☫رهبرم سیدعلی☫


ما از خُم پرجوش ولایت مستیم ........... عهدی ازلی با ره مولا بستیم
بنگر که وظیفه چیست در این هنگامه ........... ما افسر جنگ نرم آقا هستیم...

هنوز برای شهید شدن فرصت هست، دل را باید پاک کرد. امام خامنه ای


+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ و ساعت 2:55 |


فداییان رهبربه نقل ازوطن امروز می گوید: «توافقنامه ژنو به مرحله اجرا رسید» این خبر تنها کافی بود تا نقطه‌نظرات، دیدگاه‌ها و تفسیرهای گوناگونی در عرصه مطبوعات و جامعه شکل بگیرد. شکل‌گیری این تفسیرها هم از آنجا سرچشمه می‌گیرد که درباره این توافقنامه آنگونه که باید به‌طور شفاف با مردم یا منتخبان ملت سخن گفته نشده است.

البته جای تاسف است که تیم هسته‌ای، ملت و منتخبان ملت را محرم نمی‌دانند آن هم در جایی که رژیم‌صهیونیستی و رسانه‌های آمریکایی و مردم ینگه‌دنیا از مفاد مذاکرات آگاه می‌شوند! اما مردمی که سال‌ها با تمام سختی‌ها پای حق هسته‌ای خود حتی با نثار شهید ایستاده، در برابر تحریم‌های ظالمانه هم مقاومت کرده، نباید از مفاد قرارداد اطلاع داشته باشند! آیا بده و بستانی بر خلاف منافع ملی صورت گرفته که تیم هسته‌ای می‌خواهد مردم از آن آگاه نباشند؟ مگر دانستن حق مردم نیست؟! مگر همین مردم پای همه اهداف انقلاب به هر قیمتی ایستادگی نکرده‌اند پس از منظر ملت این رویه قابل قبول نیست.

دراین چند روزمطبوعات هر کدام از نگاه خود تیتر زدند و به بررسی این موضوع پرداختند...

- توافق نامتوازن ژنو و توقف غنی‌سازی 20درصدی کلید خورد

- تعلیق در برابر تعلیق

- زنگ اجرایی توافقنامه ژنو به صدا در آمد

- و...

اما درهمه این تیترها تنها می‌توان به یک تیتر 2 کلمه‌ای و تاثیرگذار اشاره کرد (هولوکاست هسته‌ای) و گویا‌تر از این تیتر می‌توان به حرکت حرفه‌ای و در خور تقدیر آن هم در انتخاب رنگ سیاه برای لگوی «وطن امروز» اشاره کرد.

اگر چه این حرکت به مذاق ارگان مطبوعاتی دولت خوش نیامد! اما باید به مقاله‌نویس این جریده گفت توافق ژنو نه تصمیمی درست نه تعهدی منطقی و پایاپای و نه به زعم وی این حرکت توافقی ملی بوده، بلکه یک حرکت صرفا دیپلماتیک از طرف دستگاه دیپلماسی بوده است.

باید گفت بیرق مشکی‌مان را به پاسداشت خون بناحق ریخته شهد‌ای هسته‌ای بر پا کرده‌ایم تا بگوییم در این روز شرمنده خون این شهیدان عزیزیم.

به یاد داریم وقتی رآکتور تهران نیاز به سوخت داشت، کشورهای غربی از تامین آن سر باز زدند البته در همان برهه وقتی دولت وقت به ملت نوید تولید سوخت 20درصدی را داد، کشورهای غربی این حرکت را یک بلوف فرض کرده و این کار را با شرایط تحریمی و محدودیت‌هایی که برای این نظام در نظر گرفته بودند، نشدنی می‌دانستند. اما دانشمندان هسته‌ای کشورمان در یک حرکت انقلابی این کار را به سرانجام رساندند و به دنیا گفتند ما «اگر بخواهیم می‌توانیم».

اما می‌بینیم رئیس سازمان انرژی اتمی برای توجیه به اصطلاح توافق ژنو در گفت‌وگوی تلویزیونی 30دی اظهار می‌دارد ما نیازی نداشتیم برای همین هم تعلیق کردیم! جا دارد از آقای رئیس پرسید اگر نیاز نداشتیم چرا تولید کرده و این همه هزینه کردیم!؟

باید خدا را شاکر بود که در دی ماه رخدادی بالاتر از کارنامه دیپلماسی دولت یازدهم قرار دارد و آن هم بصیرت و تدبیر ملت بزرگ و فهیم ایران است که در 9دی رخ داده و یادآوری می‌کند که مردم خود برهمه چیز اشراف داشته و آگاهند.

بزرگ‌نمایی این توافق هم فقط وفقط برای توجیه قول‌هایی است که دولت تدبیر و امید(!؟) به ملت داده و عمل نکرده است. پا روی حق نگذاریم، درباره عزل ونصب‌ها برای جلوگیری از آلودگی هوا از قطار و مترو استفاده شده است نه اتوبوس!؟

البته باید با مقاله‌نویس این روزنامه در این بخش از نوشته‌شان همراه شد که این یک متن مقدس نیست و التزامی ابدی هم ندارد اما چه تضمینی دارد که هزینه بیشتری را به نظام و مردم وارد نکند. شما که ملت و منتخبانش را نامحرم می‌دانید و آنها (غربی‌ها) هم که حرف و تفسیر خوب را از این توافقنامه بیان می‌کنند، حرف‌هایی که با گفته‌های حداقلی تیم هسته‌ای‌مان تضاد فراوانی دارد!؟ /بازنشرفداییان رهبر

تقویم هم نوشته‌ای دست‌ساز بشر است که می‌توان به آن چیزی اضافه یا کم کرد و ما هم به این دلیل این روز را روز سیاه هسته‌ای و به تعبیر روزنامه «وطن امروز» هولوکاست هسته‌ای دانسته و به تقویم خود اضافه می‌کنیم.

و در آخر بار دیگر از محضر شهیدان گرانقدر عرصه هسته‌ای کشورمان پوزش می‌طلبیم

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 19:29 |

 

در آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام)، امور و عوامل مختلفی ذکر شده اند که موجب آمرزش گناهان و محو اثر آنها می شوند.

برخی از این عوامل در تحت اختیار و اراده شخص می باشند و برخی نیز از تحت اراده او خارج بوده و غیر اختیاری می باشند.

شکی نیست که اجمالاً کارهای شایسته و ناشایست (" حسنات" و" سیئات") روی یکدیگر اثر متقابل دارند، و ما حتی نمونه های این موضوع را در زندگی روزمره خود می یابیم، گاه می شود که انسان سالیان دراز زحمت می کشد، و با تحمل مشقت فراوان سرمایه ای می اندوزد، اما با یک ندانم کاری یا هوسبازی، یا بی مبالاتی آن را از دست می دهد، این چیزی جز نابود کردن حسنات مادی سابق نیست که در قرآن از آن تعبیر به" حبط" شده است.

و گاه به عکس، انسان مرتکب اشتباهات فراوانی می شود، و بار خسارت های سنگینی را بر اثر آنها بدوش می کشد، اما با یک عمل عاقلانه و حساب شده، و یا مجاهده شجاعانه، همه آنها را جبران می نماید.

بعضی از اطاعت ها و اعمال نیک هست، که اثر گناهان را هم در دنیا محو می کند و هم در آخرت، مانند اسلام آوردن و توبه.

نیز بعضی از کارهای نیک است که اثر بعضی از گناهان را از بین می برد مانند نمازهای واجب که باعث محو سیئات می گردد. و نیز مانند اجتناب از گناهان کبیره که موجب آمرزش گناهان کوچک می شود.

اکنون به برخی از عوامل آمرزش و محو اثر گناهان که در قرآن آمده اشاره می کنیم:

1 ـ توبه واقعی و استغفار و جبران و اصلاح گذشته.

مهم ترین عامل اختیاری که موجب آمرزش گناهان و محو اثر آنها در دنیا و آخرت می شود، توبه به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و هر گناهی که از آن توبه شود (توبه ای کامل و همراه با شرایط توبه)، آمرزیده می شود.

قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده و آن را واجب شمرده است:

«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ »: و همگی به سوی خدا باز گردید ای مۆمنان تا رستگار شوید (نور،31)

در این آیه در کنار بیان ثمره مهم توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است.

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر که نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا که آن گناهان را ریشه کن می کند


« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»:ای کسانی که ایمان آورده اید! به سوی خدا توبه کنید! توبه ای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند (نحریم، 8)

این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی بر همه مۆمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است و قرآن کریم می فرماید که خداوند توبه بندگانش را می پذیرد:«أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»:آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟» (توبه، 104)

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»: بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید (زمر، 53).

 

«إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَیَّنُواْ فَأُوْلَـئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ» (بقره، 160)

البته توبه ی کتمان حق، بیان کردن آن و توبه ی ترک نماز، قضای آن و توبه تلف‌کردن مال مردم، پرداخت آن است.

توبه

2 ـ ترک گناهان کبیره سبب بخشایش سایر گناهان است. 

«إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلاً کَرِیمًا» (نساء، 31)

3 ـ انجام دادن کارهای نیک.

 «انّ الحَسَنات یُذهِبنَ السیّئات».

به چند نمونه از این کارهای نیک اشاره می کنیم:

الف) دادن قرض الحسنه

خداوند در قرآن کریم می فرماید: "إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ": اگر به خداوند قرض الحسنه دهید آن را برای شما مضاعف می کند و شما را می آمرزد" (تغابن- 17)

ب) صلوات فرستادن بر محمد و آل او

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر که نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا که آن گناهان را ریشه کن می کند.

قرآن ابتدا می‌فرماید: «و لیعفوا و لیصفحوا» سپس می‌فرماید: «الا تُحبّون أن یغفر اللّه لکم» مردم باید از خطای یکدیگر بگذرند، کدورت‌ها را کنار بزنند، آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشاید؟

ج) خوش اخلاقی

امام صادق (علیه السلام): همانا خوش خویی گناه را می گدازد، همچنان که آفتاب یخ را و بدخویی کردار را تباه می سازد، همچنان که سرکه عسل را.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): چهار چیز است که هرکس داشته باشد، اگر سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند آن گناهان را به حسنه و نیکی تبدیل می کند: راستی، شرم، خوشخویی و سپاسگزاری.

4 ـ نماز جماعت

در حدیث می‌خوانیم: شخصی پس از نماز، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت: من خلافکارم! مرا حدّ زده و تنبیه کنید! حضرت فرمود: چون در نماز جماعت شرکت کرده‌ای خدا تو را می‌بخشد؛ (البته حساب مال مردم جداست.)

5 ـ پاک کردن مال از حرام

از امام صادق علیه السلام سۆال شد: شخصی از راه طاغوت دارایی و درآمدی را به دست آورده و به فقرا کمک می‌کند و آیه «انّ الحَسَنات یُذهِبنَ السیّئات» (هود، 114) را دستاویز قرار می‌دهد.

حضرت فرمود: «انّ الخطیئة لا تکفر الخطیئة» (تفسیر نور، ج 5، ص 391، به نقل از تفسیر کنز الدقائق) با گناه نمی‌توان گناهی را پوشاند. آنچه را به دست آورده، مال حرام است و تصرّف در مال حرام- به هر شکل- حرام است.

6 ـ گذشت از خطاها مردم

قرآن ابتدا می‌فرماید: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا» سپس می‌فرماید: «أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (نور، 22) 
مردم باید از خطای یکدیگر بگذرند، کدورت‌ها را کنار بزنند، آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشاید؟

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 17:24 |
توضيحات:

مناظرات عمومي پرشدت و حِدّتي در مورد اطلاعات در سال‌هاي اخير صورت گرفته است و شايد دليل عمدة اين امر نقش بسيار حياتي اطلاعات در جنگ عليه تروريسم باشد؛ عوام ديگري نيز در اين امر دخيل بوده‌اند: عملكرد ضعيف جامعة اطلاعاتي ايالات متحده در قبال حوادث يازده سپتامبر 2001 و همچنين اشتباهاتي كه در خصوص تخمين و برآورد سلاح‌هاي كشتار جمعي در عراق صورت گرفت. در موضوع عمده در اين مناظره عبارتند از: 1)چگونگي اصلاح سيستم اطلاعاتي آمريكا؛   2)حفظ استانداردها و معيارهاي اخلاقي در هنگام مبارزه با تروريسم. نويسنده در بررسي اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات، گزاره‌هاي ذيل را مطرح كرده است:
الف: همانگونه كه بسياري از مطالعات انجام شده در خصوص ناكامي‌هاي اطلاعاتي نشان مي‌دهند، مرحله تحليل به عنوان ضعيف‌ترين حلقه (ارتباط) در چرخة اطلاعاتي شناخته مي‌شود؛
ب: تحليل‌گران اطلاعاتي به عنوان حرفه‌اي‌ترين گروه در جامعة اطلاعاتي شناخته مي‌شوند؛
پ: در نتيجه مي‌توان اخلاق حرفه‌اي براي امر تحليل اطلاعات در نظر گرفت؛
ت: اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات بايد ساده باشد و از دو اصل عمدة مربوط به منابع ناكامي‌هاي تحليل تشكيل شده باشد؛ /بازنشرفداییان رهبر
ث: رعايت اخلاق حرفه‌اي تحليل اطلاعات ابزاري مؤثر در پيشگيري از ناكامي‌هاي اطلاعاتي است؛
هر يك از گزاره‌هاي فوق به تفصيل در مقاله بررسي شده‌اند. نويسندة مقاله براي اثبات اين نكته كه تحليل اطلاعات، ضعيف‌ترين بخش چرخة اطلاعاتي است، به ناكامي‌هاي گذشته نگاهي گذرا كرده است. در يكي از بررسي‌هاي كلاسيك راجع به حمله ژاپني‌ها به بندر پرل‌هاربر  در سال 1941 اشاره شده است كه آمريكا تصوير اطلاعاتي كاملي از دشمن خود داشت؛ در اين مورد اختلافاتي در ميان محققان بروز كرده است. بررسي موارد ديگر نشان مي‌دهد كه شايد گزارة فوق در مورد تصوير كامل اطلاعاتي، دور از حقيقت نباشد. اطلاعات اتحاد شوروي شاخص‌هاي هشدار بسياري را در مورد آمادگي جنگي نازي‌ها و نيات هيتلر براي شروع جنگ، جمع آوري كرده بود اما رئيس اطلاعات نظامي شوروي به استالين گفته بود كه آلماني‌ها ابتدا به انگلستان حمله مي‌كنند و وزير كشور نيز يك روز پيش از حمله آلمان به استالين گفته بود كه هيتلر در سال 1941 به شوروي حمله نخواهد كرد. ناكامي‌هاي اطلاعاتي آمريكا در دهه‌هاي 1970، 1980، 1990 از الگوي مشابهي پيروي مي‌كرد به حوادثي كه منجر به سقوط شاه در ايران شد كاملاً ماهيت علني داشت اما آژانس اطلاعات مركزي (سيا) از تخصص لازم براي درك معاني اين تحولات برخوردار نبود؛ در نتيجه، ايالات متحده هنگام سقوط رژيم شاه در فوريه 1979 كاملاً غافلگير شد. سيا در فاصله ده ماه بعد از آن نيز نتوانست از طرح حملة شوروي به افغانستان برآورد درستي داشته باشد – بايد توجه داشت كه جامعة اطلاعاتي آمريكا اطلاعات خوب و مناسبي در مورد آمادگي نظامي شوروي تهيه كرده بود. نويسندة مقاله سپس به ناكامي‌هاي مربوط به يازده سپتامبر و سلاح‌هاي كشتار جمعي در عراق توجه مي‌كند. بخش دوم مقاله به بررسي بنيان‌هاي ناكامي اطلاعاتي اختصاص پيدا كرده است. علل ناكامي‌هاي اطلاعاتي به سه دسته تقسيم شده‌اند:
1) شخصيت و مهارت‌هاي حرفه‌اي تحليل‌گران: اين گرايش كه هوش شخص را مهمترين عامل در تعيين كيفيت تحليل‌گر بدانيم، گرايش اشتباهي است؛ در بسياري از موارد ناكامي اطلاعاتي، تحليل‌گران بسيار باهوش بوده‌اند كه اشتباهات زيادي را مرتكب شده‌اند. بنابراين بايد نگرش متوازن‌تري نسبت به ويژگي‌هاي تحليل‌گران داشت و آن‌ها بايد نگاه بازتري نسبت به اطلاعات جديد اتخاذ كنند؛ به عبارت ديگر، رويه كنوني ارزيابي تحليل‌گران چندان مناسب نيست؛
2) تعصبات در پردازش اطلاعات: روانشناسان شناختي سه گروه از سازوكارهايي كه تأثير منفي بر فرآيند پردازش اطلاعات دارند را شناسايي كرده‌اند. يكي از اين سازوكارها عبارت است از اين‌كه ذهن انسان باورهاي پيش‌بيني را بر اطلاعات جديد ترجيح مي‌دهد. دومين گروه از اين سازوكارها عبارتند از قضاوت‌‌هاي اكتشافي كه باعث مي‌شوند تحليل‌گر به طور ناخودآگاه دچار اشتباه شود. سومين عامل نيز تحت عنوان سندروم تفكر گروهي  شناخته مي‌شود كه باعث مي‌شوند يك عقيده‌ غلط در ميان يك جمع به سرعت منتشر و تقويت شود.
3) تعصبات انگيزشي در پردازش اطلاعات: يك دسته از اين تعصيات به نگرش افراد مبني بر اين‌كه امور را به بهترين وجه مي‌دانند، باز مي‌گردد. در چنين وضعيتي ممكن است حتي بر خلاف سياست‌هاي اتخاذ شده نيز عمل گردد. دسته دوم از اين تعصبات به فرآيند سياسي شدن اطلاعات باز مي‌گردند؛ در چنين وضعيتي، محصولات اطلاعات به گونه‌اي طراحي مي‌شوند كه پاسخگوي نيازهاي سياستگذاران باشند. /فداییان رهبر
نويسند‌ة مقاله سپس اين سئوال را مطرح مي‌كند كه آيا تحليل اطلاعات، يك حرفه محسوب مي‌شود؟ او در پاسخ به اين سئوال به مناظرات موجود توجه كرده و سپس دلائلي را براي اين مسأله اقامه مي‌كند. او به امر تخصصي در تحليل اطلاعات توجه مي‌كند؛ تحليل‌گران اطلاعاتي براي آنكه استخدام شوند دست‌كم بايد مدرك دانشگاهي داشته باشند و همچنين مصاحبه‌هاي متعددي را براي پذيرش از سر مي‌گذرانند. در وهلة دوم، تحليل‌گران اطلاعاتي داراي مسئوليت اجتماعي هستند و مسئوليت آ‌‌ن‌ها در قبال كليت دولت است. اين مسئوليت اجتماعي از اهميت بيشتري برخوردار مي‌گردد كه مسائل امنيت ملي در كانون مناظرات سياسي قرار گيرند.
وي در انتهاي مقاله به بحث اخلاق در حرفة تحليل اطلاعات توجه مي‌كند. او معتقد است بايد اصولي ساده در اين زمينه طراحي شوند و دو اصل را يشنهاد مي‌كند: 1) اصل «من فكر نمي‌كنم آنچه را كه نمي‌دانم مي‌دانم» ؛ در اين اصل به بحث اعتماد بيش از اندازه به باورهاي پيشين تحليل‌گران توجه مي‌شود و اينكه گاهي اوقات همين باورهاي پيشين، اشتباه هستندو سبب مي‌شوند كه ناكامي‌هاي اطلاعاتي رقم نخورند. در چنين وضعيتي تحليل‌گر بايد نسبت به همه دانسته‌هايش دچار ترديد باشد و در نتيجه سعي كند كه سطح آگاهي خود را بالاتر ببرد. اصل دوم اخلاقي نيز اين است كه تحليل‌گر صرفاً حقيقت و فقط حقيقت را گزارش كند. اين اصل نيز مي‌تواند بسياري از مشكلات مربوط به سياسي شدن اطلاعات را حل كند.
مقاله حاضر از اين منظر كه به بحث اخلاق در اطلاعات را مطرح كرده و به لحاظ محتوايي نيز دو اصل را در اين زمينه پيشنهاد داده است، از سودمندي بالايي براي محققان اطلاعات برخوردار است.

1 . Bar Joseph Uri, (2011), The Professional Ethics of Intelligence Analysis, International Journal of Intelligence and Counterintellgence, Vol. 24, No. 1, Spring, pp 22 – 44

2 . Pearl Harbor
3 . Group Think Syndrome
4 . I Do Not Think That I know What I Do Not Know

منبع:وزارت اطلاعات

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 16:42 |
نسیم رحمت و رافت از سوی رهبر معظم انقلاب
چهار شنبه سوم مهر92حجت الاسلام والمسلمین دکترسید محمود علوی وزیر اطلاعات پس از جلسه دولت در جمع خبرنگاران حاضر و به سئوالات آنها پاسخ داد .
خبرنگاری در خصوص آزادی زندانیان و اینکه آیا قرار است در آینده تعداد بیشتری از این زندانیان آزاد شوند یا خیر، اظهار کرد: این نخستین باری نیست که نسیم رحمت و رافت از سوی رهبر معظم انقلاب وزیدن گرفته و جمعی از زندانیان را مشمول عفو نظام کرده اند. این موضوع مسبوق به سابقه بوده، الان شاهد آن هستیم و در آینده هم شاهد آن خواهیم بود.
حجت الاسلام والمسلمین علوی افزود: ان شاء الله امیدواریم در عید غدیر خم خبرهای خوبی در این خصوص دریافت کنیم./فداییان رهبر
به خصوص که در حال حاضر آرامشی در جامعه حکمفرماست و نگاه مردم ما امیدوارانه است و طبعاً همه ارکان جامعه به ویژه رهبری معظم انقلاب که حکم پدر جامعه را دارند علاقمند هستند که این فضا استمرار پیدا کند و نگاه امیدوارانه مردم به آینده پایدار بماند.
وزیر اطلاعات تصریح کرد: طبیعی است که در جهت پایداری و روشن بینانه ماندن این نگاه به آینده شاهد افزایش آزادی زندانیان خواهیم بود و انشاء الله امید داریم مردم ما در عید غدیر خم عیدی خود را دریافت کنند.
دکتر علوی تاکید کرد: این طبیعت نظام اسلامی است و جمهوری اسلامی ایران علاقمند نیست کسی در زندان باشد. همان طور که علاقمند نیست کسی در بیمارستان باشد.
نظام اسلامی همان طور که علاقمند است همه در چارچوب هنجارهای اجتماعی زندگی کنند تاکید دارد که نیازی نباشد کسی به زندان برود و مردم در یک فضای آزاد مشغول به کار باشند.
وزیر اطلاعات در پاسخ این سوال که آیا آقای روحانی درخواستی برای آزادی بیشتر زندانیان به رهبر معظم انقلاب داده اند یا خیر؟ خاطرنشان کرد: من کلیات را عرض کردم در جزئیات ممکن است همه چیز وجود داشته باشد.
وزیر اطلاعات همچنین در پاسخ به این سوال که وضعیت پرونده میر حسین موسوی و مهدی کروبی به کجا خواهد رسید؟ گفت: من کلیت ماجرا را برای شما بیان کردم، همه مسائل را یکدفعه نمی توان گفت./بازنشرفداییان رهبر/وزارت اطلاعات
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 16:17 |
بنام خدا؛ در دولت بصیرت عاشورایی همه بدانند و آگاه باشند بویژه دشمنان دین مبین اسلام که دست بردارند از این نسل کشیها ؛ قتل عام دانش آموزان مسلمان در کشور میانمار چه سودی میتواند برایتان داشته باشد از این نوع خشونتها علیه مسلمانان بویژه مردم میانمار دست بردارید و دیگر دم از حقوق بشر نزنید که همان عواملی که باعث این کشتارها میشوند دست پرورده خودتان هستند و بجای اینکه به دروغ بگویید در جمهوری اسلامی ایران حقوق بشر وجود ندارد چرا در مقابل کشتار این دانش اموزان در میانمار سکوت میکنید نه بخاطر این است که به اشاره خودتان دست به اینکار زده اند ؟ بس نیست کشتار این مسلمانان تا کی تبعیض ؟مگر این نیست که دین اسلام کاملترین دین است پس دلیلش چه میباشد که سکوت میکنید . شما غربیها بجای اینکه به کشور جمهوری اسلامی ایران با تمامی اقلیتهای مذهبی که در آن وجود دارد هیچگاه هیچ کشتاری در مقابل اقلیتهای مختلف اتفاق نمی افتد و همیشه از تمامی اقلیتهای مختلف حمایت کرده و به حرفها و نظرات آنها در امور کشور گوش داده ولی شماها بجای اینکه به حرف اقلیتهای خودتان گوش بدهید و احترام بگذارید آنها را به جان یکدیگر با اختلاف و دسیسه های مختلف می اندازید آیا این حقوق بشر شماست ؟هرموقع شما توانستید در کشورهای خود حقوق بشر را درست اجرا کنید بعد انتقاد ازکشورهای دیگر کنید . اما بدانید که این دانش آموزان بی گناه ، تاوان سیاست بازیهای نابخردانه شما را میدهند و بدانید که این بدون جواب از سوی خداوند نخواهد ماند و به امید خدا منجی عالم بشریت آقا امام زمان (عج)هر چه زودتر ظهور کند و عدالت را در جهان حاکم گرداند. برای ظهورش صلوات
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 1:34 |
بسم الله الرحمن الرحیم
 محمد امین سرکهکی کاندیداتوری خود را در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم بعنوان کاندیدی مستقل رسمادرجمعی ازجوانان اعلام کرد.
بنام خداوند بخشنده مهربان 
با عرض سلام و تبریک سال نو به شما مردم ، بویژه جوانان عزیز
ایام فاطمیه شهادت مادر عزیزمان حضرت فاطمه زهرا(س)را تسلیت میگویم که امسال را با نام فاطمه زهرا (س)شروع کردیم و انشاالله که در این سال نو که با اسم فاطمه زهرا شروع شد وسالی است که مقام معظم رهبری بنام حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی نامیدند برایتان پرخیر و برکت باشد
خدمت برادران عزیز و خواهران بزرگوار عرض کنم که این بنده حقیر و بسیار جوان قصد حضور در انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم را دارم که خدمتتان عرض میکنم که یکی از علتهای حضور این بنده حقیراین است که بر خود تکلیف دیدم که بعد از جریان فتنه 88 و جریان انحرافی که هر دو در مشکلات اقتصادی مردم وکشور مقصر هستند و باعث سخت تر شدن معیشت مردم شده اند و این دو جریان هدفهای گوناگونی را که دنبال میکردند و هدف اصلی اینها ضربه به نظام و ولایت و رهبری بود ولی نمیدانستند که در نظام جمهوری اسلامی ایران رهبری مقتدر و هوشیار ، رهبری را بدست دارد و جوانانی هستند که ادامه راه خون شهدا انقلاب و هشت سال جنگ و فدایی رهبر والا مقام و نظام هستند که اجازه نخواهند داد که جریاناتی همچون فتنه 88 و جریان انحرافی از خط قرمزهای نظام عبور کند و حتی اینرا کشورهای غربی بدانند که اگر دنبال تفرقه و فتنه بین ما هستند مراقب باشند که مردم ایران هوشیارتر از همیشه هستند و هیچوقت فریب این حرفها را نخواهند خورد من در سایه ولایت و در حمایت مردم ، دولت بصیرت عاشورایی تشکیل خواهم داد 
که هم این دولت بصیرت داشته باشد و هم از عاشورا درس بگیرد و در تمامی کارها همچون قیام عاشورا عمل کند و هیچگاه ازخط قرمزهای اهداف نظام و ولایت و رهبری عبور نکند ور مقابل کشورهایی که در امور داخلی کشورمان دخالت میکنند و یا بگونه ای در میان ما تفرقه میاندازند هشدار میدهم که جوانان این مرز و بوم از اونهایی که بچه مذهبی تا اونهایی که شلوارهای جین و تک پوش میپوشند و صورت خود را با تیغ میزنند بدانند که اینها هم از آرمان شهدا و ولایت فقیه تا آخرین قطره خونشان پاسداری و حمایت میکنند شاید شما فکر میکنید عده ای که امروز به کشورهای شما پناهنده شده اند و آنها را آدمهای روشنفکر میدانید همانها در زمانیکه در کشور بودند و مدیریت در دستشان بود و فقط شعارگرایی و تظاهر به جوانگرایی میکردند و ازارمانهای امام راحل و خون شهدا و آقا اباعبدالله الحسین را به مسخره میگرفتند و فقط به تظاهر میپرداختند که این امر باعث شد شماغربیها فکرکنید که ایران را به دست خود گرفته اید و کشور ایران را با کمی سخت تر تحریم کردن میتوانیم به اهدافمان در کشور ایران برسیم ولی اشتباه فکر کردید جوانان غیور ملت ایران همانگونه که پای جانشان از دین و ولایت فقیه حمایت میکنند هیچگاه اجازه نخواهند داد که ازحق مسلمشان که انرژی هسته ای است بگذرند 
طبق قوانین آژانس ان پی تی هر کشوری حق مسلمش است که تا 99٪غنی سازی کند و این تحریمها و فشارها همه غیر قانونی هستند اما در شرایط تحریم بیکفایتی بعضی مدیران هم باعث شد که در کشور صدمات اقتصادی ببینیم و آنرا به گردن تحریمها بیندازیم که این اشتباه است و بی برنامه ای مدیران و مسئولین باعث همچین اتفاقی بود که انشاا... به دست ما جوانان و رهبری مقام معظم رهبری امام خامنه ای در سال حماسه سیاسی ،حماسه اقتصادی حل خواهد شد اما برادرهای من خواهرهای من مادران و پدران بدانید که امسال را که با نام حضرت فاطمه زهرا (س) شروع کردیم اینکه سال آینده را هم باز بانام حضرت فاطمه تمام وآغاز میکنیم این معانی بسیاری دارد یکی از این معانی این است که امسال سال حماسه سیاسی ،اقتصادی کلیدش به دست مادران است و همه اینها یک نشانه است که بدانیم مادر چه نقش بزرگی در زندگی و جامعه ما دارد 
و مادر همه ما که حضرت فطمه زهرا(س) است ما باید درسهای بسیاری بگیریم که یکی از این درسها در سال حماسه سیاسی که سال مادر هم میتوان به او گفت و همچون سرزمین مادریمان ایران عزیز که کشور ماست و دارای سرمایه و منابع بسیاری است به ما میرساند که در مسایل اقتصادی حماسه ای با مدیریت جوانان و رهبری مقام معظم انقلاب میتوانیم از سرزمین مادریمان استفاده های گوناگونی کنیم که دیگر نیازی به واردات بیرویه نداشته باشیم
حرفها و مشکلات زیاد است من نمیخواهم وقت شما را زیاد بگیرم برای شادی مادرمان حضرت فاطمه زهرا(س) وسلامتی تمامی مادران و مقام معظم رهبری امام خامنه ای و ظهور هر چه زودتر آقا امام زمان (عج)سه صلوات محمدی بفرستید .

