده» تاکید کردند. ایشان در دیدار با مسئولان رسانه ملی نیز تاکید کرده بودند؛ «می‌خواهند به جوان امروزی القاء کنند که وضع کنونی کشور مایه‌ شرمندگی است و رسیدن به پیشرفت در آینده نیز غیرممکن است تا نشاط و تحرک و علم‌آموزی و امید به آینده را از نسل جوان بگیرند.»
گام دوم این برنامه پشیمان‌سازی است. وقتی کسی از رسیدن به مقصدی مشخص ناامید شد، از پیمودن راه نیز پشیمان می‌شود. راه بازگشت درپیش می‌گیرد و دیگر رهروان را نیز از ادامه راه منصرف می‌کند. بدون شک شما نیز چنین صحنه‌ها و مواردی را تجربه کرده‌اید. در حال رفتن مسیری هستید و در میانه راه عده‌ای را در حال بازگشت می‌بینید که می‌گویند برگردید مسیر بسته است، شلوغ است، به زحمتش نمی‌ارزد، خبری نیست و ... خیلی‌ها با شنیدن چنین اخباری در تصمیم و حرکت خود تجدید نظر می‌کنند و حداقل نتیجه آن ایجاد تردید و شک است. « آیه 13 سوره مبارک احزاب دقیقا به این گروه از افراد می‌پردازد؛ «و اذقالت طائفهًْ منهم...»؛ و (نیز) به خاطر آورید زمانی را که گروهی از آنها گفتند: ای اهل یثرب (مردم مدینه)! اینجا جای ایستادن نیست؛ به خانه‌های خود بازگردید! و گروهی از آنان از پیامبر اجازه بازگشت می‌خواستند و می‌گفتند: خانه‌های ما بی‌حفاظ است، درحالی که بی‌حفاظ نبود؛ آنها فقط می‌خواستند (از جنگ) فرار کنند.»
پشیمانی نسبت به اشخاص و قشرهای مختلف می‌تواند نمودهای گوناگونی داشته باشد، هرچند نتایج کلی و نهایی آن یکسان است. جوان مستعدی که از مرحله ناامیدی به پشیمانی رسیده راه خروجی اغلب بی‌بازگشت را درپی می‌گیرد و دوستان و اطرافیان خود را نیز در عمل به این مسیر دعوت می‌کند. در حوزه اقتصاد، ناامیدی و پشیمانی از رونق کسب و کار حلال و قانونی، منجر به گسترش فساد اقتصادی می شود. در حوزه سیاست نیز از این دست پشیمانی‌ها کم ندیده‌ایم. یک نمونه‏اش آن مبارز دیروزی که از بالا رفتن از دیوار لانه جاسوسی آمریکا پشیمان شد و حتی عذرخواهی هم کرد. 
به یقین شاخص‌ترین نمود تلاش دشمن در این مرحله، ایجاد پشیمانی از اصل انقلاب اسلامی سال 1357 است. کسی که از انقلاب اسلامی پشیمان شود، حتی اگر در جهت نابودی آن نیز گام برندارد، حداقل به دفاع از آن نخواهد برخاست. هرقدر فرد یا جریان پشیمان در وقوع انقلاب نقش بیشتری داشته باشد، برای دشمن مطلوب‌تر است. 
وقتی پشیمانی به مرحله‌ای خاص از گسترش رسید، به طور خودکار سیستم وارد مرحله پایانی یا همان تسلیم می شود و برخلاف انتظار، این مرحله را می‌توان آسان‌ترین گام این راهبرد سه مرحله‌ای دانست. البته هستند جریانات و افرادی که باعجله و دستپاچگی می‌خواهند ناگهان روی پله سوم بپرند و بقیه را هم دنبال خود بکشانند و البته کوشیده‌اند این دعوت ابلهانه همیشه با پوستین عقلانیت و واقع‌گرایی ظاهر شود. تاریخ انقلاب نشان داده سرنوشت این افراد چیزی جز رسوایی، سرخوردگی، انزوا و در نهایت پیوستن رسمی به اردوگاه بیگانه نبوده است. طرح سه فوریتی مجلس ششم برای تسلیم و نامه آنها به رهبر انقلاب و دعوت به نوشیدن جام زهر از جمله موارد قابل اشاره در این زمینه است. و یا انتشار جزوه «پایان عادلانه جنگ بی‌پایان»!  از سوی جریان خودباخته نهضت آزادی که تسلیم در برابر آمریکا را اینگونه تئوریزه کرده بودند؛ «اگر خدا به شیر زور بازو و قدرت حمله داده است، در عوض به آهو نیز پای فرار بخشیده و قانون بدون استثناء طبیعت، فرار آهو از مقابل شیر درنده است»!   
اما در برابر این راهبرد دشمن که اکنون اجرایی شدن مرحله نخست آن - القای ناامیدی- در دستور کار است چه باید کرد؟ گرچه سخن در این باره بسیار است اما قلب و محور پادزهر این تیر مهلک، در دست نخبگان و بخصوص اهل رسانه است و هر رسانه‌ای که برد و مخاطب افزون‌تری دارد لاجرم مسئولیتش نیز سنگین‌تر. از همین رو بود که حضرت آقا ضمن برشمردن بیش از 10 صفت ممتاز در وصف آقای سرافراز به مسئولان صدا و سیما فرمودند؛ «صداوسیما قرارگاه مقدم و فعال مقابله با جنگ نرم است و مدیران و کارکنان رسانه‌ ملی، سرداران و سربازان این جنگ نرم هستند.»
جوانان مومن، انقلابی، شجاع، اهل علم و خلاق کم نیستند. طیفی که اگر چه گاهی با ناملایمات و برخوردهای ناصواب مواجه می‌شوند و حتی برچسب افراطی و تندرو می‌خورند اما هرگز عقب ننشسته و میدان را خالی نمی‌کنند، چه میدان علم و دانش باشد که مانند احمدی‌روشن‌ها با خون خود عهدشان را امضا می‌کنند چه آنجا که لازم باشد همین اهل علم و فضیلت به خیابان بیایند و شعار بدهند و سرزنش بشنوند که عوامند و مواجب بگیر نظام! جوانان حزب‌الله با حضرت روح‌‌الله پیمان بسته و تنها خطشان خط حضرت آقاست. به قول سعدی؛
مرا که با توام از هر که هست باکی نیست
حریف خاص نیندیشد از ملامت عام
شب دراز نخفتم که دوستان گویند
به سرزنش عجبا للمحب کیف ینام

منبع:روزنامه کیهان/بازنشرمحمدامین سرکهکی

«مزارشریف»، فیلمی در قاعده‌ی سینمای استراتژیک

«مزارشریف»، فیلمی در قاعده‌ی سینمای استراتژیک

 

پایگاه فدائیان رهبر:«استراتژی»، به‌عنوان یک دانش نظامی مأموریتش در تأمین بقای یک جامعه یا تمدن تعریف می‌شود و سینمای استراتژیک چیزی جز به تصویر کشیدن ابعاد مختلف و مؤلفه‌های حیات و بقای این تمدن در قالب هنر هفتم نیست. دراین‌بین اگر کارگردانی در خلق یک اثر هنری به مسئله‌ی «امنیت ملی» ورود کند، کافی است تا فیلمش را با ادبیات استراتژیک نقد و تحلیل کرد؛ چراکه امنیت ملی برآیند تصمیمات استراتژیست‌های یک جامعه است. «امنیت» توازن بین آسیب و تهدید است؛ «آسیب» یک نقیصه‌ی درونی است که منجر به ضربه‌پذیری می‌شود و «تهدید» یک اقدام تهاجمی از جانب دشمن است که برای برهم زدن توازن، تعادل و نظم سیستم بر آن وارد می‌گردد؛ ازاین‌رو «امنیت ملی» برآیند آسیب‌ها و تهدیدهایی را شامل می‌شود که در سطح ملی یعنی یک کشور رقم بخورند.

 

موضوع دیگری که می‌تواند یک فیلم را در قاعده‌ی سینمای استراتژیک قرار دهد، مقوله‌ی «قهرمان» است؛ خصوصاً «قهرمان ملی». این‌که یک کارگردان و نویسنده بتواند در شخصیت‌سازی داستانش، انسانِ قهرمانی را بپروراند، در چهارچوب سینمای استراتژیک قدم زده است؛ حال ماهیت این قهرمان باید در دفاع از منافع ملی کشورش در طی فرآیند داستان تعریف شود و هدفش را در کسب و حفظ «ارزش‌های ملی» آن جامعه تنظیم نماید.

بنابراین، با تعریف این دو مؤلفه یعنی «امنیت ملی» و «قهرمان ملی» می‌توان ادعا کرد که «مزار شریف» توانسته به ابعاد سینمای استراتژیک نزدیک شده و قواعد بازی آن را رعایت کند؛ چراکه اساساً مسئله‌ی حمله به کنسول‌گری ایران در افغانستان توسط گروهک تروریستی طالبان (در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷، یعنی حدود ۱۷ سال پیش) که قبل از پروژه‌ی ۱۱ سپتامبر و حمله‌ی آمریکا به افغانستان و عراق اتفاق افتاد، می‌توانست معادلات ژئوپلیتیک را در محیط پیرامونی ایران به‌گونه‌ی دیگری رقم بزند، این‌طور که ایران با اقدام برای خون‌خواهی دیپلمات‌های خود دست به اقدامی عجولانه زده و یک جنگ تمام‌عیار را علیه افغانستان و طالبان شروع کند و خود را تا زمانی نامعلوم درگیر یک جنگ فرسایشی نماید.

این تعبیر ژئوپلیتیک و جنگ فرسایشی را می‌توان این‌گونه گمانه‌زنی کرد که با شروع جنگ از جانب ایران، طالبان می‌توانست با تحریک آمریکا به خاک ما وارد شود و با حمایت‌های شیطان بزرگ یعنی آمریکا، جنگ نیابتی را از خارج مرزهای ما به داخل بکشاند و آن‌چه که امروز بر سر سوریه و عراق آورده‌اند را بر سر ایران بیاورند. و این اتفاق بر خلاف دکترین نظامی ایران است؛ چراکه ایران در جنگ نیابتی همواره خود را خارج از مرزهای ملی‌اش تعریف کرده است و مقابله با دشمن را در لبنان، عراق، سوریه، یمن، بحرین و دیگر نقاط سرزمین‌های مسلمان انجام داده و به یاری مردمان مظلوم این کشورها شتافته است.

بنابراین «مزار شریف» با یادآوری موضوعی با این ظرفیت که ۱۷ سال از وقوع آن می‌گذرد، به حیطه‌ی امنیت ملی ایران وارد شده است؛ کما اینکه یک‌بار هم از زبان افسر اطلاعاتی با بازی مسعود رایگان که برای بازجویی از شاهسون به قرارگاه مرزی آمده، در اهمیت این حادثه می‌شنویم که این اتفاق یک موضوع «امنیت ملی» است.

در ادامه، کارگردان با پروراندن شخصیت «شاهسون» با بازی حسین یاری در نقش یکی از دیپلمات‌های ایران در کنسول‌گری افغانستان، توانسته دست به ساخت یک «قهرمان ملی» بزند؛ قهرمانی که به‌عنوان تنها بازمانده از یک اقدام تروریستی، ۱۹ روز با پای زخمی و پیاده تلاش می‌کند تا از افغانستان به ایران برسد و گزارش حقیقی واقعه‌ی مزار شریف را حضوری به مسئولان ایرانی برساند تا «امنیت ملی» و به تبع آن «منافع ملی» کشورش را حفظ کرده باشد؛ کشوری که در آن زمان، دوران سازندگی را پس از جنگ با عراق آغاز کرده بود و شروع جنگی تازه که می‌توانست مدعیان بین‌المللی را نیز در پی داشته باشد، پیامدهای ناگواری را برای آن به بار می‌آورد.

بیان این مطالب همگی منوط به تحقق یک پیش‌نیاز است؛ اینکه «کارگردان» به‌عنوان خالق یک اثر هنری باید آگاهی و دانش لازم برای ورود به موضوعاتی ازاین‌دست را داشته و ضرورت پرداختن به این مسائل را شناخته باشد. و در این برهه، حضور چنین خالقانی این‌گونه اهمیت می‌یابد که در برهوت سینمای ایران، کمتر سینماگری هست که به قدر اندکی توان اندیشیدن و حتی تخیلِ وقایعی به اندازه‌ی یک کشور، ملت و جهان را دارد تا با خلق یک اثر هنری، عمق استراتژیک یک ملت را بر پرده‌ی سینما که هیچ، در پرده‌های منقوش تاریخ به ثبت برساند./بازنشرمحمدامین سرکهکی

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

واقعاً میلیونر شویم؟!

پایگاه فدائیان رهبر:میلیونر صفتی بود که در اروپای قرن هجدهم به قشر و طبقه‌ای از افراد جامعه گفته می‌شد که در جریان ظهور و بروز و رشد جریان مالی و بانک‌داری در اوایل دوره‌ی مدرن گام‌های کسب ثروت و سرمایه را با روحیه‌ی سوداگری[۱] و فرهنگ بورژوازی[۲] طی کرده بودند و به نوعی متمولین و متمتعینی محسوب می‌شدند که پس از گذران سختی‌ها و مرارت موجود در دوره‌ی قرون وسطی وجنگ‌ها و غارت‌های درون‌تمدنی اروپای آن روز، اکنون با پیدایش ابزار و خدمات نوین مالی، چاپ اسکناس و ربای سازمان‌یافته‌ی بانکی به چنان ثروتی رسیده بودند که در پول دست‌وپا می‌زدند؛ دیگر اقشار جامعه به سبب ظهور این افراد در نظام تمدنی غرب آن‌ها را نوکیسگان و تازه به دوران رسیده‌هایی می‌دانستند که دیگر گذشته‌ی خود را نیز به یاد نمی‌آورند و به دنبال رسیدن به تنها هدف خود یعنی کسب پول بیشتر هستند. ازاین‌رو صفت میلیونر را به آن‌ها دادند؛ این افراد با این صفت از دیگر اقشار جامعه جدا شدند و به‌واسطه‌ی ظهور ایشان، نظام سرمایه‌گرایی[۳] از آن زمان به این‌سو شکل گرفت و نزج پیدا کرد؛ نظامی که در یک طرف فقیران و در طرف دیگر ثروتمندان را در خود داشت و به‌نوعی همان نظام حاکم و رعیتیِ قرون‌وسطی بود که اکنون خوانشی مدرن از آن شکل‌گرفته بود.

با این اوصاف، تبلیغات فرهنگی که امروز از رسانه‌ها در جامعه‌ی خودمان می‌بینیم که به طور مستقیم القای میلیونر شدن را می‌کنند و طمع را برای بهره‌مندی بیشتر در جامعه رواج می‌دهند، چه تعبیری می‌تواند داشته باشد؟

پاسخ این سؤال را این‌گونه می‌توان داد: با توجه به این‌که جامعه‌ی ما در مرحله‌ی گذار تمدنی است، هدف از این تبلیغات، ترویج تفکر و روحیه‌ی همان افرادی است که در غرب از ۳۰۰ سال گذشته به این‌سو تحت عنوان طبقه‌ای متشکل از میلیونرها ظهور و بروز اجتماعی پیدا کردند و در ویژگی و ابعاد شخصیتی، همان مرفهین ِبی‌دردی هستند که تازه به دوران کنونی انقلاب اسلامی ایران رسیده‌اند و سوداگرانی محسوب می‌شوند که تازه به ابتدای مسیر غربِ ۳۰۰ سال پیش پا نهاده‌اند.

آیا مسئولین فرهنگی هیچ مسئولیتِ اجتماعی در نسبت با این تبلیغاتی که ساختارهای فرهنگی جامعه را دست‌خوش تغییر قرار می‌دهد برای خودشان قائل هستند؟

این‌که مسئولین فرهنگی جامعه از بازتاب تصمیمات و اقدامات خودآگاه هستند یا خیر را نمی‌توان به‌طور دقیق بیان کرد؛ چراکه اگر بگوییم آگاهی ندارند، حمل بر فقدان سواد و علم لازم برای اداره‌ی جامعه در خصوص آن‌ها می‌شود و همان‌طور که حضرت آیت‌الله جوادی آملی در پیام خود به همایش اقتصاد مقاومتی فرمودند، افرادی که علم به معارف دین ندارند و اداره‌ی اموال و جامعه‌ی مسلمین را به دست می‌گیرند از نظر قرآن سفیه هستند؛ و قطعاً جاهل هم لیاقت و شایستگی اداره‌ی جامعه و در اختیار داشتن مسئولیت را ندارد[۴]. از سویی اگر هم بگوییم که بازتاب کار خود را می‌دانند و هم‌چنان دست به این اقدامات می‌زنند نیز حمل بر اتهامِ خیانت به اسلام، دین و ارزش‌های انقلابی می‌گردد؛ بنابراین، تصمیم‌گیری در این خصوص به عهده‌ی مخاطب گذاشته می‌شود.

اما جامعه‌ی مسلمین باید بداند و آگاه باشد و دائم به خود نهیب بزند که میلیونر شدن، هدفِ این امت نبوده و دامن‌زدن به طمع و کسب سرمایه‌ی بیشتر برای این جامعه هیچ‌وقت موضوعیت نداشته است.


پی‌نوشت:

– استناد علمی و تاریخی این مطلب به کتاب زیر بازمی‌گردد:

نیکوکاران نابکار: افسانه‌ی تجارت خارجی آزاد و تاریخچه‌ی پنهان سرمایه‌داری- ها-جون چنگ-ص ۱۹۷- نشر آمه-۱۳۹۲

[۱].Merchant

[۲].Bourgeois

[۳]. Capitalism

[۴]. «مال عامل قیام یک ملت است؛ آن کسی که سفاهت اقتصادی دارد درایت اقتصادی ندارد، صلاحیت آن را ندارد که مال را به دست او بدهند، اگر هم هوش اقتصادی دارد و لکن طهارت قُدسی و قداست عقل در او یافت نمی‌شود، او سفیه است. سفاهت در فرهنگ قرآن تنها در فقدان نظر نیست، بلکه بسیاری از افرادند که از نظر علمی، خردمند و پخته و فرهیخته هستند اما از نظر عقل عملی سفیه‌اند. قرآن کریم کسانی را که راهی راه ابراهیم خلیلسلام‌الله‌علیه نیستند سفیه می‌داند: وَ مَنْ یرْغَب ُعَن ْمِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ…»/بازنشرمحمدامین سرکهکی

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان

ارنستو چه گوارا کیست؟

پایگاه فدائیان رهبر:“ارنستو چگوارا دلاسرنا“نام کامل اوست و لقب «چه» را کوبایی ها به او داده اند، لقبی که در این کشور برای خطاب قرار دادن کسی با احترام به کار برده می شود. «چه» مبارزی است که آوازهء او تنها به آمریکای لاتین محدود نمی شود….

تصویر


مجلهء تایم چه‌گوارا را جزو یکی از صد چهرهء تاثیر گذار در قرن بیستم انتخاب کرده است. در استکهلم بیش از سیصد عنوان کتاب دربارهء او منتشر شده است. کافه‌ای در مالزی وجود دارد که روی تمام فنجان‌های قهوه‌اش عکس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران «چه» است.تفریح جوانان میلانی، فروش تی‌شرت‌های «چه» کنار خیابان‌هاست. دولت برزیل نام چند سینمای این کشور را «ارنستو چه‌گوارا» گذاشته است. کلاه مدل «چه‌گوارا» پر فروش‌ترین نوع کلاه در تابستان‌های ترکیه است. مارک «چه‌گوارا» معروف‌ترین مارک سیگار در سودان معرفی شده است و باز هم طبق آمار مجلهء تایم حدود ۷۶ درصد جوانان دنیا «چه» را می‌شناسند و برای او احترام قائلند. مردم بولیوی به خود می‌بالند چون «چه» به خاطر آنان و در آنجا کشته شده است هرازگاهی دعوای میان ملت‌ها هم بالا می‌گیرد. ایرلندی‌ها معتقدند چون پدر «چه» اهل این کشور بوده پس «چه» به آن‌ها تعلق دارد. آرژانتینی‌ها می‌گویند که چون او ملیت این کشور را داشته و در همان جا تحصیل کرده پس یک آرژانتینی‌است. کوبایی‌ها اعتقاد دارند که چون «چه» در سرزمین آن‌ها و به‌خاطر آن‌ها جنگیده در یک سخنرانی گفته که افتخار می‌کند کوبایی باشد، پس او اهل کوبا است. چه‌گوارا را نمی‌توان متعلق به یک کشور دانست،چه آنکه نام و عکس چه‌گوارا امروزه در تمامی کشورهای دنیا به نماد اعتراض درمقابل استبداد و سرمایه داری نوین بدل شده است.«چه» متعلق به تمامی آزادی‌خواهان ضد امپریالیسم جهانست. ارنستو چه‌گوارا یکی از خیل عظیم اسطوره‌های تاریخ است.اندیشه و عشق او به انسان فراتر از مرزهای جغرافیایی و نژادی است.بارزترین ویژگی‌او را می‌توان روحیهء مبارزه جویی و آشتی ناپذیری با ظلم و استبداد در هر قیافه و شکل دانست.او نه مرد سیاست بود و نه حسابگر و از دغل‌ها و نیرنگ‌های آن بیزار.

زندگینامه

«ارنستو چه‌گوارا» در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در «روزاریو» دومین شهر مهم و بزرگ آرژانتین به دنیا آمد. در خانواده‌ای ممتاز از تبار اسپانیایی و ایرلندی که گرایش‌های سیاسی چپ داشتند، بزرگ شد. «ارنستو» بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود. در سال ۱۹۵۳ از دانشکدهء پزشکی فارغ التحصیل شد و سپس سفر به دیگر کشورهای آمریکایی را آغاز کرد، سفری که نقطهء عطفی در زندگی او بود. در سال ۱۹۵۴ زمانی که در «گواتمالا» بود با پشتیبانی از حکومت «جاکوب آربنز» که منتخب مردم بود قدم به عرصهء مبارزات سیاسی گذاشت. آربنز در نتیجهء توطئه و در مداخلات تجاوز کارانهء سازمان سیا سرنگون شد و «چه» به مکزیک گریخت. اندکی بعد به فیدل کاسترو و دیگر انقلابیونی پیوست که با جنبش ۲۶ ژوییه در پی بر اندازی دیکتاتوری «فولژ نیسو باتیستا» در کوبا بودند.«گوارا» در دسامبر ۱۹۵۶ ازجمله مبارزانی بودکه به منظور آغاز مبارزه چریکی از عرشهء کشتی کوچک «گرانما» قدم به خاک کوبا گذاشتند. او که در اصل پزشک گروه بود همچون یک فرماندهء ارتش شورشی ظاهر شد. درپی سقوط «باتیستا» در دسامبر ۱۹۵۶، چه‌گوارا یکی از رهبران حکومت تازهء کارگران و دهقانان شد و پست‌های دولتی متعددی چون ریاست بانک مرکزی کوبا و وزارت صنایع به او واگذار شد. چه‌گوارا بارها به نمایندگی از کوبا درمجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شرکت کرد. او در مقام یکی از رهبران جنبش ۲۶ ژوییه به برگزاری گردهمایی‌های گروه‌های سیاسی – که سرانجام در ۱۹۶۵ به بنیان‌گذاری حزب کمونیست کوبا انجامید – یاری رساند.گوارا در اوایل ۱۹۶۵ از همهء مسوولیت‌ها و پست‌های دولتی کناره‌گیری کرد و به منظور کمک به پیشبرد مبارزه‌های ضدامپریالیستی و ضد سرمایه‌داری در دیگرکشور‌ها، کوبا را ترک کرد وهمراه با داوطلبانی که بعدها در «بولیوی» به او پیوستند، نخست به کنگو «زئیر» رفت و در جنبش ضد امپریالیستی آن کشور به رهبری «پاتریس لومومبا» شرکت جست. از نوامبر ۱۹۶۶ تااکتبر ۱۹۶۷ جنبش چریکی بولیوی را بر ضد دیکتاتوری نظامی آن کشور رهبری کرد. درهفتم اکتبر ۱۹۶۷ در عملیات رزمی ساختهء سازمان سیا به دست نظامیان بولیوی زخمی و دستگیر و روز بعد از آن تیرباران شد.


تصویر


امروزه پس از گذشت سی و هفت سال ازمرگش هنوز هم او یکی از چهره‌های محبوب اسطورهای به خصوص درمیان جوانان است. اسطورهء عصیان که نامش پرچم هر مبارزه‌ای است. شخصی که تصویرش بر پیراهن‌های سرخی نقش بسته که جوانان معترض بر تن می‌کنند بی آنکه از اندیشه‌های انقلابی او خبر داشته و یا حتی جهان بینی او را پذیرفته باشند.
«چه» می‌توانست همچون بسیاری از فارغ التحصیلان رشتهء پزشکی در گوشه‌ای از دنیا برای خود مطبی دایرکند، اما روح عصیانگرش او را واداشت تا به یاری همنوعانش درمناطق استبداد زدهء آمریکای لاتین بشتابد. زمانی که چه‌گوارای جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با موتورسیکلت از ردهء خارج توترون ۵۰۰ مدل ۱۹۳۹، که تنها به بهای چند پزوی ناچیز خریداری شده بود، قصد سفر به دور آمریکای لاتین را جهت درمان بیماران جزامی کرد آمریکای سرخ لاتین در زیر چکمه‌های سنگین امپریالیسم جان می‌داد، اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هیچ کدام از این حقیقت تلخ آگاهی نداشتند.آن‌ها تنها می‌خواستند مناظر بکر قارهء پهناورشان را از نزدیک ببینند و به کمک بیماران جزامی بشتابند، سفری که پایانش به گونه‌ای دیگر بود و باعث تولد انسان‌هایی شدکه اکنون نام آن‌ها را مترادف با انقلاب به کار می‌برند.
” چه‌گوارا” مردی بود که هرگز در بند مقام، رهبری و یا افتخارات نبود. او اعتقاد راسخ داشت که مبارزهء چریکی انقلابی، شکل بنیادین اقدام برای کسب آزادی خلق‌های آمریکای لاتین است و این نتیجه‌گیری ناشی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تقریبائ تمام کشورهای آمریکای لاتین بود. «چه» عمیقائ بر این باور بود که رهبری سیاسی و نظامی مبارزه چریکی باید یگانه باشد و این که مبارزه تنها می‌تواند توسط خود واحد چریکی رهبری شود، نه از طریق دفاتر راحت بوروکرات ها در شهرها.
چه‌گوارا به معنای واقعی کلمه یک چریک مبارز اینترناسیونالیست بود. او می‌گوید: « هر قطرهء خون ریخته شده در سرزمینی که در زیر پرچمش زاده نشده باشی، تجربه‌ای است که به زندهء ماندگان منتقل می‌شود تا بعدا آن را در مبارزه برای رهایی کشورشان به کار برند. همچنان‌که که خلقی خود را آزاد می‌سازد، ‌قدمی بر می‌‌دارد در پیکار برای رهایی مردم خود ما.»
«چه» معتقد بود که هر انسانی برای رهایی از ظلم و استبداد باید بهایی برای‌آزادی‌اش پرداخت کند، او می‌گوید: «اسکلت آزادی ما قبلا شکل گرفته است، هنوز گوشت و لباس به این اسکلت نیامده است، ما بهای آزادی خود و حفاظت از آن را با خون و ایثار پرداخت می‌کنیم. ایثار و فداکاری ما آگاهانه است، سیرآزادی طولانی و در بعضی قسمت‌ها ناشناخته است.»
هفتم اکتبر ۱۹۶۷ «چه» آخرین سطرهای وقایع روزانهء خود و گروه چریکی‌اش را نوشت. روز بعد در ساعت یک بعدازظهر در یک درهء کم عرض و تنگ، جایی که برای درهم شکستن محاصره به انتظارشب نشسته بودند، نیروی عظیمی از دشمن برآن‌ها تاخت. گروه کوچک مردانی که واحد چریکی را تشکیل می‌دادند تا گرگ و میش بامداد قهرمانانه جنگیدند.ازکسانی که در نزدیک‌ترین مواضع به «چه» می‌جنگیدند کسی زنده نماند جزو دو نفر که به همراه «چه» مجروح و دستگیر شدند.
روز بعد از دستگیری «چه» با شنیدن صدای شلیک فهمید که دو همرزم «پرویی» و «بولیوی‌اش» اعدام شده‌اند. نوبت به «چه» رسیده بود، مجری اعدامش دستخوش تردید شده بود.
»چه» با استواری فریاد زد «شلیک کن نترس !» آنگاه با شلیک یک رگبار مسلسل از کمر به پایین حکم اجرا شد. جلادان دستور داشتند او را از سر و سینه هدف قرار ندهند تا مرگش به تعویق بیفتد. این تصمیم ظالمانه عذاب «چه» را طولانی می‌کند تا این‌که گروهبانی که او نیز مست بوده است گلوله‌ای به پهلوی او شلیک می‌کند و به زندگیش پایان می‌دهد. این شیوهء رفتار، درست نقطهء مقابل احترامی بود که «چه» بدون استثنا نسبت به افسران و سربازان بسیاری نشان می‌دادکه به اسارت او درآمده بودند.
برای «چه» ساعت‌های پایانی زندگی‌اش در چنگ دشمن فرومایه قطعا بسیار تلخ بوده است; اما هیچ کس بهتر از او آمادگی گذراندن چنان آزمونی را نداشت.
هشتم اکتبر چه‌گوارا تیر باران شد.جسدش را به هلی‌کوپتر بستند تا به همه اعلام کنند که چریک مبارز را دستگیر کرده‌اند پس از انتقال جسد «چه» به «هیگوئرا» روستایی درشمال بولیوی، تازه همه فهمیدند چه کسی کشته شده است. حکومت وقت از ترس، جسد «چه» را سوزاند و بقایای استخوانش را در مکان نامعلومی خاک کرد. سال‌ها بعد در پی فشار دولت کوبا و شخص فیدل کاسترو، دولت بولیوی استخوان‌ها را در تابوت گذاشت و به کوبا فرستاد تا «چه‌گوارا» در میان اشک و احترام دفن شود.


تصویر


کمی بیشتر در مورد مرگ گه گوارا
در بامداد ۸ اکتبر ۱۹۶۷ در نزدیکی لاایگه را (دهکده کوچکی در بولیوی و در نزدیکی کوه‌های آند)، چه‌گوارا به همراه چندتن دیگر از گروه چریکی به محاصره ارتش بولیوی -که به وسیله ماموران سیا و افسران آمریکایی همراهی می‌شد- درآمدند و دستگیر شدند. چند روز بعد چه توسط سربازان بولیویایی تران پس از شکنجه با شلیک گلوله اعدام می‌گردد. فیدل کاسترو می‌گوید:
در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم. یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چه گوارا.
کشف جسد

سال‌ها از محل دفن چه‌گوارا اطلاعی در دست نبود تا اینکه در سال ۱۹۹۵ یک ژنرال بولیویایی که در عملیات دستگیری او شرکت داشت مکان دفن او را که در کنار باند یک فرودگاه در نزدیکی جایی که در آن به قتل رسیده بود افشا کرد. بقایای جسد چه‌گوارا در سال ۱۹۹۷ (میلادی) به کوبا انتقال یافت و در سانتا کلارا، شهری که پیروزی‌های زیادی در جریان جنگ‌های انقلابی کوبا کسب کرده بود دفن شد و بنای یادبودی به افتخار او ساخته شد.
جلاد چه گوارا
جلاد چه گوا ماریو تران در سال ۲۰۰۶ به بیماری آب مروارید دچار شد و در یک بیمارستان در کوبا مداوا گردید.
پسر وی در مصاحبه با روزنامه Santa Cruz de la Sierra این گونه بیان داشت: ۴ دهه از زمانی که پدرم کوشید تا یک رویا را نابود کند گذشت، و چه بازگشت و نبرد دیگری را برد و به او ماریو تران پیر چشمهایش را برای دیدن رنگ آسمان و جنگلها و خنده نوه‌هایش هدیه داد.
چه گوارا چه میراثی را از خود بر جای گذاشت؟
چهل سال بعد از اعدام چه گوارا هنوز هم زندگی وی و کارهایش یکی از بحث‌های ادامه‌دار در جهان است. خیلی از صاحب‌نظران از جمله نلسون ماندلا از وی به عنوان یک قهرمان نام می‌برد و او را الهام‌دهندهٔ آزادی برای تمامی کسانی می‌داند که آزادی را دوست دارند، همچنین ژان پل سارتر وی را هم روشنفکر می‌دانست و هم از او به عنوان کاملترین انسان عصر ما یاد می‌کرد. چه گوارا یک قهرمان ملی دوست‌داشتنی برای کوبائیان باقی می‌ماند و تصاویر وی روی سکه‌های فلزی کوبایی را زینت داده‌است و دانش آموزان هر روز را در مدرسه با این حرف آغاز می‌کنند که: ما نیز مثل چه خواهیم شد. ترانه آستا سیمپره که به یاد او ساخته شده از ترانه‌های محبوب است و به چند زبان اجرا شده‌است. در سرزمین مادری وی آرژانتین جایی که در دبیرستانها نام وی را به خاطر می‌سپارند موزه‌های بیشماری از چه کشور را پر کرده‌است و در سال ۲۰۰۸ یک مجسمهٔ برنزی از او در شهر تولدش روزاریو نصب گردید. علاوه بر این چه گوارا برای بعضی از بولیویایی‌ها به حضرت ارنست معروف است و او را فرد مقدسی دانسته و می‌پرستند. ‏



تصویر


جملاتی که به چه گوارا نسبت داده شده است
دستم بوی گل می داد، مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچ کس فکر نکرد شاید من شاخه گلی کاشته باشم.
رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی در صف ایستادن نیست بلکه بر هم زدن صف است.
یک انقلابی واقعی همان جایی خدمت می کند که به او احتیاج است.
می دانستم در لحظه‌ای که روح بزرگ حاکم، ضربه‌ای می زند تا تمام بشریت را به دو دسته مخالف تقسیم کند، من در کنار مردم عادی خواهم بود.
رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بی‌رحم شود.
انقلاب، سیبی نیست که پس از رسیدن می افتد، ما باید به افتادن مجبورش کنیم.
اگر تو در برابر هر بی‌عدالتی از خشم به لرزه می افتی؛ بدان که یکی از رفقای من هستی(یکی مثل من هستی).
ما هرگز نمی‌توانیم از داشتن چیزی برای زندگی مطمئن شویم تا وقتی که برای آن مایل به مردن باشیم.
سکوت استدلالی است که معانی دیگری را به دوش می‌کشد.
ما نباید نزد مردم برویم و بگوییم: ما آمده‌ایم تا شما را زیر بال وپر خود گرفته و فقیرنوازی کنیم، یا علم خودمان را به شما تعلیم دهیم، کمبود فرهنگتان، جهلتان را از مسائل ابتدایی و اشتباهاتتان را به خودتان گوشزد کنیم. به جایش باید با ذهنی پژوهنده و روحی فروتن، از منبع عظیم دانایی و خرد ِ مردم بهره بگیریم.
من نه یک مسیحی هستم و نه یک بشردوست. من هرچیزی به جز یک مسیحی هستم، و بشردوستی در مقایسه با باور من دارم بی‌ارزش به‌نظر می‌رسد. من به‌جای این‌که اجازه بدهم به یک صلیب میخ‌کوبم کنند، با هر سلاحی که دستم به آن برسد پیکار خواهم کرد.
در یک انقلاب، انسان یا پیروز می‌شود یا می‌میرد، اگر آن انقلاب واقعی باشد.

نويسنده : Yousefi/بازنشرمحمدامین سرکهکی
لینک : http://www.pazhohesh...چه-گوارا-کیست؟/
منابع:
وبلاگ چیک
وبلاگ جملات حکیمانه
ویکی پدیا 

صندوق بین‌المللی پول از احتمال رشد منفی و افزایش تورم در ایران خبر داد

پایگاه فدائیان رهبر:صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش از وضعیت اقتصادی ایران می‌گوید که لغو تحریم‌ها «فرصتی استثنایی» برای این کشور است، اما بهره گرفتن از این فرصت نیاز به اصلاحات اقتصادی دارد. 

 

بر اساس گزارش این نهاد بین‌المللی که روز دوشنبه ۱۳ مهرماه در سایت آن منتشر شد، یک تیم کار‌شناسی به رهبری مارتین کریسولا، دستیار مدیر بخش خاورمیانه و آسیای مرکزی این صندوق از ۱۹ تا ۳۰ سپتامبر به ایران سفر و از نزدیک وضعیت اقتصادی کشور را بررسی کردند. 

ارزیابی آقای کریسولا حاکی است که سیاست‌های «محتاطانه» دولت حسن روحانی باعث بهبود رشد اقتصادی در سال گذشته و کاهش تورم به سطح ۱۵ درصد شده است. وی می‌گوید که سیاست‌های دولت ایران همچنین ثبات را به بازار ارز کشور بازگردانده و پیشرفت‌هایی در اصلاحات یارانه‌ای انجام شده است. 

با این حال، ایران با چند چالش ساختاری جدی مواجه شده است. به گفته صندوق بین‌المللی پول، افت ناگهانی و شدید قیمت نفت از تحرک فعالیت‌های اقتصادی کاسته است. شرکت‌ها با کاهش تقاضا و مصرف، همچنین اشباع بازار مواجه شده‌اند. بخش بانکی با حجم عظیمی از مطالبات معوقه دست به گریبان شده که نتیجه نرخ بهره واقعی غیر قابل تحمل و سیاست‌های ریاضت اقتصادی است. 

نرخ بیکاری نیز در پایان سال گذشته میلادی در رقم ۱۰ و نیم درصد باقی ماند. 

این گزارش می‌افزاید که رشد اقتصادی ایران طی سال گذشته خورشیدی به سه درصد رسید، اما برای سال جاری این رقم بسته به اینکه چه زمانی تحریم‌ها علیه ایران لغو شود، چیزی حدود منفی نیم درصد تا نیم درصد خواهد بود. 

صندوق بین‌المللی پول گفته است که نرخ تورم در ماه‌های گذشته به ۱۲ درصد کاهش یافته است، اما انتظار می‌رود این رقم تا پایان سال جاری خورشیدی به ۱۴ درصد افزایش یابد. 

با این حال، ارزیابی این نهاد بین‌المللی حاکی است که رشد اقتصادی ایران در سال آینده خورشیدی قابل توجه‌تر است، چرا که با لغو تحریم‌ها، ایران تولید نفت خود را افزایش خواهد داد، هزینه معاملات، تجارت و انتقال پول کاهش می‌یابد و نهایتا ایران به دارایی‌های بلوکه شده خود در خارج دسترسی پیدا می‌کند. 

انتظار می‌رود اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۵ حدود چهار تا پنج و نیم درصد رشد کند و بخش عمده‌ای از این رشد نیز به افزایش تولید نفت کشور به میزان ۶۰۰ هزار بشکه در روز بر می‌گردد که البته مقامات ایران می‌گویند تولید نفت را یک میلیون بشکه افزایش خواهند داد. 

تقریبا یک درصد از این رشد نیز به خاطر کاهش هزینه معاملات و انتقال پول خواهد بود. 

این گزارش می‌افزاید که برای تبدیل نتیجه رفع تحریم‌ها و تثبیت اقتصاد کلان کشور در میان مدت به رشد اقتصادی بالا و پرشتاب، نیاز به اصلاحات گسترده اقتصادی است. 

صندوق بین‌المللی پول با ضعیف خواندن اقتصاد ایران بر این نکته انگشت گذاشته که ریسک چشم انداز اقتصادی بالاست و در چشم‌انداز بلند مدت، وضعیت اقتصادی بستگی به عمق و میزان اصلاحات خواهد داشت. 

این صندوق همچنین گفته است عدم اطمینان از اجرای توافق هسته‌ای نیز می‌تواند جذب سرمایه گذاری‌های خارجی در کشور را با مشکل مواجه کند و بازگشت کامل ایران به بازارهای نفتی، قیمت نفت را دوباره پایین خواهد کشید. 

قیمت‌های جهانی نفت از بالای ۱۰۸ دلار در نیمه اول سال ۲۰۱۴ به زیر ۵۰ دلار در روزهای اخیر رسیده است.

اختلاف در دولت یازدهم بر سر نامه اقتصادی چهار وزیر به حسن روحانی

وزیران اقتصاد، کار، صنعت و دفاع دولت روحانی، خواستار اخذ تصمیم فوری برای جلوگیری از تبدیل رکود اقتصادی به «بحران» شده‌ بودند.

وزیران اقتصاد، کار، صنعت و دفاع دولت روحانی، خواستار اخذ تصمیم فوری برای جلوگیری از تبدیل رکود اقتصادی به «بحران» شده‌ بودند.

پایگاه فدائیان رهبر:در حالی که وزیر صنعت ایران می‌گوید نامه او و سه وزیر دیگر مبنی بر هشدار درباره رکود اقتصادی، به درخواست حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، نوشته شده است، سخنگوی دولت گفت که این نامه باید به صورت «محرمانه» نوشته می‌شد. 

در همین حال علی طیب نیا، وزیر اقتصاد ایران، خبر داد که در سه ماه گذشته «بسته جدید مقابله با رکود» توسط تیم اقتصادی دولت تهیه شده و رییس جمهوری ایران هفته آینده آن را ابلاغ خواهد کرد. 

در نامه‌ای که بنا بر گزارش‌ها در میانه شهریورماه نوشته و در روزهای گذشته منتشر شده است، وزیران اقتصاد، کار، صنعت و دفاع دولت حسن روحانی، خواستار اخذ تصمیمی فوری برای جلوگیری از تبدیل رکود اقتصادی به «بحران» شده‌اند. 

محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت، روز سه‌شنبه، ۱۴ مهر، در این باره تصریح کرد: «رییس‌جمهوری از وزیر امور اقتصاد و دارایی گزارشی خواسته بود و ایشان گزارشی را آماده کرد که ما نیز به‌عنوان بخشی از اقتصاد آن را امضا کردیم». 