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 0:6 |

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۲، با اشاره به حرکت رو به جلوی ملت ایران در سال گذشته بویژه در مواجهه ی اقتصادی و سیاسی با جهان استکبار، چشم انداز سال ۹۲ را امیدوارانه و همراه با پیشرفت و تحرک و ورزیدگی و حضور جهادی ملت ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی دانستند و تاکید کردند: با این نگاه، سال ۹۲ را "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‎الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی حبیبتك سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ کن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریک عرض میکنم به همه‌ی هم‌میهنان عزیزمان در سراسر کشور، � � به همه‌ی ایرانیان در هر نقطه‌ای از جهان که هستند، و به همه‌ی ملتهائی که نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانواده‌های شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همه‌ی کسانی که در راه خدمت به نظام اسلامی و به کشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همه‌ی مسلمانان عالم، مایه‌ی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام وظائفمان موفق و مؤید بدارد. به هم‌میهنان عزیزمان عرض میكنم توجه داشته باشند كه ایام فاطمیه در اواسط روزهای عید است و تكریم و احترام این ایام برای همه‌ی ما لازم است.
ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یك پایان و یك آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده‌ی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده كنیم و برنامه‌ریزی كنیم؛ اما حتماً نگاه ِ به پشت سر و راهی كه طی كرده‌ایم هم برای ما مفید است، برای اینكه ببینیم چه كرده‌ایم، چگونه حركت كرده‌ایم، نتائج كار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.
 سال ۹۱ مثل همه‌ی سالها، سالی متنوع و دارای رنگها و نقشهای گوناگون بود؛ شیرینی هم داشت، تلخی هم داشت؛ پیروزی هم داشت، عقب‌ماندگی هم داش ت. زندگی انسانها در طول حیات، همیشه همین جور است؛ با كش و قوس‌ها همراه است، با فراز و نشیب‌ها همراه است؛ مهم این است كه از نشیبها خارج شویم ، خودمان را به اوجها برسانیم .
آنچه كه در طول سال ۹۱ از جنبه‌ی مواجهه‌ی ما با جهان استكبار آشكار و واضح بود، عبارت بود از سختگیری دشمنان بر ملت ایران و بر نظام جمهوری اسلامی. البته ظاهر قضیه، سختگیری دشمن بود؛ اما باطن قضیه، ورزیدگی ملت ایران و پیروزی او در میدانهای مختلف بود. آنچه كه دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف بود؛ عمدتاً عرصه‌ی اقتصاد و عرصه‌ی سیاست بود. در عرصه‌ی اقتصاد، گفتند و تصریح كردند كه میخواهند ملت ایران را به‌وسیله‌ی تحریم فلج كنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج كنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا كردیم؛ كه تفصیل آنها برای ملت عزیزمان گفته شده است، گفته خواهد شد؛ من هم ان‌شاءالله در سخنرانی روز اول فروردین، به شرط حیات، اجمالاً مطالبی عرض خواهم كرد.
در زمینه‌ی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشكلاتی ایجاد شد؛ بخصوص كه اشكالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از كوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها انجام گرفت كه به نقشه‌های دشمن كمک كرد؛ لیكن در مجموع، حركت مجموعه‌ی نظام و مجموعه‌ی مردم، یک حركت رو به جلو بوده است و ان‌شاءالله آثار و نتائج این ورزیدگی را در آینده خواهیم دید.
 در عرصه‌ی سیاست، از یک جهت همت آنها این بود که ملت ایران را منزوی کنند، از جهت دیگر ملت ایران را دچار دودلی و تردید کنند؛ همت آنها را کوتاه و ضعیف کنند. درست عکس این عمل شد؛ در واقع عکس این اتفاق افتاد. در زمینه‌ی انزوای ملت ایران، نه فقط نتوانستند سیاستهای بین‌المللی و منطقی ما را محدود کنند، بلکه حتّی نمونه‌هائی از قبیل اجلاس جنبش غیر متعهدها با حضور تعداد کثیری از سران و مسئولان کشورهای جهان در تهران تشکیل شد و عکس آ� �چه را که دشمنان ما میخواستند، رقم زد و نشان داد که جمهوری اسلامی نه فقط منزوی نیست، بلکه در دنیا با چشم تکریم و احترام به جمهوری اسلامی و به ایران اسلامی و به ملت عزیز ما نگریسته میشود.
در زمینه‌ی مسائل داخلی، مردم عزیز ما در آنجائی که امکان و موقعیت ابراز احساسات وجود داشت ــ عمدتاً در بیست و دوم بهمن سال ۹۱ ــ آنچه را که لازمه‌ی حماسه و شور بود، از خود نشان دادند؛ از سالهای دیگر پرشورتر و متراکم‌تر در صحنه حاضر شدند. یک نمونه‌ی دیگر هم حضور مردم خراسان شمالی در بحبوحه‌ی تحریمها بود، که نمونه و مستوره‌ای از وضعیت و روحیه‌ی ملت ایران را نشان می داد نسبت به نظام اسلامی و به مسئولان خدمتگار و خدمتگزار خودشان. کارهای بزرگی هم بحمدالله در طول سال انجام گرفته است؛ تلاشهای علمی، کارهای زیربنائی، تحرک فراوان مسئولین و مردم. زمینه‌ها برای حرکتِ رو به جلو و ان‌شاءالله جهش، فراهم شده است؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، و هم در همه‌ی زمینه‌های حیاتیِ دیگر.
سال ۹۲ برابر چشم‌انداز امیدوارانه‌ای که به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود؛ نه به این معنا که دشمنیِ دشمنان کاسته خواهد شد، بلکه به این معنا که آمادگی ملت ا� �ران بیشتر و حضور او مؤثرتر و سازندگی آینده‌ی این ملت به دست خودشان و با همتِ با کفایت خودشان ان‌شاءالله بهتر و امیدبخش‌تر خواهد شد.
البته آنچه را که ما در سال ۹۲ در پیشِ‌ رو داریم، باز عمدتاً در دو عرصه‌ی مهم اقتصاد و سیاست است. در عرصه‌ی اقتصاد، به تولید ملی باید توجه شود؛ همچنان که در شعار سال گذشته بود. البته کارهائی هم انجام گرفت؛ منتها ترویج تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، یک مسئله‌ی بلند‌مدت است؛ در یک سال به سرانجام نمیرسد. خوشبختانه در نیمه‌ی دوم سال ۹۱ سیاستهای تولید ملی تصویب شد و ابلاغ شد ــ یعنی در واقع این كار ریل‌گذا� �ی شد ــ كه بر اساس آن، مجلس و دولت میتوانند برنامه‌ریزی كنند و حركت خوبی را آغاز كنند و ان‌شاءالله با همت بلند و با پشتكار پیش بروند.
در زمینه‌ی امور سیاسی، كار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست جمهوری است؛ كه در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی، و  به یک معنا مقدرات عمومی كشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی میكند. ان‌شاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیكی را برای كشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید  وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسه‌آفرینی باید  به اهداف خود رسید.
با این نگاه، سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری میكنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز كشور تحقق پیدا كند.
به امید توجهات پروردگار و دعای حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و با درود به روح مطهر امام بزرگوار و شهیدان عزیز.
و السّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 22:18 |
دهة 1960 براي جامعة اطلاعاتي اسرائيل و بويژه براي واحد اطلاعات نظامي دهه‌اي بسيار جالب توجه و بيادماندني بود. .
اين دهه خود را به عنوان نقطه عطفي نه فقط براي منطقة خاورميانه، بلكه به عنوان نقطة عطف تمامي جهان تثبيت كرد؛ اثرات غيرقابل بازگشت آنچه جهان در سال 1967 تجربه كرد، هنوز هم در سراسر جهان حس مي‌شود.
اين دهه براي جامعة اطلاعاتي اسرائيل به صورتي كه هم مبارك و هم پرآشوب بود، آغاز شد. در يازدهم ماه مه 1960، در يكي از تماشايي‌ترين عمليات اطلاعاتي اجرا شده توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي موساد و شين‌بت كه در تاريخ ملتهاي ديگر نظير آن را نمي‌توان يافت، اسرائيل «ريكاردو كلمنت» را در حالي كه قدم‌زنان به طرف خانه‌اش در حومة بوئنوس‌آيرس آرژانتين مي‌رفت ربود. اين آقاي ريكاردو كلمنت در واقع كسي نبود جز سرهنگ آدولف آيسمن از سركدرگان رژيم نازي، كه توانسته بود از محاكمه در دادگاه متفقين در نورمبرگ جان به در ببرد و بگريزد؛ وي به عنوان تدارك‌كننده و معمار جريان كشتار يهوديان در جنگ‌دوم، يكي از جنايتكاران نازي به شمار مي‌رفت كه عدة زيادي بشدت در جست‌وجوي او بودند. دولت يهود احساس مي‌كرد براي گيرانداختن اين جنايتكاران و سپردن آنها به دستگاه عدالت تعهد اخلاقي دارد. توانايي مأمورين اطلاعاتي اسرائيل در شناسايي آيشمن و تعيين محل وي، ربودن و انتقال وي زير چشمان تيزبين مهمانداران آرژانتيني‌اش، و كشاندن وي به محاكمه، در دنياي اطلاعات به عنوان يك كار برجسته نمايان شد. دادگاه آيشمن را مجرم شناخت، وي را به اعدام محكوم كرد، و خاكسترش به درياي مديترانه ريخته شد.
شين‌بت در آغاز دهة 1960 چند مورد موفقيت در كارنامة خود ثبت كرد كه مهم‌ترين آنها دستگيري دكتر كورت‌سيتا عامل سرويس اطلاعات خارجي چكسلواكي (موسوم به «اس بعلاوة بي») بود. دكتر سيتا را كه از خانواده‌اي معتبر در سوداتن‌لند متولد شده بود صرفا به اين علت كه همسرش يهودي است به اردوگاه بوخن‌والد كه معروفيت بسيار بدي دارد فرستاده بودند. سرويس اطلاعاتي چكسلواكي او را به خاطر ذهن‌تيزي كه در زمينة رياضيات و فيزيك داشت استخدام كرده بود. سيتا ابتدا در لندن و سپس در دانشگاه سيراكوز نيويورك به تحصيل پرداخت و به مقام استادي رسيد. اف. بي. آي وي را به اتهام اينكه جاسوس كمونيست‌هاست اخراج كرد و وي به برزيل پناهنده شد.
از قضاي روزگار، آخرالامر اسرائيل از وي دعوت كرد به عنوان استاد در انستيتو تكنيون واقع در نزديكي حيفا تدريس كند، وي در اين مؤسسه در تماس دائم با بهترين مغزهاي تحقيقاتي اسرائيل و از جمله آن دسته از محققان بلندپايه‌اي بود كه در صنايع نظامي مشغول بوده و آمارهاي حساسي را در اختيار داشتند. دستگيري وي در شانزدهم ژوئن 1960، دو روز قبل از آنكه راكتور هسته‌اي تجربي اسرائيل در نهال سورك آغاز به كار كند انجام شد.(1)
در اردوي واحد اطلاعات نظامي، دهة 1960 دهة تكامل بود. نتايج تقريبا مصيبت‌بار عمليات روتم در اوايل سال 1961، موجي از شوك به ستاد كل ارتش اسرائيل وارد كرد. مصري‌ها صحراي سينا را در اختيار گفرته و يك تشكل نظامي قوي در آن پديد آورده بودند، اسرائيل از اين كار آنان دچار غافلگيري مطلق شده بود، و با وضعيت فوق‌العاده خطرناكي روبرو بود كه علت آن ناكامي سازمانهاي اطلاعاتي‌اش در زمينة كسب اطلاعات و دادن هشدار بموقع به وزارت دفاع در مورد حملة در شرف انجام بود. حيم هرتزوگ كه يكي از قابل‌توجه‌ترين ومحترمترين افراد در تاريخ واحد اطلاعات نظامي است، وادار به استعفا شد. اما به هر حال كسي جانشين وي مي‌شد كه در تاريخ و در جامعة اطلاعاتي اسرائيل سيمايي قابل توجه و فراموش‌نشدني داشته است. اين شخص سرتيپ مايرآميت بود.
مايرآميت در سال 1921 در شهر تيبرياس واقع در كرانة درياي جليله متولد شد. در سال 1936 به هاگانا پيوست و به عنوان پليس گشت شهركهاي يهودي به خدمت پرداخت. او سرباز خوشفكر و باهوشي بود و چون ذاتا خصائل فرماندهي داشت به عنوان فرمانده گروهان در سپاه داخلي يهود انتخاب شد و در سال 1948 در حين جنگ استقلال عليه نيروهاي سوري و عراقي در ميشمر هعمك، درة عزرائيل، عين‌جب، و كيبوتس‌دگانيا جنگيد. در جنگ تن به تن جنين در اورشليم، شديدا زخمي شد زيرا هنگامي كه مواد منفجره‌اي را در استحكامات دشمن كار مي‌گذاشت انفجاري روي داد.(2)
سوابق نظامي مايرآميت او را بيشتر شايسته فرماندهي يك واحد نظامي مي‌ساخت تا رهبري يك سرويس اطلاعاتي. پس از اينكه در سال 1950 از دانشگاه كلمبيا فارغ‌التحصيل شد و به اسرائيل بازگشت فرماندهي تيپ پيادة يكم جولاني را به او سپردند؛ اين پستي بود كه با به عهده گرفتن آن، آميت مهارت خود را در هماهنگ‌سازي افراد و به كارگيري سلاح‌هاي و وسايل تكميل كرد. وي يكي از اجراكنندگانتاكتيك رزمي فرماندهي ارتش اسرائيل موسوم به روش «دنبالم بيا» بود. ستاد كل ارتش اسرائيل هوش وي و شجاعت و مهارتش را در زمينة تداركات از نظر دور نداشت و در سال 1951 او را به عنوان رئيس بخش عملياتي ستاد كل منسوب كرد. در سال 1954 او را به فرماندهي شاخة عملياتي رساندندو يكي از كساني بود كه در طراحي عمليات - پنهاني و آشكار - نبرد صحراي سينا در سال 1956 نقش عمده داشتند. آميت در واقع فرمانده دوم ستاد ارتش و در طول نبرد صحراي سينا دستيار اول موشه‌دايان بود. موفقيت جنگ 1956 در عين حال كاميابي شخصي وي نيز به شمار مي‌رفت و به اين منجر شد كه فرماندهي جنوبي ارتش اسرائيل را به او بسپارند. اميد مي‌رفت در آنجا بتواند قابليت‌هاي خود را براي به شكست كشاندن موجي از فعاليت‌هاي جاسوسي مصر و نفوذ افراد آن به داخل اسرائيل به شكست بكشاند. مايرآميت در اينجا نيز كارداني و شجاعت خود را نشان داد و در كسب احترام و توجه سربازانش موفق بود. فرماندهان ارشد نظامي نيز او را تحسين مي‌كردند. به نظر مي‌رسيد وي از كساني است كه راه مستقيم را به سوي مدارج عالي فرماندهي در ارتش اسرائيل مي‌پيمايند.
اما در اثناي يكي از مانورهاي ارتش، در اثر سانحه‌اي كه هنگام پرش با چتر روي داد مايرآميت بشدت مجروح شد و براي مدتي بيش از يكسال در بيمارستان بستري بود. عده زيادي مي‌گفتند اين جراحتي است كه او را از نشستن بر صندلي رئيس ستاد كل بازمي‌دارد؛ اما به هر حال اين وضعيتي بود كه يك پست ديگر نظامي را براي وي بسيار مناسب مي‌ساخت: مديريت واحد اطلاعات نظامي.
سرتيپ مايرآميت در اول ژانوية 1962 به رياست واحد اطلاعات نظامي منصوب شد و اين انتصاب نقطة آغازي بود بر به راه افتادن كشمكش‌ها مخاصمات در پشت‌درهاي بسته، بين سطوح مختلف پيكرة دفاعي اسرائيل. آميت كه سرباز سربازان بود و از تلاش براي كسب قدرت فردي و يا كسب افتخارات سياسي تنفر داشت هنگامي كه متوجه نوع رابطه بين واحد اطلاعات نظامي و بقية ارتش اسرائيل شد هراسان گشت. بدي اين رابطه بيشتر ناشي از اقدام واحد اطلاعات نظامي به «كاركثيف‌» در 1954، و فاجعه عمليات روتم در سال 1961 بود. بسياري از افراد ارتش اسرائيل، از سرجوخه‌ها گرفته تا فرماندهان ارشد تواناييهاي (يا ناتوانيهاي) واحد اطلاعات نظامي را به سخره مي‌گرفتند. آنها را به بوروكراتهاي پشت ميزنشيني مانند مي‌كردند كه حتي پس از پايان‌يافتن يك جنگ در پيش‌بيني وقوع آن كندذهني نشان مي‌دهند! (3) اين امرآميت را عميقا متأثر و آشفته مي‌كرد. وي به عنوان كسي كه كل زندگي نظامي خود را در نبرد گذرانده است، رابطة ناگسستني بين نيروهاي رزمي و واحدهاي اطلاعاتي را بخوبي درك مي‌كرد: از نظر او، عمليات نظامي موفقيت‌آميز بشدت به دستيابي به اطلاعاتي دقيق بستگي داشت.
درگيري ديگري كه در دستگاه نظامي و اطلاعاتي اسرائيل وجود داشت بين مديريت واحد اطلاعاتي نظامي و ايسر هارل رئيس موساد بود. گزارش مي‌شد كه مايرآميت از پاكسازي‌«عناصر مطلوب» از ارتش اسرائيل كه توسط هارل صورت گرفته و انگيزة سياسي داشته است رنجيده و عصباني شده است.(4)
مايرآميت بويژه از اين امر عصباني بود كه چرا ايسر هارل بخش زيادي از نيروي انساني موساد را درگير جست‌وجو براي يافتن پسر كوچكي به نام يوسف «يوسل» شوماخر كرده است. پدربزرگ يوسل كه آدم فوق‌العاده متعصبي بود و از صهيونيسم نفرت داشت وي را به منظور آنكه مورد تربيت درست ارتودوكس قرار گيرد ربوده بود. اين كودك بدبخت به طور قاچاقي به نيويورك برده شد و داستان آن يكي از گزارشهاي عمدة مطبوعات اسرائيلي بود. هارل خود را به مقدار زيادي درگير اين ماجرا كرده بود و گفته مي‌شد تلاش زيادي براي ربودن اين بچه به خرج مي‌دهد. هرچند عاقبت يوسل را در يك مدرسه مذهبي بروكلين نيويورك پيدا كردند، اما بسياري از افراد واحد اطلاعات نظامي موساد را مسخره مي‌كردند و مي‌گفتند در حالي كه اين سازمان خود را در مبارزه‌اي با يك يهودي متعصب درگير ساخته است، دولتهاي عربي در حال آماده شدن براي انجام نظامي اعتقاد داشت كلية تلاشهاي كسب اطلاعات خارجي اسرائيل بايد متوجه خطر بالقوه و عاجلي باشد كه ملت با آن روبروست: دولتهاي عرب هم‌مرز با اسرائيل، يعني مصر، سوريه، اردن، و لبنان. به عقيدة او، اسرائيل نبايد خود را درگير فعاليت‌هايي مي‌‌ساخت كه احمقانه بودند و به نيات شخصي رئيس موساد ارتباط داشتند.(5)
هر چند ربودن آدولف‌آيشمن يك پيروزي ملي و راه افتادن در جست‌وجوي يك پسربچه كار عجيب يك دولت تعبير مي‌شد، اما به هر حال اين اقدامات توان به كار رفته در كسب اطلاعات خارجي را كاهش داد و همچنين بررسي و تحليل و توزيع اطلاعات را نيز دچار وقفه كرد. اين امر توانايي واحد اطلاعات نظامي را در پديدآوردن و ارائه تصويري جامع و واضح از موقعيت و ارائه آن به نخست‌وزير و رئيس ستاد ارتش باز داشت. يك مثال خطرناك از بروز چنين وضعيتي روز21 جولاي سال 1962، يعني در سالگرد انقلاب مصر رخ داد.
مراسم نظامي در اين روز تعطيل ملي مصر عظيم و ترس‌آور بود. سراسر بلوار انقلاب مصر را رديفهايي از تانكهاي تي55 و تي54، توپهاي عظيم، و نفربرهاي زرهي پوشانده بود. هواپيماهاي ميگ 17 آسمان را پر كرده بودند و بمب‌افكن‌هاي ايلوشين دو -28 كه سلاح دوربرد اصلي در زرادخانة ناصر به حساب مي‌آمدند در حال پرواز بودند.
به پرواز درآمدن ابزار ديگري در روز سالگرد انقلاب، اسرائيلي‌ها را به وحشت انداخت . مصري‌ها در يك ميدان رزم صحرايي، چهار فروند موشك بالستيك را مورد آزمايش قرار دادند: دو فروند موشك الظفر؛ و دو فروند موشك القاهر .ناصر طي سخناني كه پس از شليك اين موشكها با حالتي خونسردانه ادا شد، قول داد كه اين موشكها شهرهاي اصلي اسرائيل را هدف قرار داده و از بين خواهند برد. واضح است مصر تنها كشور منطقه نبود كه چنين موشكهايي را در اختيار داشت. اسرائيل در ماه جولاي سال 1961 موشكي را به نام شاويت مورد آزمايش قرارداده بود. اما به هر حال برد 175 مايلي موشك الظفر و برد 350 مايلي موشك القاهر همه را تحت تاثير قرار مي‌داد. تهديد ناصر داير بر اينكه اين موشك‌ها مي‌توانند اهدافي را در جنوب بيروت از بين ببرند جدي گرفته شد.
آزمايش اين موشكها هم موساد و هم واحد اطلاعات نظامي را بسختي شوكه كرد. وجود اين موشكها از طريق پخش عادي اخبار آشكار شده بود. مايرآميت از كوره دررفت و گفت: «اگر قرار است اطلاعات خارجي خود را از سخنرانيهاي علني جمال عبدالناصر به دست آوريم پس اين بودجة فعاليت خارجي براي چيست؟ اگر چنين باشد به چيزي بيش از يك راديوي جيبي احتياج نداريم.»(6)
اسرائيل از سال 1961 به اين سو از تلاشهاي مصر براي به دست‌آوردن و توليد يك سري موشكهاي بالستيك سطح به سطح آگاه بود. مصري‌ها اين هدف موشكي را به منظور رسيدن به حد تواناييهايي كه در ارتش اسرائيل وجود داشت دنبال كرده بودند و از سوئيس مواد لازم را مي‌خريدند؛ در واقع چندين نمونة آزمايشي از سيستم‌هاي موشكي در يك تونل باد در كوههاي آلپ سوئيس آزمايش شده بود. با اين حال واحد اطلاعات نظامي تا 1962 از اينكه اين موشكها به حالت عملياتي و يا حتي مراحل تجربي پيشرفته رسيده‌اند آگاه نداشت. اينك مصريان چيزي در اختيار داشتند كه اسرائيل در برابر آن پاسخي نداشت، و همين امر بن‌گوريون را واداشت بلافاصله از جان اف‌كندي رئيس‌جمهور ايالات متحده درخواست كند موشكهاي زمين به هواي هاوك در اختيار اسرائيل بگذارد.
جنبة ناراحت‌كنندة ديگر برنامة موشكي ناصر كه به عنوان «ادارة طرحهاي ويژة نظامي» شناخته مي‌شد و تحت نظارت و كنترل اطلاعات ارتش قرارداشت، اين واقعيت بود كه مغزهاي سازندة كلاهكهاي جنگي مصر دانشمندان سابق نازي بودند كه ناصر آنها را به خدمت خود درآورده بود. سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي اسرائيل كساني را كه بتازگي به سرزمين اهرام وارد مي‌شدند تحت‌نظر داشتند و بويژه آنهايي را مواظب بودند كه در زمرة افسران سابق اس.اس و جنايتكاران جنگي بودند. از جملة اين افراد لئوپولد گليم فرماندة گشتاپوي ورشو، و ژنرال اس‌اس اسكارديولوينگر از بنيانگذاران اردوگاه بدنام ماوت‌هاوزن بودند. (7) اين آلماني‌ها براي خودشان مستعمره‌اي در مصر به راه انداخته بودند و يك مجتمع موفق فني را براي توليد سلاح جهت كشتار جمعي توسط ناصر اداره مي‌كردند. علاوه بر آن قرار بود هواپيماي جنگنده و بمب‌افكن نيز براي مصر ساخته شود. كاركردن دانشمندان نازي براي ساخت سلاح جهت كشتار يهوديان، خاطره قتل‌عامهاي دوران جنگ جهاني دوم را زنده مي‌كرد. ايسرهارل مصمم شده بود به هر قيمت ممكن جلوي مصري‌ها را بگيرد؛ اين نيز يكي ديگر از جنگهاي صليبي شخص ايسرهارل بود. علاوه بر اين، مصري‌ها به كمك آلماني‌ها زرادخانه‌اي از سلاحه‌هاي شيميايي تهيه كرده بودند و تهديد مي‌كردند آن را عليه اسرائيل به كار خواهند برد؛ اما در واقع اين سلاحها را در جنگهاي سخت سال 1963 عليه سلطنت‌طلبان يمني به كار بردند. امكان انداختن كلاهكهاي شيميايي توسط موشكهاي مصري به خيابانهاي اسرائيل، يهوديان را دچار وحشتي عميق مي‌ساخت.( اين وحشتي بود كه ساكنين اسرائيل طي ماههاي ژانويه و فوريه سال 1991 به هنگامي كه صدام حسين 39 فروند موشك اسكاد به سوي تل‌آويو و حيفا شليك كرد تجربه كردند.) طبيعي است بن‌گوريون از ناكامي سرويسهاي اطلاعاتي‌اش در پيش‌بيني آنچه در مصر رخ داده بود عصباني‌شد، زيرا ارتش اسرائيل و نيروهاي امنيتي براي پاسخ‌گويي به اقدامات ناصر مجبور به عمل همراه با تأخير بودند.
بنا به دستور ايسرهارل، روش به كار گرفته شده براي مقابله با برنامة موشكي ناصر و به پايان رساندن كار وي طرحي بود مرگبار و ماهرانه مبتني بر پست كردن بسته‌هاي منفجرشونده، از همان نوعي كه در سال 1955 واحد اطلاعات نظامي از طريق آن سرهنگ حافظ و سرهنگ مصطفي را كشته بود. نام آن را عمليات داموكلس گذاشته بودند، زيرا چون شمشير داموكلس بر سر دانشمندان آلماني فرود مي‌آمد. اين آخرين طرح بزرگ هارل بود.
موساد از طريق شبكة ماهرانه‌اي از عوامل خود اين افراد را شناسايي كرد و در مورد محل زندگي و كار آنها و همچنين شرح دقيق فعاليت‌هاي روزانه‌شان اطلاعاتي به دست آورد. در واقع چندين بمب نيز وظيفة خود را به انجام رساندند.
اما در پانزدهم ماه مارس سال 1963 ، دو تن از عوامل موساد كه در هتلي واقع در شهر باسل كشور سوئيس دختر يكي از اين دانشمندان را تهديد كرده بودند توسط پليس دستگير شدند. علين‌شدن ناخواستة اين جريان بن‌گوريون را هراسان كرد، و اين نخست‌وزير حيله‌گر را واداشت تاكتيك‌هاي رئيس بخش اطلاعات خود را مورد بررسي قرار دهد. معلوم شد شمشير داموكلس چيزي بيش از يك چاقوي نامه بازكني نبوده است.
هارل با به خدمت گرفتن روزنامه‌نويسان اسرائيلي به اين مبارزه‌جويي پاسخ گفت و اين گروه را كه افرادي داراي ذهنيت مستقل بودند واداشت در مورد شركت كردن آلماني‌ها در جريان تلاشهاي مصر براي نابودكردن دولت يهود به تبليغات علني بپردازند- اما معلوم شد اين تاكتيك هارل نيز اقدامي مصيبت‌بار است. اين كار نه تنها باعث شد مردم در اسرائيل بترسند و به هراس بيفتند، بلكه تلاشهاي بن‌گوريون را نيز كه سعي مي‌كرد با برقرار كردن روابط با آلمان‌غربي به آن نزديك شده و كمك‌هاي نظامي و اقتصادي دريافت كند بي‌اثر و بيهوده ساخت. بن‌گوريون به هارل دستور داد جنگ صليبي خود را عليه دانشمندان آلماني متوقف سازد. اما اين سرجاسوس لجوج سر باز زد و به جنگي رفت كه از آن پيروزمند بيرون نمي‌آمد.
خشم و انتشعاب بر روابط بين پيرمرد و سرجاسوس حيله‌گر وي حاكم شد و اين روابطي بود كه زماني غيرقابل خدشه مي‌نمود. هارل از اينكه بن‌گوريون براي ادارة برنامة فوق سري سلاح اتمي اسرائيل شيمون پرز را برگزيده است خشمگين بود.(8) اين دو مرد قدرتمند و سرسخت در آستانة دوره‌اي از رويارويي قرار داشتند و اين از آن روياروييهايي بود كه بيش از يك طرف پيروز ندارد. آنان در 25 مارس 1963 با يكديگر روبرو شدند، هارل كه اطمينان داشت بن‌گوريون استعفاي وي را نمي‌پذيرد استعفا داد. بن‌گوريون پذيرفت.
يك روز پس از آن، سرتيپ آميت مدير واحد اطلاعات نظامي به دفتر بن‌گوريون فراخوانده شد تا در كمال حيرت مطلع شود وي را به عنوان رئيس جديد جاسوسان اسرائيل يعني رياست موساد انتخاب كرده‌اند. اسرائيل،موساد، و مهم‌تر از آن واحد اطلاعات نظامي به دوران جديدي وارد مي‌شدند. عصر طلايي جامعة اطلاعاتي اسرائيل و دوراني كه شخصيت واقعي آن براي هميشه شكل مي‌گرفت در حال آغاز شدن بود.
انتخاب بن‌گوريون كه در نتيجة آن مايرآميت هدايت سرويس اطلاعات اسرائيل را به عهده مي‌گرفت به صورت درخواست مطرح نمي‌شد؛ او به مدير واحد اطلاعات نظامي دستور داد اين پست را بپذيرد. اين اقدامي نبود براي آرام كردن عوامل قديمي موساد كه از ابتداي تشكيل دولت اسرائيل وفادارانه به آن خدمت كرده بودند. بن‌گوريون نمي‌خواست سرجاسوسي داراي قدرت انحصاري داشته باشد. به جاي آن، به عقيدة وي اسرائيل به يك فرماندة آرام و غيرسياسي امور جاسوسي نيازمند بود كه سوابق مناسب و غيرقابل ردي داشته باشد. ارتش اسرائيل و بويژه واحد اطلاعات نظامي بهترين محل براي يافتن چنين فردي بودند.
بين واحد اطلاعات نظامي (به عنوان بخشي وابسته به ارتش اسرائيل) و موساد تفاوتهاي معيني وجود داشت. موساد به اين افتخار مي‌كرد كه يك موجوديت مستقل، و يك ارگان «غيرنظامي» مغرور است كه اطلاعات، ابتكارات، و هوش برتر آن اسرائيل را براي مدت يك دهه در مقابل امواج تهديد حفظ كرده است. البته ارتش اسرائيل نيز يك هستي وموجوديت جهاني و ارگاني برابري‌طلب بود متشكل از افراد كادر و سربازان ذخيرة غيرنظامي كه وجود زدن در مرزها، و مبارزه و نبرد بالقوه كرده بودند. هنگامي كه در 26 مارس 1963 سرتيپ مايرآميت ملبس به يونيفرم كامل - نظامي با مدالهاي رزمي، نشان نقره‌اي چتربازي، و سردوشيهاي مختلف- وارد ادارة مركزي موساد شد، افراد موساد را خشمگين ساخت. منشيان هارل و گروه وفاداران به او علنا در ادارة مركزي گريه مي‌كردند، و تعداد زيادي از عوامل ارشد تهديد اعتصاب جمعي را عنوان مي‌نمودند. موساد در آستانة به راه افتادن انقلابي بود؛ با اين حال، به گفتة يوزي ملمان و دان راويو نويسندگان كتاب جاسوسان معيوب، مايرآميت براي اين به موساد فرستاده شده بود تا در غياب هارل، « اصطبل را تميز كند».
ماير اين را فهميده بود كه چنانچه اسرائيل بخواهد عليه اعراب دست بالا را داشته باشد، ملت اسرائيل نخواهد توانست در عين حال درگيريهاي داخلي و پرخاش كردن به يكديگر بين موساد و واحد اطلاعات نظامي را تحمل كند. در حالي كه اين رئيس جديد تلاشهاي دليرانه‌اي براي پر كردن فاصله بين دو سرويس به كار مي‌بست، ابراز مقاومت از سوي هر دو طرف افزايش مي‌يافت. عوامل موساد از پذيرش كنار گذاشته شدن هارل سرباز زدند و مبارزه‌اي مبتني بر نامه‌نگاري ترتيب دادند كه طي آن عدم رضايت خود را در مورد فرجام كار فرمانده‌شان ابراز مي‌كردند؛ آنها همچنين از گمارده شدن سرتيپ آميت كه يك فرد نظامي براي فرماندهي موساد بود ناخشنودي نشان مي‌دادند. آميت كه در مقابل ارتش اسرائيل مسئوليت داشت، اطمينان داد اين مبارزة مبتني برنامه‌نگاري و شبكة نامه‌نگاران را درهم خواهد شكست؛ سرانجام امضا‌كنندگان نامه‌ها را مسئوليت‌هاي خود بركنار شدند. آن دسته از نيورهاي واحد اطلاعات نظامي نيز كه از مأموريت تازة سرتيپ آميت ناخشنود بودند، توسط وزارت دفاع مأمور خدمت در صفوف رزمي شدند.
نخسين روز رياست آميت بر موساد هيجان‌آور و همراه با دورويي بود. بين مراكز موساد و واحداطلاعات نظامي در رفت و آمد بود و يكي از نخستين اقدامات وي تجديد سازمان موساد در راستاي شيوه‌هاي كاراتر و بهتر واحد اطلاعات نظامي و براساس قوانين نانوشتة ارتش اسرائيل بود. هنگامي كه وي چند ماه بعد سرانجام ارتش و واحد اطلاعات نظامي را ترك كرد، مهمترين اقدامي كه كرد انتقال واحد 131 به حوزة عمل موساد بود. اين تغيير نه تنها نتايج بسيار مؤثري براي واحد اطلاعات نظامي، بلكه براي دولت اسرائيل به بار مي‌آورد. اين اقدام به طرق بسيار به «متمركز كردن» قابليت‌هاي جاسوسي انساني اسرائيل در سالهاي قبل از جنگ شش روزة 1967 كمك رساند.
جاسوسي توسط عوامل انساني به عنوان شاهستون تلاشهاي كسب اطلاعات دولت اسرائيل باقي ماند. هرچند «كاركثيف» در مصر ثابت كرده بود اداره كردن عوامل در قلمرو دشمن كار بسيار خطرناكي است، اما گسيل عوامل جاسوسي موساد و واحد اطلاعات نظامي ادامه يافت. واحد اطلاعات نظامي هنوز هم ميل داشت عواملي داراي پوشش عميق جاسوسي در پايتخت‌هاي عربي داشته باشد. در سال 1956، اميدهاي آنها به يكي از ماجراجوترين و به عقيدة برخي خطرناك‌ترين عوامل دوخته شده بود: مردخاي «موتكه» كدار
كدار با نام اصلي مردخاي كراوتسكي در سال 1930 در لهستان زاده شد. مادرش در كودكي وي را ترك كرد و او همراه با پدربزرگ مادري‌اش به فلسطين رفت. دوران كودكي و نوجواني را در شهرك آشفته‌اي به نام خدرا كه بين حيفا و تل‌آويو واقع است گذراند. چون والديني كه زندگي‌اش را اداره كنند سرپرستي از او را به عهده نداشتند، در خيابانها بزرگ شد؛ آموزش‌دهندگان او فعالان بازار سياه، قاچاقچيان، و دلالان محبت بودند و او در كافه‌هاي كوچك زيردست اين گونه افراد بزرگ شد. بنابراين فاسد بودن وبي‌رحمي وي جاي تعجبي نداشت؛ زيرا وي محصول محيطي بود كه در آن رشد يافت. در سال 1948 او را براي خدمت نظام به نيروي دريايي ارتش اسرائيل فرستادند، اما كمي بعد به خاطر رفتار خطرناكش لباس نظامي را از تن او بيرون آوردند، به خدرا برگشت و ارتباطات او با جنايتكاران حتي هنگامي كه به عنوان دانشجوي حقوق در دانشگاه عبري معروف اورشليم ثبت‌نام كرد ادامه يافت. پليس اسرائيل اعتقاد دارد وي در موارد متعددي در راهزني، اخاذي، و حتي قتل شركت داشته است.(9)
رفتار نامناسب كدار از نظر رواني، او را به نزديك روانپزشك مشهور تل‌آويو كشاند كه بسياري اعتقاد داشتند خودش به درمان و نظارت رواني عاجل نياز دارد. اين دكتر خوب، كه دكتر ديويد رادي نام داشت از شكارچيان باهوش واحد اطلاعات نظامي بود. وي كه متوجه كيفيات و استعداد اين لات اهل خدرا شده بود، ترتيبي داد وي با سرتيپ فاتي هركابي ديدار كند، ارزيابي اين مدير واحد اطلاعات نظامي از كدار ارزيابي مثبتي بود. واحد 131 كدار را رسما استخدام كرد و وي را در مركز اسرائيل در يك مركز آموزشي فوق سري آموزش داد.
چندين سال چنين به نظر مي‌رسيد كه گويي كدار ناپديد شده است. همسرش گهگاه كارت‌پستالهايي از وي دريافت مي‌كرد كه از نقاط عجيبي از جهان به پست داده مي‌شد و كدار در آنها وي را از اينكه حالش خوب است، باخبر مي‌كرد. وي در واقع در حال مسافرت از اينجا به آنجاي جهان بود تا براي مأموريت بلندپروازانة نهايي خويش داستاني جعل كند تا به يك پوشش غيرقابل ترديد دست يابد: وي مي‌خواست به عنوان يك بازرگان اروپايي - آمريكايي به مصر رفته و در آنجا مستقر شود.
كار كدار در زمينة فراهم‌آوري پيشينه مشتمل بود بر تأسيس شركتهاي مختلف ظاهري، باز كردن حسابهاي بانكي، و برقراري تماس با اين و آن، و همة اين فعاليتها توسط واحد اطلاعات نظامي تأمين مالي مي‌شدنيد. آرژانتين براي انجام مأموريت وي نقطة ايده‌آلي بود زيرا گروه وسيعي از مستعمره‌چيان اروپايي و همچنين تعداد زيادي مهاجر عرب در آن به سر مي‌بردند. اين كشور به عنوان كشور داراي اقتصاد و تجارت آزاد، مناسب انجام امور بازرگاني بين‌المللي بود و رفت‌وآمد اشخاص و نقل و انتقال مالي و پولي در آن به راحتي صورت مي‌گرفت. آرژانتين براي يك عامل جاسوسي كه مي‌خواست براي خود هويتي بيافريند و بعد در لاك آدم جديد فرو برود، نقطة پرش بسيار مناسبي به شمار مي‌رفت. چون جامعة وسيعي از يهوديان نيز در اين كشور به سر مي‌بردند، و از سوءظني هم كه در كشورهاي عربي در اين مورد وجود دارد در آرژانتين خبري نيست، اين كشور براي امور اطلاعاتي اسرائيل مكاني ايده‌آل به شمار مي‌رود. از آنجا كه اين كشور از حاميان علني جنايتكاران نازي در جريان پنهان ساختن آنها نبود، چنانچه يهوديان خود را آلماني جامي‌زدند در زمينة تحقيقات زياد در مورد هويت خود ريسك كمتري كرده بودند.
در اوايل سال 1957، كمي پس از آنكه كدار با 15 هزار دلار آمريكايي و يك پاسپورت جعلي اروپايي به آمريكاي‌جنوبي فرستاده شد، به ناگهان دستور رسيد به اسرائيل برگردد. پس از يك پرواز رؤيايي در قسمت درجه يك از پاريس به تل‌‌آويو (كدار هميشه برخلاف ساير مأموران اطلاعاتي اسرائيل زندگي لوكسي را همراه با صورت‌حسابهاي گران‌قيمت مي‌گذارند) كدار بناگهان خود را با سه پليس تنومند و سراپا مسلح اسرائيلي روبرو ديدي كه او را دستگير كردند. اعضاي شين‌بت نيز در كنار اين اعضاي پليس ويژه قرار داشتند. يكي از هراس‌آورترين فصول در تاريخ واحد اطلاعات نظامي اسرائيل فرارسيده بود.
طبق اتهامات اسرائيلي‌ها، كدار با بي‌رحمي يكي از رابطين اطلاعاتي خود را كه يك يهودي پولدار آرژانتيني بود به قتل رسانده بود. كدار وي را هدف هجده ضربه خنجر قرار داده و سپس مبلغ زيادي پول همراه او راف ربوده بود. دادگاه او را در مكان دورافتاده‌اي در يك باغ ليمو و تحت نگهباني اكيد سربازان ارتش برگزار كردند؛ ترتيبات دادگاه او بسيار شبيه به حوادثي بود كه در جريان اعدام مايرتوبيانسكي به كار گرفته شد. كدار را به زندان رام‌الله برده و در اختفاي كامل نگه داشتند. زندانيان از هويت وي اطلاعي نداشتند و روي در سلول وي، صرفا حرف ايكس نوشته شده بود. دولت اسرائيل يكي از بزرگترين جناياتي را كه توسط عوامل اطلاعاتي‌اش انجام شده بود، پرده‌پوشي مي‌كرد. ايسرهارل، رئيس سابق موساد و شين‌بت، يعني كسي كه مطمئن است تا زماني كه كدار دورة بيست‌سالة زندان خود را طي نكند خبري از او شنيده نخواهد شد، در كتاب خود موسوم به «امنيت و دموكراسي» مي‌نويسد: «ما عوامل خود را نمي‌كشيم- براي اين كار قاضي و دادگاه وجود دارد. ممكن است سرويس اطلاعاتي انگليسي‌ها اين كار را بكند و افراد را سر به نيست نمايد، اما ما نمي‌كنيم. اما اين به هر حال يكي از خطرات است كه به كار گرفتن افراد داراي سوابق جنايي براي انجام مأموريت‌هاي حساس اطلاعاتي همراه دارد.»(10)
(مردخاي كدار به سال 1974 پس از به سر‌بردن هفده سال در زندان رام‌الله و هفت سال حبس مجرد، آزاد شد. چندين خبرنگار و روزنامه‌نويس اسرائيلي با او مصاحبه كردند. اما اشاره كردن به نام وي، جنايتي كه مرتكب شده، و ارتباطش با واحد اطلاعات نظامي ارتش، توسط ادارة سانسور نظامي ارتش ممنوع شده بود. او در سال 1990 در مصاحبه‌اي كه در ويلاي زيباي خود در لس‌آنجلس كاليفرنيا ترتيب داد، براي نخستين‌بار در مورد سرنوشت خود حرف زد: «آنچه دوست دارم انجام دهم اين است كهس وار هواپيما شوم، به اسرائيل و به خانة ايسرهارل بروم، و گلوله‌اي در مغز او شليك كنم.» (11))
اشتباهات و درسهاي حاصل از مورد كدار در اوايل دهه 1960 و هنگامي كه دو جاسوس برجسته و جوان واحد اطلاعات نظامي آموزش مي‌ديدند از ياد رفت؛ آن دو به بهترين جاسوسهايي كه تاكنون به دولت يهود خدمت كرده‌اند تبديل شدند. سهم آنها در حفظ امنيت دولت اسرائيل به حدي بود كه تا امروز احساس مي‌شود. اما به هر حال هر دوي آنها با ناكامي مواجه شدند وحتي يكي از آنها بهاي اشتباه را با جان خود پرداخت. هر دو نفر آنها قرباني جاه‌طلبي بيش از حد خود شدند؛ آنها مي‌دانستند دولت يهود براي مقابله با تهديدهايي كه با آنها روبروست به كار يك «ابرجاسوس» نياز دارد و به چنين جاسوسي متكي است. ابرجاسوسان اسرائيل الي‌كوهن و ولفگانگ لوتس بودند.
يكي از درسهايي كه واحد اطلاعات نظامي از جريان «كار كثيف» در مصر آموخت اين بود كه دادن مأموريت جاسوسي به يهوديان محلي در كشورهاي هدف مي‌تواند نتايج تراژيكي به بار آورد. اين امر يك «تابو»ي عملياتي بود و بايد به هر قيمت از آن اجتناب مي‌شد. آشكار شدن اينكه يك يهودي محلي براي دولت اسرائيل جاسوسي مي‌كند، جان افراد بي‌گناه را به خطر مي‌انداخت، زيرا اين افراد را تحت تعقيب نيروهاي دولتي و زير فشار شهروندان خشمگين قرار مي‌داد. يك مأموريت جاسوسي به معني انجام دادن يك برنامه نبود! استفاده از عوامل عرب براي جاسوسي در ساير كشورهاي عربي نيز مشكلات به بار مي‌آورد و برنامه‌ريزان واحد اطلاعات نظامي را مي‌ترساند و موساد و شين‌بت را نيز دچار وحشت مي‌كرد. اعراب مردم متفرقي هستند كه توسط فرهنگهاي متفاوت به بار آورندة گرايشات شوونيستي از يكديگر مجزا شده‌اند و زبانها و لهجه‌هاي متفاوتي دارند. در واقع دستة عربي پالماخ از اين گونه مشكلات در هنگام مبارزه براي كسب استقلال آگاه شده بود و اين آگاهيها هنگامي به دست آمد كه تلاش مي‌شد يهوديان عراقي و يمني به بيروت، دمشق، و امان نفوذ داده شود. يك عامل براي اينكه بتواند خود را در اين مناطق فردي بومي جا بزند بايد شجاعت و مهارت بسياري ابراز مي‌كرد. اين عامل در سال 1960 يافته شد. نام وي الي كوهن بود. شيوة افسانه‌اي و جيمزباندي كار وي مرزهاي خاورميانه را در نورديد و وي را در سطح بين‌المللي به عنوان يك ابرجاسوس معروف ساخت.
الي‌كوهن در 28 دسامبر 1928 در اسكندرية مصر به دنيا آمد. والدين او كه از يهوديان سوريه بودند، همواره با فرزند تحصيل‌كرده و باهوش خود دربارة فرهنگ يهود، صهيونيسم، و بويژه فرهنگ جامعة يهوديان سوريه حرف مي‌زدند. علاقة وي به صهيونيسم در ايثارگري‌اش در راه آن متبلور مي‌شد: در سال 1949 پدر و مادر و سه برادرش عازم اسرائيل شدند، اما وي در مصر باقي ماند تا فعاليت‌‌هاي يهوديان را سازماندهي كند. وي يكي از جوانان وابسته به گروه جاسوسي سوزانا و حلقة «مرزوك-آذر» بود كه هر چند مأموران اطلاعاتي مصر به طرز وحشيانه‌اي از او بازجويي كردند، اما از فاجعه‌اي كه به دنبال لو رفتن گروه رخ داد جان به در برد. افسران واحد 131 احساس مي‌كردند در وجود اين روشنفكر جوان عنصر بخصوصي وجود دارد كه نويدبخش است، و در ذهن خود نقشه‌هاي بزرگي براي آيندة وي در كار جاسوسي طرح كرده بودند.
در سال 1955 كوهن را براي دريافت آموزش اطلاعاتي به طور مخفيانه به اسرائيل آوردند. وي از طريق يونان به اسرائيل آمد ورودش امري به كلي سري به شمار مي‌رفت. به ديدار خانواده‌اش نرفت و بجاي آن وي را به يك هتل ساحلي اسرائيلي بردند، با نام جعلي برايش اتاقي گرفتند، و چندين هفته وي را مخفي كردند. او را به همان اردوگاهي بردند كه در سال 1953 فعالان گروه سوزانا در‌آن آموزش ديده بودند، و تعاليم فشرده‌اي را در زمينة كار جاسوسي به او عرضه كردند. برخلاف جاسوسان گروه سوزانا، قرار نبود الي‌كوهن به عنوان ستون پنجم و يا يك خرابكار عمل كند. وي به عنوان عنصر ارشد عمليات اطلاعاتي اسرائيل در مصر تعليم مي‌يافت.
از اقبال بد نقشه‌پردازان واحد اطلاعات نظامي، معلوم شد كه كوهن يك عامل «سوخته» است و اين از همان ابتدا معلوم شد. پس از برگشت وي به مصر در سال 1956، ماموران ضداطلاعاتي مصر او را تحت تعقيب و مراقبت خود قرار دادند و در اثناي ساعات اولية آغاز عمليات كادش در 1956 بازداشت كردند. در اوضاع آشفته‌اي كه پس از اين نبرد به وجود آمد، الي نيز همراه با بقية يهوديان اسكندريه در هشتم فورية 1957 از مصر اخراج شد و به اسرائيل رسيد.(12)
الي‌كوهن اعتقاد داشت به عنوان يك مهاجر جديد به اسرائيل، بزودي به خدمت اطلاعاتي او نيازمند خواهند بود. او دوبار خود را به سرويس اطلاعاتي اسرائيل معرفي كرد و هر دو بار ضمن سرزنش او را پس زدند. احساس كرد حتي او را براي دفاع از دولت يهود نياز ندارند، زيرا هنگامي كه وي را به خدمت نظام پذيرفتند در يك تشكل رزرو نيروي هوايي به عنوان كارمند امور تداركات ثبت‌نامش كردند. (13) مانند اكثر مهاجرين جديد تلاش كرد خود را به زندگي روزمره عادت دهد و در جست‌وجوي كاري براي جذب در جامعة اسرائيل بو. در 13 اوت 1959 با ناديا مجلد كه دختر زيبايي از يهوديان بغداد بود ازدواج كرد و كاري به عنوان حسابدار در فروشگاههاي زنجيره‌اي تل‌آويو به دست آورد. زندگي‌اش آرام، منظم و بي‌حاصل به نظر مي‌رسيد. براي كسي كه شاهد نابودي دوستان كودكي‌اش در اثر يك خطاي عملياتي اطلاعاتي شده بود، ناشناس ماندن و داشتن يك زندگي آرام پذيرفتني بود.
اما در سال 1960، مردي كه ناديا وي را «آنجل»([فرشته] به خاطر سيماي زيبا و ظاهر نيكخواهش) مي‌نامد زنگ در خانة كوهن را به صدا درآورد و زندگي آنها و سرنوشت دولت اسرائيل را تغيير داد.
اين «فرشته» در واقع يكي از كاركنان باهوش واحد اطلاعات نظامي و كسي بود كه مي‌خواست الي‌كوهن را به صفوف نيروي مخصوص خود يعني واحد 131 برگرداند. نياز به برخورداري از خدمات آدمي مثل الي‌كوهن - يك عنصر اطلاعاتي برجسته كه به زبانهاي عربي، انگليسي و فرانسه حرف مي‌زد- انعكاسي بود از رخدادهاي دردسرباري كه اسرائيل در مرزهاي شرقي و شمالي خود با آنها درگير بود. تهاجم اول فورية 1961 اسرائيل بر مواضع توپخانة سوريه نشان داده بود مرز اسرائيل و سوريه حالتي شكننده دارد. رقابت سياسي فزاينده بين سوري‌هاي بعثي و شاه‌حسين سبب احساس خطر اسرائيل در مورد اين همساية تندرو و غيرقابل پيش‌بيني خود مي‌شد.
سوريه تلاش مي‌كرد از طريق خراب كردن سياسي اردن، بر مرز جنوبي اسرائيل مسلط شود، و اين هدف اساسا از طريق تكيه بر تروريسم دنبال مي‌شد. در 29 اوت سال 1960، سرويسهاي اطلاعاتي سوريه بمبي در دفتر كار نخست‌وزير اردن كار گذاشته و وي را كشتند.
سوريه در واقع به تندروترين كشور عرب تبديل شده بود. سياستهاي فعال و ضداسرائيلي اين كشور به معني وجود عنصر غيرقابل كنترلي در مجموعة خوب كنترل‌شدة اعراب بود. با وجود وارد شدن مقادير زياي سلاحهاي ساخت شوروي از قبيل ميگهاي 21، تانكهاي تي -54 و تي-55، و حجم زيادي توپخانه، سوريه تهديد عظيمي براي دولت اسرائيل به بار آورده بود. جامعة بستة سوريه كه كشورهاي غربي نيز به آن دسترسي چنداني نداشتند، براي جامعة اطلاعاتي اسرائيل به يك معضل و معما تبديل شده بود.
الي‌كوهن و قابليت‌هاي اطلاعاتي وي از جنبة عملياتي، مورد توجه مأموران و فسران واحد اطلاعات نظامي قرار گرفته بود و احتمالا آنها براي استخدام وي بخش ويژه‌اي پديد آورده بودند. پس زمينة سوري وي او را براي استخدام و نفوذ‌دادن به سوريه به عامل مناسبي تبديل مي‌كرد.
كوهن در ابتدا از پيشنهاد آنجل براي كار در امور اطلاعاتي خودداري كرد. او با اشاره به اينكه تازه ازدواج كرده و در سن سي‌وچهار سالگي از زندگي همراه با گمنامي خود خشنود است، وعده‌هاي مبتني بر«مسافرتهاي بين‌المللي و حادثه و ماجرا،» را رد كرد. هنگامي كه به او قول داده شد كار اطلاعاتي وي مستلزم خارج‌شدن از مرزهاي اسرائيل و يا در معرض خطر قرار گرفتن نيست، كوهن باز هم امتناع كرد و گفت علاقه‌اي به كار اطلاعاتي و خدمت كردن به واحد اطلاعات نظامي ندارد. چند روز پس از آن، تحت شرايط و اقداماتي كه تا امروز بلاتوضيح مانده‌اند، كوهن از كار حسابداري خود بي‌كار شد. او كه اينك بي‌پول مانده بود و بايد مخارج خانواده‌اش را مي‌داد، پيشنهاد آنجل را براي كار در مقابل هر ماه 350 پوند اسرائيلي‌پذيرا شد. به اين ترتيب الي‌كوهن به كار در حوزة عمليات ويژة واحد اطلاعات نظامي بازگشت.(14)
در ابتداف كلمة «ستارة طلايي» كه در كنار نام الي‌كوهن در قرارگاه مركزي واحد اطلاعات نظامي و حتي قبل از پذيرش پيشنهاد توسط وي نوشته شده بود، نشانگر تصويب اين تصميم بود كه وي بايد در زادگاهش مصر به جاسوسي بپردازد. كنترل‌كنندگان وي تلاش كردند هويت جديدي براي وي پديد آورند كه براساس آن به مرد ثروتمندي تبديل مي‌شد كه ثروت و اعتبارش جريان‌يابي اطلاعات را تسهيل مي‌كرد. اين شيوه بيشتر شبيه به كار ماكس‌بنت در دوران قبل از ارتباط بدفرجامش با شبكة سوزانا بود. پس از اينكه واحد اطلاعات نظامي فهميد سرويس‌هاي اطلاعاتي مصر آرشيوهاي كارآيي ازنظر سوابق شهروندان پديد آورده‌اند، و با توجه به اينكه كوهن قبلا توسط سرويس‌هاي مصري مورد تعقيب و مراقبت قرار گرفته بود، واحد اطلاعات نظامي تصميم‌گرفت برنامة جاسوسي كوهن را تغيير دهد. آنچه اين مرد متولد شده در اسكندريه را براي واحد اطلاعات نظامي تا اين حد جذاب مي‌ساخت حافظة قوي، صداقت غيرقابل قيمت‌گذاري، و مهم‌تر از همه كيفيات و ويژگيهاي اجتماعي او بود كه وي را در محافل متشكل از خارجيان به چهره‌اي مقبول و دوست‌داشتني بدل مي‌كرد، آزمايشات بي‌وقفة رواني نيز برخي از خصايل منفي - و احتمالا هشداردهنده - وي از جمله احساس خودبزرگ‌بيني زياد، و داشتن تنش داخلي سطح بالا را نشان دادند و مشخص كردند.(15)
هنگامي كه در سال 1960 نياز به داشتن جاسوسي در سوريه خود را نشان داد، ارتباط بين تواناييهاي كوهن و نيازهاي واحد اطلاعات نظامي به شكل‌گيري يك سناريو منجر شد. آموزشهاي وي شديد و فشرده و خستگي‌آور بودند. روشهاي گريز سريع توسط اتومبيل را به او آموزش دادند.كاربرد طيف وسيعي از سلاحها و از جمله اكثر سلاحهاي سبك را به او آموختند، و زمين‌شناسي، نقشه‌خواني، خرابكاري و مهم‌تر از همه رمزنويسي و مخابرات راديو را به او ياد دادند. اين تخصص‌ها از آن رو مورد نياز بود تا بتواند حداكثر تضمين را براي بقاي يك نفر فراهم كند: كمال امين تعابت يعني هويت جديد الي‌كوهن. يكي ازحساسترين و مشكل‌ترين كارها براي كوهن يادگرفتن دقيق لهجة سوري بود. قبل از آنكه دوران آموزش خود را شروع كند، لهجة مصري وي غيرقابل كتمان بود. براساس گزارشهاي متعدد، راهنماي وي در واحد آموزشي واحد 131 يك يهودي عراقي‌الاصل به نام شمعون بود كه از دوران جنگهاي 1948 به عنوان يك كارشناس برجستة زبان عربي و فرهنگ اسلامي شناخته مي‌شد.(16)
جست‌وجوي دقيق در اطلاعات و پرونده‌هاي موجود در قرارگاه واحد 131 به عنوان كاري براي شكل‌دهي به شخصيت جديد كوهن مورد استفاده واقع مي‌شد. كمال امين تعابت در بيروت از والديني سوري متولد شده‌بود؛ پدرش امين‌تعابت نام داشت؛ و نام مادرش سعديه ابراهيم بود. (17) خانوادة آنها در سال 1948 به آرژانتين مهاجرت كرده و كار و كاسبي موفقي در زمينة منسوجات به راه انداخت. بازگشت كمال امين تعابت به سوريه بايد رؤيايي نمايانده مي‌شد كه وي از قديم براي برگشت به سرزمين آباء و اجدادي در سر داشته است.
پس از انجام بررسي‌هاي محتاطانه در قرارگاه مركزي واحد 131 تصميم گرفته شد الي‌كوهن فرستاده شود. سرتيپ هرتزوگ رئيس كل واحد اطلاعات نظامي سند تصميم را امضا كرد.
در سوم فورية سال 1961، الي‌كوهن با يك هواپيماي شركت ال آل از فرودگاه لود تل‌آويو به سوي زوريخ پرواز كرد، و در اين شهر با عوض كردن مدارك خود به كمال امين تعابت تبديل شد. او را با يك اتومبيل وزارت دفاع به فرودگاه برده بودند، و در آنجا براي آخرين بار همسرش را ديد. به همسرش گفته بودند وي در يك پروژة فوق سري تسليحاتي كار مي‌كند و در مورد وي مطلقا خطري وجود ندارد. اين جعلي بود كه نادياكوهن تا هنگام گيرافتادن شوهرش در دمشق به آن باور داشت.
الي‌كوهن از زوريخ عازم سانتياگو-شيلي - شد و بر سر راه خود به صورت ترانزيت در بوئنوس آيرس توقف كرد. انجام اين كار لازم بود، زيرا به خاطر توقف ترانزيت در بوئنوس آيرس نياز به مراجعه به پليس و ثبت زمان ورود خود نبود. طبيعي است كه آرژانتيني‌ها انتظار نداشتند شخصي بليت خود به مقصد شيلي را استفاده نكرده بگذارد و از روي موانع گمركي بگذرد. اين حركت از جنبة ديگري اهميت داشت. در وضعيت سياسي پديدآمده پس از ربوده‌شدن آدولف آيشمن از آرژانتين، اين كشور ديگر براي مأموران و عوامل اسرائيل چندان مهرباني به خرج نمي‌داد.
چند روز پس از آن، كوهن با افسر كنترل خود كه آدمي به نام صرفا «ابراهيم» بود، ملاقات كرد. آنها جلسة خود را در يكي از خيابانهاي شلوغ بوئنوس‌آيروس و در يك كافه برگزار كردند. كمال امين تعابت بتدريج به صورت مشخصي در قالب جديد خود فرو مي‌رفت. با توجه دقيق به جزئيات، خرج مبالغ زيادي پول، مواظبت بسيار، و يك قابليت بازيگري تئاتري كه صرفا نزد بازيگران آثار شكسپير يافت مي‌شود، كوهن به يك بازرگان «عرب» مهم و برجسته در پايتخت آرژانتين تبديل شد. او در جلسات فرهنگي و گردهمايي اجتماع اعراب بوئنوس‌آيرس شركت مي‌كرد، به اغلب كلوپهاي شبانة مخصوص اعراب سر مي‌زد، و به عنوان آدمي معروف شده بود كه خوب انعام مي‌دهد و هيچ فرصتي براي اظهار ميهن‌پرستي سوري از كف او بيرون نمي‌رود. وي همچنين از پشتيبانان برجستة روزنامة محلي اعراب به نام لاباندار عربي بود؛ با سردبير آن دوست شده بود و هزينة اشتراك يكساله را نقدا به اين سردبير كه اللطيف الهاشم نام داشت پرداخت.(18)
دوستي‌اش با الهاشم ارتباطات ديگري با ديپلماتها و وابستگان نظامي سوري كه در خارج از سفارتخانه كار مي‌كردند برايش به ارمغان آورد از طريق همين ارتباط‌ها، كوهن توانست با سرهنگ امين‌الحافظ وابسته نظامي جديد سوريه در آرژانتين ملاقات كند. الحافظ افسر برجسته‌اي بود كه بخش آموزش ارتش را در ستاد كل سوريه فرماندهي مي‌كرد، و از اين‌رو از دمشق خارج شده بود كه طرفداري متعصبانه‌اش از حزب بعث بسياري از افسران نظامي و رهبران سوريه را عصبي مي‌ساخت. از سال 1949 به اين‌سو، سوريه چندين كودتاي نظامي تجربه كرده بود: طي چند مرحله تحول، قدرت بين احزاب پان عربيست، سوسياليست، پيرو متعصب ناصريسم و بعث دست به دست شد. ارتباطات كوهن طي مهمانيهاي دلپذير سفارت سوريه گسترش مي‌يافت. شرح ناسيوناليسم تعصب‌آميز كمال امين تعابت به گوش همه رسيده بود و مي‌رسيد. وي آرزوي خود را براي ديدار از ميهن و انتقال مقدار زيادي از سرمايه‌اش به سوريه را اعلام مي‌كرد. سرماية خارجي بالقوة وي بسياري از مقامات سوري را به او علاقه‌مند مي‌ساخت. هنگامي كه به دوستانش گفت براي نخستين‌بار قصد دراد به ديدن ميهن مادري‌اش برود، همه او را با معرفي‌نامه، دادن آدرس دوستان، و دادن اين قول كه حتما هر مشكلي را براي رفتن به سوريه و ماندن در آنجا از سر راهش برخواهند داشت، همراهي‌اش كردند.
«ابراهيم» كه از سوي واحد اطللاعات نظامي مأمور بود كوهن را در بوئنوس آيرس كنترل كند، از تواناييهاي اين جاسوس حيرت‌آور در شگفت بود جزئيات فعاليت‌هاي وي به اسرائيل مخابره و ترتيبات ديدار كمال امين تعابت بررسي و تسريع مي‌شد. موفقيت الي‌كوهن از حدودي كه مورد انتظار كنترل‌كنندگان او در واحد اطلاعات نظامي بود فراتر مي‌رفت. فرمانده واحد 131 كه مأموران زيادي را به قلمرو دشمن گسيل كرده بود از وي چنين تجليل مي‌كند: «هر مأموري حاضر به رفتن به دمشق نبود.»(19)
الي‌كوهن 9 ماه پس از مسافرت مخفيانه‌اش به آرژانتين، به اسرائيل بازگشت. البته به او اجازه دادند مدتي را با همسرش ناديا بگذراند، اما بخش اعظم‌وقت او در تل‌آويو به تكميل كردن داستان جعلي زندگي‌اش، اطلاعات از نيازهاي ضروري نظامي واحد اطلاعات نظامي پيرامون اوضاع سوريه، و همچنين دريافت آخرين اطلاعات لازم مي‌گذشت. اين امر، «واقعيت» و مغز مأموريت او بود. خطر از اين مرحله به بعد آغاز مي‌شد. در اواخر سال 1961 الي‌كوهن اسرائيل را به قصد ايتاليا ترك كرد و به اين كشور كه نقطة آغاز ورود او به سوريه بود رفت. اين‌بار، هنگامي كه ناديا را ترك مي‌كرد فهميده بود ممكن است ديگر هرگز او را نبيند.
در اول ژانوية سال 1962، الي‌كوهن از جنوا با شركت كشتيراني آستوريا مسافرت كوتاهي به بيروت انجام داد تا از آنجا به دمشق برود. (20) بليت درجه يك و قابليت او براي جور شدن با افراد، او را بين مسافران پولدار عرب به آدم دلچسبي تبديل كرده بود. يكي از سوري‌هاي بانفوذ آن قدر از پولداري و تعصب كمال امين تعابت در مورد ميهنش خشنود بود كه به وي پيشنهاد داد مي‌تواند همراه وي و با اتومبيل وي از طريق زميني به دمشق برود؛ اين امر به او امكان مي‌داد بدون برخورد با هرگونه مشكل امنيتي وارد قلمرو سوريه شود. در عرض چند روز، كمال امين‌تعابت خانة خود در آرژانتين را واگذار كرد و نشان داد ديگر قصد ترك سوريه را ندارد. در محلة شيك ابورمانه در دمشق آپارتماني اجاره كرد كه پنجره‌هاي آن به ساتمان ستاد كل ارتش سوريه مشرف بود و سوري‌ها بسياري از مهمانان ارجمند خود را در خيابنها و كوچه‌هاي آن مستقر مي‌كردند. (21) بازي خطرناك او شروع شده بود.
در بيست‌‌وپنجم فورية سال 1962، افسر مخابرات واحد 131 در قرارگاه مركزي واحد اطلاعات نظامي در تل‌آويو نخستين پيام لي‌كوهن را دريافت كرد. اين واحد نظامي كه كار آن خشك و اغلب بدون ابراز احساس و هيجان بود، از شنيدن اين پيام به هلهله درآمد و افراد يكديگر را در آغوش گرفتند. حتي يك بطر شامپاني اسرائيلي نيز به همين مناسبت مصرف شد.(22)
الي‌كوهن به شيوه‌اي دقيق به كنترل‌كنندگان خود گزارش مي‌داد. او آنتني در كنار يك لولة آب كه از كنار پنجرة اتاق مطالعه‌اش مي‌گذشت برپا كرده بود؛ و مخابرات رمز به گونه‌اي انجام مي‌شد كه فاصله فرستادن سيگنالها مانند امضاي وي بود. هرگونه انحراف از اين شكل ويژة فرستادن علايم نشانة بروز خطر به شمار مي‌رفت. برنامه‌هاي منظم مخابره ترتيب دده شده بود و به او دستور داده بودند از انجام مخابرات طولاني جلوگيري كند؛ زيرا ممكن بود سرويسهاي اطلاعاتي سوريه توانايي رديابي علايم الكترونيكي طولاني را داشته باشند.
كمال امين تعابت به عنوان جوان خوش‌قيافه‌اي كه ميليونر هم هست و با دست‌و دلبازي به مقامات دولتي پول قرض مي‌دهد، به يك پاي ثابت مهمانيهاي شبانة دمشق تبديل شده بود. «شوهر توركن»هاي دمشق كه از محافل ثروتمند و پرنفوذ بودند، تعابت خوش‌قيافه را دوره كرده و اميد داشتند چشمان بادامي، زيبايي شرقي، و پوست زيتوني‌شان آينده‌اي سرشار از ثروت و قدرت برايشان به بار آورد: او به عمده‌ترين عزب اوغلي دمشق، يعني مردمي كه همه جا دنبالش بودند تبديل شده بود. و در واقع احترامي براي اين زنان قائل نبود. هفده معشوقه داشت كه همة آنها از دختران زيباي خانواده‌هاي قدرتمند بودند. الي‌كوهن و افراد مافوق وي چنين فكر مي‌كردند كه اگر بحراني پيش آيد، اين زنان براي گريختن وي كمكش خواهند كرد. (23)
با اين حال، دلاوريهاي كوهن در راهروهاي قدرت، و نه در رختخواب بود كه او را به عمده‌ترين دارايي واحد اطلاعات نظامي تبديل مي‌كرد. رفقاي سوري او در نيروي هوايي اغلب «دستور مي‌دادند» براي ديدن آنها به دفاترشان و پايگاههاي هوايي برود. در واقع الي‌كوهن اين امكان را مي‌يافت كه «از نزديك و به چشم خود» ماشين جنگي نيروي هويي تقويت شدة سوريه را ببيند. با خلبانان حرف مي‌زد، از آنان مي‌پرسيد چگونه مي‌خواهند در يك نبرد هواييدر مقابل نيروي هوايي اسرائيل دفاع كنند، و حتي در مورد هواپيماهاي ميگ و سوخوي آنها توضيحات فني دريافت مي‌كرد. در مورد سيستم‌هاي تسليحاتي موجود در اين هواپيماها نيز به او اطلاعات مي‌دادند. افسران نيروي هوايي به اميد آنكه روزي بتوانند با كمال امين تعابت معامله‌اي بكنند، با لحني احساساتي تاكتيك‌هاي خود و برخي اوقات نيرنگ‌هايي را كه از روسها آموخته‌بودند براي وي تشريح مي‌كردند. واضح است كه تمامي اين اطلاعات بادقتي باورنكردني به تل‌آويو مخابره مي‌شد، زيرا كوهن از حافظة تصويري شگفتي برخوردار بود. مهم‌تر از همه اين بود كه كوهن توانست ليستي از نام همة خلبانان سوري در اختيار واحد اطلاعات نظامي بگذارد. در سال 1967، در جنگ ماه ژوئن اين ليست به يك ليست مرگ تبديل شد.(24)
ساير افسراني كه با كوهن دوست شده بودند او را به تأسيسات نظامي ديگر، زرادخانه‌ها، و اردوگاههاي آموزشي مي‌بردند. تمام آنچه كه لازم بود كوهن انجام دهد اين بود كه در اثناي يك مهماني و يا يك ملاقات تجاري (كه معمولا همراه بود با تسليم پاكتي پر از پول به يك مقام فاسد دولتي و يا يك افسر ارتش) در مورد حملات اسرائيل عليه سوريه اظهار نگراني كند تا بلافاصله او را به تأسيسات فوق سري ببرند و براي ورودش مراسم پرشكوهي راه بيندازند كه تنها در خور ديدار سران دولتهاست.
مهم‌ترين جايي كه كوهن از ن بازديد كرد بلنديهاي جولان بود كه فلاني ست آتشفشاني و كاملا مشرف بر شمال اسرائيل، و مي‌توان از مواضع توپخانة آن درياي جليله و بخش اعظم مركز اسرائيل را به چشم‌ديد. در هرگونه درگيري محتمل آينده، اين منطقه به اولويت شمارة يك اسرائيل تبديل مي‌شد و براي اين كار دليل خوبي نيز وجود داشت.
سوري‌ها در اين منطقه يك سري استحكامات سنگين و محل‌هاي استقرار توپخانه‌ها پديد آورده بودند كه مي‌توانست آتش عظيمي از بارش گلوله‌هاي توپ پديد آورد، و به اين ترتيب جلوي هرگونه حملة اسرائيل را بگيرد؛ فشردگي و آرايش نيروهاي توپخانه به حدي بود كه سوري‌ها اعتقاد داشتند مي‌تواند جلوي هرگونه حركت نظامي اسرائيل را سد كند. مهم‌تر از همه اين بود كه از اين نقطه، توپهاي 130 ميلي‌متري و خمپاره ‌اندازهاي سوي كيبوتس‌هاي اسرائيلي‌را زير‌آتش مي‌گرفتند.
بلنديهاي جولان نوع سوري خط ماژينو به شمار مي‌رفت كه نخستين و تنها خط دفاعي ملي به صورت فوق سري [در جنگ جهاني دوم] بود. با اين حال، كمال امين تعابت توانست از همة مواضع موجود در آن بازديد كن. در حالي كه افسران ارشد وي را همراهي مي‌كردند، سري‌ترين اطلاعات در مورد اين دژ عظيم در اختيار او قرار مي‌گرفت. حتي همراه با دوستان افسرش در يكي از مواضع فوق‌سري دفاعي مشرف بر اسرائيل عكس گرفت. وي همچنين در ذهن خود از محل هر يك از توپها، سنگرها و آشيانه‌هاي مسلسل در استحكامات سوريه عكس برمي‌داشت. تله‌هاي تانكها كه سوريها براي نابودكردن تانكهاي اسرائيلي‌ها فراهم ديده بودند نيز به خاطر او سپرده مي‌شد تا در آينده مورد بررسي قرار گيرد. كوهن در اثناي سفرهايي كه تحت عنوان رسيدگي به امور تجاري به اروپا انجام مي‌داد، مسافرت سريعي به اسرائيل مي‌كرد و در آنجا ضمن گزارش به افراد مافوق خود خانواده‌اش را نيز مي‌ديد. اطلاعاتي كه وي ارائه مي‌كرد براي به دست آوردن تصويري سه‌بعدي از استحكامات سوريه به كار مي‌رفت. اين اطلاعات براي تسخير بلنديهاي جولان در حملة برق‌آساي نهم ژوئن 1967 به كار رفت.
يكي از مهم‌ترين جنبه‌هاي گزارشهاي الي‌كوهن كه به اسرائيل مي‌رسيد دقت آنها بود. بسياري از جاسوسان به اين گرايش دارند كه به عوامل كنترل خود چيزهايي را بگويند كه دوست دارند بشنوند نه آنچه را در حقيقت وجود دارد. الي‌كوهن از انجام جاسوسي به اين روش گريزان بود. او صرفا حقايق را مخابره مي‌كرد؛ چنانچه در مورد اطلاعات ارسالي حدس و گماني در كار بود با دقت تمام آنرا بررسي مي‌كرد و توضيح مي‌داد تا اين گونه اطلاعات را مجزا كند.
سواي اطلاعات نظامي كه الي‌كوهن توسط فرستندة مخفي خود به اسرائيل مخابره مي‌كرد، وي قادر بود مقادير زيادي اطلاعات در مورد اوضاع و تحولات سوريه، و بويژه جنگ قدرت وحشتناك بين ناصريست‌ها و بعثي‌ها به دست آورده و آنها را تجزيه و تحليل كند. البته انجام اين كار در حوزة مسئوليت‌هاي موساد بود، اما توانايي كمال امين‌تعابت در نفوذ به محافل بالاي قدرت سياسي در سوريه، چنان بود كه از هر جاسوس ديگري بيشتر مي‌نمود و او را برتري مي‌داد. اهميت طالاعات سياسي ارسالي توسط الي‌كوهن بويژه هنگامي آشكار شد كه در هشتم مارس 1963 يك كودتاي بعثي‌ها كه توسط افسران وابسته به اين حزب انجام مي‌شد راه را براي به قدرت رسيدن ژنرال امين‌الحافظ فراهم ساخت. الحافظ از نزديكترين دوستان امين‌تعابت در روزهاي اقامت در آرژانتين بود، و رفاقت بين اين حاكم سوريه و ابرجاسوس اسرائيل دستاوردهاي زيادي براي اسرائيل به بار آورد. براساس مطالبي كه تعداد زيادي از روزنامه‌هاي لبنان چاپ كرده‌اند، كمال امين تعابت به عنوان معاون جديد وزير دفاع مدنظر قرار گرفته بود.
بروز تغييرات در سيستم رهبري سوريه بيشترين تأثير را روي الي‌كوهن به عنوان يك انسان و يك جاسوس داشت. او از تصفيه‌هاي خونيني كه بعثي‌ها در مورد طرفداران ناصر انجام مي‌دادند به وحشت افتاده بود؛ برادركشي و از بين بردن بدون استثناي مخالفين جامعة سوريه را در برگرفته بود. (25) نشانه‌هاي اينكه الي‌كوهن در مورد ثبات‌قدم خود در زمينة كار جاسوسي خسته شده در پيامهايي كه مي‌فرستاد منعكس بود. او بكرات در مخابراتش از دريافت‌كننده مي‌خواست به همسرش تلفن كرده و به او بگويد شوهرش بزودي بازخواهد گشت. احساس ناراحتي مي‌كرد و معلوم بود ديگر نمي‌تواند مدت زيادي دوام بياورد. بتدريج احساس مي‌كرد در سوريه مورد تهديد است، و بويژه هنگامي كه با سرهنگ احمد سعداني فرمانده واحد اطلاعات نظامي سوريه روبرو مي‌شد چنين احساسي داشت. اين سرهنگ بي‌رحم كه معروف بود به هيچكس اعتماد ندارد و مي‌تواند از طريق شكنجه هر كسي را به اعتراف وادار كند اصلا از تعابت خوشش نمي‌آمد؛ در واقع وي به اين تازه وارد آرژانتيني حسادت مي‌كرد.
از اقبال بد الي‌كوهن، ترس او از به خطر افتادن جانش و آرزوي وي براي خاتمه دادن به مأموريت در زماني رخ داد كه يك تهديد نظامي جديد عليه دولت يهويد پديد آمده بود. اين تهديد جديد سازمان آزاديبخش فلسطين بود كه با حمايت نظامي سوريه شكل مي‌گرفت. در عين حال اين همان زماني بود كه واحد 131 به موساد منتقل مي‌شد و تحت فرماندهي آن قرار مي‌گرفت. (نبرد بر سر آب و كنترل رودخانة اردن نيز بين اسرائيل و سوريه بالا مي‌گرفت و تل‌آويو بيش از هر موقع ديگر در مورد اهداف و نيات دولت سوريه به اطلاعات بموقع نياز داشت.)
الي‌كوهن به هنگام مسافرت به اسرائيل در ماه نوامبر1964 ترس خود را به مقامات جديد مافوق خود در موساد ابراز داشت، اما آنها به او فشار آوردند يك بار ديگر به دمشق برود. اسرائيل اينك بيش از هر زمان ديگر به عامل خود در دمشق نيازمند بود. با اين حال، در كتابهاي مربوط به فن جاسوسي، عوض شدن كنترل يك عامل در جريان عمليات جاسوسي همواره يك اتفاق بدفرجام شمرده شده است.
از نظر سرنوشت، بازگشت الي‌كوهن به سوريه كاري بود كه بايد اتفاق مي‌افتاد. براساس گزارشهاي متعدد، مخابرات او بزودي به جرياني طولاني و منظم تبديل شد. برخي مي‌گويند زياد شدن تعداد پيامهاي وي ناشي از سهولت دستيابي وي به افراد برجستة سوريه، و توانايي‌اش براي نفوذ به محافل سطح بالاي اين كشور بود؛ برخي ديگر خود وي را سرزنش و داراي ميل به خودكشي توصيف مي‌كنند. اين تمايل برخي اوقات در افرادي كه مدت زيادي در سرزمين دشمن جاسوسي كرده‌اند ديده شده است. به هر حال دليل هر چه باشد، بايد گفت بي‌دقتي و عدم توجه الي‌كوهن به مسائل امنيتي، فعاليت‌هاي او را به خطر انداخت و سرانجام زندگي‌اش را به باد داد. مخابرات او به اسرائيل آن قدر طولاني و منظم بود كه سفارتخانه‌هاي اطراف به مقامات سوري شكايت بردند مخابراتشان دائما دچار پارازيت و اشكال مي‌شود. موساد بايد به او دستور مي‌داد به اسرائيل برگردد، اما اطلاعاتي كه مي‌فرستاد به صورتي باورنكردني ارزشمند بودند و در نتيجه اين كار را نكردند.
در همين حال سرهنگ احمد سعداني رئيس واحد اطلاعات نظامي سوريه در جست‌وجوي جاسوسي در پايتخت سوريه بود و در اين كار از مأموران سرويس اطلاعات نظامي شوروي (جي.آر.يو) كمك مي‌گرفت كه براي به كار انداختن وسايل مخابراتي پيشرفته و رديابي مخابرات بيسيم در سوريه به سر مي‌بردند. ظاهرا روسها بيش از همه نگران سيستم‌هاي تسليحاتي فروخته شده به سوريه بودند و مي‌ترسيدند اطلاعات مربوط به آنها به اسرائيل، و در نهايت به پرونده‌هاي اطلاعاتي ناتو فرستاده شود.
پس از جست‌وجوي فراوان، سرانجام رد مخابرات راديويي انجام شده از دمشق يافته شد. در يك روز تاريك زمستان سال 1965، سرهنگ سعداني همراه با تيمي از مأموران و افسران و كماندوهاي واحد اطلاعات نظامي به خانة مردي كه از مدتها پيش به او ظنين بود حمله كرد. آنها در ميانة كار مخابرة پيام به آپارتمان كمال امين تعابت يورش بردند.
طي چند روز اول دستگيري، سرهنگ سوري تلاش كرد الي‌كوهن را به مخابره پيامهاي دروغين به تل‌آويو وادار كند. اما كوهن با وجود آنكه تحت شكنجة شديدي قرار داشت امتناع كرد. سرانجام در 24 ژانويه سرهنگ سعداني به جاسوس كتك‌خوردة اسرائيلي دستور داد پيام زير را براي اسرائيلي‌هامخابره كند:
براي نخست‌وزير لوي اشكول و رئيس سرويس مخفي اسرائيل- تل‌آويو كمال امين تعابت و رفقايش در دمشق مهمان ما هستند. اين خبر را به دوستانش بدهيد. بزودي خبر جديدي برايتان مي‌فرستيم.
سرويس جاسوسي سوريه (26)
اينك ديگر شكي وجود نداشت. يكي از كاميابترين جاسوسان اسرائيل به دست دشمن افتاده بود.
چندين گزارش دريافت شده در مورد شكنجة الي‌كوهن حاكي از آن است كه شكنجه‌گران وي توسط گشتاپو آموزش ديده بودند. به هر حال، سرويس اطلاعاتي سوريه توسط آلويس برانر آموزش ديده بود كه گفته مي‌شد افسر اس اس بوده و به عنوان جنايتكار نازي محكوم شده و مسئول فرستادن 120 هزار نفر از يهوديان اتريش، آلمانف فرانسه، اسلواك، و يونان به اردوگاههاي مرگ بوده است. برانر در سال 1955 و پس از گريختن از اروپا به مصر، به سوريه آمد.(27) اسرائيلي‌ها از گرايش سوري‌ها به شكنجه، از هنگام كار گذاشتن وسيلة استراق سمع در مرز سوريه به سال 1954 و درگيري متعاقب آن اطلاع داشتند. هيچيك از افسران و مأموران واحد اطلاعات نظامي و موساد فكر نمي‌كردند الي‌كوهن بتواند در مقابل شكنجة سوري‌ها دوام بياورد. اما الي‌كوهن ثابت كرد آنان اشتباه مي‌كنند. او با رؤياي صهيونيستي پرورش يافته بود و حاضر نمي‌‌شد به ملت خود خيانت كند و حتي با وجود آنكه بيش از چهار سال در اسرائيل به سر نبرده بو به اين كشور خيانت نكرد. او درهم نشكست و هيچ اطلاعات مهمي به بازجويان خود نداد.
دادگاه الي‌كوهن فرمايشي و مسخره بود؛ و البته از پيش مي‌شد تصميم آن را به گمان دريافت. قاضي دادگاه به نام سرهنگي ديلي شخصا متهم را مورد اهانت لفظي و جسمي قرار داد. بيش از پانصد نام كه همه دوستان و آشنايان كمال امين تعابت بودند در دادگاه مطرح شد؛ اين افراد نيز كه به طور ناآگاه به اين عامل اطلاعاتي اسرائيل كمك رسانده بودند به زندان افتادند. سوري‌ها نگران اين بودند كه نكند كوهن عضوي از يك گروه جاسوسي چيره‌دست باشد، و بنابراين كار شكار جاسوسان در دمشق بي‌وقفه و بدون ترحم دنبال مي‌شد. الي‌كوهن از گرفتن وكيل مدافع خودداري كرد. يك حقوقدان فرانسوي، تلاش كرد وكالت او را به عهده بگيرد، اما مقامات سوريه از دادن ويزا به وي خودداري كردند. كار دادگاه در پانزدهم مالرس 1965 به پايان رسيد و حكم محكوميت به مرگ الي‌كوهن در اول ماه مه اعلام شد. حكم اعدام او را ژنرال الحافظ امضاءكرد كه دوست الي‌كوهن بود و حتي ازاين بقول خودش «آرژانتيني جلاي وطن كرده» هدايايي دريافت كرده بود.
مايراميت به صورت خستگي‌ناپذيري براي نجات جان اين جاسوس بداقبال خود تلاش كرد. در دنياي جاسوسي چنين معمول است كه جاسوسان را به زندان مي‌اندازند تا يك روز آنها را موردمبادله قرار دهند. آميت كه از خونسردي و بي‌تفاوتي ارتش اسرائيل در مورد فرجام كار جاسوسان گروه سوزانا يكه خورده بود، و مصمص شده بود عامل خود را نجات دهد، قصد داشت اين كار به هر قيمتي به انجام برساند. اسرائيل به سراغ چندين رهبر كشورهاي جهان رفت تا براي حمايت از اين جاسوس اقدام كنند: دو گل رئيس‌جمهور فرانسه، ويلسون نخست‌وزير انگلستان، جانسون رئيس‌جمهور آمريكا، و حتي پاپ اقدام كردند. اما سوري‌ها بر حرف خود مبني بر تصميم براي اعدام كوهن ايستادگي كردند. اسرائيلي‌ها حتي به سروري‌ها پيشنهاد دريافت اطلاعات مهم، از جمله اطلاعاتي در مورد كودتاي در شرف انجام عليه
ژنرال حافظ دادند، اما مقامات سوريه آنقدر عصباني بودند و از موفقيت اين جاسوس اسرائيلي در خشم به سر مي‌بردند كه مي‌خواستند وي را براي عبرت سايرين بدار بياويزند.(28)
سرحرگاه روز هجدهم ماه مه 1965، ابوسليمان جلاد اعظم دمشق طناب‌دار را در ميدان اعدام دمشق به گردن الي‌كوهن انداخت. براي گرفتن يك ژست انساندوستانه، اعدام كوهن را به بعد از انجام عبادت كوتاهي كه در كنار آناديو كوهن خاخام اعظم دمشق انجام داد انداختند. دو هزار نفر از افسران سوري شاهد اعدام بودند و مراسم از تلويزيون سوريه پخش شد. طي چند ساعت پس از آن، در حالي كه جمعيت با همراه داشتن پلاكاردهاي ضداسرائيلي از آنجا مي‌گذشت، جنازة كوهن بر بالاي سكوي اعدام باقي ماند.
در اسرائيل، پس از آنكه مراسم اعدام مرحله به مرحله از تلويزيون پخش شد، مراسم عزاي عمومي به راه افتاد. كوهن درجة سرهنگ دومي دريافت كرد. هر چند وي نتوانست زنده بماند و نتايج قرباني شدن خويش را ببيند، اما به گفتة سرتيپ‌آميت، «موفقيتي بسيار بيش از آنچه ديگر مردان به دست مي‌آورند كسب كرد.»(29)
الي‌كوهن تنها جاسوس آموزش يافته اسرائيلي و گسيل‌كنندة سيل بي‌پاياني از اطلاعات باارزش به تل‌آويو نبود. يكي ديگر از همعصران ناشناس دوران كوهن، توانست به مقام دريافت لقب ابرجاسوس برسد.
ولفگانگ لوتس به سال 1921 در آلمان از مادري يهودي و پدري مسيحي متولد شد. پس از جداشدن پدر و مادر از يكديگر و به قدرت رسيدن آدولف‌هيتلر و نازي‌ها، مادر و فرزند به فلسطين رفتند. نام ولفگانگ به زعب گارآريه تغيير يافت و در يك مدرسة كشاورزي مخصوص مهاجران تازه‌وارد به تحصيل پرداخت. هنگامي كه شانزده ساله شد به صورت داوطلب به سراغ هاگانا رفت، و به عنوان نگهبان روستاهاي اطراف اورشليم معروفيتي براي خود كسب كرد. وي هميشه سوار بر اسب نگهباني مي‌داد و اسبها تنها موجودات مورد علاقه‌اش بودند. در طول جنگ جهاني دوم داوطلب خدمت در ارتش انگلستان شد، دو در آنجا اطلاعاتش در مورد زبانهاي عبري، عربي، انگليسي، و مهم‌تر از همه آلمني استفادة زيادي داشت. در جنگ 1948 درجة ستواني گرفت و او را به فرماندهي يك دستة رزمي كه از مهاجران جديد متكشل بود گماشتند. اين افراد اغلب پناهندگان خارجي بودند كه از مبدأ قبرس آمده و اطلاعات نظامي محدودي داشتند و به زبان عبري نيز چندان تسلطي نداشتند. آنها در تپه‌هاي خونيني كه به عنوان جادة بورما شناخته مي‌شد و نهايتا اورشليم را به تل‌آويو پيوند داد مي‌جنگيدند.
پس از پايان جنگ، واحد اطلاعاتنظامي با وي تماس گرفت تا او را براي كارهاي اطلاعاتي استخدام كند. برخلاف بسياري از يهوديان آلمان كه اسرائيلي‌ها آنها را افرادي خودنما و به صورتي فناتيك تميز و شسته رفته مي‌دانستند، وي مورد قبول افرادجامعه بود و شخص مطمئني به شمار مي‌رفت. او با داشتن موهايي سرخ، چشمان ابي، و سيماي كاملا مشخص آريايي، اصلا يهودي به نظر نمي‌آمد. برخي معتقدند وي حتي مانند يهوديان رفتار نمي‌كرد. در واقع وي در سن بيست‌سالگي دو بار همسر طلاق داده بود كه در جامعة يهوديان رفتار غيرمعمولي است.(30)
گارآريه پس از طي يك دورة فشرده آموزشي در يكي از پايگاههاي واحد 131، دوباره به ولفگانگ لوتس تغيير نام داد. او را به آلمان غربي فرستادند تا داستان جعلي زندگي و به اصطلاح پوشش خود را فراهم سازد: يك تاجر ثروتمند، كه در ماشين جنگي هيتلر خدمت كرده و به عنوان يك سرباز فداكار زندگي خود را گذراندهف و اينك به مصر مهاجرت مي‌كند. انجام اين كار شبيه به شيوة انتخابي ماكس‌بنت در اوايل دهة 1950 بود؛ هر چند بنت نيز در جريان لورفتن شبكة جاسوسي سوزانا به صورت مرگ‌باري به خطر افتادف اما پوشش وي به عنوان يك تاجر آلماني مقيم مصر لو نرفت و بازجوييها و شكنجه‌ها نتوانست آن را آشكار سازد. به گفتة دان راويو و يوزي ملمان كه ساختار جامعة اطلاعاتي اسرائيل را به صورت مشروحي مورد مطالعه قرار داده و كتاب جاسوسان معيوب را نوشته‌اند، هويت ولفگانگ لوتس و پوشش وي توسط سرويس اطلاعاتي آلمان غربي فراهم و هماهنگ شده بود؛ عاملي به نام رمز والترود در مصر با لوتس كار مي‌كرد. والتراود زن بلوند زيبايي بود كه لوتس هنگامي كه در آلمان داستان پوشش خود را فراهم مي‌كرد با او ازداوج كرده بود.(31) هر چند هرگز اين امر مورد تأييد قرار نگرفته، اما اين امر باوركردني به نظر مي‌رسد، زير هنگامي كه لوتس از اسرائيل به سوي آلمان غربي به راه افتاد ازدواج كرده بود، و به نظر نمي‌رسد سياست دو همسري در شمار سياستهاي مورد پشتيباني واحد اطلاعات نظامي بوده باشد و در شيوه‌هاي جاسوسي اين واحد روش قابل قبولي به شمار رود.
لوتس در مصر به راحتي در حلقة آلماني‌هاي مقيم مصر نفوذ كرد و مهم‌تر از آن نفوذش به محافل نظامي مصر بود.از آنجا كه پدر لوتس يك آلماني با اعتقادات مسيحي بود، وي از پاسپورتي آلماني استفاده مي‌كرد تا از اين طريق در مصر جا بگيرد. بزودي وي به عنوان مرد خوش‌قيافه‌اي كه به الكل نيز گرايشي دارد، مهمانيهاي دلپذيري مي‌دهد و در مورد ارقام بزرگي حرف مي‌زند، به چهرة آشنا و محبوبي بين افسران بلندمرتبة مصري درآمد و خانة وي به پاتوق آنها تبديل شد. دوستان او كه مبالغ هنگفتي به آنها قرض مي‌داد تعدادي از افسران پليس ، بخش‌هاي ضداطلاعات، و سرويس اطلاعاتي مصر بودند. برخي از اعضاي صنايع تسليحاتي رو به رشد مصر نيز در شمار دوستان وي بودند. همانند الي‌كوهن، اطلاعاتي نيز كه وي به اسرائيل مخابره مي‌كرد، به صورتي باورنكردني ارزشمند و بموقع از كار درمي‌آمد. همة مواضع و انبارهاي تسليحاتي نيروهاي زميني و هوايي مصر مورد بررسي قرار مي‌گرفت و اطلاعات حاصل به تل‌آويو مخابره مي‌شد. آرايش جنگي نيروهاي مصري به صورت جامع و دقيق در اختيار نيروهاي اسرائيل قرار گرفت.
لوتس آشناييها و ارتباطات خود را از طريق گذراندن يك زندگي تجملي برقرار مي‌ساخت. صورت‌حسابهاي مالي او به واحد اطلاعات نظامي و متعاقب آن موساد، همه را شگفت‌زده و شوكه مي‌كرد. هزاران دلار خرج لباسهاي خز، شامپاين، خاويار، و جواهر مي‌شد؛ اشتهاي او براي گذراندن زندگي لوكس، بعدا نام «جاسوس شامپاني» را برايش به ارمغان آورد.
لوتس نزديك به 5 سال اطلاعات ذيقيميتي براي اداره‌كنندگان خود فرستاد. او به طرزي باور‌نكردني موفق و به صورتي قابل توجه بي‌پروا بود. در بيست‌ودوم فورية 1965، هنگامي كه ولفگانگ و والتراودلوتس به خانة خود در قاهره برمي‌گشتند، شش مأمور پليس مخفي مصر به سراغ آنها آمدند. كمتر از يك ماه پس از آنكه مأموران جي.آر.يو الي‌كوهن را در دمشق به دام انداختند، ترتيبت مشابهي به لو رفتن لوتس منجر بشد و ردگيري مخابرات به آپارتمان وي ختم گرديد. با وجود شكنجه‌هاي جسمي و رواني، لوتس توانست داستان پوشش خود را حفظ كرده و به مصري‌ها بقبولاند يك آلماني است: يك آلماني كه به دام اسرائيلي‌ها افتاده و براي آنها كار مي‌كند. از آنجا كه وي را هنگام تولد ختنه نكرده بودند، گمان اينكه يهودي است به او نمي‌رفت و اگر چنين نبود احتمالا به سرنوشت الي‌كوهن دچار مي‌شد. صدها نفر از آشنايان و دوستان لوتس نيز دستگير شدند، اما آنها هيچ چيز در مورد فعاليت‌ها و يا هويت وي نمي‌دانستند. در يك دادگاه نمايشي كه از 21 جولاي تا 21 اوت 1965 به طول انجاميد، دادگاه عالي مصر ادعانامه‌اي حاوي ده اتهام عليه او مطرح كرد، كه سزاي همة آنها مرگ بود. اما به هر حال زندگي او نجات يافت. وي را همراه با عدة ديگري كه جرمشان جاسوسي براي انگلستان و سازمان سيا بود به زندان ابد محكوم كردند.
ولفگانگ لوتس در سوم فورية 1968 از زندان آزاد شد. وي را همراه با محكومين گروه سوزانا و تعدادي از پرسنل ارتش اسرائيل در مقابل پانصد اسير جنگي مصري كه شامل چند ژنرال بودند مبادله كردند.
واضح است فعاليتهاي الي‌كوهن و ولفگانگ لوتس - كه هر دو از عوامل واحد اطلاعات نظامي بودند ولي بعدا تحت كنترل موساد قرار گرفتند- در باز كردن راه براي پيروزي درخشان اسرائيل در جنگ ژوئن 1967 سهم بزرگي داشته است. اين دو نفر اطلاعاتي را براي ارتش اسرائيل فراهم كردند كه نظاميان اسرائيلي را قادر ساخت طرحهاي عملياتي خود را با توجه به قدرت دشمن تنظيم كنند، از محل و اهميت اهداف مطلع شوند، و مهم‌تر از همه ستاد كل ارتش اسرائيل را قادر ساخت ارزيابي دقيقي در مورد تحركات، قابليت‌ها، و تاكتيك‌هاي محتمل دشمن در جنگ آتي داشته باشد. هر چند قبل از جنگ شش روزه عوامل اسرائيلي ديگري نيز در كشورهاي عربي فعال بودند، اما حجم و كيفيت اطلاعاتي كه اين دو نفر به اسرائيل فرستادند تا امروز به صورتي بي‌نظير و هيبت‌بار باقي مانده است. نتايجي كه آنها به دست آوردند بسيار فراتر از اطلعات حاصل از ماهواره‌هاي جاسوسي و وسايل الكترونيك استراق‌سمع بود.
اين نكته را نيز بايد خاطرنشان ساخت كه فعاليت‌هاي گردآوري اطلاعات از سوي واحد اطلاعات نظامي محدود به اين دو ابرجاسوس نبود. روشهاي سنتي جاسوسي و كسب اطلاعات نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفت و در كاربرد آنها تخصص فراواني به كار مي‌رفت. مأموران استراق‌سمع بيسيم به طور دايم به ارتباطات بيسيم اعراب گوش داده و آنها را تحليل مي‌كردند؛ مأموريت‌هاي شناسايي گروههاي نخبه انجام مي‌شد؛ و نيروي هوايي اسرائيل نيز مأموريت‌هاي هوايي عكسبرداري را انجام مي‌داد. اين تلاشها به دنبال برگزاري اجلاس اتحادية عرب در ژانويه 1964 افزايش يافت. در اين اجلاس سه پيشنهاد تهديد بار مطرح بود:
1- ايجاد يك فرماندهي واحد عربي براي آزاد كردن مناطق اشغالي؛
2- اجراي پروژه‌هاي انحراف مسير رودخانه‌ها براي محروم كردن اسرائيل از دستيابي به آب؛
3- ايجاد يك واحد مسلح و سياسي فلسطيني براي پاسخگويي به تجاوزكاري اسرائيل كه به تشكيل سازمانهايي چون ارتش آزاديبخش فلسطين (پي.ال.آ) و سازمان آزاديبخش فلسطين (پي.ال.او) منجر شد.
پاسخ واحد اطلاعات نظامي به چنين تهديدهايي به عهده گرفتن وظيفه‌اي پايان‌ناپذير بود. تيمهاي كوچك متشكل از سربازان رزمي واحد اطلاعات كمينهايي ترتيب مي‌دادند تا چريكهاي فلسطيني و يا توپچيان سوري را كه از كارگاه‌هاي پروژة آب محافظت مي‌كردند اسير كنند؛ و بازجوييهاي متعاقب اين دستگيري‌ها اغلب اوقات به فراهم شدن اطلاعات ارزشمندي منجر مي‌شد. تهديد تشكيل گروههاي جديد چريكهاي فلسطيني، موسوم به فداييان، افسران واحد اطلاعات نظامي و بويژه بخش عملياتي آن را وادار مي‌ساخت با تهديدات فزايندة خرابكاري، كشتار و ورود عوامل اطلاعاتي به اسراييل مقابله كنند. بايد به اين سازمانها نفوذ مي‌شد، شيوه‌هاي عملياتي و افكار آنها مورد مطالعه قرار مي‌گرفت، و قابليت‌ها و تواناييهاي آنها ارزيابي مي‌شد. از ماه ژانوية سال 1965 تا هنگام آغاز جنگ شش روزة 1967 سازمان آزاديبخش فلسطين 122 تهاجم عليه اسرائيل صورت داد؛ اين حملات به كشته شدن 14 نفر اسرائيلي و زخمي‌شدن شصت و دو نفر منجر شد.(33)
بين عمليات موساد نيز يك مورد وجود داشت كه ثابت شد ارزش اطلاعاتي زيادي براي نيروهاي مسلح اسرائيل داشته است. در سال 1966 موساد توانست با سروان منير ردفا كه مسيحي ماروني و خلبان ميگ 21 در نيروي هوايي عراق بود ارتباط بگيرد. موساد با استفاده از يك ماجراي سكسي به اين خلبان نزديك شد، ولي با اين حال بايد گفت كه تبعيض‌هاي مذهبي اعمال شده به وي و خانواده‌اش در عراق، در جلب همكري‌اش با اسرائيلي‌ها بي‌تأثير نبود. علاوه بر آن، وي از بمباران هوايي اقليت كرد عراق كه بدون هيچگونه ملاحظه‌اي از سوي دولت عراق صورت مي‌گرفت راضي نبود و اين امر تصميمش را براي كمك به اسرائيلي‌ها راسخ مي‌ساخت. آنچه آنها خيلي مشتاق داشتنش بودند، هواپيماي وي بود: ميگ 21 فوق سري موسوم به فيش به.
موساد براي آنكه وي را متقاعد كند اهل معامله است، ترتيبي داد تا خلبان ردفا در پاريس با سرتيپ ماتي‌هود فرمانده نيروي هوايي اسرائيل ديدار كند. در طول ملاقات، سرتيپ هود ليسست كاملي به ردفا نشان داد تا ثابت كند نيروي‌هوايي اسرائيل از نام همة خلبانان رزمي اعراب، نام مربيان روس آنها، و جزئيات مربوط به پايگاههاي هوايي و سيستم دفاع هوايي عراق آگاه است. طي اين ديدار فوق سري‌، برنامة گريختن ردفا مشخص گرديد و هماهنگي‌هاي لازم به عمل آمد. ردفا به صورت قابل دركي مشوش و عصبي بود. هود و عوامل موساد مي‌دانستند ناكامي در اجراي اين عمليات زندگي ردفا، خانواده‌اش، و احتمالا ساكنان دهكده‌اش را نابود خواهد كرد.(34)
در پانزدهم اوت سال 1966، پس از اينكه اعضاي خانوادة ردفا توسط چريك‌هاي كرد به صورت قاچاق به خارج از عراق انتقال يافتند، ردفا سوار هواپيماي ميگ 21 خود شد تا مسير مورد توافق را كه از فراز اردن مي‌گذشت و به يكي از پايگاههاي هوايي اسرائيل ختم مي‌شد در پيش گيرد. غرب اين فرصت را مي‌يافت كه براي نخستين بار به سري‌ترين جنگندة رهگير شوروي نگاهي بيندازد، و اسرائيل نيز مي‌توانست پاسخ تاكتيكي لازم براي مقابله با فراوان‌ترين هواپيماي نيروي هوايي مصر و سوريه را جست‌وجو كند. اين هواپيما در نهايت نشان ستارة داود كه علامت نيروي هويي اسرائيل است همراه با شمارة «007» (جيمزباند) را به سينة خود چسباند و به عنوان نمادقابليت‌هاي نظرگير اسرائيل از نظر جاسوسي انساني درآمد. امروزه اين هواپيماي ميگ 21 بخشي از موزة هوايي اسرائيل به شمار مي‌رود كه در پايگاه هوايي هاتزريم در صحاري نقب واقع است.
در هفتم آوريل 1967، هنگامي كه مبادلة آتش بين واحدهاي سوريه، اسرائيل، و اردن حاكي از قريب‌الوقوع بودن يك نبرد تمام‌عيار بود، پرواز يك اسكاداران از هواپيماهاي رهگير ميراژ 3- سي به صورت تله‌اي براي جتهاي جنگندة ميگ 21 سوري كه برفراز درياي جليله پرواز مي‌كردند درآمد. در يك نبرد تماشايي، ميراژها شش فروند از جنگنده‌هاي سوري را بدون اينكه خودشان آسيبي ببينند سرنگون كردند. يكي از كارشناسان امور هوايي بعدا اظهارنظر كرد كه خلبانان هواپيماهاي جنگي اسرائيل، آشنايي بسيار فراتر از آشنايي خلبانان اعراب با اين نوع هواپيما يعني ميگ 21 داشته‌اند.
شمشير و سپر اطلاعاتي اسرائيل اثبات كرده بود در زرادخانة اسرائيل دارايي پراهميتي است. طي دوماه پس از آن، ثات شد اين سلاح اسرائيل مهم‌ترين سلاح آن نيز هست.

پي‌نويسها:
1- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب؛ تاريخ سازمان اطلاعاتي اسرائيل
2- آوي بتلهايم، كتاب دربارة تيپ جولاني به زبان عبري
3- مصاحبه با يك افسر اطلاعاتي ارتش اسرائيل در 1982
4- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب: تاريخ سازمان اطلاعاتي اسرائيل
5- اوود گرانوت
6- استوارت استيون، سرجاسوسان اسرائيل، ( نيويورك، كتابهاي بالانتين، 1980)
7- همان
8- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب، ...
9- همان
10- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب ... همچنين نگاه كنيد به كتاب ايسرهارل، امنيت و دموكراسي.
11- لي اتگر، مقاله دربارة مردخاي كدار، روزنامه يديوت آهارونوت، 13 ژانوية 1990
12- شموئيل سگو، تنها در دمشق، زندگي و مرگ الي كوهن، (اورشليم، انتشارات كتر، 1986)
13- همان
14- بن‌دان، جاسوسي از اسرائيل (لندن، والنتاين، 1969)
15- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب...
16- يان بلك، خاستگاههاي سرويسهاي اطلاعاتي اسرائيل، مجلة اطلاعات و امنيت ملي، لندن، اكتبر 1987
17- شموئيل سگو، تنها در دمشق
18- همان
19- يوسف آرگامان، مقاله به زبان عبري در مورد ماجراي كوهن، باماچان، 13 ژوئن 1990
20- استوارت استيون، سر جاسوسان اسرائيل
21- الي بن حنا، مأمور ما در دمشق : الي كوهن، (تل‌آويو، شركت اشتايماتسكي، 1972)
22- شموئيل سگو، تنها در دمشق
23- همان
24- يوزي ملمان و دان راويو جاسوسان معيوب
25- آنه سينايي وآلن‌پولاك، جمهوري عربي سوريه( نيويورك، انتشارات آكادمي آمريكا براي صلح در خاورميانه، 1976)
26- استورات استيون، سرجاسوسان اسرائيل
27- نيويورك تايمز، 29 اكتبر 1985
28- يوسف آرگامان؛ الي كوهن...
29- شماره‌هاي مختلف معاريو، طي ماه مه 1989
30- ولفگانگ لوتس، جاسوس شامپاني، (نيويورك، انتشارات سن‌مارتين، 1972)
31- ئي.اچ.كو كريج، گهلن: جاسوس قرن (نيويورك، راندم هاوس، 1971)، در استوارت استيون، سرجاسوسان اسرائيل نيز آمده است.
32- ولفگانگ لوتس ، جاسوس شامپاني
33- اوود گرانوت

34- يوزي ملمان و دان راويو، جاسوسان معيوب.

منبع:وزارت اطلاعات

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 22:15 |

زیرسایه ولایت ودرحمایت مردم دولت بصیرت     

عاشورایی تشکیل خواهم داد.

پرسیدیم ازکاندیدای جوان نسل چهارم: چرااسم دولت خودتون رودولت بصیرت عاشورایی گذاشتید؟ درشرایط فعلی که ما تحریم هستیم  ازعاشورا بایددرس های زیادی بگیریم ازجمله درس استقامت ایستادگی درمقابل زورگوی وسازندگی  جهادو....ودرموردبصیرت هم بایدبگم که مردم ومسئولین بایدبدانند همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند که بصیریت یعنی شمری که سرازامام حسین برید همان جانباز صفین است پس بایددانست که درحال ماهم کسانی هستندکه همچون شمردرحال حاضرهستند که درجنگ بودندوتلاش های بسیاری برای کشور کردند ولی درحال حاضر کارهای دیگرانجام میدن درتمامی مراحل ترقی کشورحضورداشتند ودارندوهستندوازروی ندانستن وندونم کاری ویا ازعمدضربه به کشور ومردم ونظام میزنند پس میتوان همان گفته امام خامنه ای رادرمعنی بصیرت گفت توضیحات بیشتری میتوانم ازطرح هاوایده هایم بدم ودرمورد معانی ومفهوم دولت بصیرت عاشورایی بگویم ولی فعلا درهمین حدکافی می باشد.من همین قدر که  جرات به حضوردراین صحنه کردم بایدبه من حق داده شود ولی من چندسال است که ازبچه گی درمسائل انتخابات فعالیت میکنم بابت جسارتم ببخشید.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 0:30 |
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سيد على حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.»

خانه‌ی ما در خیابان خسروی نو بود... فیلم
خانه‌اى كه خانواده‌ی سيد جواد در آن زندگى مى‌كردند در یكی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدرى من كه در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگى من، يك خانه‌ی  ۶۰ ـ ۷۰  مترى در محله‌ی فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك و خفه‌اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى‌آمد -و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت- همه‌ی ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عده‌اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.»

رهبر انقلاب از دوران كودكى در خانواده‌اى فقير اما روحانى پرورش يافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سيد محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مكتب‌خانه رفتند و پس از آن در مدرسه‌ی تازه‌تأسيس اسلامى «دارالتعليم ديانتى» ثبت نام كردند و دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  الف. زندگی علمی - طلبگی

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۰
سیدعلی از دوازده سالگی و با رفتن به مدرسه‌ی علمیه‌ی سلیمان‌خان و سپس نواب مشهد، پس از آموختن مقدمات علوم حوزوی، فراگیری دروس سطح همچون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفایه را از اساتیدی همچون حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی ادامه داد. اما آن استادی كه سیدعلی نوجوان از او استفاده‌های فراوانی در دروس سطح برد، كسی جز پدرش نبود؛ یعنی مرحوم آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای كه از آیات عظامی همچون نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی اجازه‌ی اجتهاد داشت. http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200007220710_5467.jpg

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۴
شانزده سالگی سنی بود كه آقاسیدعلی حضور در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی سید محمدهادی میلانی را آغاز كرد. ایشان همزمان در جلسات مرحوم حاج میرزاجوادآقا تهرانی نیز شركت می‌كرد. مباحث این جلسات بیشتر به نقد و رد كتاب فلسفه‌ی منظومه‌ی ملاهادی سبزواری می‌گذشت. علاوه بر این و به دلیل علاقه‌ی آقاسیدعلی به فلسفه و به سبب جوّ ضد فلسفه‌ی آن روزهای مشهد، او ناگزیر بود كه در درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی- از اساتید فلسفه‌ی مورد وثوق حضرت آیت‌الله میلانی- به صورت پنهانی و خصوصی شركت كند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۶
هجدهمین سال زندگیِ آقاسیدعلی مقارن شد با عزم او برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمؤمنینعلیه‌السلام و درك كردن محضر و دروس بزرگان نجف. سیدعلی پس از حضوری كوتاه در این حوزه، درس اساتیدی همچون آیت‌الله العظمی سید محسن حكیم را بیشتر پسندید و تصمیم گرفت كه اگر پدرشان اجازه‌ داد، در نجف بماند و به درس آن اساتید برود. به پدر نامه نوشت و از او برای ماندن و ادامه‌ی تحصیل در نجف اجازه خواست. پاسخ منفی شنید و لذا به امر پدر به مشهد بازگشت.
مشهد؛ سال ۱۳۳۶
پس از برگشتن به مشهد و ادامه‌ی ارتباط با طلابی كه از قم برای زیارت حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام می‌آمدند، سید جوان مصمم شد برای رفتن به حوزه‌ی قم. در آن هنگام هدایت حوزه‌ی قم را آیت‌الله‌العظمی بروجردی زعامت می‌كرد و این حوزه به سوی شكوفایی و مركزیت علمی می‌رفت. پدر آقاسیدعلی اما كه راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترك مشهد موافقت نكرد و این مخالفت ادامه یافت تا یك سال بعد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۳۷
با شروع سال تحصیلی جدید حوزه، آقا سیدجواد خامنه‌ای رضایت داد كه فرزند فاضلش به قم هجرت كند. آقاسیدعلی به قم رفت و در مدرسه‌ی علمیه‌ی حجتیه مستقر شد. برادر بزرگترش سیدمحمد هم در آن‌جا طلبه بود. بانی ساخت این مدرسه‌ی علمیه -كه از دیگر مدارس آن زمانِ قم تازه‌سازتر بود- آیت‌الله‌العظمی حجت كوه‌كمره‌ای بود و طرح معماری آن را علامه سید محمدحسین طباطبایی داده بود.

آقاسیدعلی كه به‌زودی در بین هم‌مباحثه‌هایش به كثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره شد. از آغاز ورودش به قم در درس خارج فقه حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی شركت كرد. از همان ابتدا در دروس حاج‌آقا روح‌الله هم (حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه) نیز حضور یافت. از بركات حضور در این درس آقای بروجردی، نكات مهم رجالی بود كه استاد در آن بسیار متبحّر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول مرحوم امام و مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی هنوز نزد آیت‌الله خامنه‌ای باقی است؛ هرچند كه ساواك بسیاری از آنها را در دوران مبارزه از بین برد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۰
در فروردین این سال حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی به لقاء حضرت حق شتافت و مرجعیت امام خمینی رضوان‌الله‌علیهمطرح شد. سخنرانی‌های انتقادی امام و اعتراض‌های تند ایشان علیه اقدامات رژیم و شخص پهلوی دوم، پایه‌های قیام اسلامی در قم و زمینه‌های شكل‌گیری مبارزات را پی ‌ریخت. شاگردان ایشان نیز هریك در سنگری به تبلیغ و روشنگری ‌پرداختند و به دنبال تحكیم قیام و تثبیت مرجعیت و زعامت امام بودند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200015260237_5467.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۲
پس از حادثه‌ی یورش عوامل پهلوی به مدرسه‌ی فیضیه و با اوج‌گیری مبارزات طلاب و مردم متدین علیه رژیم، امام خمینی را دستگیر كردند و به تبعید فرستادند. پس از تبعید امام، شاگردان ایشان مبارزات را در قم و دیگر شهرها ادامه دادند. روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا آقاسیدعلی -كه تحت تأثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی نیز بود- به انجام وظیفه‌ی روشنگری در مبارزات بپردازد. لذا ساواك دو بار او را دستگیر كرد. در همین سال امام خمینی او را به عنوان نماینده‌ی خود و برای ابلاغ پیام درباره‌ی مبارزه با رژیم شاه، نزد آیت‌الله‌العظمی میلانی در مشهد فرستادند. همه‌ی این‌ها در كنار فضای گرم درس و بحث و مباحثات علمی بود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۳
در این سال آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای كه در مشهد ساكن بود، بینایی خود را از دست داد. این بدترین خبر برای آقاسیدعلی بود كه می‌خواست در قم بماند. او با وجود اصرار اساتید خود بر ماندنش در قم و از جمله اصرار آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی –فرزند آیت‌الله‌العظمی حائری مؤسس–قصد عزیمت به مشهد مقدس كرد. در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی و مرحوم آقای بروجردی، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در فلسفه، از دیگر اساتید آقاسیدعلی خامنه‌ای بودند. همچنین آقایان شیخ محمد حسین بهجتی شفق، حجت‌الاسلام محمدجواد حجتی كرمانی، حجت‌الاسلام سید جعفر شبیری زنجانی، آیت‌الله حاج شیخ مهدی باقری كنی و آیت‌الله ربانی املشی از هم‌مباحثه‌های نزدیك او به شمار می‌رفتند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200039060156_5467.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۴
پس از بازگشت به مشهد مقدس، پدر كه از اساتید اصلی او در سال‌های طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود و آقاسیدعلی چشمان پدرش شد! او هر روز و در زمانی مشخص، چند ساعت برای پدر كتاب می‌خواند و همان متون را با او مباحثه می‌كرد.
تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن كریم و حضور مجدد در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی میلانی -علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی- بخشی از فعالیت‌های علمی روحانی ۲۶ ساله‌ی ساكن خیابان خسروی نو در مشهد مقدس بود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ۱۳۴۷-۱۳۵۷
مدرسه‌ی علمیه‌ی میرزا جعفر مشهد، شاهد جلسات تفسیر قرآن كریم بود كه به‌سرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیرِ فعّال قرآن» كه سیدعلی خامنه‌ای آن را تدریس می‌كرد، شیوه‌ی جدید و خاصی از تفسیر كلام‌الله مجید بود و طلاب را روزبه‌روز به بهره‌گیری از آموزه‌های قرآن ترغیب می‌كرد. این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرح‌شده در كنار تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، با ممانعت‌های مكرر عوامل رژیم پهلوی مواجه شد. این اتفاق باعث شد تا این دروس از مسجد امام حسن مجتبی علیه‌السلام به مسجد كرامت و پس از آن به مساجد رضایی، قبله و... منتقل شود. این جلسات كه دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود، به دلیل بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای بارها متوقف و دوباره برگزار می‌شد تا این‌كه در سال ۱۳۵۶ به دلیل تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر، تعطیل شد.

ممنوع‌الخروج شدن از كشور به دلیل مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیری‌های پیاپی و فعالیت‌های سیاسی باعث شد تا سیدعلی حسینی خامنه‌ای نتواند برای ارتباط‌گیری از نزدیك با امام خمینی به نجف اشرف برود، اما ماندن در مشهد و پركردن خلأ فكری و ایدئولوژیك كه پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت، موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن جلسات «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/dars.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  ۱۳۶۹ تا امروز
از سال ۱۳۶۹ شمسی، درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای آغاز شده و تا كنون ادامه دارد. جهاد، موسیقی، غیبت، قصاص و... از مباحثی است كه تا كنون در درس خارج ایشان تدریس شده است.

 مبارزات سياسى
آيت‌الله خامنه‌اى به گفته‌ی خودشان «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى قدّس‌سرّه» هستند و نخستين جرقه‌هاى سياسى و مبارزاتى ایشان و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نواب صفوى» در ذهن ايشان زده است؛ هنگامی كه نواب صفوى با عده‌اى از فدایيان اسلام در سال ۱۳۳۱ به مشهد رفتند و در مدرسه‌ی سليمان‌خان، سخنرانى پرهيجان و بيداركننده‌اى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى و نیز فريب و نيرنگ شاه و انگليس و دروغگويى آنان به ملت ايران، ايراد كردند.
«همان وقت جرقه‌هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله‌ی نواب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن كرد.»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif همراه با نهضت حضرت امام خمينى قدّس‌سرّه
آيت‌الله خامنه‌اى از سال ۱۳۴۱ كه در قم حضور داشتند و از زمانی كه حركت انقلابى و اعتراض‌آميز امام خمينى عليه سياست‌هاى ضد اسلامى و آمريكاپسند محمدرضا شاه پهلوى آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب‌هاى فراوان و شكنجه‌ها و تعبيدها و زندان‌ها مبارزه كردند و در اين مسير از هيچ خطرى نترسيدند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200011470253_5467.jpg
نخستين بار در محرم سال ۱۳۸۳ ﻫ.ق از سوى امام خمينى قدّس‌سرّهمأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيت‌الله‌العظمی ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه‌هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرم و افشاگرى عليه سياست‌هاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند. به اين خاطر در ۹ محرم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲»  دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن با اين شرط آزاد شدند ‌كه منبر نروند و تحت نظر باشند. با پيش آمدن حادثه‌ی خونین ۱۵خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آوردند، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آن‌جا با سخت‌ترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif دومين بازداشت
در بهمن ۱۳۴۲ -رمضان ۱۳۸۳ ﻫ.ق- آیت‌الله خامنه‌اى با عده‌اى از دوستانشان بر اساس برنامه‌ی حساب‌شده‌اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلاب آن شهر عازم زاهدان شدند. سخنرانى‌ها و افشاگرى‌هاى پرشور ايشان و به‌ويژه در ايام ششم بهمن -سالگرد انتخابات و رفراندوم رژیم شاه- مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن علیه‌السلام بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياست‌هاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه‌ی تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه در زندان قزل‌قلعه -به صورت انفرادى- زندانى شدند و انواع اهانت‌ها و شكنجه‌ها را تحمل كردند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif سومين و چهارمين بازداشت
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200051460968_5467.jpgكلاس‌هاى تفسير و حديث و انديشه‌ی اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم‌نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت‌ها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. به اين خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفيانه زندگى مى‌كردند و يك سال بعد -۱۳۴۶- دستگير و محبوس شدند. همين فعاليت‌هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنمى پهلوى در سال ۱۳۴۹ نيز دستگير و زندانى كردند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif پنجمين بازداشت
حضرت آيت‌الله خامنه‌اى درباره‌ی پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مى‌نويسد:
«از سال ۴۸ زمینه‌ی حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌هاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من -كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى‌تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد- افزایش یافت. سال ۵۰ مجدداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت‌آمیز ساواك در زندان آشكارا نشان مى‌داد كه دستگاه از پیوستن جریان‌هاى مبارزه مسلحانه به كانون‌هاى تفكر اسلامى به‌شدت بیمناك است و نمى‌تواند بپذیرد كه فعالیت‌هاى فكرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان‌ها بیگانه و به كنار است. پس از آزادى، دایره‌ی درس‌هاى عمومى تفسیر و كلاس‌هاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا كرد.»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif بازداشت ششم
در بين سال‌هاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ درس‌هاى تفسير و ايدئولوژى آيت‌الله خامنه‌اى در سه مسجد «كرامت»، «امام حسنعلیه‌السلام» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل می‌شد و هزاران نفر از مردم مشتاق به‌ويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مى‌كشاند و با تفكرات اصيل اسلامى آشنا مى‌ساخت. درس نهج‌البلاغـه‌ی ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه‌هاى پلى‌كپى‌شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج‌البلاغه» تكثير و دست به دست مى‌گشت. طلاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى‌آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى‌ساختند.http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200048090321_5467.jpg

اين فعاليت‌ها موجب شد كه در دى ماه ۱۳۵۳ ساواك بى‌رحمانه به خانه‌ی آيت‌الله خامنه‌اى در مشهد هجوم ببرد و ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت‌ها و نوشته‌های ایشان را ضبط كنند. اين ششمين و سخت‌ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز ۱۳۵۴ در زندان كميته‌ی مشترك تهران زندانی بودند. در اين مدت در سلولى با سخت‌ترين شرايط نگهداشته شدند. سختى‌هايى كه ايشان در اين بازداشت تحمل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان كه آن شرايط را ديده‌اند» قابل فهم است.

پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند. باز هم همان برنامه و تلاش‌هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاس‌هاى سابق را به ايشان ندادند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif در تبعيد
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200053410592_5467.jpgرژیم پهلوى در اواخر سال ۱۳۵۶، آیت‌الله خامنه‌اى را مجدداً دستگیر و براى مدت سه سال به شهر ایرانشهر تبعید كرد. البته در اواسط سال ۱۳۵۷ و در پی اوج‌گيرى مبارزات مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شدند و به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم پهلوى قرار گرفتند. پس از پانزده سال مبارزه‌ی مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن‌همه سختى و تلخى، ثمره‌ی شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفّت‌بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه‌ی پهلوى و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  در آستانه‌ی پيروزى
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/H/139103200056020309_5467.jpgدر آستانه‌ی پيروزى انقلاب اسلامى و پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيت‌هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و ... در ايران تشكيل گرديد. آيت‌الله خامنه‌اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمدند. پيام امام توسط شهيد مطهرى به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  پس از پيروزى انقلاب اسلامی
آيت‌الله خامنه‌اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديك‌تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظير و بسيار مهم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رئوس آنها مى‌پردازيم:

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif پایه‌گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم‌رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى و... دراسفندماه ۱۳۵۷

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۸

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif امام جمعه‌ی تهران، ۱۳۵۹
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/namaz.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نمایندگی امام خمینی قدّس‌سرّه در شوراى عالى دفاع، ۱۳۵۹

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نمایندگی مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif حضور در جبهه‌هاى دفاع مقدس.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/jang.jpg
از سال ۱۳۵۹ و با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ایران. این حضور تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ ادامه داشت.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif دو دوره ریاست‌جمهورى اسلامی ایران با رأی قاطع ملت.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/prs.jpg
به دنبال شهادت محمدعلى رجایى دومین رئیس‌جمهور ایران، آیت‌الله خامنه‌اى در مهر ماه ۱۳۶۰ با كسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حكم تنفیذ امام خمینى قدّس‌سرّه به مقام ریاست‌جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ براى دومین بار به این مقام و مسئولیت انتخاب شدند. 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ریاست شوراى انقلاب فرهنگی، ۱۳۶۰

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۶۶

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، ۱۳۶۸
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ولی‌فقیه و رهبر انقلاب اسلامی ایران.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/5467/today.jpg

از روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۶۸، پس از رحلت رهبر كبیر انقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام و مسئولیت عظیم انتخاب شدند.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 0:37 |

                                                         بسمه تعالی

مقام معظم رهبری امام خامنه ای

 در این مدت اهداف نظام مقدس برایم بسیار مهم و ارزشمند بود اما در این مدت که میبینم در طول این سه سال تغییر و تحولات بسیار در سیستم مدیرتی کشور در حال صورت گرفتن است که این کارها زیاد به نفع نظام و آرمانهای انقلاب نیست.که این تغییرات باعث ضربه های بسیار به نظام و انقلاب خواهد بود از جمله فساد و معیشت مردم را بسیار زیر سوال برده و مردم مشکلات و درد خود را دیگر نمیدانند چه کار بکنند که با این کارها و ضعف های مدیریتی آقایان ضربه های بسیاری به دین مبین اسلام و انقلاب و آرمان امام راحل و خون شهدا خواهند زد و در هر حال در حال زدن هست.بی کفایتی بعضی مدیران و مسولان باعث بی اعتمادی مردم شده و تا به امروز به حرمت شما که رهبری را به دست دارید سکوت میکنند چون اعتقادشان به این است که شما نایب بر حق امام زمان(عج)هستید ولی آقایان که مسولان میباشند به جای اینکه دعوا بر سر قدرت کنند باید اختلافات را کنار گذاشته و با کمک هم که پتانسیل های خوب دارند نقاط ضعف همدیگر را پر کنند ولی در پشت پرده دعوا بر سر قدرت میکنند اما در حال حاضر کسانی که دارند در این ماجرا ضرر میکنند مردم هستند من در این مدت بین اقشار مردم و طی سفرهای که به استان های مختلف داشتم و دیدم که مردم فقط با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند و دم نمیزنند که این امر به خاطر اعتقاد مذهبی مردم است اما این اعتقادات دارد روز به روز بسیار ضعیف میشود و مردم در حال دین گریزی میشوند.من مشکلات اقتصادی را شاید بخشی از آن را بگویم تحریم هستیم ولی این تحریم ها 30% بر مشکلات اقتصادی کشور تاثیر میگذارد اما 70% مشکلات اقتصادی نبودن برنامه و صلاحیت مدیران هست.در کشور ما که از منابع سرشار انرژی از جمله نفت،گاز،معادن،کشاورزی و ... بسیار وجود دارد نباید مردم با این مشکلات اقتصادی پیش رو شوند.در واقع کشور عزیزمان ایران با این همه توانمندی یک آمریکای کوچک است که همه چیز دارد ولی ما بجای استفاده ی درست از آن،آن را به هدر میدهیم و کشور خود را به نحوی با این کارها و واردات بیش از اندازه مستعمره و نیازمند کشور های بیگانه میکنیم با اینکه ما باید در زمان تحریم ها مقاوم ترشویم بر عکس داریم به کشور خودمان صدمه میزنیم و کاری را داریم انجام میدهیم که دولت های غربی به دنبال آن هستند که بگویند ایران هم فقط یک مصرف کننده است.

-بیکاری در کشور روز به روز که ریشه کن نمیشود بلکه در حال افزایش است که اکثر تحصیل کرده های ما به مشکلات روحی و روانی پیدا میکنند و از روی آن دست به مهاجرت به کشورهای دیگر میزنند و یا به کارگری و یا به بیکاری خود ادامه میدهند و عده ای هم به اعتیاد و فساد کشیده میشوند

-آمار ازدواج به دلیل فساد و سنگین بودن هزینه ها بسیار پایین آمده و در کشور مردم دیگر بسیار کم به دنبال ازدواج هستند که این هم صدمات زیادی به دین اسلام و کشور عزیزمان زده است.اما مسولان فقط با وعده و وعید و با بازی با کلمات مردم را دل خوش میکنند و خودشان دارند زندگی اشرافی خود را میکنند.من از روزی میترسم که این جوانان نسل چهارم دیگر فقط به دنبال دروغ،کلاه برداری و فساد باشند که خلاف دین اسلام و آرمان شهدای انقلاب و شهدای 8سال دفاع مقدس و امام راحل را زیر سوال ببرند و در آخرت این مسولین میباشند که باید جوابگو باشند-سرتان را درد نیاورم آقا جان.حرفها زیاد است ولی من گوشه ای را گفتم و امید دارم از من ناراحت نشوید اما آقا جان چرا در کشور ما طبق قانون اساسی که کسی که شرایط کاندیداتوری ریاست جمهوری را ذکر نموده اند نمیتوانند جوانان کاندید شوند.من یک جوان از نسل چهارم انقلاب هم قصد آمدن به میدان انتخابات را دارم.من نزدیک به یک سال است که به طور قاطع قصد کاندیدایی ریاست جمهوری را دارم اما پیامبر اسلام در زمان رسالتش به برخی جوانان 18 ساله هم حکم فرماندهی لشگر و سپاه و رهبری میداد.چرا اجازه داده نمیشود که من هم در انتخابات حضور پیدا کنم همچون زمانی که انقلاب را مردم به رهبری امام راحل کردند و در دست این جوانان قرار دادند و این جوانان بودند در آن زمان این انقلاب را حفظ کردند بدون هیچ تجربه ای و با همین بی تجربگی که داشتند و جوان بودنشان فرماندهی گردان ها،تیپ،لشگر،سپاه،وزیر بودند و در آن زمان که جوانان در راس بودند این همه مشکلات اقتصادی وجود داشت؟اما بعد از دو دهه همان جوانان دیگر حاضر نیستند به جوانان نسل سوم و چهارم خودشان اعتماد نمایند.با اینکه همین مردم بودند که در سال انقلاب و 8سال جنگ به همه ی آنان اعتماد کردند و کشور را در دستشان گذاشتند و کمکشان میکردند.همین مردم بودند که تاوان بی تجربگی اینها را دادند که امروز مدیر شدند و بجای که شما به ما جوانان نسل چهارم انقلاب هستیم و قرار است این انقلاب را حفظ کنیم و راه شما را دنبال کنیم و این انقلاب را به نسل های بعدی منتقل کنیم اجازه نمیدهید که ما در کنار شماها کارها را یاد بگیریم و حرف هایمان را بزنیم ولی فقط شعار مسولان شده جوانگرایی.و از محضر حضرت عالی تقاضا دارم اجاره بدهبد که ما جوانان که حال شاید تجربه ی بسیاری نداریم طرح ها و ایده هایمان را مطرح بکنیم و قضاوت را بر عهده ی شما و مردم بگذاریم.این به مصلحت نظام و انقلاب است.من شهید دیالمه و نماینده ی سابق مشهد مقدس را الگوی خود قرار داده ام و از او درس میگیرم چون او هم جوان بود زمانی که گفت بنی صدر یک خائن است و در حرف هایش بنی صدر با دروغ به مردم و این نظام صدمه میزند کسی حرف آن شهید بزرگوار را باور نمیکرد من او را الگوی خود میدانم و پای مواضع او و انقلاب و نظام و آرمان شهدا و امام راحل ایستاده ام و تا آخرین قطره ی خونم اجازه نخواهم داد که به نظام کسی صدمه بزند چون پدر خودم هم از رزمندگان 8سال دفاع مقدس هست و از او پاسداری از نظام و ادامه ی راه شهدا و پیروی از شما را یاد گرفتم ولی آقا جان اجازه بدهید که ما جوانان نسل چهارم در صحنه ی انتخابات حضور پیدا کنیم.من یک جوان شهرستانی هستم.سابقه ی زیادی ندارم ولی طرح ها و ایده های زیادی برای رفع این مشکلات دارم و نیروهای توانمندی  در کنار خود که دلسوزان نظام که هم از رزمندگان و هم از جوانان میباشند که اکثر آنان از مهندسین و متخصصین هستند.احساس میکنم که این توانایی را برای سازندگی کشور و رفع معیشتی مردم و پیشرفت کشور را دارم.قضاوت با شما آقا جان ولی به حرف های ما هم گوش کنید.اینگونه به جهانیان هم ثابت خواهد شد که دموکراسی در ایران هست که حتی اجازه ی حضور به جوانان نسل چهارم برای کاندیداتوری ریاست جمهوری داده میشود.هرچند دوستانم میگویند دست بردار اینجا ایران است و اجازه نمیدهند که شما بچه ها حضور داشته باشید ولی من با توانایی و سوابق کمی که در شرکت های مختلف به عنوان مشاور،مدیر اجرایی،فنی و بازرسی بوده ام و در خود حس میکنم که از عهده ی آن به کمک شما و مردم میتوانم مدیریت خوبی داشته باشم اما راجب من و طرح ها و ایده هایم بگذارید مطرح کنم و مردم و شما به عنوان ولی امر مسلمین بر طرح ها و ایده هایم قضاوت کنید. به امید پیروزی همیشگی دین اسلام و ظهور آقا امام زمان(عج)جهت خاتمه ی صحبت هایم برای ظهور آقا صلوات

  

                                                                                                                      با سپاس

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 21:3 |
كسي كه نامزد ریاست جمهوری شد بايد خودش را ملزم به اجراي قانون اساسي بداند. رئيس جمهور اگر بخواهد از قانون عبور كند ضدانقلاب است. اولين مطلبي كه رئيس جمهور بايد به آن توجه كند اجراي قانون اساسي آن هم در حوزه مسئوليت‌هايي است كه به او داده‌اند و بعد هم اجراي قانون است.

کسی که برای ریاست‌جمهوری می‌آید باید در قدوقواره کشور باشد

مقام معظم رهبري در سخنان اخير خودشان در جمع مردم آذربايجان درحالي از طرح «يك اتهام ثابت نشده و حتي مطرح نشده در دادگاه» توسط رئيس‌جمهور در جلسه استيضاح وزير كار در مجلس انتقاد كردند و اين رفتارها را نامتناسب با «سوگندها و تعهدات» خواندند كه نزديك به ۴۰ روز قبل از آن در ديدار با مردم قم نيز تأكيد كرده بودند كه رئيس جمهور نمي‌تواند قسم دروغ بخورد و بايد مجري قانون اساسي باشد. اظهارات اخير ايشان در جمع مردم آذربايجان كه تأكيد داشتند «مسئولان همه تلاشهاي خود را براي حل گره ها و مشكلات اقتصادي مردم و كشور متمركز كنند» پس از آن مطرح شد كه در جمع مردم قم در بياناتي نادر خطاب به افرادي كه قصد نامزدي در انتخابات سال بعد را دارند اين نكته را گوشزد كردند كه «اداره‌ي مملكت و كار اجرايي، كار كوچكي نيست» و «آن كسانى كه وارد ميدان مي شوند، بايد كسانى باشند كه در خود توانائىِ كشيدن اين بار را بيابند.» با حجت‌الاسلام احمد سالك، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی درباره اهميت مسئوليت‌ پذيري مسئولان دولتي در حل مشكلات كشور گفتگو كرديم.

توانايي‌هاي لازم يك رئيس جمهور براي اداره كشور را چه مي‌دانيد؟
قانون اساسي آن را مشخص كرده است. مشخصه‌ها و معيارهايي را كه قانون اساسي براي رئيس جمهور معنا مي‌كند مدير و مدبر بودن است. ماهيت مدبر بودن اين است كه بايد توشه‌اي از تجارب اجرايي را همراه خود داشته باشد و با تمام وجود مسائل و مشكلات كشور را درك كرده باشد وگرنه نمي‌تواند بار سنگين اجرايي كشور را به دوش بكشد.

رهبري در سخنان‌شان تأكيد داشتند كه افرادي كه در خود توانايي كشيدن بار اجرايي كشور را مي‌يابند براي انتخابات بيايند. مگر اين توانايي‌ها را شوراي نگهبان نمي‌تواند تشخيص دهد؟

تعبيري كه مقام معظم رهبري به كار بردند پشتوانه‌اش احاديث ماست. اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايند «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا و وازنوها قبل ان توازنوا». اين كلام بدين معناست كه انسان‌ها قبل از هركس خودشان بايد خودشان را بسنجند و وزن كنند. آن كسي هم كه مي‌خواهد براي رياست جمهوري بيايد بايد خودش را وزن كند و بسنجد كه آيا هم وزن و در قد و قواره اداره كشور هست يا نيست؟ معناي اين حرف اين است كه قدرت و تجربه اجرايي كانديداي رياست جمهوري بالا باشد. قدرت نظارت چنين فردي بايد بر زواياي مسائل اجرايي كشور از ريزترين تا درشت‌ترين آن‌ها قوي باشد. قدرت تعامل داشته باشد. بتواند با تبادل نظر با افراد متخصص و نخبگان يك همسويي براي اداره كشور به وجود بياورد.

غير از اين است كه هر كسي خودش را توانمند مي‌داند؟
بل الإنسان على نفسه بصيره. هركسي خودش را بهتر از ديگري مي‌شناسد. رهبري در سخنان خودشان مي‌خواستند بگويند كه كار رياست جمهوري كار بسياري سنگيني است و قدرت و تجربه اجرايي بالا مي‌خواهد، هر كسي نبايد بيايد. مسئله ديگر پاسخي بود كه رهبري به كساني دادند كه پيوسته مي‌گويند نمي‌گذارند به ميدان بياييم. آقا فرمودند بسم الله. اگر واقعاً مي‌توانيد اداره كنيد لازم نيست شعار بدهيد، غوغا سالاري و جوسازي كنيد. ميدان باز است، بخصوص براي آن‌هايي كه دائم انتخابات آزاد را فرياد مي‌زنند و اتفاقاً ماه‌هاي اخير يك همسويي بين دولت و ساير جريانات بر سر اين مسئله ايجاد شده است.

اين توانمندي را چگونه مي‌توان سنجيد؟
من فكر مي‌كنم مقام معظم رهبري بيان‌شان در تفهيم اين موضوع كامل است كه هر كسي كه خودش را در معرض انتخابات رياست جمهوري مي‌گذارد، به ضرورت بايد بر پيچ و خم‌هاي مباحث اجرايي و زواياي آشكار و پنهان آن آگاهي كامل داشته باشد. همچنان كه بايد عمري را در تجربه مديريت‌هاي گوناگون اجرايي سپري كرده باشد.

ايراداتي كه دولت به قانون اساسي و جايگاه قوا در آن وارد مي‌كند از نتايج اقداماتش سلب مسئوليت مي‌كند؟
اصلي‌ترين حرف همين است. كسي كه نامزد ریاست جمهوری شد بايد خودش را ملزم به اجراي قانون اساسي بداند. رئيس جمهور اگر بخواهد از قانون عبور كند ضدانقلاب است. اولين مطلبي كه رئيس جمهور بايد به آن توجه كند اجراي قانون اساسي آن هم در حوزه مسئوليت‌هايي است كه به او داده‌اند و بعد هم اجراي قانون است. رئيس جمهور نمي‌تواند و نبايد از قانون عبور كند چرا كه اگر چنين كند براي كشور مشكلات ايجاد مي‌شود. حضرت آقا در سخنان اخيرشان بر اين مسئله نيز تكيه جدي داشتند.

«نمي‌گذارند»ها چه اعتباري در سنجش عملكرد دولت‌ها دارند؟
هر فردي با علم به شرايط موجود وارد عرصه مي‌شود و قول رفع مشكلات را به مردم مي‌دهد. فردي كه رئيس جمهور مي‌شود بايد مسئوليت آن چه را در حوزه اجرايي كشور اتفاق مي‌افتد بپذيرد و از زير بار آن شانه خالي نكند و بهانه نياورد كه نمي‌گذارند. لازمه اين امر اين است كه در ابتدا قانون‌شناس باشد، يعني اگر كسي آمد كانديداي رياست جمهوري شد، درحالي كه هيچ ارتباطي با ضوابط قانون نداشت، فردا كجا و چگونه مي‌تواند قانون را اجرا كند. قانون شناسي و اجرايي كردن قانون در قالب آيين نامه‌ها ضوابط ظريفي دارد. جزئيات بسياري در اين ارتباط وجود دارد كه رئيس جمهور بايد به خوبي بتواند از دست و پنجه نرم كردن با آن‌ها برآيد.