به گزارش خبرگزاری تسنیم، وی درباره علت امضا شدن این نامه از سوی وزیر دفاع نیز گفت که «بسیاری» از شرکت‌های زیرمجموعه وزارت دفاع و سازمان‌های بازنشستگی نیروهای مسلح از «سهامداران عمده بورسی» هستند. 

برخی از رسانه‌های اصولگرا در ایران این نامه را نشان دهنده درست نبودن گفته‌های پیشین حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، درباره خروج اقتصاد ایران از رکود دانسته‌اند. 

با این حال سخنگوی دولت ایران روز سه‌شنبه گفت که نامه چهار وزیر به رییس‌جمهوری «فرا‌تر از یک گزارش نیست» و «صرفا» در ارتباط با بازار سرمایه و بورس است. 

به گزارش خبرگزاری فارس، محمد باقر نوبخت در عین حال اضافه کرد: «اگر چهار وزیر از من نظر می‌خواستند توصیه می‌کردم یک مهر محرمانه به نامه بزنند، اگر چیزی خلاف مسیر خودش رسانه‌ای شود باعث تعجب خواهد شد». 

در همین حال علی طیب نیا، وزیر اقتصاد، شامگاه دوشنبه گفت: «در سال ۹۳ در چهار دوره سه ماهه پیاپی شاهد رشد اقتصادی بودیم که این مسئله از نظر علمی به معنی خروج از رکود بود». 

بانک مرکزی نرخ رشد اقتصادی سال ۹۳ ایران را مثبت سه درصد اعلام کرده است. با این حال اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهوری، ۱۹ شهریور گفته بود که رشد اقتصادی سه درصدی سال ۹۳ در سال ۹۴ ادامه پیدا نکرد. 

صندوق بین المللی پول روز دوشنبه ۱۳ مهرماه در گزارشی اعلام کرد که رشد اقتصادی ایران در سال جاری بسته به اینکه چه زمانی تحریم‌ها علیه ایران لغو شود، چیزی حدود منفی نیم درصد تا نیم درصد خواهد بود. 

انتظار می‌رود اقتصاد ایران در سال ۹۵ حدود چهار تا پنج و نیم درصد رشد کند و بخش عمده‌ای از این رشد نیز به افزایش تولید نفت کشور به میزان ۶۰۰ هزار بشکه در روز بر می‌گردد که البته مقامات ایران می‌گویند تولید نفت را یک میلیون بشکه افزایش خواهند داد. 

تقریبا یک درصد از این رشد نیز به خاطر کاهش هزینه معاملات و انتقال پول خواهد بود.

مقام ایرانی حمله به کنسولگری ایران در بصره را تکذیب کرد

پایگاه فدائیان رهبر:مسئول روابط عمومی کنسولگری ایران در شهر بصره، عراق، روز چهارشنبه، ۱۵ مهر، با تاکید بر «رابطه گرم» این نهاد با مردم منطقه گزارش‌های حاکی از حمله به ساختمان این کنسولگری و تخریب بخش‌هایی از آن را تکذیب کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، محمد اسماعیلی، مسئول روابط عمومی این کنسولگری جمهوری اسلامی، گفت: «روابط این کنسولگری با مردم استان روابطی خوب و گرم است و آنها برای دریافت روادید روزانه به این کنسولگری مراجعه می‌کنند.»

بر اساس این گزارش، در برخی از وب‌سایت‌ها ادعا شده بود که روز یک‌شنبه گذشته گروهی از طرفداران محمد الصرخی، روحانی عراقی، به کنسولگری ایران حمله کرده و بخش‌هایی از آن را تخریب کرده‌اند.

طرفداران این روحانی عراقی در سال ۱۳۸۵ نیز در اعتراض به یک خبر منتشر شده علیه وی در شبکه کوثر، وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی، به کنسولگری ایران در این شهر حمله کرده و بخشی از آن را به آتش کشیده بودند.

رسانه‌های نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی خبرهای زیادی علیه این روحانی عراقی منتشر کرده و او را «فرد مشکوکی» نامیده‌اند که «درگذشته عضو حزب بعث عراق بوده است».

وی مخالف آیت‌الله علی سیستانی، مرجع عالی شیعیان عراق و همچنین مخالف جمهوری اسلامی، است.

در شهریورماه‌‌ همان سال ۸۵، کنسولگری‌های ایران، بریتانیا و آمریکا در بصره هدف حمله موشکی و خمپاره واقع شد.

روز نهم فروردین‌ماه ۸۶ نیز پس از بازداشت ۱۵ ملوان بریتانیایی توسط جمهوری اسلامی، وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که نظامیان بریتانیایی دست به اقدامات «تحریک‌آمیز» و «ماجراجویانه» در اطراف کنسولگری ایران در بصره زده و عملا به مدت یک ساعت و ۲۰ دقیقه این ساختمان را به محاصره نظامی درآورده بودند.

بریتانیا در واکنش به این خبر این ادعای ایران را رد کرده و گفت که نیروهای گشتی این کشور به هنگام در کمین قرار گرفتن در نزدیکی کنسولگری ایران اقدام به تبادل آتش کرده‌اند.

کعبه به مثابه پرچم اسلام

مقدمه:

 فدائیان رهبر:کعبه به‌مثابه پرچمِ اسلام[۱] و اقامه حج اقامه اسلام است. به‌طورکلی پرچم نماد تسلط و اقتدار یک مجموعه است و اهتزاز آن نیز نماد حاکمیت آن تفکر و اندیشه است. پرچم محل اتحاد و انسجام جامعه است که تمام اعضای آن را با تمام اختلاف‌ها به زیر یک بیرق، متحد و منسجم می‌کند. لذا کعبه عَلَم و نشان اسلام است و اقامه حج اهتزاز اسلام و نمودی از استقلال و انسجام و اقتدار و حاکمیت و حیات امت و اندیشه اسلامی است.

تبیین نقش پرچم در حفظ حیات جامعه

در جنگ‌های گذشته طرفین درگیری هر یک به زیر عَلَم‌های انحصاری خود منسجم می‌شدند. عَلَم‌دار سپاه غالباً از دلیرترین و قوی‌ترین افراد سپاه بود و کسی بود که قدرت اتحاد و انسجام مجموعه را می‌داشت[۲] و می‌توانست اجتماع را در زیر عَلَم خود مجتمع و متحد کند. تا زمانی که پرچم مهتزز بود مؤید تنفس و حیات آن سپاه بود لذا نگاه سپاهیان به پرچم بود که باعث همبستگی و یکپارچگی مجموعه می‌شد. ازاین‌رو همیشه یکی از نگاه‌های استراتژیک دشمنان در درگیری‌ها فروکاستن پرچم‌ها بود تا با مهار پرچم بتوانند در جبهه مقابل گسیختگی و هرج‌ومرج ایجاد نمایند. اگر پرچمی به زیر می‌آمد نائبان آن سعی در استمرار اهتزاز آن می‌داشتند تا نظم مجموعه حفظ شود. فروکاستن پرچم نمادی از تغلب جبهه‌ای بر دیگری بود، پیروز میدان پرچم خود را بر مَحارب شهر نصب می‌نمود تا سلطه خود را تثبیت و به رخ بکشاند.

خواص عَلَمیت حج

خواص عَلَمیت حج

اکنون پرچم نماد حاکمیت یک تفکر است و اهتزاز آن نماد اقتدار آن اندیشه است. اهتزاز پرچم در محیط‌های نظامی نمادی از پاسداری از حاکمیت یک اندیشه است. انس به پرچم نیز در هر جامعه‌ای و هر اندیشه‌ای سبب الفت و یکدلی و انسجام اعضای آن جامعه می‌شود.

جریان‌های انقلابی پس از پیروزی با ایجاد تغییراتی در پرچم‌ و حذف برخی نمادهای منتسب به حاکمیت گذشته نمودی از اندیشه خود را به رخ می‌کشانند. در جنبش‌های رفرمیستی، گروه‌ها غالباً با ایجاد تغییراتی در پرچم و یا معرفی پرچمی مستقل سعی در ا‌یجاد انشقاق و گسیختگی جامعه به نفع خود می‌باشند که این تغییرات نیز ریشه در اندیشه این گروه‌ها دارد.

کعبه به‌مثابه پرچمی برای اسلام

در لسان معصومین علیهم‌السلام کعبه به‌مثابه پرچمی برای اسلام معرفی می‌شود که تمام متعلقات و کارکردهای یک پرچم را در خود توصیف می‌نماید. کعبه مبین اندیشه اسلام است و اقامه حج به‌مثابه اهتزاز و اقتدار و حیات و حاکمیت اسلام و اندیشه اسلامی است، حضور در حج نماد اتحاد و انسجام امت اسلامی با تمام اختلافات رنگی و زبانی و قومی و نژادی و اعتقادی بر زیر لوای یک پرچم مشترک است.

تا زمانی که حج قائم است، اسلام زنده است و حاکمیت خود را به رخ می‌کشاند، اتحاد و انسجام امت اسلامی را به منصه ظهور می‌رساند و این خود نمودی از اقتدارِ اسلام و اندیشه اسلامی است. حج به‌عنوان واجبی شرعی و از ارکان دین اسلام است که ترک آن در شرایط استطاعت گناهی کبیره است[۳]. این نگاه استراتژیک اسلام مانع تعطیلی حج شده و استمرار حیات و حاکمیت اسلامی را سبب می‌شود.

تبیین نگاه دشمنان اسلام به پرچم اسلام

دشمنان خدا و اسلام نیز یکی از نگاه‌های استراتژیکشان برای غلبه بر اسلام و خاموشی نور خدا[۴] فروکاستن پرچم اسلام است. لذا همواره کعبه و حج زیر بار تحریف و تحصیر و تحدید و تهدید و تخریب قرار داشته است. گاه جنگ نرم دشمن کعبه را بتکده و مناسک حج را شرک‌آلود می‌کند[۵]. گاه کعبه در نزاعی نیمه سخت در حصر و مراقبت دشمنان خدا قرار می‌گیرد و گاه درنبردی سخت تهدید یا تخریب می‌شود. تا از این‌سو بتوانند پرچم اسلام را تغییر داده یا آن را فرو بکاهند و با ایجاد گسیختگی در امت اسلامی راه را برای نفوذ و نابودی اسلام هموار نمایند. سپاه ابرهه برای تخریب کعبه لشکرکشی می‌کند[۶]، حصین بن نمیر برای تخریب کعبه اقدام می‌کند[۷] و گاه داعشیان برای تخریب کعبه رجزخوانی می‌کنند[۸]. گاه ابوسفیان بر کعبه حکومت می‌کند، گاه امویان و گاه زبیریان و گاه عباسیان و گاه عثمانیان و گاه سعودیان[۹].

تبیین اشکال دشمنی با کعبه

انواع دشمنی دشمنان خدا با کعبه و حج را در اشکال زیر می‌توان توضیح داد:

تحریف: انحراف کعبه و حج از ماهیت و کارکرد خود که از مصادیق آن در تاریخ پیش از اسلام می‌توان به اقدام «عمرو بن لُحَىّ خزاعى» سرپرست امور مکه در نصب اصنام و تماثیل در اطراف کعبه اشاره نمود. سعی میان اِساف و نائله[۱۰]، کشیدن سوت و کف بهنگام طواف و تغییر زمان ایام حج که به «نَسىء» موسوم است نیز از مجموعه اقدامات تحریفی حج در تاریخ پیش از اسلام محسوب می‌شود[۱۱].

تحصیر: محاصره کعبه و حج توسط دشمنان خدا و حاکمان ظالم و غاصب که از مصادیق آن به حکومت ابوسفیان بر مکه و حکومت سعودیان در حجاز اشاره می‌شود. از اقدامات تحصیری و تحریفی کارگزاران جعلی حج، طرح توسعه بیت‌الله الحرام است که با محاصره کعبه[۱۲] با ابنیه‌ شیطانی و تحقیر کعبه، توجه حجاج از کعبه نمادِ توحید به «ابراجُ البیت» نمادِ حاکمیت شیطان منحرف می‌شود.

تحدید: محدود کردن کعبه و حج توسط دشمنان خدا که مصداق آن رفتار ابوسفیان با پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در سال ششم هجری[۱۳] و رفتار کارگزارانِ جعلیِ حجِ سعودی در ایجاد محدودیت در برگزاری حج و مناسک عبادی حجاج می‌باشد.

تحریم: ترویج گفتمانِ تحریم به هر بهانه‌ای ازجمله مسائل انحرافی است که گاهی توسط افراد جاهل و یا جریان‌های شبه روشنفکر در جوامع اسلامی القا می‌شود و ثمره‌ای جز برای دشمنی با کعبه ندارد. حج تمتع واجبی است شرعی و ترک آن در شرایط استطاعت گناهی است کبیره، لذا گسترش این گفتمان امری است خلاف شرع. مسئله تحریم از احکام ثانوی است که کسی جز ولی جامعه حق اعلام و اِعمال آن را ندارد.

تعطیل: تعطیلی و معطلی کعبه و حج توسط دشمنانِ مسلط یکی دیگر از مصادیق دشمنی دشمنان خداست.

تهدید: تهدید کعبه و حج توسط دشمنان خدا که یکی از مصادیق روز آن تهدید داعشیان به تخریب بیت‌الله الحرام است. تهدید ضِمنی حجاج توسط سعودیان[۱۴] نیز از دیگر مصادیق این نوع دشمنی‌هاست.

تخریب: تخریب و انهدام کعبه و حج توسط دشمنان خدا همچون داستان سپاه ابرهه، حصین بن نمیر و ادعای داعشیان. سفیانی آخرالزمان نیز نگاهی به تخریب کعبه دارد[۱۵]. تخریب جایگاه و اهمیت حج نیز از دیگر مصادیق تخریب حج محسوب می‌شود. حوادث فجیع و کشتار حاجیان در ایام حج[۱۶] از مصادیق تخریب جایگاه و وجهه حج محسوب می‌شود.

این دشمنیِ دشمنان خدا برای فروکاستن کعبه به‌عنوان پرچم اسلام را در سه لایه توصیف می‌کنیم (شکل ۲):

لایه نخست-دشمنی نرم دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تحریف، بدعت و تحریم حج

لایه دوم-دشمنی نیمه سخت دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تحدید، تحصیر، تعطیل و تخریب

لایه سوم-دشمنی سخت دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تهدید و تخریب کعبه

دشمنی نرم

تحریف حج

بدعت در حج

تحریم حج

دشمنی نیمه سخت

تحدید حج

تحصیر کعبه

تعطیلی حج

تخریب حج

دشمنی سخت

تهدید کعبه

تخریب کعبه

توصیف اشکال دشمنی در لایه‌های دشمنی

نگاهی به آینده دشمنی با کعبه

حوادث ذی‌الحجه ۱۴۳۶ برای آینده حج و کعبه تبعاتی را متصور می‌کند. از طرفی حوادث منتسب به جنگ قدرت در نظام سعودی تحلیل می‌شود[۱۷] که ماحصل آن به تحریم، تحدید و تعطیلی حج منجر می‌شود و از آن‌سو حوادث را به ماهو حوادث تبیین می‌کنیم که غایتش تخریب، تحقیر و تذلیل حج و جایگاه آن خواهد بود.

الف- تبیین حوادث بماهو حوادث و اثر آن بر کعبه و حج

  • تخریب و تحقیر وجهه حج و حجاج در عرصه جهانی از حیث ابزاری برای قدرت‌نمایی
  • تخریب و تحقیر وجهه حج در عرصه اسلامی از حیث جایگاه اهمیت و لزوم اقامه آن
  • القای حس ناامنی و ترس و کاهش اقبال مسلمان به حج
  • ترویج گفتمان تحریم حج از طریق گروه‌های شبه روشنفکر و انسان‌های جاهل

ب- تبیین آینده حج در صورت تشدید تنازع در حکومت آل سعود

  • زمینه‌سازی برای تعطیلی حج
  • زمینه‌سازی برای تحدید حج
  • زمینه‌سازی برای دخالت داعش در حجاز و تشدید ناامنی و تأثیرگذاری در برخی مناسبات کعبه و حج

اثرات مفروض همگی منجر به تضعیف و تخریب جایگاه کعبه و حج می‌شود. کعبه از محوریت اسلام به حاشیه می‌رود، اتحاد و انسجام اسلام نمود خود را از دست می‌دهد و تفرق سبب چندپارگی جهان اسلام می‌شود، اقتدار آن تضعیف و حاکمیت و حیات خود را از دست می‌دهد و زمینه را برای رخنه و تغلب دشمنان خدا بر اسلام فراهم می‌نماید.

لذا در شرایط کنونی و آینده مناسبات از طرفی در عرصه عمومی با تکریم حج بایستی جایگاه و اهمیت حج محفوظ و مصون بماند و از طرف دیگر در عرصه حاکمیتی با تأمین حج، مدیریت و امنیت آن تثبیت شود. کوتاهی در اهتزاز این نَسک اسلامی منجر به فرو کاهیدن افراشتگی پرچم شده و فروکشیدن آن منجر به بی‌نظمی و هرج‌ومرج جهان اسلام می‌شود که اقتدار و حاکمیت آن را از بین برده و زمینه را برای تغلب دشمنان فراهم می‌کند.


پی‌نوشت:

[۱] سید رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۱

[۲] مطهری، مرتضی، حج، صفحه ۲۴

[۳] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۳

[۴] «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»، سوره: الصف، آیه: ۸، لینک

[۵] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۶] «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ»، سوره: الفیل، آیه: ۱، لینک

[۷] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، شماره ۶۲۹۳

[۸] داعش تهدید به تخریب کعبه کرد، باشگاه خبرنگاران جوان، لینک، تاریخ دسترسی ۰۴/۰۷/۱۳۹۴

[۹] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۱۰] مرد و زن مسخ‌شده نابکاری که جهت عبرت مردم در محل‌هایی نصب‌شده بودند که بعدها به‌عنوان دو بت برشمرده شدند و مورد پرستش قرار گرفتند

[۱۱] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۱۲] کعبه در حلقه محاصره طرح جدید وهابی‌ها، مشرق، لینک، تاریخ دسترسی ۰۵/۰۷/۱۳۹۴

[۱۳] همان، شماره ۵۸۷۱

[۱۴] عربستان حجاج را تهدید کرد، شبکه خبر، لینک، تاریخ دسترسی ۰۶/۰۷/۱۳۹۴

[۱۵] «نُرِیدُ إِخْرَابَ الْبَیْتِ وَ قَتْلَ أَهْلِهِ»، حلی، مختصر البصائر، صفحه ۴۴۵

[۱۶] ناتوانی آل سعود و بحران امنیت حجاج/ از حج خونین ۶۶ تا حج خونین ۹۴، خبرگزاری مهر، لینک، تاریخ دسترسی ۰۵/۰۷/۱۳۹۴

[۱۷] جنگ قدرت از واشنگتن تا ریاض/ تحلیلی بر چرایی وقایع مکه و منا، خبرگزاری فارس، لینک، تاریخ دسترسی ۰۹/۰۷/۱۳۹۴/محمدامین سرکهکی/باشگاه استراتژیست های جوان

تبیین رویکرد امنیت مدار در حوزه اقتصاد

فدائیان رهبر:تأکید اساسی مقام معظم رهبری در زمینه‌‌ی اقتصاد، در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، پیرامون تصحیح نگاه غیرمادی به ثروت و نیز عدم استفاده از آن برای فساد، ایجاد سلطه و اسراف جهت تحقق الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، مطلع این پژوهش قرار گرفت تا با تبیین رویکرد امنیت مدار در حوزه اقتصاد، گامی در راستای تحقق نگاه غیرمادی به اقتصاد برداریم. برای طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، نخست بایستی عرصه‌های مورد بررسی در آن موضوع را دقیقاً تعریف و طبقه‌بندی نمود، سپس رویکرد مدنظر در طرح‌ریزی را تبیین کرد؛ آنگاه با عرصه‌ی رویکرد مدنظر بر عرصه‌های مشخص شده، طرح‌ریزی را محقق کرد. نگاه کلان ما در طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، بیش از اینکه بر نگرش آینده‌پژوهانه استوار باشد، بر اساس نگرش عاقبت محور برقرار است. در این مقاله، ما با تقسیم عرصه اقتصاد، به چهار بخش: اقتصاد عوام، اقتصاد خواص، اقتصاد عمومی و اقتصاد خصوصی، زمین حوزه‌ی مورد بررسی‌مان (عرصه‌های مورد بررسی) را مشخص کرده‌ایم. سپس رویکرد امنیت مدار را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تعریف می‌کنیم. آنگاه با پیاده کردن مبانی رویکرد امنیت مدار (که بر محور توازن تهدید و آسیب استوار است) در چهار عرصه‌ی مورد بررسی، آسیب‌شناسی و تهدید‌شناسی، بحران و دکترین مقابله را تعریف خواهیم نمود.

 

مقدمه

برای طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، نخست بایستی عرصه‌های مورد بررسی در آن موضوع را دقیقاً تعریف و طبقه‌بندی نمود، سپس رویکرد مدنظر در طرح‌ریزی را تبیین کرد؛ آنگاه با عرصه‌ی رویکرد مدنظر بر عرصه‌های مشخص‌شده، طرح‌ریزی را محقق کرد. نگاه کلان ما در طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، بیش از اینکه بر نگرش آینده‌پژوهانه استوار باشد، بر اساس نگرش عاقبت محور برقرار است. در این مقاله، ما با تقسیم عرصه اقتصاد، به چهار بخش: اقتصاد عوام، اقتصاد خواص، اقتصاد عمومی و اقتصاد خصوصی، زمین حوزه‌ی مورد بررسی‌مان (عرصه‌های مورد بررسی) را مشخص کرده‌ایم. سپس رویکرد امنیت مدار را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تعریف می‌کنیم. آنگاه با پیاده کردن مبانی رویکرد امنیت مدار (که بر محور توازن تهدید و آسیب استوار است) در چهار عرصه‌ی مورد بررسی، آسیب شناسی و تهدید شناسی، بحران و دکترین مقابله را تعریف خواهیم نمود.

نکات مدنظر مقام معظم رهبری، پیرامون نگاه کلان به اقتصاد

«در خصوص مسئله‌ی اقتصاد، آقایان بحث‌های خوبی کردید. «کی لا یکون دوله[۱] بین الأغنیاء منکم»[۲] یک معیار مهمی است. مسئله‌ی عدالت، بسیار مهم است. یکی از ارکان اصلی این الگو باید حتماً مسئله‌ی عدالت باشد. اصلاً عدالت معیار حق و باطل حکومت‌هاست. یعنی در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانیت و مشروعیت زیر سؤال است.

مسئله‌ی دیگر، نگاه غیرمادی به اقتصاد است. بسیاری از این مشکلاتی که در دنیا پیش آمده، به خاطر نگاه مادی به مسئله‌ی اقتصاد و مسئله‌ی پول و مسئله‌ی ثروت است. همه‌ی این چیزهایی که دوستان از انحراف‌های غرب و مشکلات فراوان و مسئله‌ی استثمار و استعمار و این‌ها ذکر کردند، به خاطر این است که به پول و به ثروت نگاه ماده‌گرایانه وجود داشته. می‌توان این نگاه را تصحیح کرد. اسلام برای ثروت اهمیت قائل است، اعتبار قائل است. تولید ثروت در اسلام مطلوب است؛ منتها با نگاه الهی و معنوی. نگاه الهی و معنوی این است که از این ثروت برای فساد، برای ایجاد سلطه، برای اسراف نباید استفاده کرد؛ از این ثروت بایستی برای سود جامعه بهره برد. و بقیه‌ی مسائل فراوانی که وجود دارد. »[۳]

جایگاه رویکرد امنیت‌مدار در طرح‌ریزی استراتژیک

برای تبیین دقیق رویکرد امنیتی در یک طرح استراتژیک، نخست بایستی جایگاه این رویکرد را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تفهیم نمود. پیش‌ازاین رویکرد، تبیین رویکرد قدرت‌مدار لازم است و پس‌ازآن، بایستی رویکرد وخامت مدار را به دست بررسی نهاد.

 

الف) تبیین اجمالی قدرت، به عنوان پیش‌درآمد امنیت

قدرت، بنا به یک تعریف اولیه، عبارت است از توان تحمیل اراده خود بر نفس، دیگری و طبیعت. کلیدواژه‌های اصلی تولید قدرت شامل ضعف، قوت، احتیاج و اراده می‌شود. متغیر اصلی چهار پارامتر یاد شده، احتیاج است و عامل اصلی که تحقق قدرت، آن را دنبال می‌کند، تحمیل اراده است. یعنی با کاهش هرچه بیشتر نیاز، (که این نیاز، خود مبتنی بر اراده هست) می‌توان تهدید و آسیب را کاهش داد و سطح امنیت را ارتقا بخشید.[۴]

 

ب) تبیین اجمالی امنیت

علم استراتژی، دانش بقای جامعه است. امنیت هم گزاره اصلی حفظ بقاست. لذا بن‌مایه طرح‌ریزی استراتژیک، برقراری امنیت در حوزه مدنظر است. امنیت، با توازن آسیب (به عنوان یک عامل داخلی) و تهدید (به عنوان یک عامل خارجی) محقق می‌شود. آسیب به عنوان مرز بین قوت و ضعف خودی تعریف می‌شود و تهدید نیز مرز بین قوت و ضعف دشمن است. لذا افزایش ضریب امنیتی، به معنای کاهش متوازن آسیب و تهدید از عرصه‌های موردنظر است.

برای بررسی اصل امنیت در یک سیستم، نخست باید آن سیستم را شناخت و با توجه بدان، پارامترهای مؤثر در از بین رفتن امنیت را یافت؛ آنگاه با تبیین ارتباط بین این پارامترها، امکان امن بودن، یا به مخاطره افتادن امنیت آن سیستم را برآورد نمود.[۵]

 

عرصه شناسی بررسی اقتصاد

در یک تقسیم‌بندی جامع و کلی، می‌توان عرصه اقتصاد را به دو زیر عرصه حقیقی و حقوقی تقسیم نمود.

در عرصه حقیقی، «اقتصاد عوام» و «اقتصاد خواص» را خواهیم داشت و در عرصه‌ی حقوقی نیز «اقتصاد عمومی» و «اقتصاد خصوصی» را مدنظر می‌گیریم.

اما آنچه امروزه در علم اقتصاد به‌طورکلی بیان می‌شود، شامل micro economy (اقتصاد خرد) و macro economy (اقتصاد کلان) هستند. ما به ازای این دو عرصه در طرح ما به ترتیب، عرصه‌ی تاکتیکی (tactical) و عملیاتی (operational) می‌باشد.[۶]

لایه‌بندی امنیتی عرصه‌های اقتصاد

در سطح اقتصاد خواص، بایستی مبنای قرار دادن تقوا در کنار تلاش، به عنوان عاملی برای گشایش اقتصادی تبیین و تفهیم شود. لذا گفتمان سازی «معیدت‌مندی»[۷] گره‌گشای مشکلات اقتصادی است. چرا که اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ درحالی‌که در اسلام، منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند! از طرفی، اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ[۸]

و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آن‌ها گشوده بودیم.

ورشکستگی دیترویت که از ۱۸ جولای ۲۰۰۳ پذیرفته شد، خود گواه ناکارآمدی اقتصاد غربی یا همان لیبرال اکانامی است.

 

در عرصه عمومی، با تبیین مالکیت درجه دو، منطبق با اندیشه امام موسی صدر، با زدایش انسان‌محوری (اومانیسم) می‌توان در راستای گفتمان سازی نگاه غیرمادی به ثروت و اقتصاد، گام مؤثری برداشت.

ترویج معارف خمس برای عوام و تبلیغ زکات برای اشخاص واجد شرایط هم دکترین مقابله با تکاثر ثروت در عوام و دکترین مقابله با مصرف‌گرایی در بین اشخاص در معرض رفاه‌مندی در بستر ثروت‌مندی است.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

بر اساس چهار عرصه مذکور، جدول زیر را می‌توان به عنوان بررسی امنیتی تدوین نمود:

ردیف

لایه‌های اقتصاد

سطوح اقتصاد

آسیب‌شناسی اقتصادی

تهدید شناسی اقتصادی

بحران اقتصادی

دکترین مقابله

۱

اقتصاد خواص

(نخبگان)

استراتژیکی

معیشت‌مندی

نیاز به قواعدی برای امرار معاش

لیبرال اکانومی

معاش بدون معاد

ماهیت معاش

با

خلط حلال و حرام

معیدت‌مندی

معاش معطوف به معاد

۲

اقتصاد عمومی

عملیاتی

مالکیت‌مندی

معیارشناسی مراتب مالکیت

مالکیت درجه ۱

متأثر از اومانیسم

مال‌مندی

ناموس تحت الشعاع مال

مالکیت درجه ۲

مال و نفس تحت الشعاع ناموس،

متأثر از خداگرایی

۳

اقتصاد عوام

(توده)

تاکتیکی

منفعت‌مندی

برتافتن سود و نفی ضرر

مرکانتیلیسم

سوداگری و سودانگاری

افزایش شکاف فقر و غنا

در اثر

تکاثر ثروت

خمس‌مندی

و

قناعت جمعی

۴

اقتصاد خصوصی

(شخصی)

تکنیکی

رفاه‌مندی

بر بستر ثروت‌مندی

لیبرال ولفر

رفاه اباحی

مصرف‌گرایی

با

اسراف و تبذیر

زکات‌مندی

و

قناعت فردی


پی‌نوشت:

[۱] «دوله» در آیه یعنی تداول و دست‌به‌دست شدن.

[۲] سوره حشر، آیه ۷

[۳] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،۱۰/۹/۸۹، نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی

[۴] استاد حسن عباسی، جلسه ۲۰۲ کلبه کرامت، رویکرد قدرت‌مدار، ۳۰/۱۱/۸۸،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/202.mp4

[۵] استاد حسن عباسی، جلسه ۲۰۳ کلبه کرامت، رویکرد امنیت مدار، ۳۰/۱۱/۸۸،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/203.mp4

[۶] استاد حسن عباسی، جلسه ۱۱۶ کلبه کرامت، امنیت اقتصادی، ۲۶/۲/۸۷،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/116.mp4

[۷] معاش معطوف به معاد

[۸] سوره احزاب، آیه‌ی ۹۶/

منبع:باشگاه استراتژیست های جوان/محمدامین سرکهکی

گردهمایی خاص بچه پولدارها+عکس

فدائیان رهبر:در این تصویر یک دستگاه کادیلاک، یک دستگاه بی ام و Z4، تویوتا جی تی 86، بی ام و 528، تویوتا سکویا و کیا سراتو کوپه دیده می شود.
عکس/ گردهمایی خاص بچه پولدارها

برگزاری ۲۰ تجمع ضد اسلامی سرتاسری در آمریکا کلید خورد/ دعوت به حضور مسلحانه در تجمع ضد اسلامی آخر هف

برخی سازمان‌های ضداسلامی آمریکا به بهانه‌های مختلف چون اعتراض به توافق هسته‌ای با ایران و اسکان مجدد پناهجویان سوری قصد برگزاری تجمعاتی را در مقابل مراکز اسلامی و مساجد چندین شهر این کشور دارند.

 به گزارش گروه بین‌الملل فدائیان رهبر، همزمان با افزایش موج لفاظی‌های ضد اسلامی و مسلمانان، اینک گروه‌های ضد مسلمان آمریکا قصد برگزاری حداقل 20 تجمع ضد اسلامی سرتاسری را در ماه جاری در مقابل مساجد و مراکز اسلامی در تاریخ 9 و 10 اکتبر دارند.

به نوشته وبگاه «اوپد نیوز» یکی از گروه‌های سازمان دهنده تجمع ضد اسلامی در آمریکا که مدعی وجود هوادارانی در استرالیا،‌ انگلیس، کانادا و آلمان می‌باشد، در صفحه فیسبوک خود در این زمینه نوشت: «چون اسلام افراطی انسانیت را هدف گرفته قرار است ، ما نیز اعتراض‌هایی را به همین مناسبت در مقابل مساجد برگزار می‌کنیم.»

این گروه ضد اسلامی که متعلق به  مرکزی تحت عنوان «سنتر فور نیو کمیونیتی» است، ادعا کرده که قصد دارد حداقل 20 تجمع ضد اسلامی را در شهرهای چارلستون، کارولینای جنوبی، آتلانتا، دیربورن، میشیگان و فینکس در جمعه و شنبه آینده برگزار کند.

برخی دیگر سازمان‌های ضد اسلامی نیز در حال دعوت و ترغیب هوادارانشان برای حضور مسلحانه در تجمع یاد شده هستند در حالی‌که دیگر گروه‌ها به هوادارانشان تاکید کرده‌اند بدون آوردن اسلحه در تجمع ضد اسلامی شرکت کنند.

در صفحه یکی دیگر از گروه‌های ضد اسلامی شهر مورفرییزبوروی ایالت تنسی در این باره ‌آمده است: «قرار است در 10 اکتبر «لوییس فراخان» (یکی از رهبران دینی آمریکا) سخنرانی ضد آمریکایی را در واشنگتن دی سی اجرا کند. ما با جمع 3000 هزار نفری‌مان و رفتن به واشنگتن دی سی از پرچم آمریکا دفاع می‌کنیم.»

سازمان دهندگان این تجمع بزرگ ضد اسلامی همچنین قصد دارند به توافق هسته‌ای ایران و موضوع اسکان آوارگان سوری نیز معترض شوند.

منبع:فارس

آقای لاریجانی!کمیسیون برجام نمایشی بود؟

"سوال اساسی اینجاست که چگونه مجلس با لغو قوانین قبلی و با تمسک به یک طرح به مراتب ضعیف تر از برجام، مدعی برطرف کردن نقاط ضعف برجام است؟"

 
آقای لاریجانی!کمیسیون برجام نمایشی بود؟
به گزارش فدائیان رهبر: متن کامل مجمع هماهنگی تشکل‌های استان قم به رئیس مجلس شورای اسلامی به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

نماینده محترم مردم قم و ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

جناب آقای دکتر علی لاریجانی

سلام علیکم

مذاکرات هسته ای به عنوان یکی از گلوگاه های اصلی تقابل جمهوری اسلامی با نظام استکبار در طول سالیان اخیر نهایتا با توافق وین پایان یافت و متن توافق شده یا همان برجام به عنوان ثمره فعالیت های ۲۲ ماهه و نتیجه ایده اداره دولت یازدهم در دسترس عموم قرار گرفت و پس از آن طیف گسترده ای از بحث ها در ارزیابی نقاط قوت و ضعف آن بین کارشناسان انجام شد.عده ای آن را فتح الفتوح خواندند و دیگرانی آن را با ترکمانچای مقایسه کردند اما در این بین تحلیل رهبر انقلاب از موضوع و توجه دادن ایشان نسبت به موضوع نفوذ دقیق ترین و ژرف ترین نگاه به برجام بود.

در مورد روند تصویب برجام نیز بحثهای مختلفی شکل گرفت.دولت محترم رسما معتقد به عدم ضرورت تصویب برجام در مجلس بود و در طرف دیگر کارشناس و شورای نگهبان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواهان عبور برجام از کانال قانونی مجلس بودند که سرانجام این امر در نامه حضرتعالی خطاب به ریاست محترم جمهور به خود رسمیت گرفت که متاسفانه دولت با توجیهاتی غیرمنطقی و با دور زدن قانون از ارائه برجام به مجلس استنکاف ورزید. اما در نهایت رهبری با علنی کردن تذکرات خود به ریاست محترم جمهور در دیدار اعضای خبرگان صریحا مشخص فرمودند که منظورشان از تعبیر «مسیر قانونی پیش بینی شده» در خطبه های عید سعید فطر مجلس شورای اسلامی بوده است. ارائه این نظر این حقیقت را برای چندمین بار عیان کرد که اصلی ترین مدافع ساز و کارهای دموکراتیک و پاسبان حق الناس در جمهوری اسلامی شخص ولی فقیه بوده و هست.

با مشخص شدن پروسه اصلی بررسی برجام توسط رهبری انتظار آن بود تا طبق قانون دولت محترم برجام را در قالب لایحه ای برای بررسی به مجلس ارائه می داد که با بی توجهی ِ همراه با قانون گریزی دولت ازین مهم سرباز زد و در نهایت روند بررسی برجام بدون ارائه لایحه از سوی دولت در مجلس آغاز شد. براین اساس صحن علنی مجلس با تعیین ۱۵ نفر از نمایندگان به عنوان کمیسیون ویژه برجام عنان کار را به دست معتمدین خود سپرد. در طول تعطیلات تابستانی مجلس؛ کمیسیون ویژه با جلسات متعدد و با دعوت از تیم های مذاکره کننده قبلی و فعلی و کارشناسان فنی و حقوقی به بررسی موشکافانه برجام پرداخت و سرانجام نتایج ارزیابی کارشناسی خود را در قالب گزارش تقدیم مجلس کرد که جا دارد صمیمانه از ریاست محترم کمیسیون جناب آقای دکتر زاکانی و دیگر اعضا بابت دقت نظر، شجاعت و تلاش خستگی ناپذیر در راستای انجام نقش تاریخی خود در این برهه حساس انقلاب تشکر کرده از خداوند منان برایشان طلب توفیق نماییم.

اما متاسفانه و در کمال تعجب شاهد بودیم که دوستان جنابعالی در فراکسیون رهروان با ارائه طرح دو فوریتی «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» با بی توجهی به تلاش های شبانه روزی کمیسیون ویژه برجام، گزارش این کمیسیون را از متن به حاشیه رانده و ما را به یاد صحبتهای جناب ابوترابی در جلسه کمیسیون انداختند.اتفاقات روز گذشته این گمانه را تقویت می کنند که آیا واقعا این مباحث مفصل فنی و تخصصی انجام شده در کمیسیون از دید برخی از دوستان صرفا برای نمایش تلویزیونی و پرستیژ پوچ دموکراسی و عقب نیفتادن از کنگره امریکا و به نوعی چشم و هم چشمی بود که نشان دهیم مثلا مجلس ما هم در راس امور است؟ آیا قرار بود تا اعضای کمیسیون ویژه صرفا ادای بررسی برجام را مقابل دوربین های تلوزیونی بازی کنند و بعد هم با تدبیر دوستان به راحتی از مسیر تصمیم سازی حذف شوند؟

اگر قرار بر این نبود که گزارش کمیسیون ویژه مبنای تصمیم مجلس برای رفع نگرانی رهبری در مورد نفوذ از طریق برجام باشد پس به واقع چه نیازی به این همه جلسات و بحث ها و ارزیابی ها بود؟

زیر سوال بردن کمیسیون ویژه با صدور بیانیه ۵ نفره توسط جناب اقای بروجردی و دوستانشان علیه گزارش متقن و دقیق برجام از طرفی، و جایگزینی آن با طرحی کاریکاتوری، غیر موثر و رفع تکلیفی که صرفا متضمن تعدادی توصیه اخلاقی کلی است؛ موید این نکته است که از نظر بعضی نمایندگان اساسا تشکیل کمیسیون ویژه اشتباه بوده است! جالب آن است که دوستان از گفتن علنی این موضوع در برنامه تلویزیونی گفتگوی ویژه خبری نیز ابایی نداشتند و عملا به ساحت اعضای محترم کمیسیون اینگونه جسارت کردند.

اما نکته مهمتر ان است که طراحان این طرح نه تنها کمیسیون برجام را به محاق راندند بلکه دانسته یا نداسته و برخلاف منویات رهبری؛ با تاکیدات مکرر در متن طرح عملا کلیت مجلس را از ارائه نظر کنار گذاشته اند و همچون طرح الزام به حفظ دستاورد ها همه موارد را به شورای عالی امنیت ملی حواله کرده اند در حالی که اگر رهبری تنها قائل به بررسی برجام در شورا بودند دیگر ضرورتی نداشت تا بررسی آن را به مجلس محول کنند.به بیان دیگر و با دخالت شخص شما تلاشهای مجلس در یک دور باطل دوباره به نقطه طرح الزام حفظ دستاورد ها برگردانده شد.طرح کلی و بی یال و دم و اشکمی که در نهایت دولت هم کمترین اهمیتی نسبت به التزام به آن نشان نداد و با پایمال کردن برخی خطوط قرمز به راحتی از کنار آن گذشت.

حال سوال اساسی اینجاست که چگونه مجلس با لغو قوانین قبلی و با تمسک به یک طرح به مراتب ضعیف تر از برجام، مدعی برطرف کردن نقاط ضعف برجام است؟

حیرت انگیزتر آن است که بر خلاف روال منطقی در ارجاع طرح ها به کمیسیون های تخصصی، طرح مذکور به جای ارائه به کمیسیون ویژه برجام ؛ به کمیسیون مطبوع طراح طرح جناب آقای بروجردی سپرده شده در حالی که بعد از ۱۷۰ ساعت کار کارشناسی شبانه روزی در مدت بیش از ۴۰ روز (ایام تعطیلات تابستانی مجلس) و برگزاری جلسات متعدد با تیمهای مذاکره‌کننده هسته‌ای، مقامهای مسؤول عالی‌رتبه کشوری و لشگری، استادان دانشگاه و کارشناسان مختلف؛ اکنون صالح ترین افراد نسبت به بررسی این طرح و مسلط ترین افراد به ریزه کاری های تخصصی و فنی برجام نمایندگان کمیسیون ویژه هستند.
نکته تعجب آور دیگر آنکه چگونه هیات رییسه محترم مجلس موضوع ذوابعادی مثل برجام را که تبعات گسترده اقتصادی و روزنه های متعدد نفوذ فرهنگی بر آن مترتب هست را صرفاً با یک نگاه تقلیل گرایانه و برای سهل التصویب شدن طرح و ختم موضوع، صرفا در قالبی امنیتی و سیاسی تشخیص داده و دیگر حوزه های مذکور را نادیده انگاشته‌اند.