اگر دولتي قانوني را مانع انجام فعاليت‌هايش ديد چه بايد بكند؟
بستگي به اين دارد كه تسلط كافي بر اجرا داشته باشد، خلأ قانوني را پيدا كند و آن‌گاه در قالب لايحه به مجلس برود. حتي راهكار اصلاح قانون اساسي نيز در خود آن مشخص شده است.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 14:1 |

عکسی دیده نشده از رهبر انقلاب

آقا خودشان شخصا به دیدار پیرزن می روند و به او صله می دهند. این عکس همانجا گرفته می شود. برادر استاد رضوی که از دوران شهید رجایی تا پایان دوران ریاست جمهوری آقا، معاون رئیس جمهور بود، این عکس را به استاد هدیه دادند

منبع:افکار
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 13:30 |
در پی ارتحال آیت الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیتی، درگذشت آن عالم ربانی و سالک الی الله را مصیبتی اندوهبار برای آشنایانِ رتبه ی معنوی آن بزرگوار و ثلمه ئی بزرگ برای شاگردان و مستفیدان محضر پر فیض آن عارف بالله خواندند و این مصیبت را به خانواده مکرّم و فرزندان محترم و وابستگان و ارادتمندان ایشان تسلیت گفتند.
متن پیام حضرت آیت الله خامنه‌ای به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با تأسف و اندوه فراوان خبر رحلت عالم ربانی، سالک الی الله و عارف بالله مرحوم آیت الله آقای حاج شی خ عزیز الله خوشوقت رضوان الله علیه را دریافت کردم. عمری با برکت، سرشار از معنویت و تهذیب، و گامهای پیوسته در سلوک الی الله، همراه با مجاهدتی کم نظیر در تربیت نفوس مستعد و دلهای مشتاق، خلاصه ای از زندگینامه ی این روحانی مهذّب و این معلّم اخلاق و معرفت است. بی شک فقدان این شخصیت ممتاز، برای آشنایانِ رتبه ی معنوی آن بزرگوار مصیبتی اندوهبار و برای شاگردان و مستفیدان محضر پر فیض او ثلمه ئی بزرگ است. اینجانب تسلیت صمیمانه ی خود را به خانواده ی مکرّم و فرزندان محترم و دیگر وابستگان و به همه‌ی ارادتمندان ایشان معروض می دارم و علوّ درجات و شمول رحمت حق و ح� �ر با اولیاء الله را برای روح مطهرشان از خداوند متعال مسألت می کنم.
سید علی خامنه ای
2 اسفند ماه 1391

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 19:49 |
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز (سه شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان و دست اندرکاران جشنواره مردمی فیلم عمار، توجه به موضوع دین و معارف دینی و همچنین انقلاب اسلامی و ارزشهای انقلاب در این جشنواره را اقدامی مبارک خواندند و تأکید کردند: نگاه به هنر اسلامی و سینمای دینی باید نگاهی بلند مدت و همراه با برنامه ریزی دقیق و امید به آینده و بهره گیری مناسب از ابزار هنر برای تأثیرگذاری حداکثری باشد.
ایشان با اظهار خرسندی از برگزاری جشنواره مردمی فیلم عمار انتخاب نام "عمار" را که از صحابه بزرگ پیامبر اسلام (ص) و یاران نزدیک حضرت علی (ع) بود، انتخابی پسندیده دانستند و با اشاره به ویژگی های ممتاز این صحابی بزرگ افزودند: تزلزل ناپذیری عمار در حوادث مختلف صدر اسلام و همچنین امتحان های سخت دوران بعد از پیامبر اسلام(ص)، موقع شناسی و حضور در وقت نیاز، و نقش تبیین کننده او در مسائل و حوادث دوران حضرت علی (ع) از ویژگی های برجسته و بارز عمار بود.
رهبر انقلاب اسلامی نگاه امیدوارانه به آینده و بلند کردن افق دید را در اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی بسیار مهم ارزیابی و خاطر نشان کردند: حرکت انقلاب اسلامی که با پیروزی آن در سال 1357 آغاز شد و شکسته شدن هیمنه آمریکا و حواد ث مختلفی که در این 34 سال روی داده است همه مقدمات رسیدن به اهداف اصلی نظام اسلامی است، بنابراین باید با همت و تلاش مضاعف و نهراسیدن از دشمن و توطئه های او، پرهیز از سیاه بینی و یأس، با سرعت بیشتر به سمت قله حرکت کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای چنین نگاهی را در موضوع هنر اسلامی و سینمای دینی ضروری برشمردند و تأکید کردند: در این عرصه جوان های مومن، با طراوت و شاداب و دارای نگاه نو و همت بلند، موتور محرک برای حرکت رو به جلو هستند و پیش کسوتان نیز باید با بیان تجربیات خود و تربیت نیروهای جدید و کارآمد به این حرکت شتاب بیشتری ببخشند.
ایشان، با اشاره به خاستگ اه غربی هنر سینما بر ضرورت برنامه ریزی و تشکیل اتاق فکر برای حرکت جوانان و استعدادهای جدید در عرصه هنر اسلامی و سینمای دینی و همچنین ورود افراد متدین و انقلابی و صاحب تخصص و تجربه به این عرصه تاکید کردند.
 رهبر انقلاب اسلامی در عین حال شرط اصلی ورود تأثیرگذار افراد متدین و انقلابی به عرصه سینما و تأثیر نپذیرفتن از فضای آن را مصونیت سازی برشمردند و تاکید کردند: تنها راه مصون سازی نیز ارتباط مستمر با خدا، بجا آوردن نوافل و تضرع به درگاه الهی است، همانگونه که عمار اینگونه خود را مصون و تزلزل ناپذیر کرده بود.
ایشان افزودند: عبادت و ذکر و توجه به خ� �ا از هر لذت هنری بالاتر است.
رهبر انقلاب اسلامی نقش مسئولان و مراکز دانشگاهی مرتبط را در اثرگذاری بر فضای سینمایی و رسانه ای کشور مهم دانستند و تأکید کردند: اصلاح این عرصه نیازمند اصلاح مبادی ورودی آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: کسانی که امروز مشغول کار و فعالیت در عرصه فیلم های با مضامین انقلابی و دفاع مقدس هستند واقعا در حال جهاد هستند.
ایشان استفاده شایسته از ابزار هنر و بهره گیری از قصه و داستان و فیلم نامه قوی را یکی از ضروریات اساسی در فیلم سازی دانستند و تاکید کردند: مقوله قصه نویسی و رمان در کشور با نقطه مطلوب فاصله زیا� �ی دارد و باید این بخش تقویت شود.
رهبر انقلاب اسلامی، موضوعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، فلسطین و بیداری اسلامی را از جمله موضوعات مهم و پر مایه برای استفاده در فیلم سازی برشمردند و افزودند: یکی از مسائل دروغی که در دنیا تبلیغ می شود این است که می گویند هنر نباید با سیاست آمیخته شود، در حالیکه مجموعه های هنری غرب از جمله هالیوود کاملا سیاسی هستند و اگر اینگونه نبود چرا به فیلم های ضد صهیونیستی ایران اجازه حضور در جشنواره های سینمایی را نمی دهند؟
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: ساخت فیلم های سیاسی بر ضد ایران و یا اعطای جایزه به فیلم های ضد ایرانی نشانه های آشکار از آمیخته بودن سیاست و هنر در آمریکا و غرب است.
ایشان همچنین با اشاره به مطالب مطرح شده در این جلسه در خصوص رابطه علوم انسانی با هنر و سینما و لزوم تحول در علوم انسانی افزودند: علوم انسانی هوای تنفسی مجموعه های نخبه کشور است که هدایت جامعه را بر عهده دارند بنابراین آلوده یا پاک بودن این هوای تنفسی بسیار تعیین کننده است.
رهبر انقلاب اسلامی مشکل علوم انسانی غربی را پایه های معرفتی غلط آن دانستند و تأکید کردند: اصلاح در علوم انسانی و تحول در سینما و تلویزیون بدون اصلاح پایه های معرفتی علوم انسانی غربی امکانپذیر نیست و اصلاح این پایه ها نیز در گرو ارتباط موثر با حوزه های علمیه و علمای دین است.
حضرت آیت الله خامنه ای جریان های سینمایی علاقمند به دین و انقلاب را به پرهیز از کشیده شدن به حاشیه ها و مشغول شدن به اختلافهای بی نتیجه توصیه و خاطر نشان کردند: معتقدین به دین و انقلاب در عرصه سینما که ممکن است دارای سلایق مختلف باشند، باید همت و تلاش خود را معطوف کارهای اساسی و اصلی کنند.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، آقایان وحید جلیلی، نادر طالب‌زاده، حسن عباسی، مهدی نصیری، سید جمال عود سیمین، ابوالقاسم طالبی، فرج الله سلحشور، محمد صادق باطنی، ابراهیم فیاض، سعید قاسمی و مصطفی رضوانی از داوران و منتخبان جشنواره فیلم عمار نکات و محورهای زیر را مطرح کردند:
- ضرورت مردمی کردن هنر بویژه در بخش سینما از مرحله تولید تا نمایش و خارج کردن آن از فضای انحصاری
- تقویت و فعال سازی ظرفیت‌های مغفول هنری در راستای اهداف انقلاب اسلامی
- ضرورت بهره‌برداری از رسانه سینما برای انتقال بیان دغدغه‌های دینی و انقلابی 
- لزوم تقویت بنیان‌های اعتقادی فیلمسازان مذهبی برای مصون ماندن از آسیب‌ها
- ضرورت نقش قائل شدن برای سینما و رسانه در تنظیم سیاست‌ها و برنامه‌های کلان کشور
- پرهیز از نگاه تقلیل‌گرایانه در سطح فناوری به سینما و برنامه‌ریزی برای حرکت‌های رو به آینده 
- برنامه ریزی برای رویش نیروهای جوان و خط شکن در عرصه سینما

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 19:49 |


دل را زبي خودي سر از خود رميدن است
جان را هوا ي از قفس تن پريدن است


از بيم مرگ نيست كه سر داده ام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسيدن است

 

دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم
باري علاج شكر گريبان دريدن است

 

ادامه اشعار

 

شامم سيه تر است ز گيسوي سركشت
خورشيد من برآي كه وقت دميدن است

 

سوي تو اي خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است

 

بگرفت آب و رنگ ز فيض حضور تو
هر گل دراين چمن كه سزاوار ديدن است

 

با اهل درد شرح غم خود نمي كنم
تقدير قصه ي دل من ناشنيدن است

 

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا
روزي (امين) سزا لب حسرت گزيدن است

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 0:17 |


  

يكي از دلایل لزوم ولايت فيقه جلوگيري از بروز ديكتاتوري در حكومت است. مبناي دموكراسي در غرب مبتني بر يك ركن است. مردم. در اسلام مبناي دموكراسي مبتني بر دو ركن است: مردم و ولايت، يا به تعبيري امامت و امت. تجربه دموكراسي صرفاً مبتني بر مردم درغرب مدرن  نشان داده است كه دموكراسي صرفاً مبتني بر مردم تدريجاً‌ تبديل خواهد شد به ديكتاتوري سرمايه‌داري. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در هر كشوري، قدرتمند وجود دارد. سرمايه‌دارها، احزاب سياسي، رسانه‌ها و ... هر كدام به اندازه اي داراي قدرت‌اند. قدرت هم فسادآور است. چه تضميني وجود دارد كه اين قدرتمندان كه وجودشان دست ما هم نيست، از قدرتشان سوءاستفاده نكنند و عليه مردم آن را به كار نبندند؟ آيا نبايد يك «قدرت اميني» هم در رأس باشد تا اگر آنها خواستند ديكتاتوري كنند، جلويشان بايستند؟ مردم كه دستشان به جايي بند نيست كه بخواهند در مقابل اين ديكتاتوري‌ها بايستند. گاهي مردم خودشان هم متوجه نمي‌شوند كه چه بلايي بر سرشان مي‌آ‌يد. در ساختار دموكراسي در غرب جلوي ديكتاتوري ايستادن وظيفه اپوزيسيون است[1]. يعني فشارهاي اپوزيسيون مي‌تواند جلوي ديكتاتور شدن جريان حاكم را بگيرد. اما آيا عملاً اپوزيسيون توانسته است يا مي‌تواند جلوي ديكتاتوري‌هاي كلان را بگيرد؟ اپوزيسيون مي‌تواند جلوي ديكتاتوري‌هاي جزئي و موردي را بگيرد. عملاً در غرب مي‌بينيم كه اپوزيسيون نمي‌تواند جلوي ديكتاتوري‌هاي كلان را بگيرد، چون اساساً آن قدر قدرت ندارد. دموكراسي با اين ساختار عملاً تبديل شده به ديكتاتوري سرمايه‌داري. خود روشنفكران و نظريه‌پردازان در غرب به اين مسئله معتقدند كه دموكراسي‌هاي ما تبديل به اوليگارشي شده است. اين مسئله ناشي از همين خلاء است. خلاء وجود يك قدرت امين در رأس نكته‌اي كه در اينجا وجود دارد امين بودن ولي فقيه است. امين بودن به معناي همان تقواست، ولي فقيه مي‌بايست در آن حد از تقوا و صلاحيت اخلاقي باشد كه براي منافع شخصي گام برندارد. هوي نفس نداشته باشد.

 

اين مسئله برمي‌گردد به نوع نگاه به انسان در انديشه اسلام و در انديشه غرب. اگر ما انسان را موجودي ذاتاً منفعت‌طلب و خودخواه بدانيم- همانند كساني چون فوير باخ كه معتقد است انسان دو وجود دارد، اما به تدريج با زندگي اجتماعي حفظ آن وجود نيك‌طلب و نيك‌سرشت دشوار مي‌شود[2]، یا فروید که می گوید انسان حیوانی است غیر قابل اعتماد، و یا ماکیاولی، ماکس وبر و ... که غالباً انسان را موجودی خودخواه و غیر قابل اعتماد می دانند- ولايت فقيه به هيچ وجه قابل قبول نيست. مگر مي‌شود كسي همه قدرت را در دست داشته باشد و سوءاستفاده نكند؟ بله مي‌شود. اگر تقوا داشته باشد اگر به هوي نفس خود غلبه داشته باشد. بنابراين دموكراسي حقيقي زماني محقق مي‌شود كه قدرت اميني پاسدار منافع ملي باشد تا تدريجاً قدرتمندان جامعه بر مردم مسلط نشوند.

وجود دو ركن در مبناي دموكراسي اسلامي از بخشي از بيانات امام خميني در بهشت ‌زهرا در 12 فروردين 57 كاملاً مشهود است كه فرمود:

«مي‌گويد كه در يك مملكت كه دو تا دولت نمي‌شود. خب واضح است اين، يك مملكت دو تا دولت ندارد، لكن دولت غيرقانوني بايد برود. تو غيرقانوني هستي، دولتي كه ما مي‌گوييم دولتي است كه متكي به آ‌راء ملت است متكي به حكم خداست. تو بايد يا خدا را انكار كندي يا ملت را.»

همچنين در بيانات مقام معظم رهبري آمده است:

«راز ماندگاري، مصونيت و آسيب نا‌پذيري جمهوري اسلامي عبارت است از همين جمهوريت و اسلاميت.»[3]

  [1]  بنيادهاي علم سياست، عبدالرحمن عالم، نشر ني، ص356، نقش اپوزوسيون در دموكراسي

[2]  فطرت، شهيد مطهري، انتشارات صدرا

[3]  بيانات مقام معظم رهبري در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري دهم، 12/05/1388

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 0:11 |

amir-ghafeleh-poster_by_shiawallpapers

 

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 0:10 |

تصاویر منتشر نشده زیر يادآور روزهايي است كه سردار شهيد حسن شاطري در ديدار با مقام معظم رهبري، بوسه‎اي بر دستان ايشان زد و به يادگار و تبرك، چفيه‎اي ز دستان يار خود گرفت تا در سالهايي كه در غربت به سر مي‎برد، نشاني ماندگار از وطن و مقام معظم رهبری داشته باشد. گفتنی است سردار شاطری در مسیر دمشق به بیروت به منظور انجام کارهای ستاد بازسازی، به دست حامیان و مزدوران رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.

 





+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 0:8 |

هميشه نگران تبليغات پر خرج كانديداها هستم/ پول زياد براي تبليغات، افراد را وامدار مي كند/ اگر كسي براي خدا در تبليغاتش اسراف نكند، خدا به او كمك خواهد كرد

 

تجربه نشان داده هر آنجا كه گفتمان عمومي دولت هاي بعد از انقلاب در راستاي مباني اصيل انقلاب اسلامي و بازگشت به روح انقلاب بوده است،‌ خط خدمت و پيشرفت كشور تسريع شده و هر آنجا كه اختلافات داخلي، حواشي زائد و انحرافات از گفتمان انقلاب اسلامي بيشتر بوده است،‌ روند كارآمدي و خدمت رساني دولتها نيز تحت تاثير قرار گرفته و مردم هم نارضايتي خود را اعلام كرده اند.
با اين تفاسير، رجانيوز در سلسه گزارشهايي اقدام به انتشار معيارهاي رييس جمهور اصلح از منظر رهبر معظم انقلاب مي نمايد. معيارهايي كه مي تواند براي عموم مردم راهگشا و مفيد باشد تا بار ديگر به دور از دعواهاي روزمره سياسي و آزار دهنده، راه انتخاب رييس جمهوري در طراز پيچ تاريخي پيش رو توسط ملت راحت تر باشد.
در چهارمين سلسله از اين گزارش ها، بايد و نبايدهاي تبليغات انتخاباتي كانديداها مورد توجه است:

 
هميشه نگران تبليغات پر خرج كانديداها هستم/ پول زياد براي تبليغات، افراد را وامدار مي كند 
يكى از كارهايى كه بنده - چه در تبليغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياست جمهورى - هميشه نگران آن هستم، اين است. نه خودشان تبليغات پُرخرج كنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضى افراد ممكن است بگويند به ما ربطى ندارد؛ اين كار پُرخرج را ديگران مى‌كنند. شما بگوييد نكنند. خوشبختانه آن‌گونه كه اطّلاع پيدا كردم، ساعتهاى فراوانى براى نامزدها وقت گذاشته‌اند كه از طريق تلويزيون و راديو با مردم حرف بزنند. شايد سيزده، چهارده ساعت هر كدام از اين حضرات وقت دارند كه با مردم حرف بزنند. خيلى خوب؛ اين بهترين تبليغات است. راديو و تلويزيون همه‌جا وجود دارد؛ چه نيازى هست كه براى تبليغات گوناگونِ رنگينى كه بعضى جاها مى‌كنند، پول زيادى مصرف شود كه احياناً بعضى افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را كنند و مجبور باشند از كسانى بگيرند و خداى نكرده وامدار شوند؟
 
بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ی تهران‌. 28 ارديبهشت 80
 


 
 در مردم سالاري ديني نبايد تبليغات پرخرج صورت بگيرد
 
"در مردم‌سالارى دينى كارهاى رايج دنيا و اسرافها و تبليغات پر خرج مطلقا نبايد انجام گيرد. ما در همين سيستان و بلوچستان هزاران جوان را با استعدادهاى خوب و قابل رشد و قابل استفاده براى اداره‌ى كشور مشاهده مى‌كنيم كه اينها در يك‌جا معطّل و منتظر يك وسيله‌ى جزئى مانده‌اند براى اين‌كه بتوانند كار خود را دنبال كنند؛ آن‌گاه عدّه‌اى بيايند ميلياردها صرف تبليغات كنند براى اين‌كه نظر مردم را به سمت خود جلب نمايند؛ آن هم با روشهاى بعضاً غلط و بعضاً خلاف‌شرع، كه شنيده شد در بعضى از مناطق، نامزدهاى انتخابات با شعارهاى ضدّاسلامى و ضدنظام خواسته‌اند نظر مردم را جلب كنند! البته مردم با بى‌اعتنايى خود، پاسخ اينها را دادند؛ ليكن معلوم شد دستگاه نظارت بر اين امور، دستگاه دقيقى نبوده و به وظيفه‌ى خود عمل نكرده و درك و احساس مسؤوليت مردم از آن دستگاه، نظارت بيشتر بوده است و غالباً دست رد به سينه‌ى اينها زده‌اند."
 
13 اسفند 81 در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري
 


اگر كسي براي خدا در تبليغاتش اسراف نكند، خدا به او كمك خواهد كرد
 
"در این تبلیغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان می‌­کنم اگر کسی‌ برای‌ خدا از اسراف در تبلیغات و کارهای‌ ناباب اجتناب کرد، خدای‌ متعال به او کمک خواهد کرد و او را در مقصودی‌ که دارد، موفّق خواهد گرداند."
 
 بیانات در خطبه­های‌ نمازجمعه تهران- 29/11/1382
 
مخارج بيش از حد و اسراف گونه انجام نگيرد
 
"در تبلیغات انتخابات ... مراقبت شود که مخارج بیش از متعارف و زیادی و اسراف­گونه انجام نگیرد. ... مسئولان در هرجا که هستند، باید کاری کنند که این ارتباط و علقه با مردم و این پیوند و این اعتماد، حفظ شود."
 
بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران به مناسبت عید سعید غدیر- 06/02/1376

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 0:4 |


+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 23:59 |
حضرت ایت الله خامنه ای: این را به همه‌ی جوان‌های خوب و مؤمن بگویید.
 
 
بسمه‌تعالی 

 

 


 جوان عزیز

خدا را شکر کنید که شما را از دوران حاکمیت دین خود بهره‌مند ساخته و جوانی شما را در چنین دورانی قرار داده است. از این سرمایه‌ی عظیم یعنی جوانی برای خودسازیِ علمی و فکری و روحی و جسمی استفاده کنید و مگذارید حتی یک ساعت از این بهار زندگی به هدر رود و صرف غفلت و لهو شود
. 

اراده‌ی خود را تقویت کنید، با قرآن و عبادت و دعا و کتاب انس داشته باشید،‌ ورزش روحی و جسمی را هم فراموش نکنید و این را به همه‌ی جوان‌های خوب و مؤمن بگویید.  

 

 


 والسلام علیکم  
 سیدعلی خامنه‌ای
 
71/3/16
http://leader-khamenei.com/images/book/1.jpg
 
 
 
 
 
 

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 23:58 |

 آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده ان....تنهاي تنها

 

 

باور کن که دوستت دارماقا

 

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی ..... عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای.... به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم ...... دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم .... اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم! باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم......... به خدا خیلی دوستت دارم امام خامنه ای حاضرم بمیرم دررکابت

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ و ساعت 16:57 |
یکی از دغدغه های رهبران هر انقلابي ، عصر پس از بنیانگذار آن است . دشمنان هر انقلاب برای نابودي آن ، معمولاً دوران گذار از معمار اصلي انقلاب را نشانه می روند . رحلت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در چهاردهم جوزای سال 68 در شرایطی بسیار حساس اتفاق افتاد . تحلیل های دشمنان بر این بود که پایان عمر امام خمینی ، پايان كار انقلاب اسلامی را نيز رقم خواهد زد . آسوشیتدپرس بلافاصله پس از رحلت امام خمینی اعلام کرد : « با رفتن ( امام ) خمینی ، انقلاب اسلامی به پایان رسید . »

اما تدبیر دور انديشانه امام خمینی ( ره ) برای احیای نظریه ولایت فقیه و تثبیت آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، بر فرضیات دشمنان خط بطلان کشید . ساعاتی پس از رحلت امام خمینی ، علی رغم فقدان جانسوز این رهبر فرزانه ، مجلس خبرگان در حرکتی مدبرانه و به هنگام ، آیت الله خامنه ای را به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد . حضور میلیونی مردم ایران در مراسم تشییع پیکر مطهر امام خمینی (ره) و حمایت بی دریغ آنها از انتخاب مقام معظم رهبری ، با طرح شعارهایی مانند : « اطاعت از خامنه ای ، اطاعت از امام است » ، مهر تائیدی بر انتخاب بجا و شایسته مجلس خبرگان رهبري بود .

در نظام جمهوری اسلامی ، نقش رهبری ، كليدي و بنیادین است . او فردی آگاه به دین ، زمان شناس ، قاطع و با تقوا است که سیاستهای کلان نظام را براساس رهنمودهای اسلام تعیین می کند . به تعبیر آیت ا... خامنه ای : « رهبری یعنی آن نقطه ای که مشکلات لاينحل دولت به دست او حل می شود . او حقیقت را برای مردم روشن و توطئه های دشمن را بر ملا می کند ، به مردم امید می دهد و از تمامیت انقلاب در مقابل توطئه گران دفاع می كند . »

آیت الله خامنه ای در حوزه های علمیه ديني به بالندگي رسيد و به عنوان نویسنده ای متبحر و خطیبی توانا از آن پایگاه برخاست . از آغاز نهضت اسلامی ، یار و پیرو راستين امام خمینی بود . آيت ا... خامنه اي ، در رشته هاي مختلف علمي بويژه اسلام شناسي ، فقه و تاريخ اسلام متخصص است . چنانکه امام خمینی درباره ایشان فرمود : « جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری می شناسم که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت فقیه جداً جانبداری می کنید . در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی ، از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید . »

حضور ممتد و مستمر آیت ا... خامنه ای در پست های کلیدی و اجرایی نظام ، موجب شد كه وی با مسائل داخلی و بین المللی به خوبي آشنا شود . او همواره ارتباطی صمیمانه با مردم داشته است و در طول هشت سال جنگ تحميلي صدام عليه ايران ، به طور مرتب در کنار رزمندگان اسلام حضور می یافت . 
یک بررسی کوتاه از مديريت آيت ا.. خامنه اي ، نشان می دهد که در طول دو دهه گذشته ، سکاندار کشتی انقلاب اسلامی ، علی رغم توفانهای تند سیاسی در منطقه و جهان ، انقلاب را به سلامت به ساحل نجات رهنمون کرده است . اکنون هوشیاری ، توانمندی و درایت رهبر معظم انقلاب در استمرار راه امام خمینی و ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در جهان بر کسی پوشیده نیست .

شناخت دقیق دشمنان و مواضع و تکتیکهای آنها در سالهای پس از انقلاب ، به ویژه هوشیاری درمقابل جریانات داخلي وابسته به بيگانگان و نيز قدرتهای استکباری، از ویژگیهای برجسته رهبری انقلاب است . آيت ا... خامنه اي در شرایطی رهبری انقلاب را در دست گرفت که ايران دوران جنگ را پشت سر گذاشته بود و نیاز به پلان گذاری ، تلاش ، تخصص و سرمایه گذاري داشت . در این موقعیت ، جریاناتی با نظرها و دیدگاههای فكري مختلف ، در صحنه سياسي ايران حضور یافتند . اما رهبری ، بروز اندیشه های متفاوت را لازمه یک انقلاب فکری اصیل و حاصل آزادی اندیشه در انقلاب اسلامی دانست . او با هدایت افکار عمومی در مجرای اصلی انقلاب و تفکیک اصلاحات مورد نظر امریکا از اصلاحات اصيل و انقلابی ، نوعی ثبات فکری را به جامعه ايران باز کرد . به طور مسلم ، تدبير رهبري مانع از آن شد كه برخي اختلافات داخلی بین جناحهای متفاوت ، به اصل انقلاب آسیب برساند . در دولتهايي كه توسط افراد مختلف روي كار آمده ، رهبري همواره خود را موظف به حمایت از دولت و دفاع از قانون دانسته و درعین حال، به مسئولان درباره آفتها و تهدیدهای نظام هشدار جدی داده است . توجه به عدالت اجتماعی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، حفظ سرمایه های ملی، توجه به فرهنگ و سنتهاي اصيل، و تلاش براي انکشاف علوم و تکنولوژی، از اموری است که رهبری انقلاب به آن اهتمام خاص داشته است .

در طول دو دهه گذشته، شرایط منطقه پيرامون ايران و نيز تحولات جهان ، پیچیده و حساس بوده است . با حمله رژيم صدام به کویت و اشغال این کشور ، ائتلاف جهانی به رهبری امریکا برای حمله به عراق شكل گرفت و نیروهای اشغالگر غربی در منطقه حضور يافتند . در آن شرايط دشوار ، رهبری انقلاب اسلامي با هوشیاری ، ضمن حمایت از مردم مظلوم عراق ، جمهوری اسلامی ايران را از گرفتار شدن در دام جنگي ويرانگر رهانيد .

آیت ا... خامنه ای ، از نظر شيوه زندگي ، فردی ساده زیست ، مردمی و متواضع است . شخصیت او با قاطعیت و تقوا همراه است . ایشان نیز چون امام خمینی ، همواره از استقلال کشور در برابر بیگانگان دفاع مي كند و لحظه ای از مبارزه با قدرتهای سلطه طلب و توطئه گر غافل نمي ماند . چرا که انقلاب اسلامی تا وقتی زنده و پايدار است که بیرق عدالتخواهی را در جهان برافراشته نگه دارد و از حقوق ملتهای ستمدیده ، ازجمله ملت هاي مظلوم لبنان ، فلسطین ، عراق و ديگران ، پشتیبانی کند . آیت ا... خامنه ای ضمن وفاداری به آرمانهای امام خمینی ، هم اینک به عنوان رهبري مصمم و قاطع ، مطرح است که توانسته هیمنه و قدرت پوشالي ابرقدرتها را درهم بشکند و امت اسلام را به اتحاد و یکپارچگی و دفاع از منافع جهان اسلام دعوت كند .

پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت فجایع غزه ، موجی از احساسات مردمی را در ميان مسلمانان علیه صهیونیست ها برانگیخت . ایشان در این پیام ، نیروی مقاومت حماس را به استقامت و یاری گرفتن از خدا دعوت کرد و ضمن محکوم کردن همدستی دولت جنایتکار بوش با صهیونیست ها ، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای بين المللي و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز جنایات رژيم صهيونيستي در غزه خواند . رهبر انقلاب اسلامی از ملتهای مسلمان خواست که به هر طریق ممكن به یاری مردم غزه بشتابند . سید حسن نصرا... ، سرمنشی حزب ا... لبنان می گوید : « آیت ا... خامنه ای رهبری بزرگ است که به قدرت و اراده و عزم ملتهای منطقه اعتماد دارد و شکست اشغالگران و پیروزی مقاومت را پیش بینی کرده بود . »

سال گذشته ولاديمير پوتين ، صدراعظم فعلي و رئيس جمهوري سابق روسيه ، پس از ديدار با آيت ا.. خامنه اي در تهران ، تحت تاثير شخصيت ايشان قرار گرفت و اظهار داشت : " حكيم بزرگي در ايران نشسته است كه به ذهن من خطور نمي كرد تا بدين حد همه جانبه نگر باشد . او حكيم و دانشمندي است كه بر تصميم گيري ها و تنظيم سياستهاي ايران ، نظارت دارد . با وجود درايت و تيزهوشي رهبري ايران ، هيچ خطري متوجه ايران نمي شود . "

مؤسسه كارنگي ، در گزارشی به نقش آیت ا... خامنه ای در قدرت و ثبات ایران اشاره می کند و می نویسد : « شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که نسبت به مسائل جاری جهان به اندازه آیت ا... خامنه ای اهمیت دهد ، اما همزمان تا این حد برای جهانیان ناشناخته باشد . آیت ا... خامنه ای به این دلیل به مقام رهبری انتخاب شد که به آرمانهای انقلابی و آموزه های آیت ا... خمینی وفادار بود . لذا هر طرحی که امریکائیان برای ایران طراحی کنند ، محکوم به شکست است . آیت ا... خامنه ای هرگز توافقی را که متضمن عقب نشینی یا پذیرش شکست باشد ، نخواهد پذیرفت . او باید متقاعد شود که ایالات متحده آماده است مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد . امریکا باید به گونه ای رفتار کند که آیت ا... خامنه ای یقین پیدا کند قصر سفید در پی تغییر رفتار خود است ، نه تغییر رژیم ایران . »

بنابراین ، بررسی عملکرد آیت ا... خامنه ای پس از دو دهه ، نشان می دهد که ایشان علی رغم تنوع و پیچیدگی توطئه های دشمنان انقلاب ، در ادامه راه امام خمینی و افزايش توانمندي و کارآمدي نظام جمهوری اسلامی ، موفق بوده است . او امروز ، رهبري وزین و هوشيار برای نظام اسلامی و تکیه گاهی امین و صادق برای توده هاي مردم بشمار می رود .

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ و ساعت 19:31 |
سيدحسن نصرالله دبيركل حزب‌الله لبنان روزدوشنبه (6 ژوئن) در سخنان خود در همايش «نوآوري و اجتهاد از ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي» كه سخنانش به طور مستقيم از شبكه خبري العالم و المنار پخش شد، اعلام كرد: براي من افتخاري است كه افتتاح كننده كنفرانس شما باشم، كنفرانسي كه در نوع خود اقدامي بسيار بااهميت تلقي مي‌شود، چرا كه اين اولين بار است كه كنفرانسي فكري‌ - ‌علمي خارج از ايران برگزار مي‌شود تا به بررسي انديشه‌ها ، افكار و شخصيت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مدّ ظله از تمام ابعاد بپردازد؛ همان‎گونه كه بايد از تمام برگزار كنندگان اين كنفرانس و تمام حاضران و شركت‌كنندگان در اين جلسه و جلسات بعدي تشكر كنم./بازنشرفداییان رهبر


* آشنايي با رهبر انقلاب

سيدحسن نصرالله افزود: آشنايي نزديك من با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به سال 1986 بازمي‌گردد كه در آن سال فرصت ديدارهاي بسياري با ايشان به من دست داد تا بيش از پيش با افكار، انديشه‌ها، اصول، مبادي فكري و شيوه‌هاي تحليل و بررسي حوادث و جريانات امور توسط ايشان جهت راهبري امور و رهبري جامعه و اتخاذ تصميمات در شرايط حساس آشنا شوم و اين جداي از خصوصيات و ويژگي‌هاي اخلاقي متمايزي است كه ايشان از آن بهره مي‌برند.

* تمجيد از شخصيت رهبري

دبيركل حزب‎الله لبنان تصريح كرد: با توجه به شناختي كه از آيت‎الله العظمي خامنه‌اي در دست دارم و پس از مطالعه و بررسي بسياري از مدارك و شواهد مي‌توان گفت، ما در خدمت امام بزرگواري قرار داريم كه در رهبري، تقوا، پرهيزكاري و اجتهاد بي‌نظيري است ما در خدمت امامي هستيم كه داراي ديدگاهي جامع، عميق و مستحكم و استوار بر اصول و مبادي‎اي از قبيل "اصول و مباني فكري "؛ "شناخت نيازها و مشكلات "؛ "شناخت امكانات موجود " و "آشنايي با راهبردهاي مناسب و همخوان با آن اصول و مبادي " است و به همين دليل است كه ملاحظه مي‌كنيم به راحتي ايشان بر روند جاري در امور آگاهي و اطلاع دارند و با عمق و بينش عميق آنها را به راحتي ارزيابي مي‌كنند و بي‌شك اين ارزيابي دقيق و عميق نشأت يافته از همين ديدگاه جامع و شامل است و به خاطر همين ديدگاه است كه با وجود حوادث و جريان‌هاي مختلف و متفاوت، درباره هريك ديدگاه كارشناسانه خود را همچون يك صاحب‎نظر نكته‎سنج و دقيق بيان مي‌كنند.

* امام خامنه‌اي حتي در ايران هم مظلوم و ناشناخته هستند

وي اظهار داشت: ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنايي از اين حيث ملاحظه مي‌كنيم و مي‌بينيم كه بسياري در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهي و شناختي جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به‎جرأت مي‌توانيم بگوييم كه ايشان ميان امت اسلام و حتي در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتي ايشان در مهمترين بعد شخصيتي‌شان كه همان بعد سياسي و رهبري است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتي است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوي ديگر دوستان آن‎گونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند و اين مسئوليت ماست كه اين امت را با اين شخصيت بزرگ و عظيم آشنا كنيم تا از آن بهره‌هاي لازم و شايسته را ببرند و از بركات وجودي چنين رهبري و چنين ولي فقيه و انديشمند و متفكري براي حال و آينده و دنيا و آخرت خود مستفيض شوند، به‎ويژه آن‎كه جهان اسلام از قرن‌ها پيش با چالش‌هاي بزرگ و مهمي مواجه است و اين وظيفه و مسئوليت اين كنفرانس است كه ابعاد ناشناخته آن امام فرزانه را بر مسلمانان تبيين و آشكار كنند.

* پيش‌بيني‌هاي درست امام خامنه‌اي

نصرالله گفت: آيت الله خامنه‌اي همواره از اصل پيروزي مقاومت سخن مي‌گفتند و هميشه مي‌گفتند كه‌ بر اساس ايمان و اعتقادتشان از اين اصل سخن مي‌گويند. ايشان پس از سال 1996 نيز مي‌گفتند كه رژيم صهيونيستي در وضعيت مناسبي نيست و توان پيشروي و ادامه اشغال لبنان را مجددا ندارد.


به گفته نصرالله، رهبري انقلاب «تاكيد مي‌كردند كه اسرائيل در وضعيت سردرگمي در لبنان به سرمي‌برد، نه توان عقب نشيني دارد نه توان ماندن نه توان پيشروي؛ بايد اندكي صبر پيشه كنيد و منتظر گذشت امور باشيد و بدانيد تصميم‌گيري‌هاي رژيم صهيونيستي وابسته و مرهون اقدامات مقاومت است. اواخر سال 1999 انتخابات نخست وزيري در رژيم صهيونيستي برگزار شد و ديديم كه باراك چگونه با شكست دادن نتانياهو در انتخابات به نخست وزيري اين رژيم رسيد و تصميم گرفت در ژوئيه از لبنان عقب نشيني كند. فضاي حاكم بر لبنان و سوريه به گونه‌اي بود كه كسي تصور نمي‌كرد، اين گفته باراك حقيقت داشته باشد، بعد از مدتي ديديم كه باراك تلاش كرد، در برابر عقب نشيني از لبنان بر امتيازات يا ضمانت‌هايي امنيتي از دولت لبنان يا سوريه دست يابد. باور همه ما در اين خصوص بر اين بود كه اگر اين ضمانت‌ها به رژيم صهيونيستي داده نشود، اين رژيم از جنوب لبنان عقب نشيني نخواهد كرد و مقاومت بايد در انديشه راهبردهاي ديگر باشد، اما در ديداري كه با آيت الله خامنه‌اي داشتيم و ديدگاه‌هاي خود را به ايشان عرضه كرديم، ايشان نظر ديگري داشتند و به ما تاكيد كردند كه پيروزي شما در لبنان بسيار نزديك است آنقدر نزديك كه خودتان هم تصورش را نمي‌توانيد بكنيد. اين سخنان آيت الله خامنه‌اي بر خلاف تمام تحليل‌ها و اطلاعات ارائه شده از فضاي حاكم بر جنوب لبنان بود و هيچ‌ نشانه‌اي دال بر عقب نشيني رژيم صهيونيستي يا آمادگي اين رژيم براي اين عقب نشيني وجود نداشت؛ اما ايشان به برادران حزب الله تاكيد كردند كه خود را براي موفقيتي بزرگ آماده كنند و بهتر است موضع‌گيري و سخنراني‌ها و اظهار نظرهاي سياسي‌تان اين گونه و آن گونه باشد، پس از آن عقب نشيني رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان روي داد و اين براي ما غافلگير كننده نبود، چون خود را براي چنين عقب نشيني و پيروزي آماده كرده بوديم.

دبيركل حزب الله لبنان در ادامه اظهارات خود گفت: در جنگ تموز [33 روزه] كه از حيث همراهي جهاني و بين المللي جنگي جهاني و از حيث حمايت و پشتيباني تمام كشورهاي عربي حامي رژيم صهيونيستي بودند و هدف آن از بين بردن مقاومت در لبنان بود و همه ميزان سنگدلي و خشونت بكار رفته توسط رژيم صهيونيستي عليه حزب الله را مشاهده كردند و ديدند چگونه يك رژيم سرتاپا مسلح يك مقاومت بي‌دفاع را به شديدترين وجه سركوب كرد و آماج حملات وحشيانه خود قرار داد، بگونه‌اي كه سخن گفتن از پيروزي مقاومت در اين شرايط موضوع بسيار سخت و غير ممكني مي‌نمود.

* پيام شفاهي رهبري براي نصرالله درباره جنگ 33 روزه

نصرالله افزود: در اين شرايط يكي از دوستان پيامي شفاهي از آيت الله خامنه‌اي براي من آورد كه ايشان در آن گفته بودند، جنگ شما با رژيم صهيونيستي بي‌شباهت به جنگ احزاب نيست كه طي آن تمام قبايل عليه پيامبر به جنگ برخاسته بودند اما سرانجامشان ناكامي و شكست بود، شما نيز بر خدا توكل كنيد و بدانيد بي‌شك شما پيروز اين ميدان خواهيد بود و پس از اين پيروزي بزرگي و قدرت بسيار خواهيد يافت و هيچ كس در آن زمان باور نمي‌كرد، اين گفته آيت الله خامنه‌اي به حقيقت بپيوندد، اما ديديم كه چگونه حزب الله در اين جنگ پيروز شد.

11* سپتامبر و پيش‌بيني امام خامنه‌اي

دبير كل حزب‌الله لبنان گفت: پس از حوادث 11سپتامبر همه ديدند كه آمريكا چگونه به خصومت به جهان اسلام پرداخت به سوي منطقه خاورميانه لشگركشي كرد.

نصرالله گفت: آمريكا به گونه‌اي لشكر كشيد كه همه بر اين باور بودند كه منطقه وارد عصر آمريكايي خود شده است و از اين پس، ملتهاي منطقه بايد شاهد سيطره و حاكميت آمريكا بر خاورميانه باشند و خود را براي يكصد يا دويست سال حاكميت آمريكا در منطقه و جنگ‌هاي جديدش كه آن را به جنگ‌هاي صليبي تشبيه كرده بودند، آماده مي‌كردند.

سيد حسن نصرالله گفت: در آن زمان من سفري به ايران داشتم و طي اين سفر به ديدار آيت الله خامنه‌اي رفتم و نظر ايشان را درباره حوادث منطقه‌اي و ورود آمريكا به آن جويا شدم، در آن زمان اوضاع به قدري بحراني بود كه برخي از مسئولان و مقامات ايراني نزد آن حضرت مي‌آمدند و با ايشان درباره برقراري رابطه با آمريكا مشورت مي‌كردند و مي‌گفتند، بايد به دنبال سازش و آشتي با آمريكا باشيم؛ در حالي كه ايشان با توجه به ديدگاه استراتژيك‌شان اين خواسته‌ها را رد و تاكيد مي‌كردند،‌ اوضاع آنگونه كه ملاحظه مي‌كنيد بر وفق مراد آمريكايي‌ها نيست؛ نگران نباشيد آمريكا هم اكنون به اوج خود رسيده و از هم اكنون به بعد بايد در انتظار فرود و افول اين كشور و بويژه ناكامي طرح‌هايش در منطقه باشيم و بايد بر اين پايه و ديدگاه با موضع‌گيري‌ها و سياست‌هاي آمريكا در منطقه برخورد كنيد و تعامل داشته باشيد.

دبيركل حزب الله لبنان افزود: امام خامنه‌اي تاكيد كردند كه اين سخنانشان بر پايه‌ داده‌هاي صحيح و درست است و بدانيد آمريكا پس از اين كه نتوانست از منافع خود در منطقه حمايت كند،‌ اقدام به اشغال عراق و افغانستان خواهد كرد و با تمام نيروي نظامي خود به منطقه لشگر كشي خواهد كرد كه اين دليل بر ضعف و ناتواني اين كشور است نه اقتدار و توانمنديش و نتيجه‌گيري‌هاي اين گونه‌اي كه صورت مي‌گيرد، ناشي از جهل و ناداني ملل منطقه از يك سو و حاكمان آنها از سوي ديگر است.

سيدحسن نصرالله افزود: من مي‌توانم به جرات به شما بگويم طي سال گذشته جهان اسلام و عرب سال بسيار سختي را سپري كرد، چرا كه جهان غرب به سركردگي آمريكا از تمام توان خود براي سركوب ملل منطقه استفاده كرد و با تمام سلاح‌هايش به آن لشگر كشي كرد، تا رژيم‌هاي مورد نظر خود را حمايت و مخالفان را سركوب كنند‌ اما آيت‌الله‌خامنه‌اي با درايت و شجاعت و دور انديشي و حكمت خود در سخت‌ترين لحظات راهبر اين مبارزه بودند و با فرمايشات خود هدايتگر ملل منطقه بودند و اين درحالي است كه هنوز بسياري از ابعاد اين جنگ برملا نشده و كسي از آن آگاه نيست.

* پيش‌بيني امام خامنه‌اي درباره رژيم صهيونيستي

دبيركل حزب الله لبنان گفت: آيت الله خامنه‌اي اعتقاد دارند كه رژيم صهيونيستي رو به زوال و فروپاشي است و معتقدند، اين سقوط چندان به طول نخواهد انجاميد و بزودي شاهد فروپاشي رژيم صهيونيستي خواهيم بود و معتقد است، سازش و صلح با رژيم صهيونيستي به جايي نخواهد رسيد و آنچه در فلسطين و مناطق اطراف ما روي مي‌دهد، بر اين نكته تاكيد دارد كه ملت مقاوم فلسطين همچنان خط مشي مقاومت و ايستادگي در برابر رژيم صهيونيستي و عدم سازش با اين رژيم را ادامه مي‌دهد و نسل كنوني و جوانان امروز ثابت مي‌كنند كه همچنان به بازگشت به سرزمين خود اميدوارند و خواستار بازگشت به ميهن خود هستند و هنگامي كه سخنان آيت الله خامنه‌اي درباره اسرائيل را با شرايط حاكم بر منطقه مقايسه مي‌كنيم و آن را با موفقيت‌هاي مقاومت در جنگ تموز [33 روزه] و جنگ غزه ارزيابي مي‌كنيم ملاحظه مي‌كنيم كه فروپاشي و سقوط رژيم صهيونيستي امر دور از دسترسي نيست و ان شاء الله بزودي محقق خواهد شد.

* تظاهرات آوارگان فلسطيني در مرزهاي فلسطين اشغالي ادامه راه امام خميني است

دبيركل حزب الله لبنان در پايان سخنانش تاكيد كرد، امروز درحالي اين كنفرانس را افتتاح مي‌كنيم كه بايد در برابر فلسطينياني كه در مرزهاي جولان دست به تظاهرات زدند و آشكارا پيام خود را مبني بر ادامه مقاومت و مبارزه با رژيم صهيونيستي و عزم موجود در ميان امت اسلام در اين باره به گوش صهيونيست‌ها رساندند، سر احترام و تعظيم فرود بياوريم و از آنها تقدير و تشكر كنيم كه بار ديگر اهداف آمريكا در منطقه را برملا نمودند كه مهمترين آن در مصادره انقلاب‌هاي عربي نمود پيدا مي‌كند.

سيدحسن نصرالله با اشاره به حمله ديروز رژيم صهيونيستي به تظاهرات‌كنندگان فلسطيني در جولان اشغالي و كرانه باختري گفت: بي‌شك بر زمين ريخته شدن خون جوانان فلسطيني بار ديگر بر اين امر تاكيد كرد كه آمريكا كشوري كه خود را مدافع حقوق بشر و آزادي معرفي مي‌كند، حامي و پشتيبان مطلق رژيم صهيونيستي است و اين خون‌هاي پاك بر زمين ريخته شدند تا ادامه دهنده بيداري و آگاهي سياسي و تاريخي باشند كه امام خميني (ره) آغازگر آن بود و توسط جانشين بر حقش آيت الله خامنه‌اي ادامه مي‌يابد.

* مـذاكـرات سـازش؛

طرفداران مذاكرات سازش پس از 20 سال به ديدگاه امام خامنه‌اي رسيدند

نصرالله با اشاره به مذاكرات سازش گفت: هنگام كنفرانس مادريد در سال 1990 و در آن مرحله كه رهآورد آن تغيير بسياري از معادلات بين المللي و منطقه‌اي بود، دولت آمريكا اعلام كرد كه گفت‌وگوهاي سازش را به مرحله موفقي سوق داده و موفق شده با امضاي موافقتنامه "اسلو " گام بسيار مهمي در راه حل اختلافات فلسطيني‌-‌صهيونيستي بردارد و همه تقريبا بر اين باور بودند كه راه حلي نهايي براي اين اختلافات يافته شده و اعراب در آستانه سازش و صلحي نهايي هستند.


نصرالله افزود: آيت‌الله خامنه‌اي در آن آن زمان ديدگاه كاملا متفاوتي به اين موافقتنامه داشته و تاكيد كردند، اين كنفرانس و موافقتنامه راه به جايي نخواهد برد و آمريكا نمي‌تواند نظرات و ديدگاه‌هاي خود را بر رژيم صهيونيستي تحميل كنند و اكنون پس از گذشت 20 سال مشاهده مي‌كنيم كه طرف‌هاي شركت كننده در مذاكرات و برخي شخصيت‌هاي حاضر در كنفرانس مادريد در به بن بست رسيدن اين توافقنامه به ديدگاه و نظر آيت‌الله خامنه‌اي در بيست سال پيش رسيده‌اند و پس از 20 سال از ناكامي و سرگرداني و گمراهي خود در اين مذاكرات سخن مي‌گويند.

دبيركل حزب الله لبنان افزود: در سال 1996 همه آنچه در مذاكرات ميان سوريه و رژيم صهيونيستي روي داد را به ياد مي‌آورند و آنچه از به اصطلاح وديعه و سپرده "اسحاق رابين " و آمادگي‌اش براي عقب نشيني از خط چهارم ژوئن 1967 يا از بلندي‌هاي جولان تا خط 4 ژوئن را به ياد مي‌آوردند و همه به ياد مي‌آورند كه پس از اين وعده‌ها همه از پايان يافتن مشكلات و درگيري‌هاي موجود با اسرائيل سخن مي‌گفتند و كساني بودند كه نزد ما آمدند و گفتند، ديگر نيازي به از خودگذشتگي، فداكاري و تكيه بر مقاومت نيست و ديگر مقاومت و ايستادگي را به حال خود رها كنيد، چون تمام مسائل در حال حل شدن است و از اين پس بايد تمام توجه خود را بر سازش و صلح متمركز كنيم و از ما خواستند، از اين پس مسائل و امور خود را بر پايه سازش و صلح حل و فصل كنيم اما ملاحظه كرديم، امام خامنه‌اي در آن زمان گفتند، آنگونه كه مي‌گويند، امور بر اين روند پيش نخواهد رفت و اطمينان دارم، پيمان صلحي ميان سوريه و اسرائيل و سرانجام لبنان و اسرائيل منعقد نخواهد شد و من به شما توصيه مي‌كنم مقاومت به همان راه و خط مشي سابق خود ادامه دهد تا به پيروزي برسد و خود را به اين سخنان، فرضيه‌ها و احتمالات مشغول نكنيد مطمئن باشيد رابين نخواهد توانست به گفته‌هاي خود عمل كند، كه ملاحظه كرديم، پس از بازگشت به رژيم صهيونيستي و در يك سخنراني چگونه بدست يك صهيونيست افراطي ترور شد و به قتل رسيد و تمام آن وعده و وعيدها به فراموشي سپرده شد.

سيدحسن نصرالله تصريح كرد، در شرايطي كه دو جنبش حماس و جهاد اسلامي در معرض حملات شديد و كوبنده‌اي قرار داشتند بگونه‌اي كه برخي مي‌گفتند كه اين دو جنبش و مقاومت فلسطيني ديگر نخواهد توانست ديگر به پاي خود بايستند و به مقاومت ادامه دهند، ديديم كه چگونه عمليات‌هاي شهادت طلبانه‌ در قدس و تل‌آويو انجام دادند و با اين عمليات‌ها چگونه لرزه برجان رژيم صهيونيستي انداخت، پس از آن شاهد بروز بحران جنوب لبنان و پس از آن برگزاري كنفرانس شرم الشيخ بوديم كه در آن تمام رهبران جهان حضور يافتند تا به دفاع از رژيم صهيونيستي و آن چيزي بپردازند كه تروريسم ناميده شد و در اقدامات شهادت طلبانه حماس و جهاد اسلامي و حزب الله خلاصه گرديد و تهديدات بسياري به سوي اين جنبش‌ها صورت گرفت و تصميماتي براي محاصره اين جنبش‌هاي به اصطلاح آنها تروريستي اتخاذ شد، سپس شاهد جنگ خوشه‌هاي خشم در آوريل 1996 بوديم كه پس از آن موجب روي كار آمدن بينامين نتانياهو بوديم و ديديم كه همه چيز به نقطه اول بازگشت.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ و ساعت 19:29 |
در حالي که آمريکا بزرگترين و ثروتمندترين کشور جهان محسوب مي‌شود، رسما بدهکارترين کشور جهان نيزهست. ميزان بدهي‌هاي آمريکا که روزانه افزایش می یابد به وضعيت بغرنجي رسيده است. متن زیر گزارشی از وضعیت بدهی های دولت آمریکاست.

به گزارش فداییان رهبربه نقل از ديدبان،

مقام معظم رهبري در مورد وضعيت اقتصادي آمريکا می فرمایند: "ادعا ميكنند كه ثروتمندترين ملت دنيا و دولت دنيا هستند - البته كشور آمريكا كشور ثروتمندى است؛ امكانات طبيعى، زيرزمينى، روى زمينى، همه چيز دارد - اما اينها كار ملت آمريكا را به جائى رسانده‌اند كه امروز مقروض‌ترين دولت دنيا آمريكاست؛ قروض او، بدهكارى‌هاى او به اندازه‌ى توليد ناخالص ملى اوست! براى يك كشور، از اين بدتر و بالاتر، فضاحتى نيست."[1]

ايالات متحده آمريکا را ثروتمندترين کشور جهان مي‌دانند. اين نه تنها يک تصور عاميانه و عمومي بلکه يک تبليغات آماري پردامنه در عرصه بين المللي نيز هست. صندوق بين المللي پول نيز رسما بر اساس ميزان توليد ناخالص داخلي اقتصاد آمريکا را ثروتمندترين اقتصاد دنيا معرفي مي‌کند.


جدول بزرگترین اقتصادهای دنیا[2]

میزان بدهی های دولت آمریکا

ميزان بدهي دولت آمريکا در حال حاضر مطابق آخرين آمارهاي بانک مرکزي آمريکا (فدرال ريزرو)،بيش از 16251 ميليارد دلار است.(چون اين عدد به صورت روزانه در حال افزايش است و روزانه تقريبا سه ميليارد دلار بر آن افزوده مي‌شود نمي‌توان عدد دقيق حال حاضر آن را بيان کرد.)

درک اين عدد بزرگ مشکل است از اين رو به بيان ساده‌تر مي‌توان گفت که اگر جمعيت آمريکا را مطابق برآوردهاي رسمي موجود حدود 313 ميليون نفر در نظر بگيريم و عدد دقيق بدهي آمريکا را بر آن تقسيم کنيم به هر آمريکايي حدود 51هزار دلار بدهي مي‌رسد.

منظور از قروض دولت آمريکا يا بدهي‌هاي اين دولت ميزان کل پولي است که دولت بدهکار است. اين ميزان در طول 70 سال گذشته در حال افزايش بوده است.

با مراجعه به این سايت مي‌توانيد به صورت لحظه‌اي ميزان بدهي‌هاي رو به افزايش و ميزان درآمدهايي که بدهي‌ها را کاهش مي‌دهد و فزوني ميزان بدهي بر درآمد را مشاهده کنيد.

جدول زير ميزان اين بدهي را بدون در نظر گرفتن تورم نشان مي‌دهد

همانگونه که در جدول فوق ماهده می شود از سال 2000 تا کنون نرخ رشد سالانه بدهکاری های دولت آمریکا نسبت به قبل از آن بسیار بالا رفته است.

بدهی های آمریکا با در نظر گفتن تورم

اما اگر تورم را نيز در نظر بگيريم شکل بدهي‌هاي خارجي آمريکا کاملا متفاوت مي‌شود:

با نظر گرفتن تورم نیز بدهکاری دولت آمریکا از سال 2002 به بعد رشد زیادی داشته است.

میزان بدهی های آمریکا نسبت به تولید ناخالص ملی

شايان توجه است که ميزان بدهي‌هاي آمريکا نسبت به GDP اين کشور صرفا در سالهاي جنگ جهاني دوم ازاوضاع کنونی بدهی های دولت آمریکا بدتر بوده است و حتي در زمان جنگ جهاني اول و يا دوره جنگهاي داخلي آمريکا نيز اوضاع بدهي‌هاي اين کشور به وخامت امروز نبوده است.

میزان بدهکاری آمریکا نسبت به تولید ناخالص ملی[3]

طلبکاران دولت آمریکا

اما آمريکايي‌ها به چه کساني بدهکارند؟ جدول زير طلبکاران دولت آمريکا را نشان مي‌دهد:

"اگر بخواهيد آخرين آمارهاي بدهکاري دولت آمريکا به کشورها ونهادهاي مختلف را مشاهده کنيد بايد به این لينکبرويد".

اين آمارها نشان مي‌دهد که چين، ژاپن و کشورهاي صادر کننده نفت اصلي‌ترين طلبکاران آمريکا هستند. مطابق آمارهاي آگوست 2012 چين به تنهايي بيش از 1153 ميليارد دلار و ژاپن بيش از 1121 ميليارد دلار از دولت آمريکا طلبکارند.

منابع برای اطلاع بیشتر و به روز از بدهی های آمریکا

منابع زیر برای کسب اطلاع دقیق و به روز از بدهی های آمریکا پیشنهاد می شود:

1- سايت رسمي اداره بدهي‌هاي عمومي که بخشي از وزارت خزانه‌داري ايالات متحده آمريکا مي‌باشد.

2- اين سايت دريک صفحه خاص امکان ديدن روزانه ميزان بدهي‌هاي دولت آمريکا را فراهم آورده است.

3- برخي افراد نگران و خوش ذوق آمريکايي براي ميزان قروض دولت آمريکا يک ساعت درست‌کرده اند.

4- ساعت‌هاي پيچيده‌تري نیز طراحی شده است که ميزان بدهي‌هاي آمريکا را با جزئيات بيشتر و لحظه به لحظه ارائه مي‌کند.


جمع بندی

آمارها و منابع فوق به خوبی نشان دهنده وضعیت اقتصادی آمریکا می باشد. رشد شدید بدهی های دولت آمریکا می تواند این دولت را در آینده دچار مشکلات شدید خواهد کرد اما سئوال اینجاست که این دولت تا کنون چه برنامه ای برای کاستن از این بدهی ها داشته است و اگر تا کنون برنامه ای وجود داشته است چرا موفق نبوده است؟

در این شرایط تحریم ها برای دولت آمریکا که نیاز به کسب در آمد بالا دارد بسیار مضر بوده و در به افزایش بیشتر بدهی های منتهی خواهد شد.


[1] http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=10113

[2] http://www.graphs.net/201206/worlds-largest-e

[3] http://www.gao.gov/special.pubs/longterm/debt

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 2:13 |

حجاب در اسلام بدون شک فلسفه مشخص و روشنی دارد که از زوایای مختلف اجتماعی، خانوادگی و تربیتی قابل بررسی است.

حجاب از نظر امام خامنه ای


- آرامش اجتماع
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت بی بند و بار، هیجانها و التهاب های جنسی را افزایش می دهد و میل جنسی را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد. غریزه جنسی غریزه ای نیرومند، عمیق و "آتش صفت" است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ورتر می شود.

به هر حال اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است، روایات زیادی درباره خطرناک بودن نگاه به نامحرم، خطرناک بودن خلوت با زن و بالاخره خطرناک بودن غریزه ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می دهد وارد شده است.

اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه، هم برای زنان و هم برای مردان تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است.

خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بورزند، نباید به یکدیگر به قصد لذت بردن نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند، به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند.

روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همان طور که بشر اعم از زن و مرد از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است.

چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکس است که بوسیله جراید، مجلات، سینما، تئاتر، محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود. اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچی، هم چنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی.

- استحکام پیوند خانوادگی

شکی نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانبار است و باید با آن مبارزه کرد.

اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود.

فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر، از نظر تاثرات خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذار ی شود.

علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنها پیشنهاد می شود، جواب می دهند که حالا زود است و با عناوین مختلف از زیر بار آن شانه خالی می کنند همین است و حال آنکه در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آنکه به برکت دنیای اروپا کالای! زن این همه ارزان و فراوان گردد.

ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می دانستند، ولی امروز کام جویی های جنسی در غیر کادر ازدواج به حد زیاد فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق ها وجود ندارد.

تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت، و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد.

سیستم روابط ازاد اولا موجب می شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی می نهند اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیانا برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند، و ثانیا پیوند ازدواج های موجود را سست می کند و سبب می گردد به جای اینکه خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند برعکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و به اصطلاح یکدیگر را زندانبان بنامند.

- استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند. برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند "حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است" بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است.

اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد- بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است- و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می کند، اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بی عار بنشیند. پوشانیدن بدن به استثنای وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی با اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است.

اگر زن بخواهد خود را فقط برای همسر قانونی و یا برای حضور در مجالس اختصاصی زنان بیاراید نه مصرف کننده لایقی برای سرمایه داران غربی خواهد بود و نه وظیفه و ماموریت دیگرش را که عبارت است از انحطاط اخلاق جوانان و ضعف اراده آنان و ایجاد رکود در فعالیت اجتماعی، به نفع استعمار غرب انجام خواهد داد.

- ارزش و احترام زن


مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد زن در این جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسایل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است.

اسلام زن را تشویق کرده که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصا تاکید کرده که زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می شود.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 1:54 |

با توجه با وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران که در سخت ترین دوران به سر میبرد

تحریم

چند نکته عرض میکنم

1-وضعیت نارضایتی مردم از گرانی بیش از اندازه 2- تشدید تحریم های غرب علیه جمهوری اسلامی ایران 3- موضع گیرهای انتخاباتی جریان های سیاسی به جای رسیدگی به امور مردم 4- تجربه فتنه 88 5- فعالیت جریان های وابسته به فتنه 88یا به نوعی وابسته به آقای هاشمی، خاتمی ، و موسوی ملعون 6- تلاش غرب برای نارضایتی مردم از دولت و حکومت و بد نشان دادن دکتر احمدی نژاد 7-توهین به پیامبر اکرم و اسلام و مسلمین

اگر به این 7 نکته توجه کنید در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده متوجه می شوید که همه جریان ها به سود غرب است و غرب به اهداف خودش دست پیدا میکند

نارضایتی مردم اگر بصیرت نداشته باشند منجرب به تغییر حکومت میشود

و اما در زمان نبی اکرم (ص) همچین اتفاقی افتاده است که اشاره ای میکنیم:

وقتي سرانجام مشركان نتوانستند با هيچ ترفندي از گسترش دين اسلام و آموزه هاي رسول خدا(ص) جلوگيري كنند، نقشه تازه ديگري كشيدند. آنها پس از مشورت هاي فراوان تصميم گرفتند قراردادي همه جانبه براي قطع رابطه با بني هاشم و محاصره آنان با يكديگر منعقد كنند. در روايات از اين قرارداد باعنوان «صحيفه ملعونه» ياد شده است. چهل و به قولي، هشتاد نفر از بزرگان قريش اين تعهدنامه را امضا كردند. مهم ترين مفاد آن تعهدنامه عبارتند از:


1. امضاكنندگان متعهد مي شوند از اين پس هرگونه معامله و داد و ستدي را با بني هاشم و فرزندان مطلّب قطع كنند؛

2. به آنها زن ندهند و از آنها زن نگيرند؛

3. چيزي به آنها نفروشند و چيزي از ايشان نخرند؛

4. هيچ گونه پيماني با آنها نبندند و در هيچ حادثه اي از ايشان دفاع نكنند و در هيچ كاري با ايشان همكاري نداشته باشند...