قطعا بواسطه این تصمیم نادرست طیف وسیعی از موضوعات مرتبط با برجام عملا از نظرگاه ارزیابی دور خواهد ماند و طبعا خروجی ناقص و غیرجامعی را به بار خواهد آورد.در پایان از حضرتعالی تقاضا داریم تا با مدیریت صحیح و منصفانه مجلس و تجدید نظر در تصمیم گرفته شده راه را برای بررسی دقیق برجام به دور از هیاهوهای حزبی و جناحی فراهم آورید و طرحی را مبتنی بر گزارشی که کمیسیون برجام با نگاه کارشناسانه و فنی در همه ابعاد فراهم آورده از گذرگاه رأی نمایندگان عبور دهید تا جمهوری اسلامی از آسیب های برجام در حد توان مصون بماند.
والعاقبه للمتقین

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه قم
انجمن اسلامی دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه قم
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی قم
بسیج دانشجویی دانشگاه قم
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور قم
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی قم
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی قم
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قم
بسیج دانشجویی پردیس فارابی دانشگاه تهران
منبع:افکارخبر

برجام، آغاز نبرد

برجام، آغاز نبرد

 

 فدائیان رهبر:در فراز و نشیب‌هایی که ایران در مذاکرات متعدد خود با گروه ۱+۵ حول داشته‌ها و برنامه‌های خود در بخش صنعت انرژی هسته‌ای داشت، عاقبت در ۱۴ جولای ۲۰۱۵ در وین، توافقنامه‌ای تحت عنوان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بین ایران و ۶ کشور چین و شوروی، فرانسه، آلمان، انگلیس و آمریکا امضا شد که هنوز همچنان مورد مداقه و بحث متخصصان و تحلیلگران امر است. مهم‌تر آنکه مجلس شورای اسلامی در یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخی خود با بررسی برجام و تصمیم‌گیری درباره آن، قضاوت آیندگان را پیش رو دارد.

برجام ازآن‌جهت مهم است نه به این خاطر که توافقی است در مورد حقی مسلم بنام «انرژی هسته‌ای» بلکه به این خاطر که از این به بعد هر حقی و هر نیازی و هر دستاوردی که ایرانی در پی کسب آن باشد یا آن را تحصیل کند و با چالش‌های برون‌مرزی نیز مواجه شود، برجام به عنوان مرجع، سنت و الگو همواره مطرح خواهد بود که فواید و مضرت‌های آن در حقوق آینده کشور اثری نافذ و ماندگار خواهد گذاشت. بنابراین با در نظر گرفتن این خطر تا فرصت هست باید موشکافانه‌تر به آن پرداخت.

Decode کردن:

به منظور مساعدت اعضای کنگره و دیگران برای ارزیابی توافقنامه برجام (Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA مرکز مطالعاتی علوم و امور بین‌الملل بلفر در دانشگاه کندی هاروارد Belfer Center for Science and International Affairs به مفاهیم اساسی و حقایق کلیدی برجام پرداخته و آن را decodeing یا رمزگشایی و شفاف‌سازی کرده است. 

 ممنوعیت‌های هسته‌ای ایران با محدوده زمانی

مدت زمان

پلوتونیوم

اورانیوم

۱۵      سال

– ساختن رآکتور آب‌سنگین اضافی ممنوع

– آب‌سنگین غیرقابل استفاده از کشور خارج شود

– غنی‌سازی بالاتر از ۳/۷۶ ممنوع

– ذخیره کردن اورانیوم غنی‌شده درجه پایین به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش پیدا کند

– اضافه کردن امکانات غنی‌سازی به امکانات موجود ممنوع

– فردو: ۱۰۴۴ سانتریفیوژ نصب‌شده فقط برای کارهای غیر غنی‌سازی

۱۰      سال

 

-نطنز: فقط ۵۰۶۰ سانتریفیوژ برای غنی‌سازی

-یک سال breakout (مدت زمان رسیدن به درجه تسلیحاتی غنی سازی اورانیوم با توجه به امکانات موجود)

-استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته ممنوع (برخی تحقیقات مجاز است)

دائم

-پروسه مجدد سوخت مصرفی ممنوع

-خارج کردن تمامی سوخت مصرفی اراک از کشور

 
 

-هسته رآکتور اراک تخریب یا برداشته شود

 

تفاوت‌های قبل و بعد از توافق اولیه در آوریل ۲۰۱۵ در زمینه اورانیوم

بعد

قبل

 

۱۰۴, ۶

۴۷۲, ۱۸

سانتریفیوژهای نسل اول نصب‌شده

۰

۱۰۰۸

سانتریفیوژهای پیشرفته نصب‌شده

یک سال

۱-۲ ماه

زمان breakout

ممنوع

آزاد

تحقیق و توسعه در تکنولوژی سانتریفیوژ جدید

۳۰۰ کیلوگرم

۷۱۵۴ کیلوگرم

ذخیره اورانیوم غنی‌شده درجه پایین در UF

۰

۱۹۶ کیلوگرم

ذخیره اورانیوم غنی‌شده ۲۰ درصد

در این گزارش همچنین نمودارهایی که نشانگر روند فعالیت هسته‌ای ایران تا کنون می‌باشد تهیه شده است که از جمله آن‌ها:

IR-1 Centrifuges at Natanz and Fordow, 2007-present

IR-1 Centrifuges at Natanz and Fordow, 2007-present

Cumulative LEU Production at Natanz Fuel Enrichment Plant, 2009-present

Cumulative LEU Production at Natanz Fuel Enrichment Plant, 2009-present

 متن کامل گزارش را در اینجا می توانید مشاهده کنید.

Jon Wolfsthal

Jon Wolfsthal

Jon Wolfsthal نویسنده و مشاور سابق دولت آمریکا می‌گوید: یک سری شروط شدید و باورنکردنی در برجام است که راه پلوتونیوم را برای ایران نابود می‌کند.

وی می‌افزاید: چندین مسئله راستی آزمایی ایران را به دنبال دارد که IAEA آن را هدایت خواهد کرد. یکی از این موارد در نظر گرفتن مدت زمان ۲۴ روز است. Wolfsthal این قسمت را جالب‌ترین و چالش‌آورترین بخش برجام می‌داند و می‌گوید: هم‌اکنون هیچ کشوری بر روی کره زمین وجود ندارد که آژانس انرژی اتمی بتواند به این سرعت به محل، دسترسی پیدا کند. بنابراین ۲۴ روز مدت زمان دسترسی آژانس، نقطه قوت توافقنامه است.

Stephen Lendman

Stephen Lendman

Stephen Lendman نویسنده و تحلیلگر آمریکایی در گلوبال ریسرچ طی مقاله‌ای تحت عنوان « The Real Battle Bigins » به یکی از موارد مطروحه در برجام که به نفع آمریکا و به ضرر ایران در برجام نوشته شده پرداخته و می‌نویسد: اگر چهار کشور از ۷ کشور دخیل در مذاکرات بگویند که ایران به توافقنامه عمل نمی‌کند، تحریم‌های شورای امنیت و آمریکا به‌طور اتوماتیک برمی‌گردد. این نوع چیدمان به آمریکا اجازه می‌دهد که هر موقع بخواهد به انگلیس، فرانسه و آلمان فشار آورد و ایران را به عهدشکنی متهم کند.

دوم اینکه برجام به آژانس که توسط آمریکا کنترل می‌شود اختیار می‌دهد که تصمیم بگیرد که آیا برنامه هسته‌ای ایران Possible Military Dimensions ابعاد نظامی احتمالی را ندارد. این در حالی است که مواردی از قبیل اتهام دروغین قبلی بر اساس اسناد جعلی سربرآورد. مانند اینکه چندی پیش بود که از کشف یک لپ‌تاپ اسرارآمیز محتوی اطلاعات غلط که به پروژه نمک سبز معروف شد، خبر آوردند و مدعی اورانیوم سری، آزمایش انفجارات عظیم، بازسازی موشک شهاب ۳ برای حمل کلاهک اتمی شدند.

وی معتقد است درحالی‌که ۳۶ سال خصومت سرسختانه ضد ایرانی آمریکا ادامه دارد، توافق با تهران دروغی برای پوشاندن قصد نهایی واشنگتن یعنی « تغییر رژیم» است./پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر/

تحریم‌ها:

اداره خزانه‌داری آمریکا یکی از آژانس‌های راهبردی می‌باشد که مسئول به‌کارگیری تحریم‌هاست و رییس این اداره Jacob J. Lew است. این آژانس معتقد است: ایران لغو تحریم‌ها را در روز امضای توافق به دست نخواهد آورد. ایران باید ۳۶ اقدام مربوط به فعالیت هسته‌ای خود را که توسط آژانس تأیید می‌شود صورت دهد.

تحریم‌های اولیه آمریکا علیه ایران به‌استثنای جند مورد از نقل و انتقالات مالی که ما مجوز آن را می‌دهیم. دولت و مؤسسات مالی ایران شامل هر اموالی که ایران منافعی از آن دارد توسط امریکا بلوکه خواهد ماند.

اشخاص و شرکت‌ها در آمریکا از نقل و انتقالات پولی یا معامله با دولت، اشخاص و شرکت‌های ایرانی ممنوع هستند. این ممنوعیت شامل سرمایه‌گذاری در ایران، واردات از ایران و صادرات به ایران می‌باشد.

 

تحریم‌هایی که برداشته می‌شوند

زمان تعلیق

تحریم‌های آمریکا

تحریم‌های اروپا

Implementation Day or 8 years after Adoption Day

Implementation Day روزی است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجرای کامل برجام از سوی ایران را تأیید کند. برای این تأیید، زمان مشخصی وضع نشده است.

Adoption Day ۹۰ روز پس از تصویب برجام در شورای امنیت است.

فقط غیر آمریکاییان:

ـ اقدامات بانکی مالی و بیمه

ـ بخش پتروشیمی و انرژی

ـ بخش بنادر و کشتیرانی و کشتی‌سازی

ـ طلا و دیگر فلزات گران‌بها

ـ صنعت اتومبیل

ـ اقدامات تسلیحات اتمی

آمریکاییان:

ـ فروش هواپیمای مسافربری و قطعات آن

ـ واردات فرش و غذا

ـ اشخاص و شرکت‌های معین ایرانی در صنایع گاز و نفت، مالی و کشتیرانی

ـ اقدامات مربوط به امور بانکی و مالی و بیمه

ـ بخش کشتی‌سازی و کشتیرانی و حمل‌ونقل

ـ طلا و دیگر فلزات گران‌بها، چاپ اسکناس و ضرب سکه

ـ انتقال پول بین بانک‌های اروپا و ایران ممنوع باقی می‌مانند مگر آن‌هایی که معاف شده‌اند. تمامی انتقال وجوه بیشتر از ۱۰۰۰ یورو نیاز به ارائه گزارش دارد.

مکانیسم Snap-Back:

سایت The Diplomat در مورد مکانیسم Snap-Back به قلم Ankit Panda تحت عنوان چطور مکانیسم Snap-Back می‌تواند ایران را مطیع نگه دارد، می‌نویسد: در صورت تخطی ایران از توافقنامه برجام به آمریکا و سه عضو اروپایی یعنی انگلیس، فرانسه و آلمان اجازه داده شده که بتوانند تحریم‌ها را مجدداً برقرار و اعمال کنند. یعنی آمریکا می‌تواند تحریم‌های شورای امنیت را بدون رضایت شوروی و چین (علیرغم اینکه این دو کشور حق وتو در شورای امنیت دارند) به حالت سابق برگرداند. با این کار آمریکا مصونیت از وتوی چین و شوروی علیه آغاز مجدد تحریم‌ها را برای خود محفوظ نگه داشته است. این در صورتی است که شکایتی از سوی یکی از اعضای ۵+۱ به شورای امنیت برود. حال اگر شورای امنیت در ظرف ۳۰ روز اقدامی انجام ندهد، تمامی تحریم‌های قبل از برجام به طور اتوماتیک برقرار می‌شود. در حقیقت آمریکا و سه عضو اروپایی برجام می‌توانند تخفیف تحریم‌های ایران را وتو کنند اما روسیه و چین نمی‌توانند بازگشت به قبل از برجام را وتو نمایند.

این مکانیسم Snap-Back است. حال در برجام نام آن را برداشتن، تعلیق, لغو revoke, suspention, termination یا هر واژه دیگری بگذارند مهم نیست بلکه آنچه اهمیت دارد مکانیسم‌های اجراست.

متن ماده ۳۷ برجام که ناظر بر مکانیسم Snap-Back است را می‌توانید در زیر بخوانید:

Article 37 of the JCPOA, detailing the “snap back” mechanism:

  1. Upon receipt of the notification from the complaining participant, as described above, including a description of the good-faith efforts the participant made to exhaust the dispute resolution process specified in this JCPOA, the UN Security Council, in accordance with its procedures, shall vote on a resolution to continue the sanctions lifting. If the resolution described above has not been adopted within 30 days of the notification, then the provisions of the old UN Security Council resolutions would be re-imposed, unless the UN Security Council decides otherwise. In such event, these provisions would not apply with retroactive effect to contracts signed between any party and Iran or Iranian individuals and entities prior to the date of application, provided that the activities contemplated under and execution of such contracts are consistent with this JCPOA and the previous and current UN Security Council resolutions. The UN Security Council, expressing its intention to prevent the reapplication of the provisions if the issue giving rise to the notification is resolved within this period, intends to take into account the views of the States involved in the issue and any opinion on the issue of the Advisory Board. Iran has stated that if sanctions are reinstated in whole or in part, Iran will treat that as grounds to cease performing its commitments under this JCPOA in whole or in part.                                                                                      منبع:باشگاه استراتژیست های جوان/بازنشرمحمدامین سرکهکی

تحصن مخالفان توافق هسته ای در مقابل مجلس با «مداخله پلیس» پایان یافت

پایگاه فدائیان رهبر:گزارش ها حاکی است که تحصن مخالفان توافق هسته ای ایران با شش قدرت  جهانی در مقابل مجلس با مداخله نیروی انتظامی پایان یافت. این عده از روز دوشنبه ۶ مهرماه در مقابل مجلس چادر زده بودند. 

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، حسین ساجدی نیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ بعد از ظهر شنبه، ۱۱مهر،برای دومین بار به شماری از تجمع کنندگان که همچنان به تحصن خود ادامه می دادند، برای پایان دادن به تجمع هشدار داد.

طبق این گزارش، اما با اصرار چند نفر از آنها به ادامه «اجتماع غیرقانونی خود» ماموران انتظامی « وارد عمل شدند و تجمع را متفرق کرده و باقی مانده موکب ها و چادرها را جمع آوری کردند.»

خبرگزاری ایرنا همچنین می گوید «برخوردی فیزیکی بین تجمع کنندگان و ماموران رخ نداد.»

 این عده از روز دوشنبه گذشته در مخالفت با برنامه اقدام مشترک (برجام) با چادر زدن در مقابل مجلس تحصنی را با عنوان «غیرت، رد برجام» آغاز کرده بودند. فرماندار تهران روز جمعه این تجمع را غیر قانونی خوانده بود.

 ظاهرا قرار است کمیسیون برجام مجلس روز یکشنبه گزارش بررسی توافق هسته ای را در صحن علنی قرائت کند و مخالفان خواستار رد این توافق هستند. 

خبرگزاری ایرنا صبح شنبه گزارش داده بود که یک روحانی به نام عمار عمارلو، که خود نخستین اجتماع کننده بوده، پس از آنکه فرمانده نیروی انتظامی تهران از آن ها خواسته به تحصن خود پایان دهند، به دوستانش گفته که «از چند مسیر موثق، مطلع شده که رهبر انقلاب با ادامه این اجتماع مخالف هستند لذا باید به این اجتماع پایان داد.»

به گزارش ایرنا، این روحانی توضیح داده است که با تلفن حسین ساجدی نیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران با سردار وحید، از مسئولان ارشد دفتر آیت الله خامنه ای تماس گرفته و او نیز تایید کرده که« نظر رهبری پایان این اجتماع است.»

او اضافه کرده که برای اطمینان بیشتر نیز واسطه ای حضوری «برای کسب تکلیف به بیت رهبری» فرستادند و همچنین حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان هم با حضور در جمع گفته که نظر شخص رهبری پایان دادن به این تجمع است.

حسین شریعتمداری قبلا در این محل حاضر شده و از تحصن حمایت کرده بود. 

بنابراین گزارش، بعد از آن، تحصن کنندگان به جمع آوری چادرها پرداختند اما چند نفری اصرار داشتند که «این نظر دفتر رهبری است نه خود او» و حاضر به ترک محل نبودند اما بعد از ظهر شنبه با وارد عمل شدن ماموران انتظامی این تحصن پایان یافت. 

 

وزارت خارجه آمریکا: کری و ظریف درباره توافق هسته‌ای مذاکره کردند

پایگاه فدائیان رهبر:وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه ۱۰ مهرماه اعلام کرد، جان کری، وزیرامور خارجه این کشور با محمد جواد ظریف، همتای ایرانی خود در خصوص اجرای توافق هسته‌ای وین دیدار و مذاکره کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت امور خارجه آمریکا همچنین اعلام کرد، این دیدار در نیویورک و در حاشیه نشست هفتادهمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزار شده است.

جان کربی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای روز جمعه گفته است: وزیران خارجه آمریکا و ایران پیش از ترک نیویورک عصر امروز باردیگر دیدار کردند و در خصوص چگونگی اجرای توافق جامع اتمی یا برنامه اقدام مشترک (برجام ) مذاکرات بیشتری انجام دادند.

رسانه‌های خبری پیش‌تر گزارش داده بودند که دیدار جان کری با محمد جواد ظریف از پیش برنامه ریزی شده نبوده و نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد ساعاتی پیش از برگزاری این دیدار، خبر آن را منتشر کرد.

یک منبع دیپلماتیک به خبرگزاری فرانسه گفته بود، این دیدار ساعت ۵ عصر جمعه به وقت محلی در مقر سازمان ملل در نیویورک برگزار شد.

طبق این گزارش، برنامه دیدار وزرای خارجه ایران و آمریکا، اندکی قبل از این که جان کری نیویورک را به مقصد واشنیگتن ترک کند، تعیین شده بود.

این دومین دیدار جان کری و محمد جواد ظریف طی یک هفته گذشته در نیویورک بود. وزیران امور خارجه ایران و آمریکا روز شنبه چهارم مهرماه برای نخستین بار پس از توافق جامع اتمی یا برنامه اقدام مشترک (برجام) در وین دیدار و گفت وگو کردند.

ایران و شش قدرت جهانی ۲۳ تیرماه در وین به توافقی جامع برای حل مناقشه هسته‌ای جمهوری اسلامی دست یافتند. بر اساس این توافق که برنامه جامع اقدام مشترک یا «برجام» معروف شده است، برنامه هسته‌ای ایران محدود شده و در مقابل، بیشتر تحریم‌های بین‌المللی علیه تهران لغو خواهند شد.

 

مذاکره درباره سوریه

در همین حال به گزارش رویترز یک مقام ایرانی گفته است که جان کری و محمد جواد ظریف در خصوص بحران سوریه و حملات هوایی روسیه علیه مواضع گروه‌های مسلح مخالف بشار اسد نیز گفت‌و‌گو کرده‌اند.

روسیه روز چهارشنبه حملات هوایی خود علیه مواضع گروه‌های مسلح مخالف حکومت بشار اسد را آغاز کرد.

آمریکا از این حملات انتقاد کرده است و روز جمعه باراک اوباما رییس جمهوری این کشورگفت، حملات هوایی روسیه برای حمایت از حکومت بشار اسد، نتیجه‌ای جز از صحنه خارج کردن مخالفان میانه‌روی رییس جمهور سوریه و تقویت وگروه حکومت اسلامی درپی نخواهد داشت.

این در حالی است که ایران پیشتر ضمن حمایت از حملات هوایی روسیه علیه مخالفان مسلح بشار اسد، چنین حملاتی را برای مقابله با «تروریسم» در منطقه موثر دانسته است.

 

تصویب طرح تازه در مجلس نمایندگان آمریکا برای مشروط کردن لغو تحریم های ایران

پایگاه فدائیان رهبر:مجلس نمایندگان آمریکا روز پنجشنبه اول اکتبر طرحی را تصویب کرد که براساس آن رییس‌جمهوری آمریکا را از لغو تحریم‌های ایران، پیش از پرداخت خسارت از سوی تهران به قربانیان ترور، منع می کند.

به گزارش رویترز، این طرح تازه در مجلس نمایندگان با ۲۵۱ رای موافق در مقابل ۱۷۳ رای مخالف به تصویب رسید.

طبق این طرح، تا زمانی که ایران خسارت ۴۰ میلیارد دلاری تعیین شده در دادگاه‌های آمریکا برای قربانیان آمریکایی عملیاتی تروریستی مرتبط با ایران را پرداخت نکند، باراک اوباما، رییس‌جمهور آمریکا، نمی‌تواند تحریم‌های ایران را لغو کند.

به گزارش رویترز، جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان به این طرح رای مثبت دادند این در حالی بود که دمکرات‌ها با این طرح مخالفت کردند.

طبق این گزارش، طرح تازه جمهوریخواهان در راستای ادامه مخالفت آنها با توافق هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی تصویب شد.

رویترز می گوید، احتمال کمی وجود دارد این طرح در سنای آمریکا به تصویب برسد، چرا که ماه گذشته نمایندگان دمکرات و مستقل توانستند مانع از بررسی توافق هسته ای ایران در سنا شوند.

کاخ سفید آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد در صورت تصویب این طرح در کنگره باراک اوباما آن را «وتو» خواهد کرد.

خبرگزاری رویترز نوشته است، نمایندگان جمهوریخواه در کنگره با تصویب این طرح می‌خواهند نشان دهند که همچنان با توافق هسته‌ای با ایران مخالف هستند و در صورت پیروزی یکی از نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری این کشور در سال ۲۰۱۷، وی نیز احتمالا اقداماتی در مخالفت با توافق هسته‌ای با ایران انجام خواهد داد.

ایران و شش قدرت جهانی ۲۳ تیرماه در وین به توافقی جامع برای حل مناقشه هسته‌ای جمهوری اسلامی دست یافتند. بر اساس این توافق که برنامه جامع اقدام مشترک یا «برجام» معروف شده است، برنامه هسته‌ای ایران محدود شده و در مقابل، بیشتر تحریم‌های بین‌المللی علیه تهران لغو خواهند شد.

پیشتر جمهوری‌خواهان که اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را در دست دارند، در تلاش بودند که با رأی‌گیری و اعلام مخالفت با توافق هسته ای با ایران، دولت اوباما را موظف کنند تا این توافق را اجرا نکند.

با این حال به رغم آنکه که مخالفان توافق هسته ای با ایران در مجلس نمایندگان دررأی‌گیری نمادین نشان دادند که با ۲۶۹ رأی مخالف در مقابل ۱۶۲ رأی موافق از اکثریتی قدرتمند برای رد این توافق برخوردارند، جمهوری‌خواهان سنا در سه تلاش خود نتوانستند، تا پایان مهلت مقرر بررسی (۲۶ شهریور)، بر سر کفایت مذاکرات به نتیجه برسند، و این طرح بدون رأی‌گیری از دستور کار خارج شد.

موافقت نمایندگان مجلس با یک فوریت طرح اجرای برجام

پایگاه فدائیان رهبر:مجلس شورای اسلامی به یک فوریت از طرحی رأی داد که بر اساس آن به دولت ایران اجازه داده می‌شود تا «در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی» و به شرط «رعایت ۹ حکم و تکلیف»، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) یا‌‌ همان توافق هسته‌ای با قدرت‌های جهانی را اجرا کند. 

این طرح که «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی در اجرای برجام» نام گرفته ابتدا با دو فوریت پیشنهاد شد ولی نمایندگان با ۱۶۸ رأی موافق در مقابل ۵۷ رأی مخالف و ۹ ممتنع از مجموع ۲۴۷ رای، یک فوریت آن را پذیرفتند.

رأی آوردن یک فوریت این طرح در حالی است که کمیسیون ویژه بررسی توافق هسته‌ای در مجلس شورای اسلامی، اعلام کرده که «پس از استماع نظرات تیم مذاکره‌کننده، بررسی متون و جمع‌بندی نظرات متعدد، به این ارزیابی نرسیده است که مفهوم لغو تحریم به معنای برچیده شدن زیرساخت قانونی تحریم‌ها در برجام وجود دارد.» 

در این گزارش که یکشنبه ۱۲ مهر در رسانه‌های ایران و از جمله خبرگزاری فارس منتشر شده، آمده که چون «جز در موارد معدود و بسیار کم‌اهمیت، در تمامی موارد تحریم‌ها تعلیق و یا توقف در اجرا شده و زیرساخت قانونی آن‌ها حفظ می‌شود»، این امر «تامین‌کننده هدف ذاتی ایران از مذاکرات نیست.» 

طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی در اجرای برجام» طی بیش از ۴۰ روز پس از آغاز فعالیت کمیسیون ویژه بررسی برجام مجلس، به عنوان سند کارشناسی قوه مقننه در صحن علنی روز یکشنبه مجلس قرائت شد و قرار است برای بررسی بیشتر به کمیسیون امنیت ملی مجلس ارجاع داده شود.

علی لاریجانی رئیس مجلس ایران، در صحن علنی مجلس، ضمن اشاره به نظر رهبر جمهوری اسلامی که تأکید بر «اجماع و عدم اختلاف داشته» افزود‌ه‌است که در همین راستا جلساتی بین دو فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت با فراکسیون اصولگرایان مجلس برگزار شده است.

شروط مجلس برای دولت

«تجدید نظر در همکاری با جامعه جهانی در صورت بروز هر گونه اقدام مبتنی بر فشار و تهدید به هر بهانه‌ای و با تشخیص شورای عالی امنیت ملی و انجام اقدامات متقابل در صورت هرگونه عدم پایبندی طرف مقابل در زمینه لغو موثر تحریم‌ها و بازگرداندن تحریم‌های لغو شده یا وضع تحریم» از جمله شروط اعلام‌شده برای دولت است. 

مجلس شورای اسلامی همچنین به دولت تاکید کرده است که «بازطراحی رآکتور آب سنگین اراک و همچنین در صورت ضرورت تبادل ذخایر غنی شده منوط به انعقاد قراردادهای قطعی و مطمئن جایگزین و حصول اطمینان نسبت به اجرای آن‌ها باشد.» 

یکی دیگر از شروط این طرح این است که «نظارت‌های آژانس در چارچوب مقررات بین‌المللی و با رعایت مصالح امنیت ملی کشور که شورای عالی امنیت ملی مشخص می‌کند انجام پذیرد و دولت باید مراقبت کند که در مسیر اجرای برجام و پس از آن حفاظت کامل از اسرار و اطلاعات طبقه‌بندی شده و به ویژه در حوزه نظامی و امنیتی صورت پذیرد.» 

مجلس شورای اسلامی تاکید کرده که «میزان همکاری با آژانس منوط به اقدامات احتیاطی لازم برای تضمین این امر توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

همچنین هیچ گونه دسترسی نظارتی آژانس به مراکز نظامی و اشخاص حقیقی به بهانه برجام مجاز نیست مگر آنکه موارد به صورت جداگانه و با جزئیات به تصویب شورای عالی امنیت ملی برسد.» 

در این طرح خواسته شده تا دستگاه‌های مختلف حکومتی «تدابیر لازم را در نظر بگیرند تا در اثر اجرایی شدن برجام به هیچ وجه اجازه فرصت‌طلبی و سوءاستفاده در داخل کشور به آمریکا و دیگر دولت‌های خارجی داده نشود و فرصتی برای نفوذ یا سوءاستفاده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در اختیار استکبار جهانی قرار نگیرد.» 

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و احمد توکلی، نماینده تهران به عنوان موافقان دو فوریت این طرح و حمید رسایی، نماینده تهران و حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده شاهین‌شهر در مخالفت با دو فوریت آن در صحن علنی سخنرانی کردند. 

در گزارشی جداگانه، کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی نیز گزارش خود را از این طرح ارائه داده که برداشت کلی آن از توافق هسته‌ای اکثراً منفی است. 

از جمله اینکه در آن گفته شده «با استناد به متن برجام دسترسی به تاسیسات نظامی ایران ممکن شده» است. 

کمیسیون ویژه بررسی برجام در گزارش خود تصریح کرده که توافق هسته‌ای با قدرت‌های جهانی «دارای خلا‌ها و ضعف‌های اساسی در حوزه نظامی و امنیتی است که در صورت عدم تجدیدنظر درباره بازرسی از مراکز نظامی، دفاعی و امنیتی و عدم دقت نظر در حین اجرا، مشکلاتی را پیش‌روی کشور قرار خواهد داد.» 

پیش از این، رهبر جمهوری اسلامی هشدار داده بود که اجازه بازرسی از مراکز نظامی ایران را به بازرسان بین‌المللی نخواهد داد.

هشداردکترسعیدیاری دبیرکل سازمان دفاع ازمنافع ملی ایران ورئیس کمیته هسته ای جبهه اصلاح طلبان

آسیب شناشی وآسیب زدایی ازبرجام هسته ای(توافق نامه ایران با گروه ۱+۵)باشاخص دفاع ازمنافع ملی ایران از تکالیف راهبردی وکلیدی دستگاه تقنینی (مجلس شورای اسلامی)ودستگاه امنیت ملی (شورای عالی امنیت ملی )ودستگاه دیپلماسی(وزارت امورخارجه وتیم مذاکره کننده)درفرصت باقی مانده برای رسیدگی وتصویب یا رد برجام است.

باتوجه به فرصت باقی مانده جهت بررسی مجلس شورای اسلامی وشورایعالی امنیت ملی وضرورت واهمیت موضوع هسته ای درکشور.نامه خطاب به مقام معظم رهبری سرگشاده بوده واین پایگاه خبری تحلیلی عینا متن نامه را انتشارداده است.

محمدامین سرکهکی:تکالیف سنگین واستراتژیک مجلس شورای اسلامی وشورای عالی امنیت ملی دربررسی دوطرح :۱-برجام(جمع بندی مذاکرات هسته ای)۲-برجام حداکثری (طرح پیشنهادی سازمان دفاع ازمنافع ملی ایران وکمیته هسته ای جبهه اصلاح طلبان )آورده است.

گروه سیاسی خبر ۷۷ :یادآوری سه نکته:                                                                              

۱- با توجه به تاکید مقام معظم رهبری درباره بررسی دقیق برجام و ضرورت پرهیز از صف‌بندی لازم است در فضایی سالم مخالفین و منتقدین و دارندگان پیشنهاد از یک سو و موافقین از سوی دیگر مباحث خود را مطرح کنند و رسالتی که صدا و سیما و خط رسانه‌ای کشور در این خصوص برعهده دارند، لذا این نامه به صورت سرگشاده و همچنین عادی از طریق مبادی ذیربط تقدیم حضرت آقا (دامت برکاته) گردیده است و در صورت تایید و موافقت ایشان سازمان دفاع از منافع ملی ایران و کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان مبادرت به تبیین جزئیات طرح برجام حداکثری خواهند نمود.

۲- ارائه طرح موضوع برجام حداکثری فقط در راستای فرصت باقیمانده برای مجلس شورای اسلامی و دستگاه امنیت ملی است که از تمامی منظرها این موضوع مهم کشور مورد پردازش دقیق فنی و تخصصی قرار گیرد.

۳- با عنایت به اینکه حفظ فرهنگ ادبیات ایرانی – اسلامی بر تمامی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی و دستگاه‌ها و نهادهای حقیقی و حقوقی فرض است اگر در این نوشتار از اصطلاحات لاتین استفاده شده، اولاً ابتدا معادل فارسی و سپس توضیحات پیرامون آن واژه آورده شده و در ثانی به دلیل حوزه مباحث که فنی و بین‌المللی است ناچاراً از واژگان لاتین استفاده گردیده و این به معنای تضعیف ادبیات بومی و اصیل فارسی – ایرانی نمی‌باشد.

کلیات طرح برجام حداکثری

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی حاج سیدعلی خامنه‌ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی«مد ظله العالی»

سلام علیکم بما صبرتم

قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه الکریم:‌ اعوذ بالله من الشیطان الرحیم و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الا علون ان کنتم مومنین «آیه ۱۳۸ سوره آل عمران» فرمود خداوند تبارک و تعالی جل جلاله و عظم شأنه در معجزه ختمیه قرآن کریم: هرگز سست نشوید، هرگز اندوهناک و غمگین نشوید، زیرا شما فیروزمندترین و بلندترین ملل دنیایید اگر در ایمان ثابت قدم باشید.

احتراماً به استحضار حضرت مستطابعالی می‌رساند، با توجه به اهمیت موضوع فن‌آوری هسته‌ای یا انرژی ترکیبی (MIX) و ضرورت دستاورد بزرگ فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به ویژه  فرآیند فناوری هسته‌ای بومی (Indigenous Nuclear Technology)  که برای کشوری در حال توسعه (Developing Countries) از جنس ایران اسلامی که در مسیر پیشرفت،‌ رشد و توسعه پایدار قرار دارد و انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای برای حفظ بقا و ایجاد جهش (Mutation) در مسیر رو به جلو در تمامی ابعاد از جمله تولید برق، بهینه‌سازی فرآیند صنعت و

کشاورزی، شیرین‌سازی آب و تولید رادیو ایزوتوپهای پایدار و داروهای رادیو ایزوتوپ و داروهای ضد سرطان در بخش پزشکی به منزله اکسیژن می‌باشد.

لذا همزمان با چالش پیش‌آمده در مسیر فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا که با یکجانبه‌گرایی و سیاسی کردن پرونده هسته‌آی ایران همواره سعی در دیکته کردن مطالبات نامشروع خود نموده تا جایی که بناحق و به رغم شفاف‌سازی (Transparency Building) و شفاف بودن فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بعنوان عضوی از اعضاء جامعه جهانی و عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متاسفانه با تهدید قلمداد کردن ایران اسلامی برای نظام بین‌الملل به ویژه تهدید علیه صلح و امنیت جهانی و به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد، فصل مربوط به تهدید علیه نظم جهانی و صلح و امنیت بین‌المللی و با کمال تاثر و تاسف با برخوردی ظالمانه برنامه مکانیزم ماشه یا همان (System of Trigger) یا اقدامات تنبیهی (Punitive Measures) که دارای ۳ مرحله است شامل الف – اقدامات اقتصادی در سطوح کف، میانی و پیک با خروجی تحریم‌ها (Sanctions) ب – اقدامات سیاسی در سطوح کف،‌ میانی و پیک با خروجی بایکوت و ایزوله کردن (Political Isolation)    ج – اقدامات نظامی در سطوح کف، میانی و پیک با خروجی گزینه جنگ (War) و حمله نظامی اجماعی در ۳ بخش زمین، هوا و دریا و با پیش اقدام نخستین ضربه غافلگیرانه یا ضربه اول  (The Surprise or the first Attack) را در دستور کار قرار داده که با عملی کردن فاز اول آن با تحمیل حجم عظیم تحریم‌ها، هجمه سنگینی ولو در سطح کف یا در سطح میانی را علیه ملت، دولت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تدارک و برنامه‌ریزی کردند که بحمدالله با تدبیر مسئولین و مقاومت مردم تقریباً خنثی و خوشبختانه دشمن نیز به بی‌اثری تحریم‌ها اذعان و اعتراف کرده است. مع‌الوصف فرزندان آن رهبر بزرگوار و به تأسی از خلف صالح آن رهبری، پیرطریقت و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در سازمان دفاع از منافع ملی ایران که جمعی از مدیران میانی، اساتید دانشگاه و ایثارگران دوران دفاع مقدس با سابقه‌ای بیش از سه دهه کار سیاسی می‌باشند به عنوان یک تشکل سیاسی پروانه‌دار و دارای مجوز رسمی با قدمت قریب به ۲۰ سال مبنی بر دفاع از خطوط قرمز نظام (Red or Hot line) به خصوص عنصر مهم منافع ملی ایران و ایرانیان بر روی مسئله کلیدی فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای با حساسیت تمام مطالعه، رصد و در مقطعی قریب به ۱۰ سال پیش اعلام مواضع فنی و حقوقی و سیاسی و مبادرت به صدور بیانیه تحلیلی نموده است و در ۲ سال اخیر نیز جبهه اصلاح‌طلبان متشکل از قریب به ۲۰ حزب و تشکل سیاسی شناسنامه‌دار مشترکاً اقدام مشابهی نموده‌اند، با عنایت به شرایط فعلی داخلی و خارجی حاکم و با تشخیص و اراده نظام که متجلی است در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دستگاه امنیت ملی و دستگاه دیپلماسی برای برون رفت از بن‌بست و چالش هسته‌ای ایران و غرب که خروجی آن پس از طی مذاکرات فشرده در ژنو و بعد در لوزان و صدور بیانیه‌ مطبوعاتی ۷ بندی و سپس در وین و صدور توافقنامه برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به برجام گردید.

 (The complex common Action program of Agreement)

که جا دارد صمیمانه از رئیس‌جمهور محترم دولت تدبیر و امید و تیم مذاکره کننده هسته‌ای قدردانی و تشکر گردد.

علی رغم حمایت تعداد کثیری از احزاب و تشکل‌های سیاسی که با پیشنهاد رسمی سازمان دفاع از منافع ملی ایران بیانیه‌ای حمایتی از تیم مذاکره کننده هسته‌ای را تایید و امضاء نموده‌اند اما از محل احساس مسئولیت که (کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته – قرآن کریم) و ادا تکلفیف و وظیفه به دلایل متقن و محکم ۵ گانه ذیل‌الذکر طرح برجام حداکثری تهیه و تنظیم و ارائه گردیده است.

۱- نظر به اینکه تاکنون گوش شنوایی در دستگاه امنیت ملی و دستگاه دیپلماسی کشور و حتی دستگاه تقنینی مرتبط در مجلس (کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی) در بها دادن به داده‌ها و اطلاعات و مباحث هسته‌ای برخی افراد مطلع و آگاه عضو شورای مرکزی سازمان دفاع از منافع ملی ایران که مسلط به دانش هسته‌ای در حوزه‌های فنی، حقوقی، سیاسی و امنیتی و آشنا به نظام بین‌الملل از جمله ساختار نظام سلطه کنونی و حقوق بین‌الملل هستند ننموده‌اند و اینک در شرایطی که کشور با تمامی ارکانش در آستانه یک تصمیم حیاتی و کلیدی قرار گرفته و مسئولیت مجلس شورای اسلامی از یک سو و شورای عالی امنیت ملی از سوی دیگر در فرصت باقی مانده تا ۲۶ شهریور ماه سال ۱۳۹۴ لذا طرح برجام حداکثری بفوریت آماده و جهت بررسی جامع بعد از استحضار حضرتعالی به ۹ دستگاه ذیربط ابتدا کلیات و سپس با جزئیات و آنالیز تقدیم خواهد شد.

۲- نظر به اینکه آنچه بعنوان جمع‌بندی مذاکرت در قالب توافقنامه بدست آمده و اتفاق افتاده و در ماه‌های آتی نزدیک به ویژه از روز امضاء توافقنامه پیش خوهد آمد که مملو از سئوالات، ابهامات و پاره‌ای نکات فنی که احتمال می‌رود در افقی نه چندان دور مجدداً محل چالش و مناقشه گردد و نیاز شدید به شفاف‌سازی در این زمینه‌ها می‌باشد و هنوز هیچ مرجعی و هیچ یک از اعضاء تیم مذاکره‌کننده کشورمان پاسخ قانع‌کننده نداده‌اند و در یک برآورد ساده هم در بخش شکلی و هم در بخش ماهوی قریب به ۵۰ مورد نکته مهم دارای اشکال اساسی در برجام حاضر وجود دارد، که جای تأمل و مداقه و رفع ابهام دارد.

۳- نظر به اینکه طبق روال قانونی به ویژه براساس اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی و حسب تاکید موکد و دقیق حضرتعالی مبنی بر رعایت مسیر قانونی که طی قریب به ۲ ماه آینده در پیش است و مسئولیت دستگاه‌های امنیت ملی طبق اصل ۷۶ قانون اساسی در بررسی دقیق موضوع برجام و مسئولیت قوه مجریه و دستگاه دیپلماسی وزارت امور خارجه در ارائه لایحه به مجلس شورای اسلامی و مسئولیت قوه مقننه وکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس برای بررسی و تصویب نهایی برجام و تائید آن از سوی شورای نگهبان که با نگاه کنترلی و فیلترینگ بر تصمیم مجلس و شورای عالی امنیت ملی برای برخورداری از پشتوانه ملی روی برجام در پی خواهد داشت و از این محل ایجاد اقناع خواص و عوام و افکار عمومی و برقراری آرامش روحی و روانی جامعه بسیار مهم است.