ابوطالب وقتي از ماجرا باخبر شد، بني هاشم را گرد آورد و از آنها خواست از رسول خدا(ص) دربرابر آزار و توطئه مشركان دفاع كنند و به وظيفه مهم خويش به عنوان عشيره و فاميل، در آن موقعيت حساس عمل كنند. افراد قبيله همگي سخن ابوطالب را پذيرفتند. تنها ابولهب بود كه مانند گذشته سخن ابوطالب را نپذيرفت و به مشركان پيوست و به دشمني خود با پيامبر و بني هاشم ادامه داد. ابوطالب كه با اين شرايط، ادامه زندگي در مكه را براي بني هاشم ناممكن مي ديد، همگي را به درّه اي در قسمت شمالي شهر كه متعلق به خود او بود و به شعب ابوطالب معروف بود، برد. وي جوانان بني هاشم به ويژه علي(ع)، طالب و عقيل را مأمور كرد تا از پيامبر اسلام محافظت كنند. آنها با تحمل انواع سختي ها حدود سه سال در اين دره از جان پيامبر محافظت كردند.

وضع رقت بار بني هاشم در شعب

اگرچه سخت گيري هاي قريش در ماجراي محاصره بني هاشم در شعب ابي طالب، ذره اي از صبر و بردباري ابوطالب و تازه مسلمانان نكاست، ولي فشار و سختي بسياري بر كودكان، پيرزنان و پيرمردان وارد آورد. به گونه اي كه بسياري از مشركان امضاكننده آن تعهدنامه ننگين، از كار خود پشيمان شدند. نقل مي كنند روزي هشام بن عمر، نزد زهير بن ابي اميه كه نوه دختري عبدالمطلب بود رفت و چنين گفت: آيا سزاوار است تو غذا بخوري و بهترين لباس ها را بپوشي، ولي خويشاوندانت برهنه و گرسنه باشند. به خدا سوگند، اگر تو درباره خويشاوندان ابوجهل چنين تصميمي مي گرفتي و وي را براي اجراي آن دعوت مي كردي، هرگز تسليم تو نمي شد و [نمي پذيرفت]. زهير گفت: من به تنهايي نمي توانم قريش را از اين كار منصرف كنم، ولي اگر مردي با من همراه باشد، من عهدنامه را پاره مي كنم. هشام گفت: من تو را همراهي مي كنم. سپس افراد ديگري را نيز با خود همراه كردند. زهير پس از تشكيل يك گروه متحد گفت: بايد قريش امروز اين لكه ننگ را از دامن خود پاك كند. بايد اين تعهدنامه ظالمانه امروز پاره گردد؛ زيرا وضع اسف بار فرزندان هاشم همه را ناراحت كرده است. ابوجهل نخست به مخالفت برخاست، ولي سرانجام با اصرار اين گروه او نيز پذيرفت... . از سوي ديگر رسول خدا(ص) نيز به عموي خود ابوطالب خبر داد موريانه به اذن پروردگار، عهدنامه را خورده است و از آن تنها عبارت «بسمك اللهم» باقي مانده است... .1
1. سيره ابن هشام، ج 1، ص 374.
******
پس اگر ما مسلمین هم که الگویمان بنی هاشم است همچنان مثل فرزندان بنی هاشم از ولی فقیه امام خامنه ای حمایت کنیم روزی پیروزی خواهد رسید ..این تحریمها و وضعیت بد اقتصادی درست مثل زمان نبی اکرم (ص) شکسته خواهد شد
******
از خود گذر كنيم كه اين خوان آخر است

اين انقلاب بيمه عباس(ع) و اكبر(ع) است

تحريم مي‌كنند كه تسليممان كنند

غافل از اينكه دل به بلاها شناور است

بيم هلاك نيست كسي را كه از ازل

چشم اميد او به خداي پيمبر(ص) است

برخيز تا به باغ شهادت قدم زنيم

غير از شهيد هر چه كه بيني مكدر است

با سكه و دلار نداريم هيچ كار

ما را به سر هواي اشارات رهبر است

اي نايب امام (عج) بفرما كه جان دهيم

جاني كه عاشقانه فداي تو سرور است

« هرگز شرف به سفره رنگين نداده‌ايم»

اين از علي(ع) و آل به ما عين باور است

جان مي‌دهيم و ننگ ملامت نمي‌خريم
حرف دل امام همان حرف آخر است

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 1:18 |

حجاب و حرمت نگاه به نامحرم در قرآن

حجاب‌،مسئله‌ فقهی‌ است یا حقوقی‌ و سیاسی‌؟

علت پيدا شدن حجاب

از غدير تا ولايت فقيه

چندتا پوستر زیبا

مذاكره با آمریكا

حرف هايي كه همه را به فكر فرو برد...

از حج آمریکایی تا حج ابراهیمی

 بخواب کوچولو ،مامانت داره برات خون گریه میکنه

كليپ زیبای تصويري شلمچه و فرمانده من از حاج مجتبی رمضانی

براي دريافت كليپ آرزوي شهادت با صداي كربلايي مجتبي رمضانی

فتنه جدید

روزي كه خنده حاج همت بند نمي آمد!

ردّایمان به حضرت مهدی «عج»؟

شهید حسن ترک به روایت همرزمانش

ماجرای ازدواج رهبر انقلاب/ خطبه عقد آقا را چه كسي خواند؟

شهيدي كه9 شناسنامه داشت

اسلام منهاي روحانيت معني ندارد

گمنام ترين امير ارتش حزب الله

تبسم شیرین

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 1:4 |

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به کنگره بزرگداشت آیت الله سید علی قاضی(ره) بر تجلیل از شخصیت علمی، عملی و مقامات معنوی و عرفانی مرحوم قاضی تاکید کردند و افزودند: مرحوم آقاى قاضى يكى از حسنات دهر است و شخصيت برجسته‌ى ایشان حقّاً در بين بزرگان كم‌نظير است.
متن این پیام که توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی در تالار وحدت دانشگاه تبریز قرائت شد به شرح زیر است:


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌*
خب، كار بسيار شايسته‌اى است؛ تجليل از مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى، ان‌شاءالله يكى از كارهاى بسيار مفيد و كار بزرگى است. مرحوم آقاى قاضى - ميرزا على آقاى قاضى - يكى از حسنات دهر است؛ يعنى واقعاً شخصيت برجسته‌ى علمى و عملى مرحوم آقاى قاضى، حالا اگر نگوييم بى‌نظير، حقّاً در بين بزرگان كم‌نظير است.
خب، ايشان علاوه بر مقامات معنوى و عرفانى خودشان، شاگردان زيادى را هم تربيت كر� �ند كه اين خيلى با ارزش است؛ شخصيتهاى بزرگى كه ما بعضى از اينها را ملاقات كرديم، زيارت كرديم: مرحوم آقاى طباطبائى، مرحوم آقاى آسيد محمدحسن الهى - اخوى ايشان - مرحوم آقاى آميرزا ابراهيم شريفى - كه داماد مرحوم آقاى قاضى بودند، در زابل بودند و جزو شاگردان برجسته‌ى آقاى قاضى بودند - مرحوم آقاى حاج شيخ عباس قوچانى، و در اين اواخر هم مرحوم آقاى بهجت؛ بزرگان ديگرى هم بودند، مثل مرحوم آقاى حاج شيخ محمدتقى آملى، مرحوم آقاى حاج شيخ على‌محمد بروجردى و شخصيتهاى متعدد ديگرى.
مهمترين مسئله در اين باب، اين است كه ما در بين سلسله‌ى علمى فقهى و حِكمى خودمان در حوزه‌هاى علميه - در اين صراط مستقيم - يك گذرگاه و جريان خاص‌الخاص داريم كه ميتواند براى همه الگو باشد، هم براى علما الگو باشد - علماى بزرگ و كوچك - هم براى آحاد مردم و هم براى جوانها؛ ميتوانند واقعاً الگو باشند. اينها كسانى هستند كه به پايبندى به ظواهر اكتفاء نكردند، در طريق معرفت و طريق سلوك و طريق توحيد تلاش كردند مجاهدت كردند كار كردند، و به مقامات عاليه رسيدند. و مهم اين است كه اين حركت عظيم سلوكى و رياضتى را نه با طرق من‌درآوردى و تخيّلى - مثل بعضى از سلسله‌ها و دكانهاى تصوّف و عرفان و مانند اينها - بلكه صرفاً از طريق شرع مقدّس آن هم با خبرويت بالا، به دست آوردند.
همين سلسله‌ى مرحوم آقاى قاضى - مجموعه‌ى اين بزرگواران كه از مرحوم حاج سيد على شوشترى شروع ميشود - همه‌شان مجتهدين طراز اول بودند. يعنى مرحوم آسيد على شوشترى كه شاگرد شيخ بود و استاد اخلاقى و سلوكى شيخ بود - در فقه و اصول شاگرد شيخ بود، در سلوك و اخلاق استاد شيخ بود [و] شيخ مى‌آمد از ايشان استفاده ميكرد - بعد از فوت مرحوم شيخ كه يك مدت خيلى كوتاهى هم [ايشان بعد از شيخ‌] زنده بودند، درس شيخ را از همان جايى كه بود شروع كردند؛ شاگردانى كه در درس مرحوم حاج سيد على شوشترى شركت كردند، ميگفتند ما فرقى نديديم بين شيخ و بين او؛ يعنى مقا� � او از لحاظ علمى و فقهى در اين مرحله است. شاگرد برجسته‌ى ايشان، مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى است كه از لحاظ عرفانى و معنوى و سلوكى حقيقتاً در عرش است، يعنى عظمت مقام مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى قابل توصيف نيست؛ ايشان از لحاظ ملائى و علمى - كه ايشان جزو شاگردان شيخ بودند - جزو شاگردان درجه‌ى يك شيخ در علم فقه و اصول بودند؛ ولى معناى سلوكى و عرفانى و توحيدى بر زندگى ايشان غلبه كرد، چون در اين طريق مشى ميكرد. شاگردان ايشان - كه اساتيد مرحوم آقاى قاضى باشند - مثل مرحوم حاج سيد احمد كربلائى، مرحوم حاج شيخ محمد بهارى و افرادى از اين قبيل، اينها همه افر ادى بودند كه از لحاظ فقهى در رتبه‌ى بالا بودند؛ يعنى مرحوم حاج سيد احمد كربلائى جورى بود كه مرحوم ميرزا محمدتقى شيرازى احتياطات خودش را به ايشان مراجعه ميكرد و قطعاً [ايشان‌] در معرض مرجعيت بود؛ امّا خود ايشان امتناع كردند - گله كردند كه چرا احتياطات را به من مراجعه ميكنيد، اجتناب كردند - و در همين عالم معنويت بودند. مرحوم جدّ ما - مرحوم آقاى آسيد هاشم نجف‌آبادى - ديده بود، درك كرده بود مرحوم آسيد احمد را؛ ميگفت ما وقتى سحر يا شب ميرفتيم طرف سهله يا از سهله برميگشتيم، صداى گريه‌ى اين مرد - آسيد احمد - از داخل خانه‌اش كه سر راه بود شنيده ميشد. اينه� � يك حالات اينجورى‌اى داشتند.
خب، مرحوم آقاى قاضى هم شاگرد اينها است. ايشان البته هم شاگرد پدرشان مرحوم آقاى آسيد حسين هستند، هم - بعد كه مى‌آيند نجف - شاگرد مرحوم آسيد احمد بودند، ده سال يا دوازده سال هم شاگرد مرحوم سيد مرتضاى كشميرى بودند؛ البته در اين كتابى كه آقازاده‌ى مرحوم آقاى قاضى - مرحوم آسيد محمدحسن - نوشتند، ميگويند ايشان پيش مرحوم آسيد مرتضاى كشميرى تلمذ نميكرده، از مصاحبت او استفاده ميكرده؛ لكن در همان كتاب يا در نوشته‌هاى مرحوم آقاى آسيد محمدحسين طهرانى ديدم - يادم نيست الان كجا خواندم - مرحوم آقاى قاضى ميگويد من نماز خواندن را � �ز آسيد مرتضاى كشميرى ياد گرفتم. شما ببينيد معانى اين كلمات چقدر عميق است. ماها هم نماز ميخوانيم و خيال هم ميكنيم كه نمازِ خوب ميخوانيم. اين مردِ عارفِ بزرگى كه سالها پيشِ پدرش در تبريز تربيت شده بود و پيش رفته بود، وقتى مى‌آيد نجف [و] ده سال پيش مرحوم آسيد مرتضاى كشميرى ميماند، ميگويد من نماز خواندن را از او ياد گرفتم. آن وقت شاگردهاى مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى نقل ميكنند كه ايشان با همه‌ى [گرفتارى‌] - خيلى گرفتار بوده در زندگى، عائله‌ى سنگين و فقر و مشكلات - وقتى وارد نماز ميشد، از همه‌ى دنيا غافل ميشد؛ يعنى آنچنان غرق در ذكر و خشوع و توسّ� �ْ در حال نماز بود كه از همه‌ى عالم فارغ ميشد. خب، اين يك گذرگاه فوق‌العاده‌اى است؛ گذرگاه خاص‌الخاص است. براى ماها از اين جهت حجّت است كه ما بفهميم اين هم هست؛ اين مقامات، اين حركت، اين سلوك، اين خلوص در راه خدا هست.
هيچ اهل بُروز مكاشفات و مانند اينها هم نبودند؛ خب خيلى چيزها از آنها نقل شده - نقليات موثقى كه در مورد عجايب زندگى مرحوم آقاى قاضى كه به نظر ماها عجايب است نقل شده، يكى دو تا نيست؛ موثق هم هست، آدم يقين پيدا ميكند از صحّت طُرقى كه دارد - لكن اصلاً اينها در زندگى اين بزرگوارها اهميتى ندارد، نقشى ندارد. خود ايشان هم به شاگردهايشان ميگف� �ند؛ ميگفتند اگر چنانچه يك حالت مكاشفه‌اى برايتان دست داد اعتناء نكنيد، كارتان را بكنيد، ذكرتان را بگوييد، آن حالت خشوع را حفظ بكنيد؛ يعنى مقامات اينها اين است. بالاخره خيلى مهم است كه شخصيتهاى اينجورى احياء بشوند، شناخته بشوند، معرفى بشوند؛ منتها در معرفى اينها از آدمهاى خبره استفاده كنيد؛ يعنى كسانى بيايند درباره‌ى اينها حرف بزنند كه بتوانند مقامات اينها را - لااقل در لفظ، در زبان - براى ماها بيان كنند كه ما يك استفاده‌اى ببريم، بهره‌اى ببريم؛ والّا صِرف [بيان‌] مقامات علمى و فقهى - كه در حد اعلى اينها داشتند - كافى نيست براى معرفى امثال شخصيت ى مثل مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى.
خب، ايشان عمر طولانى هم الحمدلله داشتند، و توفيقات زيادى هم داشتند، شاگردهاى زيادى هم تربيت كردند، از لحاظ معانى سلوك و عرفان و مانند اينها هم از افرادى است كه عرض كردم حداقل اين است كه بگوييم كم‌نظير [است‌]، يعنى واقعاً شخصيت ايشان برجسته است. در اين كتابى كه آقازاده‌ى ايشان - مرحوم آقاى آسيد محمدحسن - نوشتند كه من چند سال پيش دستم رسيد و مكرر نگاه كردم، چند تا نامه از ايشان هست [ولى‌] در اين كتاب جورى حاشيه زده شده كه آدم نميفهمد كدام قسمت جزو متن است كدام قسمت جزو حاشيه است. اگر بتوانيد متن اين نوشته‌ه ا را كه حتماً در اختيار بقيه‌ى بازماندگان آن مرحومين است به دست بياوريد - چهار پنج نامه است كه يكى‌اش به احتمال قوى خطاب به آقاى طباطبائى است، البته عنوان ندارد امّا آدم از متنش حدس ميزند كه خطاب به آقاى طباطبائى است؛ يكى‌اش احتمالاً خطاب به مرحوم آقاى آسيد محمدحسن الهى است؛ يكى دو نامه خطاب به مرحوم آشيخ ابراهيم شريفى زابلى است كه داماد ايشان بوده است؛ يكى خطاب به عموم شاگردانشان است به مناسبت حلول ماه رجب يا حلول ماه ذيقعده كه ميگويند ماه حرام شروع شد و درباره‌ى اهميت ماه‌هاى حرام چيزهايى آنجا مينويسند؛ و شايد بعضى هم خطاب به ديگرها - و اگر خود اين نامه‌ها را جداگانه منتشر كنيد، به نظر من يك يادگار خيلى خوبى است. به هر حال از آقايان متشكر هستيم و اميدواريم ان‌شاءالله كار به بهترين وجهى پيش برود.
* متن پیام مقام معظم رهبری به کنگره بزرگداشت آیت الله سید علی قاضی برگرفته از سخنان ایشان در جمع اعضاء ستاد بزرگداشت مرحوم قاضی در 1391/4/26 می باشد.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 0:55 |

روزنامه کیهان وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 را به نقل از دفتر نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای منتشر کرده است.

متن این وصیت نامه زیبا، صمیمی و خواندنی به شرح زیر است:

ازآنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسیدجعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:

«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.

مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند،... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند (البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. (مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.

گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.
العبد علی الحسینی الخامنه ای

(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):
حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)
کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)
مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی
آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً
حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)
مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)
مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)
10 تومان آقای علی حجتی کرمانی
شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 16:4 |

کی از نکات جالب دیدار دانشجویان و دانش آموزان، انواع ابتکارهایی است که به خرج داده‌اند. شعار نوشتن کف دست رایج‌ترین کار است. یکی آن‌قدر حرف داشته که کف دستش جا کم آورده و بقیه‌اش را روی ساق دست تا آرنج نوشته است!


وبلاگ(تفکر با چاشنی خنده) نوشت:

از هوای بارانی دیروز فقط چند قطره به امروز صبح رسیده است که آن ‌هم دارد از روی سقف‌ها چکه می‌کند. ورودی شهر، کاروان سی چهل نفره‌ای از دانشجویان و دانش آموزان داشتند پیاده خود را به دیدار آقا می‌رساندند. یک‌ساعت مانده به شروع مراسم، جلوی محل دیدار هستیم. چنان صدای شعار از مصلی بیرون می‌آید که هر کس هم نداند، شستش خبردار خواهد شد که اینجا یک مشت جوان پر شر و شور جمع شده‌اند. جلوی در ورودی هم غلغله است.

*

کاری که دیروز مجری برنامه دیدار آقا با خانواده شهدا نتوانست انجام دهد، امروز خود به‌خود در حال انجام است؛ امروز هر شعاری سریع به دو بخش تقسیم می‌شود و پسرها و دخترها هر کدام سهم خود را بر می‌دارند و شروع می‌کنند به فریاد زدن. رقابت پنهانی هم که در این شعار دادن بین آنها شکل می‌گیرد، موجب شده تا هر بار فریاد این دو گروه بلندتر شود. بخشی از انتظامات داخل سالن برعهده خود دانشجویان است. دو نفر جلوی در هستند که یکی ته ریش دارد و لباس رسمی و ساده‌ای پوشیده است، دیگری اما شلوار لی به تنش است و چند جای شلوارش هم خراش دارد. داخل جمعیت هم تیپ‌های مختلف کنار هم نشسته‌اند. تیپ‌هایی که در دانشگاه یکی عضو این انجمن است و دیگری عضو آن یکی تشکل.

*

یکی از نکات جالب دیدار دانشجویان و دانش آموزان، انواع ابتکارهایی است که به خرج داده‌اند. شعار نوشتن کف دست رایج‌ترین کار است. یکی آن‌قدر حرف داشته که کف دستش جا کم آورده و بقیه‌اش را روی ساق دست تا آرنج نوشته است! دو نفر با همکاری هم عکس آقا را داخل یک قلب گذاشته اند: یکی عکس را گرفته و دیگری با انگشتان دو دستش دور آن قلب ساخته است. سربندها هم سوژه خوبی برای بازی درآوردن بچه‌ها شده است. تعدادی هم روی کاغذهای ساده چیزهایی نوشته‌اند. یکی نوشته است: «رهبر عزیزم، من ناشنوا هستم، دوست دارم شما را از نزدیک زیارت و درد دل کنم!»

*

پرده پشت جایگاه تکان می‌خورد و همین کافی است تا بچه‌ها مثل فشفشه از جا بلند شوند و هجوم ببرند جلو. آقا که وارد می‌شوند صدای کرکننده فریاد است که بلند می‌شود. من که بالای سکو ایستاده‌ام، گوشم سوت می‌کشد و مو روی صورت سیخ! جلوی جایگاه شده است دریای آدم و جمعیت موج بر می‌دارد و جلو عقب می‌رود. ناگهان وسط جمعیت یک چاله درست می‌شود. یک نفر حالش بد شده است. چند نفر با سختي جلوی فشار جمعیت را می‌گیرند تا روی آن بنده خدا نیفتند. بعد از چند لحظه طرف بلند می‌شود و به‌رغم اصرار بقیه حاضر نیست کنار برود! دوباره نایلون کفشش را بالا می‌گیرد و با دست دیگر بنا می‌کند به شعار دادن: نسل علی اکبریم/ فدائیان رهبریم...

*

کمی که از هیجان جوان‌ها کم می‌شود، کم‌کم جیغ و داد جای خودش را به شعار می‌دهد. شعارهای مختلف از گوشه و کنار به گوش می‌رسد اما از بین آن‌همه شعار تمرین شده آنچه می‌تواند همه را با هم یک‌صدا کند این شعار است: «ما اهل کوفه نیستیم/ علی تنها بماند». البته حتما لازم نیست یادآوری کنم که این شعار هم به طرفه العینی تقسیم بر دو می‌شود و دخترها و پسرها هر کدام قسمت خودشان را فریاد می‌زنند. دانش‌آموز ریزه میزه‌ای می‌خواهد بیاید بالای جایگاه عکاس‌ها که مانعش می‌شوند. می‌گوید: «به خدا له میشم‌ها!» طرف آخر فیلم است، چنان لحن و قیافه‌اش را عوض می‌کند که فکر می‌کنم همین الان از زیر کلی دست و پا او را کشیده‌اند بیرون؛ حالا اصلا این قسمت سالن بخاطر نقطه کور بودن جمعیتی نیست‌ها!

*

جمعیت کم‌کم شروع می‌کند به نشستن و این کار تا چند دقیقه طول می‌کشد. جلو آمدن آنها امکان راحت نشستن را گرفته است و طول می‌کشد تا همه جاگیر شوند. از همان ابتدای نشستن چفیه‌ها شروع می‌کنند هلیکوپتری چرخیدن. قرائت قرآن تمام می‌شود و دانش آموزان و دانشجویان منتخب شروع می‌کنند به صحبت. یکی از آنها در پایان صحبت‌هایش از آقا درخواست دیدار خصوصی می‌کند و با تحکم می‌گوید: «حرف‌هایی داریم که شما حتما باید بشنوید و مستنداتی داریم که شما حتما باید ببینید!». به رهبر نگاه می‌کنم: دارد لبخند می‌زند!

*

آقا سخنانش را با تقدیر از صحبت‌های دانش‌آموزان و دانشجویان برگزیده شروع می‌کند. موضوعی هم که برای صحبت انتخاب کرده‌اند حسابی جوان پسند است: سبک زندگی. قبل از شروع مراسم رفتم سراغ یکی از دانشجوها که در پیام‌نور بجنورد درس می‌خواند. گفت در دانشگاه ما قرعه کشی کردند و کلاًً 45 نفر کارت گرفتند. می‌گفت موقع قرعه کشی، سالن آمفی تئاتر دانشگاه شور و حالی داشت که نگو. حالا این را چه کسی به من می‌گفت؟ تی‌شرت آستین کوتاه، گردنبند، عینک دودی، موهای پف داده شده و خط ریش غیر معمول!

*

قبل از اتمام جلسه می‌روم بیرون و پرسان پرسان درب خروج خانم‌ها را پیدا می‌کنم. می‌خواهم ببینم این دخترهای چادری داخل جلسه، بیرون هم سر و وضع‌شان همین است؟ از بین چندین نفر که چادرها را تا کرده و روی دست انداخته یا داخل نایلون گذاشته‌اند، سراغ چند نفر می‌روم. می‌پرسم شما که چادری نیستی چرا اینجا چادر سر کردی؟ میانگین صحبت‌ها این است که بالاخره دیدار با رهبری یه حرمتی داره دیگه! می‌پرسم بهتون گفته بودند باید چادر سرکنید؟ جواب این سوالم را خودم با دیدن چندین مانتویی و حتی شل‌حجابی که از مصلی بیرون آمده‌اند، می‌فهمم اما دلم می‌خواهد خودشان بگویند. جواب می‌دهند نه! می‌پرسم کسی نبود که جلوی در تذکر بده موهاتو بذار تو، حجابتو درست کن؟ باز هم جواب‌شان منفی است.

دیدار آقا با دانشجویان و دانش آموزان حال و هوای دیگری داشت.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 12:59 |

" لطفاً جهت استفاده از مطالب زیر

بر روی آن گزینه کلیک کنید "


شجره نامه رهبر معظم انقلاب

"همراه با عکس"


مختصری از زندگینامه رهبر معظم انقلاب


شعرهایی زیبا در وصف رهبر معظم انقلاب


معرفی آثار تألیفی رهبر معظم انقلاب

"هر هفته یک کتاب"


عکس هایی زیبا از رهبر معظم انقلاب


توضیح المسائل حضرت امام (ره)

"نرم افزار"


استفتائات رهبر معظم انقلاب

"نرم افزار"


+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 2:1 |

 پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان، در سخنان مهمی با تبیین مراحل مختلف مبارزه کلان و شصت ساله ملت ایران با دولت مستکبر آمریکا و شکست های سلسله وار و تنزل جایگاه سیاسی، اقتصادی، نظامی و اصول فکری آمریکا در مقابل پیشرفتهای شگرف مادی و معنوی نظام اسلامی، درس های بزرگ این مبارزه ادامه دار را حفظ ایستادگی و‌ بصیرت، ‌توکل بر خدا، کار و تلاش بی وقفه، و وحدت میان مسئولان دانستند و تأکید کردند: مسئولان بویژه سران سه قوه باید با وظیفه شناسی و درک شرایط حساس کنونی، از هرگونه کشاندن اختلافها به میان مردم خودداری کنند و بدانند از امروز تا روز انتخابات، هر کسی که بخواهد از احساسات مردم در جهت اختلافات استفاده کند، قطعاً به کشور خیانت کرده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار که در آستانه سیزده آبان، «روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» برگزار شد، ضمن تبریک سالروز میلاد حضرت امام هادی(ع) و همچنین عید سعید غدیر خم، سه حادثه تاریخی روز سیزدهم آبان را مظهر ایستادگی و چهره مصمم ملت ایران برای رسیدن به هدفهای والا خواندند و افزودند: در هر یک از حوادث تاریخی این روز یعنی تبعید امام خمینی(ره) در سال 1343، کشتار دانش آموزان بوسیله مزدوران رژیم پهلوی در سال 1357، و تسخیر لانه جاسوسی در سال 1358، یک طرف قضایا، ملت ایران و امام بزرگوار هستند و در طرف دیگر دولت مستکبر آمریکا قرار دارد و این، نشان دهنده وجود مبارزه میان ملت ایران و دولت آمریکا است.

حضرت آیت الله خامنه ای، فهم صحیح از زمان آغاز مبارزه و مراحل مختلف آن و همچنین نتیجه مبارزه را مهم ارزیابی و خاطر نشان کردند: این مبارزه از سال 1332 و از زمان کودتای آمریکایی 28 مرداد آغاز شد.

ایشان با اشاره به نقش مستقیم آمریکا در راه اندازی کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق، افزودند: آمریکاییها در این ماجرا، برای منافع استکباری خود دولت مصدق را که با آنها خصومتی نداشت و حتی به آنها اعتماد کرده بود، در طرحی مشترک با انگلیسی ها سرنگون و رژیم محمدرضا پهلوی را بر کشور مسلط کردند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی حادثه قیام 15 خرداد سال 1342 را نتیجه ده سال فشار و اختناق حکومت مورد حمایت آمریکا دانستند و افزودند: در نهایت، آمریکایی ها وارد ماجرا شدند و حکومت با هدایت آنها، امام خمینی(ره) را در سال 1343 تبعید کرد و به ظاهر توانست ملت ایران را مغلوب کند اما این غلبه واقعی نبود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اختناق کم سابقه حاکم بر کشور از سال 1343 به بعد و یکه تازی آمریکا در غارت و چپاول ثروت ملت ایران، تأکید کردند: سرانجام حرکت عظیم ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) آغاز شد و ملت ایران توانست با ایستادگی و فداکاری و گذشت از جان، ‌انقلاب اسلامی را در سال 1357 به پیروزی برساند و حکومت متکی به آمریکا را سرنگون کند.

ایشان تشکیل نظام اسلامی بعد از 25 سال مبارزه را، پیروزی ملت ایران در مرحله اول مبارزه با آمریکا خواندند و افزودند: آمریکاییها از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شروع به معارضه و اخلال در کارها کردند که مرکز همه این توطئه ها، سفارت سابق آمریکا در تهران یا همان لانه جاسوسی بود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی اقدام دانشجویان بعنوان زبده ترین قشر مبارز ملت ایران، در تسخیر لانه جاسوسی در سیزدهم آبان سال 1358 را شکستی دیگر برای آمریکا ارزیابی و خاطر نشان کردند: سلسله شکست های آمریکا از آن زمان تا به امروز همچنان ادامه پیدا کرده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاشها و توطئه های گوناگون آمریکا در 34 سال گذشته، برای جبران شکست بزرگ خود در سال 1357، تأکید کردند: علت این توطئه های ادامه دار، این است که شکست آمریکا در سال 1357،‌ فقط شکست از ملت ایران نبود بلکه شکست آمریکا در منطقه بود و آنچه امروز در شمال آفریقا و منطقه بزرگ عربی در جریان است و همچنین نفرت روزافزون ملتها از آمریکا، نتیجه همان شکست است.

ایشان بعد از تبیین مراحل مختلف مبارزه ملت ایران با دولت استکباری آمریکا، به موضوع نتیجه این مبارزه اشاره کردند و افزودند: اینکه در این مبارزه شصت ساله چه کسی پیروز میدان بود بسیار مهم است زیرا اگر یک ملت با ایمان و مصمم و متوکل بر خداوند پیروز این مبارزه باشد قطعاً برای همه ملتها اصل و الگو خواهد بود و فلسفه جدیدی برای تاریخ مبتنی بر اصول اسلامی بوجود خواهد آورد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، ملت ایران را پیروز میدان مبارزه با دولت آمریکا خواندند و به بیان دلایل این پیروزی پرداختند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بیان دلایل پیروزی ملت ایران در مبارزه با دولت مستکبر آمریکا، به موقعیت و جایگاه نظام اسلامی اشاره کردند و افزودند: اولین دلیل این است که انقلاب اسلامی ایران در این 34 سال، نه تنها از بین نرفت بلکه قوی تر، مستحکم تر، با عظمت تر و پُر فروغ تر شده است.

ایشان تأکید کردند: از جمله نشانه های استحکام و قوت نظام اسلامی و زنده بودن انقلاب،‌ نسل جوانی است که حوادث انقلاب، دوران دفاع مقدس و امام بزرگوار را ندیده است اما با همان انگیزه و عزم و ایمان نسل جوانی که انقلاب را بوجود آورد، در صحنه های مختلف کار و تلاش و علم و فناوری حضور دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی عظمت روزافزون ملت ایران و شخصیت حضرت امام خمینی(ره) در میان ملتها و شناخته شدن ملت ایران در دنیا بعنوان ملتی پولادین، مقاوم و بصیر را از دیگر نشانه های استحکام نظام اسلامی خواندند و خاطر نشان کردند: از دیگر نشانه ها، پیشرفتهای علمی و سازندگی، بصیرت همگانی و رشد آگاهی و تأثیر گذاری و دیدگاههای نو ملت ایران در مسائل منطقه و دنیا است.

حضرت آیت الله خامنه ای پیشرفتهای معنوی در کنار پیشرفتهای مادی را از دیگر نشانه های زنده بودن انقلاب اسلامی برشمردند و با اشاره به حضور گسترده مردم بویژه جوانان در عرصه های معنوی، همچون دعای عرفه، مراسم اعتکاف، شبهای قدر و عزاداریهای ماه محرم افزودند: شکل گیری یکی از بهترین مردم سالاری ها در ایران و مشارکتهای عمومی در انتخابات ها از دیگر نشانه های پیشرفت همه جانبه ملت ایران در 34 سال گذشته است.

ایشان تاکید کردند: این، همان انقلابی است که آمریکاییها وعده شکست و نابودی چند ماهه آن را می دادند اما اکنون دارای چنین جایگاه ممتازی در منطقه و جهان است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی سپس به بیان دلایل اثبات کننده پیروزی ملت ایران،‌ با نگاه به جایگاه آمریکا پرداختند و تأکید کردند: هیچ کسی شک ندارد که آمریکا در سی سال گذشته بیش از سی رتبه از نظر اقتدار و وجاهت جهانی سقوط کرده است و حتی خود آمریکاییها نیز به این واقعیت، اقرار می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر این که امروز هیچ دولتی به اندازه آمریکا، در جهان منفور نیست افزودند: اگر دولتهای منطقه و دولتهای کشورهای دیگر جرأت کنند و یک روز بعنوان روز نفرت از آمریکا تعیین شود،‌ بزرگترین راهپیمایی تاریخ در دنیا برگزار خواهد شد.

ایشان با تأکید بر این که علاوه بر از بین رفتن وجهه آمریکا، اصول و ارزشهای آمریکا نیز سقوط کرده است، گفتند: یکی از ارزشهای مورد ادعای دولت آمریکا، مبارزه با تروریسم است اما این اصل اکنون بجایی رسیده است که دولت آمریکا با تروریست ها هم پیمان می شود و حتی گروه تروریستی منافقین را مورد حمایت خود قرار می دهد و از لیست به اصطلاح سیاه خارج می کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به ادعای حمایت از دمکراسی، افزودند: با وجود این ادعا حمایت همه جانبه دولت آمریکا از مستبدترین و دیکتاتور ترین حکام منطقه و دنیا بر کسی پوشیده نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: یکی دیگر از اصول مورد ادعای آنها، حمایت از حقوق بشر است در حالیکه بدترین اقدامات ضد حقوق بشری با حمایت آمریکا انجام می‌شود و صهیونیستهایی که شصت سال به طور علنی، حقوق ملت مظلوم فلسطین را پایمال کرده اند، مورد حمایت کامل دولت آمریکا هستند.

ایشان، مقابله دولت آمریکا با حرکتهای آزادی خواهانه،‌ اصلاح طلبانه و انقلابی ملتها را مغایر با ادعای حمایت از ملتها خواندند و خاطر نشان کردند: آمریکا ادعا می‌کند ثروتمندترین ملت و دولت دنیا است اما زمامداران آمریکا، وضعیت ملت این کشورِ دارای منابع گسترده طبیعی و انسانی را به جایی رسانده اند که امروز مقروض ترین ملت دنیا، ملت آمریکا است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی تعداد بالای زندانیان آمریکا در مقایسه با جمعیت این کشور و رتبه اول در دنیا را بر خلاف ادعای طرفداری از آزادی دانستند و افزودند: یکی دیگر از ادعاهای دولت آمریکا، سرافرازی ملت این کشور است در حالیکه ملتِ خود را به ذلت کشانده اند و با گمراه کردن آنان اجازه نمی دهند از حقایق مطلع شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: جنبش 99 درصدی در آمریکا در شرایطی شکل گرفته است که مردم آمریکا از بسیاری از حقایق مطلع نیستند و اگر دولت آمریکا اجازه اطلاع از حقایق را بدهد، این جنبش قطعاً بسیار فراگیرتر خواهد شد.

ایشان یکی دیگر از پَسرفت‌های دولت آمریکا از ارزشها و اصول مورد ادعای خود را، تسلیم محض بودن در برابر صهیونیست ها دانستند و افزودند: چه ننگی از این بالاتر که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا،‌ در مناظره های خود برای اثبات ارادت به صهیونیست ها، با یکدیگر مسابقه می گذارند و دولتهای آمریکا عملاً ملت خود را اسیر صهیونیست ها کرده اند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی نتیجه این سقوط ها را کاهش روزافزون نفوذ و قدرت آمریکا و شکست های پی در پی در جنگ ها و حوادث مهم منطقه خواندند و تأکید کردند: تمام این واقعیات نشانگر این است که دولت مستکبر، متکبر و خودبزرگ‌بین آمریکا در این مبارزه طولانی، در برابر ملتِ مصمم، سرافراز و مقتدر ایران شکست خورده است.

حضرت آیت الله خامنه ای، درک دلایل این پیروزی در 34 سال گذشته و حفظ لوازم آن در ادامه مبارزه را بسیار با اهمیت ارزیابی و تأکید کردند: هنگامی که یک ملت مصمم و با عزم و اراده، در مقابل حریفی که نسبت به او توانایی های ظاهری علمی، رسانه ای و مالی کمتری دارد، مقاومت و به خدا توکل می کند و از جان و مال و آبرو نیز دریغ نمی کند قطعاً در سخت ترین و بزرگ ترین مبارزه ها پیروز خواهد شد.

ایشان چالش ملت ایران با آمریکا را ادامه دار و در عین حال موجب آبدیده تر شدن ملت دانستند و افزودند: در این چالش، همواره باید مراقب طرف مقابل بود و لحظه ای از او غفلت نکرد زیرا اگر دچار راحت طلبی و غفلت شویم شکست می‌خوریم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی از ضروریات این مبارزه بزرگ را ایستادگی و توکل بر خدا برشمردند و خاطرنشان فرمودند: از جمله لوازم این مبارزه، تلاش و حرکت همه جانبه برای پیشرفت کشور در عرصه های علمی، سازندگی، اداری و تجاری است که زمینه ساز شکوفایی و پیروزی می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای اتحاد و وحدت را نیز بسیار مهم خواندند و تأکید کردند: یکی از موارد مضرّ، اختلاف میان مسئولان و بدتر از آن کشاندن اختلاف به میان مردم است.

ایشان افزودند: من به مسئولان و رؤسای قوا هشدار می‌دهم مراقب باشند و اختلافات را به میان مردم نکشانند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه رهبری از رؤسای قوا حمایت کرده و حمایت خواهد کرد، خاطرنشان کردند: نامه نگاریهای اخیر و مطالب آن به هیچ وجه موضوع مهمی نیست اما این اختلاف نظرها نباید به میان مردم کشانده و دست مایه ای برای جنجال و هیاهوی رسانه های بیگانه و دشمنان شود.

ایشان تأکید کردند: همه باید متوجه مسئولیت خود و شرایط حساس کنونی باشند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به عصبانیت دشمن از حوادث منطقه و پیشرفتهای علمی و تأثیرگذاری ملت ایران افزودند: یکی از روشهای موذیانه و موریانه وار دشمن در این شرایط، ایجاد اختلاف از راههای نفوذ است که همه باید مراقب باشند و اختلاف ها را به حداقل برسانند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اختلاف نظر طبیعی است اما این اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و گریبانگیری و مچ گیری در مقابل مردم، تبدیل شود.

ایشان تأکید کردند: از امروز تا روز انتخابات، هرکسی که بخواهد اختلاف ها را به میان مردم بکشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده کند،‌ قطعاً به کشور خیانت کرده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، مسئولان کشور را زحمتکش و دلسوز خواندند و خاطرنشان کردند: مسئولان بدنبال کار و تلاش هستند که برخی اوقات غفلت هایی هم انجام می گیرد اما امیدوارم خداوند بر اساس نیت هایی که بدنبال خدمت به مردم هستند، ملت ایران را در همه میدانها موافق کند که قطعاً هم اینگونه خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از بیانات‌شان غدیر خم را حادثه ای اصولی خواندند که نشان دهنده توجه اسلام به امامت و ولایت بعنوان مهمترین رکن تشکیل نظام اسلامی است.

ایشان تأکید کردند: اگر مضمون واقعی حادثه غدیر، بدرستی تبیین شود، این موضوع می تواند وحدت آفرین باشد.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 1:51 |
سلام

من عاشق سراینده این شعرم امیدوارم همیشه سلامت باشن

الهم صل علی محمد وآل محمد

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگـویـم زكم و بیـش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم

لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم

یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شكرخند لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم

بشكسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند « امین » ، بستۀ دنیا نیـم اما
دلـبـسـتـۀ یــاران خــراسـانـی خویشم

سید علی خامنه ای

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 1:15 |
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(چهارشنبه) در ديدار يكهزار نفر از نخبگان و استعدادهاي برتر جوان، حفظ و تقويت فضاي نشاط و اميد كنوني در ميان جوانان نخبه،فراهم كردن امكان پيشرفت هاي علمي و پژوهشي بيشتر در ميان استعدادهاي جوان، توجه به درون زايي علمي بجاي مرعوب شدن در مقابل پيشرفتهاي علمي غرب، تقويت روحيه احساس مسئوليت نخبگان نسبت به آينده ملت و راضي نشدن به پيشرفتهاي علمي كنوني را از ضروريات ادامه حركت پرشتاب علمي كشور برشمردند و تأكيد كردند: به فضل الهي ملت ايران با تكيه بر ثروت نيروي انساني جوان و مستعد خود و ايستادگي در مقابل فشارها، ازهمه گردنه هاي خطرناك عبور خواهد كرد و به قله سعادت خواهد رسيد.
در اين ديدار كه در فضايي صميمانه و پرنشاط برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامي با تبريك به جوانان نخبه به خاطر توفيق به فعليت رساندن استعدادها و توانايي ها، خطاب به آنان خاطرنشان كردند: شما جوانان عزيز نبايد به اين حد از نخبگي قانع باشيد بلكه بايد اين بذر به ثمر نشسته به نهالي برومند و ثمربخش تبديل شود كه در همه زمانها و موقعيت ها بتواند ميوه شيرين خود را به كام كشور، ملت، تاريخ و در نهايت بشريت، بچشاند .
حضرت آيت الله خامنه اي با اشا� �ه به ديدگاهها و پيشنهادهاي تعدادي از جوانان نخبه كه در اين ديدار مطرح شد، آنها را سنجيده و همراه با تفكر و برخاسته از صدق و صفا خواندند و ضمن توصيه به مسئولان براي توجه به اين ديدگاهها و بررسي دقيق پيشنهادهاي ارائه شده، افزودند: هنگامي كه جوانان اينگونه با نشاط و اميد و از روي سنجيدگي و با احساس مسئوليت، مطالبي را درخصوص پيشرفت و آينده كشور بيان مي كنند، فضاي شيرين بوجود مي آيد كه بايد اين روحيه در ميان جوانان بويژه نخبگان تقويت شود.
ايشان با يادآوري پيام امام خميني (ره) به مناسبت پيروزي رزمندگان اسلام در عمليات طريق القدس در دوران دفاع مقدس ، خاطرنشان كردند: امام (ره)‌ در آن پيام، تربيت جواناني كه توانستند آن پيروزي را در چنان شرايط سختي بيافرينند، فتح الفتوح انقلاب اسلامي خواندند و امروز نيز روحيه نشاط و احساس مسئوليت جوانان نخبه نسبت به آينده كشور، همان فتح الفتوح انقلاب اسلامي است.
رهبر انقلاب اسلامي نتيجه حفظ و تقويت اين روحيه را، سود بردن كشور و ملت از ويژگي نخبگي دانستند و تأكيد كردند: جوان نخبه اي كه با چنين انگيزه و روحيه اي در مسير پيشرفت علمي گام برمي دارد،‌در واقع سرمايه شخصي خود را كه همان نخبگي است،‌به سرمايه ملي تبديل مي كند و همه، از آن سود خواهند بُرد.
حض� �ت آيت الله خامنه اي با ابراز خرسندي از فضاي گفتماني حركت و پيشرفت علمي در كشور افزودند: البته يك نگراني هم وجود دارد و آن اينكه با حركت پرشتاب علمي در كشور ، حالت اقناع و رضايت ايجاد شود در حاليكه ما در آغاز راه هستيم و اين شتاب علمي نبايد كُند و يا متوقف شود.
ايشان با اشاره به عقب ماندگي علمي تاريخي كشور به دليل تسلط حاكمان و زمامداران وابسته و غافل، خاطرنشان كردند: فاصله علمي زياد با دنيا و وجود رقباي نسبتاً قوي در منطقه،‌ از واقعيت هايي هستند كه ضرورت استمرار حركت پرشتاب علمي تا رسيدن به نقطه متناسب با شأن و جايگاه ملت ايران را دو چندان مي كند.
رهبر انقلاب اسلامي از جمله لوازم ادامه حركت پرشتاب علمي را همت مضاعف جوانان و مرعوب نشدن در قبال پيشرفتهاي علمي غرب دانستند و تأكيد كردند: در مسير پيشرفت علمي بايد درون زايي و درون جوششي علمي، اصل قرار گيرد و تقويت شود.
حضرت آيت الله خامنه اي در ادامه، توصيه هايي را به مسئولان بنياد ملي نخبگان و مسئولان مراكز و دستگاههاي مرتبط با حركت علمي كشور بيان كردند. ايشان فعاليتهاي انجام گرفته در بنياد ملي نخبگان را براساس ارزيابي هاي انجام گرفته، خوب ارزيابي كردند و در عين حال اين نكات را متذكر شدند: لزوم توجه به تفاوت در معيارهاي نخبگي � �ر علوم فني و علوم انساني، فراهم كردن ميدان وسيع علمي و پژوهشي براي نخبگان به عنوان اولويت اول و اساسي، و نگاه شبكه اي به نخبگان.
رهبر انقلاب اسلامي در تبيين نگاه شبكه اي به نخبگان افزودند:‌ در مورد نخبگان بايد يك حركت شبكه اي درون زا بوجود آيد كه مرحله اول آن، شناسايي و پرورش نخبگان در آموزش و پرورش است و در مراحل بعد، شامل انتخاب بهترين ها، و سپس حفظ و ارتقاء نخبگان به رتبه هاي بالاتر است و در نهايت اين نخبگان، بايد خود زمينه ساز پرورش نخبگان جديد شوند.
حضرت آيت الله خامنه اي همچنين با اشاره به تدوين سند راهبردي نخبگان، از مسئولان ذيرب� �خواستند تا اين سند را سريعاً تصويب نهايي و سپس ابلاغ كنند.
ايشان توصيه هايي را نيز خطاب به نخبگان جوان بيان كردند.
باقي ماندن در طراز نخبگي و اثرگذاري در فضاي پيراموني خود و سوق دادن آن به سمت نخبگي از جمله توصيه هاي رهبر انقلاب اسلامي به نخبگان بود.
حضرت آيت الله خامنه اي، توجه به نيازهاي كشور در فعاليتهاي علمي و پژوهشي را نيز مورد تأكيد قرار دادند و افزودند: برخي گزارشها حاكي از آن است كه هنوز بخش عمده اي از مقالات علمي ناظر به نيازهاي كشور نيست كه اين، خسارت است و بايد به گونه اي برنامه ريزي شود كه صددرصد مقالات علمي در جهت رفع نيازهاي داخل قرار گيرند.
ايشان معيار اصلي در همكاري با ISI را نيز، ناظر بودن مقالات به نيازهاي داخلي دانستند و خاطرنشان كردند: اين موضوع نيازمند روش سيستمي و تلاش بيشتر بنياد ملي نخبگان است.
رهبر انقلاب اسلامي سه توصيه ديگر نيز به نخبگان جوان بيان كردند: ارتقاء معنويت و تهذيب نفس، تفكر در مسائل اصولي و اساسي زندگي، و تحليل صحيح و دقيق از جايگاه كشور و نظام در شرايط كنوني جهان.
حضرت آيت الله خامنه اي درخصوص دارا بودن تحليل درست از وضعيت كشور به تبيين شرايط نظام اسلامي پرداختند و افزودند: جمهوري اسلامي ايران در طول ۳۳ سال گذشته با ط يف مختلفي از فشارها اعم از سياسي، امنيتي، نظامي، اقتصادي و تحريم ها مواجه بوده است اما ملت ايران با ايستادگي خود نه تنها اين فشارها را خنثي كرد بلكه قوي تر نيز شده ا ست.
ايشان لازمه رسيدن به تحليل درست از جايگاه و موقعيت كشور را، وجود ارزيابي صحيح از توانايي ها و نقاط قوت نظام اسلامي، فشارهاي جبهه دشمن، و در عين حال ناكامي هاي اين جبهه دانستند و تأكيد كردند: اين تصور كه علت دشمني جبهه استكبار با ملت ايران، اتخاذ برخي مواضع يا تصميم ها بوده، غلط است. علت اصلي همه اين فشارها، جايگاه مستقل ملت ايران و تسليم نشدن در برابر نظام سلطه است.
رهبر انقلاب اسلامي، هدف اصلي از افزايش فشارها به ملت ايران را، وادار كردن ملت به تسليم دانستند و افزودند: ملت ايران هيچگاه تسليم فشارها نشده و نخواهد شد و علت عصبانيت دشمن نيز، همين موضوع است.
حضرت آيت الله خامنه اي تأكيد كردند: ملت ايران با تكيه بر ثروت طبيعي و انساني مستعدي كه در اختيار دارد، از گردنه هاي دشوار و گذرگاههاي سخت عبور خواهد كرد و به توفيق الهي، به قله سعادت دنيا و آخرت،‌ و آرامش و آسايش خواهد رسيد.


در ابتداي اين ديدار آقايان و خانم ها:
-امير جعفرقلي – رتبه اول جشنواره خوارزمي و فارغ التحصيل دكتراي مهندسي برق
-شيما شاهجويي – دارنده مدال نقره المپياد كشوري در رشته زيست شناسي
-مهدي صفر نژاد بروجني – دارنده ي مدال طلا در رشته ي كامپيوتر و دانشجوي دكتراي مهندسي كامپيوتر
-محمدحسين اشتري – دانشجوي دكتراي علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي
-نسرين جعفري – دانشجوي دكتراي مهندسي عمران و رتبه اول حفظ قرآن كريم در مسابقات كشوري
-علي آرام – دانش آموخته دكتراي مهندسي مكانيك و دارنده ي مدال نقره المپياد كامپيوتر
-آرزو محمودزاده – دارنده ي مدال برنز المپياد دانش آموزي و دانشجوي رشته روانشناسي باليني
-محمد حسين بادامچ ي –دارنده ي مدال نقره المپياد فيزيك و دانشجوي دكتراي جامعه شناسي
-و قاسم درزي – دانشجوي دكتراي علوم قرآني و رتبه اول المپياد دانشجويي در رشته الهيات
ديدگاههاي خود را درخصوص حركت علمي كشور و اقدامات بنياد ملي نخبگان بيان و پيشنهادهايي را نيز مطرح كردند.
خانم سلطانخواه معاون علمي و فناوري رئيس جمهور نيز در گزارشي از عملكرد يكساله بنياد ملي نخبگان، به اجرايي شدن آيين نامه تسهيلات جذب و نگهداري نيروهاي نخبه، تسهيل در جذب نخبگان در مراكز آموزشي و تحقيقاتي و اجرايي شدن آيين نامه تسهيل ادامه تحصيل نخبگان در مقطع دكترا اشاره كرد.
تدوين سند راهبردي كشور در امور نخبگان، تدوين آيين نامه بكارگيري نخبگان در شركتهاي دانش بنيان، ساماندهي و برنامه ريزي علمي و حمايت از استعدادهاي برتر براي حضور متوازن در همه نقاط كشور، و ارائه خدمات هدفمند به مخترعان و برگزيدگان المپيادها از ديگر مواردي بود كه معاون علمي و فناوري رئيس جمهور در گزارش خود بيان كرد.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 22:55 |
در آستانه سفر پر خير و بركت رهبر معظم انقلاب اسلامي به خراسان شمالي، پيام مشتركي از سوي آيت الله مهمان نواز نماينده مردم در مجلس خبرگان رهبري ،احمدي بيغش استاندار خراسان شمالي و ابوالقاسم يعقوبي امام جمعه بجنورد صادر شد.

به گزارش ايسنا، متن اين پيام به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند سبحان را سپاس كه در سرزمين منتظران ظهور حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ، متنعم به نعمت ارزنده ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي هستيم.

سال‌هاست كه مردم خطه شهيد پرور باب الرضا و گنجينه فرهنگ‌ها ، اهالي ولايتمدار استان خراسان شمالي به انتظار طلوع خورشيد ولايت در ديار خود و رؤيت روي محبوب و مراد خويش نشسته‌اند كه اكنون به فضل الهي اين آرزوي ديرينه محقق مي شود و چشمان مردم بصير و پر شور استان به ديدار مقتدايشان ، رهبر فرزانه انقلاب ، مقام عظماي ولايت حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي (مدظله العالي ) روشن خواهد شد و با حضور حماسي ، حيرت انگيز و سراسر شكوه خود ، ديگر بار ، تجديد بيعتي ناگسستني با آرمان هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه ) خواهند نمود و بر استمرار پاسداري از خون مطهر شهدا در ظلّ رهبري حكيمانه با ولي خود پيمان مي بندند كه با لبيك به پيامبر اعظم ( صل الله عليه و آله وسلم ) بر دهان ياوه گويان ، صهيونيسم و استكبار جهاني و دشمنان دين خدا بكوبند . و با تبعيت از ولي امر مسلمين جهان اقتدار همه جانبه خود را به منصه ظهور برسانند .

بي ترديد ، اين سفر نوراني، منشاء نزول خيرات و بركات براي استان خراسان شمالي و مردم غيور آن خواهد بود . ان شأ الله.

رواق منظر چشم من آشيانه توست كرم نما و فرودآ كه خانه خانه توست

حبيب الله مهمان نواز ،نماينده مردم خراسان شمالي در مجلس خبرگان رهبري

محمود احمدي بيغش ،استاندار خراسان شمالي

ابوالقاسم يعقوبي ،امام جمعه شهرستان بجنورد

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 1:8 |

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز (پنجشنبه) با صدور پيامي به‌مناسبت هفته دفاع مقدس و روز تجليل از شهيدان و ايثارگران، از شهيدان به‌عنوان مظهر شگفتي‌ها و زيبايي‌هاي دوران جهاد في سبيل الله ياد كردند و افزودند: راز بزرگ پيروزي در همه‌ي ميدان‌ها، از خود گذشتگي است.
متن اين پيام كه همزمان با مراسم غبار روبى، عطرافشانى و گلباران مزار شهيدان در سراسر كشور از سوي حجت الاسلام و المسلمين رحيميان نماينده ولى فقيه در بنياد شهيد و امور ايثارگران در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) تهران قرائت شد؛ بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
نام مبارك شهيدان بر پيشاني يكي از روزهاي هفته‌ي دفاع مقدس، اين روز را همچون قلّه‌ي رفيع روزهاي پر خاطره‌ي آن دوران، برجسته و ممتاز مي‌سازد. زيرا شهيدان، خود، تجسّم همه‌‌ي شگفتي‌ها و زيبايي‌هاي دوران جهاد في سبيل الله اند. راز بزرگ پيروزي در همه‌ي ميدان‌ها، از خود گذشتگي است و انسان‌هاي از خودگذشته و فداكارند كه ملت‌هاي خود را به اوج شكوه و عظمت مي‌رسانند. رها شدن از تعلقات حقير مادّي است كه چنين انسان‌هايي را به آنچنان توانايي شگفت انگيز مي‌رساند و قدرتي فرامادّي ب ه آنان مي‌بخشد. شهيدان عزيز ما و خانواده‌هاي صبور و بزرگوار آنان كه براي خدا از نفيس‌ترين داشته‌هاي عالم مادّي چشم پوشيدند، در صفوف مقدّم چنين انسان‌هايي قرار دارند.
سلام خدا و فرشتگان و بندگان صالح بر آنان باد.
سيّد علي خامنه‌اي
6/مهر/1391

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 21:15 |
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي درگذشت اخوی مکرّم آیت الله سید جعفر کریمی را تسليت گفتند.
متن پيام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله جناب آقای حاج سیّد جعفر کریمی دامت‌برکاته
درگذشت اخوی مکرم آنجناب را که خود از فضلای محترم حوزه علمیه نجف و قم بودند، به جنابعالی و دیگر بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می کنم. از خداوند متعال رحمت و مغفرت برای آن مرحوم و صبر و آرامش برای بازماندگان و بقای سلامت و عافیت برای جنابعالی مسئلت می‌نمایم.
والسلام علیکم و رحم ة الله
سید علی خامنه‌ای
۵/ مهر/ ۱۳۹۱
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 14:6 |

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي پيش از ظهر امروز(دوشنبه) در ديدار كارگزاران حج، با اشاره به اهانت انجام گرفته به پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) و تجلي عظمت شخصيت آن حضرت در چشم دوستداران و حتي دشمنان ، حج امسال را داراي موقعيتي خاص و متفاوت از سالهاي گذشته ارزيابي و تأكيد كردند:تبلور زيبا و عظيم اتحاد امت اسلامي بواسطه وجود مقدس خاتم الانبياء (ص) و اظهار تنفر و خشم عميق همه مسلمانان از جبهه استكبار ‌، بايد در حج كه مركز تجمع مسلمانان از سراسر دنيا است، خود را نشان دهد و اين، معناي واقعي برائت از مشركين است.

حضرت آيت الله خامنه اي، اقدام مستكبران و عوامل آنها در اهانت به درگاه قدسي پيامبر رحمت، عزت و كرامت را نشان دهنده عمق دشمني و بغض و كينه جبهه استكبار با پيامبر اسلام (ص) دانستند و افزودند: موضعي كه سياستمداران غربي در قبال اين اهانت بزرگ، اتخاذ كردند، هيچ تفاوتي با موضع دشمني نداشت.

ايشان ، خاطرنشان كردند: قضيه اهانت به پيامبر اسلام (ص) و موضع گيري سردمداران جبهه استكبار، چهره واقعي آنان و محور اصلي تقابل جبهه حق و باطل را آشكار كرد و مشخص شد اساس دشمني مستكبران با اصل اسلام و وجود مقدس خاتم الانبياء (ص) است.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به خروش يكپارچه و عظيم مسلمانان در كشورهاي اسلامي و حتي در اروپا و امريكا، در مقابل اين اهانت، افزودند: حركت جوشان دنياي اسلام در اظهار ارادت به پيامبر اسلام (ص) و ابراز تنفر عميق از دشمنان، صحنه عجيب و بسيار مهمي است كه نشانگر ظرفيت بزرگ تحرك امت اسلامي است.