۴- نظر به اینکه برجام حاضر در بردارنده حفظ حقوق حداقلی هسته‌ای با مجموه‌ای از خسارات مادی و معنوی و برخی نکات مهم خطرناک است و اگر بر طرف نگردد بعداً منجر و منتج به آسیب جدی به منافع ملی می‌گردد از جمله در زمینه الفامضاء سند تهدید بودن ایران توسط خودش در ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد ابتدا برای ۱۰ سال و بعد نامعلوم است و تأیید و امضاء کردن کیفرخواست و حکم جلب خود و در اختیار طرف نامطمئن و بهانه‌گیر مقابل قرار دادن آن هم پس از ۱۲ سال شفاف‌سازی مستند و گرفتن هر ۳ ماه یک سند تأییدیه مثبت به نفع خود از آژانس در قالب گزارش به شورای حکام و بعد شورای امنیت با ۳ نتیجه محکم:

۱- ایران انحرافی به سمت ساخت بمب و سلاح هسته‌ای ندارد ۲- فعالیت‌های جمهوری اسلامی ایران صلح‌آمیز است ۳- به رغم کنترل جامع فعالیت‌های هسته‌ای ایران آژانس هنوز به عمق ماهیت این فعالیت‌ها پی نبرده است و با قبول تقصیر و ناتوانی خود عملاً قصور و تصیرهای ایران برطرف شده است. (Failure Brach)

ب- مبنا قرار گرفتن فتوای حرمت سلاح هسته‌ای طبق فتوای حضرتعالی بعنوان خشت اول برون رفت از بن‌بست هسته‌ای برابر اظهارات آقای اوباما در نطق رسمی مجمع ملل متحد در سال ۲۰۱۳ همزمان با اولین سفر آقای روحانی رئیس جمهور به نیویورک، در صورتی که بیان و اعلام فتوای حرمت از سوی ایران اسلامی صادقانه و با تعهد ذاتی است ولی تایید و ملاک قرار دادن این فتوای از سوی آمریکائیها با توجه به شناخت کارشناسان دینی بیگانگان از ماهیت باز بودن باب اجتهاد در فرآیند فقهی به اعتبار دیدگاه‌های متفاوت فقهی و ادله عقلی و نقلی مترتب بر آن که ممکن است تبعات خاصی در سنوات آتی در بر داشته باشد و این علم به موضوع یحتمل از طرف هیات حاکمه آمریکا و گروه ۱+۵ آگاهانه و هوشمندانه صورت گرفته است که جای مداقه و درایت بیشتری را می طلبد هر چند در هیچ جای برجام از این خشت اول و مبنای راهبردی برون رفت از بن‌بست آورده نشده است ولی یکی از مستندات خط رسانه‌ای و فضای پیرامون مذاکرات از سوی هر دو طرف هم ایران و هم ۱+۵ همواره این مبحث بوده است.

ج  قبول برگشت پذیری بدون جبران خسارات مادی سنگین ناشی از اجرای زودهنگام ایران نسبت به طرف غربی با قید اینکه فلسفه برگشت‌پذیری شروع‌اش از طرف ۱+۵ است و در ادامه قید شده است ایران هم می‌تواند برگشت نماید. د- خنثی بودن مسیر شکایت و اعتراض ایران نسبت به مسیر کاربردی بودن شکایت و اعتراض طرف مقابل، طبق برجام مسیر پیش روی ایران ۳ مرحله‌ای و فقط مباحث کارشناسی و بررسی بدون نتیجه‌گیری اساسی و مسیر پیش روی طرف مقابل ۴ مرحله‌ای و با عبور از ۳ مرحله اول (کمیسیون مشترک، شورای مشورتی، کمیسیون وزیران) در مرحله چهارم ورود به شورای امنیت برای رای‌گیری با حفظ حق وتو آمریکا و دو کشور فرانسه و انگلیس و با سلب حق وتو از روسیه و چین که عملاً جاده‌ای یک طرفه و تحمیلی است با نتایجی کاملاً مشخص به نفع طرف مقابل است.

ت – بازی با کلمات (world playing) در سرتاسر برجام موج می‌زند از جمله در مقوله راستی‌آزمایی‌ها (Verification) از سوی آژانس که قید گردید راستی آزمایی‌های گسترده بدون اندازه‌گیری مشخص نسبت به سطح و میزان کلمه «گسترده» و یا در برچیدن تحریم‌ها استفاده از کلمات ابطال، توقف، لغو، تعلیق که نشان از فرار از تعهدات دارد و یا در باره ایالت‌های آمریکا تاکید بر ایجاد تشویق برای انجام سیر لغو تحریمها را دارد نه اینکه تاکید بر الزام‌آوری موضوع و در مجموع این مدل نگارشات و این سبک توافق کردن در فن دیپلماسی و آداب مراودات بین‌الدولی و بین‌المللی آتش زیر خاکستر است.

هـ – پابرجایی نفس  تهدید بودن ایران در نگاه و رویکرد طرف مقابل در برجام قطعی و حتمی است، زیرا طرف مقابل مسیر رسیدن به اطمینان و رسیدن به عدم انحراف ایران را در مثبتات پرونده فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای با مجموعه‌ای از همکاری‌ها و اقدامات داوطلبانه  (Val entry Action) و شفافسازی دنبال نمی‌کند بلکه با اعمال محدودیت‌پذیری ایران شامل از بین بردن تجهیزات هسته‌ای مثل خارج کردن قلب راکتور آب سنگین اراک، کاهش میزان دستگاه‌های سانتریفیوژ و از دست دادن تولید سوخت ۲۰٪، محدود کردن تحقیق و توسعه و کنترل‌های خاص فقط جمهوری اسلامی ایران را تا ساخت بمب و سلاح هسته‌‌ای یک سال عقب انداخته یعنی هنوز به ایران با نگاه شکاکانه و تهدید بودن و به دنبال بمب بودن می‌نگرد.

ی- مبهم بودن مقوله دسترسی‌ها به مناطق ممنوعه و مراکز نظامی و امنیتی و همچنین دسترسی به اشخاص و اسناد و سایر موارد در ذیل پروتکل الحاقی با موضوع بازرسی‌های سرزده هر زمان و در هر مکان.

۵- و نظر به محکمات پرونده فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران شامل:

الف- ۱۲-۱۰ سال همکاری‌های داوطلبانه همراه با شفاف سازی‌های بی‌نظیر

ب  بیش از ۸ هزار نفر ساعت بازرسی از مراکز و تاسیسات هسته‌ای ایران از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ج-اجرای پروتکل الحاقی درمقطعی از زمان که متضمن بازرسی‌های سرزده از هر مکان و در هر زمان بوده است، د اخذ تاییدیه و گواهی ۱- عدم داشتن انحراف Deviation) یا (Diversion به سمت ساخت بمب و سلاح هسته‌ای ۲- تایید صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران ۳- طی ۱۰ سال ایران قریب به ۳۰ گزارش و سند محکم از آژانس و شورای حکام آژانس دریافت نموده است، ت- پاسخ به ۶ سئوال مهم آژانس و مختومه شدن تمامی پرونده‌های  ۶ سئوال از جمله سئوال کلیدی آژانس مربوط به منشأ آلودگی‌های مگنت‌های سانتریفیوژهای p1 و p2 و مباحث مربوط به آلودگی‌های موجود در دانشکده فنی که خوشبختانه با شفاف‌سازی برطرف گردید.

هـ – انجام مذاکرات جامع طی ۱۰ سال تا مذاکرات مهم ژنو، لوزان و وین و صدور توافقنامه برجام در ۲۰ صفحه اصلی و ۵ ضمیمه قریب به ۸۰ صفحه ضمائم آن.

فلذا با توجه به این ۵ منظر مهم طرح برجام حداکثری با متریال ساده، روان، شفاف و بدون پیچیدگی و در هم تنیدگی پاراگراف‌ها و موضوعات مختلف فنی و حقوقی و سیاسی با هم و بدون تحمیل خسارات مادی و معنوی و با

حداکثر بهره‌دهی و بهره‌وری برای هر دو طرف درگیر مناقشه هسته‌ای با قید حفظ صفر تا ۱۰۰ حقوق حداکثری هسته‌ای برای ایران اسلامی در قلمرو سرزمینی (Territorial) از یک سو و اعتمادسازی حداکثری برای طرف مقابل از سوی دیگر و با پذیرفتن برچیدن تمامی تحریم‌های چندضلعی شورای امنیت (۶ قطعنامه تحریمی) ایالات متحده آمریکا (۶ قطعنامه تحریمی مربوط به هسته‌ای و ۲۲ قطعنامه تحریمی مربوط به اتهامات واهی و کاذب موشکی، تروریسم و نقض حقوق بشر Human Rights)) و اتحادیه اروپا (تمامی تحریم‌ها و آزادسازی لیست‌های سیاه مربوط به اشخاص و شرکت‌ها (Black list) با این قید که در برجام حداکثری بحثی از ابطال، توقف و تعلیق و تشویق برای لغو تحریم‌ها مطرح نیست بلکه فقط و فقط برچیدن تمامی تحریم‌ها مورد تاکید و لازم‌الاجرا است.  مکانیسم مدل اجرایی برجام حداکثری به گونه‌ای است که حجت برطرف مقابل تمام می‌شود و دیگر حق شک کردن و شبهه وارد کردن را ندارد و این حق را با اراده از خود سلب می‌کند و با افزایش ضریب اعتماد به طرف مقابل ضریب همکاری آنان در اقدامات داوطلبانه از جمله برچیدن تحریم‌ها به مراتب بیشتر می‌شود. این دو کفه با هم رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد.

برجام حداکثری متضمن آثار ذیل برای طرفین ایران و گروه ۱+۵ می‌باشد.

مزید استحضار حضرتعالی در برجام حداکثری تمامی خطوط قرمز نظام که مدنظر آن رهبر تیزبین و هوشمند است به طور کامل رعایت و اجرا می‌گردد. در حدی که در برجام حداکثری نرمش قهرمانانه تبدیل به برتری قهرمانانه آنهم در اوج خود که نماد و نمود عینی و علنی و عملی تئوری برد – برد vin-vin واقعی است، صورت می‌گیرد. در برجام حداکثری از میزان دستگاه‌های سانتریفیوژها به هیچ وجه من‌الوجوه کم نمی‌گردد و هیچ حلقه‌ای از زنجیره‌های سانتریفیوژها به انبار نمی‌رود و استفاده از سانتریفیوژ‌های نسل جدید از جمله IR8 بلامانع و بلکه نسل‌های جدیدتر و مدرن‌تر با نظارت آژانس به کار گرفته خوهد شد. در برجام حداکثری حرکت به سمت ۱۹۰ هزار سو با جدیت دنبال خواهد شد. در برجام حداکثری نیروگاه فردو پرقدرت به غنی‌سازی ادامه می‌دهد و تولید ۲۰۰ kg سوخت ۲۰٪ مخصوص نیروگاه ۵ مگاواتی تهران که انحصاراً برای تولید رادیوایزوتوپ‌های پایدار و داروهای رادیوایزوتوپ و داروهای ضدسرطان می‌باشد به هیچ وجه رقیق و یا اکسید نمی‌گردد و از طرفی جمهوری اسلامی ایران منتظر آمدن سوخت ۲۰٪ از بیرون به داخل کشور نخواهد ماند، در برجام حداکثری فرآیند تحقیق و توسعه همچنان پویا در مسیر روبه جلو دنبال خواهد شد و در برجام حداکثری کار بر روی فرآیند رسیدن به انرژی فوق Mix یا فوق ترکیبی که سیستمی مکانیکی دارد (حتماً به قرص و میله سوخت بعنوان کاتالیزور برای فعالیت و Active سازی نیروگاه احتیاج می‌باشد) و از آن تحت کلاس و عنوان گداخت یا جوش و یا هم جوشی هسته‌ای (Fusion)  که سیستمی دینامیکی و تغذیه درونی دارد (به مانند خورشید تامین سوخت درونی و خودجوش و تصاعدی، دائمی و پاک پاک می‌باشد، با جدیت دنبال خواهد شد.

در برجام حداکثری قلب راکتور آب سنگین اراک به هیچ وجه خارج نخواهد شد و تمامی اقدامات بازدارنده از حیث بتن زیری یا پر کردن برخی لوله‌های مرتبط با قلب راکتور کاملاً منتفی است. در برجام حداکثری به هیچ وجه باز طراحی و کوچک سازی نسبت به سیستم راکتور آب سنگین اراک اتفاق نمی‌افتد. در برجام حداکثری مقوله PMD (مطالعات ادعایی) یا مقوله‌های مشابه برطرف و دیگر حساسیتی روی این امور نخواهد بود و مدل جایگزین آن در حداقل سیستم یعنی PPI (با کنترل‌های خاص با تأئید ایران، هدایت ایران و به صورت موردی و با سیستم‌دهی کاملاً محاسبه شده همراه با کاورکشی و بدرقه و اسکورت ممکن است اتفاق بیافتد) آن هم به شکل راهبرد منطقی و  عقلانی (Rational Strategy) و صرفاً ‌با نظر ایران محقق خواهد شد.در برجام حداکثری پروتکل الحاقی با رعایت حق حاکمیت ملی کشور، عدم شک به مناطق ممنوعه و عدم دسترسی‌ها به اشخاص و اسناد عملی می‌گردد. (پس از تایید و تصویب مجدد مجلس شورای اسلامی) در برجام حداکثری صفر تا صد چرخه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران حفظ می‌شود و اما در رابطه با طرف مقابل یا گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا اعتمادسازی و رسیدن به درجه بالای اطمینان و رفع نگرانی حداکثری حاصل می‌گردد، نه اینکه ایران همچنان تهدید تلقی ‌گردد و قید اینکه بعد از ۱۰ سال از مدار تهدید خارج می‌شود و یا اینکه ایران با قبول محدودیت‌هایی از جمله از بین بردن برخی تجهیزات هسته‌ای، انبار کردن برخی تجهیزات هسته‌ای و کم کردن برخی ماشین‌های غنی‌سازی سنگ اورانیوم و یا در مقطعی به کارگیری برخی ماشین‌های فاقد روتور و پذیرفتن دسترسی‌های گسترده و گزارش‌دهی‌های مستمر و گزارش‌گیری‌های مستمر همچنان زیر سایه تهدید بودن این روند مدیریت می‌گردد و در یک گفتمان تهدید‌آمیز جدید که هنوز ایران در مضان شک برای تولید بمب و سلاح هسته‌ای است ایران را تا ساخت بمب و سلاح هسته‌ای یکسال عقب نگه داشته‌ایم در برجام حداکثری از اینگونه ادبیات و شعاردهی خبری نیست زیرا این گونه شک و تردیدها ماهیتاً‌ صحت ندارد و همه چیز آشکار است. از طرفی جایگاه طرف مقابل به گونه‌ای تعریف شده است که هر گونه شک مستقیماً متوجه خودش می‌گردد.

در برجام حداکثری اعتمادسازی برای طرف مقابل و رسیدن به درجه بالای اطمینان صادقانه، خالصانه و با علم به ماهیت فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای در قلمرو سرزمینی و خاک پاک جمهوری اسلامی ایران اتفاق می‌افتد و مجدداً هر ۳ ماه گواهی و تأئیدیه این اعتمادسازی و عدم انحراف و تایید صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های ایران در قالب گزارشات مدیرکل آژانس به شورای حکام و شورای امنیت تا مدت زمان‌بندی ادامه توافقنامه برجام حداکثری صادر می‌گردد. در برجام حداکثری گروه ۱+۵ به ویژه دولتمردان آمریکا متعهد می‌گردند در پاسخ به فشارهای داخلی خودشان و گروه‌های رقیب درون هیات حاکمه خودشان از یک طرف و یا ایجاد فضای مسموم غلبه در گفتمان در فضاهای مجازی و ماهواره‌ای و خط رسانه‌ای را با نگاه ژورنالیستی و پوپولیستی از طرف دیگر تخریب، مسموم و کاذب نکنند، بلکه هر چه بیشتر تلاش می‌کنند فضا را آرام‌تر، ضریب اعتمادسازی را بیشتر و افکار عمومی داخل

کشورهای خودشان و سایر ملل را همراه‌تر و همسوتر کنند. در برجام حداکثری شاهد پایان عمر پروژه‌های کاذب و واهی و پوچ اسلام‌هراسی و ایران هراسی (Islam or Iran phobia) در سراسر جهان خواهیم بود. در برجام حداکثری در مقام عمل شاهد اقدامات برابر، متوازن، متوازی، متناظر، همزمان و هم‌مکان خواهیم بود. در برجام حداکثری تقدم و تاخری در راستی‌آزمایی طرف ایرانی اتفاق نمی‌افتد تا بهانه‌ای بدست طرف مقابل یعنی گروه ۱+۵ بدهد، بلکه راستی آزمایی‌هایی عیناً دفعتاً و یکجا برای طرفین حاصل و نتیجه آن اعتمادسازی برای طرف مقابل و رسیدن به اهداف هسته‌ای برای طرف ایرانی با حضور آژانس، گروه ۱+۵ و طرف ایرانی صورت می‌گیرد.

در برجام حداکثری تمامی زمان‌بندی‌های ۵ ساله، ۸ ساله و ۱۰ ساله، ۱۵ ساله و ۲۰ ساله و ۲۵ ساله و در مواردی دائمی که تمامی این مدالیته زمان‌بندی آثار محدودیت سازی برای ایران را در پی داشته به کلی لغو و برچیده می‌شد و فقط ما شاهد یک یا دو و در شرایطی ۳ برنامه زمان‌بندی ۳ ساله که کف آن ۳ سال و سقف آن ۹ سال خواهد بود آن هم با قید کم شدن عوامل و نیروها و کارشناسان و متخصصین طرف مقابل در هر سال و افزایش عوامل و نیروها و متخصصین بومی ایرانی تا انتهای سه سال اول و رسیدن به نقطه صفر و جابجایی و انتقال مجدد به کادر فنی ایرانی و با قید یک برنامه جامع اقدام مشترک پیک یا  برجام حداکثری که تمامی ابعاد توافق با آنالیز به صورت مدالیته و نقشه راه طراحی و برنامه‌ریزی شده عملیاتی خواهد شد.

رهبر عزیز انقلاب طرح برجام حداکثری بسته‌ای است (Package) مبتنی بر صفر تا صد فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای مربوط به ۳ مرحله الف  ذخیره سنجی سنگ اورانیوم در مراکزی مثل صاغند یزد، میبد یزد و بندرعباس و غیره… ب-مراحل حساس و مهم بازفرآوری سنگ اورانیوم (Conversion) که با تزریق گازهای مختلف از جمله گاز uf6 و غیره صورت می‌گیرد. ج  تبدیل به قرص و میله‌گذاری و تزریق به راکتور و نیروگاه برای تولید خروجی‌های آن از جمله برق  و غیره… که در برجام حداکثری با نگاهی منطقی، عقلانی و رئالیته و واقع‌گرایانه نسبت به مکانیزم و چرخه تولید سوخت هسته‌ای به ویژه در مرحله مهم بازفرآوری اقدام به استخراج داده‌های خود در حوزه‌های ذیل می‌کند شامل: ۱- طبقه بندی مراحل کار هسته‌ای آن گونه که زیر بلیط و کنترل منوتورینگ (دوربین‌ها) و کنترل‌های نظام پادمانی آژانس از جنس نظام قدیم (بازرسی‌های ۱۸۰ روز قبل یا ۶ ماهه) و نظام جدید یا پروتکل الحاقی یا پروتکل ۳+۹۲ (بازرسی‌های سرزده هر زمان و در هر مکان) است همراه با دسترسی‌های معقول قانونی وفق خطوط قرمز نظام  ۲- ارزیابی حساسیت مراحل انجام کار هسته‌ای و تقسیم بندی آن به ۵ گرید یا سطح بندی (level) شامل کاملاً حساس، حساس، نیمه حساس، کم حساس و معمولی و عادی ۳-تعیین جداول مربوطه به لحاظ ظرفیت و پتانسیل و استعداد سنجی هر مرحله (کارسنجی، ظرفیت سنجی و استعدادسنجی) و آنالیز آمار نیروی انسانی متخصص و غیرمتخصص طبق تشخیص سازمان انرژی اتمی ایران.

شاکله کلی بر جام حداکثری (۱۰ نکته مهم)

۱- تعریف واقعی از ساخت و شکل‌گیری فرآیند اعتمادسازی و اطمینان پیدا کردن برای طرف مقابل در برجام حداکثری که براساس منطق، عقلانیت و واقعیت و مبتنی بر تامین خواست گروه ۱+۵ و سایر کشورهای نگران برنامه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران (کشورهای منطقه یا فرامنطقه) این مهم حادث می‌گردد و با نگاهی گذرا به راهکارهای رسیدن به درجه اعتماد و اطمینان و رفع نگرانی برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سایر کشورهای نگران از جمله گروه ۱+۵ خواهیم دید بهترین فرمول برای حصول این پدیده مهم صرفاً برجام حداکثری است.

۹ نه راهکارهای تامین اطمینان و اعتمادسازی رایج نسبت به عدم انحراف ایران و قانونی بودن فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران (وضع موجود) و ۱ راهکار جامع الاطراف مقبول و مطلوب یعنی برجام حداکثری (وضع مطلوب)

۱- ۱- اعمال مونوتورینگ و کنترل از طریق دوربین‌ها و از راه دور نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف.

۱-۲- اعمال رژیم پادمانی نظام قدیم بازرسی‌ها موسوم به ۱۸۰ روز قبل یا ۶ ماهه نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف

۱-۳- اعمال رژیم پادمانی نظام جدید وفق پروتکل الحاقی یا پروتکل ۳+۹۲ و پاراگراف‌های ذیل آن مربوط به دسترسی‌های خاص نسبت به مناطق ممنوعه و مراکز نظامی و امنیتی و اطلاعاتی و دسترسی به دانشمندان و اشخاص و همچنین اسناد نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف

۱-۴- راستی‌آزمایی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به صورت (موضوعی و موردی) با رویت چشم و نمونه‌گیری و آمارگیری و انجام آزمایشات حساس جامع در داخل و یا در خارج از کشور نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف

۱-۵- رصد مخفی به وسیله ماهواره‌های جاسوسی و یا عوامل نفوذی و یا فیلم‌های هوایی و یا اسکن‌های ویژه از مراکز آشکار و پنهان هسته‌ای نسبت به کشور هدف و حصول اطمینان از عدم انحراف

۱-۶- گزارشات سایر اعضاء آژانس و یا سایر اشخاص حقیقی و حقوقی و یا نهادهای مردمی و یا NGOها وفق پیمان و کنوانسیون بین‌المللی وین مربوط به مستثنی بودن فعالیت‌های هسته‌ای از سایر فعالیت‌ها از جمله فعالیت‌های شیمیایی و غیره. در باب هسته‌ای هم اعضاء عضو آژانس و هم عوامل بیرون از آژانس حق گزارش دهی دارند وباید آژانس بررسی و پیگیری نماید در صورتی که درباره سایر فعالیتها فقط اعضاء عضو حق گزارش‌دهی موارد تخلف را نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف دارند.)

۱-۷- انجام فرآیند غنی سازی (Enrichment) توسط آنان و دادن سوخت هسته‌ای به این معنا که داشتن راکتور و نیروگاه بلامانع است ولی داشتن چرخه سوخت ممنوع وسوخت را کشورهای دارا می‌دهند و حق غنی‌سازی کاملاً‌ ممنوع و تعطیل است. نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف . (ایران مطلقاً این روش را قبول ندارد.)

۱-۸- انجام فرآیند غنی‌سازی به صورت کنسرسیوم مشترک در خارج از خاک ایران مثل کشور ثالث از جمله برزیل، ترکیه، روسیه، سوریه و غیره… نسبت به کشور هدف برای حصول اطمینان از عدم انحراف (این پیشنهاد مورد قبول ایران قرار نگرفت.)

۱-۹- همکاری‌های تکلیفی و یا ارادی و بعضاً داوطلبانه کشور هدف و عضو آژانس و ارائه گزارشات جامع نسبت به فعالیت‌های خود برای حصول اطمینان آژانس و سایر کشورها از عدم انحراف خود.

راهکار دهم:

۱-۱۰- برنامه جامع اقدام مشترک پیک یا برجام حداکثری است با شاخص شکل‌گیری کنسرسیوم مشترک در داخل خاک ایران روی مرحله حساس بازفرآوری و غنی سازی سنگ اورانیوم و با غلبه (دو سوم)    برای ایران و (یک سوم)    برای طرف مقابل، شکل‌گیری این کنسرسیوم مشترک به نفع ایران در تمام ابعاد از جمله الف – مدیریت کار ب- غلبه کیفی یا Quality ج- غلبه کمی یا Quantity  به ویژه در بعد نیروی انسانی و طبق تئوری جامع برجام حداکثری و برنامه کاری  مدالیته زمان‌بندی اجرای سه ساله آن (Modality – work Plan) که به توافق طرف ایرانی و طرف مقابل شامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و گروه ۱+۵ شامل کشورهای ایالات متحده آمریکا، فدراتیو روسیه، فرانسه، انگلیس، آلمان و چین و در صورت صلاحدید حضور برخی کشورهای حساس منطقه در جمع توافق‌کنندگان بعنوان عضو ناظر و یا حاضر و ذینفع بلامانع است زیرا اهداف برجام حداکثری شامل ۵ محور اساسی است.

الف – حفظ صفر تا صد حقوق حداکثری هسته‌ای ایران در قلمرو سرزمینی، ب- رسیدن به اطمینان حداکثری برای طرف مقابل و سایر کشورهای نگران، با حضور چهره به چهره (Face to Face) در پای کار و چسبیده به پروژه و انجام بخشی از کار بازفرآوری و غنی سازی با غلبه حضور بیشتر و پررنگ‌تر کارشناسان و متخصصین ایرانی به منظور رفع تمامی نگرانی‌های قابل تصور از سوی طرف مقابل  ج- خنثی‌سازی تئوری اسلام هراسی و ایران هراسی، د- ارتفاع سطح روابط بین‌الدولی و منطقه‌ای و بین‌المللی در تمامی ابعاد سیاسی، امنیتی، اقتصادی و غیره مطابق منافع ملی جمهوری اسلامی ایران،هـ – صادرات تولیدات هسته‌ای شامل سوخت هسته‌ای، راه‌اندازی چرخه کامل هسته‌ای برای سایر کشور و ارزآوری برای کشور با توجه به بومی بودن فرآیند صفر تا صد هسته‌ای و تطابق آن با استانداردهای جهانی و آژانس بعنوان سازمان و اتحادیه ذیربط.

دو نکته مهم:

نکته اول: که جزء قطعی برجام حداکثری است: با توجه به عملکرد منفی دولت مردان آمریکا و انگلیس در قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران حضور آمریکا و انگلیس در پای میز مذاکرات و امضاء توافقنامه برجام حداکثری حتمی و لازم است ولی در اجرای برجام حداکثری آمریکا و انگلیس هیچ نقشی و هیچ حضوری در هیچ زمانی از اجرای برجام حداکثری نخواهند داشت و صرفاً با موافقت ایران و در صورت نیاز به تمدید فقط برای یک دوره سه ساله تمدیدی دوم یا سوم بلامانع است.

نکته دوم – این نوشتار صرفاً طرح کلیات برجام حداکثری است و جزئیات و آنالیز برجام حداکثری کاملاً محرمانه و برای اولین بار برای مقام معظم رهبری کالبدشکافی و توضیح داده خواهد شد و با صلاحدید حضرت ایشان در اختیار سایر دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط قرار خواهد گرفت.

۲- غلبه تمامی مراحل ۳ گانه در بند ۱ از شاکله کلی برجام حداکثری به دلیل حق حاکمیت ملی با کشور مورد هدف یعنی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. لذا حسب خط قرمز برجسته نظام توسط رهبری تاکیدو دیدبانی و کنترل می‌گردد و با تمهیدات ویژه حفاظتی کاملاً قابل مهار است تمامی راه‌های جاسوسی و حوزه نفوذ (Spheres of Influence) تقریباً بسته و خنثی می‌گردد.

۳- داده‌های استخراج شده با رفرنس و آدرس دقیق و کدها و جداول مستند در برجام حداکثری مشخص می‌گردد.

۴- مکانیزم رفت و آمدها، مبادلات و رعایت اصول مربوط به اصل حکمیت ملی (National Sovereignty) و اصول حیطه‌بندی محرمانه (Restricted) در برجام حداکثری به صورت دقیق مورد توافق قرار می‌گیرد.

۵- سازوکار و مکانیزم اجرا و راستی‌آزمایی‌های مربوط به طرفین از سوی سازمان بین‌المللی انرژی اتمی (آژانس) یا دستگاه‌های کنترل کننده ذیربط مورد وثوق طرفین دقیقاً مورد توافق قرار می‌گیرد.

۶- موارد نقض برجام حداکثری عمدتاً مربوط به طرف مقابل شامل گروه ۱+۵ و یا در صورت صلاح‌دید سایر کشورهای ذیربط دیگر و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گردد که دقیقاً این موارد در برجام حداکثری آورده شده است و وظایف حاکمیتی دستگاه‌های ذیربط در کنترل این موارد از وزارت امور خارجه تا سایر دستگاه‌ها با وام‌گیری از قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور و حتی نهادهای صلاحیت‌دار امنیتی و قضایی در سازمان ملل متحد از جمله شورای امنیت، دیوان بین‌المللی لاهه و دیوان داوری بین‌المللی قابل رسیدگی و کنترل و تمهید حقوقی با بار الزام آوری است که در برجام حداکثری با جزئیات دیده شده است. در برجام حداکثری برای اولین بار بدون توجه به مکانیزم رای‌گیری در شورای امنیت در رسیدگی به شکایات و یا اعتراض به موارد نقض تعهدات، ایران حق دارد موارد نقض تعهد طرف مقابل را فقط در چارچوب مکانیزم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حل و فصل و در صورت مشاهده (افزایش تخلفات طرف مقابل به تعداد سقف مورد توافق) متخلف با اعمال محدودیت‌هایی مواجه گردد.

۷- شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای غیرتحریمی برجام حداکثری را تایید و تصویب و ضمن لغو و برچیدن تمامی ۶ قطعنامه صادره از سوی شورای امنیت با قید الزام‌آور بودن برای طرف مقابل ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا را موظف و مکلف و متعهد می‌کند در گام اول تمامی تحریم‌ها مرتبط با فعالیت هسته ای و در گام دوم برای اعتماد سازی و تنش‌زدایی (Détente) مابقی اقدامات و قطعنامه‌های تحریمی غیرمرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای از جمله ۲۲ قطعنامه آمریکا مربوط به اتهامات واهی تروریسم، موشکی و نقض حقوق بشر را دفعتاً و به فوریت لغو و برچیند.

۸- وظـایف و تعـهدات طـرفـین طـبق اسـاسـنامه آژانـس و مـعـاهده NPT و مـوافـقتنـامه نـظام پـادمان
(NPT Safeguards Agreement) و منشور ملل متحد دقیقاً در برجام حداکثری قید و آورده شده است.

۹- مدالیته زمان‌بندی و نقشه راه اجرای تعهدات شامل روز توافق و روز اجرا و روز اتمام با احراز حصول نتایج کامل برای طرفین در برجام حداکثری آورده شده است.

۱۰- زمان‌بندی و تمدید به منظور حصول نتایج حداکثری از برجام حداکثری در دو حوزه مطالبات ایران اسلامی و مطالبات طرف مقابل شامل کشورهای عضو ۱+۵ و در صورت صلاحدید سایر کشورهای علاقه‌مند در مشارکت در این برنامه جامع اقدام مشترک حداکثری (برجام حداکثری) به منظور تقویت روند همکاری مضاعف یا بیشتر حسب مدالیته زمان‌بندی مورد توافق طرفین وفق برجام حداکثری قابلیت تمدید تا ۳ مرحله ۳ ساله را دارد.

دلایل اولین و آخرین بودن گزینه مذاکره و رد سایر گزینه‌ها از جمله تحریم‌ها و جنگ

۱- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

۲- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت ملی گروه ۱+۵ به ویژه آمریکا

۳- محکلمات مربوط به راهبردهای امنیت جهانی مبتنی بر فصل هفتم منشور ملل متحد به ویژه ماده ۴۱ و گزینه اعمال تحریمها

۴- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت جهانی مبتنی بر فصل هفتم منشور ملل متحد به ویژه ماده ۴۲ و گزینه اعمال جنگ و اقدام نظامی

۵- عقلانیت و منطق حاکم بر روابط بین‌الملل مبتنی بر حقوق بین‌الملل و اصل منافع ملی کشورها و تاثیر افکار عمومی ملل مختلف دنیا. بر حل و فصل مسالمت‌آمیز و دیپلماتیک مناقشات بین‌الدولی و بین‌المللی

۶- غلبه محکمات مربوط به راهبردهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نسبت به محکات مربوط به راهبردهای امنیت ملی گروه ۱+۵ به ویژه آمریکا و راهبردهای امنیت جهانی برگرفته از مواد ۴۱ و ۴۲ فصل هفتم منشور متحد در مقام عمل و در شرایط خاص (عسر و حرج و ناچاری) و هرگونه قصدی برای براندازی (Extermination).

۷- ناکارآمدی گزینه اعمال تحریم‌ها برگرفته از ماده ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد

۸- ناکارآمدی گزینه اعمال جنگ و حمله نظامی برگرفته از ماده ۴۲ فصل هفتم منشور ملل متحد

۹- تنها گزینه موفق  انجام مذاکرات جامع، عادلانه و سازنده (Constructive Negotiation) با تاکید بر حق مسلم برخوردداری ایران از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای است. (مسیری که تاکنون طی ۱۲ سال صورت گرفته است.)

۱۰- تنها گزینه موفق برای حصول نتایج  مذاکرات جامع، عادلانه و سازنده امضای موافقت‌نامه مبتنی بر برجام حداکثری است.

۱- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

ایران اسلامی در سه بخش دفاع (Defense) و تهاجم (Attack or Retaliatory) و امنیت تمامیت ارضی (Security Territorial Integrity) و با سه شاخص و با ۵ محور کاربردی و عملیاتی که ذیلاً آورده می‌شود بعنوان قدرت برتر منطقه‌ای و در شرایطی خاص فرامنطقه‌ای نقش‌آفرینی می‌کند.

۳ شاخص راهبردی امنیت ملی ایران

۱- خلیج فارس و تنگه استراتژیک هرمز

۲- قدرت مانور و اقدام در منطقه مهم خاورمیانه به ویژه مجاورت کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای میانه

۳- عملیاتی کردن هسته‌های مقاومت حزب‌الله در اقصی نقاط جهان وفق وصیت‌نامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی(ره) (تشکیل این پتانسیل عظیم با برنامه و با محاسبات دقیق در اختیار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.)

۵ محور کاربردی و عملیاتی راهبردهای امنیت ملی ایران

۵ محور کاربردی و عملیاتی که در پهنه آن سه شاخص مذکور قابلیت اقدام دارد که آنالیز این مبحث تحت کلاس و برنامه راهبردهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران  (The National security strategic Islamic republic of Iran) مراحل تست پایلوت و چرخه صنعتی خود را با عبور از فاز تئوری و ورود به فاز تئوریزه طی نموده و با یک فرمان ولی فقیه زمان قابلیت به فعلیت درآمدن را دارد  و پیام این توانمندی توسط ساختار نظام سلطه و بازیگران اصلی عرصه روابط بین‌الملل به ویژه گروه ۱+۵ بخصوص آمریکا و سایر کشورهای همسوی آنان بخوبی دریافت گردیده است.

۲- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت ملی گروه ۱+۵ بویژه آمریکا

الف – گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا با در اختیار داشتن ۳۰ میلیون مگاتن نیروی اتمی از یک طرف و برخورداری از تجهیزات نظامی و اطلاعاتی مدرن از طرف دیگر و با عدم تعهد به حقوق بین‌الملل و با برخوردارتر از حقوق نابرابر حق وتو و عضویت دائم در شورای امنیت (بجز آلمان) قدرت و قابلیت بحران سازی در اقصی نقاط جهان، راه‌اندازی جنگ و مناقشه، راه‌اندازی گروه‌های تروریستی مثل طالبان، القاعده، داعش، بوکوحرام و غیره و… را در شرایط ظالمانه در اختیار دارد در حالی که از محل این قدرت اتمی خطرناک فقط با بکار بردن ۴۰ کیلوتن نیرو اتمی در قالب دو بمب کوچک علیه مردم دو شهر ناکازاکی و هیروشیما ژاپن آن فاجعه ضدبشری را مرتکب شدند به گونه‌ای که بدون پاسخ‌گویی به نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری و افکار عمومی جهان آن بلای اکولوژیک تا حدی که

زمین تا سالیان سال قابل کشاورزی نبود و آن آثار شوم بیولوژیکی و ژنتیکی تا حدی که زاد و ولد دچار چالش ناقص الخلقه شدن جنس انسان گردید را ببار آورد و بعد از جنگ جهانی دوم با پوشش پیمان و معاهده NPT در جهت منافع نظام سلطه همچنان ایفای نقش نمودند.

ب – گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا با در اختیار داشتن قدرت اقتصادی حجیم از جمله دلار بین المللی، زبان بین‌المللی و ذائقه بین‌المللی (مک دونالد) و حوزه‌های نفوذ بین‌الدولی و بین‌المللی تا حدی که سوت شروع و پایان بحران‌ها و جنگ در دست این هژمونی قدرت جهانی است.

ج – گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا با در اختیار داشتن شریان ساختار نظام سلطه و سازمان‌های بین‌المللی در کنار ابزار فشار خود از پتانسیل فشارآفرینی این سازمان نیز به صورت یکجانبه‌گرایی و از بالا به پایین مثل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شورای امنیت و غیره همواره علیه کشورهای هدف استفاده کرده است و به تعبیری ساختار نظام سلطه با تمام امکانات در اختیار این گروه و به ویژه آمریکا قرار دارد.

۳- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت جهانی مبتنی بر فصل هفتم منشور ملل متحد به ویژه ماده ۴۱ و گزینه اعمال تحریم‌ها

فاز اول مکانیزم ماشه یا مکانیزم هدف‌گیری با اعمال تحریم‌های ظالمانه علیه کشور هدف است که این فرآیند ابتدا در کف اتفاق می‌افتد و سپس در حوزه میانی و بعد در اوج و پیک اعمال می‌گردد. در حال حاضر اعمال تحریم‌ها درباره ایران در مراحل کف و تاحدودی میانی اتفاق افتاده است و در صورت ورود به مراحل پایانی و اوج و پیک تحریم‌ها، گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا حداقل اقدامات آنان قفل کردن سیستم مالی کشور در فرآیند عملیات مالی ماهواره‌ای با یک کلید است به مانند مقوله اطاق سوئیفت و بحث مبادلات مالی و انتقال ارز. لذا براساس ماده ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد هر ۶ کشور عضو گروه ۱+۵ به ویژه روسیه و چین با اینکه همسویی‌هایی هم با دکترینال امنیت ملی و منافع ملی ایران در شرایطی داشته و دارند ولی متاسفانه آنان نیز ایران را تهدید تلقی کرده و در ۶ قطعنامه تحریمی شورای  امنیت علیه ایران که به منظور از کار انداختن موتور حرکت جمهوری اسلامی ایران در مسیر رو به جلو صادر گردید. آنان نیز به دلیل وحدت استراتژیک با نظام سلطه از حق وتو استفاده نکردند و آمریکا را همراهی کردند و به نظر می‌رسد برابر فرمایش حضرت امام خمینی(ره) آمریکا از شوروی بدتر و شوروی از آمریکا بدتر و هر دو از انگلیس بدتر و جمله زیبای شهید آیت‌الله استاد مطهری که فرمودند آمریکا و شوروی به مانند دو تیغه قیچی هستند و هر دو با هم و همزمان برای بریدن یک موضوع حرکت می‌کنند و هارمونیک دارند از مصادیق بارز این حقیقت است که آنان با هم وحدت استراتژیک و اختلاف تاکتیکی دارند.

۴- محکمات مربوط به راهبردهای امنیت جهانی مبتنی بر فصل هفتم مشنور ملل متحد به ویژه ماده ۴۲ و گزینه جنگ و حمله نظامی

فاز دوم مکانیزم ماشه مربوط به اقدامات سیاسی با خروجی بایکوت و ایزوله کردن کشور هدف با مجموعه‌ای اقدامات دیپلماتیک علیه کشور و شهروندان و مراکز سیاسی و دیپلماتیک با موضوع تهدید است که با عبور از این فاز مرحله سوم یا همان فاز سوم مکانیزم ماشه مربوط به اقدامات نظامی و اعمال جنگ در دستور کاری نظام سلطه و گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا قرار می‌گیرد. در این مرحله اعمال پیش اقدام تحت عنوان ضربه اول
(The first Attack) یحتمل و قریب به یقین است و در اعمال ماده ۴۲ کشور هدف با قرار گرفتن در سیطره منطقه پرواز ممنوع مورد هجوم و تهاجم یک جنگ اجماعی از زمین و هوا و دریا با تمام امکانات قرار می‌گیرد و با هدف قرار دادن کلان شهرها با سیل عظیم بمباران هواپیماها گرفته تا حتی تهدید و اعمال قدرت اتمی محدود یا گسترده دور از انتظار بازیگران خطرناک عرصه نظام ظالمانه بین‌المللی نیست.

۵- عامل بازدارندگی (Deterrent) ناشی از عقلانیت و منطق حاکم بر روابط بین‌الملل مبتنی بر حقوق بین‌الملل و اصل منافع ملی کشورها و تاثیر افکار عمومی ملل مختلف دنیا بر کنترل و مهار کنشگران و بازیگران عرصه روابط بین‌الملل

به رغم ظالمانه بودن مناسبات نظام بین‌المللی در تمامی عرصه‌ها و حوزه‌ها و ابعاد به هر حال نظام جهانی از حداقل‌های عقلانیت و منطق نیز در روابط فی مابین با شاخص منافع ملی کشورها و عنصر حقوق بین‌الملل و فشار افکار عمومی برخوردار است و این مولفه‌ها نقش بازدارنده و کنترل کننده و پیشگیری‌کننده در اعمال نگاه‌های افراط و تفریطی داشته و عمدتاً از افراطی‌گری عده‌ای معدود کشورهای رادیکالیته و شخصیت‌های تندرو پیشگیری کرده و می‌کنند ضمن اینکه نقش افکار عمومی و وجدان عمومی و اخلاق و فرهنگ عمومی توده‌ها و نوع کشورها بعنوان مکمل این منطق و عقلانیت بازیگران در پیشگیری از پدیده شوم و ضدبشری جنگ قابل تحسین و در عین حال قابل انکار نیست.

۶- غلبه محکمات مربوط به راهبردهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نسبت به محکمات مربوط به دو مدل راهبردهای امنیت ملی گروه ۱+۵ به ویژه آمریکا و راهبردهای امنیت جهانی برگرفته از مواد ۴۱ و ۴۲ فصل هفتم منشور ملل متحد

در یک ارزیابی کارشناسی مبتنی بر واقعیت‌های موجود با توجه به اهمیت:

۱- عنصر امنیت برای شهروندان و دولتمردان کشورهای جهان بویژه کشورهای عضو گروه ۱+۵ و بخصوص آمریکا که هیچ گونه ناامنی را نسبت به زیرساخت‌ها، مراکز حساس هسته‌ای و تاسیسات مهم نظامی و شخصیت‌های نقش‌آفرین در چرخه قدرت حاکمه آنان را برنمی‌تابند و تحمل نمی‌کنند لذا برقراری امنیت برای آنان حرف اول را می‌زند.

۲- وابستگی دنیا به ۶۷ درصد ذخایر و محصولات نفتی منطقه مهم خاورمیانه و اینکه گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا هیچ گونه برهم خوردن نظامات و نظم حاکم در منطقه ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک و ژتواکونومیکال خاورمیانه و

حوزه خلیج فارس را برنمی‌تابند و تحمل نمی‌کنند و برقراری امنیت و حفظ روال تولید و استخراج نفت و انتقال به اقصی نقاط جهان به ویژه اروپا برایشان حرف اول را می‌زند.

۳- اعمال هرگونه تحریم‌های اوج و پیک در مرحله سقف تحریم‌ها ممکن است منجر به واکنش ایران در اقدامات تلافی‌جویانه و بعضاً دور زدن تحریم‌ها و حتی اعمال تحریم از سوی ایران علیه آنان را به دنبال داشته باشد (بسته اقدامات تحریمی ایران علیه دشمنان خود مبحثی است جداگانه با مستندات خاص خود) لذا با اقرار طرف مقابل به ویژه آمریکا تحریم‌ها مثمرثمر در فلج کردن و از کار انداختن شتاب ایرانی‌ها نداشته و نخواهد داشت و حتی منجر به خوداتکایی و خودکفایی ایران گردیده است و ایران با بکار بستن اقتصاد مقاومتی ممکن است آنان را شکست دهد.

۴- اعمال هرگونه حمله نظامی و جنگ علیه سرزمین ایران که حائل بین اروپا و آسیا است و یا تهدید اتمی ایران که در زیرزمین انباشتی از نفت و گاز وجود دارد و باتجربه ۸ سال دفاع مقدس که عملاً گروه ۱+۵ و به ویژه امریکا نیز درصف طرف مقابل یعنی رژیم بعثی صهیونیستی صدام ملعون حضور داشتند و منتج به شکست عراق و پیروزی ایران گردید و هرگونه تحریک ایران به جنگ ممکن است راهبردهای امنیت ملی ایران را با دست خودشان فعال کنند. بنابراین هرگونه راه‌اندازی جنگی تمام عیار علیه ایران بازخورد و تبعات (feed Back) تندی علیه طرف مقابل خواهد داشت.

۵- ممکن است باعث جری کردن ایران برای خروج از معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته‌ای موسوم به NPT گردد (Withdraw From The NPT)، و بلافاصله ممکن است ایران برای رویکرد به سمت تجهیزات مدرن نظامی، برای مقابله با طرف‌های مقابل خود با فعال‌سازی تمامی راهبردهای امنیت ملی‌اش اقدام کند.

لذا در جمع بندی ایران اسلامی در برتری راهبردی در حوزه‌های دفاع و تهاجم و امنیت پایدار قرار دارد که خروجی آن دو پدیده کاربردی است صف‌آرایی راهبردهای امنیت ملی ایران با  راهبردهای امنیت ملی طرف مقابل که ابتدا در قالب فرمول موازنه وحشت  (Balance of Terror) با خروجی بازدارندگی و سپس با فرمول موازنه قدرت (Balance of  Power) با خروجی برتری ایران اسلامی همراه است. به نظر می‌رسد دنیا و گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا در شرایط فشار و ریسک بالا (Highly Risk) قرار دارد. بنابراین به حکم عقل و به حکم فشار رقبای داخلی در هیات‌های حاکمه آنان و فشار سایر کشورهای خارجی و به حکم ترتیبات امنیتی حاکم بر نظام بین‌الملل به ویژه از سوی روسیه و چین و به حکم محکم نتیجه نداشتن سایر گزینه‌ها از جمله تحریم‌های پیک و یا اعمال جنگ و حمله نظامی و اینکه در قرن ۲۱ و عصر مدرنیسم و پست مدرنیسم اقدامات تند فاقد توجیه فنی علیه کشورهای جامع و کامل و مجهز به مانند ایران اسلامی محلی از اعراب نداشته و لذا تنها گزینه پیش رو مذاکرات دیپلماتیک با شاخص منافع جمعی و ملی و مبتنی بر حقوق بین‌الملل و قانع شدن به حداقل‌ها و در شرایطی گرفتن امتیازات خاص می‌باشد.

۷- ناکارآمدی گزینه اعمال تحریم‌ها بر گرفته از ماده ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد

هر چند اعمال تحریم‌ها در هر ثانیه برای جمهوری اسلامی ایران خسارت و زیان‌آور است و استمرار اعمال تحریم‌ها ولو در کف اعمال تحریمها در یک جاده یکطرفه به ضرر ایران خواهد بود و اگر طرف مقابل هم در مناسبات اقتصادی از محل اعمال تحریم‌ها زیان می‌بیند ولی طرف مقابل در راستای اهداف ظالمانه خود کلیه ضررهای ناشی از اعمال تحریم‌ها را از محل هم پیمانان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به انحاء مختلف جبران می‌کند و در نهایت متضرر واقعی جمهوری اسلامی ایران است و لکن در عین حال ناکارآمدی تحریم‌ها در به زانو درآوردن کشوری انقلابی با مردمی مقاوم و با برنامه‌ای مقاومتی و عزمی جزم در بین مسئولین و مردم بالعکس طرف مقابل را به زانو درآورده و با برآوردهای علمی و عملی در حوزه پردازش تاثیرات تحریمها اذعان نموده‌اند و با صراحت اعلام کرده‌اند که اعمال تحریم‌ها هیچ تاثیر موثری در تسلیم کردن ایران و ایرانیان نداشته و بلکه بر عکس آنها را مصمم و مجهز‌تر نیز کرده است. اظهار نظر مقامات آمریکایی موید این موضوع است.

۸- ناکارآمدی گزینه اعمال جنگ و حمله نظامی برگرفته ازماده ۴۲ فصل هفتم منشور ملل متحد

هرچند تجربه ۸ سال دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم منحوس صدام که تا بن دندان مجهز به حمایت‌های عمده کشورهای ۱+۵ و به ویژه آمریکا بوده و نتیجه‌ آن شکست رژیم بعثی صهیونیستی عراق و پیروزی ایران اسلامی گردید و جمهوری اسلامی ایران در کارنامه خود این مقاومت و این موفقیت را دارد و توانمندی ایران امروز به مراتب بیشتر و بالاتر از ایران آن زمان است، لذا با تکیه بر راهبردهای امنیت ملی ایران و غلبه این راهبردها بر توانمندی‌های نظام سلطه و گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا، بنابراین نتیجه این مسیر خطرناک جز شکست برای طرف مقابل و سربلندی و پیروزی برای ایران نخواهد بود و به رغم خسارت‌های سنگین ناشی از اعمال گزینه حمله نظامی و جنگ برای ایران به مراتب دنیای کنونی و کشورهای اصلی بازیگر در عرصه روابط بین‌الملل بیشترین آسیب و خسارات را خواهند دید. فلذا اعمال این گزینه به خودی خود با محاسبات در اختیار طرفین منتفی است و کارآمدی و نتایج برای اهداف طرف مقابل در پی نخواهد داشت.

۹- تنها گزینه موفق انجام مذاکرات جامع، عادلانه و سازنده با تاکید بر حق مسلم برخورداری ایران از انرژی صلح آمیز هسته‌ای است

رسیدن به تنها گزینه حل و فصل مناقشه هسته‌ای بین ایران و غرب یعنی انجام مذاکرات آن هم در سطح بین‌المللی و فی‌مابین جمهوری اسلامی ایران و ۶ قدرت برتر و توانمند جهان در شرایط کاملاً نابرابر هژمونیک اولین پیروزی برای جمهوری اسلامی ایران است و نخستین پیام این مذاکرات این است که سایر گزینه‌ها کارآمدی نداشته و ندارد و دنیای کنونی امروزه در محاسبات هوشمندانه رفتار می‌کند و با منطق و عقلانیت گزینه مذاکرات را در سطح بالا در دستور کار برای رسیدن به جمع‌بندی ولو جمع‌بندی حداقلی با نگاه تحقق تئوری برد – برد حداقلی

ملاک عمل باشد و در مجموع این یک دستاورد بزرگ برای جهانیان در قرن ۲۱ است که می‌توان سخت‌ترین و مهم‌ترین بحرانها را از طریق مذاکرات و گفتگو حل و فصل کرده و امروزه برجام حداقلی و برنامه جامع اقدام مشترک توافق شده محصول این نگاه زیبا و پسندیده است و کمترین آثار آن پیشگیری از فشارهای تحریمی تند بلااثر و پیشگیری از جنگ و خونریزی و تأیید و آفرین گفتن نسل‌های حاضر و آینده به اقدامات معقول دولتمردان در گروه ۱+۵ و ایران اسلامی در به ثمر رساندن مذاکرات از ژنو تا لوزان و سپس در وین و رسیدن به توافقنامه برجام ولو بر جام حداقلی است.

۱۰- تنها گزینه موفق برای حصول نتایج مذاکرات جامع، عادلانه و سازنده امضاء موافقتنامه مبتنی بر برجام حداکثری است.

در بین خوب و خوب‌تر به حکم عقل اگر به نمره ۲۰ نمی‌رسیم حداقل به نمره ۱۰ یا ۱۲ برسیم. هرچند نمره ۱۰ یا ۱۲ خوب است اما طبیعتاً و عقلاً نمره ۱۸ یا ۲۰ خیلی بهتر و عالیتر است. برجام حداکثری در مقایسه با برجام حداقلی به مراتب ما را به نمره ۲۰ نزدیک‌تر می‌کند و در برجام حدکثری طرفین به حقوق حداکثری خود دست پیدا می‌کنند، حفظ صفر تا صد چرخه فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای بدون کمترین خسارت و بدون کمترین دغدغه از دستاوردهای برجام حداکثری برای جمهوری اسلامی ایران است و رسیدن به اطمینان و اعتماد حداکثری با قید عدم انحراف ایران به سمت ساخت بمب و تولید سلاح هسته‌ای بدون کمترین هزینه و بدون کمترین دغدغه برای طرف مقابل و گروه ۱+۵ و سایر کشورهای نگران برنامه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران دستاورد دیگر برجام حداکثری است.

در برجام حداکثری مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی بدون نگرانی و بدون مباحث چالشی صف‌بندی شده بین مخالفین و موافقین و بدون دغدغه از حیث اینکه کلیات را تصویب کند و وارد جزئیات نشود و بدون اختلاف نظر به اینکه دولت لایحه بدهد یا ندهد و بدون شائبه نسبت به اینکه برجام از مصادیق موافقتنامه بین‌المللی است یا نه و اینکه طبق اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی نیاز به تصویب مجلس دارد یا ندارد و اینکه طبق اصل ۷۶ در حوزه وظایف شورایعالی امنیت ملی است و به مجلس مربوط نمی‌گردد و دیگر اینکه برجام برگرفته از یک توافق سیاسی است و نه حقوقی و به اراده دولت‌ها به مفهوم قوه مجریه برمی‌گردد و نه قوه مقننه بلکه در یک شرایط عادی و بدور از هیاهوی حقوقی و سیاسی و مباحث ژورنالیستی و پوپولیستی صرف که مصرف داخلی دارد هم مجلس و هم شورایعالی امنیت ملی نگاهی قانومندانه به برجام حداکثری خواهند داشت و با رعایت قانون و در قالب ارائه لایحه از سوی دولت و با طی مسیر قانونی و بررسی جزئیات آن به راحتی مصوبه مجلس و تاییدیه شورای عالی امنیت ملی را به دست خواهد آورد همچنان که همین روال و روند را نیز سایر کشورها از جمله گروه ۱+۵ بدون دغدغه و بدون حتی اختلاف بین دو حزب جمهوریخواه و دمکرات در گستره نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا طی خواهند نمود زیرا ماهیت برجام حداکثر تامین کننده حداکثر نظر هم مخالفین و هم موافقین با

فصل‌الخطاب قرار دادن منافع ملی همه کشورهای طرف مذاکره و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. تاریخ مصرف برجام حداکثری مشمولیت تامه دارد و  به عناصر مهم مسئولیت‌پذیری دولت‌ها (Responsibility) و پاسخگویی دولت‌ها (Accountability) در تمام زمان‌ها به دور از افراط و تفریط برمی‌گردد.

نقاط ضعف طرح برجام حداکثری که با تمهیداتی ساده به فوریت قابل جبران است

تنها ۳ مورد نقطه ضعف احتمالی برای طرح برجام حداکثری قابل فرض است: ۱- انجام جاسوسی توسط عوامل نفوذی در بین نیروهای اعزامی ۲- کارشکنی و خرابکاری توسط عوامل نفوذی در بین نیروهای اعزامی ۳- برداشت غلط از تضعیف بُعد بومی بودن دستآورد فناوری هسته‌ای که با اجرای برجام حداکثری هر ۳ مورد به همراه ۳ مورد راهکار فنی و اساسی جبرانی برطرف خواهد شد و در حال حاضر به دلیل فوق محرمانه بودن (Top Secret) در این مرحله فقط به صورت کلی مطرح و در زمان انتشار جزئیات کاملاً‌ مورد پردازش کارشناسی از لحاظ حقوقی، فنی، سیاسی و امنیتی قرار خواهد گرفت و آثار احتمالی آن نقاط ضعف را از دید حقوق داخلی و حقوق بین‌الملل که مورد بررسی تخصصی قرار گرفته است برای رفع نگرانی و شائبه آحاد مردم عزیز ایران اسلامی با حفظ ابعاد طبقه‌بندی اطلاع‌رسانی خواهد شد.

در پایان با توجه به آنالیز و جزئیات برجام حداکثری انتظار این است که طی جلسه‌ای مشترک در محضر آن رهبر معظم مورد پردازش و بررسی قرار گیرد و سپس در حضور مسئولین نهادها و دستگاه‌های ذیربط از جمله:

۱- ریاست جمهوری ۲- رئیس مجلس شورای اسلامی ۳- دبیر شورای عالی امنیت ملی ۴- وزیر امور خارجه و تیم مذاکره کننده هسته‌ای ۵- رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ۶- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۷- رئیس سازمان انرژی اتمی و معاونت رئیس جمهور ۸- رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ۹- وزیر اطلاعات مورد کالبدشکافی و پردازش علمی، فنی، حقوقی و سیاسی و امنیتی قرار گیرد.

امید است با قصد قرب و نیت خالص و اداء تکلیف در جهت دفاع از منافع ملی ایران عزیز و منویات آن رهبر دلسوز و ایثارگر دوران سخت آزمون و عمل با ارائه کمترین خدمت بیشترین منافع را در قالب طرح پیشنهادی برجام حداکثری که تجلی و مصداق واقعی تئوری برد – برد vin –vin در مقایسه با سایر تئوری‌ها که شائبه تجلی و مصداق تئوری  برد – باخت  vin – lose و یا با نگاهی خوشبینانه تجلی و مصداق تئوری برد – برد حداقلی است برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران منشأ خیر و برکت و عزت و سربلندی قرار گیرد. باشد که مرضی حضرت جل جلاله و عظم شانه و رضایت حضرات معصومین سلام‌الله علیهم اجمعین به ویژه خشنودی آقا امام زمان (عج) و شادی روح پرفتوح امام الشهداء حضرت روح الله الموسوی الخمینی(ره) و نشاط ارواح طیبه شهیدان والامقام و موجب عزت و سربلندی ملت غیور و سلحشور ایران اسلامی قرار گیرد.    انشاءا…

و من‌الله‌التوفیق

سعید یاری

دبیرکل سازمان دفاع از منافع ملی ایران

و رئیس کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان

رونوشت:

۱- حضرت حجت الاسلام والمسلمنی جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهور جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۲- حضرت آیت‌الله جناب آقای هاشمی رفسنجانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۳- جناب آقای دکتر علی لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۴- جناب آقای دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه و رئیس تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۵- جناب آقای دکتر صالحی معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۶- جناب آقای سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۷- حضرت آیت‌الله جناب آقای علوی وزیر محترم اطلاعات جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۸- جناب آقای مهندس علی شمخانی دبیر محترم شورایعالی امنیت  ملی جمهوری اسلامی ایران جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۹- جناب آقای دکتر رحمانی فضلی وزیر محترم کشور و ریاست شورای امنیت کشور جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۱۰- جناب آقای دکتر مجید محتشمی ریاست محترم شورای عالی جبهه اصلاح‌طلبان جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

۱۱- جناب آقای دکتر بروجردی ریاست محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جهت استحضار و دستور تشکیل جلسه مشترک با کمیته هسته‌ای این سازمان

منبع : پایگاه خبری تحلیلی فدائیان رهبر

عوامل بخشش گناهان را بشناسید

 

در آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام)، امور و عوامل مختلفی ذکر شده اند که موجب آمرزش گناهان و محو اثر آنها می شوند.

برخی از این عوامل در تحت اختیار و اراده شخص می باشند و برخی نیز از تحت اراده او خارج بوده و غیر اختیاری می باشند.

شکی نیست که اجمالاً کارهای شایسته و ناشایست (" حسنات" و" سیئات") روی یکدیگر اثر متقابل دارند، و ما حتی نمونه های این موضوع را در زندگی روزمره خود می یابیم، گاه می شود که انسان سالیان دراز زحمت می کشد، و با تحمل مشقت فراوان سرمایه ای می اندوزد، اما با یک ندانم کاری یا هوسبازی، یا بی مبالاتی آن را از دست می دهد، این چیزی جز نابود کردن حسنات مادی سابق نیست که در قرآن از آن تعبیر به" حبط" شده است.

و گاه به عکس، انسان مرتکب اشتباهات فراوانی می شود، و بار خسارت های سنگینی را بر اثر آنها بدوش می کشد، اما با یک عمل عاقلانه و حساب شده، و یا مجاهده شجاعانه، همه آنها را جبران می نماید.

بعضی از اطاعت ها و اعمال نیک هست، که اثر گناهان را هم در دنیا محو می کند و هم در آخرت، مانند اسلام آوردن و توبه.

نیز بعضی از کارهای نیک است که اثر بعضی از گناهان را از بین می برد مانند نمازهای واجب که باعث محو سیئات می گردد. و نیز مانند اجتناب از گناهان کبیره که موجب آمرزش گناهان کوچک می شود.

اکنون به برخی از عوامل آمرزش و محو اثر گناهان که در قرآن آمده اشاره می کنیم:

1 ـ توبه واقعی و استغفار و جبران و اصلاح گذشته.

مهم ترین عامل اختیاری که موجب آمرزش گناهان و محو اثر آنها در دنیا و آخرت می شود، توبه به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و هر گناهی که از آن توبه شود (توبه ای کامل و همراه با شرایط توبه)، آمرزیده می شود.

قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده و آن را واجب شمرده است:

«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ »: و همگی به سوی خدا باز گردید ای مۆمنان تا رستگار شوید (نور،31)

در این آیه در کنار بیان ثمره مهم توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است.

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر که نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا که آن گناهان را ریشه کن می کند


« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»:ای کسانی که ایمان آورده اید! به سوی خدا توبه کنید! توبه ای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند (نحریم، 8)

این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی بر همه مۆمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است و قرآن کریم می فرماید که خداوند توبه بندگانش را می پذیرد:«أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»:آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟» (توبه، 104)

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»: بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید (زمر، 53).

 

«إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَیَّنُواْ فَأُوْلَـئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ» (بقره، 160)

البته توبه ی کتمان حق، بیان کردن آن و توبه ی ترک نماز، قضای آن و توبه تلف‌کردن مال مردم، پرداخت آن است.

توبه

2 ـ ترک گناهان کبیره سبب بخشایش سایر گناهان است. 

«إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلاً کَرِیمًا» (نساء، 31)

3 ـ انجام دادن کارهای نیک.

 «انّ الحَسَنات یُذهِبنَ السیّئات».

به چند نمونه از این کارهای نیک اشاره می کنیم:

الف) دادن قرض الحسنه

خداوند در قرآن کریم می فرماید: "إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ": اگر به خداوند قرض الحسنه دهید آن را برای شما مضاعف می کند و شما را می آمرزد" (تغابن- 17)

ب) صلوات فرستادن بر محمد و آل او

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر که نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا که آن گناهان را ریشه کن می کند.

قرآن ابتدا می‌فرماید: «و لیعفوا و لیصفحوا» سپس می‌فرماید: «الا تُحبّون أن یغفر اللّه لکم» مردم باید از خطای یکدیگر بگذرند، کدورت‌ها را کنار بزنند، آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشاید؟

ج) خوش اخلاقی

امام صادق (علیه السلام): همانا خوش خویی گناه را می گدازد، همچنان که آفتاب یخ را و بدخویی کردار را تباه می سازد، همچنان که سرکه عسل را.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): چهار چیز است که هرکس داشته باشد، اگر سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند آن گناهان را به حسنه و نیکی تبدیل می کند: راستی، شرم، خوشخویی و سپاسگزاری.

4 ـ نماز جماعت

در حدیث می‌خوانیم: شخصی پس از نماز، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت: من خلافکارم! مرا حدّ زده و تنبیه کنید! حضرت فرمود: چون در نماز جماعت شرکت کرده‌ای خدا تو را می‌بخشد؛ (البته حساب مال مردم جداست.)

5 ـ پاک کردن مال از حرام

از امام صادق علیه السلام سۆال شد: شخصی از راه طاغوت دارایی و درآمدی را به دست آورده و به فقرا کمک می‌کند و آیه «انّ الحَسَنات یُذهِبنَ السیّئات» (هود، 114) را دستاویز قرار می‌دهد.

حضرت فرمود: «انّ الخطیئة لا تکفر الخطیئة» (تفسیر نور، ج 5، ص 391، به نقل از تفسیر کنز الدقائق) با گناه نمی‌توان گناهی را پوشاند. آنچه را به دست آورده، مال حرام است و تصرّف در مال حرام- به هر شکل- حرام است.

6 ـ گذشت از خطاها مردم

قرآن ابتدا می‌فرماید: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا» سپس می‌فرماید: «أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (نور، 22) 
مردم باید از خطای یکدیگر بگذرند، کدورت‌ها را کنار بزنند، آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشاید؟

اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات

توضيحات:

مناظرات عمومي پرشدت و حِدّتي در مورد اطلاعات در سال‌هاي اخير صورت گرفته است و شايد دليل عمدة اين امر نقش بسيار حياتي اطلاعات در جنگ عليه تروريسم باشد؛ عوام ديگري نيز در اين امر دخيل بوده‌اند: عملكرد ضعيف جامعة اطلاعاتي ايالات متحده در قبال حوادث يازده سپتامبر 2001 و همچنين اشتباهاتي كه در خصوص تخمين و برآورد سلاح‌هاي كشتار جمعي در عراق صورت گرفت. در موضوع عمده در اين مناظره عبارتند از: 1)چگونگي اصلاح سيستم اطلاعاتي آمريكا؛   2)حفظ استانداردها و معيارهاي اخلاقي در هنگام مبارزه با تروريسم. نويسنده در بررسي اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات، گزاره‌هاي ذيل را مطرح كرده است:
الف: همانگونه كه بسياري از مطالعات انجام شده در خصوص ناكامي‌هاي اطلاعاتي نشان مي‌دهند، مرحله تحليل به عنوان ضعيف‌ترين حلقه (ارتباط) در چرخة اطلاعاتي شناخته مي‌شود؛
ب: تحليل‌گران اطلاعاتي به عنوان حرفه‌اي‌ترين گروه در جامعة اطلاعاتي شناخته مي‌شوند؛
پ: در نتيجه مي‌توان اخلاق حرفه‌اي براي امر تحليل اطلاعات در نظر گرفت؛
ت: اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات بايد ساده باشد و از دو اصل عمدة مربوط به منابع ناكامي‌هاي تحليل تشكيل شده باشد؛ /بازنشرفداییان رهبر
ث: رعايت اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات ابزاري مؤثر در پيشگيري از ناكامي‌هاي اطلاعاتي است؛
هر يك از گزاره‌هاي فوق به تفصيل در مقاله بررسي شده‌اند. نويسندة مقاله براي اثبات اين نكته كه تحليل اطلاعات، ضعيف‌ترين بخش چرخة اطلاعاتي است، به ناكامي‌هاي گذشته نگاهي گذرا كرده است. در يكي از بررسي‌هاي كلاسيك راجع به حمله ژاپني‌ها به بندر پرل‌هاربر  در سال 1941 اشاره شده است كه آمريكا تصوير اطلاعاتي كاملي از دشمن خود داشت؛ در اين مورد اختلافاتي در ميان محققان بروز كرده است. بررسي موارد ديگر نشان مي‌دهد كه شايد گزارة فوق در مورد تصوير كامل اطلاعاتي، دور از حقيقت نباشد. اطلاعات اتحاد شوروي شاخص‌هاي هشدار بسياري را در مورد آمادگي جنگي نازي‌ها و نيات هيتلر براي شروع جنگ، جمع آوري كرده بود اما رئيس اطلاعات نظامي شوروي به استالين گفته بود كه آلماني‌ها ابتدا به انگلستان حمله مي‌كنند و وزير كشور نيز يك روز پيش از حمله آلمان به استالين گفته بود كه هيتلر در سال 1941 به شوروي حمله نخواهد كرد. ناكامي‌هاي اطلاعاتي آمريكا در دهه‌هاي 1970، 1980، 1990 از الگوي مشابهي پيروي مي‌كرد به حوادثي كه منجر به سقوط شاه در ايران شد كاملاً ماهيت علني داشت اما آژانس اطلاعات مركزي (سيا) از تخصص لازم براي درك معاني اين تحولات برخوردار نبود؛ در نتيجه، ايالات متحده هنگام سقوط رژيم شاه در فوريه 1979 كاملاً غافلگير شد. سيا در فاصله ده ماه بعد از آن نيز نتوانست از طرح حملة شوروي به افغانستان برآورد درستي داشته باشد – بايد توجه داشت كه جامعة اطلاعاتي آمريكا اطلاعات خوب و مناسبي در مورد آمادگي نظامي شوروي تهيه كرده بود. نويسندة مقاله سپس به ناكامي‌هاي مربوط به يازده سپتامبر و سلاح‌هاي كشتار جمعي در عراق توجه مي‌كند. بخش دوم مقاله به بررسي بنيان‌هاي ناكامي اطلاعاتي اختصاص پيدا كرده است. علل ناكامي‌هاي اطلاعاتي به سه دسته تقسيم شده‌اند:
1) شخصيت و مهارت‌هاي حرفه‌اي تحليل‌گران: اين گرايش كه هوش شخص را مهمترين عامل در تعيين كيفيت تحليل‌گر بدانيم، گرايش اشتباهي است؛ در بسياري از موارد ناكامي اطلاعاتي، تحليل‌گران بسيار باهوش بوده‌اند كه اشتباهات زيادي را مرتكب شده‌اند. بنابراين بايد نگرش متوازن‌تري نسبت به ويژگي‌هاي تحليل‌گران داشت و آن‌ها بايد نگاه بازتري نسبت به اطلاعات جديد اتخاذ كنند؛ به عبارت ديگر، رويه كنوني ارزيابي تحليل‌گران چندان مناسب نيست؛
2) تعصبات در پردازش اطلاعات: روانشناسان شناختي سه گروه از سازوكارهايي كه تأثير منفي بر فرآيند پردازش اطلاعات دارند را شناسايي كرده‌اند. يكي از اين سازوكارها عبارت است از اين‌كه ذهن انسان باورهاي پيش‌بيني را بر اطلاعات جديد ترجيح مي‌دهد. دومين گروه از اين سازوكارها عبارتند از قضاوت‌‌هاي اكتشافي كه باعث مي‌شوند تحليل‌گر به طور ناخودآگاه دچار اشتباه شود. سومين عامل نيز تحت عنوان سندروم تفكر گروهي  شناخته مي‌شود كه باعث مي‌شوند يك عقيده‌ غلط در ميان يك جمع به سرعت منتشر و تقويت شود.
3) تعصبات انگيزشي در پردازش اطلاعات: يك دسته از اين تعصيات به نگرش افراد مبني بر اين‌كه امور را به بهترين وجه مي‌دانند، باز مي‌گردد. در چنين وضعيتي ممكن است حتي بر خلاف سياست‌هاي اتخاذ شده نيز عمل گردد. دسته دوم از اين تعصبات به فرآيند سياسي شدن اطلاعات باز مي‌گردند؛ در چنين وضعيتي، محصولات اطلاعات به گونه‌اي طراحي مي‌شوند كه پاسخگوي نيازهاي سياستگذاران باشند. /فداییان رهبر
نويسند‌ة مقاله سپس اين سئوال را مطرح مي‌كند كه آيا تحليل اطلاعات، يك حرفه محسوب مي‌شود؟ او در پاسخ به اين سئوال به مناظرات موجود توجه كرده و سپس دلائلي را براي اين مسأله اقامه مي‌كند. او به امر تخصصي در تحليل اطلاعات توجه مي‌كند؛ تحليل‌گران اطلاعاتي براي آنكه استخدام شوند دست‌كم بايد مدرك دانشگاهي داشته باشند و همچنين مصاحبه‌هاي متعددي را براي پذيرش از سر مي‌گذرانند. در وهلة دوم، تحليل‌گران اطلاعاتي داراي مسئوليت اجتماعي هستند و مسئوليت آ‌‌ن‌ها در قبال كليت دولت است. اين مسئوليت اجتماعي از اهميت بيشتري برخوردار مي‌گردد كه مسائل امنيت ملي در كانون مناظرات سياسي قرار گيرند.
وي در انتهاي مقاله به بحث اخلاق در حرفة تحليل اطلاعات توجه مي‌كند. او معتقد است بايد اصولي ساده در اين زمينه طراحي شوند و دو اصل را يشنهاد مي‌كند: 1) اصل «من فكر نمي‌كنم آنچه را كه نمي‌دانم مي‌دانم» ؛ در اين اصل به بحث اعتماد بيش از اندازه به باورهاي پيشين تحليل‌گران توجه مي‌شود و اينكه گاهي اوقات همين باورهاي پيشين، اشتباه هستندو سبب مي‌شوند كه ناكامي‌هاي اطلاعاتي رقم نخورند. در چنين وضعيتي تحليل‌گر بايد نسبت به همه دانسته‌هايش دچار ترديد باشد و در نتيجه سعي كند كه سطح آگاهي خود را بالاتر ببرد. اصل دوم اخلاقي نيز اين است كه تحليل‌گر صرفاً حقيقت و فقط حقيقت را گزارش كند. اين اصل نيز مي‌تواند بسياري از مشكلات مربوط به سياسي شدن اطلاعات را حل كند.
مقاله حاضر از اين منظر كه به بحث اخلاق در اطلاعات را مطرح كرده و به لحاظ محتوايي نيز دو اصل را در اين زمينه پيشنهاد داده است، از سودمندي بالايي براي محققان اطلاعات برخوردار است.

1 . Bar Joseph Uri, (2011), The Professional Ethics of Intelligence Analysis, International Journal of Intelligence and Counterintellgence, Vol. 24, No. 1, Spring, pp 22 – 44

2 . Pearl Harbor
3 . Group Think Syndrome
4 . I Do Not Think That I know What I Do Not Know

منبع:وزارت اطلاعات

نسیم رحمت و رافت از سوی رهبر معظم انقلاب

نسیم رحمت و رافت از سوی رهبر معظم انقلاب
چهار شنبه سوم مهر92حجت الاسلام والمسلمین دکترسید محمود علوی وزیر اطلاعات پس از جلسه دولت در جمع خبرنگاران حاضر و به سئوالات آنها پاسخ داد .
خبرنگاری در خصوص آزادی زندانیان و اینکه آیا قرار است در آینده تعداد بیشتری از این زندانیان آزاد شوند یا خیر، اظهار کرد: این نخستین باری نیست که نسیم رحمت و رافت از سوی رهبر معظم انقلاب وزیدن گرفته و جمعی از زندانیان را مشمول عفو نظام کرده اند. این موضوع مسبوق به سابقه بوده، الان شاهد آن هستیم و در آینده هم شاهد آن خواهیم بود.
حجت الاسلام والمسلمین علوی افزود: ان شاء الله امیدواریم در عید غدیر خم خبرهای خوبی در این خصوص دریافت کنیم./فداییان رهبر
به خصوص که در حال حاضر آرامشی در جامعه حکمفرماست و نگاه مردم ما امیدوارانه است و طبعاً همه ارکان جامعه به ویژه رهبری معظم انقلاب که حکم پدر جامعه را دارند علاقمند هستند که این فضا استمرار پیدا کند و نگاه امیدوارانه مردم به آینده پایدار بماند.
وزیر اطلاعات تصریح کرد: طبیعی است که در جهت پایداری و روشن بینانه ماندن این نگاه به آینده شاهد افزایش آزادی زندانیان خواهیم بود و انشاء الله امید داریم مردم ما در عید غدیر خم عیدی خود را دریافت کنند.
دکتر علوی تاکید کرد: این طبیعت نظام اسلامی است و جمهوری اسلامی ایران علاقمند نیست کسی در زندان باشد. همان طور که علاقمند نیست کسی در بیمارستان باشد.
نظام اسلامی همان طور که علاقمند است همه در چارچوب هنجارهای اجتماعی زندگی کنند تاکید دارد که نیازی نباشد کسی به زندان برود و مردم در یک فضای آزاد مشغول به کار باشند.
وزیر اطلاعات در پاسخ این سوال که آیا آقای روحانی درخواستی برای آزادی بیشتر زندانیان به رهبر معظم انقلاب داده اند یا خیر؟ خاطرنشان کرد: من کلیات را عرض کردم در جزئیات ممکن است همه چیز وجود داشته باشد.
وزیر اطلاعات همچنین در پاسخ به این سوال که وضعیت پرونده میر حسین موسوی و مهدی کروبی به کجا خواهد رسید؟ گفت: من کلیت ماجرا را برای شما بیان کردم، همه مسائل را یکدفعه نمی توان گفت./بازنشرفداییان رهبر/وزارت اطلاعات

پیام کاندیدجوان دررابطه باکشتاردانش آموزان میانمار

بنام خدا؛ در دولت بصیرت عاشورایی همه بدانند و آگاه باشند بویژه دشمنان دین مبین اسلام که دست بردارند از این نسل کشیها ؛ قتل عام دانش آموزان مسلمان در کشور میانمار چه سودی میتواند برایتان داشته باشد از این نوع خشونتها علیه مسلمانان بویژه مردم میانمار دست بردارید و دیگر دم از حقوق بشر نزنید که همان عواملی که باعث این کشتارها میشوند دست پرورده خودتان هستند و بجای اینکه به دروغ بگویید در جمهوری اسلامی ایران حقوق بشر وجود ندارد چرا در مقابل کشتار این دانش اموزان در میانمار سکوت میکنید نه بخاطر این است که به اشاره خودتان دست به اینکار زده اند ؟ بس نیست کشتار این مسلمانان تا کی تبعیض ؟مگر این نیست که دین اسلام کاملترین دین است پس دلیلش چه میباشد که سکوت میکنید . شما غربیها بجای اینکه به کشور جمهوری اسلامی ایران با تمامی اقلیتهای مذهبی که در آن وجود دارد هیچگاه هیچ کشتاری در مقابل اقلیتهای مختلف اتفاق نمی افتد و همیشه از تمامی اقلیتهای مختلف حمایت کرده و به حرفها و نظرات آنها در امور کشور گوش داده ولی شماها بجای اینکه به حرف اقلیتهای خودتان گوش بدهید و احترام بگذارید آنها را به جان یکدیگر با اختلاف و دسیسه های مختلف می اندازید آیا این حقوق بشر شماست ؟هرموقع شما توانستید در کشورهای خود حقوق بشر را درست اجرا کنید بعد انتقاد ازکشورهای دیگر کنید . اما بدانید که این دانش آموزان بی گناه ، تاوان سیاست بازیهای نابخردانه شما را میدهند و بدانید که این بدون جواب از سوی خداوند نخواهد ماند و به امید خدا منجی عالم بشریت آقا امام زمان (عج)هر چه زودتر ظهور کند و عدالت را در جهان حاکم گرداند. برای ظهورش صلوات

سخنرانی کاندیدجوان دربین جمعی از جوانان

بسم الله الرحمن الرحیم
 محمد امین سرکهکی کاندیداتوری خود را در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم بعنوان کاندیدی مستقل رسمادرجمعی ازجوانان اعلام کرد.
بنام خداوند بخشنده مهربان 
با عرض سلام و تبریک سال نو به شما مردم ، بویژه جوانان عزیز
ایام فاطمیه شهادت مادر عزیزمان حضرت فاطمه زهرا(س)را تسلیت میگویم که امسال را با نام فاطمه زهرا (س)شروع کردیم و انشاالله که در این سال نو که با اسم فاطمه زهرا شروع شد وسالی است که مقام معظم رهبری بنام حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی نامیدند برایتان پرخیر و برکت باشد
خدمت برادران عزیز و خواهران بزرگوار عرض کنم که این بنده حقیر و بسیار جوان قصد حضور در انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم را دارم که خدمتتان عرض میکنم که یکی از علتهای حضور این بنده حقیراین است که بر خود تکلیف دیدم که بعد از جریان فتنه 88 و جریان انحرافی که هر دو در مشکلات اقتصادی مردم وکشور مقصر هستند و باعث سخت تر شدن معیشت مردم شده اند و این دو جریان هدفهای گوناگونی را که دنبال میکردند و هدف اصلی اینها ضربه به نظام و ولایت و رهبری بود ولی نمیدانستند که در نظام جمهوری اسلامی ایران رهبری مقتدر و هوشیار ، رهبری را بدست دارد و جوانانی هستند که ادامه راه خون شهدا انقلاب و هشت سال جنگ و فدایی رهبر والا مقام و نظام هستند که اجازه نخواهند داد که جریاناتی همچون فتنه 88 و جریان انحرافی از خط قرمزهای نظام عبور کند و حتی اینرا کشورهای غربی بدانند که اگر دنبال تفرقه و فتنه بین ما هستند مراقب باشند که مردم ایران هوشیارتر از همیشه هستند و هیچوقت فریب این حرفها را نخواهند خورد من در سایه ولایت و در حمایت مردم ، دولت بصیرت عاشورایی تشکیل خواهم داد 
که هم این دولت بصیرت داشته باشد و هم از عاشورا درس بگیرد و در تمامی کارها همچون قیام عاشورا عمل کند و هیچگاه ازخط قرمزهای اهداف نظام و ولایت و رهبری عبور نکند ور مقابل کشورهایی که در امور داخلی کشورمان دخالت میکنند و یا بگونه ای در میان ما تفرقه میاندازند هشدار میدهم که جوانان این مرز و بوم از اونهایی که بچه مذهبی تا اونهایی که شلوارهای جین و تک پوش میپوشند و صورت خود را با تیغ میزنند بدانند که اینها هم از آرمان شهدا و ولایت فقیه تا آخرین قطره خونشان پاسداری و حمایت میکنند شاید شما فکر میکنید عده ای که امروز به کشورهای شما پناهنده شده اند و آنها را آدمهای روشنفکر میدانید همانها در زمانیکه در کشور بودند و مدیریت در دستشان بود و فقط شعارگرایی و تظاهر به جوانگرایی میکردند و ازارمانهای امام راحل و خون شهدا و آقا اباعبدالله الحسین را به مسخره میگرفتند و فقط به تظاهر میپرداختند که این امر باعث شد شماغربیها فکرکنید که ایران را به دست خود گرفته اید و کشور ایران را با کمی سخت تر تحریم کردن میتوانیم به اهدافمان در کشور ایران برسیم ولی اشتباه فکر کردید جوانان غیور ملت ایران همانگونه که پای جانشان از دین و ولایت فقیه حمایت میکنند هیچگاه اجازه نخواهند داد که ازحق مسلمشان که انرژی هسته ای است بگذرند 
طبق قوانین آژانس ان پی تی هر کشوری حق مسلمش است که تا 99٪غنی سازی کند و این تحریمها و فشارها همه غیر قانونی هستند اما در شرایط تحریم بیکفایتی بعضی مدیران هم باعث شد که در کشور صدمات اقتصادی ببینیم و آنرا به گردن تحریمها بیندازیم که این اشتباه است و بی برنامه ای مدیران و مسئولین باعث همچین اتفاقی بود که انشاا... به دست ما جوانان و رهبری مقام معظم رهبری امام خامنه ای در سال حماسه سیاسی ،حماسه اقتصادی حل خواهد شد اما برادرهای من خواهرهای من مادران و پدران بدانید که امسال را که با نام حضرت فاطمه زهرا (س) شروع کردیم اینکه سال آینده را هم باز بانام حضرت فاطمه تمام وآغاز میکنیم این معانی بسیاری دارد یکی از این معانی این است که امسال سال حماسه سیاسی ،اقتصادی کلیدش به دست مادران است و همه اینها یک نشانه است که بدانیم مادر چه نقش بزرگی در زندگی و جامعه ما دارد 
و مادر همه ما که حضرت فطمه زهرا(س) است ما باید درسهای بسیاری بگیریم که یکی از این درسها در سال حماسه سیاسی که سال مادر هم میتوان به او گفت و همچون سرزمین مادریمان ایران عزیز که کشور ماست و دارای سرمایه و منابع بسیاری است به ما میرساند که در مسایل اقتصادی حماسه ای با مدیریت جوانان و رهبری مقام معظم انقلاب میتوانیم از سرزمین مادریمان استفاده های گوناگونی کنیم که دیگر نیازی به واردات بیرویه نداشته باشیم
حرفها و مشکلات زیاد است من نمیخواهم وقت شما را زیاد بگیرم برای شادی مادرمان حضرت فاطمه زهرا(س) وسلامتی تمامی مادران و مقام معظم رهبری امام خامنه ای و ظهور هر چه زودتر آقا امام زمان (عج)سه صلوات محمدی بفرستید .