حضرت آيت الله خامنه اي، وجود مقدس خاتم الانبياء (ص) را محل تلاقي همه مسلمانان اعم از مذاهب و فرقه هاي مختلف دانستند و خاطرنشان كردند:در اين عرصه، شيعه و سني و معتدل و تندرو، ديگر موضوعيتي ندارد و همه با دل و جان به صحنه آمده اند زيرا پيامبر اسلام (ص) محور و قطب عقايد الهي و اسلامي هستند.

ايشان استمرار تبلور ارزشمند وحدت حول شخصيت عظيم نبي مكرم اسلام (ص) و ابراز تنفر از دشمنان ايشان را در حج، ضروري و مهم خواندند و تأكيد كردند: برائت از مشركين يعني همه مسلمانان احساس كنند كه در مقابل يك دشمن قرار دارند و از عمق وجود نسبت به او برائت بورزند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به مقام شامخ و بسيار والاي حضرت خاتم الانبياء (ص) و درودهاي خاص خداوند و ملائك الهي به ايشان، افزودند:مسلمانان بايد پاي سخن پيامبر (ص) يعني توحيد، اسلام و قرآن بايستند و حج را مظهر اظهار عشق و ارادت به آن حضرت كنند.

حضرت آيت الله خامنه اي، امت اسلامي را به هوشياري در قبال توطئه خطرناك ايجاد اختلاف در صحنه عظيم و يكپارچه خروش مسلمانان، فراخواندند و خاطرنشان كردند: دشمنان دين و مستكبران بدانند كه امت اسلامي با وجود مذاهب مختلف و برخي تفاوتهاي نظري و عقيدتي، در مقابل آنها يكپارچه و متحد هستند.

ايشان تأكيد كردند: نبايد گذاشت كه جبهه استكبار با حربه ايجاد اختلاف، خود را از خشم امت اسلامي نجات دهد.

رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود، حج را فريضه اي سرشار از ياد و ذكر خدا دانستند و افزودند: حج يكي از بهترين و شايد بي نظيرترين فرصت ها براي تعميق ياد خدا و خشوع و تضرع در مقابل پروردگار است .

حضرت آيت الله خامنه اي همچنين زائران بيت الله الحرام را به تعميق ارتباط قلبي با مسلمانان كشورهاي مختلف از طريق تكيه بر مشتركات و اظهار محبت و رعايت آداب و اخلاق اسلامي توصيه كردند.

در ابتداي اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين قاضي عسگر نماينده ولي فقيه و سرپرست زائران ايراني بيت الله الحرام در سخناني با اشاره به انتخاب شعار «حج، عزت، همبستگي و مسئوليت اسلامي» براي حج امسال و همچنين اقدامات انجام گرفته در طول عمره 91-90، گفت: برگزاري 97 همايش در مكه و مدينه با حضور جوانان و قشرهاي تحصيل كرده جهان اسلام، برگزاري 21 همايش براي زائران و علماي اهل تسنن، جلسات هم انديشي با نخبگان و شخصيت هاي علمي و فرهنگي كشورهاي اسلامي، برگزاري محافل قرآني، برگزاري جلسات آموزشي براي عمره گذاران و حجاج و توليد دهها عنوان كتاب جديد از جمله اقدامات فرهنگي است.

آقاي حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز سخناني درخصوص حج و جايگاه آن و همچنين ويژگيهاي حج امسال بيان كرد.

حجت الاسلام موسوي رئيس سازمان حج و زيارت نيز گزارشي از اقدامات و خدمات اجرايي براي حدود 75 هزار زائر ايراني كه در قالب 449 كاروان عازم حج هستند،‌ارائه كرد.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 0:25 |

حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره‌ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در زیر آن را می‌خوانید:

i4543_n00171583rb000.jpg


اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.

مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود. آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت.

از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.

شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و ...

هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود:«آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.

از بقیه بگذریم.

همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.

آقا در بین صحبت هایش فرمود:

«تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»

وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.

دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:

«حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»

سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»

که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.

کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.

آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.

عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:

«شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.»

ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.

چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...

به آقا گفتم:

«آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.»

آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:

« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»

با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:

« الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله »

دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.

دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.

مزار این شهید کجاست؟

چندی پیش در یکی از خبرگزاری‌ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث گردید این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.

هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود به دنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.

ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .






+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:56 |
رهبر انقلاب اسلامی، امشب (سه شنبه) در دیدار هزاران نفر از نیروهای مسلح منطقه شمال کشور و خانواده های آنان، با استناد به «گسترش روزافزون ریشه ها، استحکام بدنه شجره طیبه انقلاب اسلامی، و سرسبزی و پیشرفتهای مشهود در شاخ و برگهای مختلف آن» تأکید کردند: استمرار این حرکت پرنشاط و رسیدن به افق روشن آینده، نیازمند کار و تلاش جدی و عزم و همت همگانی است.
ایشان در نگاهی تبیینی به مراحل مختلف مبارزات ملت و پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: ایران عزیز و ملت بزرگ ما از ۳۳ سال پیش به برکت بیداری اسلامی در راهی پرافتخار و خوش عاقب� � در حال حرکتند.
حضرت آیت الله خامنه ای، مسیر پرپیچ و خم اما پرنشاط و پرتحرک سه دهه اخیر را ترجمان آیاتی از قرآن کریم مبنی بر همراه بودن «گشایش و آسایش» با «سختی و دشواری» دانستند و افزودند: بیداری اسلامی در برخی کشورهای منطقه، پدیده بسیار مبارکی است اما انقلاب اسلامی ملت ایران، از لحاظ عمق، گسترش و آرمانخواهی، دارای ویژگی های استثنایی است.
ایشان، وحدت همه مردم حول شعارها و آرمانهای انقلاب، فراگیر بودن شور و نشاط انقلابی در سراسر کشور و حضور توده های مؤمن و جان برکف ملت در میدان مبارزه را از جمله این ویژگی ها خواندند و تأکید کردند: هر جا ملتها، ب� �ایمان و فداکاری در میدان حضور یابند هیچ قدرتی، توان مقابله با آنها را ندارد چرا که براساس سنت الهی، خون بر شمشیر پیروز است.
رهبر انقلاب، حضور همه جانبه ملت در صحنه های مختلف را پشتوانه مستحکم مسئولان نظام در ایستادگی مقابل خواستهای نامشروع دشمنان برشمردند و افزودند: برخی کشورهای انقلاب کرده، این روزها بخاطر فشار امریکایی ها، مجبور به بعضی موضع گیریها می شوند در حالیکه مسئولان نظام اسلامی در تمامی ۳۳ سال اخیر مقابل اینگونه فشارها ایستاده اند.
ایشان تأکید کردند: امروز هم جمهوری اسلامی به برکت حضور مردم در صحنه، حرف و خواست هیچ ابرقدرتی را ق بول نمی کند و تنها براساس مصلحت کشور و ملت تصمیم می گیرد ولو اینکه همه قدرتهای عالم از این تصمیم خشمگین شوند.
رهبر انقلاب اسلامی، روشن شدن هرچه بیشتر ابعاد مختلف آرمانهای انقلاب را، پیشرفتی بسیار اساسی دانستند و خاطرنشان کردند: با گذشت زمان، مفهوم آرمانهایی نظیر «جمهوری اسلامی، مردمسالاری اسلامی، استقلال و آزادی» برای مردم، نخبگان و سیاسیون، روشن تر و «بایدها و نبایدهای مسیر تحقق این اهداف» مشخص تر شده، ضمن اینکه در همه سالها حرکت «براساس همین آرمانها» ادامه یافته است که این مسئله، مهمترین پیشرفت است.
حضرت آیت الله خامنه ای، عمیق شدن ریشه ه� � و استحکام بدنه جمهوری اسلامی را از دیگر پیشرفتهای مشهود نظام اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: در مقایسه با سالهای اول انقلاب، امید دشمنان برای سرنگونی نظام منتخب ملت ایران، به مراتب ضعیف تر و در موارد بسیار به یأس و نومیدی تبدیل شده که این واقعیت، استحکام خدشه ناپذیر جمهوری اسلامی را نشان می دهد.
ایشان، پیشرفتهای شگفت آور در رشته های مختلف علم و فناوری را از نشانه های طراوت و تازگی شاخه های پربرکت نظام اسلامی دانستند و افزودند: پیشرفت در عرصه هایی نظیر هسته ای و سلولهای بنیادی، به گونه ای بوده است که حتی برخی دانشمندان محترم، برجسته و خدوم نسل گذشته کشور، آنها را باور نمی کردند.
ایشان افزودند: هم اکنون نیز جوانان دانشمند ایران در زمینه های علمی، اکتشافات و ساخت و سازهای علمی، در حال پیشرفتهایی هستند که برای برخی باور نکردنی است.
رهبر انقلاب پس از تبیین پیشرفتهای اساسی کشور تأکید کردند: حرکت همگانی و پرنشاط برای پیشرفت کشور باید ادامه یابد و این حقیقت، باوری همگانی شود که «کار و تلاش، بازنشستگی نمی شناسد و به پایان راه نمی رسد».
ایشان، سیاه نمایی و تاریک جلوه دادن اوضاع کشور را از روشهای شناخته شده دستگاه رسانه ای غرب و صهیونیزم برای متوقف کردن مسیر ملت ایران خواندند و خاطرنشان کردند: ملت ضمن بی اعتنایی به این سیاه نمایی ها، آگاه است که برای رسیدن به آینده تابناک کشور، نباید دچار غفلت شد و یا به خواب رفت.
رهبر انقلاب همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، خانواده های نیروهای مسلح را شریک مجاهدتها و افتخارات آنان دانستند و افزودند: نیروهای مسلح در بنای رفیع و باشکوه نظام اسلامی، نقش حساسی دارند که ایفای این نقش مهم، بدون همراهی، قدرشناسی و احساس افتخار خانواده های آنان، ممکن نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای، نظام اسلامی نوین را زمینه ساز تمدن نوین اسلامی خواندند و با تجلیل از صبر و بزرگواری خانواده های معظم شهیدان افزودند: ا� �ر«صبوریِ ستایش برانگیز» این خانواده ها نبود، جریان شهادت، با این شکفتگی و طراوت در کشور جاری نمی شد و این حقیقت، منت بزرگ خانواده های سرافراز شهیدان بر ملت ایران است.
در ابتدای این دیدار، امیردریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش اجتماع خانواده نیروهای مسلح در حضور فرمانده کل قوا را فرصتی برای نمایش برادری و همدلی خواند و افزود: بخش عمده ای از توفیقات نیروهای مسلح از زمان دفاع مقدس تاکنون مرهون همدلی و همراهی خانواده های آنان بوده است.

t4979_29226_667.jpg

g5773_29206_290.jpg

2215_29216_988.jpg

m7536_29225_329.jpg
i4431_29221_356.jpg
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:47 |
حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا صبح امروز(سه شنبه) با حضور در نمایشگاه دستاوردهای ارتش جمهوری اسلامی ایران، از روند فعالیتها و پیشرفتهای فنی، دفاعی، رزمی و علمی بخشهای مختلف ارتش بازدید کردند.
در آغاز این بازدید گزارشی از چگونگی شکل گیری ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش و اعمال کنترل و نظارت دقیق بر محدوده تحت مسئولیت این ناوگان، به اطلاع رهبر انقلاب رسید.
سامانه تجمیع ارتباطات و دورسازی منابع تشعشع از قرارگاه که در این بخش از نمایشگاه ارائه شده است بازوی اصلی نیروی دریایی در محدوده آبهای تحت کنترل جمهوری اسلامی در دریای خزر است.
در این بخش فرمانده کل قوا در ارتباط زنده فرمانده بیست و دومین ناوگروه نیروی دریایی ارتش اعزامی به «اقیانوس هند، تنگه باب المندب و دریای سرخ»، برای مدافعان عزت و شرف ایران از خداوند آرزوی توفیق کردند.
دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر نیز، در این نمایشگاه بخشی از دستاوردهای خود را ارائه کرده اند. تجهیز پهپادهای تحقیقاتی به سامانه لیزر به منظور افزایش دقتِ رصد و هدف گیری، و «شناور شناسایی زیرسطحی کنترل از راه دور طاها» از جمله این دستاوردهاست. طاها با استفاده از امواج صوتی کنترل و هدایت می شود.
سامانه پرتاب موشک «جاسک ۲» با قابلیت نصب برای پرتاب از زیر سطح به سمت اهداف سطحی از دیگر دستاوردهای ارائه شده دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی است. این موشک با همکاری وزارت دفاع، سازمان جهاد خودکفایی نیروی دریایی و مراکز دانشگاهی طراحی و تولید شده است.
دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی شامل دانشگاه افسری امام علی (ع)، دانشگاه خاتم الانبیاء – دانشگاه شهید ستاری و دانشگاه علوم پزشکی ارتش نیز چند پروژه تحقیقاتی – کاربردی در نمایشگاه ارائه کرده اند. طراحی و ساخت دو رادار پیشرفته ثامن و شهاب با کمک مراکز علمی کشور از جمله این پروژه هاست.
در غرفه دستاوردهای نیروی دریایی گزارشی از فعالیتهای علمی – عملی برای تقویت توان دریایی، ساخت شناورهای سطحی و زیرسطحی کلاسهای مختلف و شتاب بخشیدن به روند خودکفایی این نیرو بیان شد.
چگونگی استقرار نظام مدیریت دانش و مستندسازی فعالیتها و پیشرفت ها به عنوان مبنای آموزش و ترویج علمی این دستاوردها، از جمله مسائلی بود که در این بخش از نمایشگاه به اطلاع فرمانده کل قوا رسید.
در این قسمت گزارشی از خودکفایی نیروی دریایی در تعمیرات نیمه اساسی زیردریایی سنگین کلاس طارق نیز ارائه شد.
طارق از پیچیده ترین تکنولوژي روز دنیا برخوردار است. در تعمیرات این زیردریایی پیشرفته، حدود ۵۰ هزار قطعه ساخته شده و ۲۰۰ هزار قطعه تعمیر شده است.
قطع وابستگی به خارج و بومی سازی دانش از دیگر اهداف این پروژه بزرگ بوده است.
در این بخش ناخدا دوم حسین حریری فرمانده «ناوتیپ زیر سطحی» منطقه یکم نیروی دریایی در جنوب، در ارتباطی زنده با اعلام آمادگی طارق برای انجام مأموریت از فرمانده کل قوا درخواست فرمان کرد که با موافقت رهبر انقلاب زیردریایی پیشرفته طارق، به ناوگان عظیم مدافعان مرزهای آبی ایران پیوست.
در این بخش از نمایشگاه همچنین از روند آماده سازی ناوشکن چند منظوره و دردست ساخت سهند و نیز ناوموشک انداز و در دس ت ساخت پیکان گزارش مصور و مستندی ارائه شد.
ناخدا یکم جعفر سعیدی فرمانده کارخانجات نیروی دریایی ارتش در بندرعباس در ارتباطی مستقیم درخواست کرد فرمانده کل قوا، اجازه آب اندازی سازه اصلی ناوشکن سهند را صادر کنند. لحظاتی بعد با موافقت حضرت آیت الله خامنه ای، این سازه مهم به آب انداخته شد.
بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه دستاوردهای ارتش با توضیحات فرماندهان و مسئولان درباره پروژه مهم اولین ناوشکن آموزشی – عملیاتی نیروی دریایی ارتش ادامه یافت. طراحی این پروژه که گام مهمی در تعمیق آموزشهای افسران و درجه داران نیروی دریایی است به پایان رسیده است. ا ین طرح، در ادامه به ساخت ناوشکن منتهی خواهد شد.
«شبیه ساز رزم دریایی شبکه محور»، جهت آموزش کلیه سناریوهای تاکتیکی از دیگر دستاوردهای ارتش بود که مورد بازدید فرمانده کل قوا قرار گرفت.
مدافعان سایبری مرزهای آبی جمهوری اسلامی ایران نیز غرفه ای از نمایشگاه را به خود اختصاص داده بودند.
در این بخش، توضیحات لازم در زمینه چگونگی خنثی کردن حملات و تهدیدات سایبری در عرصه دریا به اطلاع حضرت آیت الله خامنه ای رسید.
بازدید فرمانده کل قوا از نمایشگاه بیش از دو ساعت به طول کشید.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 1:2 |
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در جمع فرماندهان ارتش و دست اندرکاران نمایشگاه دستاوردهای ارتش با ابراز خرسندی از پیشرفت مشهود در سراسر ارتش، «توأم شدن علم و عمل» را مهمترین عامل تحقق اهداف و انجام شدن صحیح کارها برشمردند و نیروهای مسلح را به توجه کامل به این عامل اساسی و پیش برنده فراخواندند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توصیه های مکرر معارف اسلامی درباره «جایگاه رفیع علم و عمل و ضرورت توأم شدن این دو عامل» افزودند: همانگونه که از سالها قبل تأکید شده است مراکز علمی و آموزشی در نیروهای مسلح، باید بطو ر مستمر رشد و ارتقا یابند.
حضرت آیت الله خامنه ای زنده نگه داشتن روح اعتماد به نفس، و «ابتکار و نوآوری» را موجب استمرار پیشرفت نیروهای مسلح دانستند و خاطرنشان کردند: کشف و بکارگیری حتی گوشه هایی از استعدادهای پیچیده، فراوان و ناشناخته انسان، می تواند هر محیطی از جمله محیطهای نظامی را متحول سازد، بنابراین سقف پرواز استادان و دانشجویان را بسیار بلند قرار دهید.
فرمانده کل قوا مقررات حاکم بر محیطهای نظامی از جمله نظم و انضباط را مهم خواندند و در عین حال افزودند: در محیط های آموزشی نیروهای مسلح، حالت تحرک و انعطاف نیز مورد توجه قرار گیرد.
ایش ان، نیروهای مسلح مستحکم و متناسب با اهداف و آرمانهای جمهوری اسلامی را هدف بلند مدت نیروهای مسلح برشمردند و افزودند: آرمانهای نظام اسلامی، فراگیر و مربوط به همه جامعه بشری است البته ما برای تحقق این آرمانها، تعرض و تجاوز به حیثیت هیچ کشور و ملتی را جایز نمی دانیم اما نیروهای مسلح باید به قابلیتهایی برسند که هیچ کس نتواند حصار مستحکم کشور و ملت عزیز ایران را مورد تعرض قرار دهند.
توجه به دانش های جدید، استمرار ساخت تجهیزات، شتاب بخشیدن به نهضت قطعه سازی، به روز رسانی و خلق پدیده های جدید علمی، استفاده از اساتید مجرب، گسترش همکاری با مراکز علمی، دانشگاهی و توجه جدی به معنویات از دیگر توصیه های رهبر انقلاب اسلامی به فرماندهان ارتش بود.
در ابتدای این دیدار امیردریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در گزارشی افزایش روحیه معنوی پرسنل، نوسازی تجهیزات، ایجاد امنیت پایدار و گسترش همکاری با کشورهای دوست و همسایه را از جمله اقدامات این نیرو در سالهای اخیر اعلام کرد.
دریادار سیاری همچنین خودکفایی در تأمین و ساخت تجهیزات و اقلام دفاعی، ساخت انواع شناورهای سطحی و زیرسطحی، تقویت توان موشکی و گسترش ساماندهی دفاعی – رزمی را از جمله اهداف نیروی دریایی خواند.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 1:1 |
حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا صبح امروز (دوشنبه) در مراسم دانش آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به جنایت اهانت به چهره منور خاتم پیامبران، حضرت محمد مصطفی (ص) تأکید کردند: ملتها با شناخت سیاستهای اسلام ستیزانه استکباری و صهیونیستی، انگشت اتهام خود را به سمت امریکا و برخی کشورهای اروپایی گرفته اند و سردمداران این کشورها باید با جلوگیری از اینگونه اقدامات جنون آمیز، عملاً ثابت کنند که در این جرم و جنایت بزرگ، شریک نیستند.
رهبر انقلاب اسلامی، با یادآوری احساس عقب ماندگی دشمنان اسلام در "رویارویی با ملت بزرگ ایران و حرکت جوشان و خروشان بیداری اسلامی "افزودند: این مسئله باعث شده است که دشمنان امت اسلامی به کارهای دیوانه واری همچون حادثه اخیر دست بزنند.
ایشان، این حادثه را از جمله عبرتهای ماندگار تاریخ دانستند و خاطرنشان کردند: سردمداران نظامهای استکباری، در حالیکه از محکوم کردن این جنایت خودداری می کنند و وظایف خود را در مقابله با این جرم بزرگ انجام نمی دهند، ادعا می کنند در این حادثه دخیل نبوده اند.
رهبر انقلاب افزودند: البته ما اصراری نداریم دست داشتن آنها را در این جنایت اثبات کنی م اما شیوه های سیاستمداران امریکا و برخی اروپاییها، آنان را در افکار عمومی ملتها، مقصر کرده است و آنها باید نه با زبان، بلکه با عمل، خود را از این جرم سنگین تبرئه کنند.
ایشان با یادآوری انگیزه های ضداسلامی در دستگاههای استکباری افزودند: به علت همین انگیزه هاست که مستکبران جلوی اهانت به اسلام و مقدسات را نگرفته اند و نخواهند گرفت.
حضرت آیت الله خامنه ای در اثبات دروغ بودن سخنان مقامات امریکایی و غربی مبنی بر «متعارض بودن جلوگیری از اهانت به اسلام با آزادی بیان»، چند واقعیت را مبنای استدلال قرار دادند.
وجود خطوط قرمز مشخص در غرب برای جلوگیری � �ز هرگونه تعرض به اصول استکباری از جمله این واقعیت ها بود.
رهبر انقلاب این پرسش را مطرح کردند که آیا کسی باور می کند در کشورهایی که با شدت و خشونت تمام، جلوی تعرض به اصول استکباری گرفته می شود جلوگیری از اهانت به مقدسات شریف اسلام، مخالفت با آزادی بیان باشد؟
ایشان خاطرنشان کردند: در بسیاری از کشورهای غربی، کسی جرئت نمی کند واقعه مجهول الحال هولوکاست را زیر سؤال ببرد و یا در مورد سیاستهای زشت اخلاقی استکبار از جمله همجنس بازی مطلبی منتشر کند، چگونه است که در این مواقع، آزادی بیان محلی از اعراب ندارد اما اهانت به اسلام ومقدسات اسلام تحت عنوان در� �غین آزادی بیان، آزاد است؟
رهبر انقلاب اسلامی امریکاییها را دیکتاتورپرور نامیدند و با اشاره به حمایتهای بیدریغ و دهها ساله امریکا از حسنی مبارک دیکتاتور مصر، محمدرضا پهلوی دیکتاتور ایران و دیکتاتورهای فعلی منطقه افزودند: با این کارنامه سیاه، امریکایی ها چگونه ادعای دمکراسی خواهی و حمایت از آزادی سر می دهند؟
حضرت آیت الله خامنه ای، تظاهرات اعتراض آمیز ملتها به سمت مراکز سیاسی- اجتماعی امریکا در کشورهای مختلف را نشانه تنفر عمیق آنها از سیاستهای استکباری و صهیونیستی خواندند و خاطرنشان کردند: دلهای ملتها از امریکا پر است به همین علت هنگامی که م ثل حادثه اخیر، موردی و منفذی پیدا می شود، این خشم و نفرت بروز عمومی می یابد.
ایشان در پایان این بخش از سخنانشان تأکید کردند: بدون شک، خورشید اسلام در رویارویی مستکبران با این دین الهی، تابناکتر از همیشه خواهد درخشید و پیروزی از آن امت اسلامی خواهد بود.
فرمانده کل قوا در سخنان خود در مراسم دانش آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران، همچنین حضور در نیروهای مسلح از جمله ارتش را راهی نورانی و پرافتخار برشمردند و افزودند: جوانان عزیزی که با «انگیزه و عشق و بصیرت»، وارد این میدان می شوند، «ستایش ملت، سربلندی دنیوی و اجر الهی» را نصیب خود می سازند.
ایشان، ایران امروز را دریای موّاجی از «عشق به پیشرفت و میل به تحرک و ابتکار و نوآوری» دانستند و خاطرنشان کردند: هرچه می گذرد، اهمیت و ارزش تاریخی تلاش در بنای جمهوری اسلامی و استحکام بخشیدن به این بنا بیشتر آشکار می شود که در این زمینه، نیروهای مسلح، وظایفی بزرگ بر عهده دارند.
در این مراسم در ابتدای ورود رهبر انقلاب اسلامی، سرود ملی جمهوری اسلامی ایران نواخته شد
ایشان همچنین با حضور در یادمان شهدا، به شهیدان سرافراز اسلامی و انقلاب و ایران ادای احترام کردند.
فرمانده کل قوا، سپس از یگانهای ح� �ضر در میدان سان دیدند.
رهبر انقلاب اسلامی، در این مراسم همچنین از خانواده معظم شهید ناوسروان خوش نیت تجلیل کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اعطای دانشنامه به نماینده دانش آموختگان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر، به فرماندهان، استادان، پژوهشگران، دانش آموختگان و دانشجویان نمونه، جوایزی اهدا کردند.
نماینده دانشجویان جدید نیز از دست فرمانده کل قوا، سردوشی خود را دریافت کرد.
قرائت سوگند نامه دانشجویان جدید، اعطای پرچم به نمایندگان دانشجویان جدید، سرود دسته جمعی، و رزمایش میدانی از دیگر برنامه های مراسم امروز بود.
در ادامه مراسم، یگانهای حاضر در میدان صبحگاه دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر از مقابل جایگاه رژه رفتند.
در این مراسم، همچنین امیر سرلشگر عطاءالله صالحی فرمانده کل ارتش، ضمن خیر مقدم تأکید کرد: ارتش در اوج توانمندی، همچون همیشه آماده دفاع از مرزهای مبارک جمهوری اسلامی و ملت قدرشناس ایران است.
امیر جعفری تهرانی فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر نیز گزارشی از روند تحصیلی و آموزشهای تخصصی – علمی دانشجویان و دانش آموختگان این دانشگاه بیان کرد.
در ادامه این مراسم، دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر در حضور فرمانده کل قوا، تمرین دریایی انجام دادند.
انهدام یگانهای شناور دشمن فرضی از سطح و زیرسطح، آزادسازی کشتی ربوده شده، تصرف یگان شناور دشمن از هوا، پرش غواصی از بالگرد و «پاکسازی، مین ریزی و دفاع از ساحل» از جمله قسمتهای این تمرین دریایی دانشجویی بود.
در طول تمرین دریایی، دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش، توضیحات لازم را بیان می کرد.
رهبر انقلاب امروز همچنین از شبیه ساز زیر سطحی کلاس غدیر، بازدید کردند.
این شبیه ساز کاملاً بومی در سازمان جهاد خودکفایی نیروی دریایی ساخته شده است.
شبیه سازها نقش مهمی در آموزش علمی عملیاتی دانشجویان نیروی دریایی برعهده دارند.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 1:0 |
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي درگذشت همشيره مكرّمه حجت الاسلام و المسلمين آقاي باريك بين نماينده ولي فقيه و امام جمعه قزوين را تسليت گفتند.
متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ هادي باريك بين دامت بركاته
درگذشت همشيره مكرّمه، مادر شهيدان بزرگوار را به جنابعالي و ديگر بازماندگان تسليت عرض مي كنم. از خداوند متعال مسألت مي كنم كه آن مرحومه را با عزيزان شهيدش و با اوليائش محشور فرمايد.
سيّدعلي خامنه اي
25 / شهريور / 1391
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 17:28 |

در پي اهانت نفرت انگيز دشمنان اسلام به ساحت نوراني پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله و سلم حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به ملت ايران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه ي اين حركت شرارتبار را سياستهاي خصمانه ي صهيونيسم، امريكا و ديگر سران استكبار جهاني خواندند و با تشريح دلايل كينه ورزي صهيونيستها نسبت به اسلام و قرآن، تاكيد كردند: سياستمداران آمريكا اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن را كه دل ملتهاي مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با اين جرم بزرگ برسانند.
متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله العزيز الحكيم: يُريدونَ لِيُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون
ملت عزيز ايران؛ امت بزرگ اسلام
دست پليد دشمنان اسلام بار ديگر با اهانت به پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم كينه ي عميق خود را آشكار ساخت و با اقدامي جنون آميز و نفرت انگيز، خشم مجموعه هاي خبيث صهيونيستي را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان كنوني نشان داد. در روسياهي عاملان اين جنايت و گناه بزرگ همين بس كه مقدسترين و نوراني ترين چهره ميان مقدسات عالم را آماج ياوه هاي مشمئز كننده ي خويش ساخته اند. پشت صحنه ي اين حركت شرارتبار، سياستهاي خصمانه ي صهيونيسم و امريكا و ديگر سران استكبار جهاني است كه به خيال باطل خود ميخواهند مقدسات اسلامي را در چشم نسلهاي جوان در دنياي اسلام از جايگاه رفيع خود فروافكنده و احساسات ديني آنان را خاموش كنند. اگر از حلقه هاي قبلي اين زنجيره ي پليد يعني سلمان رشدي و كاريكاتوريست دانماركي و كشيش هاي امريكايي آتش زننده قرآن حمايت نميكردند و دهها فيلم ضد اسلام را در بنگاههاي وابسته به
سرمايه داران صهيونيست سفارش نميدادند، امروز كار به اين گناه عظيم و غيرقابل بخشش نمي رسيد. متهم اول در اين جنايت، صهيونيسم و دولت امريكا است. سياستمداران امريكا اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن را كه دل ملتهاي مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با اين جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نيز بدانند كه اين حركات مذبوحانه ي دشمنان در برابر بيداري اسلامي، نشانه ي عظمت و اهميت اين خيزش و مبشّر رشد روزافزون آن است، والله غالبٌ علي امره
سيدعلي خامنه اي
23/شهريور/1391

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 15:29 |
در دوران مبارزه با رژيم ستم شاهى و در زمانى که رهبرى جامعه؛ مهمترين مساله نهضت اسلامى بود؛ رهبر انقلاب چند سخنرانى درباره تحليل ‏زندگانى امام ششم(ع) ايراد کردند که در کتاب پیشوای صادق جمع‌آوری شده است.
به گزارش مشرق به نقل از خبرگزاری دانشجو ، دستیابی به مستندات قابل اعتماد و نیز نگاهی جامع به رویدادهای تاریخی، از مقدمات ضروری در بهره‌برداری از مطالعات تاریخی به شمار می‌آید، اما كافی نیستند. گاه در فهم و تحلیل تاریخ، باید سؤالاتی مهم را دست‌مایه كشف عناصر پشت‌پرده جریان‌های تاریخی نمود كه به صورت آشكار و صریح مورد توجه قرار نمی‌گیرند و در متون تاریخی نیز خودنمایی نمی‌كنند. «تاریخ‌نگاری تحلیلی» که مورد اشاره اهل فن است، معمولاً ناظر به همین مقصود در مواجهه با تاریخ و رویدادهای تاریخی است.
در دوران مبارزه با رژيم ستم شاهى و در زمانى که رهبرى جامعه؛ مهمترين مساله نهضت اسلامى بود؛ رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت ‏آيت‌الله خامنه‏اى چند سخنرانى درباره تحليل ‏زندگانى امام ششم(ع) ايراد کردند که بعد از پيروزى انقلاب اسلامى؛ تحت عنوان «پيشواى صادق(ع)‏» منتشر گرديد. تاريخ دقيق انجام سخنرانى معلوم نيست وليکن بين سالهاى ‏45 تا 50 شمسى بوده است. در فاصله سالهاى ‏58 تا 60 شمسى از این بیانات کتاب «پيشواى صادق(ع)‏» منتشر شد.
محتواى این کتاب هرچند مختصر است؛ اما يکى از بهترين تحليل‏هاى سياسى ‏درباره عملکرد امام صادق(ع) شمرده مى‏شود که درصدد است وجوه پنهان حقایق تاریخی عصر بنیان‌گذار مکتب تشیع را بر اساس لایه های مختلف اسناد و مدارک ارائه دهد.
دو قضاوت قابل تأمل درباره امام صادق در میان مردم
دو قضاوت درباره امام صادق(ع) در بين مردم وجود دارد که ‏هر دو محل تامل است؛ قضاوت اول جانب‌دارانه بوده و از طرف کسانی ابراز می‌شود که خود را دوستدار و موالیان امام می‌نامند؛ که به این شرح است: آن امام بزرگ؛ فرصتى طلايى براى تعليم و تربيت ‏به دست آورد و چنان غرق در نشر علم و دين شد که نتوانست ‏به فريضه امر به معروف و نهى از منکرعمل کند و ناچار شد در مقابل حکام ظلم و جور به مدح و ستايش و تملق بپردازد!!

قضاوت دوم اعتراض‏آميز است: او در زمانى که ظلم و جنايت از در و ديوار مى‏باريد، ره عافيت در پيش گرفت و از رسالت انسانى يک رهبر غفلت ورزيد و به درس و بحث دل خوش کرد! در حالى ‏که شيعيانش گرفتار تعقيب و زندان و شکنجه و تبعيد و قتل و غارت‏ بودند!!!

هيچ يک از این دو قضاوت؛ پايه و مايه استوار و صحيحى ندارد. هر دو قضاوت براساس چند روايت مجعول شکل گرفته است که دقت در محتواى آن؛ ساختگى بودن آن را آشکار مى‏سازد، زيرا ساحت رفيع ‏امامت ‏بسى پاک‏تر و والاتر از آن است که آلوده به تملق و ستايش ‏بي‌جا؛ آن هم نسبت ‏به طاغوت‏ها و ستمگران گردد. علاوه برآن که ‏برخى از اين روايات، اساسا سند ندارد.

نظريه و داورى صحيح درباره امام صادق(ع) و ساير امامان ‏عليهم السلام، قضاوت سومى است که با تحقيق در منابع و مآخذ و دقت در آن به دست مى‏آيد و آن اين است: امامان شيعه، همانند خود پيامبر(ص) هدفى‏ جز اين نداشتند که نظام عادلانه اسلامى را با همان ‏ويژگى‏ها و اهدافى که قرآن روشن کرده ايجاد کنند و يا استمرار بخشند؛ زيرا امامت، تداوم نبوت است.

امامت از نظر تاريخى چهار دوره را پيمود:

الف) سکوت.
ب) قدرت.
ج) شهادت.
د) جهادى ديگر.

دوران زندگی امام صادق(ع) در دوره چهارم قرار دارد که ائمه تلاشى مستمر داشتند تا با فعاليت ايدئولوژيک و مبارزه با تحريف، زمينه احياى‏ حکومت اسلامى و حضور قرآن و سنت را در جامعه فراهم آورند و اين‏ انقلابى بزرگ و اساسى بود، شبيه انقلابى که رسول الله(ص) در جامعه جاهلى پديد آورد و شايد از آن هم مشکل‏تر؛ زيرا تجديد يک ‏انقلاب، گاه از ايجاد آن دشوارتر است.
ابوحمزه ثمالى گويد: از امام باقر(ع) شنيدم که مى‏گفت: خدا براى اين امر (تشکيل حکومت علوى) سال 70 را معين کرده بود. چون‏ حسين(ع) کشته شد خدا بر خاکيان خشم گرفت. پس آن را تا سال 140 به تاخير افکند... ما اين موعد را براى شما (شيعيان) گفتيم و شما آن را افشا کرديد. پس خدا ديگر موعدى را معين نکرد.

ابوحمزه اين سخن را براى امام ‏صادق(ع) بيان کرد. آن حضرت فرمود: آرى، اين چنين بود.

وجود تعابيرى چون «باب‏»، «وکيل‏»، «صاحب سر»، «مستودع سر» در روايات امام صادق(ع) و نيز در تاريخ، نشان‏ مى‏دهد که آن حضرت تشکيلاتى سياسى، ايدئولوژيک را به صورت پنهانى ‏هدايت مى‏کرد. مثلا محمد بن سنان «باب‏» امام صادق(ع) و زراره و بريد و محمد بن مسلم و ابوبصير، «مستودع سر» آن حضرت و معلى ‏بن خنيس، وکيل آن بزرگوار بود.

فهرستی از محتوای کتاب به صورت زیر است:

- دو قضاوت درباره امام صادق؛ قضاوت جانب‌دارانه/ قضاوت معترضانه
- رسالت انسانیِ یک رهبر
- سیمای واقعی امام
- روح‌های عافیت‌طلب
- سندهای غیر قابل استناد، قضاوت غیر علمی
- فلسفه امامت، فلسفه نبوت. امامت؛ ادامه تکلیف نبوت
- عناصر سازنده نظام اجتماعی
- برنامه عمومی ائمه

- چهار دوره جریان امامت: 1- سکوت یا هم‌کاری، 2- به قدرت رسیدن امام، 3- صلح امام حسن تا شهادت امام حسین، 4- روزگار تعقیب.

- لزوم ایجاد آمادگی
- تجدید انقلاب، دشوارتر از ایجاد آن
- امام سجاد بر سر دوراهی؛ انتخاب راه دشوارتر
- نقش سازنده امام سجاد؛ قاطعیت ایدئولوژیک، صف‌بندی انبیا با جبهه مقابل، پیوستن عناصر صالح به امام، برخورد هوش‌مندانه امام، موضع حقیقی امام در برابر قدرت مسلط، فعالیت آرام و پنهان.

- شاخصه دوران امام باقر؛ اشاعه دعوت هدف‌دار، واقعیت تأسف‌بار اجتماعی و ذهنی، موضع‌گیری خصمانه امام، استفاده از فرصت‌ها، داستان بنی‌اسرائیل در جامعه فرعونی، مغز متفکرِ اندام زنده، درس رازداری، وجود رابطه تشکیلاتی، موضع نسبتاً شدید امام باقر، حبس و تبعید امام باقر، پرهیز از پیکار رویاروی، شیوه‌های امیدبخش امام باقر، نوزده سال مبارزه در راهی ناهموار، نقشه‌ی جهاد پس از مرگ

- فصل پُرماجرای دوران بنی‌امیه
- امامت؛ سرچشمه دو جریان حیات‌بخش
- اولویت کار فکری بر کار سیاسی
- استراتژی کلی امام صادق
- دشواری دعوت امامت
- امام صادق؛ مظهر امید صادق، منظور از «قیام‌کننده» کیست؟، امیدواری یاران نزدیک.

- فراز و نشیب‌های دوره امام صادق، شرح زندگی امام صادق؛ در هاله‌ای از ابهام، کار پنهانی و تشکیلاتی.

- خصلت تاریخ‌نویسی، تاریخ‌نویسی با صبغه عباسی
- راه آشنایی با زندگی امام صادق
نمودارهای مهم در زندگی امام صادق:

1- تبیین و تبلیغ مسأله امامت
امام؛ رئیس دولت و ایدئولوگ
وجود شبکه تبلیغاتیِ قوی
پای‌بندی یاران امام به «تقیه»
مجادلات کلامی و ادبی، نقش ادبیات در قرن‌های اول و دوم

2- تبیین احکام به‌شیوه خاص شیعی و تفسیر قرآن به ‌روال بینش اهل بیت
دو جریان کلی در فقه و حدیث و تفسیر
معارضه علمی امام صادق

3- وجود تشکیلات پنهانیِ سیاسی- ایدئولوژیک
تشکیلات پنهانِ تحت فرمان ائمه
استراتژی امام حسن برای پذیرش صلح، نخستین سنگ بنای تشکیلات شیعه
فرمان ایجاد تشکل و سازمان‌دهی
رشد اندیشه شیعی و افزایش آمار شیعیان
بیست سال پس از صلح امام حسن، رشد فعالیت‌های سازمان‌یافته، ابتکار عمل در دست شیعیان، هراس‌افکنی در دلِ سران رژیم خلافت

شیعه؛ نامی برای حزب امامت
«باب»، «وکیل»، «صاحب سر»
«راز» در زندگی امامان چیست؟

رازهای ناگشودنی تشکیلات
«باب»؛ واسطه میان امام و شیعیان
«وکیل» چه کسی است؟
نحوه تکاپوی تشکیلاتی شیعیان

این کتاب تالیف آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای است، که چاپ جدید آن سال 1383 توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است و شامل 111 صفحه است.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 18:36 |

در پي موفقيت هاي جانبازان و معلولان كشورمان در رقابتهاي پارالمپيك 2012 و همچنين در پاسخ به نامه رئيس كميته ملي پارالمپيك، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي در پيامي از افتخار ‌آفريني هاي آنان قدرداني كردند.
متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است:
بسمه تعالی
قهرمانان عزیز جانباز و معلول
افتخاراتی که در مسابقات جهانی به دست آوردید، مایه ی خرسندی و سرافرازی و شادمانی ملت ایران است. صمیمانه از همه ی شما تشکر میکنم. پایبندیهایی که به ارزشها و احکام اسلامی نشان دادید نیز درخور قدردانی و سپاس جداگانه است.
خداوند همواره شما را سربلند بدارد.
سيّد علي خامنه اي
19/شهریور ماه/1391
آقاي خسروي وفا رئيس كميته ملي پارالمپيك در نامه اي به رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به موفقيت هاي كاروان ورزشي پارالمپيك نوشته بود:
فرزندان شما در کاروان ورزشی شهید رئیس علی دلواری با شعار توکل، تلاش، میثاق با شهدا و با مدد گرفتن از شهدای انقلاب اسلامی و خانواده های معظم ایشان که چشم و چراغ ملت ایران هستند، پس از پیروزیهای غرور آفرین جوانان این مرز و بوم در بازیهای المپیک، در مسابقات پارالمپیک نیز با حفظ اصول کرامت ایرانی، اسلامی توانستند مجدداً به پیروزیهای بزرگی دست پیدا کنند.
خداوند بزرگ و مهربان را شاکریم و خوشحالیم از این که موجبات شادی حضرتعالی و مردم عزیز جمهوری اسلامی ایران فراهم آمد.
بر خود لازم میدانم از مساعدتهای بی دریغ دولت جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی تشکر و قدردانی نمایم.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 18:32 |
رییس اداره اطلاعات نظام سابق لیبی كه در بند مسئولان دولت جدید این كشور قرار دارد، در باره مساله ربایش امام 'موسی صدر' و دو همراهش، توسط 'معمر قذافی' دیكتاتور معدوم لیبی، اعترافات تلخی بيان كرد.روزنامه لبنانی 'الدیار' در شماره امروز شنبه خود نوشت: "عبدالله سنوسی" كه توسط مقامات موریتانی دستگیر و به مسئولان لیبیایی تحویل شده، اعتراف كرده كه چه افرادی امام صدر و دو همراهش را به شهادت رسانده و هم اكنون مكان دفن آنان در كجاست.به نوشته الدیار، زوایای مختلف مساله ربایش امام صدر پس از اعترافات سنوسی در حال روشن شدن است و مشخص شده كه گذرنامه های وی و دو همراهش را نیز در اختیار رييس اداره اطلاعات قذافي است .این روزنامه همچنین با اشاره به سیل علاقمندان به امام صدر در میان طوایف مختلف جامعه لبنان، بویژه شیعیان این كشور نوشت: مشخص نیست كه اعلام مشروح دقیق این موضوع چه واكنش هایی در میان مردم در پی خواهد داشت و این امكان وجود دارد كه كنترل وضعیت مناطق مختلف لبنان بویژه مناطق 'بقاع' و 'ضاحیه جنوبی' بیروت دشوار باشد.پیش از این، 'عدنان منصور' روز پنج شنبه در مصاحبه با رسانه ها در باره سفر اخیرش به موریتانی با هدف روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر و دو همراهش گفته بود كه در این سفر حس همكاری كامل دولت موریتانی را در باره روشن شدن این مسئله به خوبی لمس كردیم.وی اضافه كرد: من چهار ساعت و نیم با سنوسی رییس سابق سازمان اطلاعات لیبی دیدار كردم ولی از فاش كردن اطلاعات در این زمینه به منظور دستیابی به نتایج كامل طی جریان تحقیقات خودداری می كنم.امام موسی صدر رییس مجلس اعلای شیعیان لبنان درسال 1978میلادی در سفرش به لیبی همراه با شیخ 'محمد یعقوب' و 'عباس بدرالدین' ( خبرنگار) توسط دولت لیبی ربوده شد و با وجود تلاش های دولت لبنان در شناسایی سرنوشت امام موسی صدر و همراهانش، تاكنون هیچ خبر كاملا قطعی از سرنوشت آنها به دست نیامده است، اما باید منتظر ماند طی روزهای آینده و در پی اعترافات سنوسی نتیجه گفت و گوها چه خواهد بود. منبع:(ايرنا)
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 0:18 |

f1675_100852819954.jpg

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 0:17 |

گروه تاریخ انقلاب: شامگاه 17 شهریور 1357 در حالی که محمدرضا پهلوی در کاخ نیاوران با کارتر رئیس جمهور وق امریکا گفتگو می کرد، همگان می دانستند که کار رژیم سر آمده و خون شهدای 17 شهریور طورمار رژیم را در هم خواهد پیچید. گرچه در سالهای گذشته این روز خدا کم رنگ تر از سال قبل گرامی داشته می شود اما رجانیوز بنا به سنت « فذكر هم بايام الله» یادنامه مختصر از آن روز خدایی را تقدیم می کند. باشد که مقبول درگاه حق افتد!/بازنشر فداییان رهبر

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد 17 شهریور در سال 60

 بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

سالروز هفدهم شهریور که گزارشگر جنایات شاهنشاهی ضد انسانی و اسلامی است و از ایام‏اللّه‏ و نشانگر مقاومت و شجاعت و ایستادگی ملت در مقابل ستمگران و جنایتکاران است، در خاطرۀ ملت مبارز ایران زنده است و زنده خواهد بود.

ملت شجاع و رزمندۀ ایران در آن روز و روزهای اختناق و جنایت به دست دژخیمان شاه مطرود، نشان داد که تا رسیدن به هدفهای انسانی ـ اسلامی خود چون سدی آهنین ایستاده و از قتل‏عامها و کشتارهای وحشیانۀ دسته‏جمعی هراس به خود راه نداده و راه خود را شجاعانه ادامه می‏دهد. از هفدهم شهریور تا امروز سالروز افتخارآمیز آن، هرگز سستی و فتوری در ارادۀ آهنین ملت انقلابی ایران حاصل نشده، بلکه هر واقعه و فاجعه‏ای او را مصمم‏تر و منسجم‏تر می‏کند.

هفده شهریور باید درسی باشد برای کوردلانی که گمان کرده‏اند با به شهادت رساندن چند نفر از سران متعهد کشور، می‏توانند سد عظیم مسلمانان نیرومند و شجاع را بشکنند. ملتی را که پانزدهم خرداد و هفدهم شهریور و ایام دیگر را پشت سر نهاده است و چون سیلی خروشان موانع را هر چه بزرگ باشد از سر راه خود برداشته و درهم پیچیده است، نمی‏شود با کارهای بزدلانه که جز از شکست خورده‏ها و مأیوسها و مطرودها صادر نمی‏شود، ارعاب کرد و این دریای متلاطم را از خروشیدن و به پیش رفتن بازداشت.

بگذار کوردلان جنایت پیشه و ورشکستگان، پشت به اسلام و ملت نموده، با لاف و گزاف از خشم و اندوه خود بکاهند و حکومت ایران را متزلزل بخوانند. بگذار بوقهای تبلیغاتی که دستشان از مخازن ما قطع و امیدشان به یأس مبدل گردیده، خود را با تهمتها و دغلکاریها راضی نگه‏دارند و به ما تهمت ناروای رابطه با اسرائیل ـ دشمن بشریت ـ را بزنند. بگذار هر چه می‏خواهند ایران را بی‏ثبات و متزلزل و ورشکسته توصیف کنند.

ایران اکنون با انسجام بیشتر و وحدت نظر بالاتر و قدرت زیادتر قوای مسلح به سوی هدفهای اسلامی ـ انسانی خود می‏رود و ملت هوشمند ایران با بیداری و هوشیاری برتر، بر پشتیبانی خود از دولت و مجلس و سایر ارگانها افزوده است و این تفاله‏های امریکایی را از سوراخهای خود بیرون کشیده و به مقامات مربوطه معرفی می‏نمایند. ارتش و سپاه پاسدار و سایر قوای مسلح اکنون در جبهه‏ها با پیروزی به نبرد خود شجاعانه ادامه می‏دهند و بزودی به خواست خداوند متعال، متجاوزان باطل را بیرون می‏رانند و دولت و مجلس و شورای قضایی و سایر دولتمردان با وحدت نظر و با کمال قدرت به کارهای خویش ادامه می‏دهند. و ملت عزیز و عظیم و سازش‏ناپذیر در صحنه حاضر و به هیچ دولت و قدرتی اجازۀ دخالت در امر کشور را نمی‏دهد. و ما بحمداللّه‏ و توفیق الهی از 15 خرداد تا 17 شهریور و تا امروز که سالروز آن است، با رسیدن به هدفهای عالی اسلامی به راه خود ادامه می‏دهیم و از خداوند بزرگ عظمت اسلام و مسلمین وعزت مؤمنین و علوّ درجات شهدای 17 شهریور را خواستاریم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏./بازنشر فداییان رهبر

 روح‏ اللّه‏ الموسوی الخمینی

17/06/1360

 
یادداشتی از شهید مهدی رجب بیگی درباره جمعه خونین
 اي شهريور
ميداني كه يادآور رنجمان گشته اي؟ ميداني كه پيام آور غممان شده اي؟ ميداني كه زين پس محرم ديگرماني؟ ميداني؟ سال ها پيش كه از سرماي شب سياه گريزمان نبود، تو در جشن خونريزان با شبداران نشستي و از شراب سرخ خونمان نوشيدي و در گرماي آتش مستي چشمهامان را سوزاندي و ما بر جور زمان صبر كرديم.
ميداني كه يادآور رنجمان گشته اي؟ ميداني كه پيام آور غممان شده اي؟ ميداني كه زين پس محرم ديگرماني؟ ميداني؟
سال ها پيش كه از سرماي شب سياه گريزمان نبود، تو در جشن خونريزان با شبداران نشستي و از شراب سرخ خونمان نوشيدي و در گرماي آتش مستي چشمهامان را سوزاندي و ما بر جور زمان صبر كرديم.
سالي ديگر گذشت. قصه گويمان را ربودي تا از خونش باده سازي، افسانه اش را به خاك سپاري و ساختي و نسپردي. و ما بر جور زمان صبر كرديم.
 

سال ديگري آمد. قافله سالار كاروان شهادت و تفنگدار برپايي قيامت و گل سرخ انقلاب ملت را به چنگال خويش گرفتي تا اسطوره اش را بشكني و گرفتي و نشكستي. و ما بر جور زمان صبر كرديم.
سال ها گذشت و تو همچنان در پايان تابستان نشسته بودي كه «تاب» و توانمان را «بستاني» و ما بر جور زمان صبر كرديم.
سرانجام آن دست ها به پيكرمان آويخت و آن خون ها به تنمان ريخت. آن قصه ها باورمان شد و آن صبر سپرمان و ما برخاستيم.
و تا برخاستيم، خونمان را بر سنگفرش خيابان بر زمين زدي. فرياد كشيديم و بر جور زمان صبر كرديم.
آوازمان بر پرواز از شهيدان نشست و به نزد خدا رسيد و خدا ياريمان داد.
از قطره قطره ژاله خونمان، لاله قيام روييد و ما آن لاله ها را چيديم و از آن درفش ساختيم و بر پوزه ضحاك كوبيديم. ضحاك بگريخت و كنگره كاخش فروريخت.
سال ديگر گذشت. به سراغ لاله هامان رفتيم تا بر مزارشان سرود پيروزي و نماز انقلاب بخوانيم. «پدر» نيز همچون هميشه، در پيشاپيش رهروان به صف ايستاد و آيه شهادت خواند.
و ما سرخوش از پيروزي به خواب رفتيم و هنوز سپيده نيامده بود كه تو آمدي و پيرما را بردي.
و اكنون پيكرت از گرمي خون دليرانمان سرخ شده است و شهرمان در سوگ سرورمان سياه.
و ما در شگفتيم از «بي مهريت» كه در كنار «مهر» نشسته اي./بازنشر فداییان رهبر
اما، ما از تبار حسينيم و از قبيله ابوذر و از سلاله عمار. قوم ما را از شهادت چه باك؟
ما بر كاخ شاهان تاختيم و تقويمشان را به زير كشيديم تا وقت پيروزي را ببينيم.
خردادمان «خون داد» شد و شهريورمان «شهيد بر» و ما ايستاديم.
اماممان تنها شد و نماز جمعه هامان قضاء و ما ايستاديم.
و بر مزار شهيدمان نيز نماز وحدت خوانديم و ايستاديم.
و ما ايستاديم كه فرياد گرمان مناره بوده است كه قرن هاست ايستاده است.
و اگر تمام غم هاي دنيا را به جانمان اندازند، باز مي ايستيم، دست يكديگر را مي فشاريم، هم پيمان مي شويم، جهاد مي كنيم، و در سختي ها يكديگر را تسلي مي دهيم.
بچه ها بر سوگ پدر: «تسليت»!
بچه ها بر وحدتمان: «تهنيت»!
 

 طرح ویژه روزنامه کیهان به مناسبت اولین سالگرد 17 شهریور

 
 
 
روی جنازه اکثر شهدای 17 شهریور نوشته بود: "ناشناس"
حاج آقا «مصطفی ابوالحسنی» از جمله افرادی است که در کفن و دفن شهدای 71شهریور سال 7531 نقش بسزایی داشته است.گزیده ای از مصاحبه ی ایشان را با خبرگزاری فارس مرور می کنیم.
 

در روز حادثه 17شهریور درتهران نبودم البته خبرش را شنیدم. شنبه صبح خودم را به تهران رساندم، هنوز شهر حالت جنگی داشت. ظهر سر ناهار بودیم که آقای ارشادی آمد در منزلمان و گفت: محبوبه دانش دیروز شهید شده (محبوبه دانش دختر شهید دکتر غلامرضا دانش بود که در روز 7 تیر در حادثه بمب‌گذاری حزب جمهوری به شهادت رسیدند). او در مسجد ما فعالیت می‌کرد.ارشادی گفت: فردا برویم بهشت زهرا و جنازه‌اش را پیدا کنیم و دفنش کنیم. البته بعدها متوجه شدیم که وقتی محبوبه دانش در درگیری‌ها شهید می‌شود جنازه‌اش را به مسجدی که آقای موحدی کرمانی در آن نماز می‌خواندند منتقل می‌کنند، ایشان هم جنازه را شناسایی می‌کند و با پدرش تماس می‌گیرد و به او می‌گوید: شما در مسجد ما یک مهمان داری. پدرش می‌گوید: چه کسی؟ آقای موحدی می‌گوید:دختر شما شهید شده و اینجاست. همان روز شنبه جنازه را دفن می‌کنند. در بعضی نوشته‌ها و نقل قول‌ها دیده‌ام به غلط بعضی‌ها می‌گویند محبوبه دانش از مجاهدین خلق بوده، در صورتی که او دو سال با ما در مسجد فعالیت داشت و معلم قرآن بود. چه بسا منافقین نه از روی حماقت که از روی دنائت این حرف‌ها را می‌زنند تا برای خودشان شهید درست کنند. این مطلب باید گفته شود که بعد از به‏وجود آمدن حادثه 17شهریور بعضی از زندانبانان از شدت فاجعه گریه می‌کردند اما منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در زندان جشن می‌گیرند که ارتجاع شکست خورد.

یکشنبه صبح تنهایی به بهشت زهرا رفتم. تمام محوطه غسالخانه پر از جنازه بود. مردم نگران و ملتهب به دنبال جنازه‌های اقوام خود می‌گشتند، هیچ کس درحال خودش نبود. به داخل غسالخانه مردانه رفتم. جنازه‌های فراوانی در آنجا وجود داشت، بعضی از آنها داخل پارچه قرار داشتند اما بیشتر جنازه‌ها روی زمین پخش بودند. روی اکثر آنها با کاغذ نوشته بودند «ناشناس». اسمی یادم نیست که روی جنازه‌ای نوشته باشند. آن زمان زیاد رسم نبود مردم به همراه خود کارت شناسایی داشته باشند به همین دلیل بیشتر جنازه‌ها ناشناس بود. همین طوری هاج و واج داشتم جنازه‌ها را نگاه می‌کردم که یکدفعه متوجه صدای مرده‎شویی شدم که من را صدا می‌زد، گریه می‌کرد و خیلی هم مضطرب بود. از قبل با هم آشنا بودیم.

به من گفت: می‌خواهید چه کار کنید؟ گفتم: نمی‌دانم. گفت: هر کاری می‌کنید عجله کنید، دیشب از طرف حکومت نظامی آمدند و هرچه جنازه بود بردند و ریختند داخل چاه. بعدها که از خانواده‌های شهدای 17 شهریور پرس‎وجو می‌کردم، آنها هم می‌گفتند بعد از پیگیری‌های زیاد فهمیدیم که جنازه‌ها را داخل یک گودال ریخته‌اند. خود این مطلب نشان می‌‌دهد که رژیم از قبل برای این کار برنامه داشته چون کندن گودال کار چندان آسانی نیست. بسیاری از شاهدان ماجرا می‌گویند در روز حادثه عُمال رژیم افرادی را که روی زمین افتاده بودند، مرده و زنده جمع می‌کردند و می‌بردند. من معتقدم جنازه‏هایی که روز یکشنبه در غسالخانه بهشت زهرا وجود داشت افرادی بودند که به منازل اطراف محل حادثه پناه برده بودند. در کل می‌توان جنازه‌ها را به سه قسمت تقسیم کرد، یک بخش جنازه‌هایی که خود ساواک در روز حادثه از خیابان جمع کرد، دسته دیگر جنازه‌های ناشناسی که در بهشت زهرا وجود داشت و دسته آخر شهدایی که اسم دارند.

ساواک آن زمان تعداد شهدا را 80 نفر اعلام کرده اما منابع دیگر به بیش از 1000 نفر اشاره کرده‌اند ولی با کمال تعجب در مراسم سالگرد این شهدا در سال گذشته اعلام کردند که تعداد شهدا 76 نفر است. خلاصه آن مرده‎شوری به من گفت: هر کاری می‌کنید زود دست به کار شوید چون امشب هم به اینجا می‌آیند و بقیه جنازه‌ها را می‌برند. متوجه شدم موقعی که این صحبت‌ها را می‌کند اطرافش را نگاه می‌کند که کسی متوجه صحبت‌های او نشود، می‌ترسید. راه افتادم به گشت زدن در اطراف غسالخانه. جنازه‌ها از همه نوع وجود داشت. مرد، زن، بچه، پیرزن، پیرمرد. اما تعداد زنان و بچه‌ها از همه بیشتر بود حتی کودکانی با سنین یک الی 2 سال هم وجود داشت. برآوردم از تعداد جنازه‌ها در 8 صبح یکشنبه حدود150نفر بود./بازنشر فداییان رهبر

به غسال گفتم: برای دفن جنازه‌ها باید چه کار کنیم؟ گفت: باید بروید برای هر کدام 1000 تومان بدهید و قبض تهیه کنید تا ما هم جنازه‌ها را بشوییم. نگاهی به دور و برم ‌انداختم، در واقع می‌خواستم یک برآورد هزینه بکنم. آمدم بیرون غسالخانه، مردم مضطرب و ملتهب بودند و بعضی هم گریه می‌کردند. بعضی‌ هم شعار می‌دانند، هیچ کس نمی‌دانست چه کار باید بکند، فضای غریبی بود. حدود 400 -300 نفر در محوطه جمع بودند و در گروه‌های چندنفره با هم صحبت می‌کردند. کمی آن طرف‌تر دیدم حاج مرتضی روی بشکه مانندی ایستاده است و برای مردم سخنرانی می‌کند: ای مردم رژیم دوستان ما را کشته و حالا ما باید جنگ مسلحانه کنیم. افراد زیادی دورش جمع شده بود و معرکه گرمی راه انداخته بود. از پائین صدا زدم: حاج مرتضی!حاج مرتضی! گفت: هان. گفتم: فعلاً بیا بریم جنازه‌‌ها را دفن کنیم. گفت: نه ما باید جنگ مسلحانه کنیم و.... گفتم: باشه حالا بیا بریم جنازه هایمان را دفن کنیم، تمام که شد می‌رویم جنگ مسلحانه راه می‌اندازیم. یک مقدار در جمعیت نگاه کردم، اکثر افراد حاضر جوان بودند. کمی از جمعیت متراکم دور شدم، حاج «حسن سعید» امام جماعت مسجد چهل‏ستون بازار را که با پدرم هم رفاقت داشت در کنار آقا «جعفر خوانساری» (فرزند آیت‌الله خوانساری) دیدم که زیر یک درخت ایستاده بودند و جمعیت را رصد می‌کردند. رفتم جلو و سلام کردم، ماجرای دفن و نحوه آن را برای آنها تعریف کردم. حاج حسن گفت: من برای این کار پول آورده‌ام، آقا جعفر هم پول همراه داشت.

حاج حسن پول داد و گفت: بگیرید و سریع شروع کنید. رفتم قسمت اداری و تعدادی قبض گرفتم و دادم به غسال. کار را شروع کردند، دیدم اول دارد از شستشوی یک سرباز شروع می‌کند. اعتراض کردم و گفتم: حالا اول بیا شهدا را بشوری بعد برو سراغ آن سرباز. تصورم این بود که سرباز شهید نیست و از افرادی است که مردم را کشته است. غسال گفت: می‌دانی این کیست؟ گفتم: نه. گفت: این همان سربازی است که به طرف فرمانده‌اش شلیک کرده. ماجرایش را از مردم شنیده بودم. در همان روز حادثه وقتی فرمانده میدان دستور شلیک به سمت مردم را می‌دهد، این سرباز از جایش بلند می‌شود و به سمت فرمانده‌اش شلیک می‌کند. تا جنازه‌اش را دیدم اشکم خود به خود سرازیر شد.

رفتم بالا سر جنازه‌اش و شروع کردم لباس هایش را درآوردن و آماده کردنش برای غسل شهادت. اول پوتین‌هایش را درآوردم و پاهایش را بوسیدم، در عمرم تا به حال چنین کاری نکرده بودم. تیرخورده بود در گیجگاهش، یک تیر هم خورده بود در شکمش. پلاکش را خواندم، اسمش «سیدحسن‌حسینی» بود. شروع کردم بالای سرش روضه خواندن تا او را شستند و کفن‎پیچ کردند. اولین جنازه‌ای که دفن کردیم جنازه همین سربازبود. بعداً فهمیدیم ترک تبریز بوده و مادرش در مراسم چهلم شهدای تبریز سخنرانی کرده است و این نشان می‌داد که او از یک خانواده انقلابی بود.

مدتی از دفن جنازه‌ها گذشت، یکدفعه یادم افتاد ای دل غافل، این جنازه‌ها را بی‌نام و نشان دفن کرده ایم. یک نظر به اطرافم انداختم، یک نفر دوربین به دست دیدم. صدایش کردم و به او گفتم: از هر جنازه‌ای که قبض دارد یک عکس بگیرد و برای عکس‌ها شماره بگذارد. یک لیستی هم تهیه کردیم و شماره تصاویر و قبوض را در آن نوشتیم. سال‌های بعد با او تماس گرفتم و باعکس هایش یک نمایشگاه عکس در مسجد دانشگاه تهران برگزار کردیم تا مردم جنازه‌ها را شناسایی کنند. خلاصه مرتب از حاج حسن پول می‌گرفتم و قبض تهیه می‌کردم.

در حین کار متوجه شدم که جنازه‌ها به‌طور غیر منظم و پراکنده در قطعه‌های مختلف دفن می‌شود. رفتم قسمت اداری بهشت زهرا و گفتم: جنازه‌ها باید یک‌جا دفن شوند. مسئول آنجا گفت: نه به ما دستور داده‌اند که جنازه هاباید به‌طور پراکنده و پخش دفن شوند. شروع به دادو بیداد کردم و گفتم: ما دیگر پول نمی‌دهیم، شما باید جنازه‌ها را در کنار هم دفن کنید. بالاخره قبول کردند در قطعه 17 دفن شوند که به‌طور اتفاقی با 17شهریور همخوانی داشت. فضای بهشت‌زهرا در دست انقلابی‌ها بود. سخنرانی حاج مرتضی هم با دفن شهدا به هم خورده بود. دیگر ظهر شده بود و همه خسته بودند و بعضی از جنازه‌ها هنوز روی زمین مانده بود. تا شب حدود 50جنازه دیگر آوردند. خیلی کار بود، دیگر نفر هم نداشتیم که این جنازه‌ها را به دوش بگیرد و تا بالای قبر ببرد.

همه از نفس افتاده بودند. من التماس می‌کردم که بیایید و جنازه‌ها را بلند کنید. آخرهای کار یادمان افتاد که باید بر جنازه‌ها نماز می‌خواندیم و این کار را هم نکرده بودیم. اصلاً هوش و حواس درستی نداشتیم. البته فضای رعب نبود چون مأمورها در آنجا نبودند اما فضای ناراحت کننده‌ای حاکم بود. کفن و دفن شهدا تا روز سه‏شنبه طول کشید. تعداد شهدایی که در مدت این سه روز دفن شدند تا آنجا که به ذهنم می‌رسد 400 نفر بیشتر بود.


+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 1:30 |
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز(پنجشنبه) در ديدار رئيس و اعضاي مجلس خبرگان شرايط كشور را در مجموع، در حال پيشرفت مطلوب دانستند و با اشاره به برگزاري اجلاس سران عدم تعهد در تهران به عنوان نمايش اقتدار، شكوه و عظمت نظام اسلامي، تأكيد كردند: دشمنان ملت ايران، با حماقت خود، ‌اين اجلاس را به يك جنگ ديپلماتيك با جمهوري اسلامي ايران تبديل كردند كه نتيجه آن، شكست مفتضحانه آنها بود.
رهبر انقلاب اسلامي داشتن يك جمع بندي صحيح و منطقي از وضعيت كشور را ضروري خواندند و افزودند: ارزيابي مسائل از ج� �ات گوناگون، نشانگر شرايط مناسب و خوب كشور براي نشان دادن عظمت اسلام است.
حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: برگزاري موفقيت آميز اجلاس سران عدم تعهد در تهران، يك نمونه از شرايط مهيا و آماده نظام فكري است كه جمهوري اسلامي ايران به دنيا ارائه كرده است.
ايشان برگزاري اجلاس سران عدم تعهد در تهران را از همه جهت، نمايش اقتدار، شكوه و عظمت دانستند و گفتند: منشأ اين شكوه و عظمت، ‌همان تفكري است كه امام (ره) براساس اسلام، در كشور بوجود آورد و آن را پرورش داد تا رويش پيدا كرد.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: اجلاس سران عدم تعهد در تهران، مي توا نست همانند ساير اجلاس هاي بين المللي، بصورت معمولي برگزار شود اما شرايط سياسي دنيا و زمان و مكان برگزاري اجلاس و همچنين حماقتي كه بدخواهان ملت ايران انجام دادند،‌ موجب شد كه اين اجلاس به پديده اي تأثيرگذار و مورد توجه در دنيا و يك جنگ ديپلماتيك با جمهوري اسلامي ايران،‌ تبديل شود.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: تلاش شد تا با برخي فضاسازيها، جمهوري اسلامي ايران در اين اجلاس خود سانسوري كند و مواضع خود را بخصوص بر ضد رژيم صهيونيستي، اعلام نكند اما اجلاس آنچنان پرابهت برگزار شد كه اين تلاشها نيز نتيجه نداد.
رهبر انقلاب اسلامي حضور حدو د دوسوم كشورهاي جهان را در نشست تهران و ايجاد زمينه براي اعلام مواضعي كه در اجلاس هاي بين المللي ديگر بيان نمي شوند، از ديگر نقاط برجسته اجلاس سران عدم تعهد دانستند و افزودند: مواضعي كه از زبان برخي رؤساي كشورها و هيأتهاي حاضر در نشست تهران بويژه انتقاد از ساختار سازمان ملل و شوراي امنيت و ديكتاتوري بين المللي حاكم بر جهان، بيان شد در اجلاس هاي بين المللي مشابه آن سابقه ندارد.
حضرت آيت الله خامنه اي يكي ديگر از نتايج برگزاري اجلاس سران عدم تعهد در تهران را خنثي شدن تبليغات و هياهو در مورد تحريم ها دانستند و افزودند: رؤساي كشورها و هيأ� �هاي شركت كننده در اجلاس سران عدم تعهد، از نزديك جريان عادي زندگي و نشاط مردم را در پايتخت و شهرهاي ديگر ديدند و در حاشيه اجلاس نيز با مسئولان كشور درخصوص قراردادهاي مختلف رايزني كردند.
رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه نتيجه جنگ ديپلماتيك بدخواهان ملت ايران، شكست مفتضحانه آنان بود، خاطرنشان كردند: موفقيت و شكوه و عظمت اجلاس تهران به گونه اي بود كه مخالفان نظام اسلامي و رسانه هاي آنها منفعل و مجبور به اعتراف به واقعيات شدند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به تعابير رسانه هاي غربي از جمله «سيلي ايران بر صورت معارضان» و «اقدام ايران در گوشمالي كساني كه مي خواستند او را منزوي كنند» ،گفتند: براساس قاعده قرآني، هر كاري كه دشمن را به عصبانيت وادارد، يك حسنه و عمل صالح است، بنابراين برگزاري باشكوه و موفقيت آميز اجلاس سران عدم تعهد در تهران، يك عمل صالح بود.
ايشان تأكيد كردند: در مسائل مختلف از جمله مسائل داخلي بايد مراقب بود تا مغالطه ها ما را به اشتباه در تحليل گرفتار نكند.
رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: ارزيابي من از شرايط اين است كه كشور، در مجموع در حال پيشرفت مطلوب است.
حضرت آيت الله خامنه اي تأكيد كردند: البته ممكن است در برخي مسائل اجرايي و فكري، نق اط ضعفي هم وجود داشته باشد اما ارزيابي از شرايط كشور، با در نظر گرفتن همه نقاط قوت و پيشرفتها و برخي نقاط ضعف، است.
در ابتداي اين ديدار آيت الله مهدوي كني رئيس مجلس خبرگان رهبري ضمن باارزش خواندن مباحث مطرح شده در نشست دوازدهم مجلس خبرگان گفت: نشست هاي مجلس خبرگان از لحاظ شكلي و محتوايي مهم است زيرا علماي صاحب نام و صاحب نفوذ، از سراسر كشور حضور دارند و در مورد مسائل مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بين المللي اظهار نظر مي كنند.
در ادامه آيت الله محمدي يزدي نايب رئيس مجلس خبرگان گزارشي از مهمترين محورهاي مطرح شده در اين اجلاس ارائه كرد.
وي افزود: قدرداني از برگزاري موفقيت آميز اجلاس سران عدم تعهد در تهران،‌تأكيد بر بازسازي سريعتر مناطق زلزله زده استان آذربايجان شرقي، اقتصاد مقاومتي و شرايط اقتصادي كشور، مسائل فرهنگي و اجتماعي جامعه از جمله حجاب و عفاف،‌ و مسائل سوريه از جمله مباحثي بود كه در نشست دوازدهم خبرگان مورد بحث قرار گرفتند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 0:51 |

اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)، جزیی از اندیشه کلان وی و متأثر از ابعاد مختلف اندیشه های ایشان است. از آن جا که امام خمینی شخصیتی چند بعدی است که آثار متعددی در حوزه مباحث عرفان، فقه، فلسفه، کلام و سیاست از ایشان برجای مانده است، و به دلیل آن که وی بنیان گذار و رهبر نظامی مبتنی بر اندیشه های اسلامی بوده، بدیهی است که اندیشه سیاسی وی تمام مفاهیمی را که در حوزه حکومت و جامعه کاربرد دارد، در بر می گیرد.

محوری ترین مفاهیم اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) را می توان این گونه برشمرد: رابطه دین و سیاست، عدالت، آزادی، استقلال، مردم سالاری، قانون مداری و قانون گرایی، فرهنگ، وحدت و اتحاد مسلمانان، مصالح اسلام و مسلمانان، دعوت جهانیان به اسلام و گسترش آن، احیای هویت ملی – اسلامی، سیاست خارجی مبتنی بر آرمان های اسلامی و دفاع از مظلومان و محرومان در سراسر عالم.

مفهوم اندیشه در لغت به معنای فکر، تأمل و تفکر است،[1] و اندیشه سیاسی مجموعه ای از آرا و عقایدی است که به شیوه ای عقلانی و منطقی و مستدل در باره چگونگی سازمان دادن به زندگی سیاسی مطرح می گردد که می تواند توصیفی یا تبیینی باشد و اندیشمند سیاسی کسی است که بتواند در باره آرا و عقاید خود به شیوه ای عقلانی و منطقی استدلال کند، تا حدی که اندیشه های او دیگر صرفاً آرا و ترجیحات شخصی به شمار نرود.[2]

اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)، جزیی از اندیشه کلان وی و متأثر از ابعاد مختلف اندیشه های ایشان است. از آن جا که امام خمینی شخصیتی چند بعدی است که آثار متعددی در حوزه مباحث عرفان، فقه، فلسفه، کلام و سیاست از ایشان برجای مانده است، و به دلیل آن که وی بنیان گذار و رهبر نظامی مبتنی بر اندیشه های اسلامی بوده، بدیهی است که اندیشه سیاسی وی تمام مفاهیمی که در حوزه حکومت و جامعه کاربرد دارد را در بر می گیرد. امام خمینی یکی از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان دوران معاصر و از مردان تاریخ ساز جهان اسلام است. وی متفکری بزرگ بود که به حوزه های مختلف علمی اشراف داشت و همین ویژگی ها از وی شخصیتی چند بعدی ساخته بود.

در باره اندیشه سیاسی امام خمینی کسانی که در حوزه سیاست و مسائل سیاسی می پردازن آثار فراوانی به رشته تحریر در آورده اند. بدیهی است که در این مختصر فرصت پرداختن به تمام زوایای اندیشه سیاسی ایشان نیست، از این رو به صورت خیلی فشرده و فهرست وار به برخی از این حوزه ها سری می زنیم و شما را به منابع مبسوط در این زمینه راهنمایی می کنیم.

برجسته ترین ویژگی های اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) را می توان این گونه برشمرد:

1. رابطه دین و سیاست: یکی از مفاهیم محوری در اندیشه امام رابطه دین و سیاست است، به گونه ای که می توان سنگ بنای اساسی اندیشه سیاسی وی را در این موضوع جست و جو کرد. اعتقاد به ضرورت حکومت و دفاع از لزوم وجود نظم سیاسی در جامعه از مباحث پایه ای و بنیادین در اندیشه سیاسی امام خمینی است. وی از جمله عالمانی بود که به لزوم تأسیس نظام سیاسی در دوران غیبت معتقد بود. وی با ارائه دلایل عقلی و نقلی اثبات کرده که اولاً: اصل وجود حکومت برای جوامع بشری ضروری است. ثانیاً: در هر زمانی از جمله زمان غیبت امام معصوم (ع)، جامعه نیاز به حکومت مطلوب دارد که برای استقرار آن باید تلاش کرد.[3]

2. عدالت: عدالت یکی از مفاهیم کلیدی است که همواره امام (ره) بر آن تأکید دارد و محوری ترین جهت گیری سیاسی اجتماعی نظام سیاسی از دیدگاه ایشان محسوب می شود. امام در سیره نظری و مواضع عملی خود، یکی از مهم ترین اهداف نظام سیاسی را تحقق قسط و عدالت در جامعه بیان می کند: "خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان برایشان دادیم و فرستادیم... که مردم قیام به قسط کنند، عدالت اجتماعی در بین مردم باشد".[4]  از ویژگی های اندیشه سیاسی امام خمینی آن است که وی حکومت را ابزاری برای تحقق عدالت و معنویت در جامعه می داند، چه این که اگر عدل در جامعه حاکم شود انسان در مسیر رشد و سعادت حرکت می کند، اما در جامعه ای که نشان از عدالت نیست، نشان از سعادت، فلاح و رستگاری نیز وجود ندارد.

3. آزادی؛ آزادی یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بود و یکی از مفاهیمی که امام به صورت بنیادین از آن دفاع می کردند. وی از آزادی نه به عنوان یک شعار و ابزار سیاسی، بلکه از حقوق ابتدایی بشر نام می بردند و معتقد بودند، این حق ابتدایی بشر است که آزاد باشد.[5] آزادی چه آن جا که به سرنوشت مشترک با دیگران ارتباط پیدا می کند؛ یعنی آزادی های مدنی و اجتماعی و چه آزادی های خصوصی و فردی که شامل حوزه هایی؛ مانند عقیده، بیان، فکر، احزاب و مطبوعات می شود. البته، طبیعی است که این آزادی ها بدون حد و مرز نخواهد بود. از نگاه امام حد این آزادی ها تا آن جا است که مصالح کشور را به خطر نیندازند. امام مرزهای آزادی را قوانین دینی و قوانین کشور که برگرفته از اسلام است می دانستند و می گفتند در تمام دنیا و تمام کشورها میان آزادی و توطئه مرز وجود دارد.[6]

4. استقلال؛ استقلال در تمام زمینه ها، عدم وابستگی، نفی دخالت اجانب، قطع نفوذ بی گانگان، تحت نظر دیگران نبودن و اداره مستقل مملکت تعاریف است که امام از استقلال ارائه می دهد.[7]

5. مردم سالاری: مردم سالاری و نقش ویژه مردم در تعیین سرنوشت و حضور فعال آنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، از دیگر محورهای اندیشه سیاسی حضرت امام است. ایشان در رابطه با تعیین سرنوشت هر جامعه و ملتی به دست خودشان چنین می گوید: "ما بنای براین نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری کنیم. ما تابع آرای ملت هستیم....".[8]

6. قانون مندی: قانون مداری و قانون گرایی از اصول اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام است. امام عمل به قانون را برای تمامی افراد جامعه از پایین ترین رده نظام تا بالاترین مقامات واجب می دانست. در حکومت مورد نظر امام شخص مطرح نیست، ملاک قانون الاهی است. همه تابع قانون اند و فرقی میان اشخاص نیست.[9] امام معتقد بود در اسلام قانون حکومت می کند، به گونه ای که حتی پیامبر اکرم (ص) نیز تابع قانون بود.[10]

7. فرهنگ: امام خمینی یکی از تأثیر گذارترین متفکران عصر حاضر در تاریخ معاصر ایران است، امام فرهنگ را مبنا و پایه ای برای مسائل سیاسی و اقتصادی می داند. ایشان معتقد بود اگر فرهنگ درست شود و انسان درست تربیت شود، همه مشکلات جامعه درست می شود: "پس فرهنگ، یک کارخانه آدم سازی است، چنانچه انبیا هم برای همین معنا آمدند که آدم درست کنند...".[11] از نگاه امام، فرهنگ کامل و انسان ساز فقط در درون اسلام وجود دارد و تربیت جامعه و مردم تنها از مسیر فرهنگ اسلامی امکان پذیر است: "قضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت صحیح باشد. شما کوشش کنید که فرهنگ را، فرهنگ مستقل اسلامی درست کنید".[12]

8. وحدت: اتحاد و وحدت میان اقشار مختلف مردم از دیگر مؤلفه های اندیشه امام در عالم سیاست است. ایشان رمز پیروزی انقلاب اسلامی را در سایه وحدت می دانست و معتقد بود که از برکات انقلاب اسلامی که موجب عزت ملت ایران و امت اسلامی گردید، مسئله اتحاد بود.[13]

9. مصلحت: امام خمینی معتقد بود از نگاه اسلام کارگزاران حکومت نمی توانند طبق رأی و نظر خود عمل کنند و بر آن اصرار بورزند، بلکه تمام آنچه در حکومت می گذرد باید براساس قوانین الاهی باشد، البته حاکم اسلامی می تواند در موضوعات طبق صلاح مسلمانان و یا صلاح حوزه حکومتی خود عمل کند.[14] امام خود بارها تأکید کردند، اگر مصلحت اسلام یا مسلمانان را در عمل خاصی دیدند اقدام می کنند.[15] دلایل پذیرش قطنامه 598 را در راستای همین اصل می توان ارزیابی کرد.

10. دعوت جهانیان به اسلام و گسترش آن: دعوت جهانیان به اسلام و گسترش معارف اسلام در میان ملل مختلف یکی دیگر از مفاهیم کلیدی اندیشه سیاسی امام خمینی است. دعوت گورباچف رهبر حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق از این زاویه قابل بررسی است: "باید قشرهای غیر اسلامی را ... به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید.[16]

11. احیای هویت اسلامی: احیای هویت اسلامی، یکی دیگر از محورهای اندیشه سیاسی و مبارزاتی امام خمینی است. امام (ره) احیای هویت ملی - اسلامی را رمز استقلال و قدرت کشور و مانعی در راه گسترش سلطه قدرت های جهانی دانسته و همواره تأکید می کردند که: "یچ نحو استقلالی حاصل نمی شود، مگر این که ما خودمان را بشناسیم و باور داشته باشیم.[17]

12. سیاست خارجی: سیاست خارجی، چگونگی روابط با کشورهای خارجی و نحوه تعامل دولت اسلامی در عرصه های بین المللی، و دفاع از مظلومان و محرومان در سراسر دنیا، یکی از مباحت مهم در اندیشه سیاسی امام خمینی محسوب می شود. نفی سلطه بی گانگان ( اصل نفی سبیل).[18] این یکی از قواعد مهم فقه اسلام است که براساس آن حق سلطه کافران بر مسلمان نفی شده است. امام براساس این قاعده فقهی با  امام با هرنوع سلطه طلبی و مداخله بی گانگان در امور مسلمانان به شدت مخالفت می کرد. مخالفت امام با استکبار، قطع سلطه اجانب و مخالفت با اتکای به قدرت های سلطه گر، در این راستا است.[19]

برای آگاهی بیشتر با اندیشه های سیاسی امام خمینی (ره) می توانید به کتاب های زیر مراجعه کنید:

1. اندیشه سیاسی امام خمینی، جمشیدی، محمد حسین.

2. اندیشه سیاسی امام خمینی، فوزی، یحیی.

3. درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی، دهشیری، محمدرضا.

4. ارکان اندیشه سیاسی امام خمینی، رفیع زاده، عظیم.


[1]  فرهنگ معین، واژه اندیشه.
[2]  بشیریه، حسین، تاریخ اندیشه سیاسی در قرن بیستم، ص 17، نشر نی، تهران، 1376.

[3]  امام خمینی، کتاب البیع، ج 2، ص 619؛ امام خمینی، شئون و اختیارات ولی فقیه، ص 23؛ صحیفه امام، ج 2، ص 31، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1378.

[4]  صحیفه امام، ج 15، ص 213.

[5]  همان، ج 5، ص 387.

[6]  صحیفه نور، ج 6، ص271؛ ج 4، ص259؛ ج 9، ص 90، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، بهمن 1362.

[7]  همان، ص 16، 490، 236؛ ج 4، ص 277.

[8]  همان، ج 10، ص 181.

[9]  همان، ج 9، ص 42.

[10]  همان، ج 10، ص 29.

[11]  تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی، تبیان(دفتر هجدهم)، ص 270.

[12]  صحیفه امام، ج 8، ص 96.

[13] صحیفه نور، ج 5، ص 173، 141.

[14]  همان، ص 461.

[15]   همان، ج 1، ص 293.

[16]  همان، ج 3، ص 322.

[17]  همان، ج 9، 258.

[18]  "وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً" . نساء، 141.

[19]  صحیفه امام، ج 4، ص 317.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 17:22 |
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اعضاي شورايعالي حوزه هاي علميه سراسر كشور با اشاره به منزلت و جايگاه اين شورا در تربيت روحانيون و علماي تأثيرگذار بر ضرورت جدي گرفتن تحول در حوزه هاي علميه و زنده كردن ظرفيت هاي دروني آن، و ارتقاء سطح اخلاق، فكر و معرفت ديني طلاب تأكيد كردند.
رهبر انقلاب اسلامي مبناي اصلي كار در حوزه هاي علميه را تربيت فقيه خواندند و خاطرنشان كردند: لازم است در كنار توجه به اين مبناي اصلي به آموزش و فراگيري علوم عقلي اعم از فلسفه و كلام نيز اهتمام شود.
ايشان «روح» حاك� � بر حوزه هاي علميه را تربيت علماي وارسته دانستند و در تبيين لوازمِ «صورت و قالبِ» فعاليت هاي حوزه هاي علميه، بر مواردي همچون پرهيز از تقليد روشهاي مديريتي ديوان سالارانه، گسترش تشكيلات اداري، موازي كاري و مدرك گرايي تأكيد كردند.
رهبر انقلاب تقويت سطح علمي و آموزشي در حوزه هاي علميه را ضرورتي قابل توجه دانستند و تصريح كردند: لازم است شورايعالي حوزه هاي علميه در اين زمينه برنامه ريزي كند.
پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي ابتدا آيت الله استادي رئيس شورايعالي حوزه علميه و سپس حضرات آقايان مقتدايي،‌غروي و حسيني بوشهري گزارشي از اقدا مات دوره گذشته مديريت حوزه و مصوبات و سياست گذاري هاي شورايعالي و برنامه هاي مديريت در دوره ي پيش رو بيان كردند.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 16:54 |

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به بيست و يكمين اجلاس سراسري نماز، قرار گرفتن نماز در جايگاه شايسته خود را زمینه ساز رسيدن جامعه به نقطه مطلوب آرماني اسلام دانستند و تأكيد كردند: همه تلاش هاي فرهنگي، هنري و برنامه ريزي هاي آموزشي بايد در راستاي رونق روز افزون نماز در بين مردم به ويژه جوانان طراحي و اجرا شود.
متن پيام رهبر معظم انقلاب به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
امسال نيز شما مردان و زنان خداجوي و حقيقت نيوش، با برگزاري اين اجلاس، گام ديگري در راه وظيفه ي بزرگ اسلامي خويش يعني اقام� � ي نماز برداشته ايد. از همه ي دست اندركاران بويژه از جناب حجه الاسلام آقاي قرائتي، روحاني مجاهد و صادق و ثابت قدم كه استوانه ي اصليِ اين كار بزرگ است، تشكر ميكنم و پاداش الهي را براي ايشان و همكارانشان مسألت مينمايم.
با اين همه بايد اعتراف كنيم كه هنوز مجموعه ي ما مسئولان نظام اسلامي وظيفه ي خود را در اين باره به تمام و كمال، ادا نكرده ايم. اهميت نماز را بايد به درستي فهميد. اين كه فرموده اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد ديگر خدمات و زحمات نيز پذيرفته شده و اگر نماز، مردود باشد هرچه جز آن نيز مردود گشته است، حقيقتي بزرگ را بما مي نماياند. آن حقيقت اين است كه اگر در جامعه ي اسلامي نماز در جايگاه شايسته ي خود قرارگيرد، همه ي تلاشهاي سازنده ي مادي و معنوي، راه خود را به سمت و سوي آرمانها ميگشايد و جامعه را به نقطه ي مطلوب آرماني اسلام ميرساند؛ و اگر از اهميت نماز غفلت شود و نماز مورد بي اعتنايي قرار گيرد، اين مسير به درستي طي نخواهد شد و تلاشها و مجاهدتها تأثير لازم را در رساندن به قله يي كه اسلام براي جامعه ي بشري ترسيم كرده است،‌ نخواهد داشت.
اين حقيقت، به همه ي ما هشدار ميدهد و وظيفه يي سنگين را به ياد ما مي آورد. تلاشهاي فرهنگي و هنري و برنامه ريزيهاي آموزشي و غيره، همه بايد به گونه � �ي طراحي و اجرا شود كه نماز، با كيفيت مطلوب، روز به روز در ميان مردم بويژه جوانان و نوجوانان رونق گيرد و همه به راستي از اين چشمه ي پاكي و روشني بهره مند گردند. بيشك دستگاههاي متعدد امور فرهنگي و آموزشي و صدا و سيما و دست اندركاران اداره ي مساجد، بيش از ديگران بايد احساس مسئوليت كنند.
از خداوند متعال كمك بخواهيد و دامن همت به كمر بزنيد و حركتي تازه در اين راه آغاز كنيد. خداوند يار و نگهدارتان.
سيدعلي خامنه اي
13/شهریور/
1391

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 20:40 |
پروژه‌ای به نام "کوبش ضد انقلاب به ساختار روانی اجلاس تهران"؛

"عباس دوران خودش و هواپیمایش را به محل اسکان سران اجلاس در بغداد کوبید و با شهادتش برگزاری این اجلاس را لغو کرد. شما (اوباش و سبزها) هم خودتان را به خط قرمزهای امنیتی ساختار روانی اجلاس و باتوم پلیس بکوبید تا اجلاس تهران مختل شود".

به گزارش فداییان رهبربه نقل از مشرق، شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیر متعهد در حالی در تهران برگزار می‌شود که رسانه‌های بزرگی همچون الجزیره، رویترز، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان و ... خبرهای مربوط به برگزاری اجلاسی که اکثریت کشورهای جهان در آن عضویت دارند را در سانسور گسترده قرار داده‌اند.



این در حالیستکه رسانه‌های اشاره شده به صورتی هر روزه و حتی در شبکه عربی الجزیره به صورت همه ساعته، خبرها و تصاویری از کشور سوریه، انتخابات آمریکا و غیره را منتشر می‌کنند. به جشنواره‌هایی که با حضور بازیگران هالیوودی برگزار می‌شود علاقه نشان می‌دهند و مطالب مربوط به زنان را در کشورهای مختلف جهان با آب و تاب فراوانی پوشش می‌دهند.



پروژه "مسکوت گذاشتن اجلاس غیر متعهدها در تهران در رسانه‌های جهانی" اما پروژه‌ای پیش بینی شده بود.



در واقع رسانه‌های صهیونیستی جهان کمین خود علیه کشورمان را در قبال این اجلاس به این صورت چیده‌اند که اجلاس تهران را باید در سانسور کامل قرار داد زیرا چرخش ناگهانی توجه این رسانه‌ها از مسائلی مثل سوریه، تحریم‌های ایران، خیزش مردم در کشورهای آفریقایی و انتخابات آمریکا به سمت اجلاس تهران، اعترافی رسمی به این حقیقت خواهد که اتفاقی بسیار بزرگ و در امنیت کامل در تهران بوقوع پیوسته است.



این در حالی است که در جهت مقابل نیز، برای کم‌اهمیت جلوه دادن اخبار اجلاس سران غیر متعهدها در تهران و خالی نبودن عریضه رسانه‌ای، هرازگاهی خبرها یا تحلیل‌هایی در این زمینه در برخی رسانه‌های جهانی منتشر می‌شود.



آنچه که در ادامه می‌بینید، صفحه خوانی مشرق از نمایه الکترونیکی خبرگزاری‌ها و شبکه‌های خبری بزرگ دنیا در آستانه برگزاری اجلاس تهران است.





*الجزیره




همانطور که در تصویر ملاحظه می‌شود الجزیره در صفحه نخست خود هیچ اشاره‌ای به اجلاس تهران ندارد. در عوض در همین صفحه دو مطلب راجع به اوضاع سوریه و یک گزارش پیرامون انتخابات آمریکا وجود دارد.



***



*رویترز




در صفحه سیاسی رویترز نیز هیچ نامی از جمهوری اسلامی ایران و اجلاس غیر متعهدها به چشم نمی‌خورد. در عوض، تمام مطالب ویژه رویترز در سال 15:33 دقیقه روز قبل از برگزاری اجلاس به انتخابات آمریکا و چالش‌های میان باراک اوباما و میت رامنی اختصاص دارد. در صفحه سیاسی رویترز نیز خبری از اجلاس تهران نیست /بازنشرفداییان رهبر.



***



*سی‌ان‌ان




در صفحه سیاسی شبکه سی‌ان‌ان نیز غیر از انتخابات آمریکا به هیچ خبر دیگری اشاره نشده است.



***



*بی‌بی‌سی




در صفحه نخست رسانه بی‌بی‌سی نیز مطالبی درباره انتخابات آمریکا و سوریه بچشم می‌خورد و دیگر هیچ. بی‌بی‌سی در حالی که در آستانه برگزاری شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران و هنگام حضور دبیر کل سازمان ملل هیچ علاقه رسانه‌ای به این مقولات نشان نداده است؛ طی مقاله‌ای که تیتر آن را در صفحه اول این رسانه به چشم می‌خورد به تلاش آمریکا برای قطع دسترسی کاربران ایرانی به یک بازی بین‌المللی موسوم به "بلیزارد" اشاره کرده است.



*تلاش ناموفق برای پروژه شوم کوبیدن ضد انقلاب به ساختمان روانی اجلاس



اپوزیسیون سیاسی کشور و جریان ضد انقلاب نیز در پروژه‌ای موهوم و هماهنگ با استکبار، از مدت‌ها قبل طرح ناامن سازی مسائل پیرامونی اجلاس تهران را در دستور کار قرار دادند.



مفهوم غالب طرح نیز در این مفهوم خلاصه می‌شد:

"عباس دوران خودش و هواپیمایش را به محل اسکان سران اجلاس در بغداد کوبید و با شهادتش برگزاری این اجلاس را لغو کرد. شما (اوباش و سبزها) هم خودتان را به خط قرمزهای امنیتی ساختار روانی اجلاس و باتوم پلیس بکوبید تا اجلاس تهران مختل شود".



جریان‌های ضد انقلاب و براندازان داخلی طی دو هفته اخیر تلاش‌های فراوانی را در شبکه‌های اجتماعی و بویژه در سایت‌هایی مثل بالاترین، سحام نیوز، کلمه و نوروز انجام دادند تا به هر نحو ممکن اعتراضاتی را در تهران و یا برخی دیگر از شهرهای ایران شکل بدهند.



اما این حرکت سخیف از همان ابتدا مشخص بود که نمی‌تواند هیچ موفقیتی را در پروژه "کوبش به ساختار اجلاس تهران" به پیش ببرد.



جریان ضد انقلاب اما در واپسین رمق‌های خود، چشم به برگزاری روزهای اجلاس در تهران دوخته است تا شاید بتواند صدایی را از پشت بامی بلند کند و یا نسخه‌های سوخته فتنه 88 را از زیر خاکستر‌های سرد شده بیرون بکشد.



یکی از عمده‌ترین این تلاش‌ها طرح ناکامی است که بر مبنای آن شبکه منافقین و ضد انقلاب دائما درخواست می‌کنند که عده‌ای بر پشت بام‌ها بروند و "الله اکبر" بگویند.



پروژه‌ای که پس از خاموش شدن فتنه 88 نیز با آب و تاب فراوانی پیگیری می‌شد تا بتواند لااقل بودجه‌ای اندک را از طرف صهیونیست‌ها به این سایت‌ها روانه کند اما تا آن اندازه برای براندازان سبب ناکامی شد که از خیر آن گذشتند و به شاخه‌های دیگری پریدند.



در همین زمینه می‌توان به تصویر صفحه اول سایت صهیونیستی بالاترین در بعد از ظهر روز قبل از آغاز اجلاس و برخی تیترهای آن نگاهی انداخت.




طرح مذکور اما نیامده به چالش‌های بزرگی برخورد کرده است. برخی از عناصر برانداز که رویکردهای سیاسی‌تر را می‌پسندند معتقد هستند که باید در هنگام حضور دیپلمات‌های خارجی در ایران طرح برجسته‌سازی مسائلی مثل حصر سران فتنه و یا زندانی بودن برخی از فتنه‌گران را در دستور کار قرار داد. اما در مقابل عوامل اصلی جریان برانداز و ضد انقلاب که به جنجال‌سازی و اغتشاش علاقه بیشتری دارند و برای تامین هزینه  فعالیت‌های خود نیز به خط آخر رسیده‌اند، معتقدند که باید با ایجاد سر و صدهایی که احیانا دیپلمات‌های مهمان تهران هم بهتر است آنها را بشنوند؛ می‌توان بهتر به مقصود رسید.



سایت انصار حزب‌الله در همین زمینه گزارش داد: بر اساس فراخوانی که یک گروهک منتشر کرده است از عوامل سبز خواسته شده است که چهارشنبه و پنج‌شنبه و در ساعت ۱۰ شب با فریاد الله‌اکبر خود، اعتراضشان را ابراز کنند. 



این در حالی است که سايت صهيونيستي بالاترين، ضمن انتشار دعوت سايت‌هاي ياد شده، مطالب تندي را نيز عليه اين دعوت منتشر كرد و از جمله نوشت: 



ــ الله‌اكبر شعار ما نيست. اصلاح‌طلبان بار ديگر از سوراخ‌ها بيرون خزيده‌اند. ما هرچي مي‌كشيم از همين الله‌اكبري است كه باعث انقلاب شد. حال به ما مي‌گويند فرياد بزنيد الله‌اكبر! اين شعار مال ما نيست، شعار حكومت اسلامي است.



این سایت وابسته به صهیونیست‌ها همچنین از قول یکی از کاربران خود خطاب به سبزها می‌نویسد:

ــ من الله‌اكبر نمي‌گويم. ما مي‌خواهيم عليه جمهوري اسلامي شعار بدهيم نه شعار جمهوري اسلامي بدهيم. جمهوري اسلامي با شعار الله‌اكبر است كه سه دهه حكومت كرده و ماندگار شده. همين شعار بود كه رژيم را روي كار آورد. ما كه نمي‌خواهيم از موسوي و كروبي حمايت كنيم، مي‌خواهيم اسلام نباشد.



به گزاش فداییان رهبر، شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیر متعهد در تهران، در بهترین شرایط و در سایه آرامش سیاسی و امنیتی جامعه اسلامی کشور ایران در حال برگزاری است.



رخدادی بیسابقه و بزرگ که حاکی از وقوع تحولی بزرگ در جامعه جهان و در مقطع "پیچ تاریخی" است.



این در حالی است که این اجلاس درس‌هایی را در حواشی با خود خواهد داشت که خوانش مطلوب آنها برای همه یک ضرورت است.



درس‌هایی مثل آب در هاون کوبیدن جبهه ضد انقلاب و شکست پروژه مسکوت گذاشتن خبری شانزدهمین اجلاس غیر متعهدها در تهران توسط رسانه‌های صهیونیستی جها

ن.

منبع:مشرق

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 15:47 |
بازخوانی توصیه‌ها به مسئولان صدا و سیما
مرحوم سیدقطب مى‏گوید به یکى از شهرهاى امریکا رفتم و دیدم دم درِ یک کلیسا اطلاعیه‌اى نصب کرده‏اند: «امشب یک برنامه‏ى رقص و شادى و شام سبک و موسیقى اجرا مى‏شود»!

 

به گزارش فداییان رهبربه نقل از خبرگزاري فارس، رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان صدا و سیما در 11 آذرماه 1383 در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما به بیان راهبردهایی برای این سازمان پرداختند که خبرگزاری فارس در چند مطلب این بیانات را منتشر خواهد کرد.

این قسمت از سخنان ایشان درباره جذب مخاطب و لزوم عدم وجود تناقض در پیام های برنامه های صدا و سیما است: 

مرحوم سیدقطب جریانى را در یکى از کتابهایش مى‏نویسد، که من پیش از انقلاب آن کتاب را ترجمه کردم. مى‏گوید به یکى از شهرهاى امریکا رفتم و دیدم دم درِ یک کلیسا اطلاعیه‏یى نصب کرده‏اند: «امشب یک برنامه‏ى رقص و شادى و شام سبک و موسیقى اجرا مى‏شود.»! تعجب کردم که کلیسا به چه مناسبت اینها را اعلام کرده!

مى‏نویسد: کنجکاو شدم در آن ساعتِ معین بروم ببینم چه خبر است. دیدم بله، یک سالن رقص در کنار سالن کلیساست؛ زوجهاى جوان مى‏آیند و مى‏رقصند؛ موسیقى‏هاى محرک و شهوانى هم پخش مى‏شود! افرادِ یک‏خرده مسن‏تر هم کنار نشسته‏اند و تماشا مى‏کنند و از نگاه کردن لذت مى‏برند! کشیش هم اواخر شب روى سن ظاهر شد و با رفتار خیلى آرام و ملایم رفت نور چراغها را تنظیم کرد!

مى‏گوید فردا رفتم سراغ کشیش؛ گفتم شما کشیش هستید یا کاباره‏دار؟! این‏جا کلیساست یا سالن رقص؟! کشیش گفت من به این وسیله مى‏خواهم جوانها را به کلیسا جذب کنم! این‏طورى مى‏شود جوانها را به کلیسا جذب کرد؟! جوانها به کلیسا جذب نشدند، بلکه به سالن رقصِ متعلق به کلیسا جذب شدند! سالن رقصِ متعلق به کلیسا مگر امتیازى دارد؟

اگر بناست فیلم یا برنامه‏یى پخش شود و تأثیر سوئى بگذارد، چه فرقى مى‏کند که من پخش کنم یا رقیب من؛ در هر دو صورت بد است؛ پس چرا من پخش کنم؟ به نظر من این منطق مهمى است و باید به آن توجه داشت.

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 15:21 |

همانطورکه میدانیم پنجم تادهم شهریورماه سال جاری تهران میزبان برگزاری شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو "جنبش غیرمتعهدها" است.

بنا بر اعلام منابع رسمی 120کشورجهان به همراه 17کشوربه عنوان عضو ناظر،10 سازمان و تشکل بین المللی دراین اجلاس حضور خواهند داشت .

این جنبش به عنوان دومین سازمان بزرگ و تاثیرگذار بین المللی پس از سازمان "ملل متحد" شناخته میشود.کشورهای عضو این جنبش درسه سطح سران،وزرا وکارشناسان دراین اجلاس حضور خواهند داشت. همچنین جمهوری اسلامی ایران از کشورهای "روسیه" و "ترکیه "به عنوان مهمانان ویژه دراین اجلاس دعوت به عمل آورده است .

نظر به موضع گیری های متفاوت این دو کشور درقبال مناقشات اخیر درسوریه ومنطقه بایستی منتظربود که حضور یا عدم حضور این دو کشور در اجلاس آتی چگونه خواهدبود.

درحال حاضر، کشور "مصر"به عنوان ریاست دوره ای این جنبش است که در اجلاس ماه جاری ریاست آن بر عهده ایران خواهد بود.

این نشست بین المللی ،اولین تجربه ایران درزمینه برگزاری چنین اجلاسی با این وسعت کاری درعرصه دیپلماسی خارجی نبوده است. سال 76ایران میزبان هشتمین اجلاس سران "کشورهای اسلامی" بودکه این نشست، دستاوردهای خوبی را به همراه داشت.

حال آنچه که مهم جلوه میکند ره آورد و ماحصل این اجلاس درسطح کلان بر روابط کشورهای عضو جنبش وسیاست خارجی آن است که نشان از میزان تعهد کشورهای عضو این جنبش به عدم تعهدشان درقبال "امپریالیسم "جهانی است.

نکته ای که شاید درموضع گیریهای چندسال اخیر و در این دوره زمانی کشورهای عضو این جنبش درقبال دیگر اعضای عدم تعهد مانند \"فلسطین\" ، \"سوریه\" ، \"افغانستان \"، \"عراق\" و... اتخاذ کردند،موضعی محافظه کارانه ویا بی تفاوت نسبت به مناقشات و مسائل اتفاق افتاده در این کشورها بوده است!

به جرأت می توان گفت تنها کشور غیر متعهد به معنای واقعی دربین اعضاء، جمهوری اسلامی ایران است که سکاندار جریان مقابله ومبارزه با امپریالیسم چه درشرق وچه درغرب از بعد از وقوع انقلاب اسلامی بوده است.

باتوجه به فراگیری موج بیداری اسلامی در دنیا وتحولات بنیادین در منطقه استراتژیک \"خاورمیانه\" و به خصوص مسائل سوریه باید منتظر بود تا مواضع سران این جنبش با محوریت وهدایت ایران به عنوان رئیس دوره ای این اجلاس درپایان نشست شانردهم ،تبیین و تصویب شود . امیدواریم این مصوبات احتمالی با یک ضمانت اجرائی مقتدرانه درعرصه دیپلماسی خارجی به فعلیت تبدیل شود.

جنبش غیرمتعهدها درگذر تاریخ پس ازپایان جنگ جهانی اول ودوم ،بسیاری از کشورهابا توجه به اینکه دراین جنگها نه با \"متفقین\" بودند ونه با \"متحدین \"، خسارتهای مادی و معنوی بیشماری از این نبردها نصیبشان شد.این موضوع ازسوی برخی سران کشورها ئی که بیشترین تلفات را ازجنگ دیده بودند، باعث تشکیل سازمانی به نام \"جنبش عدم تعهد\" شد.

این جنبش درواقع با تشکیل این سازمان به منظور گریز از درگیری بین بلوک شرق و غرب، سیاست مستقلی را درپیش گرفته واز وابستگی نظامی وسیاسی به هرکدام از دوقطب جهان دوری میکند.جنبش کشور‏های غیر متعهد ، (Non-Aligned Movement) در سال 1961میلادی برابر با 1340خورشیدی در اوج جنگ سردو فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه \"کمونیسم\" و نه در اردوگاه سرمایه داری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد.

نام جنبش ابتدا \"Non-Commitment\" بود اما سریعا به نام جدید تغییر یافت. هم اکنون اعضای این جنبش را اکثراً کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند.نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعهدها معروف شدند در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس \"باندونگ\" در شهر باندونگ اندونزی انجام شد.

\"نهرو\"،\"عبدالناصر\"،\"سوکارنو\" رؤسای وقت حکومت کشورهای هند،مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. تشکیل این جنبش به علت آنکه کمی بعد از استقلال هند رخ ‌داد ،تحت تأثیر جهان بینی \"ماهاتما گاندی\" نیز قرار گرفت. سال 1961 سران کشورهایی ازجمله \"جواهر لعل نهرو\"(نخست وزیر هند)،\"مارشال تیتو\"(رهبر یوگسلاوی)،\"احمدسوکارنو\"(رهبر اندونزی)،\"جمال عبدالناصر\"(رئیس جمهورمصر)،\"قوام نکرومه\"(رهبرغنا) برای اولین بار در شهر \"بلگراد\" پایتخت یوگسلاوی گردهم آمده و موجودیت این جنبش را رسما اعلام کردند.با پایان جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه \"سوسیالیسم\" کشورهای عضو جنبش عدم تعهد دچار نوعی بی هویتی سازمانی شدند.

برخی ازکشورهای عضو وجود این جنبش راکه ایجاد موازنه منفی بین دو ابر قدرت دوران جنگ سرد بود ،ملغی میپنداشتند.عده‌ای فرض بر این دارند که جنبش عدم تعهد وارث موازین ضد آمریکایی یا همان ضد امپریالیستی است. تقریباً بیش از دو سوم اعضای سازمان ملل متحد راکشورهای جنبش غیرمتعهدها تشکیل می‌دهند.ازسازمانها ونهادهای بین المللی عضو این جنبش میتوان به \"اتحادیه افریقا\"،\"سازمان همبستگی خلق افریقائی –آسیائی\" ،\"اتحادیه عرب\"،\"سازمان همکاری اسلامی\"،\"شورای جهانی صلح \"و...نام برد.موقعیت ایران در بین کشورهای عضو غیرمتعهدایران که به دلیل عضویت در پیمان نظامی مرکزی \"سنتو\" (پیمانی برای جلوگیری از گسترش مارکسیسم )از عضویت در این جنبش محروم مانده بود ،سال ۱۹۷۹ پس از پبروزی انقلاب به جنبش عدم تعهد پیوست. در سال‌های اولیه حیات جنبش ایرانیان نام آن را به \"جنبش ناوابستگان\" ترجمه کردند.

اما به دلیل عدم اقبال عمومی نام \"غیرمتعهدان\" رایج شد. ایران درسال 1979 وبعد از پیوستن به جنبش در اجلاس سران کشورهای عضو که در\"هاوانا \"برگزار شد شرکت کرده و از آن زمان به بعد در همه نشست‌های مختلف این جنبش حضور داشته‌است. لغو برگزاری هفتمین اجلاس سران در بغداد به دلیل تجاوز نظامی عراق به ایران و انتقال این اجلاس به \"دهلی نو \"(1983میلادی)از مهمترین رویدادهای جنبش به حساب می‌آید.

عضویت دراین سازمان برای ایران فرصت مناسب وطلائی است چراکه اثرات حمایتی مثبت برروند سیاست خارجه ایران درموضوعات مختلف برجای میگذارد.ازمهم ترین اثرات حمایتی جنبش غیرمتعهدها در قبال کشورمان ،تلاش برای محکوم نشدن ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است.

در نشست های \"شورای حکام آژانس \"که به منظور بررسی فعالیت های هسته ای ایران برگزار شده است غیرمتعهدها با موضع گیری خود از این شورا خواسته اند به دور از فشارهای سیاسی به بررسی دقیق وضع تسلیحاتی همه کشورهای عضو بپردازد.

جنبش غیرمتعهدها همچنین در پایان چهاردهمین نشست سران (هاوانا )در بیانیه جداگانه ای ضمن حمایت از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران، پیوستن رژیم صهیونیستی را به معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (ان پی تی) خواستار شد.

خواسته هاواصول راهبردی جنبش غیر متعهدها از مجموعه کنفرانسهایی که جنبش تاکنون برگزار کرده، می‌توان موارد زیر را به عنوان اصول استراتژی کشورهای عضو غیر متعهدها برشمرد:- احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها، - کاهش تشنجات و تضادهای موجود در روابط بین المللی ناشی از تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب، - مخالفت با شرکت در اتحادیه‌های نظامی و خودداری از واگذاری پایگاههای نظامی به بلوک‌ها - پشتیبانی از منشور ملل متحد و نیز اصول مسلم حقوق بین‌الملل - خود مختاری تمامی ملل جهان و آزادی تمامی سرزمین‌های تحت استعمار - همکاری مثبت بین المللی - حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها از طرق سیاسی و روش‌های دوستانه و عدم توسل به زور - مبارزه با نژادپرستی، استعمار و امپریالیسم در تمامی اشکال آن - لزوم خلع سلاح از طریق نظارت‌های بین المللی و امضای قرارداد خلع سلاح توسط دولت‌های بزرگ - عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها - ایجاد سنتزی از ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم به منظور گسترش روابط میان کشورهای جهان سوم - مبارزه با توسعه نیافتگی اعم از اقتصادی و سیاسی - سیاست ناپیوستگی اجلاس کشورهای عضو

جنبش غیر متعهدها هرسه سال یکبار دریکی ازکشورهای عضو برگزار می شودکه به ترتیب از اولین اجلاس دربلگراد تا آخرین نشست که در \"شرم الشیخ \"مصر برگزار شد به ترتیب ذیل اورده شده است: بلگراد( 1 تا 6 سپتامبر، 1961)- قاهره( 5 تا 10 اکتبر، 1964)- لوزاکا( 8 تا 10 سپتامبر، 1970)- الجزیره( 5 تا 9 سپتامبر، 1973)- کلمبو( 16 تا 19 سپتامبر، 1976)- هاوانا( 3 تا 9 سپتامبر، 1979)- دهلی نو( 7 تا 12 مارس، 1982)- حراره( 1 تا 6 سپتامبر، 1986)- بلگراد( 4 تا 7 سپتامبر، 1989)- جاکارتا( 1 تا 7 سپتامبر، 1992)- کارتاگنای هند( 18 تا 20 اکتبر، 1995)- دوربان( 2 تا 3 سپتامبر، 1998)- کوالالامپور(20 تا 25 فوریه، 2003)- هاوانا( 15 تا 16 سپتامبر، 2006)-شرم الشیخ11تا 16جولای،2009) تهران(26تا31اگوست2012)(مرحله برگزاری)

جنبش عدم تعهد ؛اهرم مناسب ایجاد فرصت و دفع تهدید با توجه به نزدیک بودن برگزاری اجلاس سران عضو غیرمتعهد درایران ،این موضوع بازتابهائی را درسطح بین المللی به همراه داشته است به طوری که \"ویکتوریا نولاند\"، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده دراین راستا گفت: «جنبش عدم تعهد سازمانی است که ما عضو آن نیستیم. نقطه‌نظر ما به زبان ساده آن است که تهران با توجه به نقض متعدد! قوانین بین‌المللی و وظایف خود در برابر سازمان ملل متحد، به‌نظر مکانی مناسب [برای اجلاس سران جنبش عدم تعهد] نمی‌رسد!»

نولاند در خصوص سفر \"بان ‌کی‌مون\"، دبیر کل سازمان ملل متحد به تهران برای شرکت در اجلاس فوق‌الذکر گفته است که «ما نقطه‌نظر خود را ابراز داشته‌ایم که تهران مکانی عجیب و نامناسب برای این اجلاس است.»این مسئله خود به اهمیت این اجلاس اذعان داردوغربیها میدانند که برگزاری این نشست درجمهوری اسلامی ایران چه تبعات منفی برای آنها به ارمغان می اورد.

آنها به این نکته واقفندکه محوریت این اجلاس بر مسائل بیداری اسلامی،مسئله فلسطین وازهمه مهمتر مناقشات موجود درسوریه که خوداز اعضای این جنبش است خواهد چرخیدوبه قولی پاشنه آشیل این اجلاس همین موضوع خواهد بود.

خوب میدانیم این اجلاس یک فرصت استثنائی وخوبی است که کلیه اعضای جنبش حول موضوعات فوق الذکر به یک اجماع معقول و مقتدرانه ای درخصوص مسائل سوریه ،جهان اسلام ،استکبار وصهیونیسم جهانی برسندوبا توجه به اینکه این جنبش از سازمانهای بزرگ ملل متحد به حساب می اید وهمانطور که ذکر شد بیش از دوسوم کشورهای عضو از اعضای سازمان ملل متحد است درپاره ای ازمواردمی تواند به عنوان اهرم قدرت و فشار دراین زمینه عمل کند.

شایان ذکر است از بزرگترین دستاوردهای این جنبش میتوان به دورنگه داشتن کشورهای عضو از قدرتهای استعماری وپرهیز از تنشها و اقدامات جنگ طلبانه آنها اشاره کرد .پرواضح است تمامی کشورهای عضو این جنبش یک دست نیستند ،برای مثال کشورهای اسلامی ،کشورهای افریقائی، امریکای لاتین و جنوب شرق اسیا هرکدام تمدن ،فرهنگ ،اداب خاص وسلایق مختلفی دارند .شاید دلیل این امر که چرا نمیتوان درجلسات این جنبش به نقطه مشترکی درخصوص مسائل وموضوعات مورد بحث ویا مناقشه رسیدهمین موضوع باشد.ازدیگر نقاط ضعف موجود دراین جنبش نفوذ نظرات وخواسته های استعماروقدرتهای غربی دربین برخی جناحهای موافق عضو این جنبش بر تصمیمات گرفته شده است که میتواند ازطریق آن کشورها اعمال سلیقه و نظرکند .

برای رسیدن به یک جنبش به معنای واقعی کلمه غیر متعهد میبایست این نقاط ضعف برطرف شودتا این نیروی بالقوه درعرصه سیاست خارجی به بالفعل تبدیل شده وازاین منظر کلیه کشورهای عضوجنبش غیرمتعهدها، از عدم انقیاد سیاسی ، نظامی و اقتصادی قدرتهای استکباری برخوردارومستقل باشندوبه عنوان بازوی توانمندکشورهای عضو درعرصه روابط دیپلماتیک چه درسطح داخلی وچه در سطح بین المللی عمل کند.

منبع:پایگاه حضرت ولیعصرعج

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 14:19 |

پيرزن پس از اينکه از حرف هاي دخترش قانع نشد، برگشت از من که لباس نظامي به تن داشتم سؤال کرد و گفت: واقعا ايشان آقاي خامنه‌اي هستند؟ من هم گفتم بله. تاکنون بارها پيش آمده که افراد متعددي در مقاطع مختلف به بيان مصاديقي از زندگي ساده و بدون آلايش رهبر معظم انقلاب پرداخته و نکات و بعضا خاطراتي را بيان کرده‌اند.

اما آنچه در زير مي خوانيد بخشي از خاطرات امير خلبان تورج دهقاني زنگنه فرمانده آشيانه جمهوري اسلامي ايران است که براي اولين بار با موضوع سفرهاي رهبر انقلاب با هواپيما به مناطق مختلف کشور در خبرگزاري فارس منتشر مي‌شود.

امير دهقاني زنگنه به واسطه مسئوليتي که در آشيانه جمهوري اسلامي ايران دارد يکي از کساني است که در بسياري از سفرهاي مقام معظم رهبري ايشان را همراهي مي‌کند.

* سفر به کردستان با هواپيماي عادي

معمولا  حضرت آقا با تهيه بليت با هواپيماي عادي سفر مي‌کنند.

براي نمونه در سفر ايشان به استان کردستان، رهبر معظم انقلاب همچون گذشته با پرواز عادي به همراه ديگر مسافران به اين استان سفر کردند.

* تلاوت اذان در گوش يک نوزاد در پرواز تهران-مشهد

در يکي از سفرهاي معظم‌له به مشهد مقدس بود که آقا از تيم همراهشان خواستند ممانعتي براي کساني که مي خواهند ايشان را ببينند، ايجاد نشود.

اشتياق مسافران براي ديدار باعث شد تا حضرت آقا تا پايان سفر حتي فرصت براي نوشيدن يک استکان چاي هم نداشته باشند.

در همين پرواز بود که يک زوج جوان فرزندشان را که تازه متولد شده بود خدمت آقا آورده و ايشان نيز در گوش کودک اذان گفتند. چند نفر لبناني هم در اين پرواز حضور داشتند که توانستند با آقا ديدار و گفت‌وگو کنند.