پيام به مناسبت حلول سال ۹۲

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۲، با اشاره به حرکت رو به جلوی ملت ایران در سال گذشته بویژه در مواجهه ی اقتصادی و سیاسی با جهان استکبار، چشم انداز سال ۹۲ را امیدوارانه و همراه با پیشرفت و تحرک و ورزیدگی و حضور جهادی ملت ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی دانستند و تاکید کردند: با این نگاه، سال ۹۲ را "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‎الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی حبیبتك سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ کن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریک عرض میکنم به همه‌ی هم‌میهنان عزیزمان در سراسر کشور، � � به همه‌ی ایرانیان در هر نقطه‌ای از جهان که هستند، و به همه‌ی ملتهائی که نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانواده‌های شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همه‌ی کسانی که در راه خدمت به نظام اسلامی و به کشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همه‌ی مسلمانان عالم، مایه‌ی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام وظائفمان موفق و مؤید بدارد. به هم‌میهنان عزیزمان عرض میكنم توجه داشته باشند كه ایام فاطمیه در اواسط روزهای عید است و تكریم و احترام این ایام برای همه‌ی ما لازم است.
ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یك پایان و یك آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده‌ی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده كنیم و برنامه‌ریزی كنیم؛ اما حتماً نگاه ِ به پشت سر و راهی كه طی كرده‌ایم هم برای ما مفید است، برای اینكه ببینیم چه كرده‌ایم، چگونه حركت كرده‌ایم، نتائج كار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.
 سال ۹۱ مثل همه‌ی سالها، سالی متنوع و دارای رنگها و نقشهای گوناگون بود؛ شیرینی هم داشت، تلخی هم داشت؛ پیروزی هم داشت، عقب‌ماندگی هم داش ت. زندگی انسانها در طول حیات، همیشه همین جور است؛ با كش و قوس‌ها همراه است، با فراز و نشیب‌ها همراه است؛ مهم این است كه از نشیبها خارج شویم ، خودمان را به اوجها برسانیم .
آنچه كه در طول سال ۹۱ از جنبه‌ی مواجهه‌ی ما با جهان استكبار آشكار و واضح بود، عبارت بود از سختگیری دشمنان بر ملت ایران و بر نظام جمهوری اسلامی. البته ظاهر قضیه، سختگیری دشمن بود؛ اما باطن قضیه، ورزیدگی ملت ایران و پیروزی او در میدانهای مختلف بود. آنچه كه دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف بود؛ عمدتاً عرصه‌ی اقتصاد و عرصه‌ی سیاست بود. در عرصه‌ی اقتصاد، گفتند و تصریح كردند كه میخواهند ملت ایران را به‌وسیله‌ی تحریم فلج كنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج كنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا كردیم؛ كه تفصیل آنها برای ملت عزیزمان گفته شده است، گفته خواهد شد؛ من هم ان‌شاءالله در سخنرانی روز اول فروردین، به شرط حیات، اجمالاً مطالبی عرض خواهم كرد.
در زمینه‌ی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشكلاتی ایجاد شد؛ بخصوص كه اشكالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از كوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها انجام گرفت كه به نقشه‌های دشمن كمک كرد؛ لیكن در مجموع، حركت مجموعه‌ی نظام و مجموعه‌ی مردم، یک حركت رو به جلو بوده است و ان‌شاءالله آثار و نتائج این ورزیدگی را در آینده خواهیم دید.
 در عرصه‌ی سیاست، از یک جهت همت آنها این بود که ملت ایران را منزوی کنند، از جهت دیگر ملت ایران را دچار دودلی و تردید کنند؛ همت آنها را کوتاه و ضعیف کنند. درست عکس این عمل شد؛ در واقع عکس این اتفاق افتاد. در زمینه‌ی انزوای ملت ایران، نه فقط نتوانستند سیاستهای بین‌المللی و منطقی ما را محدود کنند، بلکه حتّی نمونه‌هائی از قبیل اجلاس جنبش غیر متعهدها با حضور تعداد کثیری از سران و مسئولان کشورهای جهان در تهران تشکیل شد و عکس آ� �چه را که دشمنان ما میخواستند، رقم زد و نشان داد که جمهوری اسلامی نه فقط منزوی نیست، بلکه در دنیا با چشم تکریم و احترام به جمهوری اسلامی و به ایران اسلامی و به ملت عزیز ما نگریسته میشود.
در زمینه‌ی مسائل داخلی، مردم عزیز ما در آنجائی که امکان و موقعیت ابراز احساسات وجود داشت ــ عمدتاً در بیست و دوم بهمن سال ۹۱ ــ آنچه را که لازمه‌ی حماسه و شور بود، از خود نشان دادند؛ از سالهای دیگر پرشورتر و متراکم‌تر در صحنه حاضر شدند. یک نمونه‌ی دیگر هم حضور مردم خراسان شمالی در بحبوحه‌ی تحریمها بود، که نمونه و مستوره‌ای از وضعیت و روحیه‌ی ملت ایران را نشان می داد نسبت به نظام اسلامی و به مسئولان خدمتگار و خدمتگزار خودشان. کارهای بزرگی هم بحمدالله در طول سال انجام گرفته است؛ تلاشهای علمی، کارهای زیربنائی، تحرک فراوان مسئولین و مردم. زمینه‌ها برای حرکتِ رو به جلو و ان‌شاءالله جهش، فراهم شده است؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، و هم در همه‌ی زمینه‌های حیاتیِ دیگر.
سال ۹۲ برابر چشم‌انداز امیدوارانه‌ای که به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود؛ نه به این معنا که دشمنیِ دشمنان کاسته خواهد شد، بلکه به این معنا که آمادگی ملت ا� �ران بیشتر و حضور او مؤثرتر و سازندگی آینده‌ی این ملت به دست خودشان و با همتِ با کفایت خودشان ان‌شاءالله بهتر و امیدبخش‌تر خواهد شد.
البته آنچه را که ما در سال ۹۲ در پیشِ‌ رو داریم، باز عمدتاً در دو عرصه‌ی مهم اقتصاد و سیاست است. در عرصه‌ی اقتصاد، به تولید ملی باید توجه شود؛ همچنان که در شعار سال گذشته بود. البته کارهائی هم انجام گرفت؛ منتها ترویج تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، یک مسئله‌ی بلند‌مدت است؛ در یک سال به سرانجام نمیرسد. خوشبختانه در نیمه‌ی دوم سال ۹۱ سیاستهای تولید ملی تصویب شد و ابلاغ شد ــ یعنی در واقع این كار ریل‌گذا� �ی شد ــ كه بر اساس آن، مجلس و دولت میتوانند برنامه‌ریزی كنند و حركت خوبی را آغاز كنند و ان‌شاءالله با همت بلند و با پشتكار پیش بروند.
در زمینه‌ی امور سیاسی، كار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست جمهوری است؛ كه در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی، و  به یک معنا مقدرات عمومی كشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی میكند. ان‌شاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیكی را برای كشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید  وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسه‌آفرینی باید  به اهداف خود رسید.
با این نگاه، سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری میكنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز كشور تحقق پیدا كند.
به امید توجهات پروردگار و دعای حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و با درود به روح مطهر امام بزرگوار و شهیدان عزیز.
و السّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

  • پیام های رهبری  
  • نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۲ساعت 22:18  توسط دکترمحمدامین سرکهکی

ابرجاسوسان

دهة 1960 براي جامعة اطلاعاتي اسرائيل و بويژه براي واحد اطلاعات نظامي دهه‌اي بسيار جالب توجه و بيادماندني بود. .
اين دهه خود را به عنوان نقطه عطفي نه فقط براي منطقة خاورميانه، بلكه به عنوان نقطة عطف تمامي جهان تثبيت كرد؛ اثرات غيرقابل بازگشت آنچه جهان در سال 1967 تجربه كرد، هنوز هم در سراسر جهان حس مي‌شود.
اين دهه براي جامعة اطلاعاتي اسرائيل به صورتي كه هم مبارك و هم پرآشوب بود، آغاز شد. در يازدهم ماه مه 1960، در يكي از تماشايي‌ترين عمليات اطلاعاتي اجرا شده توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي موساد و شين‌بت كه در تاريخ ملتهاي ديگر نظير آن را نمي‌توان يافت، اسرائيل «ريكاردو كلمنت» را در حالي كه قدم‌زنان به طرف خانه‌اش در حومة بوئنوس‌آيرس آرژانتين مي‌رفت ربود. اين آقاي ريكاردو كلمنت در واقع كسي نبود جز سرهنگ آدولف آيسمن از سركدرگان رژيم نازي، كه توانسته بود از محاكمه در دادگاه متفقين در نورمبرگ جان به در ببرد و بگريزد؛ وي به عنوان تدارك‌كننده و معمار جريان كشتار يهوديان در جنگ‌دوم، يكي از جنايتكاران نازي به شمار مي‌رفت كه عدة زيادي بشدت در جست‌وجوي او بودند. دولت يهود احساس مي‌كرد براي گيرانداختن اين جنايتكاران و سپردن آنها به دستگاه عدالت تعهد اخلاقي دارد. توانايي مأمورين اطلاعاتي اسرائيل در شناسايي آيشمن و تعيين محل وي، ربودن و انتقال وي زير چشمان تيزبين مهمانداران آرژانتيني‌اش، و كشاندن وي به محاكمه، در دنياي اطلاعات به عنوان يك كار برجسته نمايان شد. دادگاه آيشمن را مجرم شناخت، وي را به اعدام محكوم كرد، و خاكسترش به درياي مديترانه ريخته شد.
شين‌بت در آغاز دهة 1960 چند مورد موفقيت در كارنامة خود ثبت كرد كه مهم‌ترين آنها دستگيري دكتر كورت‌سيتا عامل سرويس اطلاعات خارجي چكسلواكي (موسوم به «اس بعلاوة بي») بود. دكتر سيتا را كه از خانواده‌اي معتبر در سوداتن‌لند متولد شده بود صرفا به اين علت كه همسرش يهودي است به اردوگاه بوخن‌والد كه معروفيت بسيار بدي دارد فرستاده بودند. سرويس اطلاعاتي چكسلواكي او را به خاطر ذهن‌تيزي كه در زمينة رياضيات و فيزيك داشت استخدام كرده بود. سيتا ابتدا در لندن و سپس در دانشگاه سيراكوز نيويورك به تحصيل پرداخت و به مقام استادي رسيد. اف. بي. آي وي را به اتهام اينكه جاسوس كمونيست‌هاست اخراج كرد و وي به برزيل پناهنده شد.
از قضاي روزگار، آخرالامر اسرائيل از وي دعوت كرد به عنوان استاد در انستيتو تكنيون واقع در نزديكي حيفا تدريس كند، وي در اين مؤسسه در تماس دائم با بهترين مغزهاي تحقيقاتي اسرائيل و از جمله آن دسته از محققان بلندپايه‌اي بود كه در صنايع نظامي مشغول بوده و آمارهاي حساسي را در اختيار داشتند. دستگيري وي در شانزدهم ژوئن 1960، دو روز قبل از آنكه راكتور هسته‌اي تجربي اسرائيل در نهال سورك آغاز به كار كند انجام شد.(1)
در اردوي واحد اطلاعات نظامي، دهة 1960 دهة تكامل بود. نتايج تقريبا مصيبت‌بار عمليات روتم در اوايل سال 1961، موجي از شوك به ستاد كل ارتش اسرائيل وارد كرد. مصري‌ها صحراي سينا را در اختيار گفرته و يك تشكل نظامي قوي در آن پديد آورده بودند، اسرائيل از اين كار آنان دچار غافلگيري مطلق شده بود، و با وضعيت فوق‌العاده خطرناكي روبرو بود كه علت آن ناكامي سازمانهاي اطلاعاتي‌اش در زمينة كسب اطلاعات و دادن هشدار بموقع به وزارت دفاع در مورد حملة در شرف انجام بود. حيم هرتزوگ كه يكي از قابل‌توجه‌ترين ومحترمترين افراد در تاريخ واحد اطلاعات نظامي است، وادار به استعفا شد. اما به هر حال كسي جانشين وي مي‌شد كه در تاريخ و در جامعة اطلاعاتي اسرائيل سيمايي قابل توجه و فراموش‌نشدني داشته است. اين شخص سرتيپ مايرآميت بود.
مايرآميت در سال 1921 در شهر تيبرياس واقع در كرانة درياي جليله متولد شد. در سال 1936 به هاگانا پيوست و به عنوان پليس گشت شهركهاي يهودي به خدمت پرداخت. او سرباز خوشفكر و باهوشي بود و چون ذاتا خصائل فرماندهي داشت به عنوان فرمانده گروهان در سپاه داخلي يهود انتخاب شد و در سال 1948 در حين جنگ استقلال عليه نيروهاي سوري و عراقي در ميشمر هعمك، درة عزرائيل، عين‌جب، و كيبوتس‌دگانيا جنگيد. در جنگ تن به تن جنين در اورشليم، شديدا زخمي شد زيرا هنگامي كه مواد منفجره‌اي را در استحكامات دشمن كار مي‌گذاشت انفجاري روي داد.(2)
سوابق نظامي مايرآميت او را بيشتر شايسته فرماندهي يك واحد نظامي مي‌ساخت تا رهبري يك سرويس اطلاعاتي. پس از اينكه در سال 1950 از دانشگاه كلمبيا فارغ‌التحصيل شد و به اسرائيل بازگشت فرماندهي تيپ پيادة يكم جولاني را به او سپردند؛ اين پستي بود كه با به عهده گرفتن آن، آميت مهارت خود را در هماهنگ‌سازي افراد و به كارگيري سلاح‌هاي و وسايل تكميل كرد. وي يكي از اجراكنندگانتاكتيك رزمي فرماندهي ارتش اسرائيل موسوم به روش «دنبالم بيا» بود. ستاد كل ارتش اسرائيل هوش وي و شجاعت و مهارتش را در زمينة تداركات از نظر دور نداشت و در سال 1951 او را به عنوان رئيس بخش عملياتي ستاد كل منسوب كرد. در سال 1954 او را به فرماندهي شاخة عملياتي رساندندو يكي از كساني بود كه در طراحي عمليات - پنهاني و آشكار - نبرد صحراي سينا در سال 1956 نقش عمده داشتند. آميت در واقع فرمانده دوم ستاد ارتش و در طول نبرد صحراي سينا دستيار اول موشه‌دايان بود. موفقيت جنگ 1956 در عين حال كاميابي شخصي وي نيز به شمار مي‌رفت و به اين منجر شد كه فرماندهي جنوبي ارتش اسرائيل را به او بسپارند. اميد مي‌رفت در آنجا بتواند قابليت‌هاي خود را براي به شكست كشاندن موجي از فعاليت‌هاي جاسوسي مصر و نفوذ افراد آن به داخل اسرائيل به شكست بكشاند. مايرآميت در اينجا نيز كارداني و شجاعت خود را نشان داد و در كسب احترام و توجه سربازانش موفق بود. فرماندهان ارشد نظامي نيز او را تحسين مي‌كردند. به نظر مي‌رسيد وي از كساني است كه راه مستقيم را به سوي مدارج عالي فرماندهي در ارتش اسرائيل مي‌پيمايند.
اما در اثناي يكي از مانورهاي ارتش، در اثر سانحه‌اي كه هنگام پرش با چتر روي داد مايرآميت بشدت مجروح شد و براي مدتي بيش از يكسال در بيمارستان بستري بود. عده زيادي مي‌گفتند اين جراحتي است كه او را از نشستن بر صندلي رئيس ستاد كل بازمي‌دارد؛ اما به هر حال اين وضعيتي بود كه يك پست ديگر نظامي را براي وي بسيار مناسب مي‌ساخت: مديريت واحد اطلاعات نظامي.
سرتيپ مايرآميت در اول ژانوية 1962 به رياست واحد اطلاعات نظامي منصوب شد و اين انتصاب نقطة آغازي بود بر به راه افتادن كشمكش‌ها مخاصمات در پشت‌درهاي بسته، بين سطوح مختلف پيكرة دفاعي اسرائيل. آميت كه سرباز سربازان بود و از تلاش براي كسب قدرت فردي و يا كسب افتخارات سياسي تنفر داشت هنگامي كه متوجه نوع رابطه بين واحد اطلاعات نظامي و بقية ارتش اسرائيل شد هراسان گشت. بدي اين رابطه بيشتر ناشي از اقدام واحد اطلاعات نظامي به «كاركثيف‌» در 1954، و فاجعه عمليات روتم در سال 1961 بود. بسياري از افراد ارتش اسرائيل، از سرجوخه‌ها گرفته تا فرماندهان ارشد تواناييهاي (يا ناتوانيهاي) واحد اطلاعات نظامي را به سخره مي‌گرفتند. آنها را به بوروكراتهاي پشت ميزنشيني مانند مي‌كردند كه حتي پس از پايان‌يافتن يك جنگ در پيش‌بيني وقوع آن كندذهني نشان مي‌دهند! (3) اين امرآميت را عميقا متأثر و آشفته مي‌كرد. وي به عنوان كسي كه كل زندگي نظامي خود را در نبرد گذرانده است، رابطة ناگسستني بين نيروهاي رزمي و واحدهاي اطلاعاتي را بخوبي درك مي‌كرد: از نظر او، عمليات نظامي موفقيت‌آميز بشدت به دستيابي به اطلاعاتي دقيق بستگي داشت.
درگيري ديگري كه در دستگاه نظامي و اطلاعاتي اسرائيل وجود داشت بين مديريت واحد اطلاعاتي نظامي و ايسر هارل رئيس موساد بود. گزارش مي‌شد كه مايرآميت از پاكسازي‌«عناصر مطلوب» از ارتش اسرائيل كه توسط هارل صورت گرفته و انگيزة سياسي داشته است رنجيده و عصباني شده است.(4)
مايرآميت بويژه از اين امر عصباني بود كه چرا ايسر هارل بخش زيادي از نيروي انساني موساد را درگير جست‌وجو براي يافتن پسر كوچكي به نام يوسف «يوسل» شوماخر كرده است. پدربزرگ يوسل كه آدم فوق‌العاده متعصبي بود و از صهيونيسم نفرت داشت وي را به منظور آنكه مورد تربيت درست ارتودوكس قرار گيرد ربوده بود. اين كودك بدبخت به طور قاچاقي به نيويورك برده شد و داستان آن يكي از گزارشهاي عمدة مطبوعات اسرائيلي بود. هارل خود را به مقدار زيادي درگير اين ماجرا كرده بود و گفته مي‌شد تلاش زيادي براي ربودن اين بچه به خرج مي‌دهد. هرچند عاقبت يوسل را در يك مدرسه مذهبي بروكلين نيويورك پيدا كردند، اما بسياري از افراد واحد اطلاعات نظامي موساد را مسخره مي‌كردند و مي‌گفتند در حالي كه اين سازمان خود را در مبارزه‌اي با يك يهودي متعصب درگير ساخته است، دولتهاي عربي در حال آماده شدن براي انجام نظامي اعتقاد داشت كلية تلاشهاي كسب اطلاعات خارجي اسرائيل بايد متوجه خطر بالقوه و عاجلي باشد كه ملت با آن روبروست: دولتهاي عرب هم‌مرز با اسرائيل، يعني مصر، سوريه، اردن، و لبنان. به عقيدة او، اسرائيل نبايد خود را درگير فعاليت‌هايي مي‌‌ساخت كه احمقانه بودند و به نيات شخصي رئيس موساد ارتباط داشتند.(5)
هر چند ربودن آدولف‌آيشمن يك پيروزي ملي و راه افتادن در جست‌وجوي يك پسربچه كار عجيب يك دولت تعبير مي‌شد، اما به هر حال اين اقدامات توان به كار رفته در كسب اطلاعات خارجي را كاهش داد و همچنين بررسي و تحليل و توزيع اطلاعات را نيز دچار وقفه كرد. اين امر توانايي واحد اطلاعات نظامي را در پديدآوردن و ارائه تصويري جامع و واضح از موقعيت و ارائه آن به نخست‌وزير و رئيس ستاد ارتش باز داشت. يك مثال خطرناك از بروز چنين وضعيتي روز21 جولاي سال 1962، يعني در سالگرد انقلاب مصر رخ داد.
مراسم نظامي در اين روز تعطيل ملي مصر عظيم و ترس‌آور بود. سراسر بلوار انقلاب مصر را رديفهايي از تانكهاي تي55 و تي54، توپهاي عظيم، و نفربرهاي زرهي پوشانده بود. هواپيماهاي ميگ 17 آسمان را پر كرده بودند و بمب‌افكن‌هاي ايلوشين دو -28 كه سلاح دوربرد اصلي در زرادخانة ناصر به حساب مي‌آمدند در حال پرواز بودند.
به پرواز درآمدن ابزار ديگري در روز سالگرد انقلاب، اسرائيلي‌ها را به وحشت انداخت . مصري‌ها در يك ميدان رزم صحرايي، چهار فروند موشك بالستيك را مورد آزمايش قرار دادند: دو فروند موشك الظفر؛ و دو فروند موشك القاهر .ناصر طي سخناني كه پس از شليك اين موشكها با حالتي خونسردانه ادا شد، قول داد كه اين موشكها شهرهاي اصلي اسرائيل را هدف قرار داده و از بين خواهند برد. واضح است مصر تنها كشور منطقه نبود كه چنين موشكهايي را در اختيار داشت. اسرائيل در ماه جولاي سال 1961 موشكي را به نام شاويت مورد آزمايش قرارداده بود. اما به هر حال برد 175 مايلي موشك الظفر و برد 350 مايلي موشك القاهر همه را تحت تاثير قرار مي‌داد. تهديد ناصر داير بر اينكه اين موشك‌ها مي‌توانند اهدافي را در جنوب بيروت از بين ببرند جدي گرفته شد.
آزمايش اين موشكها هم موساد و هم واحد اطلاعات نظامي را بسختي شوكه كرد. وجود اين موشكها از طريق پخش عادي اخبار آشكار شده بود. مايرآميت از كوره دررفت و گفت: «اگر قرار است اطلاعات خارجي خود را از سخنرانيهاي علني جمال عبدالناصر به دست آوريم پس اين بودجة فعاليت خارجي براي چيست؟ اگر چنين باشد به چيزي بيش از يك راديوي جيبي احتياج نداريم.»(6)
اسرائيل از سال 1961 به اين سو از تلاشهاي مصر براي به دست‌آوردن و توليد يك سري موشكهاي بالستيك سطح به سطح آگاه بود. مصري‌ها اين هدف موشكي را به منظور رسيدن به حد تواناييهايي كه در ارتش اسرائيل وجود داشت دنبال كرده بودند و از سوئيس مواد لازم را مي‌خريدند؛ در واقع چندين نمونة آزمايشي از سيستم‌هاي موشكي در يك تونل باد در كوههاي آلپ سوئيس آزمايش شده بود. با اين حال واحد اطلاعات نظامي تا 1962 از اينكه اين موشكها به حالت عملياتي و يا حتي مراحل تجربي پيشرفته رسيده‌اند آگاه نداشت. اينك مصريان چيزي در اختيار داشتند كه اسرائيل در برابر آن پاسخي نداشت، و همين امر بن‌گوريون را واداشت بلافاصله از جان اف‌كندي رئيس‌جمهور ايالات متحده درخواست كند موشكهاي زمين به هواي هاوك در اختيار اسرائيل بگذارد.
جنبة ناراحت‌كنندة ديگر برنامة موشكي ناصر كه به عنوان «ادارة طرحهاي ويژة نظامي» شناخته مي‌شد و تحت نظارت و كنترل اطلاعات ارتش قرارداشت، اين واقعيت بود كه مغزهاي سازندة كلاهكهاي جنگي مصر دانشمندان سابق نازي بودند كه ناصر آنها را به خدمت خود درآورده بود. سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي اسرائيل كساني را كه بتازگي به سرزمين اهرام وارد مي‌شدند تحت‌نظر داشتند و بويژه آنهايي را مواظب بودند كه در زمرة افسران سابق اس.اس و جنايتكاران جنگي بودند. از جملة اين افراد لئوپولد گليم فرماندة گشتاپوي ورشو، و ژنرال اس‌اس اسكارديولوينگر از بنيانگذاران اردوگاه بدنام ماوت‌هاوزن بودند. (7) اين آلماني‌ها براي خودشان مستعمره‌اي در مصر به راه انداخته بودند و يك مجتمع موفق فني را براي توليد سلاح جهت كشتار جمعي توسط ناصر اداره مي‌كردند. علاوه بر آن قرار بود هواپيماي جنگنده و بمب‌افكن نيز براي مصر ساخته شود. كاركردن دانشمندان نازي براي ساخت سلاح جهت كشتار يهوديان، خاطره قتل‌عامهاي دوران جنگ جهاني دوم را زنده مي‌كرد. ايسرهارل مصمم شده بود به هر قيمت ممكن جلوي مصري‌ها را بگيرد؛ اين نيز يكي ديگر از جنگهاي صليبي شخص ايسرهارل بود. علاوه بر اين، مصري‌ها به كمك آلماني‌ها زرادخانه‌اي از سلاحه‌هاي شيميايي تهيه كرده بودند و تهديد مي‌كردند آن را عليه اسرائيل به كار خواهند برد؛ اما در واقع اين سلاحها را در جنگهاي سخت سال 1963 عليه سلطنت‌طلبان يمني به كار بردند. امكان انداختن كلاهكهاي شيميايي توسط موشكهاي مصري به خيابانهاي اسرائيل، يهوديان را دچار وحشتي عميق مي‌ساخت.( اين وحشتي بود كه ساكنين اسرائيل طي ماههاي ژانويه و فوريه سال 1991 به هنگامي كه صدام حسين 39 فروند موشك اسكاد به سوي تل‌آويو و حيفا شليك كرد تجربه كردند.) طبيعي است بن‌گوريون از ناكامي سرويسهاي اطلاعاتي‌اش در پيش‌بيني آنچه در مصر رخ داده بود عصباني‌شد، زيرا ارتش اسرائيل و نيروهاي امنيتي براي پاسخ‌گويي به اقدامات ناصر مجبور به عمل همراه با تأخير بودند.
بنا به دستور ايسرهارل، روش به كار گرفته شده براي مقابله با برنامة موشكي ناصر و به پايان رساندن كار وي طرحي بود مرگبار و ماهرانه مبتني بر پست كردن بسته‌هاي منفجرشونده، از همان نوعي كه در سال 1955 واحد اطلاعات نظامي از طريق آن سرهنگ حافظ و سرهنگ مصطفي را كشته بود. نام آن را عمليات داموكلس گذاشته بودند، زيرا چون شمشير داموكلس بر سر دانشمندان آلماني فرود مي‌آمد. اين آخرين طرح بزرگ هارل بود.
موساد از طريق شبكة ماهرانه‌اي از عوامل خود اين افراد را شناسايي كرد و در مورد محل زندگي و كار آنها و همچنين شرح دقيق فعاليت‌هاي روزانه‌شان اطلاعاتي به دست آورد. در واقع چندين بمب نيز وظيفة خود را به انجام رساندند.
اما در پانزدهم ماه مارس سال 1963 ، دو تن از عوامل موساد كه در هتلي واقع در شهر باسل كشور سوئيس دختر يكي از اين دانشمندان را تهديد كرده بودند توسط پليس دستگير شدند. علين‌شدن ناخواستة اين جريان بن‌گوريون را هراسان كرد، و اين نخست‌وزير حيله‌گر را واداشت تاكتيك‌هاي رئيس بخش اطلاعات خود را مورد بررسي قرار دهد. معلوم شد شمشير داموكلس چيزي بيش از يك چاقوي نامه بازكني نبوده است.
هارل با به خدمت گرفتن روزنامه‌نويسان اسرائيلي به اين مبارزه‌جويي پاسخ گفت و اين گروه را كه افرادي داراي ذهنيت مستقل بودند واداشت در مورد شركت كردن آلماني‌ها در جريان تلاشهاي مصر براي نابودكردن دولت يهود به تبليغات علني بپردازند- اما معلوم شد اين تاكتيك هارل نيز اقدامي مصيبت‌بار است. اين كار نه تنها باعث شد مردم در اسرائيل بترسند و به هراس بيفتند، بلكه تلاشهاي بن‌گوريون را نيز كه سعي مي‌كرد با برقرار كردن روابط با آلمان‌غربي به آن نزديك شده و كمك‌هاي نظامي و اقتصادي دريافت كند بي‌اثر و بيهوده ساخت. بن‌گوريون به هارل دستور داد جنگ صليبي خود را عليه دانشمندان آلماني متوقف سازد. اما اين سرجاسوس لجوج سر باز زد و به جنگي رفت كه از آن پيروزمند بيرون نمي‌آمد.
خشم و انتشعاب بر روابط بين پيرمرد و سرجاسوس حيله‌گر وي حاكم شد و اين روابطي بود كه زماني غيرقابل خدشه مي‌نمود. هارل از اينكه بن‌گوريون براي ادارة برنامة فوق سري سلاح اتمي اسرائيل شيمون پرز را برگزيده است خشمگين بود.(8) اين دو مرد قدرتمند و سرسخت در آستانة دوره‌اي از رويارويي قرار داشتند و اين از آن روياروييهايي بود كه بيش از يك طرف پيروز ندارد. آنان در 25 مارس 1963 با يكديگر روبرو شدند، هارل كه اطمينان داشت بن‌گوريون استعفاي وي را نمي‌پذيرد استعفا داد. بن‌گوريون پذيرفت.
يك روز پس از آن، سرتيپ آميت مدير واحد اطلاعات نظامي به دفتر بن‌گوريون فراخوانده شد تا در كمال حيرت مطلع شود وي را به عنوان رئيس جديد جاسوسان اسرائيل يعني رياست موساد انتخاب كرده‌اند. اسرائيل،موساد، و مهم‌تر از آن واحد اطلاعات نظامي به دوران جديدي وارد مي‌شدند. عصر طلايي جامعة اطلاعاتي اسرائيل و دوراني كه شخصيت واقعي آن براي هميشه شكل مي‌گرفت در حال آغاز شدن بود.
انتخاب بن‌گوريون كه در نتيجة آن مايرآميت هدايت سرويس اطلاعات اسرائيل را به عهده مي‌گرفت به صورت درخواست مطرح نمي‌شد؛ او به مدير واحد اطلاعات نظامي دستور داد اين پست را بپذيرد. اين اقدامي نبود براي آرام كردن عوامل قديمي موساد كه از ابتداي تشكيل دولت اسرائيل وفادارانه به آن خدمت كرده بودند. بن‌گوريون نمي‌خواست سرجاسوسي داراي قدرت انحصاري داشته باشد. به جاي آن، به عقيدة وي اسرائيل به يك فرماندة آرام و غيرسياسي امور جاسوسي نيازمند بود كه سوابق مناسب و غيرقابل ردي داشته باشد. ارتش اسرائيل و بويژه واحد اطلاعات نظامي بهترين محل براي يافتن چنين فردي بودند.
بين واحد اطلاعات نظامي (به عنوان بخشي وابسته به ارتش اسرائيل) و موساد تفاوتهاي معيني وجود داشت. موساد به اين افتخار مي‌كرد كه يك موجوديت مستقل، و يك ارگان «غيرنظامي» مغرور است كه اطلاعات، ابتكارات، و هوش برتر آن اسرائيل را براي مدت يك دهه در مقابل امواج تهديد حفظ كرده است. البته ارتش اسرائيل نيز يك هستي وموجوديت جهاني و ارگاني برابري‌طلب بود متشكل از افراد كادر و سربازان ذخيرة غيرنظامي كه وجود زدن در مرزها، و مبارزه و نبرد بالقوه كرده بودند. هنگامي كه در 26 مارس 1963 سرتيپ مايرآميت ملبس به يونيفرم كامل - نظامي با مدالهاي رزمي، نشان نقره‌اي چتربازي، و سردوشيهاي مختلف- وارد ادارة مركزي موساد شد، افراد موساد را خشمگين ساخت. منشيان هارل و گروه وفاداران به او علنا در ادارة مركزي گريه مي‌كردند، و تعداد زيادي از عوامل ارشد تهديد اعتصاب جمعي را عنوان مي‌نمودند. موساد در آستانة به راه افتادن انقلابي بود؛ با اين حال، به گفتة يوزي ملمان و دان راويو نويسندگان كتاب جاسوسان معيوب، مايرآميت براي اين به موساد فرستاده شده بود تا در غياب هارل، « اصطبل را تميز كند».
ماير اين را فهميده بود كه چنانچه اسرائيل بخواهد عليه اعراب دست بالا را داشته باشد، ملت اسرائيل نخواهد توانست در عين حال درگيريهاي داخلي و پرخاش كردن به يكديگر بين موساد و واحد اطلاعات نظامي را تحمل كند. در حالي كه اين رئيس جديد تلاشهاي دليرانه‌اي براي پر كردن فاصله بين دو سرويس به كار مي‌بست، ابراز مقاومت از سوي هر دو طرف افزايش مي‌يافت. عوامل موساد از پذيرش كنار گذاشته شدن هارل سرباز زدند و مبارزه‌اي مبتني بر نامه‌نگاري ترتيب دادند كه طي آن عدم رضايت خود را در مورد فرجام كار فرمانده‌شان ابراز مي‌كردند؛ آنها همچنين از گمارده شدن سرتيپ آميت كه يك فرد نظامي براي فرماندهي موساد بود ناخشنودي نشان مي‌دادند. آميت كه در مقابل ارتش اسرائيل مسئوليت داشت، اطمينان داد اين مبارزة مبتني برنامه‌نگاري و شبكة نامه‌نگاران را درهم خواهد شكست؛ سرانجام امضا‌كنندگان نامه‌ها را مسئوليت‌هاي خود بركنار شدند. آن دسته از نيورهاي واحد اطلاعات نظامي نيز كه از مأموريت تازة سرتيپ آميت ناخشنود بودند، توسط وزارت دفاع مأمور خدمت در صفوف رزمي شدند.
نخسين روز رياست آميت بر موساد هيجان‌آور و همراه با دورويي بود. بين مراكز موساد و واحداطلاعات نظامي در رفت و آمد بود و يكي از نخستين اقدامات وي تجديد سازمان موساد در راستاي شيوه‌هاي كاراتر و بهتر واحد اطلاعات نظامي و براساس قوانين نانوشتة ارتش اسرائيل بود. هنگامي كه وي چند ماه بعد سرانجام ارتش و واحد اطلاعات نظامي را ترك كرد، مهمترين اقدامي كه كرد انتقال واحد 131 به حوزة عمل موساد بود. اين تغيير نه تنها نتايج بسيار مؤثري براي واحد اطلاعات نظامي، بلكه براي دولت اسرائيل به بار مي‌آورد. اين اقدام به طرق بسيار به «متمركز كردن» قابليت‌هاي جاسوسي انساني اسرائيل در سالهاي قبل از جنگ شش روزة 1967 كمك رساند.
جاسوسي توسط عوامل انساني به عنوان شاهستون تلاشهاي كسب اطلاعات دولت اسرائيل باقي ماند. هرچند «كاركثيف» در مصر ثابت كرده بود اداره كردن عوامل در قلمرو دشمن كار بسيار خطرناكي است، اما گسيل عوامل جاسوسي موساد و واحد اطلاعات نظامي ادامه يافت. واحد اطلاعات نظامي هنوز هم ميل داشت عواملي داراي پوشش عميق جاسوسي در پايتخت‌هاي عربي داشته باشد. در سال 1956، اميدهاي آنها به يكي از ماجراجوترين و به عقيدة برخي خطرناك‌ترين عوامل دوخته شده بود: مردخاي «موتكه» كدار
كدار با نام اصلي مردخاي كراوتسكي در سال 1930 در لهستان زاده شد. مادرش در كودكي وي را ترك كرد و او همراه با پدربزرگ مادري‌اش به فلسطين رفت. دوران كودكي و نوجواني را در شهرك آشفته‌اي به نام خدرا كه بين حيفا و تل‌آويو واقع است گذراند. چون والديني كه زندگي‌اش را اداره كنند سرپرستي از او را به عهده نداشتند، در خيابانها بزرگ شد؛ آموزش‌دهندگان او فعالان بازار سياه، قاچاقچيان، و دلالان محبت بودند و او در كافه‌هاي كوچك زيردست اين گونه افراد بزرگ شد. بنابراين فاسد بودن وبي‌رحمي وي جاي تعجبي نداشت؛ زيرا وي محصول محيطي بود كه در آن رشد يافت. در سال 1948 او را براي خدمت نظام به نيروي دريايي ارتش اسرائيل فرستادند، اما كمي بعد به خاطر رفتار خطرناكش لباس نظامي را از تن او بيرون آوردند، به خدرا برگشت و ارتباطات او با جنايتكاران حتي هنگامي كه به عنوان دانشجوي حقوق در دانشگاه عبري معروف اورشليم ثبت‌نام كرد ادامه يافت. پليس اسرائيل اعتقاد دارد وي در موارد متعددي در راهزني، اخاذي، و حتي قتل شركت داشته است.(9)
رفتار نامناسب كدار از نظر رواني، او را به نزديك روانپزشك مشهور تل‌آويو كشاند كه بسياري اعتقاد داشتند خودش به درمان و نظارت رواني عاجل نياز دارد. اين دكتر خوب، كه دكتر ديويد رادي نام داشت از شكارچيان باهوش واحد اطلاعات نظامي بود. وي كه متوجه كيفيات و استعداد اين لات اهل خدرا شده بود، ترتيبي داد وي با سرتيپ فاتي هركابي ديدار كند، ارزيابي اين مدير واحد اطلاعات نظامي از كدار ارزيابي مثبتي بود. واحد 131 كدار را رسما استخدام كرد و وي را در مركز اسرائيل در يك مركز آموزشي فوق سري آموزش داد.
چندين سال چنين به نظر مي‌رسيد كه گويي كدار ناپديد شده است. همسرش گهگاه كارت‌پستالهايي از وي دريافت مي‌كرد كه از نقاط عجيبي از جهان به پست داده مي‌شد و كدار در آنها وي را از اينكه حالش خوب است، باخبر مي‌كرد. وي در واقع در حال مسافرت از اينجا به آنجاي جهان بود تا براي مأموريت بلندپروازانة نهايي خويش داستاني جعل كند تا به يك پوشش غيرقابل ترديد دست يابد: وي مي‌خواست به عنوان يك بازرگان اروپايي - آمريكايي به مصر رفته و در آنجا مستقر شود.
كار كدار در زمينة فراهم‌آوري پيشينه مشتمل بود بر تأسيس شركتهاي مختلف ظاهري، باز كردن حسابهاي بانكي، و برقراري تماس با اين و آن، و همة اين فعاليتها توسط واحد اطلاعات نظامي تأمين مالي مي‌شدنيد. آرژانتين براي انجام مأموريت وي نقطة ايده‌آلي بود زيرا گروه وسيعي از مستعمره‌چيان اروپايي و همچنين تعداد زيادي مهاجر عرب در آن به سر مي‌بردند. اين كشور به عنوان كشور داراي اقتصاد و تجارت آزاد، مناسب انجام امور بازرگاني بين‌المللي بود و رفت‌وآمد اشخاص و نقل و انتقال مالي و پولي در آن به راحتي صورت مي‌گرفت. آرژانتين براي يك عامل جاسوسي كه مي‌خواست براي خود هويتي بيافريند و بعد در لاك آدم جديد فرو برود، نقطة پرش بسيار مناسبي به شمار مي‌رفت. چون جامعة وسيعي از يهوديان نيز در اين كشور به سر مي‌بردند، و از سوءظني هم كه در كشورهاي عربي در اين مورد وجود دارد در آرژانتين خبري نيست، اين كشور براي امور اطلاعاتي اسرائيل مكاني ايده‌آل به شمار مي‌رود. از آنجا كه اين كشور از حاميان علني جنايتكاران نازي در جريان پنهان ساختن آنها نبود، چنانچه يهوديان خود را آلماني جامي‌زدند در زمينة تحقيقات زياد در مورد هويت خود ريسك كمتري كرده بودند.
در اوايل سال 1957، كمي پس از آنكه كدار با 15 هزار دلار آمريكايي و يك پاسپورت جعلي اروپايي به آمريكاي‌جنوبي فرستاده شد، به ناگهان دستور رسيد به اسرائيل برگردد. پس از يك پرواز رؤيايي در قسمت درجه يك از پاريس به تل‌‌آويو (كدار هميشه برخلاف ساير مأموران اطلاعاتي اسرائيل زندگي لوكسي را همراه با صورت‌حسابهاي گران‌قيمت مي‌گذارند) كدار بناگهان خود را با سه پليس تنومند و سراپا مسلح اسرائيلي روبرو ديدي كه او را دستگير كردند. اعضاي شين‌بت نيز در كنار اين اعضاي پليس ويژه قرار داشتند. يكي از هراس‌آورترين فصول در تاريخ واحد اطلاعات نظامي اسرائيل فرارسيده بود.
طبق اتهامات اسرائيلي‌ها، كدار با بي‌رحمي يكي از رابطين اطلاعاتي خود را كه يك يهودي پولدار آرژانتيني بود به قتل رسانده بود. كدار وي را هدف هجده ضربه خنجر قرار داده و سپس مبلغ زيادي پول همراه او راف ربوده بود. دادگاه او را در مكان دورافتاده‌اي در يك باغ ليمو و تحت نگهباني اكيد سربازان ارتش برگزار كردند؛ ترتيبات دادگاه او بسيار شبيه به حوادثي بود كه در جريان اعدام مايرتوبيانسكي به كار گرفته شد. كدار را به زندان رام‌الله برده و در اختفاي كامل نگه داشتند. زندانيان از هويت وي اطلاعي نداشتند و روي در سلول وي، صرفا حرف ايكس نوشته شده بود. دولت اسرائيل يكي از بزرگترين جناياتي را كه توسط عوامل اطلاعاتي‌اش انجام شده بود، پرده‌پوشي مي‌كرد. ايسرهارل، رئيس سابق موساد و شين‌بت، يعني كسي كه مطمئن است تا زماني كه كدار دورة بيست‌سالة زندان خود را طي نكند خبري از او شنيده نخواهد شد، در كتاب خود موسوم به «امنيت و دموكراسي» مي‌نويسد: «ما عوامل خود را نمي‌كشيم- براي اين كار قاضي و دادگاه وجود دارد. ممكن است سرويس اطلاعاتي انگليسي‌ها اين كار را بكند و افراد را سر به نيست نمايد، اما ما نمي‌كنيم. اما اين به هر حال يكي از خطرات است كه به كار گرفتن افراد داراي سوابق جنايي براي انجام مأموريت‌هاي حساس اطلاعاتي همراه دارد.»(10)
(مردخاي كدار به سال 1974 پس از به سر‌بردن هفده سال در زندان رام‌الله و هفت سال حبس مجرد، آزاد شد. چندين خبرنگار و روزنامه‌نويس اسرائيلي با او مصاحبه كردند. اما اشاره كردن به نام وي، جنايتي كه مرتكب شده، و ارتباطش با واحد اطلاعات نظامي ارتش، توسط ادارة سانسور نظامي ارتش ممنوع شده بود. او در سال 1990 در مصاحبه‌اي كه در ويلاي زيباي خود در لس‌آنجلس كاليفرنيا ترتيب داد، براي نخستين‌بار در مورد سرنوشت خود حرف زد: «آنچه دوست دارم انجام دهم اين است كهس وار هواپيما شوم، به اسرائيل و به خانة ايسرهارل بروم، و گلوله‌اي در مغز او شليك كنم.» (11))
اشتباهات و درسهاي حاصل از مورد كدار در اوايل دهه 1960 و هنگامي كه دو جاسوس برجسته و جوان واحد اطلاعات نظامي آموزش مي‌ديدند از ياد رفت؛ آن دو به بهترين جاسوسهايي كه تاكنون به دولت يهود خدمت كرده‌اند تبديل شدند. سهم آنها در حفظ امنيت دولت اسرائيل به حدي بود كه تا امروز احساس مي‌شود. اما به هر حال هر دوي آنها با ناكامي مواجه شدند وحتي يكي از آنها بهاي اشتباه را با جان خود پرداخت. هر دو نفر آنها قرباني جاه‌طلبي بيش از حد خود شدند؛ آنها مي‌دانستند دولت يهود براي مقابله با تهديدهايي كه با آنها روبروست به كار يك «ابرجاسوس» نياز دارد و به چنين جاسوسي متكي است. ابرجاسوسان اسرائيل الي‌كوهن و ولفگانگ لوتس بودند.
يكي از درسهايي كه واحد اطلاعات نظامي از جريان «كار كثيف» در مصر آموخت اين بود كه دادن مأموريت جاسوسي به يهوديان محلي در كشورهاي هدف مي‌تواند نتايج تراژيكي به بار آورد. اين امر يك «تابو»ي عملياتي بود و بايد به هر قيمت از آن اجتناب مي‌شد. آشكار شدن اينكه يك يهودي محلي براي دولت اسرائيل جاسوسي مي‌كند، جان افراد بي‌گناه را به خطر مي‌انداخت، زيرا اين افراد را تحت تعقيب نيروهاي دولتي و زير فشار شهروندان خشمگين قرار مي‌داد. يك مأموريت جاسوسي به معني انجام دادن يك برنامه نبود! استفاده از عوامل عرب براي جاسوسي در ساير كشورهاي عربي نيز مشكلات به بار مي‌آورد و برنامه‌ريزان واحد اطلاعات نظامي را مي‌ترساند و موساد و شين‌بت را نيز دچار وحشت مي‌كرد. اعراب مردم متفرقي هستند كه توسط فرهنگهاي متفاوت به بار آورندة گرايشات شوونيستي از يكديگر مجزا شده‌اند و زبانها و لهجه‌هاي متفاوتي دارند. در واقع دستة عربي پالماخ از اين گونه مشكلات در هنگام مبارزه براي كسب استقلال آگاه شده بود و اين آگاهيها هنگامي به دست آمد كه تلاش مي‌شد يهوديان عراقي و يمني به بيروت، دمشق، و امان نفوذ داده شود. يك عامل براي اينكه بتواند خود را در اين مناطق فردي بومي جا بزند بايد شجاعت و مهارت بسياري ابراز مي‌كرد. اين عامل در سال 1960 يافته شد. نام وي الي كوهن بود. شيوة افسانه‌اي و جيمزباندي كار وي مرزهاي خاورميانه را در نورديد و وي را در سطح بين‌المللي به عنوان يك ابرجاسوس معروف ساخت.
الي‌كوهن در 28 دسامبر 1928 در اسكندرية مصر به دنيا آمد. والدين او كه از يهوديان سوريه بودند، همواره با فرزند تحصيل‌كرده و باهوش خود دربارة فرهنگ يهود، صهيونيسم، و بويژه فرهنگ جامعة يهوديان سوريه حرف مي‌زدند. علاقة وي به صهيونيسم در ايثارگري‌اش در راه آن متبلور مي‌شد: در سال 1949 پدر و مادر و سه برادرش عازم اسرائيل شدند، اما وي در مصر باقي ماند تا فعاليت‌‌هاي يهوديان را سازماندهي كند. وي يكي از جوانان وابسته به گروه جاسوسي سوزانا و حلقة «مرزوك-آذر» بود كه هر چند مأموران اطلاعاتي مصر به طرز وحشيانه‌اي از او بازجويي كردند، اما از فاجعه‌اي كه به دنبال لو رفتن گروه رخ داد جان به در برد. افسران واحد 131 احساس مي‌كردند در وجود اين روشنفكر جوان عنصر بخصوصي وجود دارد كه نويدبخش است، و در ذهن خود نقشه‌هاي بزرگي براي آيندة وي در كار جاسوسي طرح كرده بودند.
در سال 1955 كوهن را براي دريافت آموزش اطلاعاتي به طور مخفيانه به اسرائيل آوردند. وي از طريق يونان به اسرائيل آمد ورودش امري به كلي سري به شمار مي‌رفت. به ديدار خانواده‌اش نرفت و بجاي آن وي را به يك هتل ساحلي اسرائيلي بردند، با نام جعلي برايش اتاقي گرفتند، و چندين هفته وي را مخفي كردند. او را به همان اردوگاهي بردند كه در سال 1953 فعالان گروه سوزانا در‌آن آموزش ديده بودند، و تعاليم فشرده‌اي را در زمينة كار جاسوسي به او عرضه كردند. برخلاف جاسوسان گروه سوزانا، قرار نبود الي‌كوهن به عنوان ستون پنجم و يا يك خرابكار عمل كند. وي به عنوان عنصر ارشد عمليات اطلاعاتي اسرائيل در مصر تعليم مي‌يافت.
از اقبال بد نقشه‌پردازان واحد اطلاعات نظامي، معلوم شد كه كوهن يك عامل «سوخته» است و اين از همان ابتدا معلوم شد. پس از برگشت وي به مصر در سال 1956، ماموران ضداطلاعاتي مصر او را تحت تعقيب و مراقبت خود قرار دادند و در اثناي ساعات اولية آغاز عمليات كادش در 1956 بازداشت كردند. در اوضاع آشفته‌اي كه پس از اين نبرد به وجود آمد، الي نيز همراه با بقية يهوديان اسكندريه در هشتم فورية 1957 از مصر اخراج شد و به اسرائيل رسيد.(12)
الي‌كوهن اعتقاد داشت به عنوان يك مهاجر جديد به اسرائيل، بزودي به خدمت اطلاعاتي او نيازمند خواهند بود. او دوبار خود را به سرويس اطلاعاتي اسرائيل معرفي كرد و هر دو بار ضمن سرزنش او را پس زدند. احساس كرد حتي او را براي دفاع از دولت يهود نياز ندارند، زيرا هنگامي كه وي را به خدمت نظام پذيرفتند در يك تشكل رزرو نيروي هوايي به عنوان كارمند امور تداركات ثبت‌نامش كردند. (13) مانند اكثر مهاجرين جديد تلاش كرد خود را به زندگي روزمره عادت دهد و در جست‌وجوي كاري براي جذب در جامعة اسرائيل بو. در 13 اوت 1959 با ناديا مجلد كه دختر زيبايي از يهوديان بغداد بود ازدواج كرد و كاري به عنوان حسابدار در فروشگاههاي زنجيره‌اي تل‌آويو به دست آورد. زندگي‌اش آرام، منظم و بي‌حاصل به نظر مي‌رسيد. براي كسي كه شاهد نابودي دوستان كودكي‌اش در اثر يك خطاي عملياتي اطلاعاتي شده بود، ناشناس ماندن و داشتن يك زندگي آرام پذيرفتني بود.
اما در سال 1960، مردي كه ناديا وي را «آنجل»([فرشته] به خاطر سيماي زيبا و ظاهر نيكخواهش) مي‌نامد زنگ در خانة كوهن را به صدا درآورد و زندگي آنها و سرنوشت دولت اسرائيل را تغيير داد.
اين «فرشته» در واقع يكي از كاركنان باهوش واحد اطلاعات نظامي و كسي بود كه مي‌خواست الي‌كوهن را به صفوف نيروي مخصوص خود يعني واحد 131 برگرداند. نياز به برخورداري از خدمات آدمي مثل الي‌كوهن - يك عنصر اطلاعاتي برجسته كه به زبانهاي عربي، انگليسي و فرانسه حرف مي‌زد- انعكاسي بود از رخدادهاي دردسرباري كه اسرائيل در مرزهاي شرقي و شمالي خود با آنها درگير بود. تهاجم اول فورية 1961 اسرائيل بر مواضع توپخانة سوريه نشان داده بود مرز اسرائيل و سوريه حالتي شكننده دارد. رقابت سياسي فزاينده بين سوري‌هاي بعثي و شاه‌حسين سبب احساس خطر اسرائيل در مورد اين همساية تندرو و غيرقابل پيش‌بيني خود مي‌شد.
سوريه تلاش مي‌كرد از طريق خراب كردن سياسي اردن، بر مرز جنوبي اسرائيل مسلط شود، و اين هدف اساسا از طريق تكيه بر تروريسم دنبال مي‌شد. در 29 اوت سال 1960، سرويسهاي اطلاعاتي سوريه بمبي در دفتر كار نخست‌وزير اردن كار گذاشته و وي را كشتند.
سوريه در واقع به تندروترين كشور عرب تبديل شده بود. سياستهاي فعال و ضداسرائيلي اين كشور به معني وجود عنصر غيرقابل كنترلي در مجموعة خوب كنترل‌شدة اعراب بود. با وجود وارد شدن مقادير زياي سلاحهاي ساخت شوروي از قبيل ميگهاي 21، تانكهاي تي -54 و تي-55، و حجم زيادي توپخانه، سوريه تهديد عظيمي براي دولت اسرائيل به بار آورده بود. جامعة بستة سوريه كه كشورهاي غربي نيز به آن دسترسي چنداني نداشتند، براي جامعة اطلاعاتي اسرائيل به يك معضل و معما تبديل شده بود.
الي‌كوهن و قابليت‌هاي اطلاعاتي وي از جنبة عملياتي، مورد توجه مأموران و فسران واحد اطلاعات نظامي قرار گرفته بود و احتمالا آنها براي استخدام وي بخش ويژه‌اي پديد آورده بودند. پس زمينة سوري وي او را براي استخدام و نفوذ‌دادن به سوريه به عامل مناسبي تبديل مي‌كرد.
كوهن در ابتدا از پيشنهاد آنجل براي كار در امور اطلاعاتي خودداري كرد. او با اشاره به اينكه تازه ازدواج كرده و در سن سي‌وچهار سالگي از زندگي همراه با گمنامي خود خشنود است، وعده‌هاي مبتني بر«مسافرتهاي بين‌المللي و حادثه و ماجرا،» را رد كرد. هنگامي كه به او قول داده شد كار اطلاعاتي وي مستلزم خارج‌شدن از مرزهاي اسرائيل و يا در معرض خطر قرار گرفتن نيست، كوهن باز هم امتناع كرد و گفت علاقه‌اي به كار اطلاعاتي و خدمت كردن به واحد اطلاعات نظامي ندارد. چند روز پس از آن، تحت شرايط و اقداماتي كه تا امروز بلاتوضيح مانده‌اند، كوهن از كار حسابداري خود بي‌كار شد. او كه اينك بي‌پول مانده بود و بايد مخارج خانواده‌اش را مي‌داد، پيشنهاد آنجل را براي كار در مقابل هر ماه 350 پوند اسرائيلي‌پذيرا شد. به اين ترتيب الي‌كوهن به كار در حوزة عمليات ويژة واحد اطلاعات نظامي بازگشت.(14)
در ابتداف كلمة «ستارة طلايي» كه در كنار نام الي‌كوهن در قرارگاه مركزي واحد اطلاعات نظامي و حتي قبل از پذيرش پيشنهاد توسط وي نوشته شده بود، نشانگر تصويب اين تصميم بود كه وي بايد در زادگاهش مصر به جاسوسي بپردازد. كنترل‌كنندگان وي تلاش كردند هويت جديدي براي وي پديد آورند كه براساس آن به مرد ثروتمندي تبديل مي‌شد كه ثروت و اعتبارش جريان‌يابي اطلاعات را تسهيل مي‌كرد. اين شيوه بيشتر شبيه به كار ماكس‌بنت در دوران قبل از ارتباط بدفرجامش با شبكة سوزانا بود. پس از اينكه واحد اطلاعات نظامي فهميد سرويس‌هاي اطلاعاتي مصر آرشيوهاي كارآيي ازنظر سوابق شهروندان پديد آورده‌اند، و با توجه به اينكه كوهن قبلا توسط سرويس‌هاي مصري مورد تعقيب و مراقبت قرار گرفته بود، واحد اطلاعات نظامي تصميم‌گرفت برنامة جاسوسي كوهن را تغيير دهد. آنچه اين مرد متولد شده در اسكندريه را براي واحد اطلاعات نظامي تا اين حد جذاب مي‌ساخت حافظة قوي، صداقت غيرقابل قيمت‌گذاري، و مهم‌تر از همه كيفيات و ويژگيهاي اجتماعي او بود كه وي را در محافل متشكل از خارجيان به چهره‌اي مقبول و دوست‌داشتني بدل مي‌كرد، آزمايشات بي‌وقفة رواني نيز برخي از خصايل منفي - و احتمالا هشداردهنده - وي از جمله احساس خودبزرگ‌بيني زياد، و داشتن تنش داخلي سطح بالا را نشان دادند و مشخص كردند.(15)
هنگامي كه در سال 1960 نياز به داشتن جاسوسي در سوريه خود را نشان داد، ارتباط بين تواناييهاي كوهن و نيازهاي واحد اطلاعات نظامي به شكل‌گيري يك سناريو منجر شد. آموزشهاي وي شديد و فشرده و خستگي‌آور بودند. روشهاي گريز سريع توسط اتومبيل را به او آموزش دادند.كاربرد طيف وسيعي از سلاحها و از جمله اكثر سلاحهاي سبك را به او آموختند، و زمين‌شناسي، نقشه‌خواني، خرابكاري و مهم‌تر از همه رمزنويسي و مخابرات راديو را به او ياد دادند. اين تخصص‌ها از آن رو مورد نياز بود تا بتواند حداكثر تضمين را براي بقاي يك نفر فراهم كند: كمال امين تعابت يعني هويت جديد الي‌كوهن. يكي ازحساسترين و مشكل‌ترين كارها براي كوهن يادگرفتن دقيق لهجة سوري بود. قبل از آنكه دوران آموزش خود را شروع كند، لهجة مصري وي غيرقابل كتمان بود. براساس گزارشهاي متعدد، راهنماي وي در واحد آموزشي واحد 131 يك يهودي عراقي‌الاصل به نام شمعون بود كه از دوران جنگهاي 1948 به عنوان يك كارشناس برجستة زبان عربي و فرهنگ اسلامي شناخته مي‌شد.(16)
جست‌وجوي دقيق در اطلاعات و پرونده‌هاي موجود در قرارگاه واحد 131 به عنوان كاري براي شكل‌دهي به شخصيت جديد كوهن مورد استفاده واقع مي‌شد. كمال امين تعابت در بيروت از والديني سوري متولد شده‌بود؛ پدرش امين‌تعابت نام داشت؛ و نام مادرش سعديه ابراهيم بود. (17) خانوادة آنها در سال 1948 به آرژانتين مهاجرت كرده و كار و كاسبي موفقي در زمينة منسوجات به راه انداخت. بازگشت كمال امين تعابت به سوريه بايد رؤيايي نمايانده مي‌شد كه وي از قديم براي برگشت به سرزمين آباء و اجدادي در سر داشته است.
پس از انجام بررسي‌هاي محتاطانه در قرارگاه مركزي واحد 131 تصميم گرفته شد الي‌كوهن فرستاده شود. سرتيپ هرتزوگ رئيس كل واحد اطلاعات نظامي سند تصميم را امضا كرد.
در سوم فورية سال 1961، الي‌كوهن با يك هواپيماي شركت ال آل از فرودگاه لود تل‌آويو به سوي زوريخ پرواز كرد، و در اين شهر با عوض كردن مدارك خود به كمال امين تعابت تبديل شد. او را با يك اتومبيل وزارت دفاع به فرودگاه برده بودند، و در آنجا براي آخرين بار همسرش را ديد. به همسرش گفته بودند وي در يك پروژة فوق سري تسليحاتي كار مي‌كند و در مورد وي مطلقا خطري وجود ندارد. اين جعلي بود كه نادياكوهن تا هنگام گيرافتادن شوهرش در دمشق به آن باور داشت.
الي‌كوهن از زوريخ عازم سانتياگو-شيلي - شد و بر سر راه خود به صورت ترانزيت در بوئنوس آيرس توقف كرد. انجام اين كار لازم بود، زيرا به خاطر توقف ترانزيت در بوئنوس آيرس نياز به مراجعه به پليس و ثبت زمان ورود خود نبود. طبيعي است كه آرژانتيني‌ها انتظار نداشتند شخصي بليت خود به مقصد شيلي را استفاده نكرده بگذارد و از روي موانع گمركي بگذرد. اين حركت از جنبة ديگري اهميت داشت. در وضعيت سياسي پديدآمده پس از ربوده‌شدن آدولف آيشمن از آرژانتين، اين كشور ديگر براي مأموران و عوامل اسرائيل چندان مهرباني به خرج نمي‌داد.
چند روز پس از آن، كوهن با افسر كنترل خود كه آدمي به نام صرفا «ابراهيم» بود، ملاقات كرد. آنها جلسة خود را در يكي از خيابانهاي شلوغ بوئنوس‌آيروس و در يك كافه برگزار كردند. كمال امين تعابت بتدريج به صورت مشخصي در قالب جديد خود فرو مي‌رفت. با توجه دقيق به جزئيات، خرج مبالغ زيادي پول، مواظبت بسيار، و يك قابليت بازيگري تئاتري كه صرفا نزد بازيگران آثار شكسپير يافت مي‌شود، كوهن به يك بازرگان «عرب» مهم و برجسته در پايتخت آرژانتين تبديل شد. او در جلسات فرهنگي و گردهمايي اجتماع اعراب بوئنوس‌آيرس شركت مي‌كرد، به اغلب كلوپهاي شبانة مخصوص اعراب سر مي‌زد، و به عنوان آدمي معروف شده بود كه خوب انعام مي‌دهد و هيچ فرصتي براي اظهار ميهن‌پرستي سوري از كف او بيرون نمي‌رود. وي همچنين از پشتيبانان برجستة روزنامة محلي اعراب به نام لاباندار عربي بود؛ با سردبير آن دوست شده بود و هزينة اشتراك يكساله را نقدا به اين سردبير كه اللطيف الهاشم نام داشت پرداخت.(18)
دوستي‌اش با الهاشم ارتباطات ديگري با ديپلماتها و وابستگان نظامي سوري كه در خارج از سفارتخانه كار مي‌كردند برايش به ارمغان آورد از طريق همين ارتباط‌ها، كوهن توانست با سرهنگ امين‌الحافظ وابسته نظامي جديد سوريه در آرژانتين ملاقات كند. الحافظ افسر برجسته‌اي بود كه بخش آموزش ارتش را در ستاد كل سوريه فرماندهي مي‌كرد، و از اين‌رو از دمشق خارج شده بود كه طرفداري متعصبانه‌اش از حزب بعث بسياري از افسران نظامي و رهبران سوريه را عصبي مي‌ساخت. از سال 1949 به اين‌سو، سوريه چندين كودتاي نظامي تجربه كرده بود: طي چند مرحله تحول، قدرت بين احزاب پان عربيست، سوسياليست، پيرو متعصب ناصريسم و بعث دست به دست شد. ارتباطات كوهن طي مهمانيهاي دلپذير سفارت سوريه گسترش مي‌يافت. شرح ناسيوناليسم تعصب‌آميز كمال امين تعابت به گوش همه رسيده بود و مي‌رسيد. وي آرزوي خود را براي ديدار از ميهن و انتقال مقدار زيادي از سرمايه‌اش به سوريه را اعلام مي‌كرد. سرماية خارجي بالقوة وي بسياري از مقامات سوري را به او علاقه‌مند مي‌ساخت. هنگامي كه به دوستانش گفت براي نخستين‌بار قصد دراد به ديدن ميهن مادري‌اش برود، همه او را با معرفي‌نامه، دادن آدرس دوستان، و دادن اين قول كه حتما هر مشكلي را براي رفتن به سوريه و ماندن در آنجا از سر راهش برخواهند داشت، همراهي‌اش كردند.
«ابراهيم» كه از سوي واحد اطللاعات نظامي مأمور بود كوهن را در بوئنوس آيرس كنترل كند، از تواناييهاي اين جاسوس حيرت‌آور در شگفت بود جزئيات فعاليت‌هاي وي به اسرائيل مخابره و ترتيبات ديدار كمال امين تعابت بررسي و تسريع مي‌شد. موفقيت الي‌كوهن از حدودي كه مورد انتظار كنترل‌كنندگان او در واحد اطلاعات نظامي بود فراتر مي‌رفت. فرمانده واحد 131 كه مأموران زيادي را به قلمرو دشمن گسيل كرده بود از وي چنين تجليل مي‌كند: «هر مأموري حاضر به رفتن به دمشق نبود.»(19)
الي‌كوهن 9 ماه پس از مسافرت مخفيانه‌اش به آرژانتين، به اسرائيل بازگشت. البته به او اجازه دادند مدتي را با همسرش ناديا بگذراند، اما بخش اعظم‌وقت او در تل‌آويو به تكميل كردن داستان جعلي زندگي‌اش، اطلاعات از نيازهاي ضروري نظامي واحد اطلاعات نظامي پيرامون اوضاع سوريه، و همچنين دريافت آخرين اطلاعات لازم مي‌گذشت. اين امر، «واقعيت» و مغز مأموريت او بود. خطر از اين مرحله به بعد آغاز مي‌شد. در اواخر سال 1961 الي‌كوهن اسرائيل را به قصد ايتاليا ترك كرد و به اين كشور كه نقطة آغاز ورود او به سوريه بود رفت. اين‌بار، هنگامي كه ناديا را ترك مي‌كرد فهميده بود ممكن است ديگر هرگز او را نبيند.
در اول ژانوية سال 1962، الي‌كوهن از جنوا با شركت كشتيراني آستوريا مسافرت كوتاهي به بيروت انجام داد تا از آنجا به دمشق برود. (20) بليت درجه يك و قابليت او براي جور شدن با افراد، او را بين مسافران پولدار عرب به آدم دلچسبي تبديل كرده بود. يكي از سوري‌هاي بانفوذ آن قدر از پولداري و تعصب كمال امين تعابت در مورد ميهنش خشنود بود كه به وي پيشنهاد داد مي‌تواند همراه وي و با اتومبيل وي از طريق زميني به دمشق برود؛ اين امر به او امكان مي‌داد بدون برخورد با هرگونه مشكل امنيتي وارد قلمرو سوريه شود. در عرض چند روز، كمال امين‌تعابت خانة خود در آرژانتين را واگذار كرد و نشان داد ديگر قصد ترك سوريه را ندارد. در محلة شيك ابورمانه در دمشق آپارتماني اجاره كرد كه پنجره‌هاي آن به ساتمان ستاد كل ارتش سوريه مشرف بود و سوري‌ها بسياري از مهمانان ارجمند خود را در خيابنها و كوچه‌هاي آن مستقر مي‌كردند. (21) بازي خطرناك او شروع شده بود.
در بيست‌‌وپنجم فورية سال 1962، افسر مخابرات واحد 131 در قرارگاه مركزي واحد اطلاعات نظامي در تل‌آويو نخستين پيام لي‌كوهن را دريافت كرد. اين واحد نظامي كه كار آن خشك و اغلب بدون ابراز احساس و هيجان بود، از شنيدن اين پيام به هلهله درآمد و افراد يكديگر را در آغوش گرفتند. حتي يك بطر شامپاني اسرائيلي نيز به همين مناسبت مصرف شد.(22)
الي‌كوهن به شيوه‌اي دقيق به كنترل‌كنندگان خود گزارش مي‌داد. او آنتني در كنار يك لولة آب كه از كنار پنجرة اتاق مطالعه‌اش مي‌گذشت برپا كرده بود؛ و مخابرات رمز به گونه‌اي انجام مي‌شد كه فاصله فرستادن سيگنالها مانند امضاي وي بود. هرگونه انحراف از اين شكل ويژة فرستادن علايم نشانة بروز خطر به شمار مي‌رفت. برنامه‌هاي منظم مخابره ترتيب دده شده بود و به او دستور داده بودند از انجام مخابرات طولاني جلوگيري كند؛ زيرا ممكن بود سرويسهاي اطلاعاتي سوريه توانايي رديابي علايم الكترونيكي طولاني را داشته باشند.
كمال امين تعابت به عنوان جوان خوش‌قيافه‌اي كه ميليونر هم هست و با دست‌و دلبازي به مقامات دولتي پول قرض مي‌دهد، به يك پاي ثابت مهمانيهاي شبانة دمشق تبديل شده بود. «شوهر توركن»هاي دمشق كه از محافل ثروتمند و پرنفوذ بودند، تعابت خوش‌قيافه را دوره كرده و اميد داشتند چشمان بادامي، زيبايي شرقي، و پوست زيتوني‌شان آينده‌اي سرشار از ثروت و قدرت برايشان به بار آورد: او به عمده‌ترين عزب اوغلي دمشق، يعني مردمي كه همه جا دنبالش بودند تبديل شده بود. و در واقع احترامي براي اين زنان قائل نبود. هفده معشوقه داشت كه همة آنها از دختران زيباي خانواده‌هاي قدرتمند بودند. الي‌كوهن و افراد مافوق وي چنين فكر مي‌كردند كه اگر بحراني پيش آيد، اين زنان براي گريختن وي كمكش خواهند كرد. (23)
با اين حال، دلاوريهاي كوهن در راهروهاي قدرت، و نه در رختخواب بود كه او را به عمده‌ترين دارايي واحد اطلاعات نظامي تبديل مي‌كرد. رفقاي سوري او در نيروي هوايي اغلب «دستور مي‌دادند» براي ديدن آنها به دفاترشان و پايگاههاي هوايي برود. در واقع الي‌كوهن اين امكان را مي‌يافت كه «از نزديك و به چشم خود» ماشين جنگي نيروي هويي تقويت شدة سوريه را ببيند. با خلبانان حرف مي‌زد، از آنان مي‌پرسيد چگونه مي‌خواهند در يك نبرد هواييدر مقابل نيروي هوايي اسرائيل دفاع كنند، و حتي در مورد هواپيماهاي ميگ و سوخوي آنها توضيحات فني دريافت مي‌كرد. در مورد سيستم‌هاي تسليحاتي موجود در اين هواپيماها نيز به او اطلاعات مي‌دادند. افسران نيروي هوايي به اميد آنكه روزي بتوانند با كمال امين تعابت معامله‌اي بكنند، با لحني احساساتي تاكتيك‌هاي خود و برخي اوقات نيرنگ‌هايي را كه از روسها آموخته‌بودند براي وي تشريح مي‌كردند. واضح است كه تمامي اين اطلاعات بادقتي باورنكردني به تل‌آويو مخابره مي‌شد، زيرا كوهن از حافظة تصويري شگفتي برخوردار بود. مهم‌تر از همه اين بود كه كوهن توانست ليستي از نام همة خلبانان سوري در اختيار واحد اطلاعات نظامي بگذارد. در سال 1967، در جنگ ماه ژوئن اين ليست به يك ليست مرگ تبديل شد.(24)
ساير افسراني كه با كوهن دوست شده بودند او را به تأسيسات نظامي ديگر، زرادخانه‌ها، و اردوگاههاي آموزشي مي‌بردند. تمام آنچه كه لازم بود كوهن انجام دهد اين بود كه در اثناي يك مهماني و يا يك ملاقات تجاري (كه معمولا همراه بود با تسليم پاكتي پر از پول به يك مقام فاسد دولتي و يا يك افسر ارتش) در مورد حملات اسرائيل عليه سوريه اظهار نگراني كند تا بلافاصله او را به تأسيسات فوق سري ببرند و براي ورودش مراسم پرشكوهي راه بيندازند كه تنها در خور ديدار سران دولتهاست.
مهم‌ترين جايي كه كوهن از ن بازديد كرد بلنديهاي جولان بود كه فلاني ست آتشفشاني و كاملا مشرف بر شمال اسرائيل، و مي‌توان از مواضع توپخانة آن درياي جليله و بخش اعظم مركز اسرائيل را به چشم‌ديد. در هرگونه درگيري محتمل آينده، اين منطقه به اولويت شمارة يك اسرائيل تبديل مي‌شد و براي اين كار دليل خوبي نيز وجود داشت.
سوري‌ها در اين منطقه يك سري استحكامات سنگين و محل‌هاي استقرار توپخانه‌ها پديد آورده بودند كه مي‌توانست آتش عظيمي از بارش گلوله‌هاي توپ پديد آورد، و به اين ترتيب جلوي هرگونه حملة اسرائيل را بگيرد؛ فشردگي و آرايش نيروهاي توپخانه به حدي بود كه سوري‌ها اعتقاد داشتند مي‌تواند جلوي هرگونه حركت نظامي اسرائيل را سد كند. مهم‌تر از همه اين بود كه از اين نقطه، توپهاي 130 ميلي‌متري و خمپاره ‌اندازهاي سوي كيبوتس‌هاي اسرائيلي‌را زير‌آتش مي‌گرفتند.
بلنديهاي جولان نوع سوري خط ماژينو به شمار مي‌رفت كه نخستين و تنها خط دفاعي ملي به صورت فوق سري [در جنگ جهاني دوم] بود. با اين حال، كمال امين تعابت توانست از همة مواضع موجود در آن بازديد كن. در حالي كه افسران ارشد وي را همراهي مي‌كردند، سري‌ترين اطلاعات در مورد اين دژ عظيم در اختيار او قرار مي‌گرفت. حتي همراه با دوستان افسرش در يكي از مواضع فوق‌سري دفاعي مشرف بر اسرائيل عكس گرفت. وي همچنين در ذهن خود از محل هر يك از توپها، سنگرها و آشيانه‌هاي مسلسل در استحكامات سوريه عكس برمي‌داشت. تله‌هاي تانكها كه سوريها براي نابودكردن تانكهاي اسرائيلي‌ها فراهم ديده بودند نيز به خاطر او سپرده مي‌شد تا در آينده مورد بررسي قرار گيرد. كوهن در اثناي سفرهايي كه تحت عنوان رسيدگي به امور تجاري به اروپا انجام مي‌داد، مسافرت سريعي به اسرائيل مي‌كرد و در آنجا ضمن گزارش به افراد مافوق خود خانواده‌اش را نيز مي‌ديد. اطلاعاتي كه وي ارائه مي‌كرد براي به دست آوردن تصويري سه‌بعدي از استحكامات سوريه به كار مي‌رفت. اين اطلاعات براي تسخير بلنديهاي جولان در حملة برق‌آساي نهم ژوئن 1967 به كار رفت.
يكي از مهم‌ترين جنبه‌هاي گزارشهاي الي‌كوهن كه به اسرائيل مي‌رسيد دقت آنها بود. بسياري از جاسوسان به اين گرايش دارند كه به عوامل كنترل خود چيزهايي را بگويند كه دوست دارند بشنوند نه آنچه را در حقيقت وجود دارد. الي‌كوهن از انجام جاسوسي به اين روش گريزان بود. او صرفا حقايق را مخابره مي‌كرد؛ چنانچه در مورد اطلاعات ارسالي حدس و گماني در كار بود با دقت تمام آنرا بررسي مي‌كرد و توضيح مي‌داد تا اين گونه اطلاعات را مجزا كند.
سواي اطلاعات نظامي كه الي‌كوهن توسط فرستندة مخفي خود به اسرائيل مخابره مي‌كرد، وي قادر بود مقادير زيادي اطلاعات در مورد اوضاع و تحولات سوريه، و بويژه جنگ قدرت وحشتناك بين ناصريست‌ها و بعثي‌ها به دست آورده و آنها را تجزيه و تحليل كند. البته انجام اين كار در حوزة مسئوليت‌هاي موساد بود، اما توانايي كمال امين‌تعابت در نفوذ به محافل بالاي قدرت سياسي در سوريه، چنان بود كه از هر جاسوس ديگري بيشتر مي‌نمود و او را برتري مي‌داد. اهميت طالاعات سياسي ارسالي توسط الي‌كوهن بويژه هنگامي آشكار شد كه در هشتم مارس 1963 يك كودتاي بعثي‌ها كه توسط افسران وابسته به اين حزب انجام مي‌شد راه را براي به قدرت رسيدن ژنرال امين‌الحافظ فراهم ساخت. الحافظ از نزديكترين دوستان امين‌تعابت در روزهاي اقامت در آرژانتين بود، و رفاقت بين اين حاكم سوريه و ابرجاسوس اسرائيل دستاوردهاي زيادي براي اسرائيل به بار آورد. براساس مطالبي كه تعداد زيادي از روزنامه‌هاي لبنان چاپ كرده‌اند، كمال امين تعابت به عنوان معاون جديد وزير دفاع مدنظر قرار گرفته بود.
بروز تغييرات در سيستم رهبري سوريه بيشترين تأثير را روي الي‌كوهن به عنوان يك انسان و يك جاسوس داشت. او از تصفيه‌هاي خونيني كه بعثي‌ها در مورد طرفداران ناصر انجام مي‌دادند به وحشت افتاده بود؛ برادركشي و از بين بردن بدون استثناي مخالفين جامعة سوريه را در برگرفته بود. (25) نشانه‌هاي اينكه الي‌كوهن در مورد ثبات‌قدم خود در زمينة كار جاسوسي خسته شده در پيامهايي كه مي‌فرستاد منعكس بود. او بكرات در مخابراتش از دريافت‌كننده مي‌خواست به همسرش تلفن كرده و به او بگويد شوهرش بزودي بازخواهد گشت. احساس ناراحتي مي‌كرد و معلوم بود ديگر نمي‌تواند مدت زيادي دوام بياورد. بتدريج احساس مي‌كرد در سوريه مورد تهديد است، و بويژه هنگامي كه با سرهنگ احمد سعداني فرمانده واحد اطلاعات نظامي سوريه روبرو مي‌شد چنين احساسي داشت. اين سرهنگ بي‌رحم كه معروف بود به هيچكس اعتماد ندارد و مي‌تواند از طريق شكنجه هر كسي را به اعتراف وادار كند اصلا از تعابت خوشش نمي‌آمد؛ در واقع وي به اين تازه وارد آرژانتيني حسادت مي‌كرد.
از اقبال بد الي‌كوهن، ترس او از به خطر افتادن جانش و آرزوي وي براي خاتمه دادن به مأموريت در زماني رخ داد كه يك تهديد نظامي جديد عليه دولت يهويد پديد آمده بود. اين تهديد جديد سازمان آزاديبخش فلسطين بود كه با حمايت نظامي سوريه شكل مي‌گرفت. در عين حال اين همان زماني بود كه واحد 131 به موساد منتقل مي‌شد و تحت فرماندهي آن قرار مي‌گرفت. (نبرد بر سر آب و كنترل رودخانة اردن نيز بين اسرائيل و سوريه بالا مي‌گرفت و تل‌آويو بيش از هر موقع ديگر در مورد اهداف و نيات دولت سوريه به اطلاعات بموقع نياز داشت.)
الي‌كوهن به هنگام مسافرت به اسرائيل در ماه نوامبر1964 ترس خود را به مقامات جديد مافوق خود در موساد ابراز داشت، اما آنها به او فشار آوردند يك بار ديگر به دمشق برود. اسرائيل اينك بيش از هر زمان ديگر به عامل خود در دمشق نيازمند بود. با اين حال، در كتابهاي مربوط به فن جاسوسي، عوض شدن كنترل يك عامل در جريان عمليات جاسوسي همواره يك اتفاق بدفرجام شمرده شده است.
از نظر سرنوشت، بازگشت الي‌كوهن به سوريه كاري بود كه بايد اتفاق مي‌افتاد. براساس گزارشهاي متعدد، مخابرات او بزودي به جرياني طولاني و منظم تبديل شد. برخي مي‌گويند زياد شدن تعداد پيامهاي وي ناشي از سهولت دستيابي وي به افراد برجستة سوريه، و توانايي‌اش براي نفوذ به محافل سطح بالاي اين كشور بود؛ برخي ديگر خود وي را سرزنش و داراي ميل به خودكشي توصيف مي‌كنند. اين تمايل برخي اوقات در افرادي كه مدت زيادي در سرزمين دشمن جاسوسي كرده‌اند ديده شده است. به هر حال دليل هر چه باشد، بايد گفت بي‌دقتي و عدم توجه الي‌كوهن به مسائل امنيتي، فعاليت‌هاي او را به خطر انداخت و سرانجام زندگي‌اش را به باد داد. مخابرات او به اسرائيل آن قدر طولاني و منظم بود كه سفارتخانه‌هاي اطراف به مقامات سوري شكايت بردند مخابراتشان دائما دچار پارازيت و اشكال مي‌شود. موساد بايد به او دستور مي‌داد به اسرائيل برگردد، اما اطلاعاتي كه مي‌فرستاد به صورتي باورنكردني ارزشمند بودند و در نتيجه اين كار را نكردند.
در همين حال سرهنگ احمد سعداني رئيس واحد اطلاعات نظامي سوريه در جست‌وجوي جاسوسي در پايتخت سوريه بود و در اين كار از مأموران سرويس اطلاعات نظامي شوروي (جي.آر.يو) كمك مي‌گرفت كه براي به كار انداختن وسايل مخابراتي پيشرفته و رديابي مخابرات بيسيم در سوريه به سر مي‌بردند. ظاهرا روسها بيش از همه نگران سيستم‌هاي تسليحاتي فروخته شده به سوريه بودند و مي‌ترسيدند اطلاعات مربوط به آنها به اسرائيل، و در نهايت به پرونده‌هاي اطلاعاتي ناتو فرستاده شود.
پس از جست‌وجوي فراوان، سرانجام رد مخابرات راديويي انجام شده از دمشق يافته شد. در يك روز تاريك زمستان سال 1965، سرهنگ سعداني همراه با تيمي از مأموران و افسران و كماندوهاي واحد اطلاعات نظامي به خانة مردي كه از مدتها پيش به او ظنين بود حمله كرد. آنها در ميانة كار مخابرة پيام به آپارتمان كمال امين تعابت يورش بردند.
طي چند روز اول دستگيري، سرهنگ سوري تلاش كرد الي‌كوهن را به مخابره پيامهاي دروغين به تل‌آويو وادار كند. اما كوهن با وجود آنكه تحت شكنجة شديدي قرار داشت امتناع كرد. سرانجام در 24 ژانويه سرهنگ سعداني به جاسوس كتك‌خوردة اسرائيلي دستور داد پيام زير را براي اسرائيلي‌هامخابره كند:
براي نخست‌وزير لوي اشكول و رئيس سرويس مخفي اسرائيل- تل‌آويو كمال امين تعابت و رفقايش در دمشق مهمان ما هستند. اين خبر را به دوستانش بدهيد. بزودي خبر جديدي برايتان مي‌فرستيم.
سرويس جاسوسي سوريه (26)
اينك ديگر شكي وجود نداشت. يكي از كاميابترين جاسوسان اسرائيل به دست دشمن افتاده بود.
چندين گزارش دريافت شده در مورد شكنجة الي‌كوهن حاكي از آن است كه شكنجه‌گران وي توسط گشتاپو آموزش ديده بودند. به هر حال، سرويس اطلاعاتي سوريه توسط آلويس برانر آموزش ديده بود كه گفته مي‌شد افسر اس اس بوده و به عنوان جنايتكار نازي محكوم شده و مسئول فرستادن 120 هزار نفر از يهوديان اتريش، آلمانف فرانسه، اسلواك، و يونان به اردوگاههاي مرگ بوده است. برانر در سال 1955 و پس از گريختن از اروپا به مصر، به سوريه آمد.(27) اسرائيلي‌ها از گرايش سوري‌ها به شكنجه، از هنگام كار گذاشتن وسيلة استراق سمع در مرز سوريه به سال 1954 و درگيري متعاقب آن اطلاع داشتند. هيچيك از افسران و مأموران واحد اطلاعات نظامي و موساد فكر نمي‌كردند الي‌كوهن بتواند در مقابل شكنجة سوري‌ها دوام بياورد. اما الي‌كوهن ثابت كرد آنان اشتباه مي‌كنند. او با رؤياي صهيونيستي پرورش يافته بود و حاضر نمي‌‌شد به ملت خود خيانت كند و حتي با وجود آنكه بيش از چهار سال در اسرائيل به سر نبرده بو به اين كشور خيانت نكرد. او درهم نشكست و هيچ اطلاعات مهمي به بازجويان خود نداد.
دادگاه الي‌كوهن فرمايشي و مسخره بود؛ و البته از پيش مي‌شد تصميم آن را به گمان دريافت. قاضي دادگاه به نام سرهنگي ديلي شخصا متهم را مورد اهانت لفظي و جسمي قرار داد. بيش از پانصد نام كه همه دوستان و آشنايان كمال امين تعابت بودند در دادگاه مطرح شد؛ اين افراد نيز كه به طور ناآگاه به اين عامل اطلاعاتي اسرائيل كمك رسانده بودند به زندان افتادند. سوري‌ها نگران اين بودند كه نكند كوهن عضوي از يك گروه جاسوسي چيره‌دست باشد، و بنابراين كار شكار جاسوسان در دمشق بي‌وقفه و بدون ترحم دنبال مي‌شد. الي‌كوهن از گرفتن وكيل مدافع خودداري كرد. يك حقوقدان فرانسوي، تلاش كرد وكالت او را به عهده بگيرد، اما مقامات سوريه از دادن ويزا به وي خودداري كردند. كار دادگاه در پانزدهم مالرس 1965 به پايان رسيد و حكم محكوميت به مرگ الي‌كوهن در اول ماه مه اعلام شد. حكم اعدام او را ژنرال الحافظ امضاءكرد كه دوست الي‌كوهن بود و حتي ازاين بقول خودش «آرژانتيني جلاي وطن كرده» هدايايي دريافت كرده بود.
مايراميت به صورت خستگي‌ناپذيري براي نجات جان اين جاسوس بداقبال خود تلاش كرد. در دنياي جاسوسي چنين معمول است كه جاسوسان را به زندان مي‌اندازند تا يك روز آنها را موردمبادله قرار دهند. آميت كه از خونسردي و بي‌تفاوتي ارتش اسرائيل در مورد فرجام كار جاسوسان گروه سوزانا يكه خورده بود، و مصمص شده بود عامل خود را نجات دهد، قصد داشت اين كار به هر قيمتي به انجام برساند. اسرائيل به سراغ چندين رهبر كشورهاي جهان رفت تا براي حمايت از اين جاسوس اقدام كنند: دو گل رئيس‌جمهور فرانسه، ويلسون نخست‌وزير انگلستان، جانسون رئيس‌جمهور آمريكا، و حتي پاپ اقدام كردند. اما سوري‌ها بر حرف خود مبني بر تصميم براي اعدام كوهن ايستادگي كردند. اسرائيلي‌ها حتي به سروري‌ها پيشنهاد دريافت اطلاعات مهم، از جمله اطلاعاتي در مورد كودتاي در شرف انجام عليه
ژنرال حافظ دادند، اما مقامات سوريه آنقدر عصباني بودند و از موفقيت اين جاسوس اسرائيلي در خشم به سر مي‌بردند كه مي‌خواستند وي را براي عبرت سايرين بدار بياويزند.(28)
سرحرگاه روز هجدهم ماه مه 1965، ابوسليمان جلاد اعظم دمشق طناب‌دار را در ميدان اعدام دمشق به گردن الي‌كوهن انداخت. براي گرفتن يك ژست انساندوستانه، اعدام كوهن را به بعد از انجام عبادت كوتاهي كه در كنار آناديو كوهن خاخام اعظم دمشق انجام داد انداختند. دو هزار نفر از افسران سوري شاهد اعدام بودند و مراسم از تلويزيون سوريه پخش شد. طي چند ساعت پس از آن، در حالي كه جمعيت با همراه داشتن پلاكاردهاي ضداسرائيلي از آنجا مي‌گذشت، جنازة كوهن بر بالاي سكوي اعدام باقي ماند.
در اسرائيل، پس از آنكه مراسم اعدام مرحله به مرحله از تلويزيون پخش شد، مراسم عزاي عمومي به راه افتاد. كوهن درجة سرهنگ دومي دريافت كرد. هر چند وي نتوانست زنده بماند و نتايج قرباني شدن خويش را ببيند، اما به گفتة سرتيپ‌آميت، «موفقيتي بسيار بيش از آنچه ديگر مردان به دست مي‌آورند كسب كرد.»(29)
الي‌كوهن تنها جاسوس آموزش يافته اسرائيلي و گسيل‌كنندة سيل بي‌پاياني از اطلاعات باارزش به تل‌آويو نبود. يكي ديگر از همعصران ناشناس دوران كوهن، توانست به مقام دريافت لقب ابرجاسوس برسد.
ولفگانگ لوتس به سال 1921 در آلمان از مادري يهودي و پدري مسيحي متولد شد. پس از جداشدن پدر و مادر از يكديگر و به قدرت رسيدن آدولف‌هيتلر و نازي‌ها، مادر و فرزند به فلسطين رفتند. نام ولفگانگ به زعب گارآريه تغيير يافت و در يك مدرسة كشاورزي مخصوص مهاجران تازه‌وارد به تحصيل پرداخت. هنگامي كه شانزده ساله شد به صورت داوطلب به سراغ هاگانا رفت، و به عنوان نگهبان روستاهاي اطراف اورشليم معروفيتي براي خود كسب كرد. وي هميشه سوار بر اسب نگهباني مي‌داد و اسبها تنها موجودات مورد علاقه‌اش بودند. در طول جنگ جهاني دوم داوطلب خدمت در ارتش انگلستان شد، دو در آنجا اطلاعاتش در مورد زبانهاي عبري، عربي، انگليسي، و مهم‌تر از همه آلمني استفادة زيادي داشت. در جنگ 1948 درجة ستواني گرفت و او را به فرماندهي يك دستة رزمي كه از مهاجران جديد متكشل بود گماشتند. اين افراد اغلب پناهندگان خارجي بودند كه از مبدأ قبرس آمده و اطلاعات نظامي محدودي داشتند و به زبان عبري نيز چندان تسلطي نداشتند. آنها در تپه‌هاي خونيني كه به عنوان جادة بورما شناخته مي‌شد و نهايتا اورشليم را به تل‌آويو پيوند داد مي‌جنگيدند.
پس از پايان جنگ، واحد اطلاعاتنظامي با وي تماس گرفت تا او را براي كارهاي اطلاعاتي استخدام كند. برخلاف بسياري از يهوديان آلمان كه اسرائيلي‌ها آنها را افرادي خودنما و به صورتي فناتيك تميز و شسته رفته مي‌دانستند، وي مورد قبول افرادجامعه بود و شخص مطمئني به شمار مي‌رفت. او با داشتن موهايي سرخ، چشمان ابي، و سيماي كاملا مشخص آريايي، اصلا يهودي به نظر نمي‌آمد. برخي معتقدند وي حتي مانند يهوديان رفتار نمي‌كرد. در واقع وي در سن بيست‌سالگي دو بار همسر طلاق داده بود كه در جامعة يهوديان رفتار غيرمعمولي است.(30)
گارآريه پس از طي يك دورة فشرده آموزشي در يكي از پايگاههاي واحد 131، دوباره به ولفگانگ لوتس تغيير نام داد. او را به آلمان غربي فرستادند تا داستان جعلي زندگي و به اصطلاح پوشش خود را فراهم سازد: يك تاجر ثروتمند، كه در ماشين جنگي هيتلر خدمت كرده و به عنوان يك سرباز فداكار زندگي خود را گذراندهف و اينك به مصر مهاجرت مي‌كند. انجام اين كار شبيه به شيوة انتخابي ماكس‌بنت در اوايل دهة 1950 بود؛ هر چند بنت نيز در جريان لورفتن شبكة جاسوسي سوزانا به صورت مرگ‌باري به خطر افتادف اما پوشش وي به عنوان يك تاجر آلماني مقيم مصر لو نرفت و بازجوييها و شكنجه‌ها نتوانست آن را آشكار سازد. به گفتة دان راويو و يوزي ملمان كه ساختار جامعة اطلاعاتي اسرائيل را به صورت مشروحي مورد مطالعه قرار داده و كتاب جاسوسان معيوب را نوشته‌اند، هويت ولفگانگ لوتس و پوشش وي توسط سرويس اطلاعاتي آلمان غربي فراهم و هماهنگ شده بود؛ عاملي به نام رمز والترود در مصر با لوتس كار مي‌كرد. والتراود زن بلوند زيبايي بود كه لوتس هنگامي كه در آلمان داستان پوشش خود را فراهم مي‌كرد با او ازداوج كرده بود.(31) هر چند هرگز اين امر مورد تأييد قرار نگرفته، اما اين امر باوركردني به نظر مي‌رسد، زير هنگامي كه لوتس از اسرائيل به سوي آلمان غربي به راه افتاد ازدواج كرده بود، و به نظر نمي‌رسد سياست دو همسري در شمار سياستهاي مورد پشتيباني واحد اطلاعات نظامي بوده باشد و در شيوه‌هاي جاسوسي اين واحد روش قابل قبولي به شمار رود.
لوتس در مصر به راحتي در حلقة آلماني‌هاي مقيم مصر نفوذ كرد و مهم‌تر از آن نفوذش به محافل نظامي مصر بود.از آنجا كه پدر لوتس يك آلماني با اعتقادات مسيحي بود، وي از پاسپورتي آلماني استفاده مي‌كرد تا از اين طريق در مصر جا بگيرد. بزودي وي به عنوان مرد خوش‌قيافه‌اي كه به الكل نيز گرايشي دارد، مهمانيهاي دلپذيري مي‌دهد و در مورد ارقام بزرگي حرف مي‌زند، به چهرة آشنا و محبوبي بين افسران بلندمرتبة مصري درآمد و خانة وي به پاتوق آنها تبديل شد. دوستان او كه مبالغ هنگفتي به آنها قرض مي‌داد تعدادي از افسران پليس ، بخش‌هاي ضداطلاعات، و سرويس اطلاعاتي مصر بودند. برخي از اعضاي صنايع تسليحاتي رو به رشد مصر نيز در شمار دوستان وي بودند. همانند الي‌كوهن، اطلاعاتي نيز كه وي به اسرائيل مخابره مي‌كرد، به صورتي باورنكردني ارزشمند و بموقع از كار درمي‌آمد. همة مواضع و انبارهاي تسليحاتي نيروهاي زميني و هوايي مصر مورد بررسي قرار مي‌گرفت و اطلاعات حاصل به تل‌آويو مخابره مي‌شد. آرايش جنگي نيروهاي مصري به صورت جامع و دقيق در اختيار نيروهاي اسرائيل قرار گرفت.
لوتس آشناييها و ارتباطات خود را از طريق گذراندن يك زندگي تجملي برقرار مي‌ساخت. صورت‌حسابهاي مالي او به واحد اطلاعات نظامي و متعاقب آن موساد، همه را شگفت‌زده و شوكه مي‌كرد. هزاران دلار خرج لباسهاي خز، شامپاين، خاويار، و جواهر مي‌شد؛ اشتهاي او براي گذراندن زندگي لوكس، بعدا نام «جاسوس شامپاني» را برايش به ارمغان آورد.
لوتس نزديك به 5 سال اطلاعات ذيقيميتي براي اداره‌كنندگان خود فرستاد. او به طرزي باور‌نكردني موفق و به صورتي قابل توجه بي‌پروا بود. در بيست‌ودوم فورية 1965، هنگامي كه ولفگانگ و والتراودلوتس به خانة خود در قاهره برمي‌گشتند، شش مأمور پليس مخفي مصر به سراغ آنها آمدند. كمتر از يك ماه پس از آنكه مأموران جي.آر.يو الي‌كوهن را در دمشق به دام انداختند، ترتيبت مشابهي به لو رفتن لوتس منجر بشد و ردگيري مخابرات به آپارتمان وي ختم گرديد. با وجود شكنجه‌هاي جسمي و رواني، لوتس توانست داستان پوشش خود را حفظ كرده و به مصري‌ها بقبولاند يك آلماني است: يك آلماني كه به دام اسرائيلي‌ها افتاده و براي آنها كار مي‌كند. از آنجا كه وي را هنگام تولد ختنه نكرده بودند، گمان اينكه يهودي است به او نمي‌رفت و اگر چنين نبود احتمالا به سرنوشت الي‌كوهن دچار مي‌شد. صدها نفر از آشنايان و دوستان لوتس نيز دستگير شدند، اما آنها هيچ چيز در مورد فعاليت‌ها و يا هويت وي نمي‌دانستند. در يك دادگاه نمايشي كه از 21 جولاي تا 21 اوت 1965 به طول انجاميد، دادگاه عالي مصر ادعانامه‌اي حاوي ده اتهام عليه او مطرح كرد، كه سزاي همة آنها مرگ بود. اما به هر حال زندگي او نجات يافت. وي را همراه با عدة ديگري كه جرمشان جاسوسي براي انگلستان و سازمان سيا بود به زندان ابد محكوم كردند.
ولفگانگ لوتس در سوم فورية 1968 از زندان آزاد شد. وي را همراه با محكومين گروه سوزانا و تعدادي از پرسنل ارتش اسرائيل در مقابل پانصد اسير جنگي مصري كه شامل چند ژنرال بودند مبادله كردند.
واضح است فعاليتهاي الي‌كوهن و ولفگانگ لوتس - كه هر دو از عوامل واحد اطلاعات نظامي بودند ولي بعدا تحت كنترل موساد قرار گرفتند- در باز كردن راه براي پيروزي درخشان اسرائيل در جنگ ژوئن 1967 سهم بزرگي داشته است. اين دو نفر اطلاعاتي را براي ارتش اسرائيل فراهم كردند كه نظاميان اسرائيلي را قادر ساخت طرحهاي عملياتي خود را با توجه به قدرت دشمن تنظيم كنند، از محل و اهميت اهداف مطلع شوند، و مهم‌تر از همه ستاد كل ارتش اسرائيل را قادر ساخت ارزيابي دقيقي در مورد تحركات، قابليت‌ها، و تاكتيك‌هاي محتمل دشمن در جنگ آتي داشته باشد. هر چند قبل از جنگ شش روزه عوامل اسرائيلي ديگري نيز در كشورهاي عربي فعال بودند، اما حجم و كيفيت اطلاعاتي كه اين دو نفر به اسرائيل فرستادند تا امروز به صورتي بي‌نظير و هيبت‌بار باقي مانده است. نتايجي كه آنها به دست آوردند بسيار فراتر از اطلعات حاصل از ماهواره‌هاي جاسوسي و وسايل الكترونيك استراق‌سمع بود.
اين نكته را نيز بايد خاطرنشان ساخت كه فعاليت‌هاي گردآوري اطلاعات از سوي واحد اطلاعات نظامي محدود به اين دو ابرجاسوس نبود. روشهاي سنتي جاسوسي و كسب اطلاعات نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفت و در كاربرد آنها تخصص فراواني به كار مي‌رفت. مأموران استراق‌سمع بيسيم به طور دايم به ارتباطات بيسيم اعراب گوش داده و آنها را تحليل مي‌كردند؛ مأموريت‌هاي شناسايي گروههاي نخبه انجام مي‌شد؛ و نيروي هوايي اسرائيل نيز مأموريت‌هاي هوايي عكسبرداري را انجام مي‌داد. اين تلاشها به دنبال برگزاري اجلاس اتحادية عرب در ژانويه 1964 افزايش يافت. در اين اجلاس سه پيشنهاد تهديد بار مطرح بود:
1- ايجاد يك فرماندهي واحد عربي براي آزاد كردن مناطق اشغالي؛
2- اجراي پروژه‌هاي انحراف مسير رودخانه‌ها براي محروم كردن اسرائيل از دستيابي به آب؛
3- ايجاد يك واحد مسلح و سياسي فلسطيني براي پاسخگويي به تجاوزكاري اسرائيل كه به تشكيل سازمانهايي چون ارتش آزاديبخش فلسطين (پي.ال.آ) و سازمان آزاديبخش فلسطين (پي.ال.او) منجر شد.
پاسخ واحد اطلاعات نظامي به چنين تهديدهايي به عهده گرفتن وظيفه‌اي پايان‌ناپذير بود. تيمهاي كوچك متشكل از سربازان رزمي واحد اطلاعات كمينهايي ترتيب مي‌دادند تا چريكهاي فلسطيني و يا توپچيان سوري را كه از كارگاه‌هاي پروژة آب محافظت مي‌كردند اسير كنند؛ و بازجوييهاي متعاقب اين دستگيري‌ها اغلب اوقات به فراهم شدن اطلاعات ارزشمندي منجر مي‌شد. تهديد تشكيل گروههاي جديد چريكهاي فلسطيني، موسوم به فداييان، افسران واحد اطلاعات نظامي و بويژه بخش عملياتي آن را وادار مي‌ساخت با تهديدات فزايندة خرابكاري، كشتار و ورود عوامل اطلاعاتي به اسراييل مقابله كنند. بايد به اين سازمانها نفوذ مي‌شد، شيوه‌هاي عملياتي و افكار آنها مورد مطالعه قرار مي‌گرفت، و قابليت‌ها و تواناييهاي آنها ارزيابي مي‌شد. از ماه ژانوية سال 1965 تا هنگام آغاز جنگ شش روزة 1967 سازمان آزاديبخش فلسطين 122 تهاجم عليه اسرائيل صورت داد؛ اين حملات به كشته شدن 14 نفر اسرائيلي و زخمي‌شدن شصت و دو نفر منجر شد.(33)
بين عمليات موساد نيز يك مورد وجود داشت كه ثابت شد ارزش اطلاعاتي زيادي براي نيروهاي مسلح اسرائيل داشته است. در سال 1966 موساد توانست با سروان منير ردفا كه مسيحي ماروني و خلبان ميگ 21 در نيروي هوايي عراق بود ارتباط بگيرد. موساد با استفاده از يك ماجراي سكسي به اين خلبان نزديك شد، ولي با اين حال بايد گفت كه تبعيض‌هاي مذهبي اعمال شده به وي و خانواده‌اش در عراق، در جلب همكري‌اش با اسرائيلي‌ها بي‌تأثير نبود. علاوه بر آن، وي از بمباران هوايي اقليت كرد عراق كه بدون هيچگونه ملاحظه‌اي از سوي دولت عراق صورت مي‌گرفت راضي نبود و اين امر تصميمش را براي كمك به اسرائيلي‌ها راسخ مي‌ساخت. آنچه آنها خيلي مشتاق داشتنش بودند، هواپيماي وي بود: ميگ 21 فوق سري موسوم به فيش به.
موساد براي آنكه وي را متقاعد كند اهل معامله است، ترتيبي داد تا خلبان ردفا در پاريس با سرتيپ ماتي‌هود فرمانده نيروي هوايي اسرائيل ديدار كند. در طول ملاقات، سرتيپ هود ليسست كاملي به ردفا نشان داد تا ثابت كند نيروي‌هوايي اسرائيل از نام همة خلبانان رزمي اعراب، نام مربيان روس آنها، و جزئيات مربوط به پايگاههاي هوايي و سيستم دفاع هوايي عراق آگاه است. طي اين ديدار فوق سري‌، برنامة گريختن ردفا مشخص گرديد و هماهنگي‌هاي لازم به عمل آمد. ردفا به صورت قابل دركي مشوش و عصبي بود. هود و عوامل موساد مي‌دانستند ناكامي در اجراي اين عمليات زندگي ردفا، خانواده‌اش، و احتمالا ساكنان دهكده‌اش را نابود خواهد كرد.(34)
در پانزدهم اوت سال 1966، پس از اينكه اعضاي خانوادة ردفا توسط چريك‌هاي كرد به صورت قاچاق به خارج از عراق انتقال يافتند، ردفا سوار هواپيماي ميگ 21 خود شد تا مسير مورد توافق را كه از فراز اردن مي‌گذشت و به يكي از پايگاههاي هوايي اسرائيل ختم مي‌شد در پيش گيرد. غرب اين فرصت را مي‌يافت كه براي نخستين بار به سري‌ترين جنگندة رهگير شوروي نگاهي بيندازد، و اسرائيل نيز مي‌توانست پاسخ تاكتيكي لازم براي مقابله با فراوان‌ترين هواپيماي نيروي هوايي مصر و سوريه را جست‌وجو كند. اين هواپيما در نهايت نشان ستارة داود كه علامت نيروي هويي اسرائيل است همراه با شمارة «007» (جيمزباند) را به سينة خود چسباند و به عنوان نمادقابليت‌هاي نظرگير اسرائيل از نظر جاسوسي انساني درآمد. امروزه اين هواپيماي ميگ 21 بخشي از موزة هوايي اسرائيل به شمار مي‌رود كه در پايگاه هوايي هاتزريم در صحاري نقب واقع است.
در هفتم آوريل 1967، هنگامي كه مبادلة آتش بين واحدهاي سوريه، اسرائيل، و اردن حاكي از قريب‌الوقوع بودن يك نبرد تمام‌عيار بود، پرواز يك اسكاداران از هواپيماهاي رهگير ميراژ 3- سي به صورت تله‌اي براي جتهاي جنگندة ميگ 21 سوري كه برفراز درياي جليله پرواز مي‌كردند درآمد. در يك نبرد تماشايي، ميراژها شش فروند از جنگنده‌هاي سوري را بدون اينكه خودشان آسيبي ببينند سرنگون كردند. يكي از كارشناسان امور هوايي بعدا اظهارنظر كرد كه خلبانان هواپيماهاي جنگي اسرائيل، آشنايي بسيار فراتر از آشنايي خلبانان اعراب با اين نوع هواپيما يعني ميگ 21 داشته‌اند.
شمشير و سپر اطلاعاتي اسرائيل اثبات كرده بود در زرادخانة اسرائيل دارايي پراهميتي است. طي دوماه پس از آن، ثات شد اين سلاح اسرائيل مهم‌ترين سلاح آن نيز هست.