در يکي ديگر از سفرها خانمي حدود 40ساله به همراه مادر 70 ساله‌اش به فاصله دو سه رديف صندلي با آقا نشسته بودند.

با شروع پرواز، دختر آن خانم به او گفت که چند رديف جلوتر از ما، آقاي خامنه اي نشسته اند.

مادر که باورش نشده بود، گفت آقا که با هواپيماي معمولي سفر نمي‌کنند و پس از اينکه از حرف هاي دخترش قانع نشد، برگشت از من که لباس نظامي به تن داشتم سؤال کرد و گفت: واقعا ايشان آقاي خامنه‌اي هستند؟ من هم گفتم بله.

باز پرسيد: آن خانمي که پشت سر ايشان نشسته، همسرشان است؟ مجددا گفتم بله.

بعد اجازه خواست تا برود و با همسر آقا چند کلمه‌اي صحبت کند. مي‌گفت مي‌خواهم کمي با ايشان در مورد مشکلات پيري و بيماري که دارم درد دل کنم.

* ماجراي يک بسته ميوه اضافي براي آقا

در يک سفر ديگر قرار شد حضرت آقا با پرواز ايران‌اير بروند. مسئولان پرواز بعد از اينکه متوجه حضور رهبر انقلاب در اين هواپيما شدند، علاوه بر خوردني‌هاي معمول، که براي پذيرايي مسافران در نظر گرفته شده بود، يک بسته ميوه اضافه هم براي ايشان آوردند.

آقا با ديدن اين بسته ميوه ناراحت شده و به يکي از همراهان خود اعتراض کردند که اين بسته ميوه را بردارند و ببرند.

در واقع ايشان اصلا اجازه نمي‌دهند که براي سفرهايشان تدارک خاصي ديده شود و معمولا در پروازها تنها با يک استکان چاي (از هماني که به مسافران داده مي‌شود) و يک کيک کوچک که از فروشگاه‌هاي بيرون تهيه شده از ايشان پذيرايي مي‌شود و اجازه نمي‌دهند چيز ديگري به اينها اضافه شود.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 13:41 |
* شبکه تلویزیونی خارجی از جمله شبکه‌های سی‌ان‌ان ، بی‌بی‌سی عربی، الجزیره و العربیه، سخنان رهبر معظم انقلاب را به صورت زنده پوشش دادند.
* شبکه تلویزیونی سی.ان.ان، تمامی برنامه های خود را برای پخش مسقیم بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم افتتاحیه اجلاس سران غیر متعهدها در تهران، قطع کرد.

* روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارانوت" : رهبر عالي ايران در افتتاحيه جنبش غير متعهدها در "يک سخنراني آتشين" عليه غرب گفت؛ زمان براي ايجاد نظم نوين جهاني مهيا است.

* خبرگزاری فرانسه: رهبر ایران در حضور بان کی مون نوع ساختار سازمان ملل را دیکتاتوری خواند.


* «نیوز انترنشنال» درباره سخنان رهبر انقلاب نوشت: رهبر انقلاب ایران بار دیگر تأکید کرد که ایران هیچ گاه به دنبال سلاح هسته ای نخواهد رفت و استفاده از سلاح کشتار جمعی و هسته ای، گناهی نابخشودنی است.


* پایگاه عربستانی 'الحیاه': آیت‌الله خامنه‌ای با اعلام اینکه 'ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست'، مجددا بر حقوق هسته‌ای این کشور تاکید کرد.

* پايگاه 'اسلام اليوم': رهبر عالي ايران در سخنان خود، کشورهاي جهان را به مقابله و رويارويي با آمريکا فراخواند.

* خبرگزاری 'رویترز': رهبر عالی ایران در سخنرانی خود در اجلاس عدم تعهد اعلام کرد؛ایران از حقوق خود برای دستیابی به انرژی هسته‌ای دست نخواهد کشید/امریکا از سازمان ملل برای تحمیل قلدری به کشورهای جهان سو استفاده می کند


* پایگاه خبری 'یا لبنان': آیت‌الله خامنه‌ای در اجلاس عدم تعهد اعلام کرد؛ شعار ایران 'انرژی هسته‌ای برای همه، سلاح هسته‌ای برای هیچ‌کس' است

* خبرگزاری رسمی چین با اشاره به سخنرانی رهبر انقلاب در افتتاحیه شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد در تهران نوشت که رهبر ایران مواضع هسته‌ای این کشور را دقیقا در سخنرانی خود تشریح کرد.

شینهوا نوشت: «آیت الله علی خامنه‌ای» رهبر ایران در سخنرانی ابتدایی در افتتاحیه نشست گفت که جمهوری اسلامی ایران هرگز به دنبال سلاح‌های هسته‌ای نیست اما از حق خود برای انرژی هسته‌ای عقب نشینی نمی‌کند.

.

* روزنامه صهیونیستی 'جروزالم ‌پست': رهبر عالی ایران با بیان اینکه 'انرژی هسته‌ای برای همه، سلاح هسته‌ای برای هیچ‌کس' اعلام کرد؛‌ این کشور هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست.

* تیتر اکثر رسانه های خارجی: رهبر ایران در حضور بان کی مون با انتقاد شدید از شورای امنیت، ساختار سازمان ملل را به چالش کشید.


* پايگاه اينترنتي روزنامه لوپاريزين فرانسه نوشت: آيت الله علي خامنه اي در آيين گشايش شانزدهمين نشست کشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها در تهران تاکيد کرد کشورش هرگز در صدد دستيابي به سلاح اتمي نخواهد بود.
لوپاريزين افزود: با اين حال، آيت الله خامنه اي بر چشم پوشي نکردن کشورش از حق مردم ايران براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي تاکيد کرد.

* روزنامه اماراتی الاتحاد: آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود در افتتاحیه اجلاس ران عدم تعهد اعلام کرد که کشورش در صدد دست یابی به سلاح هسته ای نیست. وی در عین حال تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران و همه کشورها حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دارند.


* پایگاه هندی 'زی‌نیوز': آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایجاد دوره جدید در نظم نوین جهانی اعلام کرد؛ جنبش عدم تعهد می‌تواند و باید نقش جدیدی در جهان ایفا کند

* پایگاه خبری الانتقاد با انعکاس سخنرانی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در افتتاحیه اجلاس سران عدم تعهد به نقل از ایشان نوشت که ما در دوره کنونی در جهان چند قطبی زندگی می‌کنیم و جنبش عدم تعهد باید نقش محوری در مقابله با سلطه طلبان ایفا کند.


* المنار نیز با اشاره به افتتاح اجلاس سران عدم تعهد در تهران نوشت که امام خامنه ای در سخنانی در مراسم افتتاحیه بر ضرورت خلع سلاح های کشتار جمعی و اهمیت آرمان فلسطین تاکید کرده و خواستار ایجاد آینده جدید برای جهان بر اساس مشارکت همگانی و مساوات حقوق ملت‌ها شدند.


* پایگاه بری عربی پرس نیز با انعکاس سخنرانی مقام معظم رهبری پیشنهاد ایشان در مورد همه پرسی در فلسطین را تیتر خبر خود در مورد بیانات مقام معظم رهبری قرار داده و افزود که با توجه به افزایش ابزارهای سلطه جویانه غرب نیاز مستمر به ادامه فعالیت جنبش عدم تعهد وجود دارد، ایشان افزودند: ما در اینجا جمع شده‌ایم تا بر اساس شرایط جهان کنونی و نیازهای آن فعالیت‌های خود را ادامه دهیم. این پایگاه خبری به نقل از مقام معظم رهبری افزود که طنز ناراحت کننده در جامعه ما این است که دولت آمریکا به عنوان بزرگترین دارنده سلاح های کشتار جمعی و تنها کشوری که مرتکب جنایت هسته ای شده، امروز عهده دار مقابله با اشاعه هسته ای شده است.

* روزنامه آمریکایی 'یو‌اس‌تودی' در واکنش به حضور سران کشورها در اجلاس غیر متعهدها نوشت: محمد مرسی، رئیس‌جمهور مصر پس از ده‌ها سال قطع رابطه دو کشور وارد ایران شد

* شبکه «یورونیوز» در بازتاب سخنان مقام معظم رهبری در اجلاس جنبش عدم تعهد «نم» به برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و به نقل از رهبر ایران گزارش کرد که ایران هرگز پیگیری انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را کنار نمی‌گذارد.


* شبکه تلویزیونی تی اف 1 فرانسه: انتقادات امروز رهبرایران تیرهایی علیه آمریکا و سازمان ملل بود.


* بی بی سی فارسی نیز در اقدامی غیر حرفه ای، تنها به نقل بخش کوتاهی از صحبت های رهبر معظم انقلاب راجع به ساختار سازمان ملل و عدم قصد ایران برای ساخت تسلیحات هسته ای اشاره کرد و نوشت:" آیت الله خامنه ای در سخنان خود، با بازگو کردن مواضع جمهوری اسلامی در زمینه سیاست های داخلی و خارجی، ساختار شورای امنیت را غیر دموکراتیک و "دیکتاتوری آشکار" خواند و کشورهای غربی را متهم کرد که به بهانه مقابله با تروریسم و حمایت از دموکراسی و حقوق بشر، در کشورهای دیگر دخالت می کنند.رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرد که ایران در صدد ساخت تسلیحات اتمی نیست اما برنامه های هسته ای خود برای تولید سوخت هسته ای را ادامه می دهد."


* خبرگزاری فرانسه: رهبر ایران امروز در سخنان خود بیشتر از هر وقت دیگر بر عدم تلاش تهران برای ساخت سلاح هسته‌ای تأکید کرد.

* الجزیره: آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کرد ایران هرگز در پى تسلیحات هسته‌اى نیست.


* خبرگزاری آمریکایی 'یونایتدپرس': دعوت رهبر ایران از آمریکا برای عقب‌نشینی از حمایت اسرائیل و برگزاری انتخابات در فلسطین، قابل تأمل است


* سایت فارسی صدای امریکا درمطلبی با تیتر "حمله رهبر ایران به اسراییل در حضور بان کی مون"، بیانات و تاکیدات چندین باره ی رهبر معظم انقلاب را مورد توجه قرار داد و با تند خواندن آنها چنین نوشت: "رهبر ایران در سخنرانی خود، چندین بار از ایالات متحده آمریکا و اسراییل انتقاد کرد و بدون نام بردن از رهبران اسراییل، عنوان «گرگان درنده ی صهیونیست» را به کار گرفت.


* واشنگتن پست: آیت‌الله خامنه‌ای گفت که کشور ما داشتن سلاح‌های هسته‌ای را گناهی بزرگ و نابخشودنی می‌داند.

* نشریه «تایمز عمان» بخشی از سخنان مقام معظم رهبری را منتشر و بر سخنان ایشان، مبنی بر عدم تمایل ایران برای سلاح هسته ای تأکید کرده است.


* گلف نیوز سخنان رهبر انقلاب در مورد شورای امنیت ملل متحد را مورد توجه قرار داد. این سایت خبری اماراتی نوشته است که آقای خامنه ای ساختار شورای امنیت را غیر عادلانه ، غیر عقلایی و غیر دموکراتیک دانسته و آن را نوعی دیکتاتوری شورای امنیت تلقی کرده اند.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 13:38 |

  منبع:رجانیوز

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:46 |
نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه امروز شعار " الاسلام هو الحل" شعار امت اسلامی است، اظهار داشت:رمز پایداری، پیشرفت و پیروزی ملت ایران التزام به این شعار بوده است و تمامی تلاش دشمنان بر این امر متمرکز شده است که با ایجاد اختلاف های گوناگون مانع از تجمیع ظرفیت کشورهای اسلامی شوند.
به گزارش خبرگزاری مهر، رفیق عبدالسلام وزیر امور خارجه تونس در حاشیه شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران عصر امروز با سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار و گفت و گو کرد.
 
جلیلی در این دیدار با اشاره به فرصتهای مهمی که بیداری اسلامی در تونس و دیگر کشورهای منطقه در اختیار امت اسلامی قرار داده است تأکید کرد اگر دولتهای منطقه با هوشیاری از این فرصت بهره برداری کنند بزرگترین تهدید بر ضد رژیم صهیونیستی شکل خواهد گرفت.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به مشکلات فزاینده اجتماعی و اقتصادی رژیم صهیونیستی بویژه پس از شکست در جنگهای 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه تصریح کرد آمریکایی ها نمی توانند از طریق تشدید خشونت و بحران در سوریه رژیم صهیونیستی را از انزوای سیاسی منطقه ای و بین المللی برهانند.
 
نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه امروز شعار " الاسلام هو الحل" شعار امت اسلامی است، اظهار داشت رمز پایداری، پیشرفت و پیروزی ملت ایران التزام به این شعار بوده است و تمامی تلاش دشمنان بر این امر متمرکز شده است که با ایجاد اختلاف های گوناگون مانع از تجمیع ظرفیت کشورهای اسلامی شوند.
 

وزیر امور خارجه تونس نیز با تجلیل از نقش موثر و مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران در عرصه منطقه ای و جهانی و با اشاره به مشترکات دو کشور اظهار داشت  ملت و دولت تونس علاقه مند تقویت مناسبات با جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و منطقه ای هستند

منبع:رجانیوز

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:35 |
مقام معظم رهبری با تجلیل از سابقه انقلابی و مجاهدت ضد استعماری مردم الجزایر، فرمودند: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت الجزایر همواره یک شریک خوب در جبهه مقاومت بوده است.
 
  
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز (جمعه) در دیدار آقای عبدالقادر بن صالح، رئیس مجلس الجزایر، با تجلیل از سابقه انقلابی و مجاهدت ضد استعماری مردم الجزایر گفتند: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت الجزایر همواره یک شریک خوب و در جبهه مقاومت بوده است.
 
ایشان با تأکید بر اینکه الجزایر می تواند نقش تأثیرگذارتری در جنبش عدم تعهد ایفا کند، خاطرنشان کردند: ظرفیت های زیادی برای گسترش روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و الجزایر وجود دارد که باید این ظرفیت‌ها را به مرحله عمل رساند.
 
آقای عبدالقادر بن صالح رئیس مجلس الجزایر نیز در این دیدار، حضور سران و مقامات کشورهای مختلف در اجلاس تهران را در شرایط کنونی، بسیار پرمعنا و مهم دانست و گفت: الجزایر نیز خواهان گسترش روابط بیشتر با ایران است که باید با تشکیل کمیسیون‌های مشترک، این موضوع به مرحله عمل برسد.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:19 |
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز (چهارشنبه) در ديدار آقاي بان كي مون دبيركل سازمان ملل و هيأت همراه، با اشاره به سابقه تمدن و فرهنگ ايراني خاطرنشان كردند: با توجه به جايگاه مهم و برتر ملت ايران در مسائل فرهنگي و تمدني، جمهوري اسلامي ايران زمينه بسيار خوبي براي گسترش فرهنگ و تمدن انساني برخاسته از اسلام دارد. ايشان در ادامه با اشاره به نگراني هاي مشترك بشريت از جمله موضوع خلع سلاح اتمي، تأكيد كردند: جمهوري اسلامي ايران بر موضع «خاورميانه عاري از سلاح اتمي» اصرار دارد و سازمان ملل متحد بايد درخ� �وص رفع نگراني هاي موجود در زمينه سلاح اتمي، تلاش جدي انجام دهد .
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به تجهيز رژيم صهيونيستي به سلاح اتمي از جانب امريكا و برخي قدرتهاي ديگر، خاطرنشان كردند: اين موضوع، خطر بزرگي براي منطقه است و از سازمان ملل متحد انتظار است كه در اين خصوص اقدامي انجام دهد.
ايشان افزودند: متأسفانه تركيب سازمان ملل متحد معيوب است و زورگوترين قدرتهاي دنيا، كه داراي سلاح اتمي و سابقه استفاده از آن نيز هستند بر شوراي امنيت مسلط شده اند.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سخنان دبيركل سازمان ملل درباره سوريه و درخواست از جمهوري اسلامي ايران براي كمك به حل اين بحران، افزودند: مسئله سوريه، مسئله بسيار تلخي است كه نتيجه آن، قرباني شدن مردم بي گناه اين كشور است.
رهبر انقلاب اسلامي تأكيد كردند: جمهوري اسلامي ايران براساس اعتقادات و آموزه هاي ديني خود، آماده هرگونه تلاش براي حل بحران سوريه است.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: اما حل بحران سوريه يك شرط طبيعي دارد كه عبارت است از جلوگيري از ارسال سلاح به گروههاي بي مسئوليت داخل سوريه.
ايشان وضعيت كنوني سوريه را نتيجه ارسال سيل گونه سلاح از بيشتر مرزهاي سوريه به داخل اين كشور و براي گروههاي مخالف ،دانستند و افزودند: وجود سلاح در دست دولت سوريه طبيعي است زيرا دولت سوريه مانند هر دولتي، ارتش دارد.
رهبر انقلاب اسلامي تأكيد كردند: حقيقت تلخ در مورد سوريه اين است كه مجموعه اي از دولتها، گروههاي مخالف دولت سوريه را به جنگي نيابتي از طرف خودشان با دولت سوريه وادار كرده اند و اين جنگ نيابتي، واقعيت امروز بحران سوريه است.
حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: همين دولتهايي كه جنگ نيابتي را در سوريه به راه انداخته اند، مانع از اجراي طرح آقاي كوفي عنان نيز شدند و نگذاشتند اين طرح به نتيجه برسد.
ايشان افزودند: تا زمانيكه اين نقشه بسيار خطر� �اك از طرف برخي دولتها، ‌در سوريه ادامه داشته باشد، وضعيت سوريه تغييري نخواهد كرد.
رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود به صحبتهاي دبيركل سازمان ملل متحد در مورد موضوع هسته اي ايران اشاره كردند و افزودند: امريكاييها اطلاع كامل دارند كه ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست و فقط به دنبال بهانه جويي هستند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به همكاريهاي وسيع ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي خاطرنشان كردند: آژانس براساس مقررات خود، موظف است از لحاظ علمي و فني به جمهوري اسلامي ايران كمك كند، اما آژانس بين المللي انرژي اتمي، نه تنها اي� �كار را نكرده بلكه دائماً كارشكني مي كند.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اعتراف غربيها مبني بر تلاش براي ايجاد خرابكاري اينترنتي و فني از طريق برخي بدافزارها از جمله استاكس نت،‌افزودند: چرا آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين خصوص موضع گيري نكرد؟
حضرت آيت الله خامنه اي همچنين با اشاره به تهديد هسته اي ايران از جانب مقام درجه اول دولت امريكا، ‌به آقاي بان كي مون گفتند: توقع اين بود كه سازمان ملل سريعاً با اين تهديد مقابله كند .
ايشان با تأكيد مجدد درخصوص موضع جمهوري اسلامي ايران مبني بر «ممنوعيت ساخت و بكارگيري سلاح اتمي» افزودن� �:اين موضع براساس اعتقادات ديني و نه براي خوش آمد امريكا و كشورهاي غربي است.
رهبر انقلاب اسلامي سخنان خود را با يك اندرز خيرخواهانه به دبيركل سازمان ملل پايان دادند و گفتند: در مورد موضوع «خلع سلاح اتمي» ملاحظه هيچ قدرتي را نكنيد و از فرصتي كه اكنون براي شما فراهم شده است، به درستي استفاده كنيد.
در اين ديدار آقاي بان كي مون دبيركل سازمان ملل متحد ضمن تبريك رياست ايران بر جنبش عدم تعهد، به نقش و جايگاه بسيار مهم و تأثيرگذار ايران در منطقه اشاره كرد و گفت: درخصوص سوريه من به عنوان دبيركل سازمان ملل از جمهوري اسلامي ايران درخواست مي كنم كه با استفاده از نفوذ و قدرت خود،‌زمينه حل بحران سوريه را فراهم كند.
آقاي بان كي مون افزود: ما معتقديم كه بايد ارسال سلاح به دولت سوريه و گروههاي مخالف آن متوقف شود.
دبيركل سازمان ملل متحد همچنين با اظهار نگراني از موضوع هسته اي ايران،‌خواستار همكاري بيشتر ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي و گروه 1 + 5 شد.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:15 |
حضرت آيت الله خامنه اي عصر امروز(پنجشنبه) در ديدار با رئيس جمهور تاجيكستان، زبان و فرهنگ ريشه دار، عميق و مشترك ملتهاي منطقه را زمينه مساعدي براي گسترش و تعميق مناسبات دو و چند جانبه و ساختن آينده اي بهتر دانستند.
ايشان با استقبال از گسترش روابط در زمينه هاي مختلف خاطرنشان كردند: تكريم سنتها، عقايد و آداب مردم، باعث جذب حمايت مستحكم آنها مي شود و هر دولتي با اتكاي به اين حمايت، ‌مي تواند در مقابل عوامل مزاحم خارجي، پايداري كند.
آقاي امام علي رحمان نيز در اين ديدار با تشريح زمينه هاي مختلف همكاري دو جانبه خواستار گسترش هرچه بيشتر مناسبات اقتصادي – سياسي و فرهنگي شد.
رئيس جمهور تاجيكستان با قدرداني از برگزاري پركيفيت اجلاس سران جنبش عدم تعهد گفت: سخنراني جنابعالي در افتتاحيه اجلاس مهم سران، زمينه ساز پويايي و تأثيرگذاري اين جنبش خواهد شد.
آقاي رحمان با اشاره به برخي تلاشهاي بيگانگان براي ايجاد ناامني و عقب نگه داشتن كشورهاي منطقه افزود: با كمك يكديگر در مقابل اين طرحها مي ايستيم.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:13 |
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز (چهارشنبه) در ديدار آقاي مان موهان سينگ نخست وزير هند و هيأت همراه، با اشاره به سابقه ارتباطات فرهنگي، عاطفي، تمدني و تاريخي دو ملت ايران و هند، تأكيد كردند: ملت ايران همواره نگاه مثبتي به هند داشته اند و همه اين موارد زمينه بسيار مناسبي براي گسترش بيش از پيش روابط دو كشور است.
ايشان هند را يك قدرت مهم و بزرگ و داراي پيشرفتهاي علمي و اقتصادي خوب خواندند و افزودند: ملت ايران، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بخصوص در سالهاي اخير كارهاي فراواني در عرصه هاي علمي، اقتصادي و اجتماعي انجام داده كه شايد در طول چند قرن گذشته سابقه نداشته است.
رهبر انقلاب اسلامي زمينه هاي تعميق همكاريهاي همه جانبه هند و ايران را مهيا دانستند و تأكيد كردند: همكاريهاي دو كشور بويژه در عرصه هاي تجاري و زيربنايي، مي تواند همكاري اطمينان بخشي باشد.
حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد بر اينكه نمي توان به همكاري شركاي بين المللي اعتماد كرد، خاطرنشان كردند: يكي از اين شركاي بين المللي غيرقابل اطمينان، امريكا است كه فقط براي يك دولت ، شريك قابل اطميناني است و آن دولت هم، دولت صهيونيستي است.
ايشان همچنين درخصوص مسائل منط� �ه از جمله سوريه و افغانستان، موضع ايران و هند را همسو دانستند و تأكيد كردند: دو كشور مي توانند همكاريهاي خود را در زمينه مسائل منطقه اي گسترش دهند.
رهبر انقلاب اسلامي ثبات، استقلال و اقتدار هند را براي جمهوري اسلامي ايران مهم دانستند و اظهار اميدواري كردند: ايران در دوره سه ساله رياست خود بر جنبش عدم تعهد، بتواند با همكاري هند، زمينه ساز نقش آفريني اين جنبش در مسائل مهم بين المللي و منطقه اي شود.
در اين ديدار كه آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور نيز حضور داشت، آقاي مان موهان سينگ نخست وزير هند ضمن ابراز خرسندي فراوان از ديدار با رهبر انقلاب اسلامي ايران، به سابقه فرهنگي و تمدني ملت هاي هند و ايران و روابط تاريخي دو ملت اشاره كرد و گفت: هند خواهان گسترش روابط با جمهوري اسلامي ايران در زمينه هاي مختلف از جمله بخش هاي انرژي و تأسيسات زيربنايي است.
وي با اشاره به توافقات انجام گرفته در مذاكرات با رئيس جمهور ايران، خاطرنشان كرد: در اين مذاكرات توافق هاي خوبي انجام شد كه زمينه ساز گسترش بيش از پيش روابط دو كشور خواهد شد.
نخست وزير هند همچنين با اشاره به مسائل منطقه از جمله افغانستان و سوريه تأكيد كرد: هند مخالف هرگونه مداخله خارجي در سوريه است و تنها راه حل بحران اين كشور را يك � �اه حل سوري و براساس نظر مردم سوريه، مي داند.
آقاي مان موهان سينگ خاطرنشان كرد: هند در دوران رياست ايران بر جنبش عدم تعهد تمام تلاش خود را براي نقش آفريني واقعي اين جنبش در مسائل بين المللي و منطقه اي به كار خواهد گرفت.
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:12 |

شانزدهمين اجلاس سران کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد صبح امروز(پنجشنبه) با حضور حضرت ايت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در تهران آغاز بکار کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنان بسيار مهمي در جمع 120 تن از سران و مقامات کشورهاي پنج قاره جهان، با اشاره به شرايط حساس گيتي و عبور جهان از يک پيچ تاريخي بسيار مهم و نشانه هاي بروز نظام نوين چند وجهي در مقابل نظام يک جانبه گرايي سلطه، به تبيين فرصت هاي نويد بخش پيش روي کشورهاي مستقل و آرمانهاي اصلي کشورهاي غير متعهد و همچنين نشانه هاي لبريز شدن پيمانه صبر مردم جهان بويژه ملته اي غرب از ساختارهاي معيوب، منسوخ ، ناعادلانه و غير دموکراتيک هندسه غلط بين المللي موجود، پرداختند و تاکيد کردند: جنبش عدم تعهد بايد نقش جديدي در شکل گيري نظم نوين بين المللي ايفاء کند و اعضاء اين جنبش مي توانند با هم‌افزائي امکانات و ظرفيتهاي گسترده‌ي خود، براي نجات جهان از ناامني و جنگ و سلطه‌گري نقشي تاريخي و ماندگار بيافرينند.
حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به سخنان يکي از بنيانگذاران جنبش عدم تعهد که مبناي تشکيل اين جنبش را، نه وحدت جغرافيائي يا نژادي و ديني، بلکه "وحدت نياز" خوانده بود، گفتند: امروز نيز باوجود پيشرفت و گسترش ابزارهاي سلطه‌گري، اين نياز همچنان پابرجا است.
ايشان با ياداوري آموزه هاي اسلام که فطرت انسانها را با وجود ناهمگونيهاي نژادي و زباني و فرهنگي، همسان مي داند، خاطر نشان کردند: اين حقيقت تابناک داراي چنان ظرفيتي است که مي تواند پايه و پشتوانه‌ي تشکيل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پيشرفت و عدالت شود و شالوده‌ريز همکاريهاي برادرانه‌ي ملتهاي گوناگون باشد.
رهبر انقلاب اسلامي با تاکيد بر اينکه همکاريهاي بين‌المللي بر اساس چنين شالوده‌ئي مبناي ارتباطات دولتها برپايه منافع سالم و مشترک، و منافع انساني خواهد بود، افزودند: اين نظم آرماني، در نقطه‌ي مقابل نظام سلطه قرار دارد که در قرنهاي اخير، قدرتهاي سلطه‌گر غربي ـ و امروز دولت زورگو و متجاوز آمريکا ـ مدعي و مبلّغ و پيشقراول آن بوده‌اند و هستند.
حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به زنده و پابرجا بودن آرمانهاي اصلي جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه، دست يافتن به اين آرمانها را پُر چالش اما اميدآفرين و ثمربخش خواندند و خاطر نشان کردند: جهان با عبرت آموزي از تجربه تاريخي شکست سياستهاي دوران جنگ سرد و نيز يک‌جانبه‌گرائيِ پس از آن، در حال گذار به نظام بين‌المللي جديدي بر پايه مشارکت همگاني و برابري حقوق ملتها است که در چنين شرايطي همبستگ� �کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد، ‌از ضرورتها است.
ايشان حفظ همبستگي و پيوند اعضاي جنبش عدم تعهد در چارچوب آرمانهاي مشترک را دستاوردي بزرگ خواندند و افزودند: خوشبختانه چشم‌انداز تحولات جهاني، نويدبخش يک نظام چند وجهي است که در آن، قطبهاي سنتي قدرت،‌ جاي خود را به مجموعه‌ئي از کشورها و فرهنگها و تمدنهاي متنوع و با خاستگاههاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي و سياسي ميدهند و اين جا به جائي تدريجي قدرت، فرصتي را براي کشورهاي عدم تعهد بوجود آورده تا نقش مؤثر و شايسته‌ئي را در عرصه‌ي جهاني بر عهده بگيرند و زمينه‌ي يک مديريت عادلانه و واقعاً مشارکتي را در پهنه‌ي گيتي فراهم آورند.
رهبر انقلاب اسلامي، شرائط کنوني جهان را فرصتي تکرار نشدني براي جنبش عدم تعهد دانستند و خطاب به سران اين جنبش گفتند: سخن ما آن است که اتاق فرمان جهان نبايد با ديکتاتوري چند کشور غربي اداره شود. بايد بتوان يک مشارکت دموکراتيک جهاني را در عرصه‌ي مديريت بين‌المللي شکل داد و تضمين کرد.
حضرت ايت الله خامنه اي در ادامه به تبيين مشکلات و ساختار هاي معيوب و ناکارامد نظام بين المللي کنوني از جمله شوراي امنيت پرداختند و تاکيد کردند: شوراي امنيت سازمان ملل داراي ساختار و ساز و کاري غيرمنطقي،‌ ناعادلانه و کاملاً غير دموکراتي ک و يک ديکتاتوري آشکار و وضعيتي کهنه و منسوخ و تاريخ‌مصرف‌گذشته است.
ايشان افزودند: با سوءاستفاده از همين سازوکار غلط است که آمريکا و همدستانش توانسته‌‌اند زورگوئيهاي خود را در لباس مفاهيم شريف بر دنيا تحميل کنند. آنها ميگويند «حقوق بشر» و منافع غرب را اراده ميکنند؛ ميگويند «دموکراسي» و دخالت نظامي در کشورها را به جاي آن مي‌نشانند؛‌ميگويند: «مبارزه با تروريسم» و مردم بيدفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهاي خود ميسازند.
رهبر انقلاب اسلامي به تقسيم بندي مردم جهان به شهروندان درجه‌ي يک و دو و سه از جانب آمريکا و ديگر قدرتهاي سلطه گر اشاره و خاطر نشان کردند: جان انسان در آسيا و آفريقا و امريکاي‌لاتين ارزان و در آمريکا و غرب اروپا گران، قيمت‌گذاري ميشود؛ امنيت آمريکا و اروپا مهم، و امنيت بقيه‌ي بشريت بي‌اهميت دانسته ميشود؛ شکنجه و ترور اگر به دست آمريکائي و صهيونيست و دست‌نشاندگان آنها صورت گيرد، مُجاز و کاملاً قابل چشم‌پوشي است؛ بگونه اي که زشت ترين و نفرت انگيز ترين رفتارها با زندانيان بي دفاع و بي وکيل و بي محاکمه در زندانهاي مخفي آنها ، وجدان آنان را نمي‌آزارد.
حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به تعريف کاملا گزينشي و يک طرفه بد و خوب در نظام سلطه تاکيد کردند: آنا� �منافع خود را بنام «قوانين بين‌المللي» و سخنان تحکم‌آميز و غيرقانوني خود را به نام «جامعه‌ي جهاني» بر ملتها تحميل ميکنند، و با شبکه‌ي رسانه‌ئيِ انحصاري سازمان‌يافته،‌دروغهاي خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت‌طلبي وانمود ميکنند و در مقابل، هر‌سخن حقي را که افشاگر فريب آنها است، دروغ و هر مطالبه‌ي بر حقّي را ياغيگري مينامند.
ايشان با تاکيد بر اينکه ادامه اين وضعيت معيوب و پر زيان امکان پذير نيست و همه ملتها از اين هندسه‌ي غلط بين‌المللي خسته شده‌اند، گفتند: جنبش 99 درصدي مردم در آمريکا بر ضدّ کانونهاي ثروت و قدرت در آن ک� �ور و اعتراض عمومي در کشورهاي اروپاي غربي به سياستهاي اقتصادي دولتهايشان نيز نشان از لبريز شدن پيمانه‌ي صبر و تحمل ملتها از اين وضعيت است، پس بايد اين وضعيت نامعقول را علاج کرد.
رهبر انقلاب اسلامي، پيوند مستحکم و منطقي و همه‌جانبه‌ي کشورهاي عضو جنبش عدم‌تعهد را در يافتن راه علاج، بسيار موثر دانستند و با اشاره به نبود صلح و امنيت واقعي بعنوان يکي ديگر از مسائل حادّ جهان خاطر نشان کردند: امروز خلع سلاحهاي کشتار‌ جمعي و فاجعه‌بار يک ضرورت فوري و يک مطالبه‌ي همگاني است و آنهايي که سلاحهاي ضد بشريت را در زرادخانه‌هاي خود انبار ميکنند حق ندار ند خود را پرچمدار امنيت جهاني قلمداد کنند.
حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به نبود اراده جدي در کشورهاي دارنده‌ي تسليحات هسته‌ئي، براي حذف اين ابزارهاي مرگبار از دکترين نظامي خود، هرگونه تصوري را مبني بر اينکه سلاح هسته اي عامل رفع تهديد و شاخصي مهم در جايگاه سياسي و بين‌المللي است، مردود و مطرود خواندند و گفتند: سلاح هسته‌ئي نه تأمين‌کننده‌ي امنيت و نه مايه‌ي تحکيم قدرت سياسي است، بلکه تهديدي براي اين هر دو است و حوادث دهه‌ي 90 قرن بيستم نشان داد که داشتن اين تسليحات نميتواند رژيمي همانند شوروي سابق را هم حفظ کند.
ايشان تاکيد کردند: جمهور ي اسلامي ايران استفاده از سلاح هسته‌ئي و شيميائي و نظائر آن را گناهي بزرگ و نابخشودني ميداند و بر همين اساس شعار «خاورميانه‌ي عاري از سلاح هسته‌ئي» را طرح کرده و به آن پايبند است.
رهبر انقلاب اسلامي با تاکيد بر اينکه طرح اين شعار از جانب جمهوري اسلامي ايران به معناي چشم‌پوشي از حق بهره‌برداري صلح‌آميز از انرژي هسته‌ئي و توليد سوخت هسته‌ئي نيست، خاطر نشان کردند: استفاده‌ي صلح‌آميز از اين انرژي براساس قوانين بين‌المللي حق همه‌ي کشورها است و همه بايد بتوانند از اين انرژي سالم در مصارف گوناگون حياتي کشور و ملتشان استفاده کنند و در اِعمال � �ين حق وابسته به ديگران نباشند.
حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به حرکت مرموز چند کشور غربي دارنده‌ي سلاح هسته‌ئي و استفاده کننده از آن، براي ايجاد انحصار در توليد و فروش سوخت هسته‌ئي افزودند: طنز تلخ روزگار ما آن است که دولت آمريکا که دارنده‌ي بيشترين و مرگبارترين سلاحهاي هسته‌ئي و ديگر سلاحهاي کشتارجمعي و تنها مرتکب به کارگيري آن است،‌ امروز ميخواهد پرچم مخالفت با اشاعه‌ي هسته‌ئي را به دوش بگيرد، در حاليکه مجموعه فريبگر آمريکا و شرکاي غربي اش، استفاده‌ي صلح‌آميز از انرژي هسته‌ئي را براي کشورهاي مستقل بر‌نمي‌تابند و حتي با توليد سوخت هسته‌ئي براي راديو داروها و ديگر مصارف صلح‌آميز انساني، ستيزه گري مي کنند.
رهبر انقلاب اسلامي به بهانه‌ي دروغين آمريکا و چندکشور غربي در خصوص نگراني از توليد سلاح هسته‌ئي در ايران اشاره کردند و گفتند: من تأکيد ميکنم که جمهوري اسلامي هرگز در پي تسليحات هسته‌ئي نيست و نيز هرگز از حق ملّت خود در استفاده‌ي صلح‌آميز از انرژي هسته‌ئي چشم‌پوشي نخواهد کرد. شعار ما «انرژي هسته‌ئي براي همه و سلاح هسته‌ئي براي هيچکس» است. ما بر اين هر دو سخن پاي‌خواهيم فشرد.
حضرت ايت الله خامنه اي شکستن انحصار چند کشور غربي در توليد انرژي هسته‌ئي در چهارچوب معاهده‌ي عدم اشاعه را به سود همه‌ي کشورهاي مستقل و از جمله کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد دانستند و خاطر نشان کردند: تجربه‌ي سه دهه ايستادگي موفقت‌آميز در برابر زورگوئي‌ها و فشارهاي همه‌جانبه‌ي آمريکا و متحدانش، جمهوري اسلامي را به اين باور قطعي رسانده است که مقاومت يک ملت متحد و داراي عزم راسخ، قادر است بر همه‌ي خصومتها و عنادها فائق آيد و راه افتخارآميز به سوي هدفهاي بلند را بگشايد.
ايشان ،پيشرفتهاي همه‌جانبه‌ي کشور در دو دهه‌ي اخير و در شرائط تحريمها و فشارهاي اقتصادي و تهاجم تبليغاتي را گواه بارز نتيجه ايستادگي ملت ايران دانستند و افزودند: تحريمهائي که ياوه‌گويان، آن را فلج‌کننده ناميدند، نه تنها ما را فلج نکرده است و نخواهد کرد، بلکه گامهاي ما را محکمتر و همت ما را بلندتر و اطمينان ما را به درستي تحليلهاي خود و نيز به توانائي درون‌زاي ملّتمان راسختر کرده است و ما ياري خداوند را در اين چالشها بارها و بارها به چشم ديده‌ايم.
مسئله بسيار مهم و در عين حال دردآور جامعه بشري يعني فلسطين، بخش ديگري از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع سران و مقامات کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد بود.
حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به توطئه وحشتناک غربي ها با سردمداري انگليس در غصب يک کشور مس تقل و داراي شناسنامه‌ي روشن تاريخي بنام فلسطين و جنايات سران سياسي و نظامي رژيم غاصب صهيونيست، در مدت بيش از شصت و پنجسال افزودند: رژيم صهيونيستي که با به راه انداختن جنگهاي فاجعه‌بار و کشتار مردم و اشغال سرزمينهاي عربي و سازماندهي تروريسم دولتي در منطقه و جهان، دهها سال ترور و جنگ و شرارت به راه انداخته، ملت فلسطين را که براي احقاق حق خود به پا خاسته و مبارزه ميکنند، تروريست مينامد و شبکه‌ي رسانه‌هاي متعلق به صهيونيزم و بسياري از رسانه‌هاي غربي و مزدور نيز اين دروغ بزرگ را تکرار ميکنند و سردمداران سياسي مدّعي حقوق‌بشر هم با بستن چشمان خود بر اين همه جنايت، از آن رژيم فاجعه‌آفرين حمايت کرده و در نقش وکيل‌مدافع آن ظاهر ميشوند.
ايشان با تاکيد بر اينکه همه‌ي راه‌هائي که غربيها و وابستگان آنها براي «حل مسأله‌ي فلسطين» پيشنهاد کرده و پيموده‌اند، غلط و ناموفق بوده است و در آينده نيز چنين خواهد بود، بارديگر به راه حل عادلانه و کاملاً دموکراتيک جمهوري اسلامي ايران اشاره کردند و گفتند: بر اساس اين راه حل، همه‌ي فلسطيني‌ها، چه ساکنان کنوني آن و چه کساني که به کشورهاي ديگر رانده شده و هويت فلسطيني خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسيحي و يهودي در يک همه‌پرسي عمومي با نظارتي دقيق و اطمينان‌بخش، شرکت و ساختار نظام سياسي اين کشور را انتخاب خواهند کردو در چنين شرايطي است که صلح برقرار خواهدشد.
رهبر انقلاب اسلامي در ادامه پندي خيرخواهانه را به سياستمداران آمريکائي که همواره مدافع رژيم صهيونيستي هستند، دادند: اين رژيم تاکنون براي شما دردسرهاي و هزينه هاي بيشمار داشته است و چهره‌ي شما را در ميان ملتهاي منطقه، منفور و شما را در چشم آنان شريک جنايات صهيونيستهاي غاصب معرفي کرده است؛ بيائيد به پيشنهاد جمهوري اسلامي درباره‌ي همه‌پرسي بينديشيد، و با تصميمي شجاعانه خود را از گره ناگشودني کنوني نجات دهيد. بيشک مردم منطقه و هم� �‌ي آزادانديشان گيتي از اين اقدام، استقبال خواهند کرد.
حضرت ايت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود به پرمعنا بودن نشست سران جنبش عدم تعهد در تهران، در شرايط کنوني، اشاره و خاطر نشان کردند: اعضاء اين جنبش با هم‌افزائي امکانات و ظرفيتهاي گسترده‌ي خود ميتوانند براي نجات جهان از ناامني و جنگ و سلطه‌گري نقشي تاريخي و ماندگار بيافرينند.
ايشان رسيدن به اين هدف بزرگ را منوط به همکاريهاي همه‌جانبه‌ي اعضاي جنبش عدم تعهد و انتقال تجربيات، دانستند و تاکيد کردند: بايد عزمهايمان را راسخ کنيم؛‌به هدفها وفادار بمانيم؛ از اخم قدرتهاي زورگو نترسيم و � �ه لبخند آنان دل‌خوش نکنيم؛ اراده‌ي الهي و قوانين آفرينش را پشتيبان خود بدانيم؛ به شکست تجربه‌ي اردوگاه کمونيستي در دو دهه پيش و شکست سياستهاي باصطلاح ليبرال دموکراسي غربي در حال حاضر، با چشم عبرت بنگريم. و بالاخره سقوط ديکتاتورهاي وابسته به امريکا و همدست رژيم صهيونيستي در شمال آفريقا و بيداري اسلامي در کشورهاي منطقه را فرصتي بزرگ بشماريم.
رهبر انقلاب اسلامي در پايان سخنان خود در جمع سران و مقامات 120 کشور عضو جنبش عدم تعهد با تاکيد بر لزوم تشکيل دبيرخانه فعال و پرانگيزه براي جنبش، خاطر نشان کردند: ما ميتوانيم به ارتقاء « بهره‌وري سياسي» ج� �بش عدم تعهد در مديريت جهاني بينديشيم؛ ميتوانيم براي تحول در اين مديريت،‌ سندي تاريخي تهيه کنيم و ابزارهاي اجرائي آن را فراهم نمائيم؛ ميتوانيم حرکت به سمت همکاريهاي مؤثر اقتصادي را طرّاحي و الگوهاي ارتباط فرهنگي ميان خود را تعريف کنيم.

+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 22:10 |

 نقش امام خامنه اي در روابط ميان علما و روشنفكران

اثري از : مريم صادقي پري؛ پژوهشگر تاريخ انقلاب
ارتباط وسيع ايشان با علما و طلاب و اخلاق نيكو كه از خصوصيات بارز شخصيتي آيت الله خامنه اي است، عامل بسيار مهمي در ايجاد اين حلقه ي ارتباطي است. جالب است كه اين وجه شخصيتي ايشان مورد توجه امام هم قرار داشته و از آن تمجيد هم كرده اند...
 
 
 

مقام معظم رهبري به دليل داشتن ابعاد مختلف شخصيتي، در سال هاي مبارزه و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي توانستند حلقه ي واسطي ميان «نهضت و انقلاب اسلامي با ساير مراجع و علما» از يك سو و «جريان روشنفكري با نهضت اسلامي امام (رحمت الله عليه)»، از سوي ديگر باشند. حلقه ي واسطي كه براساس آن بخشي از بدنه ي جامعه كه با اهداف اسلامي انقلابيون كمابيش زاويه داشتند؛ به انقلاب اسلامي متصل شدند. براي شناخت مختصر اين ارتباط، مقاله را در دو بخش حلقه ي واسط ميان «علما و مراجع و انقلاب اسلامي» و حلقه ي واسط بين «جريان روشنفكري و انقلاب اسلامي» مورد بررسي قرار مي دهيم.

حلقه ي واسط ميان علما و مراجع

حوزه ي علميه ي قم در سال 1341ه.ش.، با نداي حضرت امام خميني(رحت الله عليه) به پاخاست و به همين دليل شور ديگري در اين مركز علم، تقوا و جهاد پديد آمد. اما بايد نداي قيام و مبارزه از حوزه ي علميه ي قم، به ساير حوزه هاي علميه و مجامع ديني نيز منتقل مي شد. يكي از اين حوزه ها، حوزه ي علميه ي مشهد بود كه آيت الله خامنه اي در اين مورد نقش سازنده و عظيمي را ايفا كردند و ضمن فعاليت هايي كه در قم داشتند، ارتباط خود را با ساير علما و طلاب مشهد تقويت نموده و با استفاده از ارتباط گيري با ساير علماي خراسان و دوستان طلبه شان، اين كار را به پيش بردند.[1]

در سال 1341ه.ش.، با مطرح شدن لايحه ي انجمن هاي ايالتي و ولايتي مبارزه ي سختي از سوي حوزه هاي علميه به رهبري امام آغاز شد. رژيم با اين لايحه، سعي در ضربه زدن به اسلام و تضعيف روحانيت و حوزه هاي علميه و باز كردن بيشتر دست آمريكا و اسراييل در شئون مختلف مملكت، البته با طرح شعارهاي عوام فريبانه داشت.

سرانجام اعتراض علما و طلاب حوزه ي علميه ي قم به فاجعه ي مدرسه ي فيضيه و جنايت عمال رژيم منجر شد و بسياري از طلاب اين مدرسه توسط ايشان به شهادت رسيدند. در همين زمان امام خميني(رحمت الله عليه) براي آگاه كردن مردم از جريان هاي اتفاق افتاده، اقدام هاي مؤثري انجام دادند از جمله اينكه نامه هايي خطاب به علما و مردم نوشتند تا آن ها را نسبت به توطئه ي رژيم شاه آگاه سازند.[2]

در اين ميان نمي توان به آساني از نقش اثرساز آيت الله خامنه اي گذشت. ذكر اين واقعه از زبان خود ايشان جالب توجه است: «واقعاً وقتي انسان فكر مي كند، مي بيند براي اينكه مردم سراسر ايران فاجعه ي فيضيه را بفهمند و به مبارزه كشيده شوند و هيجان پيدا كنند، هيچ راهي بهتر از برنامه اي كه امام طرح كرده و به اجرا درآورد، وجود نداشت. خود من از كساني بودم كه براي محرم، از سوي امام اعزام شدم و تأثيرش را نيز ديدم. امام از من خواستند كه به مشهد بروم و يك پيام براي آقاي ميلاني و آقاي قمي و پيام ديگري براي علماي مشهد ببرم.»[3]

در واقع ارتباط وسيع ايشان با علما و طلاب و اخلاق نيكو كه از خصوصيات بارز شخصيتي آيت الله خامنه اي است، عامل بسيار مهمي در ايجاد اين حلقه ي ارتباطي است. جالب است كه اين وجه شخصيتي ايشان مورد توجه امام هم قرار داشته و از آن به اين شكل تمجيد هم كرده اند: «ايشان را من سال هاي طولاني مي شناسم و در آن زماني كه اول نهضت بود ايشان وارد بود و به اطراف براي رساندن پيام ها تشريف مي بردند؛ و بعد از اين هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. يك نعمت خدا به ما، اين است كه داده.»[4]

ايشان حتي در ايام تبعيد در ايرانشهر نيز دست از فعاليت هاي مجاهدانه ي خود برنداشتند و به پايه گذاري وحدت بين شيعه و سني در اين شهر پرداختند و حتي علماي اهل سنت آن منطقه را هم نسبت به اهداف امام و انقلابيون آگاه ساختند. البته يكي ديگر از فعاليت هاي ايشان براي تحقق هدف وحدت ميان علماي شيعه و سني، ترجمه ي آثار علما اهل سنت مانند سيد قطب به زبان فارسي است. در عين حال كه ترجمه ي اين كتاب با عنوان «آينده در قلمرو اسلام» به روحيه ي ظلم ستيزي انقلابيون مسلمان كمك شاياني مي كند؛ به ايجاد تعامل بين علماي شيعه و سني منجر مي شود.[5]

جريان روشنفكري به عنوان جريان غالب بدنه ي فرهنگي در دوران پهلوي، بيشتر يا متمايل به غرب بود يا متمايل به شرق و ديگر اينكه بيشتر آن ها مواضع ديني بسيار كم رنگي داشتند اما به واسطه ي شخصيت ادبي- فرهنگي و ارتباط ايشان با افراد دانشگاهي، آيت الله خامنه اي توانستند حلقه ي واسطي بين اين روشنفكران و نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(رحمت الله عليه) شوند.

حلقه ي واسط بين روشنفكران و انقلاب اسلامي

جريان روشنفكري به عنوان جريان غالب بدنه ي فرهنگي در دوران پهلوي، بيشتر يا متمايل به غرب بود يا متمايل به شرق و ديگر اينكه بيشتر آن ها مواضع ديني بسيار كم رنگي داشتند اما به واسطه ي شخصيت ادبي- فرهنگي و ارتباط ايشان با افراد دانشگاهي، آيت الله خامنه اي توانستند حلقه ي واسطي بين اين روشنفكران و نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(رحمت الله عليه) شوند.

ادبا و انقلاب اسلامي

آشنايي مقام معظم رهبري از زمان نوجواني با مقوله ي ادبيات و شعر، باعث حضور ايشان در انجمن هاي شعري و شركت در جلسات نقد و مناظره با شاعران در شهر مشهد شد. همين آشنايي با بعضي از شاعران بزرگ و شركت در جلسات تخصصي، رابطه ي ايشان را با شعر از نگاه شوريدگي و علاقه مندي، به نگاه تخصصي بدل كرد و خيلي زود در انجمن «فردوسي» جايگاه خود را يافت. اين همان مطلبي است كه ايشان در خاطراتشان به آن اشاره فرموده اند: «من در مقوله هاي سينمايي و هنرهاي تجسمي و تصويري و امثال اين ها ورود ندارم. يعني يك مستمع عامي هستم. اما در مورد شعر و رمان نه، آدم عامي نيستم، از اين آثاري كه وجود دارد، زياد خوانده ام.»[6]

همين حضور در اين محافل باعث شد بعدها بين اين دست از ادبا و روشنفكران با جريان نهضت، رابطه برقرار شود؛ به طوري كه برخي از اعضاي آن انجمن همچون «كمال پور، باقرزاده، محمدرضا شفيعي كدكني، نعمت ميرزاده، قهرمان، محمدرضا حكيمي، ذبيح الله صاحب كار» و بعدها «مهرداد اوستا» به جريان انقلاب متصل شدند.[7]

مقام معظم رهبري و روشنفكران ديني

مسئله ي حائز اهميت ديگر ارتباط آيت الله خامنه اي با برخي از رجال روشنفكر نظير دكتر «علي شريعتي» و «جلال آل احمد» مي باشد، به طوري كه ايشان دكتر علي شريعتي را نه تنها از وراي كتاب ها و نوارهاي سخنراني بلكه به عنوان يك دوست و همراه مي شناختند و بارها با يك ديگر در مشهد و تهران و در جريان مبارزات، گفت وگو و تبادل نظر داشتند.[8]

حتي دفاع ايشان از دكتر علي شريعتي در عين نگاه نقادانه به آثار دكتر، از نقاط بسيار مهم و مؤثر در ايجاد تعادل ميان مخالفان و موافقان آثار دكتر شريعتي در سال هاي ابتداي انقلاب بود. ايشان در مصاحبه با روزنامه ي جمهوري اسلامي، در تاريخ 4 تير 1359ه.ش.، ص 12، درباره ي دكتر شريعتي مي فرمايند:

«ممكن بود او اشتباهاتي بعضاً در مسائي اصولي و بياني تفكر اسلامي داشته باشد مثل توحيد يا نبوت و يا مسائل ديگر ما اين نبايد موجب مي شد كه ما شريعتي را با همين نقاط منفي بشناسيم... البته شريعتي يك آغازگر بود. در اين شك نبايد كرد. او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جديد نسل بود. قبل از او بسياري بودند كه انديشه ي مترقي اسلام را آن چنان كه او فهميده بود، فهميده بودند. اما هيچ كدام اين موفقيت را پيدا نكردند كه آنچه را فهميده بودند در قالب واژه ها و تغييراتي كه براي نسل امروز ما و يا بهتر بگويم نسل آن روز شريعتي، نسلي كه مخاطبين شريعتي را تشكيل مي دادند، بيان كنند.»

آيت الله خامنه اي در ارتباط با قشر دانشجو علاوه بر آشنا كردن آنان با معارف اسلامي و حقايق دين و انگيزش روح جهاد و مبارزه با رژيم طاغوتي پهلوي، در اصلاح اخلاق و رفتار و دميدن روح تقوا در آنان نيز تلاش گسترده اي داشتند و در هر دو بعد موفق به تأثيرگذاري عميق در مخاطبان خود شدند.

مقام معظم رهبري و دانشگاهيان

و بالاخره ارتباط گسترده ي ايشان با طيف دانشجويان، از مسائل مهمي است كه نقش سازنده اي در ارتباط اين طيف با نهضت انقلاب اسلامي داشت. شخصيت علمي و خصوصيات اخلاقي آيت الله خامنه اي باعث شده بود كه به راحتي بتوانند با دانشجويان رابطه برقرار كنند. حجت الاسلام «عبدالرضا ايزدپناه» (سردبير مجله ي حوزه) كه افتخار شاگردي چندين ساله ي مقام معظم رهبري را دارند، درباره ي فعاليت هاي معظم له در زمان طاغوت مي گويند:

«آيت الله خامنه اي به جهاد و مخالفت عليه طاغوت، شهره ي شهر[مشهد] بود. اطرافيان و مريدانشان، سيدجمال را در سيماي او مي ديدند. در دانشگاه و بين روشنفكران، افتخار حوزه ها بود و در حوزه ي علميه، بيدادگر و احياگري غريب. وقتي به آن سال ها بر مي گردم و چهره ي او را در ذهنم مي آورم، گوياي شيري بود در قفس؛ با خشمي مقدس عليه طاغوت زمان با تمام فشار و محدوديت هايي كه ساواك مشهد بر او وارد كرد، نتوانست از جهاد بازش دارد. سخنراني او ممنوع بود؛ ولي او با ايجاد محفل درس تفسير قرآن، نهج البلاغه و... طلاب و دانشگاهيان را با مايه هاي انقلابي و زندگي ساز اسلام آشنا مي ساخت...»[9]

در سندي از اسناد ساواك در خصوص نظر شهيد مطهري درباره ي جذب دانشجويان توسط آيت الله خامنه اي آمده است:«...سيد علي خامنه اي از نمونه هاي ارزنده اي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد كارهاي پر ثمري را انجام داده كه يكي از آن ها جمع كردن جوانان روشنفكر و بيدار بوده و به همين جهت وي مورد توجه خميني هم واقع شده و[امام] خميني دستور داده كه هواخواهان وي [آيت الله]خامنه اي را حمايت كنند.»[10]

آيت الله خامنه اي در ارتباط با قشر دانشجو علاوه بر آشنا كردن آنان با معارف اسلامي و حقايق دين و انگيزش روح جهاد و مبارزه با رژيم طاغوتي پهلوي، در اصلاح اخلاق و رفتار و دميدن روح تقوا در آنان نيز تلاش گسترده اي داشتند و در هر دو بعد موفق به تأثيرگذاري عميق در مخاطبان خود شدند.[11]

در واقع به صراحت مي توان گفت كه فعاليت هاي علمي و تدريسي ايشان و سخنراني هايي كه در انجمن هاي اسلامي دانشجويي و هيئت هاي مذهبي نظير انصارالحسين در تهران داشتند؛ همچنين طرح ديدگاه هاي انقلابي اسلام و لزوم مبارزه و جهاد و بيان مسائل روز در مجامع مختلف و ترجمه ي كتاب هايي نظير صلح امام حسن(عليه السلام) و مسلمانان در نهضت هندوستان و كتاب هاي ديگر در پرورش انقلابي جوانان كارساز بسيار مهم و كارساز بود.[12]

سخن آخر

معمولا شهره است كه ميان دانشگاهيان و طلبه ها نقاط افتراق بسياري وجود دارد. در واقع نوع نگرش و جهان بيني آن ها در تقابل با مسائل متفاوت است. اگر اين نكته را مفروض بپنداريم، تلاش حضرت آيت الله خامنه اي در جذب اين نيروهاي متفاوت، در خور تحسين بسيار است. اين نكته بيش از هر چيز بيانگر توان و قدرت مديريتي ايشان است.

در دوران مبارزه عليه رژيم پهلوي، هدف و پيروي از امام امت آن چنان پررنگ بود كه ايشان نيروهاي متضاد را حول آن گرد مي آورد. از يك سو دكتر شريعتي كه بسياري به اسلام شناسي او نقد داشتند، بخصوص كه او بر آموزه هاي شيعه تأكيد بسيار داشت، از سوي ديگر، روحانيون و شخصيت هاي مطرح تشيع و مهم تر از همه ي اين ها گروه هاي اهل تسنن. تاريخ نشان داد اين جذب حداكثر نيروها سرانجام به ثمر نشست.

پي نوشت ها:

[1]. هادي قطبي، در سايه ي خورشيد، صص19-18.

[2]. مؤسسه ي فرهنگي قدر ولايت، جرعه نوش كوثر، صص86-85.

[3]. همان، ص71.

[4]. صحيفه ي امام، ج 17، صص 271 و 272.

[5]. مؤسسه ي فرهنگي قدر ولايت، جرعه نوش كوثر، ص 102.

[6]. مؤسسه ي فرهنگي قدر ولايت، خاطرات و حكايت ها، ج5، ص33.

[7]. خاطرات و حكايت ها – زندگينامه ي مقام معظم رهبري-، مؤسسه ي فرهنگي قدر ولايت، ص29 و مقاله ي «آنكه دلبسته ياران خراساني خويش است» نوشته ي مصطفي محدثي خراساني، هفته نامه ي پنجره، شماره ي 58، مورخ 13 شهريور 1389ه.ش.، ص 42

[8]. شعباعلي لامعي، شريعتي در آيينه ي خاطرات، صص108-110.

[9]. جعفر حمزه، خاطرات سبز، ص12.

[10]. عالم جاودان-ياران امام به روايت اسناد ساواك-، مركز بررسي اسناد تاريخي، ص 455

[11]. خاطرات و حكايت ها – زندگينامه ي مقام معظم رهبري-، مؤسسه ي فرهنگي قدر ولايت، ص 65

[12]. جرعه نوش كوثر، مؤسسه ي فرهنگي قدر ولايت، ص 87
+ نوشته شده توسط محمدامین سرکهکی در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 21:17 |