پي‌نويسها:
1- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب؛ تاريخ سازمان اطلاعاتي اسرائيل
2- آوي بتلهايم، كتاب دربارة تيپ جولاني به زبان عبري
3- مصاحبه با يك افسر اطلاعاتي ارتش اسرائيل در 1982
4- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب: تاريخ سازمان اطلاعاتي اسرائيل
5- اوود گرانوت
6- استوارت استيون، سرجاسوسان اسرائيل، ( نيويورك، كتابهاي بالانتين، 1980)
7- همان
8- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب، ...
9- همان
10- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب ... همچنين نگاه كنيد به كتاب ايسرهارل، امنيت و دموكراسي.
11- لي اتگر، مقاله دربارة مردخاي كدار، روزنامه يديوت آهارونوت، 13 ژانوية 1990
12- شموئيل سگو، تنها در دمشق، زندگي و مرگ الي كوهن، (اورشليم، انتشارات كتر، 1986)
13- همان
14- بن‌دان، جاسوسي از اسرائيل (لندن، والنتاين، 1969)
15- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب...
16- يان بلك، خاستگاههاي سرويسهاي اطلاعاتي اسرائيل، مجلة اطلاعات و امنيت ملي، لندن، اكتبر 1987
17- شموئيل سگو، تنها در دمشق
18- همان
19- يوسف آرگامان، مقاله به زبان عبري در مورد ماجراي كوهن، باماچان، 13 ژوئن 1990
20- استوارت استيون، سر جاسوسان اسرائيل
21- الي بن حنا، مأمور ما در دمشق : الي كوهن، (تل‌آويو، شركت اشتايماتسكي، 1972)
22- شموئيل سگو، تنها در دمشق
23- همان
24- يوزي ملمان و دان راويو جاسوسان معيوب
25- آنه سينايي وآلن‌پولاك، جمهوري عربي سوريه( نيويورك، انتشارات آكادمي آمريكا براي صلح در خاورميانه، 1976)
26- استورات استيون، سرجاسوسان اسرائيل
27- نيويورك تايمز، 29 اكتبر 1985
28- يوسف آرگامان؛ الي كوهن...
29- شماره‌هاي مختلف معاريو، طي ماه مه 1989
30- ولفگانگ لوتس، جاسوس شامپاني، (نيويورك، انتشارات سن‌مارتين، 1972)
31- ئي.اچ.كو كريج، گهلن: جاسوس قرن (نيويورك، راندم هاوس، 1971)، در استوارت استيون، سرجاسوسان اسرائيل نيز آمده است.
32- ولفگانگ لوتس ، جاسوس شامپاني
33- اوود گرانوت

34- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب.

منبع:وزارت اطلاعات

شعارانتخاباتی کاندیدای جوان نسل چهارم برای ریاست جمهوری

زیرسایه ولایت ودرحمایت مردم دولت بصیرت     

عاشورایی تشکیل خواهم داد.

پرسیدیم ازکاندیدای جوان نسل چهارم: چرااسم دولت خودتون رودولت بصیرت عاشورایی گذاشتید؟ درشرایط فعلی که ما تحریم هستیم  ازعاشورا بایددرس های زیادی بگیریم ازجمله درس استقامت ایستادگی درمقابل زورگوی وسازندگی  جهادو....ودرموردبصیرت هم بایدبگم که مردم ومسئولین بایدبدانند همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند که بصیریت یعنی شمری که سرازامام حسین برید همان جانباز صفین است پس بایددانست که درحال ماهم کسانی هستندکه همچون شمردرحال حاضرهستند که درجنگ بودندوتلاش های بسیاری برای کشور کردند ولی درحال حاضر کارهای دیگرانجام میدن درتمامی مراحل ترقی کشورحضورداشتند ودارندوهستندوازروی ندانستن وندونم کاری ویا ازعمدضربه به کشور ومردم ونظام میزنند پس میتوان همان گفته امام خامنه ای رادرمعنی بصیرت گفت توضیحات بیشتری میتوانم ازطرح هاوایده هایم بدم ودرمورد معانی ومفهوم دولت بصیرت عاشورایی بگویم ولی فعلا درهمین حدکافی می باشد.من همین قدر که  جرات به حضوردراین صحنه کردم بایدبه من حق داده شود ولی من چندسال است که ازبچه گی درمسائل انتخابات فعالیت میکنم بابت جسارتم ببخشید.

نگاهی گذرا به زندگینامه‌ی حضرت آيت‌الله‌العظمی سيد علی حسینی خامنه‌ای

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سيد على حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.»

خانه‌ی ما در خیابان خسروی نو بود... فیلم
خانه‌اى كه خانواده‌ی سيد جواد در آن زندگى مى‌كردند در یكی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدرى من كه در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگى من، يك خانه‌ی  ۶۰ ـ ۷۰  مترى در محله‌ی فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك و خفه‌اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى‌آمد -و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت- همه‌ی ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عده‌اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.»

رهبر انقلاب از دوران كودكى در خانواده‌اى فقير اما روحانى پرورش يافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سيد محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مكتب‌خانه رفتند و پس از آن در مدرسه‌ی تازه‌تأسيس اسلامى «دارالتعليم ديانتى» ثبت نام كردند و دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  الف. زندگی علمی - طلبگی

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۰
سیدعلی از دوازده سالگی و با رفتن به مدرسه‌ی علمیه‌ی سلیمان‌خان و سپس نواب مشهد، پس از آموختن مقدمات علوم حوزوی، فراگیری دروس سطح همچون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفایه را از اساتیدی همچون حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی ادامه داد. اما آن استادی كه سیدعلی نوجوان از او استفاده‌های فراوانی در دروس سطح برد، كسی جز پدرش نبود؛ یعنی مرحوم آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای كه از آیات عظامی همچون نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی اجازه‌ی اجتهاد داشت. http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200007220710_5467.jpg

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۴
شانزده سالگی سنی بود كه آقاسیدعلی حضور در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی سید محمدهادی میلانی را آغاز كرد. ایشان همزمان در جلسات مرحوم حاج میرزاجوادآقا تهرانی نیز شركت می‌كرد. مباحث این جلسات بیشتر به نقد و رد كتاب فلسفه‌ی منظومه‌ی ملاهادی سبزواری می‌گذشت. علاوه بر این و به دلیل علاقه‌ی آقاسیدعلی به فلسفه و به سبب جوّ ضد فلسفه‌ی آن روزهای مشهد، او ناگزیر بود كه در درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی- از اساتید فلسفه‌ی مورد وثوق حضرت آیت‌الله میلانی- به صورت پنهانی و خصوصی شركت كند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۶
هجدهمین سال زندگیِ آقاسیدعلی مقارن شد با عزم او برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمؤمنینعلیه‌السلام و درك كردن محضر و دروس بزرگان نجف. سیدعلی پس از حضوری كوتاه در این حوزه، درس اساتیدی همچون آیت‌الله العظمی سید محسن حكیم را بیشتر پسندید و تصمیم گرفت كه اگر پدرشان اجازه‌ داد، در نجف بماند و به درس آن اساتید برود. به پدر نامه نوشت و از او برای ماندن و ادامه‌ی تحصیل در نجف اجازه خواست. پاسخ منفی شنید و لذا به امر پدر به مشهد بازگشت.
مشهد؛ سال ۱۳۳۶
پس از برگشتن به مشهد و ادامه‌ی ارتباط با طلابی كه از قم برای زیارت حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام می‌آمدند، سید جوان مصمم شد برای رفتن به حوزه‌ی قم. در آن هنگام هدایت حوزه‌ی قم را آیت‌الله‌العظمی بروجردی زعامت می‌كرد و این حوزه به سوی شكوفایی و مركزیت علمی می‌رفت. پدر آقاسیدعلی اما كه راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترك مشهد موافقت نكرد و این مخالفت ادامه یافت تا یك سال بعد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۷
با شروع سال تحصیلی جدید حوزه، آقا سیدجواد خامنه‌ای رضایت داد كه فرزند فاضلش به قم هجرت كند. آقاسیدعلی به قم رفت و در مدرسه‌ی علمیه‌ی حجتیه مستقر شد. برادر بزرگترش سیدمحمد هم در آن‌جا طلبه بود. بانی ساخت این مدرسه‌ی علمیه -كه از دیگر مدارس آن زمانِ قم تازه‌سازتر بود- آیت‌الله‌العظمی حجت كوه‌كمره‌ای بود و طرح معماری آن را علامه سید محمدحسین طباطبایی داده بود.

آقاسیدعلی كه به‌زودی در بین هم‌مباحثه‌هایش به كثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره شد. از آغاز ورودش به قم در درس خارج فقه حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی شركت كرد. از همان ابتدا در دروس حاج‌آقا روح‌الله هم (حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه) نیز حضور یافت. از بركات حضور در این درس آقای بروجردی، نكات مهم رجالی بود كه استاد در آن بسیار متبحّر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول مرحوم امام و مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی هنوز نزد آیت‌الله خامنه‌ای باقی است؛ هرچند كه ساواك بسیاری از آنها را در دوران مبارزه از بین برد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۰
در فروردین این سال حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی به لقاء حضرت حق شتافت و مرجعیت امام خمینی رضوان‌الله‌علیهمطرح شد. سخنرانی‌های انتقادی امام و اعتراض‌های تند ایشان علیه اقدامات رژیم و شخص پهلوی دوم، پایه‌های قیام اسلامی در قم و زمینه‌های شكل‌گیری مبارزات را پی ‌ریخت. شاگردان ایشان نیز هریك در سنگری به تبلیغ و روشنگری ‌پرداختند و به دنبال تحكیم قیام و تثبیت مرجعیت و زعامت امام بودند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200015260237_5467.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۲
پس از حادثه‌ی یورش عوامل پهلوی به مدرسه‌ی فیضیه و با اوج‌گیری مبارزات طلاب و مردم متدین علیه رژیم، امام خمینی را دستگیر كردند و به تبعید فرستادند. پس از تبعید امام، شاگردان ایشان مبارزات را در قم و دیگر شهرها ادامه دادند. روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا آقاسیدعلی -كه تحت تأثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی نیز بود- به انجام وظیفه‌ی روشنگری در مبارزات بپردازد. لذا ساواك دو بار او را دستگیر كرد. در همین سال امام خمینی او را به عنوان نماینده‌ی خود و برای ابلاغ پیام درباره‌ی مبارزه با رژیم شاه، نزد آیت‌الله‌العظمی میلانی در مشهد فرستادند. همه‌ی این‌ها در كنار فضای گرم درس و بحث و مباحثات علمی بود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۳
در این سال آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای كه در مشهد ساكن بود، بینایی خود را از دست داد. این بدترین خبر برای آقاسیدعلی بود كه می‌خواست در قم بماند. او با وجود اصرار اساتید خود بر ماندنش در قم و از جمله اصرار آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی –فرزند آیت‌الله‌العظمی حائری مؤسس–قصد عزیمت به مشهد مقدس كرد. در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی و مرحوم آقای بروجردی، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در فلسفه، از دیگر اساتید آقاسیدعلی خامنه‌ای بودند. همچنین آقایان شیخ محمد حسین بهجتی شفق، حجت‌الاسلام محمدجواد حجتی كرمانی، حجت‌الاسلام سید جعفر شبیری زنجانی، آیت‌الله حاج شیخ مهدی باقری كنی و آیت‌الله ربانی املشی از هم‌مباحثه‌های نزدیك او به شمار می‌رفتند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200039060156_5467.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۴
پس از بازگشت به مشهد مقدس، پدر كه از اساتید اصلی او در سال‌های طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود و آقاسیدعلی چشمان پدرش شد! او هر روز و در زمانی مشخص، چند ساعت برای پدر كتاب می‌خواند و همان متون را با او مباحثه می‌كرد.
تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن كریم و حضور مجدد در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی میلانی -علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی- بخشی از فعالیت‌های علمی روحانی ۲۶ ساله‌ی ساكن خیابان خسروی نو در مشهد مقدس بود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۷-۱۳۵۷
مدرسه‌ی علمیه‌ی میرزا جعفر مشهد، شاهد جلسات تفسیر قرآن كریم بود كه به‌سرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیرِ فعّال قرآن» كه سیدعلی خامنه‌ای آن را تدریس می‌كرد، شیوه‌ی جدید و خاصی از تفسیر كلام‌الله مجید بود و طلاب را روزبه‌روز به بهره‌گیری از آموزه‌های قرآن ترغیب می‌كرد. این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرح‌شده در كنار تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، با ممانعت‌های مكرر عوامل رژیم پهلوی مواجه شد. این اتفاق باعث شد تا این دروس از مسجد امام حسن مجتبی علیه‌السلام به مسجد كرامت و پس از آن به مساجد رضایی، قبله و... منتقل شود. این جلسات كه دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود، به دلیل بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای بارها متوقف و دوباره برگزار می‌شد تا این‌كه در سال ۱۳۵۶ به دلیل تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر، تعطیل شد.

ممنوع‌الخروج شدن از كشور به دلیل مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیری‌های پیاپی و فعالیت‌های سیاسی باعث شد تا سیدعلی حسینی خامنه‌ای نتواند برای ارتباط‌گیری از نزدیك با امام خمینی به نجف اشرف برود، اما ماندن در مشهد و پركردن خلأ فكری و ایدئولوژیك كه پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت، موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن جلسات «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/dars.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  ۱۳۶۹ تا امروز
از سال ۱۳۶۹ شمسی، درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای آغاز شده و تا كنون ادامه دارد. جهاد، موسیقی، غیبت، قصاص و... از مباحثی است كه تا كنون در درس خارج ایشان تدریس شده است.

 مبارزات سياسى
آيت‌الله خامنه‌اى به گفته‌ی خودشان «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى قدّس‌سرّه» هستند و نخستين جرقه‌هاى سياسى و مبارزاتى ایشان و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نواب صفوى» در ذهن ايشان زده است؛ هنگامی كه نواب صفوى با عده‌اى از فدایيان اسلام در سال ۱۳۳۱ به مشهد رفتند و در مدرسه‌ی سليمان‌خان، سخنرانى پرهيجان و بيداركننده‌اى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى و نیز فريب و نيرنگ شاه و انگليس و دروغگويى آنان به ملت ايران، ايراد كردند.
«همان وقت جرقه‌هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله‌ی نواب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن كرد.»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif همراه با نهضت حضرت امام خمينى قدّس‌سرّه
آيت‌الله خامنه‌اى از سال ۱۳۴۱ كه در قم حضور داشتند و از زمانی كه حركت انقلابى و اعتراض‌آميز امام خمينى عليه سياست‌هاى ضد اسلامى و آمريكاپسند محمدرضا شاه پهلوى آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب‌هاى فراوان و شكنجه‌ها و تعبيدها و زندان‌ها مبارزه كردند و در اين مسير از هيچ خطرى نترسيدند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200011470253_5467.jpg
نخستين بار در محرم سال ۱۳۸۳ ﻫ.ق از سوى امام خمينى قدّس‌سرّهمأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيت‌الله‌العظمی ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه‌هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرم و افشاگرى عليه سياست‌هاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند. به اين خاطر در ۹ محرم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲»  دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن با اين شرط آزاد شدند ‌كه منبر نروند و تحت نظر باشند. با پيش آمدن حادثه‌ی خونین ۱۵خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آوردند، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آن‌جا با سخت‌ترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif دومين بازداشت
در بهمن ۱۳۴۲ -رمضان ۱۳۸۳ ﻫ.ق- آیت‌الله خامنه‌اى با عده‌اى از دوستانشان بر اساس برنامه‌ی حساب‌شده‌اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلاب آن شهر عازم زاهدان شدند. سخنرانى‌ها و افشاگرى‌هاى پرشور ايشان و به‌ويژه در ايام ششم بهمن -سالگرد انتخابات و رفراندوم رژیم شاه- مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن علیه‌السلام بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياست‌هاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه‌ی تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه در زندان قزل‌قلعه -به صورت انفرادى- زندانى شدند و انواع اهانت‌ها و شكنجه‌ها را تحمل كردند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif سومين و چهارمين بازداشت
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200051460968_5467.jpgكلاس‌هاى تفسير و حديث و انديشه‌ی اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم‌نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت‌ها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. به اين خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفيانه زندگى مى‌كردند و يك سال بعد -۱۳۴۶- دستگير و محبوس شدند. همين فعاليت‌هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنمى پهلوى در سال ۱۳۴۹ نيز دستگير و زندانى كردند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif پنجمين بازداشت
حضرت آيت‌الله خامنه‌اى درباره‌ی پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مى‌نويسد:
«از سال ۴۸ زمینه‌ی حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌هاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من -كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى‌تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد- افزایش یافت. سال ۵۰ مجدداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت‌آمیز ساواك در زندان آشكارا نشان مى‌داد كه دستگاه از پیوستن جریان‌هاى مبارزه مسلحانه به كانون‌هاى تفكر اسلامى به‌شدت بیمناك است و نمى‌تواند بپذیرد كه فعالیت‌هاى فكرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان‌ها بیگانه و به كنار است. پس از آزادى، دایره‌ی درس‌هاى عمومى تفسیر و كلاس‌هاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا كرد.»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif بازداشت ششم
در بين سال‌هاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ درس‌هاى تفسير و ايدئولوژى آيت‌الله خامنه‌اى در سه مسجد «كرامت»، «امام حسنعلیه‌السلام» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل می‌شد و هزاران نفر از مردم مشتاق به‌ويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مى‌كشاند و با تفكرات اصيل اسلامى آشنا مى‌ساخت. درس نهج‌البلاغـه‌ی ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه‌هاى پلى‌كپى‌شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج‌البلاغه» تكثير و دست به دست مى‌گشت. طلاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى‌آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى‌ساختند.http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200048090321_5467.jpg

اين فعاليت‌ها موجب شد كه در دى ماه ۱۳۵۳ ساواك بى‌رحمانه به خانه‌ی آيت‌الله خامنه‌اى در مشهد هجوم ببرد و ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت‌ها و نوشته‌های ایشان را ضبط كنند. اين ششمين و سخت‌ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز ۱۳۵۴ در زندان كميته‌ی مشترك تهران زندانی بودند. در اين مدت در سلولى با سخت‌ترين شرايط نگهداشته شدند. سختى‌هايى كه ايشان در اين بازداشت تحمل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان كه آن شرايط را ديده‌اند» قابل فهم است.

پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند. باز هم همان برنامه و تلاش‌هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاس‌هاى سابق را به ايشان ندادند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif در تبعيد
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200053410592_5467.jpgرژیم پهلوى در اواخر سال ۱۳۵۶، آیت‌الله خامنه‌اى را مجدداً دستگیر و براى مدت سه سال به شهر ایرانشهر تبعید كرد. البته در اواسط سال ۱۳۵۷ و در پی اوج‌گيرى مبارزات مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شدند و به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم پهلوى قرار گرفتند. پس از پانزده سال مبارزه‌ی مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن‌همه سختى و تلخى، ثمره‌ی شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفّت‌بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه‌ی پهلوى و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  در آستانه‌ی پيروزى
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200056020309_5467.jpgدر آستانه‌ی پيروزى انقلاب اسلامى و پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيت‌هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و ... در ايران تشكيل گرديد. آيت‌الله خامنه‌اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمدند. پيام امام توسط شهيد مطهرى به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  پس از پيروزى انقلاب اسلامی
آيت‌الله خامنه‌اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديك‌تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظير و بسيار مهم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رئوس آنها مى‌پردازيم:

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif پایه‌گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم‌رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى و... دراسفندماه ۱۳۵۷

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۸

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif امام جمعه‌ی تهران، ۱۳۵۹
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/namaz.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نمایندگی امام خمینی قدّس‌سرّه در شوراى عالى دفاع، ۱۳۵۹

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نمایندگی مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif حضور در جبهه‌هاى دفاع مقدس.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/jang.jpg
از سال ۱۳۵۹ و با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ایران. این حضور تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ ادامه داشت.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif دو دوره ریاست‌جمهورى اسلامی ایران با رأی قاطع ملت.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/prs.jpg